loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 14
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:14


پیشینه
به گفته مرتضی مطهری، پیشینه وجود عقل فعال و رابطه نفس بشر با آن در زمان ژرف اندیشی، به عصر قبل از اسلام بازمی‌خواهد شد. به حیث وی از گفته مورخان فلسفه اینگونه برمی‌آید، اولیه هر که عقل فعال را اظهار کرده، اَرَسطُوقْلیس، مدرس اِسْکَندَر اَفْرودیسی و غیر از ارسطوی دارای شهرت، بود. ارسطوقلیس دلیلی[یادداشت ۲] برای ثابت عقل فعال ارائه کرد که فیلسوفان مسلمان این استدلال را پذیرفته و در کتاب ها فلسفی خویش بیان کردند؛ اما دلایل دیگری نیز به آن اضافه کردند.[۲۱] بعضا معتقدند که ارسطو، عقل فعال را تحت عنوان برهان خروج نفس از قوه به فعل و فعلیت یافتن معقولات و مفاهیم بالقوه مطرح کرد.[۲۲] بعضا گفته‌اند که اول توشه اسکندر افرودیسی (زنده فی مابین‌ نصفه دوم‌ سده ۲ و استارت سده ۳میلادی )اصطلاح عقل فعال مسجد النبی کوهسنگی مشهد را به شغل موفقیت.[۲۳]

بینش‌ها
درباره تایید یا این که عدم تایید عقل فعال دو عقیده وجود دارااست.

موافقان
هر سه مدرسه فلسفه اسلامی عقل فعال را پذیرفته و از آن گفت و گو کرده‌اند؛ هرچند اختلافاتی با یکدیگر دارا‌هستند. فیلسوفان مشائی، عقول را مخصوص در عقول ده‌گانه طولی و عقل فعال را دهمی و واپسین عقل از آن سلسله طولی می‌دانستند. براساس فلسفه اشراق، افزون بر عقول طولی فراوان، عقول عَرْضی هم وجود دارااست که نقش و کارکردهای عقل فعال بدین عقول عرضی واگذار گردیده است. ملاصدرا در حکمت متعالیه با تایید عقول طولی فلسفه مشاء و عقول عرضی فلسفه اشراق، برای عقل فعال، نقش وجودشناختی و معرفت‌شناختی خاصی قائل شد؛[۲۴] اما ملاصدرا در آثارش گاهی عقل فعال را وجودی جداگانه از نفس بشر می داند و گاهی آن را درجه بهتر و کمال نفس انسانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌شمارد.[۲۵]

اورده شده عقل فعال در حکمت اشراق، در سلسله عقول طولی، فروغ و روشنایی نخستین و نور و روشنایی اقرب و در درجه عقول عرضی، رب النوع (خواسته از رب النوع‌ها در حکمت اشراق، عقول عرضی میباشند) بشر میباشد.[۲۶] روحانی اشراق در کتاب «هیاکل النور» می‌نویسد به عنوان مثال نورهای قاهر (عقل) آن میباشد که نسبتش با ما همانند بابا میباشد و وی ربِّ نوع انسانی میباشد و بخشنده نفس‌های ما و مُمعدودِّل بشر میباشد. شارع او‌را «روح الامین» و اهل حکمت او‌را عقل فعال رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نامند.[۲۷]

آورده شده با وجود اینکه عقل فعال در حکمت مشاء و متعالیه، به عبارتی جبرئیل و سرچمشه تک تک حقایق و معارف و دلیل خروج نفس از قوه به فعلیت دانسته گردیده‌است، ولی تصویری که از عقل فعال در حکمت متعالیه ارائه گردیده، بدون نقص‌خیس و خوب از تصویر ارائه گردیده در حکمت مشاء میباشد. از لحاظ ملاصدرا، نفس بشر در تاثیر رها شدن از تعلقات دنیوی، با عقل فعال متحد میشود و عقل فعال رتبه‌ای از مراتب خوب نفس انسانی میگردد و کل حقایق را به طور حضوری (خیر حصولی) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد مشاهده می‌نماید.[۲۸]

معارضان
آورده شده فیلسوفان و متکلمانی همانند ابوالبرکات بغدادی، امام محمد غزالی و فخرالدین رازی وجود عقل فعال و نقش وی در ساخت‌و‌ساز دانا ماده و نفوس انسانی و افاضه ادراکات به نفس انسانی را انکار کرده‌اند. غزالی نقش عقل فعال در پدیده وحی را نیز انکار کرده و این نظر را دارد که تنها معبود و فرشته‌ای خاص در وحی نقش دارا هستند.[۲۹]

دلایل ثابت
یکی‌از دلایلی که فلاسفه برای ثابت عقل فعال ارائه کرده‌اند، این میباشد که نفس انسانی نخست حدوث و پیدایش، بالقوه (یعنی قابلیت و امکان و آمادگی نفس بودن را دارااست؛ البته هنوز وجود فرنگی پیدا نکرده) میباشد و به ندرت از بالقوه بودن به فعلیت می رسد و وجود فرنگی مییابد؛ ازاین‌رو، می بایست جانور دیگری باشد که آن نفس را از قوه بودن به فعلیت برساند. این مو جود نمی‌تواند دنیوی باشد؛ چون موجودات دنیوی در ذات خویش دارنده عقل و درک نیستند؛ ازاین‌رو نمی‌توانند به دیگری عقل و ادراک عطا نمایند. پس بایستی این جانور مجرد و غیرمادی باشد که به عبارتی عقل فعال میباشد؛ به این ترتیب عقل فعال، انگیزه فاعلی خروج نفس بشر از قوه بودن به فعلیت آن میباشد.[۳۰]

مرتضی مطهری دلیلی دیگر از ابن‌سینا نقل کرده که از رویه تقسیم قوای ادراکی به ثابت عقل فعال پرداخته میباشد.[۳۱]

بازدید : 16
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:25


عبدالله بن مُسکان (درگذشته پیش از ۱۸۳ق)، پر اسم و رسم به ابن مسکان راوی از امام کاظم(ع) بوده میباشد. او در کوفه می‌زیست و از موالی قوم عنزه و به نقلی خاندان عجل بوده میباشد. اساتید روایی وی اشخاص مشهوری زیرا ابوبصیر لیث مرادی، زرارة بن اعین، جابر بن یزید جعفی و برید بن معاویه عجلی بودند. صفوان بن یحیی، یونس بن عبدالرحمان، جمیل بن دراج، حسن بن دوستداشتنی و ابن ابی عمیر از وی قصه کرده‌اند. «کتاب فی الامامة» و «کتاب فی الحلال و الحرام» منسوب به مسجد النبی کوهسنگی مشهد اوست.

صحابی امام کاظم(ع)
درباره معاش وی، داده ها بسیار اندک میباشد. صرفا دستور پر‌نور درباره وی آن میباشد که از اصحاب امام کاظم (ع) بوده میباشد. به گفته نجاشی، ابن مسکان در دوران امامت امام کاظم(ع) درگذشته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱]

توده‌ای اورا در شمار اصحاب امام راستگو (ع) نیز دانسته‌اند؛ ولی این موضوع محل اختلاف میباشد. چون از یک سو، ابن فضال،[۲] برقی[۳] و طوسی[۴] او‌را در شمار اصحاب امام راستگو(ع) آورده‌اند و در منابع حدیثی امامیه احادیث ابن مسکان از آن امام، فراوان چشم می گردد و در بعضا به بدون واسطه بودن داستان تصریح گردیده است.[۵] البته از سوی دیگر، نجاشی[۶] قصه‌کردن او از امام راست گو(ع) را محرز ندانسته و او را صرفا از راویان امام کاظم(ع) شمرده میباشد و عیاشی نیز از یونس بن عبدالرحمان (از اصحاب امام کاظم(ع)) نقل می‌نماید با اینکه ابن مُسکان ناقل بخش اعظمی از سخنان امام درست گو(ع) بوده، صرفا یک حدیث از وی استماع رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده است.[۷][یادداشت ۱]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ب ن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو


منزلت حدیثی و اثر ها
آنچه درباره ابن مُسکان مسلّم میباشد، توثیق او از جانب رجال‌شناسان امامی و برشمردن وی در بین اصحاب اجماع میباشد.[۹]

نجاشی، عبدالله را ثقه و عین معرفی نموده است.[۱۰] علامه حلّی نیز او‌را با همین لفظ ها تعریف نموده است.[۱۱]

روضه خوان موثر در «رساله عددیه»، او را از فقهای اصحاب راست گوَیْن(ع)(امام باقر و امام درست گو) و رؤسای شیعه که صاحب و مالک فتوا در احکام الهی میباشند، معرفی کرده و افزوده که موردی برای ظن و ذمّ وی نیست.[۱۲]

محدّث قمی درباره عبدالله می‌نویسد: از اصحاب جلیل القدر حضرت امام درستگو(ع) به شمار میرفت. او یکی آن افرادی به حساب میآید که تیم شیعه بر تصحیح آنچه که از وی داستان گردیده باشد، اجماع و حادثه دارا هستند.[۱۳]

اثر ها
نجاشی، «کتاب فی الامامة» و «کتاب فی الحلال و الحرام» را از اثر ها وی برشمرده و تصریح کرده که بیشتر مطالب تاثیر اخیر برگرفته از احادیث استادش محمد بن علی حلبی بوده میباشد.[۱۴]

مشایخ
اسم ابن مسکان در مدرک ۱۲۵۲ داستان واقع گردیده‌است؛[۱۵]وی از محدثین بخش اعظمی به نقل قصه پرداخته؛ برای مثال:

ابوبصیر لیث مرادی
زرارة بن اعین
جابر بن یزید جعفی
برید بن معاویه عجلی
هشام بن تندرست جوالیقی
ابان ابن تغلب
محمد بن مسلم
ابن ابی یعفور
و محمد بن علی حلبی.[۱۶]
راویان
در شمار راویان از او نیز می‌قدرت به‌این اشخاص اشاره نمود:

صفوان بن یحیی
یونس بن عبدالرحمان
محمد بن سنان
حماد بن عیسی
حماد بن عثمان
ایوب بن نوح
جمیل بن دراج
حسن بن علی بن فضال
حسن بن دوستداشتنی
ابن ابی عمیر.[۱۷]
پانویس
نجاشی، رجال النجاشی، مؤسسة النشر الإسلامي، ص۲۱۵
نک: الاکمال،ج ۷، ص۲۵۷
برقی، الرجال،ص ۲۲
طوسی، رجال، ص۲۶۴
تحت عنوان مثال، نک: التوحید، ص۱۳۷
نجاشی،الرجال، مؤسسة النشر الإسلامي، ص۲۱۴
نک: طوسی، سپردن معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۸۲-۳۸۳
درس بیرون فقه محمدتقی شهیدی؛ ۹۸/۴/۹ ؛ https://eshia.ir/feqh/archive/text/shahidi/feqh/97/980409/Default.htm
سپردن معرفة الرجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۷۵؛طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۱۹۶؛ رجال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۶۴
نجاشی، رجال، الناشر مؤسسة النشر الإسلامي، ص۲۱۴.
علامه حلی،خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، مؤسسة انتشار الفقاهة، ص۱۹۴.
خویی، معجم رجال الحدیث، الناشر : مؤسسة الخوئي الإسلامية، ج۱۱، ص۳۴۸.
قمی، الکنی و الألقاب، ج۱، ص ۴۰۸.
نجاشی، رجال، مؤسسة النشر الإسلامي، ص۲۱۴
خویی،معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۳۵۲.
طب الائمه، ص۵۵؛ تعبیر و تفسیر، ص۱۶۵؛ کافی، ج۶، ص۱۴۳؛ تفویض معرفة الرجال، ص۳۳۰؛ تهذیب، ج۲، ص۱۶۸،ص ۱۷۴،ص ۲۴۵ و ج۷، ص۴۱.
المحاسن، ص۱۴۵؛ کافی، ج۷، ص۱۴۴؛ التوحید، ص۳۵۲؛ علل، ص۳۷۷؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۶۲؛ رجال، ص۲۶۴؛ تهذیب، ج۱، ص۳۰۷، ج۲، ص۱۷۴، ص۲۸۵،ج۸، ص۳۹
یادداشت
روایتی که ابن مسکان از امام راستگو(ع) نقل کرده این میباشد:« مَنْ أَدْرَكَ الْمَشْعَرَ فَقَدْ أَدْرَكَ الْحَجَّ» اما بر خی دانشمندان در توجیه این که ابن مسکان فقط یک حدیث از امام راست گو نقل کرده گفته‌اند وی نگران بود که به محضر امام درستگو علیه السلام برود و حق تعظیم امام درست گو علیه السلام را نتواند اداء نماید و زیرا شخص ثروتمندی بود زمانی می‌شنید فلان راوی از مدینه برگشته میباشد او‌را دعوت می کرد و او‌را مهمان میکرد و أحادیث وی از امام درستگو (ع) را می شنید. بنابراین عدم نقل حدیث از امام درست گو علیه السلام به خیال و خاطر احترام به امام درستگو(ع) منافاتی با نقل داستان از امام باقر علیه السلام ندارد چون مجال امام باقر (ع) جوان خیس بوده میباشد و از وی روایات بیشتری شنیده میباشد اما آن گاه که بزرگتر گردیده و معرفتش به امام علیه السلام بیشتر گردیده است دیگر نگران بوده میباشد که نتواند منزلت امام راستگو علیه السلام را به خیر رعایت نماید و بدین خیال سرویس امام راستگو علیه السلام نمی‌رفته میباشد. [۸]

بازدید : 16
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:26


محمد جواد باهنر (۱۳۱۲-۱۳۶۰ ش) سومی ابتدا وزیر ایران و از شاگردان آیت‌الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبایی بود. باهنر در مبارزات علیه رژیم پهلوی شغل داشت. وی عضو شورای انقلاب و ابتدا وزیر محمدعلی رجایی بود. محمد جواد باهنر در شهریور سال ۱۳۶۰ش در حالی‌که در گرد هم آیی شورای امنیت مرز و بوم کمپانی کرده بود، در تاثیر انفجار بمب، یاور با محمدعلی رجایی، رییس جمهور وقت کشور‌ایران به شهید شدن رسید. محمدرضا باهنر اخوی مسجد النبی کوهسنگی مشهد اوست.

معاش‌طومار
محمدجواد باهنر، در سال ۱۳۱۲ش در کرمان چشم به جهان گشود. وی تحصیلات حوزوی را از ۱۱ سالگی در مکتب معصومیه کرمان شروع کرد و به موازات آن در مدرسه های تازه نیز علم آموزی کرد. در ۱۳۳۲ش برای ادامه تحصیلات حوزوی به قم رفت و بعد از کامل شدن درس‌های سطح، در درس بیرون فقه آیت‌الله بروجردی به مقطع شش سال و در درس فقه و اصول امام خمینی به مقطع هفت سال کمپانی کرد. وی درین روزها در درس‌ اسفار و تعبیروتفسیر علامه طباطبایی نیز حاضر میشد. باهنر مدتی نیز در حوزه علمیه نجف از درس استادان آن حوزه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بهره مند شد.

باهنر در قم تحصیلات دبیرستانی را نیز خاطر نشان نمود. وی در سال ۱۳۳۷ش به دانشگاه الهیات کالج طهران رویکرد یافت، عصر کارشناسی این دانش کده را تمام کرد و عصر فوق لیسانس علم ها تربیتی را نیز در دانشکده طهران با توفیق طی کرد. آنگاه به ادامه علم آموزی در زمان دکتری به عبارتی دانش گاه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخت.[۱]

سال ۱۳۴۲ به استخدام وزارت نظام آموزشی در آمد و ضمن درس دادن با دفتر کار پژوهش ها و نرم افزار‌ریزی وزارتخانه همیاری داشت و اپ‌های تعلیمات‌ فقاهتی کلاس‌های متعدد پایین لحاظ او تهیه میشد. کتاب‌های شرعی تألیف او نقش چشمگیری در باخبر‌سازی جوان ها و نوجوان ها پیش از انقلاب اجرا نمود. شهید باهنر با سخنرانی‌های خویش در مساجد، مجالس مدیحه، هیئت‌ها و حسینیه‌ها علاوه بر ابلاغ پندار‌های امام خمینی و نرم افزار‌های نهضت، مقدمات استعداد اعتقادی عموم کشور‌ایران را برای نبرد با حکومت پهلوی مهیا شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کرد.[۲]

شهید شدن
محمد جواد باهنر در شهریور سال ۱۳۶۰ش در حالی‌که در گرد هم آیی شورای امنیت مملکت کمپانی کرده بود، در تاثیر انفجار بمب، یار با محمدعلی رجایی، رییس جمهور وقت ایران، و چندین بدن دیگر به شهیدشدن رسید.

نزاع علیه حکومت پهلوی
یاران امام به قصه سندها ساواک، شهید حجةالاسلام دکتر معالج محمدجواد باهنر
در ادامه بیانات باهنر در سال ۱۳۵۰ درخصوص پای کوبی‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی؛ بوسیله ساواک احضار و بعد ممنوع‌المنبر شوید.باهنر در روزگار ممنوع‌المنبر بودن کار‌های فرهنگی بخش اعظمی برای مثال تأسیس محل کار تکثیر و فرهنگ و تمدن اسلامی، تأسیس مکتب موعظه موءثر، تأسیس و بنای کانون توحید و تأسیس مدرسه امیرالمؤمنین(ع) را در کارنامه خویش داراست. سال ۱۳۵۶ به طور همزمان با بسط تظاهرات و مخالفت‌های عموم علیه رژیم پهلوی، باهنرهمگام با روحانیون وفادار دیگر به کوشش‌های خویش برای افشای رخ حقیقی حکومت خاطر نشان نمود و سخنرانی او در شیراز سبب به دستگیری‌اش شد. تشکیل روحانیت اهل جنگ و سازماندهی تظاهرات و اعتصابات برای مثال اقدامات وی در آن برهه به شمار می‌رود.

امام خمینی تعدادی ماه پیش از موفقیت انقلاب اسلامی به خواسته سازماندهی انقلاب و هدایت نیروها فرمان تشکیل شورای انقلاب اسلامی را صادر و شهید مطهری، شهید شهید بهشتی، شهید باهنر، عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی را تحت عنوان هسته اول آن شورا انتخاب نمودند. این شورا در دی ۱۳۵۷ صورت گرفت و با دقت به حالت خاص مملکت در قبل از موفقیت انقلاب اسلامی، نقش مهمی در هدایت و نرم افزار‌ریزی کارها انقلاب اعمال نمود. هدف ها کلی از تأسیس شورای انقلاب پاسداری از ثمرات مبارزات آزادیخواهانه عموم کشور‌ایران، اجرای هدف ها انقلاب، تأسیس ارگانهای سیاسی نو و ساخت‌و‌ساز حکومت جمهوری اسلامی در کشور ایران بود. باهنر در ۲۰/۶/۱۳۵۹ در کنفرانسی خبری و رادیو تلویزیونی گزارش جامعی از تلاش و کار‌های این شورا ارائه کرد. اعضای شورای انقلاب مانند رینگ‌هایی لینک و پیوند قوای سه‌گانه را با شورای انقلاب میسر می‌کردند.[۳]

محمدجواد باهنر و سید محمد حسینی ‌بهشتی به یاور عده ای از شخصیت‌های دیگر به تأسیس حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ مبادرت کردند. نقش باهنر در حزب گزینش‌ کننده بود. بعداز شهید شدن بهشتی، باهنر به دبیرکلی حزب تعیین شد و این مسئولیت را تا فرصت تایید پست در آغاز‌وزیری بر ذمه داشت. به‌دنبال برکناری بنی صدر از جایگاه سر گروهی جمهوری و تعیین شهید رجایی تحت عنوان مدیریت‌جمهور، در سال ۱۳۶۰ دکتر معالج باهنر تحت عنوان ابتدا‌وزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی شد. قدمت کابینه وی بسیار کوتاه بود چون هشتم شهریور ۱۳۶۰ دفتر کار سر گروهی جمهوری بوسیله سازمان مجاهدین کشور‌ایران (منافقین) منفجر شد و محمدعلی رجایی مدیریت‌جمهور و باهنر ابتدا‌وزیر و جمع‌ای دیگر به شهید شدن رسیدند.[۴]

شغل‌های بعداز انقلاب
خصوصیت‌های محمد جواد باهنر از لحاظ
آیت الله خامنه‌ای
جهت‌گیری انقلابی و الهی
عملکرد برای دستیابی رضای الهی
سرسپرده و دل‌امانت به قیمت‌های انقلاب
مدیریت تراز انقلاب اسلامی
فقیه‌، خوش‌تامل، نوگرا، پرکار، بدون شوخی و پیگیر توانمند‌
محل کار نگهداری ونشر اثرها آیت الله العظمی خامنه ای

عضو دسته مأمور بازگشایی مدرسه ها و تطبیق اوضاع و احوال نظام آموزشی با مقتضیات برد انقلاب اسلامی
همیاری با سید محمد حسینی بهشتی و یکسری نفر از روحانیان اهل مبارزه در تأسیس حزب جمهوری اسلامی
دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی بعداز شهید شدن آیت الله بهشتی در انفجار دفتر کار حزب جمهوری اسلامی
عضو ستاد انقلاب فرهنگی
نماینده عموم کرمان در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور
شرکت کردن در تشکیل نهضت سوادآموزی
شرکت کردن در بنیانگذاری عمل‌های موسوم به «کارها تربیتی» (با همیاری شهید رجایی)
نماینده عموم طهران در او‌لین عصر مجلس شورای اسلامی
وزیر نظام آموزشی در کابینه محمدعلی رجایی
واپسین سمت او قبل از شهیدشدن پست در آغاز‌وزیری در دولت محمدعلی رجایی[۵]

بازدید : 54
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:34


قیامت روزی میباشد که بنابر آموزه‌های اسلام، تک تک بشر‌ها به خواست الهی برای به حساب آوردن اعمالی که در جهان اجرا داده‌اند در پیشگاه الهی توده می گردند. تا قبل از این روز وقایعی شگفت در زمین و افق روی می دهد که به اشراط الساعه مشهور میباشد. قرآن و احادیث تاکید دارا هستند که فرصت قیامت، بر کسی جز خداوند مشخص و معلوم وجود مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.
قیامت رخداد‌ای میباشد که کلیه اشیا و کلیه انسانها را شامل میشود و رخداد‌‏ای میباشد که برای تک تکِّ عالم فیس می دهد و تک تک دنیا وارد مرحله نو و حیات نو و نظام نو می‌شود. برای به حساب آوردن ایفا آدم، ضمن اعمالی که به طور مُجَسَّم و عینی در پیش دیده وی قراردارد، طومار اجرا آدم که کل ایفا آدم در آن ضبط گردیده به وی داده میشود. هر کس طومار اعمالش به دست چپش داده خواهد شد، اهل دوزخ وجهنم میباشد و آنکه طومار اعمالش به دست راستش داده میشود، یعنی نیکو‌کار بوده و اهل فردوس و رستگاری میباشد. گواهانی نیز که شاهد جاری ساختن آدم بوده‌اند برای شهیدشدن‌دادن وجود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارا هستند.

جاری ساختن آدم در آن روز با پیشوایان شرعی(فرستاده اکرم(ص)، امامان و صالحان) معقول می گردد و هر که ایفا و اعتقاداتش همانندی بیشتری با جاری ساختن و اعتقادات وی داشته باشد، سعادتمندتر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد بود.

اسم‌های قیامت
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اسامی قیامت در قرآن
قیامت را اسم روز یا این که مکانی دانسته‌اند که مردگان بعداز زنده شدن در آن روز یا این که جای برای محاسبه می‌ایستند.[۱] به گفته آیت‌الله جوادی آملی، در قرآن، بیشتراز صد اسم و وصف درباره قیامت آمده که هر یک سِرّ یا این که اسراری دارا هستند. برخی از آنان عبارت‌اند از: یوم البَعث (رستاخیز)، رخداد، الساعة، یوم القیامة، میعاد، الیوم الآخِر (آخرت)، یوم الدّین، یوم الحساب، یوم الجمع، یوم الفصل (روز طلاق)، یوم الحق، یوم الخروج، یوم الموعود (روز نوید و مژده)، یوم الخُبار گذاری (جاودانگی)، یوم الحَسرة، یوم التغابن (روز آشکار شدن ضرروزیان‌ها)، یوم الوعید، الحاقَّه (تحقق پیداکننده، روز حقّ و واقعیت)، مِرصاد (کمین‌گاه)، دار القرار (سرای استوار).[۲] به قیامت، «قیامت کبری» نیز گفته می‌گردد، در قبال قیامت صغری یا این که به عبارتی برزخ که فورا بعد از مرگ آدم استارت می شود و تا فرصت قیامت کبری ادامه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.[۳]

مقدمات و آرم‌های قیامت
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: نشان‌های قیامت
اتفاقاتی پیش از روز قیامت روی می دهد که به آن ها اَشراط الساعه نیز گفته می گردد. قرآن کریم ومهربان به بعضا از این آیه‌ها اشاره نموده است:

متلاشی شدن کوه‌ها[۴]
سرازیر شدن دریاها[۵]
ز‌لزله‌های وسیع و ویرانگر[۶]
بدون نور شدن خورشید[۷]
بدون نور شدن ماه[۸]
بدون نور شدن ستارگان[۹]
شکافتن افق[۱۰]
دمیده شدن صور اسرافیل[۱۱]
فرصت قیامت
صرفا خدا از مجال فرارسیدن روز قیامت استحضار داراست؛ به همین استدلال، فرارسیدن قیامت، ناگهانی میباشد، به سیرتکامل‌ای که اکثری در غفلت به رمز می برند.

یسْئَلُونَک عَنِ السَّاعَةِ أَیانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتیکمْ إِلاَّ بَغْتَةً یسْئَلُونَک کأَنَّک حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ (ترجمه:درباره قیامت از تو می پرسند که در چه وقت واقع می گردد؟ بگو: «حادثه‌ای بس کبیر در عرش‌ها و زمین میباشد و صرفا معبود می داند و جز وی کسی وقتش را نمی‌داند و به صورت ناگهان میاید،» چنان از تو می پرسند که گویی از وقوع آن خبر داری، بگو: «دانش آن نزد خداست، البته بیشتر عموم نمی‌دانند.».)[اعراف–۱۸۷.]


عدم دانایی از فرصت وقوع رستاخیز، در کنار ناگهانی‌بودنش، با دقت به عظمتش سبب ساز میشود هیچ‌گاه عموم قیامت را بدور ندانند و همواره معطل آن باشند، بدین ترتیب خویش را برای نجات در آن مهیا سازند، و این عدم دور اندیشی تاثیر مثبت و روشنی در تربیت نفوس و اعتنا آن ها به مسئولیت‌ها و خودداری از گناه خواهد داشت.[۱۲]

جای قیامت
بر پایه ی آیه ها قرآن، در روز قیامت، تمامی مردگان، به صورت ناگهانی و به یکباره، با توان معبود مجدد زنده می گردند، از قبرها خارج آمده، در صحرای محشر گردآوری می شوند و به اکانت آن ها تفحص می شود. جای حضور و حسابرسی آنها در فضایی میباشد که حقیقت آن چندان برای ما پر‌نور وجود ندارد. ولی مبنی بر آیه‌ها قرآن کریم ومهربان، این نکته مشخص و معلوم میباشد که افق و زمین در آن مجال تغییر و تحول می‌نماید. فضایی دیگر(که بنابر بعضا ایده ها، غیر دنیوی میباشد) تولید می شود که قیامت در آن تشکیل میگردد و مخلوقات در محضر الهی حاضر می گردند. قرآن کریم و مهربان به‌این تبدیل زمین و افق به‌این شکل اشاره نموده است:

یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّمویَاتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْوَ حِدِ الْقَهَّارِ (ترجمه:در آن روز که‌این زمین به زمین دیگر و افلاک [به عرش‌های دیگر] تبدیل می شوند و آن‌ها در پیشگاه پروردگار واحد قهار ظواهر می گردند.)[ابراهیم–۴۸.]

مقدار مجال قیامت
در قرآن درخصوص مقدار روز قیامت دو آیه وجود داراست: هزار سال[۱۳] و پنجاه هزار سال[۱۴] که مبنی بر روایتی از امام درست گو(ع) قیامت، پنجاه موقف و پایانه داراست که عبور از هر موقف، هزار سال ارتفاع می کشد.[۱۵]

رخدادهای قیامت
زنده شدن آدم‌ها
قرآن مجید در نشانه‌ها متعددی، کیفیت زنده‌شدن بشر در روز قیامت را ذکر نموده است. در آیه ۶۸ سوره زمر ذکر می‌نماید که با یک توشه دمیده شدن در صور اسرافیل، کل بندگان می‌میرند مگر عده ای که پروردگار بخواهد. بعد از آن، توشه دیگر در صور دمیده می شود و ناگهان تمامی برخاسته و منتظر به حساب آوردن می مانند.

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ ینْظُرُون (ترجمه:در صور که دمیده گردد، آسمانیان و زمینیان بیهوش می شوند مگر آن ها که پروردگار بخواهد و زیرا توشه دیگر در آن دمیده گردد ناگهان به پا خیزند و درنگرند.)[الزمر–۶۸.]

حسابرسی
مهمترین شغل در قیامت، نظارت اجرا بندگان و به حساب آوردن آنان میباشد. این نظارت بر طبق شرایطی میباشد که در پوسته آموزه‌های اعتقادی و عملی(احکام) به وسیله پیامبران به عموم ابلاغ شد‌ه‌است. هر کسی مسئول تلاش خویش میباشد و هیچ کس، نمی‌تواند توشه گناه کسی را به دوش بکشد[۱۶] و به هیچ کس ظلمی نخواهد شد.

تعدادی کارها در حسابرسی انجام مطرح میباشد که عبارت‌اند از:

پرسش‌های قیامت: در قیامت از تعدادی چیز سؤال می شود که قرآن به بعضا از آنان اشاره نموده است:
نعمت‌های دنیوی و معنوی معبود[۱۷]
از مجرمان درباره گناهان اعتقادی، عملی و اخلاقی؛[۱۸]
از مشرکان درباره رفتارشان با پیامبران[۱۹]
در زمینه ی دختران زنده به گور گردیده[۲۰]
درباره‌ی عُمر
درباره‌ی جنس
در زمینه‌ی جاری ساختن و خلق و خوی
در ارتباط محبت اهل بیت
فرستاده اکرم دراین مورد میفرماید:

در قیامت هیچ مخلوق‌ای گام از گام بر نمیدارد تا از چهار چیز سؤال گردد: از عمرش که در چه راهی کل کرده؟ و از مالش که از کجا عده‌آوری نموده و در چه خط مش مصرف نموده است؟ و از عملش که چه کاری ایفا داده؟ و از محبتِ ما اهل بیت!
جاری ساختن نیک غیر مسلمان ها: اجرا کسانی که به معبود و آخرت (ایمان دارا هستند و با علت تقرب و قربت به آفریدگار آن‌را اجرا داده‌اند، مقبول قرار میگیرد و اجر و محرک به آن عطا می‌گردد. البته غیر مسلمانانی که به پروردگار و آخرت ایمان دارا‌هستند و کار خیری را به قصد تقرب اعمال می دهند، چنانچه که در ایمان نیاوردن تقصیری نداشته باشند، از ایفا نه خویش که ربطی به ایمان ندارد، فایده‌مند می گردند. البته در حالتی که در ایمان نیاوردند تقصیر داشته باشند؛ یعنی با اسلام و آموزه‌های آن آشنا بوده اما فارغ از عامل و صرفا به دلیل تعصب و لجاجت از قبول آن سرباز زده باشد، تک تک آن جاری ساختن نه به هدر خواهد رفت.[۲۱]
شرایط مستضعفان: مراد از مستضعفان، کسانی می باشند که از نگاه فکری یا این که بدنی یا این که اقتصادی آن چنان ضعیف‌اند که قوی به شناسایی حق از فسخ نشوند و یااینکه با تشخیص نظریه درست، بر تاثیر ناتوانی جسمی یا این که ضعف مالی و یا این که محدودیت‌هایی که فضا بر آن‌ها اجبار کرده، کار کشته به اجرا دادن وظایف خویش کاملا نباشند و نتوانند سفر نمایند. مثلا، هر که در سرزمینی قراردارد که اکثریت آن‌ها کافرند و توان به دست آن‌ها میباشد و دانا فقهی هم نیست که معارف آئین را به آن ها برساند و یا این که دور و بر بی دینی و هراس اذن نمیدهد به آن معارف شغل نمایند و از سوی دیگر اقتدار خارج داخل شدن از آنجا و رفتن به فضا اسلام را هم ندارند و یااینکه اصلًا به ذهنش خطور نکرده که آیینِ حقّی وجود دارااست. اینگونه عده ای، شامل بخشش خدا قرار می گیرند و به دوزخ وجهنم نمی‌پروسه.[۲۲]
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرّجَالِ وَالنّسَآءِ وَالْوِلْدَانِ لَایسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَلَا یهْتَدُونَ سَبِیلًا (ترجمه:مگر آن مردان و زنان و خردسالان فرودستی که راهکار‌جویی نتوانند و راهی نیابند.)[نساء–۹۸.]

حالت دیوانگان: دیوانگان نیز تا هنگامی که درین عالم عقل و اقتدار تشخیص حق را ندارند، تکلیف ندارند و در آخرت آیتم بازخواست قرار نخواهند گرفت، چون یک کدام از حالت تکلیف، عقل میباشد. امام راستگو(ع) در روایتی ذکر می‌نماید:
معبود در قیامت در اکانت بندگان به‌اندازه عقلی که در جهان به آنان داده میباشد، اعتنا و سختگیری می‌نماید.[۲۳]
موقعیت نوباوه‌ها و خردسال ها: افرادی که در کودکی و وقتی که هنوز قدرت تشخیص حق از فسخ را نیافته‌اند و بابا و مادرشان مسلمان بوده‌اند، به پدر و مادر خویش ملحق گردیده و به فردوس میروند:
وَ الَّذینَ ءامَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذرّیتُهُمْ بإِیمن أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرّیتُهُمْ (ترجمه:و آن ها که ایمان آوردند و فرزندانشان به تقلید از آنها ایمان تفویض کردند، فرزندانشان را [در فردوس] به آنان ملحق می کنیم.)[طور–۲۱.]

طریق عکس العمل خدا با فرزندانی که پدر و مادر آن‌ها کافر می‌باشند، معلوم وجود ندارد، هرچند به اعتقادوباور شیعه‌ها و مبتنی بر نشانه‌ها قرآن کریم ومهربان، به طبع عذاب نخواهند شد؛ چون عذاب در شرایطی‌که میباشد که پیام خدا به فرد رسیده باشد و وی در حالی که به سن تکلیف رسیده و عقل دارااست، با تفویض خویش با فرمان پروردگار مخالفت نماید. بدین ترتیب، هر که در کودکی از عالم می‌رود، تکلیفی نداشته تا به دوزخ و جهنم برود.[۲۴]

بازدید : 46
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:20


وَلید بن عُتبَة بن ابی‌سُفیان، (درگذشت: ۶۴ق) از کارگزاران حکومت بنی‌امیه و برادرزاده معاویة بن ابی‌سفیان بود. وی بعد از مروان بن حکم قاضی مدینه شد و تا نقطه پایان حکومت معاویه در‌این سِمَت مسجد النبی کوهسنگی مشهد باقی ماند.

ولید مأمور شد تا از امام حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد. وی امام را به دارالاماره دعوت کرد و از وی خواست تا با یزید بیعت نماید، ولی امام این درخواست را نپذیرفت. ولید، علیرغم سماجت مَرْوان برای زندانی کردن امام و به چنگ آوردن بیعت اجباری، امام را آزاد گذاشت. امام حسین(ع) بعد از این دیدار از مدینه بیرون شد و به سوی مکه جنبش کرد. یزید، بعد از اگاهی از این حادثه، ولید را از حکومت مدینه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بیرون کرد.

بعضا منابع، موضع‌گیری قابل انعطاف ولید در قبال امام حسین(ع) را ناشی از عافیت‌طلبی و جلوگیری از فتنه دانسته‌اند. در مقابل، گردآوری‌ای دیگر دور اندیشی وی از منزلت امام را ادله اساسی این خلق و خوی می دانند، موضوعی که در اعلام‌کرد‌وگوی ولید با مروان بعداز ول کردن امام نیز به چشم رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌خورد.

معرفی
ولید بن عتبه بن ابی‌سفیان، از بزرگان بنی‌امیه[۱] و برادرزاده معاویة بن ابی‌سفیان،[۲] شخصی حکیم،[۳] تیزهوش، زیرک،[۴] فصیح، صبور،[۵] و بخشنده[۶] تعریف گردیده است. منابع تاریخی داده ها پاره ای درباره معاش‌طومار وی، مثلا فرصت تولدش، ارائه داده‌اند.[۷] وی تحت عنوان مورد خلافت بعداز یزید بن معاویه مطرح بود،[۸] ولی این مسئولیت را نپذیرفت.[۹] ولید بر لاشه معاویه بن یزید نماز خواند.[۱۰] به گفته مادلونگ اسلام‌شناس آلمانی، ولید به شراب‌خواری داشت و با دوستش عبدالرحمن بن سیحان به میگساری می‌پرداخت.[۱۱] وی در سال ۶۴ق بر تاثیر طاعون درگذشت.[۱۲] برخی منابع اشاره کرده‌اند که وی هنگام تلاوت نماز میت بر معاویه به طاعون دچار شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۳]

نبو
تبارنامه بنی‌امیه
امیه
عاص ابی‌العاص حرب ابی‌عمرو
سعید عفان حکم ابوسفیان ابی‌معیط
عبدالله خالد عثمان مروان حنظله یزید معاویه عتبه ام‌حبیبه عقبه
عبدالعزیز عبدالملک محمد یزید ولید ولید ام‌کلثوم
قدمت یزید سلیمان ولید هشام مروان دوم معاویه
ولید یزید ابراهیم
کارگزار حکومت بنی‌امیه
ولید بن عتبه از کارگزاران حکومت معاویه بن ابی‌سفیان و پسرش یزید بود[۱۴] و یکسری وهله قاضی مدینه شد.[۱۵] او در سال ۵۷ق بعد از برکناری مروان بن حکم از حکومت مدینه به ولایت آن دیار رسید.[۱۶] وی تا نقطه پایان حکومت معاویه درین سِمَت باقی ماند[۱۷] و در سال ۶۰ق از امارت مدینه برکنار شد و عمرو بن سعید جایگزین وی شوید؛ البته طولی نکشید که مجدد به زمام‌داری مدینه رسید.[۱۸] طبق پاره‌ای از گزارش‌ها وی در سال‌های ۵۶ق، ۵۷ق، ۵۸ق،[۱۹] ۶۱ق و ۶۲ق تحت عنوان امیرالحاج، وظیفه رهبری حجاج را به ذمه داشت.[۲۰]

اختلاف مالی با امام حسین(ع)
بیان شده فرصت زمام‌داری ولید بن عتبه در مدینه، میان وی و امام حسین(ع) اختلاف مالی در حوزه‌‌ای به اسم ذِی المَروَه پدید آمد. امام اورا ترساندن کرد و اظهار کرد که در حالتی که حقش را بازنگرداند، چاقو به دست گرفته و در مسجدالنبی مردمان را به حلف الفضول دعوت می‌نماید. در‌پی آن، افرادی برای دفاع از امام اعلام استعداد کردند.[۲۱] زمانی این خبر به ولید بن عتبه رسید، حق حسین(ع) را بخشید و او‌را راضی کرد.[۲۲]

در بعضی نقل‌های دیگر به اختلاف‌های دیگر ولید با امام حسین(ع) اشاره گردیده که در آنان به ملاحظه وی با امام اشاره شد‌ه‌است.[۲۳] در پاره‌ای از گزارش‌ها از معامله ولید با امام سجاد(ع) درخصوص چشمه‌ای که وابسته به امام حسین(ع) بود نیز صحبت به بین آمده میباشد[۲۴] که‌این گزارش به وسیله بعضا فقها درباره‌ی مجوز بیع آب آیتم استناد قرار گرفته میباشد.[۲۵]

بازدید : 51
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 11:05


همزیستی مسالمت‌آمیز، به‌معنای معاش بشر‌ها با عقاید و مذهب ها مختلف در کنار همدیگر همدم با سازش، یک بها و غرض در اسلام دانسته‌ گردیده، و تایید دستمزد اقلیت‌های شرعی و تعامل با غیرمسلمانان از اصول همزیستی مسالمت‌آمیز در اسلام آورده مسجد النبی کوهسنگی مشهد شده میباشد.

احکام اهل عهده در فقه اسلامی، قضیه همزیستی مسالمت‌آمیز فی مابین اقلیت‌های فقهی و مسلمان ها دانسته گردیده و عهدوپیمان‌طومار‌های رسول(ص) با قبایل دیگر و تعهد بر آن، مثال‌‌ای از سیره فرستاده(ص) در راستای همزیستی مسالمت‌آمیز تیتر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.

در سیره اهل‌بیت(ع) مواقعی مانند احترام به مقدسات و تحمل عقاید سایرافراد، مدارا با عوام مردم، توهین نکردن به رهروان ادیان و مذهب‌ها، و ملازمت در کارها اجتماعی غیرشیعیان، اهتمام اهل‌بیت(ع) به همزیستی مسالمت‌آمیز در یک جامعه را ذکر میدارد. با این حالا، نقل شده که همزیستی در نگاه اهل‌بیت(ع) مقید به مبانی شرعی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

تمجید و مقام
همزیستی مسالمت‌آمیز به‌این مفهوم دانسته گردیده که عموم یک جامعه با وجود عقاید و مذهبها متعدد در متانت و تعاون با یکدیگر به رمز برده و اختلافات دربین خویش را از روش مسالمت‌آمیز حل و فصل نمایند.[۱] این نوع همزیستی در میان بشر‌ها روشی میباشد که صرف‌حیث از حق بودن مدرسه‌ها و راه‌ها، یا این که روشن بختی و بدبختی اشخاص، به معاش مسالمت‌آمیز بشر‌ها و به رسمیت‌شناختن حقوق و دستمزد اجتماعی آن ها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می پردازد.[۲]

به‌گفته جعفر سبحانی، همزیستی مسالمت‌آمیز یک کدام از علت‌های طرح پلورالیسم شرعی میباشد که بعد از نزاع‌های شدید فرقه‌ای و مذهبی پدیدآمد.[۳] برخی نیز جامعه مدنی را بر پایه ی همزیستی مسالمت‌آمیز می دانند.[۴]

همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه از نظر اسلام
صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز بشر‌ها با عقاید و مذهب‌ها متعدد، یک بها و مقصود در اسلام دانسته گردیده[۵] و نقل شده که فقط استثنا بر اصل همزیستی در اسلام، محاربان و متجاوزان به حقوق و دستمزد بشر‌ها می‌باشند.[۶] تساهل در مضمون‌ اسلامی، از مستندات همزیستی مسالمت‌آمیز نقل شده میباشد.[۷]

به‌گفته گروهی از دانشمندان، مصادیق همزیستی مسالمت‌آمیز در اسلام، عبارت میباشد از: تساوی و برابری بشر‌ها،[۸] به رسمیت شناختن پیامبران، پیکار با توهمات برتریی‌جویانه ادیان،[۹] مذاکره با معارضان، دعوت به مشترکات، آزادی مذهب و نظریه، احترام ذاتی آدم، تأکید بر صلح، عدل و داد و احسان با معارضان میباشد.[۱۰]

تایید دستمزد اقلیت‌های فقاهتی[۱۱] و تعامل با غیرمسلمانان[۱۲] از اصول همزیستی مسالمت‌آمیز در اسلام شمرده گردیده‌است.[۱۳]

در فقه اسلامی گفت و گو‌های مرتبط با اقلیت‌های فقهی ذیل‌تیتر احکام اهل عهده آمده[۱۴] و آورده شده که فلسفه تشریع آن ساخت مسئله همزیستی مسالمت‌آمیز دربین اقلیت‌های فقهی و مسلمانها میباشد.[۱۵] قاعده الزام در فقه، از مستندات همزیستی مسالمت‌آمیز در میان مذهب‌ها و ادیان میباشد.[۱۶]

سیره معصومان در واکنش با غیرمسلمانان
امام کاظم(ع):
عموم روی زمین تازمانیکه با یکدیگر با دوستی اخلاق نمایند و ودیعت را به صاحبش برگردانند و به حق کار نمایند، گزینه عفو وبخشش الهی واقع می گردند.[۱۷]

صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز دربین آدم‌ها از هدف ها اساسی پیامبران، به ویژه نبی(ص) شناخته گردیده‌است.[۱۸] مدارا و کردار مسالمت‌آمیز در مقابل معارضان،[۱۹] دعوت نبی(ص) از رهروان ادیان توحیدی برای وحدت،[۲۰] طومار‌های نبی(ص) به سران حکومت‌ها و رؤسای قبایل[۲۱] و عهد‌طومار‌های نبی(ص) با قبایل دیگر و تعهد بر آن را در سیره رسول(ص)،[۲۲] برای ثابت رده شرعی همزیستی مسالمت‌آمیز گزینه استناد قرار داده‌اند.[۲۳]

سنت رسول(ص) در ارتباط با اهل کتاب، برخوردی مسالمت‌آمیز تشریح شد‌ه‌است؛ برای مثال جانبداری از آن ها در قبال تجاوز فرنگی و ستم داخلی، اذن وصلت مرد مسلمان با زنان پاکدامن اهل کتاب، حق سکونت و تجارت آن ها، پذیرفتن شهیدشدن و اتکا به آن، احترام به آن‌ها، عیادت از بیماران آن‌ها، خیر به اهالی غیرمسلمان و صدقه‌دادن به وی و اخلاق و رفتار عادلانه با اهل عهده و آزادی شرعی اهل کتاب.[۲۴]

در سیرهٔ اهل‌بیت(ع) نیز مواقعی مانند احترام به مقدسات و تحمل عقاید سایرافراد،[۲۵] مدارا با عوام مردم، توهین نکردن به رهروان دیگر ادیان و مذهب ها، ملازمت و همراهی در کارها اجتماعی و مذهبی،[۲۶] معاشرت پسندیده با معارضان، دیده‌پوشی از عیوب دیگرافراد، خیرخواهی و اهتمام به کارها مسلمان ها، تأکید بر صلح، عیادت از معارضان خویش و دوری از تعصب‌های قومی،[۲۷] نشان کوشش اهل‌بیت(ع) برای وحدت مسلمان‌ها و همزیستی میان آن‌ها قلمداد گردیده است.[۲۸]

نقل شده که همزیستی در نگاه اهل‌بیت(ع) مقید به مبانی شرعی بوده که در عین همزیستی، نگهداری باورهای درست آدم نیز در گیر زخم نگردد.[۲۹] به عنوان مثال علامت‌های سیره امامان(ع) در همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگر افراد کردار با حِلم و حوصله امام راست گو(ع) در مواجهه با ملحدان و مشرکان میباشد که بر محور گفتمان و مناظره بوده میباشد.[۳۰]

همزیستی مسالمت‌آمیز در ارتباط ها فرنگی و تأکید اسلام بر آن

کتاب «اسلام و همزیستی مسالمت‌آمیز» تاثیر علی‌اکبر علیخانی
عباسعلی عمید زنجانی، فقید شیعه، همزیستی مسالمت‌آمیز دربین ملت‌ها را از مهم ترین اصول اسلام در رابطه ها فرنگی شمرده‌ میباشد.[۳۱] صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز در سیاست فرنگی از مترقی‌ترین اپلیکیشن‌هایی شمرده می‌گردد که اسلام آن را اتخاذ کرده،[۳۲] و آن را سبب ساز مودّت و دوستی با بیگانگان میداند.[۳۳]

با اعتنا به سیره عملی معصومان(ع)، اصل در سیاست فرنگی اسلام، صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز دانسته گردیده‌است.[۳۴] بیان شده از نگرش امام خمینی، بنیانگذار ایران، ارتباط مسالمت‌آمیز و صلح فی مابین کشورها یک اصل میباشد.[۳۵]

تک‌نگاری
در مسئله همزیستی مسالمت‌آمیز و ارتباط آن با اسلام یک‌سری کتاب مندرج میباشد که بعضی از آن‌ها عبارتند از:

اسلام و همزیستی مسالمت‌آمیز، عباسعلی عمید زنجانی، طهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۴۴ش.
همزیستی مسالمت‌آمیز در اسلام و حقوق و دستمزد فی مابین‌الملل، محمدمهدی کریمی‌نیا، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۷ش.
اسلام و همزیستی مسالمت‌آمیز، علی‌اکبر علیخانی، به‌آفرین، ۱۳۹۲ش.
پانویس
مسترحمی و تقدسی، «راهکارهای قرآنی همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان»، ص۷؛ سیرت روحانی‌زاده، «کارکرد علم حقوق و دستمزد در مدل همزیستی مسالمت‌آمیز»، ص۴۵.
موحدی ساوجی، «همزیستی مسالمت‌آمیز بشر‌ها از بینش قرآن و نظام در بین‌المللی دستمزد انسان»، ص۱۳۱.
سبحانی، مسائل نو کلامی، ۱۴۳۲ق، ص۸۲.
افضلی و صدرآرا، «جامعه مدنی»، ج۹، ص۳۷۹.
کریمی‌نیا، «ادیان الهی و همزیستی مسالمت‌آمیز»، ص۹۳؛ مسترحمی، و

بازدید : 23
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:46


معاش‌طومار
حسین حاج فرج‌الله دباغ دارای شهرت به عبدالکریم سروش در تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۲۴ش در یک کدام از محله ها جنوبی طهران، دیده به جهان گشود.[۱] سروش قبل از انقلاب بدون چاره به به کار گیری از نام مستعار برای چاپ بعضی کتاب‌هایش شوید تا ساواک برای وی مزاحتمی ساخت نکند. اسم عبدالکریم را خویش تعیین کرد و اسم فرزند بزرگش که سروش بود را تحت عنوان اسم‌خانوادگی مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگزید.[۲]

سروش در سال دوم متوسطه به مکتب علوی که به مذهبی بودن و عنایت دادن به علم ها نو آوازه داشت،[۳] رفت و تا پایان متوسطه در آنجا ماند.[۴] وی در دانش کده، حرفه داروسازی را خواند و در سال ۱۳۴۷ش خارج از‌التحصیل شد.[۵] سروش در زمان دانشجویی حدود پنج سال در نزد یک روضه خوان که شهید مطهری معرفی کرده بود، فلسفه اسلامی نیز آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواند.[۵]

سروش بعداز نقطه نهایی سربازی در سال ۱۳۴۹ش[۵] 1سال و نیم سرپرست آزمایشگاهی در بوشهر شوید.[۵] آنگاه به طهران رجوع و در آزمایشگاه در اختیار گرفتن دارو درگیر شد.[۵] در همین زمان مسئولان متوسطه علوی به سروش توصیه دادند برای ادامه علم آموزی به آن سوی مرز برود و در غایت شخصی بازاری به اسم حاج ابوالفضل کرد احمدی مجموع هزینه‌های علم آموزی وی در آن سوی مرز را پرداخت کرد.[۶] سروش در انگلستان کارشناسی ارشد شیمی آنالیتیک خواند و آنگاه به علم آموزی در حرفه فلسفه دانش پرداخت.[۶] وی در انگلستان کتاب مثنوی معنوی و المحجه البیضاء را بسیار پژوهش می کرد و این نظر را دارد این دو، غذایی روحی و معنوی برای وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۷]

با انقلاب اسلامی کشور‌ایران، وی به جمهوری اسلامی ایران رجوع.[۶] بعد از انقلاب مسئولیت‌هایی را برعهده گرفت که عمدتا علمی و فرهنگی بود.[۸] آغاز در دانش کده تربیت مدرس درگیر به درس دادن شوید.[۹] شهید باهنر در دولت شهید رجایی، سفارش وزارت علم ها را به سروش اعطا کرد که وی نپذیرفت.[۱۰] سروش در دهه هشتاد به خیال و خاطر فشارهای سیاسی و مشکلاتی که در کشور ایران برایش رخداد، از جمهوری اسلامی ایران سفر کرد.[۱۱] وی گاه به دعوت بعضی مرکز ها علمی به کشور‌ایران می‌آمد ولی از سال ۱۳۸۸ش به سپس دیگر به کشور‌ایران شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشوده نگشت.[۱۲]

سال ۲۰۰۴م سروش یکی صد فیس تأثیرگذار سال از دید خبر نامه Time شوید.[۱۳] همینطور محرک اراسموس در سال ۱۳۸۳ش به سه متفکر مسلمان که در دولت ها مسلمان خدمتی به علم ها انسانی و دستمزد آدم یا این که راجع‌به بحران اسلام با مدرنیته رسیدگی کرده‌اند[۱۴]، وابستگی گرفت که یکی‌از آنان عبدالکریم سروش بود.[۱۵] اثرها سروش در پوسته کتاب‌ها[۱۶] و مقاله ها[۱۷] به چاپ رسیده میباشد.

انجمن حجتیه

همینطور مشاهده کنید: انجمن حجتیه
متوسطه علوی با انجمن حجتیه رابطه بسیار داشت و اشخاص بخش اعظمی از این مکتب به‌این انجمن پیوستند.[۱۸] سروش نیز در سال ششم متوسطه به انجمن حجتیه پیوست و در جلسات و عمل‌های آن‌ها کمپانی داشت البته در سال اولیه دانش کده از این انجمن بیرون شد.[۱۸] حضور وی در‌این انجمن کمتر از یک‌سال بود.[۱۹]

ستاد انقلاب فرهنگی

همینطور ملاحظه کنید: انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی
شهید باهنر به سروش توصیه اعطا کرد که اسم اورا برای عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به امام خمینی بدهد و سروش نیز به عهده گرفت. در غایت سروش در خرداد ماه ۱۳۵۹ به حکم امام خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.[۲۰] کسانی که مخالف انقلاب فرهنگی بودند، به خصوص آنانی که از دانش کده اخراج شدند، سروش را از سردمداران این تامل دانسته و معتقدند وی نقش پررنگی درین قضایا داشته میباشد.[۲۱] ولی سروش با این ادعاها مخالف بوده و غرض ستاد انقلاب فرهنگی را خیر بستن کالج بلکه بازگشایی آن می داند.[۲۲]

مناظره‌های سال ۱۳۶۰ش


سروش در مناظره‌های تلویزیون کشور ایران
در سال ۱۳۶۰ش مناظره‌هایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. در مناظره ایدئولوژیک، آیت الله مصباح یزدی و پزشک معالج سروش دریک سمت و در طرف دیگر احسان طبری از طرف حزب عده و فرخ نگهدار از اعضای سازمان چریک‌های جان نثار اخلاق جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند.[۲۳] این مناظره‌ها در پنج گردهمایی[۲۳] در فصل بهار سال ۱۳۶۰ش ضبط شد و اولی آن ها در ۹ خرداد ۱۳۶۰ش از کانال اولیه تلویزیون پخش شد.[۲۳] حضور پزشک معالج سروش در‌این مناظره‌ها به سفارش مصباح یزدی بود.[۱۹]

رینگ کیان

همینطور ملاحظه کنید: روزنامه کیهان فرهنگی و رینگ کیان
سروش با خبر نامه کیهان فرهنگی رابطه داشت و مقالاتی برای آن ها می‌نوشت.[۲۴] سروش بعضی مقاله ها اساسی و چالشی مانند «مقاله‌ها قبض و پیشرفت تئوریک شریعت» را در‌این روزنامه به چاپ رساند که مشکلاتی برای سروش و خبرنامه پدید آورد.[۲۴] با بیشتر شدن اشتباهات، فریم مهم کیهان فرهنگی از این روزنامه مستقل گردیده و خبرنامه «کیان» را سازه نهادند.[۲۴] مقاله ها اصلی و چالشی از سروش درین خبر نامه چاپ شد که به عنوان مثال آن ها نوشته‌ی‌علمی «حریت و روحانیت» بود.[۲۵] اشخاص فعال در خبرنامه کیان، به اسم «رینگ کیان» پر اسم و رسم شدند و عبدالکریم سروش برای مثال آن ها بود.[۲۴]

بازدید : 16
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:44


مُغِیرَة بن شُعبَه از معاندان امام علی(ع) که در ماجرای هجوم به منزل فاطمه(س) نقش داشت. او از خویشاوندان ثقیف بود و در سال پنجم مسافرت اسلام آورد. مغیره در بعضا از پیکار‌های فرصت خلفا برای مثال فتح شام و عراق کمپانی داشت. وی از سوی خلیفه دوم به حکومت بحرین، بصره و کوفه‌ گمارده شد و در حین خلیفه سوم به فرمانداری آذربایجان و ارمنستان منصوب مسجد النبی کوهسنگی مشهد شوید.

مغیره در حین حکومت امام علی(ع) از بیعت با امام جلوگیری کرد و بعد از ماجرای حکمیت با معاویه بیعت کرد و از طرف وی حکم کننده کوفه شد. وی بر منبر مسجد کوفه، امام علی(ع) و شیعیانش را لعن میکرد. بنابر گزارش بعضی منابع تاریخی ابولؤلؤ آدم کش قدمت بن خطاب، غلام مغیره آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.

نسب، به دنیاآمدن و مرگ
مغیرة بن شعبة بن أبی‌عامر بن مسعود از فامیل ثقیف میباشد. لقب وی أبوعیسی یا این که ابوعبدالله بوده میباشد.[۱] در سال دوم یا این که سوم بعثت چشم به جهان گشود[۲] و در سال ۵۰ق در کوفه از جهان رفت.[۳] اورا شخصی زیرک تعریف رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۴]

در حین فرستاده
مغیره در سال پنجم مهاجرت اسلام آورد و در ماجرای صلح حدیبیه و بیعت رضوان حضور داشت.[۵] در سال ۹ هجری قمری بعداز آنکه بستگان ثقیف اسلام آوردند، به فرمان رسول(ص) مغیره و ابوسفیان به طائف رفتند و بت لات را شکستند.[۶] بعداز رحلت فرستاده به نوشته روضه خوان اثر گذار مغیره در ماجرای هجوم به منزل فاطمه(س) و بیعت به چنگ آوردن اجباری از امام علی(ع) و برخی از اصحاب خاص وی، نقش داشته میباشد.[۷] در کتاب الاحتجاج آمده میباشد که امام حسن(ع) در گفتگویی توبیخ‌آمیز با مغیره به وی فرمود: تو بودی که فاطمه(س) را چنان زدی که آسیب دیده شد و فرزندی که در شکم داشت، شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد (محسن بن علی(ع)) سقط کرد.[۸]

در طول خلفا
مغیره در بعضی نبردهای مجال خلفای اولیه و دوم برای مثال پیکار یمامه با رهروان مسیلمه و پیکار یرموک با روم و نیز در فتح شام و عراق‌ کمپانی داشت.[۹]

قدمت بن خطاب اورا به حکومت بحرین ارسال کرد. البته عموم اورا نخواستند و از وی نزد قدمت گلایه بردند؛ به همین جهت قدمت بن خطاب او‌را برکنار و به فرمانداری بصره منصوب کرد. بعد از آنکه توده‌ای شهید شدن دادند که مغیره زنا نموده است، قدمت اورا از حکومت بصره، برکنار و به فرمانداری کوفه گماشت.[۱۰] اورا اولیه کسی دانسته‌اند که با کنیه «امیر» به وی درود داده شد.[۱۱] در منابع آمده میباشد، ابولؤلؤ آدم کش قدمت بن خطاب، غلام مغیره بوده میباشد.[۱۲]

عثمان بن عفان 1 سال بعداز وصال به خلافت مغیره را از فرمانداری کوفه بر کنار کرد[۱۳] و بعد برای مدتی به فرمانداری ارمنستان و آذربایجان گماشت.[۱۴]

در طول خلافت امام علی(ع) مغیره بیعت نکرد و در نزاع‌ها نیز حضور نیافت.[۱۵] بعد از ماجرای حکمیت، با معاویه بیعت کرد و مجدد از سوی وی به فرمانداری کوفه گمارده شد و تا نقطه پایان قدمت خویش در سال ۵۰ق در‌این منصب باقی ماند.[۱۶] در ماجرای صلح امام حسن مغیره از کسانی بود که معاویه برای صلح نزد امام حسن(ع) ارسال کرد.[۱۷]

در منابع تاریخی آمده میباشد که مغیره اول کسی بود که ولایت‌عهدی یزید را به معاویه توصیه کرد.[۱۸] این قصه در سال ۵۶ق نام برده که با تاریخ مرگ مغیره نزدیک به ۵۰ قمری سازگار وجود ندارد.

دشمنی با امام علی(ع)
اسم مغیره در زمره معاندان امام علی(ع) و افرادی که از وی بدگویی می‌کردند، آمده میباشد.[۱۹] وی در عصر‌ای که از سوی معاویه فرمان‌دار کوفه بود، بر منبر میرفت و امام علی(ع) و شیعه‌ها اورا ناسزا می‌بیان کرد و لعن میکرد.[۲۰]

مغیره بن شعبه به صعصعة بن صوحان که از شیعه ها امام علی(ع) و شخصی خطیب بود اینگونه اظهار‌کرد: بپرهیز از این‌که عیب‌گویی عثمان را کنی. بپرهیز از این‌که فضل و ادب علی(ع) را ذکر کنی. اینجانب از تو به آن (ادب علی) با خبر‌خیس هستم اما اقتدار در اختیار این سلطانی میباشد که مارا بر نقد عثمان کیفر می دهد.[۲۱]

تک‌نگاری
المغیرة بن شعبة، عبدالباقی قرنة الجزائری، بنیاد فرهنگ وتمدن جعفری روشنای مهر، طهران، الطبعة الاولی، ۱۴۳۱ق، ۴۸۱ ورقه.[۲۲]
جستارهای متعلق
حریز بن عثمان
پانویس
عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۱۵۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۶۲
دیار بکری، تاریخ الخمیس، بی‌تا، ج۱، ص۲۹۳
عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۱۵۷؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۶۲
عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۱۵۶
عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۱۵۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۱۶۲
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۷۸ق، ج۳، ص۹۹
موءثر، الجمل، ص۱۱۷؛ موءثر(منسوب)، الاختصاص، ص۱۸۶؛ طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۸۳-۸۴
طبرسی، الإحتجاج، ج۱، ص۲۷۸

بازدید : 56
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 11:08


استدلال تعبدی درستی
یکی‌از دلایل بایستگی معاد، برهان تعبدی میباشد. زمانی که دانستیم و پذیرفتیم که قرآن سخن خداست، هنگامی پروردگار در قرآن بارها گفته میباشد که معادی می باشد و آدم را محشور می‌نماید، پس معاد واقع گردد.[۹۷] از حیث محمدتقی مصباح یزدی، حدود دو هزار آیه از قرآن به طور بی واسطه و غیرمستقیم بر وقوع قیامت دلالت دارا‌هستند.[۹۸] به گفته جوادی آملی، زمانی که پروردگار که راستگوترین راستگویان میباشد، از تحقق معاد کلام گفته، یقیناً معاد مسجد النبی کوهسنگی مشهد واقع گردد.[۹۹]

بیان شده اشاعره وقوع معاد را از روش دلایل نقلی یعنی قرآن و سنت ثابت می‌‌نمایند، خیر عقل و دلایل عقلی.[۱۰۰]

برهان فطرت
فطرت به معنای آفرینش،‌ سرشت و خمیره و گوهری میباشد که هر موجودی ابتدا خلقتش دارااست.[۱۰۱] نکاتی از این برهان به دست آمده میباشد:

در فطرت آدم، محبت و گرایش به عالم و حیات مستمر و تنفر از فنا و هلاکت قرار داده گردیده است.
هرچه در بنیان و فطرت آدم قرار داده گردیده، حق و درست میباشد و بیهوده وجود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.
رغبت و محبت بشر به جاودانگی و بقا، برهان بر وجود جهانی جاودانه و محفوظ از هلاکت میباشد.
این عالم طبیعی استعداد و قابلیت و امکان بقا و جاودانگی ندارد.
پس چنانچه دنیا دیگری که امکان بقا دارااست وجود نداشته باشد، جاودان‌طلبی و رغبت بشر به جاودانگی که در فطرت آدم قرار داده گردیده، فسخ و بیهوده خواهد بود.
در دنیا طبیعت فسخ نیست؛ چون عبد خدای حکیم میباشد. پس دنیا و حیات جاودانه‌ای وجود داراست.[۱۰۲]
عامل حکمت
این استدلال شکل‌بندی‌های متفاوتی دارااست.[۱۰۳] یک کدام از تقریرها و شکل‌بندی‌های این استدلال مطابق هدفمندی خلقت آدم و دنیا میباشد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق این تقریر

حیات اخروی نهایت و مقصود از خلقت بشر و عالم میباشد.
در‌صورتی‌که اینگونه جهانی وجود نداشته باشد، حیات آدم و عالم منحصر به فرد در همین زندگانی مادی می گردد و خلقت آدم عبث و فسخ خواهد بود؛ چون این دنیا و پدیده‌های آن نابودشدنی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌باشند.
معبود حکیم و پاک از آن میباشد فعالیت عبث و بیهوده اعمال دهد.
پس می بایست عالم دیگری بعد از این عالم دنیوی باشد تا غرض این زندگانی مادی و خلقت بشر باشد.[۱۰۴]
آیاتی همانند آیه ۱۱۵ سوره مؤمنون، آیه ۲۷ سوره ص و آیه ۳۸ و ۳۹ سوره دخان را اشاره‌کننده بدین برهان دانسته‌اند.[۱۰۵]

برهان عدل و داد
این برهان که بر عدل الهی مبتنی میباشد، از این قرار میباشد:

یک کدام از صفات پروردگار عدل و داد میباشد و این عالم برپایه عدل و داد گذارده گردیده‌است.
آدم در‌این جهان در تعیین و اجرا شغل های بهتر و بد آزاد و مختار میباشد.
در تاثیر تفویض، تیم‌ای از آدم‌ها توانگری های خویش را در خط مش آفریدگار و نه و گروهی کل توانگری خویش را در راه و روش ارضای شهوات و گناه به عمل می برند.
این جهان گنجایش ندارد تا آدم‌ها فیض جاری ساختن خویش را به‌شکل بدون نقص ببینند؛ خیر محرک بدون نقص صالحان ممکن میباشد و خیر مجازات و کیفر بدون نقص بدکاران میسر میباشد.
براین اساس عدل و داد آفریدگار حکم می‌نماید که دنیاِ عادلانهٔ دیگری بعد از این دنیا دنیوی وجود داشته باشد تا در آن، عدل و داد انجام و اکانت همگان به طور بی نقص تسویه خواهد شد.[۱۰۶] آیه «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِی الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ؛ ﴿یا این که [مگر] اشخاصی را که ایمان آورده و شغل های سزاوار کرده‌اند مانند مفسدان در زمین قرار میدهیم یا این که پرهیزگاران را با تبهکاران یکسان قرار می دهیم؟»[۱۰۷] و آیه ۲۱ و ۲۲ سوره جاثیه، آیه ۵۸ سوره مؤمن، آیه ۳۵ و ۳۶ سوره خودکار را از نشانه‌ها دلالت‌کننده بر این عامل شمرده‌اند.[۱۰۸]

انکار معاد
به حیث آیت‌الله جوادی آملی، انکار در مسائل عالم‌بینی و اعتقادی مثلا معاد غالباً برخاسته از عدم آشنایی آن مسائل میباشد. منکران معاد تصور عمیق و دقیقی از معنای معاد نداشتند و عامل و منطق آن ها بعیدشمردن معاد بود. آن ها هیچ‌گاه حتی یک استدلال بر نفی و انکار معاد اقامه نکردند.[۱۰۹]

جهالت، غفلت از اقتدار الهی،[۱۱۰] گرایش بی‌بندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۱] و تمایل به سلطه‌گری و اقتدار‌طلبی[۱۱۲] را برای مثال لوازم انکار معاد شمرده‌اند. در آیه ۲۴ سوره جاثیه به جهالت،[۱۱۳] در آیه ۳-۵ سوره قیامت به برهان گرایش به بی‌بندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۴] و در آیه ۳۳ - ۳۸ سوره مؤمنون[۱۱۵] به توان‌طلبی و سلطه‌گری اشاره گردیده‌است.

فیلسوفان طبیعت‌گرا را منکر اصل معاد شمرده‌اند.[۱۱۶] از طریقه این دسته، آدم عبارت میباشد از جسم دنیوی که به واسطه مرگ به‌کلی نابود می گردد. از سوی دیگر، اعاده معدوم محال میباشد. پس اعاده بشر بعداز مرگ، محال خواهد بود.[۱۱۷] اورده شده بعضی همانند جالینوس و پیروانش اصولا معاد تردید داشتند؛[۱۱۸] چون آن‌ها شک وتردید داشتند که نفس انسانی، مزاج دنیوی بدنی میباشد که با مرگ نابود می‌گردد یا این که جوهری میباشد که بعد از مرگ باقی می ماند.[۱۱۹]

شک ها معاد
شک ها زیادی درباره قابلیت و وقوع معاد از سوی منکران مذکور میباشد که بعضا از آنها عبارت‌اند از:

شبهه آکل و مأکول
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: شبهه آکل و مأکول
براساس این شبهه، در حالتی که انسانی غذای آدم دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خورده‌گردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) بازمی‌شود یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض خواهد شد، تن یکی آن دو به طور بدون نقص، در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۱۲۰] این شبهه به‌این شکل نیز مطرح گردیده که در حالتی که کافری تن بشر مؤمن را بخورد، در شکل حشر تن‌های مادی، مایحتاج می آید شخص مؤمن عذاب گردد و شخص کافر مشوق بگیرد.[۱۲۱]

جواب‌های گوناگونی بدین شبهه داده گردیده‌است. برخی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک فی مابین اجزای اساسی و غیر مهم تن معتقدند اجزای مهم تن هر فرد از اولیه تا انتها قدمت باقی میماند و به جزء اساسیِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمی شود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده می شوند.[۱۲۲]ملاصدرا این نظر را دارد که نام و نشان و واقعیت آدم به نفس اوست، خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور میشود مورد نیاز وجود ندارد به‌عینه به عبارتی تن مادی باشد که غذای آدم یا این که حیوان دیگری گردیده‌است؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن به‌عنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از دید او، آنچه در حشر تن‌ها ما یحتاج میباشد، این میباشد که هرکسی شخص محشور را مشاهده کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۱۲۳]

این شبهه در مسیحیت نیز با تیتر موضوع انسان‌خواری مطرح بوده و می‌باشد.[۱۲۴]

بازدید : 11
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:09


مَسجدُ الاجابَة اسم یک مسجد در شهر مدینه که به «مسجد بنی‌معاویه» یا این که «مسجد مباهله» هم شناخته می‌گردد. گفته شده که نبی(ص) درین مسجد، نماز گزارده و دعایی خوانده که آیتم اجابت واقع گردیده و از این‌رو، اجابه اسم گرفته میباشد. مسجد اجابه در حوالی مسجد نبوی و آرامستان بقیع قرار گرفته و از قبلی گزینه احترام عموم و زائران بوده میباشد. برخی از محققان درباره اینکه این مسجد، به عبارتی مسجد مباهله بوده و ماجرای مباهله در آن روی داده، اشکالاتی را وارد دانسته و مسجد النبی کوهسنگی مشهد پذیرفته‌اند.

تاریخچه و مقام
درباره عمر مسجد الاجابه نقل شده که به صدر اسلام بازمی‌خواهد شد و زیرا طایفه بنومعاویة بن صاحب این مسجد را فی مابین منزل‌های خویش سازه کردند، به «مسجد بنومعاویه» آوازه یافت.[۱] درباره اسم‌گذاری این جای به الاجابه نیز بیان شده که روزی نبی اسلام به مسجد این طایفه آمد و دو رکعت نماز گزارد و بعد از آن از معبود سه چیز خواست که دوتای آن گزینه اجابت واقع شوید و یک گزینه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رد شد.[یادداشت ۱][۲]


تابلوی مسجد الاجابه
این مسجد از آغاز گزینه احترام عموم و زائران مدینه بوده و اورده شده که عموم هر دعایی در آن بخوانند با گاز اجابت میشود و دارای اسم و رسم میباشد هرگاه عموم مدینه درین مسجد نماز باران می‌خواندند، مستجاب میشد.[۳]

درباره مداقه دیگر مسجد اینکه ماجرای مباهله در آن روی داده و از این‌رو «مسجد مباهله» نیز اسم گرفته میباشد. در منابع اهل سنت از این جای ، نامی از مسجد مباهله برده نشده، البته در برخی منابع شیعه اسم مسجد مباهله آمده و می‌نویسند اسم دیگر مسجد الاجابه، مسجد مباهله میباشد یعنی مباهله رسول(ص) با مسیحیان نجران درین مسجد روی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده میباشد.[۴]

ساختار شکلی

فضای داخلی مسجد
مسجد الاجابه تا سال‌ها فاقد سقف بود و سازه بر گزارش‌های تاریخی، این مسجد در قرن ها هفتم تا نهم رو به ویرانی گذاشت و قسمت‌های آن فرو ریخته بود تا اینکه تعمیر و ترمیم این مسجد در اواخر قرن نهم و در اوایل قرن دهم شکل گرفت. مسجد اجابه تا قرن چهاردهم یک‌توشه دیگر تخریب شد و در آن تاریخ، مجدداً مرمت گردیده‌است.[۵] به‌گفته پیامبر جعفریان، مسجد اجابه در زمان عثمانی دارنده دو شبستان، یک صحن و یک مناره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شوید.[۶]

مسجد الاجابه؛ به عبارتی مسجد مباهله میباشد؟
در بعضی منابع شیعه، از وجود مسجدی با تیتر «مباهله»، ذکر شده گردیده و اسمی از «الاجابه» نیامده میباشد،[۷] ولی در بعضا کتاب ها مدرن، اسم دیگر مسجد اجابه را مسجد مباهله گفته‌اند.[۸] بعضی دانشمندان با مراجعه به روایات شیعه، راجع‌به مساجد و جای ‌های مقدس و زیارتی در مدینه، بر این نکته تأکید کرده‌اند که در سخنان امامان شیعه از اینگونه مسجدی در مدینه، به دربین نیامده و این شایسته ترین ادله بر وجودْ نداشتن «مسجد مباهله» میباشد؛ زیرا در شکل وجود اینگونه مسجدی، امامان شیعه آن را به پیروانشان می‌شناساندند و در کتاب ها حدیث و منابع دینی و در گروه‌های دعا ها و زیارات، به عبارتی‌سیرتکامل که انجام روز مباهله تیتر گردیده، مسجد مباهله نیز منعکس میگردید.[۹]

مشابهت اسمی و بیان مسجد مباهله در گفتار یکی‌از عالمان شیعه، منشأ مهم خطا درباره مسجد مباهله تیتر گردیده و به چرایی ساخته‌نشدن مسجد در جای مباهله، جواب داده گردیده است.[۱۰]

دعا در مسجد الاجابه
توصیه گردیده‌است که بعداز ادای دو رکعت نماز تحیت در مسجد، این دعا نیز خوانده خواهد شد:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک صَبْرَ الشَّاکرِینَ لَک وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْک وَ یقِینَ الْعَابِدِینَ لَک اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِی الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُک الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِی الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاک عَلَی فَقْرِی وَ بِحِلْمِک عَلَی جَهْلِی وَ بِقُوَّتِک عَلَی ضَعْفِی یا این که قَوِی یا این که عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیاءِ الْمَرْضِیینَ وَ اکفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أَمْرِ الدُّنْیا این که وَ الْآخِرَةِ یا این که أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.[۱۱]


تابلوی نصب‌گردیده در جلوی مسجد الاجابه مدینه
حالت کنونی
وضعیت مدرن مسجد در خیابان سِتّین (ملک‌فیصل فعلی) و در مسافت ۵۰۰ متری شمال‌شرقی بقیع میباشد. در سال ۱۳۷۶ش مساحت آن به ۱۰۰۰ متر ارتقاء یافت و گنبد و مناره هم بر آن ساخته شد. تابلوی مسجد برای مدتی به «فهد بن عبدالعزیز» تغییر تحول پیدا کرد که دوباره در سال ۱۳۸۲ش به «الاجابه» برگشت.[۱۲]

پانویس
سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م، ج۳، ص۳۸.
سمهودی، وفاء الوفاء، ۲۰۰۶م، ج۳، ص۳۸.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۸۹ش، ص۳۳۷.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۸۹ش، ص۳۳۸.
نجمی، مسجدالإجابه یا این که مسجد مباهله، ص۱۱۹و۱۲۰.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۸۹ش، ص۳۳۷.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۶۳ش، ج۹۷، ص۲۲۵؛ ابن المشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۲۰و۱۰۲.
حسنی، سیری در اماکن مرزو بوم وحی، ۱۳۷۱ش، ص۵۹.
نجمی، مسجدالإجابه یا این که مسجد مباهله، ص۱۲۱و۱۲۲.
نجمی، مسجدالإجابه یا این که مسجد مباهله، ص۱۲۳-۱۲۶.
دعا ها و آداب حرمین شریفین، ۱۳۸۷ش، ص۳۵۳.
قائدان، درسنامه اماکن مذهبی مکه مکرمه و مدینه منوره، ۱۳۹۰ش، ص۱۴۵.
یادداشت
أنّ پیامبر اللّه صلی الله علیه و آله أقبل ذات یوم اینجانب العالیة حتّی مرّ بمسجد بنی معاویة، دخل فرکع فیه رکعتین و صلّینا معه و دعا ربّه طویلاً ثمّ انصرف الینا فقال: «سألتُ رَبِّی أَن لا یهلک أمّتی بِالسنّة فأعطانیها و سألته أن لایهلک أمّتی بالغرق فأعطانیها و سألته أن لا یجعل بأسهم بینهم، فمنعنیها».مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۷۵.
ترجمه: روزی پیامبر خداوند صلی الله علیه و آله که از عالیه برمی‌گشت، عبورش از کنار مسجد بنی‌معاویه زمین‌خورد، وارد این مسجد شد و دو رکعت نماز به مکان آورد. ما هم با وی نماز به مکان آوردیم. نبی خداوند سپس دعایی زمان بر کرد. بعد از آن به سوی ما رجوع و برگشت و فرمود: اینجانب از معبود سه مقاله درخواست کردم و وی دعای من را در دو مقاله از آن ها اجابت نمود؛ البته درباره‌ی مقاله سوم دعای من را رد نمود. اینجانب از آفریدگار خواستم که امت من را با گرسنگی هلاک نکند، پروردگار اجابت کرد و از وی خواستم امّت من را با غرق شدن هلاک نکند، معبود این دعای من‌را هم اجابت نمود و از وی خواستم از در میان امت اینجانب اختلاف و فتنه را بردارد، خداوند این دعای منرا مستجاب نکرد.
منابع
احمد بن حنبل، مسند احمد، بیروت، دار صادر.
جعفریان، نبی، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، طهران، تکثیر مشعر، ۱۳۸۹ش.
حسنی، علی‌اکبر، سیری در اماکن میهن وحی، طهران، بعثه منزلت معظم رهبری معاونت فراگیری و پژوهش ها، ۱۳۷۱ش.
سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۶م.
قائدان، اصغر، درسنامه اماکن مذهبی مکه مکرمه و مدینه منوره، طهران، تکثیر مشعر، ۱۳۹۰ش.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، طهران، اسلامیه، ۱۳۶۳ش.
راس پژوهش ها حج، دعا ها و آداب حرمین شریفین، ۱۳۸۷ش.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 41
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 98
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 445
  • بازدید ماه : 446
  • بازدید سال : 1786
  • بازدید کلی : 69503
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی