loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 11
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:28


عکس‌العمل دوست‌داران اهل‌بیت
متوکل با تخریب مقبره نتوانست از اجتماع علاقه مندان اهل‌بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آن ها به کربلا جهت زیارت امام حسین(ع) و بازداشتن متوکل تا نقطه پايان قدمت متوکل یعنی سال ۲۴۷ق ادامه پیدا کرد.[۲۲] شعرای دوستدار اهل بیت نیز در این زمینه شعرها سرودند برای مثال عبدالله بن رابیه مسجد النبی کوهسنگی مشهد می سراید:

عبدالله بن رابیه:

تالله ان کانت امیه قد اتت
قتل ابن بنت نبیها مظلوما
فلقد اتاه بنو ابیه بمثلها
هذا لعمرک قبره مهدوما
اسفوا علی ان لا یکونوا شایعوا
فی قتله فتتبعوه رمیما
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۹۸

ترجمه:
بیت اولیه: به آفریدگار قول در شرایطی‌که بنی‌امیه پسر دختر فرستاده پروردگار را در حالی که مظلوم بود به قتل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسانیدند.

بیت دوم: پسران بابا وی (یعنی بنی‌عباس) نظیر آن کار را جاری ساختن دادند و به جان تو عهد که قبر امام حسین را وخیم کردند.

بیت سوم: بنی‌عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین هم نشینی از بنی‌امیه نکردند (زیرا به آن مراد نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوان‌های آن حضرت رفتند (و قبرش را حاد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمودند).[۲۳]

نوسازی به دست منتصر
منتصر عباسی فرزند متوکل خلاف پدرش، عموم را به زیارت امام حسین(ع) تشویق میکرد.[۲۴] او بعد از کشتن پدرش مبادرت به نوسازی مرقد امام حسین(ع) کرده[۲۵] و مناره‌ای برای ارشادوراهنمایی زائران از رویه بدور تشکیل داد. ضمن مناره، این سازه دارنده قبه، ضریح، مسجد و صحن بوده میباشد.[۲۶] این سازه در ذی الحجه سال ۲۷۳ق بر تاثیر حادثه ها طبیعی فرو جاری شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲۷]

مقبره در قرن۳ و ۴
بنای محمد بن زید
در سال ۲۸۳ق محمد بن زید اخوی داعی گسترده، از تازه مقبره امام حسین(ع) را سازه بنیان.[۲۸] او قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همینطور در جوار قبه بنای دیگری با سقف چوبی سازه کرد تا عموم در آن به نماز وعبادت بپردازند، او سقفی نیز بر مرقد بقیه شهداء زد، دیواری در نزدیکی کربلا کشید و منزل‌های متعددی در آنجا تشکیل داد.[۲۹] این سازه در طی خلافت طائع بالله بیست و چهارمی خلیفه عباسی به وسیله ضبّه بن محمد اسدی غارت شد.[۳۰] به گفته بعضا این غارت در سال ۲۶۹ق بوده‌میباشد.[۳۱]

سازه به گفته یکی‌از دانشمندان، آنچه از کار عمرانی محمد بن زید گفته شد، از کتاب منتظم ابن جوزی میباشد و او اینگونه چیزی را در کتاب منتظم نیافته میباشد.[۳۲]

تشکیل داد به وسیله عضدالدوله
بعد از استحضار عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین(ع) به وسیله ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و او را متواری کرده و مقبره امام حسین(ع) را تعمیر نمود.[۳۳] عضد الدوله در چهار طرف مقبره رواق ایجاد کرد، آنگاه رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و به وسیله پارچه‌های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ گام گسترش اعطا کرد، آن‌گاه فضا شهر را دیواری بلند و سفت محدود کرده و برای زراعت نهر آبی رنگ به کربلا کشاند.[۳۴]

بقاع در قرن ۵ و ۶
حریق‌سوزی سال۴۰۷ق
در ربیع الاول سال ۴۰۷ق سقوط دو شمع گرانقدر پر‌نور در رواق منجر حریق‌سوزی گردیده ضریح و رواق‌های بقعه در حریق سوخت.[۳۵] بعضی این حریق‌سوزی را عمدی دانسته‌اند. حریق‌سوزی بقعه عسکریین بعد از ده روز از این حریق‌سوزی و اتفاق ها متفاوت در سال جاری بر علیه تشیع موید این احتمال میباشد.[۳۶]

تعمیر به دست ابن سهلان
حسین بن فضل و ادب بن سهلان رامهرمزی یک‌توشه مبادرت به تعمیر حرم امام حسین(ع) کرد.[۳۷] برخی گفته‌اند این تعمیر بعد از حریق‌سوزی سال ۴۰۷ق بوده‌میباشد.[۳۸] اما ابن جوزی در المنتظم اقدامات تعمیری ابن سهلان را در سال ۴۰۳ میداند.[۳۹]

تعمیر به دست ملک‌فرمانروا سلجوقی
در ذی الحجه سال ۴۷۹ق ملک‌فرمانروا سلجوقی به کربلا رفته و بعد از زیارت امام حسین سیصددینار در بین ساکنان کربلا تقسیم نموده و بقعه و حصار صحن را تعمیر کرد.[۴۰] ده سال بعد از آن یعنی در سال ۴۸۹ فردی به اسم خفاجه بقعه را غارت کرد که سیف الدوله به آنجا یورش برده و خفاجه در درون مقبره کشت و امنیت شهر را بر قرار کرد.[۴۱]

غارت بقاع در سال ۵۲۶ یا این که ۵۲۹ق
المسترشد بالله خلیفه سی ام عباسی در سال ۵۲۶ق به بقعه امام حسین(ع) یورش برده و آحاد تزئینات، جواهرات مقبره را به غارت موفقیت تا دربین سربازان خویش تقسیم نماید، او می‌اظهار‌کرد قبر نیازی بدین جواهرات ندارد، او و پسرش راشد بعداز خروج از کربلا کشته شدند.[۴۲] ولی نقل شده که اینگونه تاریخی خطا میباشد و طبق قرائنی تاریخ صحیح سال ۵۲۹ بایستی باشد.[۴۳]

بازدید : 13
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:37


مفاتیح نوین
نوشته‌علمیٔ مهم: مفاتیح نوین
مفاتیح نوین نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی و عده ای از همیاران بوده و با ترجمه هاشم رسولی محلاتی، در سال ۱۳۸۷ش منتشر شد. این کتاب که مشابهت‌هایی به مفاتیح الجنان داراست و نویسندگان آن معتقدند که ورژن‌ای روزآمد و مطلوب بعدازظهر و فرصت و مخصوصا مطلوب جوان ها میباشد[۳۵] در ده نصیب متفاوت، دربردارنده سوره‌هایی از قرآن مهربان، دعا ها، زیارات، ایفا ماه‌های اسلامی، اجرا شب و روز و روز ها هفته، آداب و تعقیبات نماز، نمازهای مستحب، دعاهای منحصر به فرد حل اشتباهات معنوی و دنیوی، آداب استخاره و احکام و آداب مربوط به مردگان مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳۶]

دائرة المعارف فقه مقارن
نوشته‌ی علمیٔ مهم: دائرة المعارف فقه مقارن
دائرة المعارف فقه مقارن نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی و عده ای از همیاران، دربردارنده داده ها همگانی درباره فقه شیعه و اهل سنت و بقیه مذهب ها و ادیان، با رویکردی تطبیقی میباشد. اقتصاد اسلامی، مسائل معاصر دینی، تاریخ و ادوار شرعی شیعه و اهل سنت و منابع استنباط فقه، مقام فلسفه در فقه، و اصطلاحات دینی، قسمت‌های متفاوت کتاب را تشکیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می دهد.[۳۷]

انوار الفقاهة فی احکام العترة الطاهرة
انوار الفقاهة،‌ سلسله کتاب‌هایی به گویش عربی میباشد که از «کتاب الخمس و الانفال»[۳۸] استارت می شود و تقریر درس بیرون فقه آیت‌الله مکارم شیرازی میباشد. از این شرکت، کتاب الخمس والانفال، در سال ۱۴۱۶ق، کتاب الحدود در سال ۱۴۱۸ق،[۳۹] کتاب البیع در سال ۱۴۲۵ق،[۴۰] مکاسب محرمه در سال ۱۴۲۶ق[۴۱] و کتاب النکاح در سال ۱۴۳۲ق،[۴۲]چاپ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.

ترجمه قرآن مهربان
ترجمه قرآن به مداد آیت‌الله مکارم شیرازی، در سال ۱۳۷۳ش چاپ و منتشر گردیده‌است. این ترجمه به گفته ترجمه کننده، با به کارگیری از ترجمه جان دار در تعبیر و تفسیر مثال میباشد، مطابق طریق محتوا به محتوا و همینطور به لهجه روزانه جمع عموم درج شده میباشد.[۴۳] این ترجمه با همیاری محل کار مطالعات تاریخ و معارف اسلامی مهیا نشر گردیده است.[۴۴] خصوصیت این ترجمه، اعتنا و کم عقل جمله ها و آشکار بودن مضمون‌ و معنای آیه ها دانسته گردیده‌است.[۴۵] با این درحال حاضر مرتضی کریمی‌نیا گرچه اعتقاد دارد این ترجمه بعد از فقط دو سال تکثیر، بین قرآن‌خوانان و قرآن‌شناسان شهره گردیده،[۴۶] ولی اشکالاتی غیرقابل دیده‌پوشی دارااست؛ برای مثال: برخی مفاد ترجمه‌نشده، اشکالات نحوی و ساختاری، تفاوت و ناهمخوانی در تعبیر و توضیح و همینطور اشکالات لغوی و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد صرفی.[۴۷]

ترجمه به گویش‌های دیگر
خلال بعضی کتاب ها که بوسیله وی به گویش عربی تألیف گردیده‌است، بخش اعظمی از کتاب ها آیت‌الله مکارم به لهجه‌های دیگر برای مثال عربی، انگلیسی، اردو، آذربایجانی، روسی، فرانسوی و اسپانیولی ترجمه و چاپ شد‌ه‌است.[۴۸]

بزرگداشت
در شانزدهمین زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۳ش در شهر قم برگزار شد ناصر مکارم شیرازی تحت عنوان شخصیت پررنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات گزینه تقدیر در‌این عصر از همایش قرار گرفت.[۴۹]

اقدامات و سرگذشت اجتماعی و سیاسی
آیت‌الله مکارم شیرازی، در زمان جوانی مثلا حوزویانی بود که پیرو اصلاح ناحیههای علمیه بود و در تایپ کردن طومار‌ای به آیت‌الله بروجردی برای پیگیری این اصلاحات[۵۰] شرکت کردن داشت. امضای وی در پایین بخش اعظمی از بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها علیه حکومت پهلوی چشم می گردد.[۵۱] وی همینطور در مبارزات سیاسی انقلابی، تدوین قانون اساسی کشور و مواقعی دیگر، نقش‌آفرینی اجتماعی و سیاسی داشته میباشد. در قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ش که نوشته ی علمی‌ای اهانت‌آمیز در مجله داده ها نسبت به آیت‌الله خمینی منتشر گردیده بود، یکی جای ‌های تجمعات اعتراضی حوزویان مدرسة الامام امیرالمومنین وابسته به مکارم شیرازی بود. مکارم شیرازی در‌این اجتماع سخنرانی کرد و به صورت صریح بیان کرد که: در صورتی تبارک قومى را اين چنين هتک نمایند، چه احترامى براى ديگران مى‌ماند «در حالتی که بايد بميريم کلیه با هم بميريم، و در شرایطی که سازه است زنده بمانيم همگی با هم زنده بمانيم!»[۵۲]

بازدید : 53
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:07


ولی زیاد این الحاق را به عهده گرفت. ابوبکره، اخوی مادری زیاد، زیرا این داستان را شنید، بسیار اندوهگین شد و این الحاق را مردود دانست؛ و قسم خورد که دیگر با زیاد حرف نگوید و با وی جدا ارتباط مسجد النبی کوهسنگی مشهد نماید.

[مستلزم منبع] زیاد بعداز این الحاق، از طرف معاویه در سال ۴۵ قمری، به امارت بصره گماشته شد. [۱۲] وی سپاهی را آماده کرد و به سمت مرو و خراسان ارسال کرد و این سپاه فتوحات قابل توجهی داشت. عبیدالله بن زیاد سازه به روایاتی در‌این فتوحات نقش داشته میباشد. بعداز مرگ مغیرة بن شعبه در سال ۴۸ قمری، زیاد با محافظت سمت، امیر کوفه نیز شد و عملا بر نیمی از خلافت اسلامی امارت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.[مستلزم منبع][۱۳]

مرگ
زیاد در سال ۵۳ قمری در کوفه در تاثیر ابتلا به طاعون در سپری شد و فارغ کوفه دفن شد.[۱۴]

فرزندان
مشهورترین فرزند وی عبیدالله بن زیاد میباشد که بعد از مرگ پدرش، والی بصره شد و بعداز مرگ معاویه و خلافت یزید، با مراقبت سمت به امارت کوفه نیز منصوب گشت. عبیدالله در رخداد کربلا سپاه کوفه را به نبرد با امام حسین (ع) ارسال کرد و از مهم ترین عاملان شهید شدن امام حسین(ع) به شمار می‌رود. زیاد فرزندان دیگری به اسم‌های سلم[۱۵] و عباد[۱۶] داشته‌میباشد. ابن اثیر اسم سلم را سلیمان بیان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌میباشد.[۱۷]

طریق حکومت‌داری زیاد
زیاد شخصی زیرک و خشن بود و ابتدا امارتش در بصره در طول معاویه، به مسجد بصره رفت و خطبه خواند و عموم را شدیدا انذار کرد. وی در امارتش، بسیار خشن و قاطع شغل میکرد و به همین خیال و خاطر امنیت بدون نقص در میهن‌های پایین سیطره‌اش حکم دهنده بود. با وجود ملازمت‌اش با علی بن ابی طالب و برتری دادن وی نسبت به معاویه در صفین و تظاهر به شیعه‌گری، در طی امارتش بر بصره و کوفه در حین معاویه، از رویه خود رجوع و بر شیعه‌ها دشوار گرفت و بخش اعظمی از آنها‌را زندانی و بعضی از آن ها را به قتل رساند. [۱۸] مشهورترین ماجرای مشقت بار گیری بر شیعه‌ها در طی زیاد، دستگیری و قتل حجر بن عدی و یارانش میباشد.[۱۹] زیاد آنان‌را به جرم اینکه به علی دشنام نمی‌دهند و به دشنام دهندگان اعتراض می‌نمایند، دستگیر و زندانی کرد و به امر معاویه راهی شام کرد. حجر و یارانش به فرمان معاویه در جایی به اسم مرج عذراء به شهیدشدن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.[۲۰]

پانویس
دینوری، خبرها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۹.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۲۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‌۲، ص۵۲۳.
جاحظ، البیان و التبیین،الناشر : دار ومكتبة الهلال ج۱، ص۱۳۳.
دینوری، خبر‌ها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۹.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج ۷، ص۳۲۰.
دینوری، خبرها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۹.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۱۵۷.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۱۵۷-۱۵۸.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۱۵۸.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۴۴-۴۴۵.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۴۷.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۶۱.

بازدید : 12
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:39


مرجعیت
حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و تحقیق به شرایط محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را پذیرفت و خلال تفحص به کارها محصل ها علم ها شرعی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع میکرد، البته با سماجت و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ مسجد النبی کوهسنگی مشهد شروع شد.[۸]

حاج آقا حسین نسبت به اقدامات ضد مذهبی رضاخان مدام موضع مشقت می‌گرفت. عاقبت بعد از اتفاق مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی، مدتی اورا در طهران توقیف و در غایت، در سال ۱۳۵۴ق به عراق تبعید کرد. به همین انگیزه از سال جاری به آن گاه مرجعیت وی به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، احوال همگانی حوزه تغییر تحول یافت و جلسات درس و گفت و گو رونق دیگری گرفت. وی در کنار اداره حوزه و زعامت فقهی عموم و ایفا کارها مرجعیت،‌ به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت و دروس بیرون فقه و اصول درس دادن می کرد. پس از درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، قمی نیز کربلا را پس از یازده سال شکاف کرد و به نجف اشرف منتقل شد و مجتهدان نجف اشرف دستور مرجعیت را بر ذمه وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گذاشتند.[۹][۱۰]

بازه زمانی مرجعیت عامه حاج آقا حسین قمی کوتاه بود و بعد از یک‌سری ماه از جهان رفت. سید محمدهادی میلانی نقل می‌نماید: "به بقاع سیدالشهداء مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای راز مطهر نشسته بودند، به اینجانب اشاره نموده، نزد وی رفتم و آقا اظهار داشتند: سر کردگی و مرجعیت شرعی پس از آسید ابوالحسن به اینجانب روی آورده و اینجانب میترسم به دینم لطمه بخورد! اینجانب دعا میکنم شما آمین بگویید : خدایا! در صورتیکه این سر گروهی به آئین اینجانب مضر میباشد، جان من‌را بگیر! بعد از آن آن قدر زاری کردند که زمین از آب چشمٔ وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خیس شد».[۱۱]

شغل‌های سیاسی
زمان رضاخان و اقدامات وی اعتراض علما را برانگیخت. حاج آقا حسین قمی به مخالفت با دستگاه رضاخان برخاست. در یکی گرد هم آیی‌هایی که با حضور عالمان مشهد در خانه او برگزار شد، او از اوضاع و احوال سرازیر میهن به شدت متأثر و گریان شد آن گاه خاطرنشان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد:

«امروز اسلام جان نثار می خواهد. بر عموم میباشد که قیام نمایند».

در غایت علما تصمیم می گیرند که قمی در اعتراض به اقدامات ضددینی رضاخان به طهران رفته و با وی سخن نماید. او در واپسین نشست درس خویش میگوید:

«به نظریه اینجانب، در شرایطی‌که دوری از مغایر مذهب، مشروط به کشته‌شدن ده‌هزار نفر که رأس آنان حاج‌آقا حسین قمی میباشد باشد، بها داراست»

پیش از جنبش، گروهی ازمردم مشهد از وی می پرسند:«که در ملاقات با فرمانروا چه می خواهید؟»

وی میگوید: «نخستین از وی درخواست می کنم که از نرم افزار‌های غیراسلامی دست بردارد و در حالتی که موافقت نکرد، خفه‌اش می کنم!»[۱۲]

دستگیر
نوشته‌علمیٔ مهم: حادثه مسجد گوهرشاد
آیةالله قمی پس‌از ورود به طهران، به ری رفت و در گلشن سراج‌الملک سکنی گزید. عموم طهران به‌طور عظیم به ملاقات وی می‌رفتند و رژیم پهلوی محل اقامت او‌را پایین محاصره قرار اعطا کرد. خبر دستگیر این مرجع تاسی با اعتراضات عموم، به‌ویژه عموم مشهد مواجه شد. عموم در مقبره مطهر و مسجد گوهرشاد اجتماع کرده و به سخنان وعاظ و خطبا گوش فرا می‌دادند و هر روز بر بعدها اعتراضات عموم افزوده میشد تا این‌که در غایت مأموران حکومتی در روز چهاردهم ربیع‌الثانی به گردآوری روحانیون و عموم که در مسجد گوهرشاد دست به تحصن زده بودند، حمله‌ور گردیده و دست به کشتار زدند. پس‌از کشتار و سرکوب عموم در مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی او‌را از جمهوری اسلامی ایران به عراق تبعید کرد.[۱۳]

فتوای جهاد
او در زمان حضور در حوزه علمیه کربلا در جریان اشغال عراق در مبارزه جهانی دوم، به یار و همدم دیگر علمای عراقی و اهل ایران مقیم این سرزمین، فتوای جهاد علیه متفقین را صادر کرد و خواستار رویا رویی با اشغاگران شد. حاج آقا حسین با سقوط رضاشاه به تبعید ۸ ساله خویش نقطه پايان بخشید و در سال ۱۳۲۲ش به مشهد رجوع. وی از دولت خواست که به منظور‌هایی زیرا کنسل کشف عفاف، انحلال مدرسه های مختلط، برپایی نماز جماعت و یاد دادن قرآن و درس فقاهتی در مدرسه های، آزادی منطقههای علمیه، کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقه ضعیف، عملکرد برای تعمیر قبور ائمه بقیع گردن نهد. وی ترساندن کرد که در شکل نافرمانی دولت، اعلام نزاع مسلحانه خواهد کرد. ترساندن او و حفاظت‌های مردمی‌ منجر تایید منظور‌های او شد.[۱۴]

بازدید : 17
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 10:03


سید محمد طباطبایی مجاهد
برای دیگر کاربردها سید محمد طباطبایی را ملاحظه کنید.
سید محمد مجاهد

داده ها شخصی
اسم بدون نقص سید محمد بن علی طباطبایی
کنیه مجاهد
نسب سادات طباطبایی
تاریخ ولادت ۱۱۸۰ق
محل معاش کربلا • کاظمین • اصفهان
تاریخ وفات ۱۲۴۲ق
محل دفن کربلا
شهر وفات قزوین
قوم
سرشناس وحید بهبهانی • سید علی طباطبایی • علامه بحرالعلوم
داده ها علمی
استادان مالک ریاض • علامه بحرالعلوم
شاگردان سید ابراهیم قزوینی • محمدصالح برغانی
محل علم آموزی کربلا
تألیفات مفاتیح الأصول • الوسائل فی الأصول • مسجد النبی کوهسنگی مشهد مناهل • المصابیح فی گستردن المفاتیح للکاشانی • جامع العبائر فی الفقه • کتاب فی الاغلاط المشهورة • عمدة المقال
بقیه درس دادن و تفحص در حوزه علمیه اصفهان
کار‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی تقابل با روس‌ها و صدور فتوای جهاد با آن ها

سید محمد بن علی طباطبایی (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ق)، پر اسم و رسم به سید محمد مجاهد و صاحب و مالک مناهل، از فقیهان شیعه در قرن ۱۲ و قرن ۱۳ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد هجری قمری.

سید محمد، در کربلا نزد فقیهانی زیرا پدرش، سید علی طباطبایی و بابا زنش، علامه بحرالعلوم علم آموزی کرد. وی در طول حیات بابا به اصفهان سفر کرد و حدود ۱۳ سال در آنجا به درس دادن درگیر بود. بعداز درگذشت پدرش (۱۲۳۱ق) به کربلا رجوع و برگشت و مرجعیت شیعه‌ها را بر ذمه گرفت. عصر مرجعیت وی با پیکار‌های کشور‌ایران و روسیه هم زمان بود، از این‌رو وی به نزاع با روس‌ها پرداخت، سید محمد، در آغاز فتوای جهاد در قبال روس‌ها بخشید و در اواخر قدمت به همپا گروهی از علمای عتبات، عازم طهران و آن گاه تبریز شد تا عموم را به جهاد علیه روس‌ها تشویق و پاد شاه را به نزاع با آنان وادار نماید. از این‌رو به سید محمد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مجاهد کنیه گرفت.

این خیزش هرچند در صدر پیروزهایی برای سپاه کشور‌ایران پیرو داشت، ولی بعداز عقب‌نشینی فتحعلی پاد شاه، سبب ساز به طلاق نصیب‌هایی از کشور ایران بر طبق تفاهم نامه ترکمنچای (۱۲۰۶ش/۱۸۲۸م) شد. سید محمد در رجوع از تبریز در قزوین درگذشت و پیکرش در کربلا به خاک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ودیعه شد.

معاش‎طومار
سید محمد در ۱۱۸۰ق در کربلا چشم به جهان گشود. پدرش سید علی طباطبایی دارای شهرت به مالک ریاض و مادرش دختر وحید بهبهانی میباشد. محمدعلی طباطبایی و عبدالحسین طباطبایی نیز خالو‌های وی بودند. او با دختر استادش، علامه بحرالعلوم تزویج کرد.[۱] جد او ابوالمعالی وسیع از تبار سادات حسنی مشهور به طباطبایی میباشد که در قرن دوازدهم قمری از اصفهان به کربلا کوچ کرده‌اند.

وی هنگام درگذشت پدرش (۱۲۳۱ق) در اصفهان بود و همانجا برای وی مجلس عزا به‌راه‌انداخت.[۲] سید محمد بعد از درگذشت بابا به کربلا مسافرت کرد و مرجعیت شیعه ها را ذمه ‌دار شد و بعد از مدتی درکاظمین اقامت گزید تا اینکه در اواخر قدمت، در طی فتحعلی پاد شاه قاجار، برای حفاظت از مرز‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال روس‌ها راهی کشور‌ایران شد.[۳]

سید محسن امین در اعیان شیعه با عباراتی زیرا سیدالفقهاء، علّامة‌العلماء و «اعلم اهل العلم بالاصول و الکلام» از وی خاطر نموده است، و درباره مهاجرتش به اصفهان می گوید:

پدرش اعتقاد و باور کرده بود که سید محمد از وی اعلم میباشد لذا تصمیم گرفت تا فرزندش در کربلا میباشد فتوا ندهد، سید محمد زمانی این را متوجه شد به اصفهان مسافرت کرد.[۴]
محمدباقر خوانساری در روضات الجنات می گوید: از خصائص وی این بود که در نماز به کسی اقتدا نکرده بود و وقتی را سراغ نداریم که امامت جماعت نبوده باشد.[۵]

وی عاقبت در ۱۲۴۲ق تبریز را به قصد طهران شکاف خاطرنشان کرد ولی در قزوین مریض شد و بر تاثیر همین بیماری در ۱۳ جمادی‌الثانی ۱۲۴۲ق درگذشت. پیکر او‌را به کربلا جابجایی داده و به خاک سپردند.[۶]

شغل علمی
سیدمحمد مجاهد، علم ها اسلامی را نزد پدرش فرا گرفت[۷] و از درس استادانی زیرا علامه بحرالعلوم، روحانی جعفر کشف کننده‌الغطاء، آقا محمدباقر هزار جریبی و میرعبدالباقی اصفهانی در کربلا استفاده نمود. بعد از حمله وهابی‌ها به کربلا (۱۲۱۶ق)، به کشور‌ایران آمد. در آغاز در کرمانشاه نزد خان دایی‌اش آقا محمدعلی کرمانشاهی برهه زمانی کوتاهی توقف کرد[۸]، بعد برای درس دادن و پژوهش به اصفهان رفت. وی برهه زمانی سیزده سال در اصفهان به درس دادن و تألیف سرگرم بود. او مفاتیح‌الاصول را در همانجا نگاشت.[۹]

شاگردان

عمدة المقال فی تفحص اوضاع و احوال الرجال
سید محمد مجاهد شاگردانی در کربلا و اصفهان تربیت کرد، بعضی از شاگردان وی عبارتند از:

روحانی انصاری[۱۰]
داود بن اسدالله بن عبدالله بروجردی[۱۱]
سید ابراهیم موسوی قزوینی
ملا محمد پارسا برغانی (درگذشته ۱۲۷۴ق)
ملا حسن بن محمدعلی (محمد) یزدی[۱۲]
ملا حسین واعظ تستری[۱۳]
شریف العلمای مازندرانی
ملا صفر علی لاهیجانی قزوینی[۱۴]
سید محمدشفیع جاپلقی[۱۵]
احمد بن علی مختار گلپایگانی[۱۶]
ملا علی بن محمد اما قائنی[۱۷]
میرزا نصرالله مشهدی[۱۸]
میرزا محمدعلی بن محمدحسین شهرستانی[۱۹]
میرزا محمدرضا بن محمد باقر قزوینی خویسینی[۲۰]
اثر ها
مفاتیح الأصول
الوسائل فی الأصول
رسالة حجیة الظن
المناهل فی فقه آل الرسول
المصابیح فی گستردن المفاتیح للکاشانی
جامع العبائر فی الفقه
کتاب فی الاغلاط المشهورة
المصباح الباهر فی رد الیادری و إثبات نبوة نبینا الطاهر
عمدة المقال فی پژوهش أحوال الرجال[۲۱]

بازدید : 41
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:22


پیمان امام علی(ع)
امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه اظهار کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند اعطا کرد.[۳۳] معاویه قبل از واقعه جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، در‌صورتی‌که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۳۴] معاویه بر آن بود تا یک کدام از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آنها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی بهره‌برداری سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آن ها جایز وجود ندارد.[۳۵] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز مسأله شورا را مطرح مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۳۶]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب فقط طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه اذعان کرد از جانب مردمی می آید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۷] معاویه با منفعت بردن از نزاع جمل و با استناد به رویا رویی طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد.

[۳۸] بعداز نبرد جمل، امام در کوفه ساکن شد؛ چون انتظار تضارب با سپاه شام می رفت و این فعالیت از عراق برمی‌آمد. به جزشام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. البته معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت راز گشوده می‌زد.[۳۹] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعد از وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب ذکر کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «آفریدگار من‌را نبیند آن روز که گمراهان را هم پا خود قرار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده باشم.»[۴۰]

معاویه در سخنی در شام اذعان کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در صورتی حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار ای همین لغات را به امام نوشت: «تا زمانی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، دراین باره قاضی بر شام بودند. البته در حال حاضر که حق را رخنه‌ کرده‌اند، این حق از آن شامیان شد‌ه‌است.»[۴۱] امام در جواب نوشت: «البته راجع‌به این صحبت که گفتی «اکنون اهل شام قاضی بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را نشانه ده که در شورا پذیرفته گردد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. در شرایطی که اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و طلبه بود لحاظ مغایر کسی در آن رویکرد ندارد و تجدید گزینشی در عمل وجود شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.»[۴۲]


پیکار صفین

نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: پیکار صفین
بعداز اینکه طومار نگاری‌ها و سعی امام برای برکناری معاویه و اقناع او ناکام ماند،[۴۳] امام مصمم بر جهاد شد. امام بزرگان اصحابش از مهاجر و انصار را فراخواند و بعد از آن در خطبه‌ای عموم را به جهاد فراخواند. پیکار در صفر سال ۳۷ هجری در ناحیه‌ای به اسم صفین چهره بخشید. در وسط نزاع وقتی که سپاه معاویه رو به ناکامی بود، قرآن بر نیزه کردند و به‌این رو برخی از سپاهیان امام علی(ع) از ادامه نبرد راز گشوده زدند. آخر و عاقبت، داورانی برای حکمیت در بین دو طرف انتخاب شد و نزاع سوای سود خاتمه یافت.[۴۴]

بازدید : 14
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 15:26


سید جواد قمی
با محمدجواد مجتهد قمی خطا نشود.
سید جواد قمی
دانا و دانا شیعه
داده ها شخصی
کنیه سید محمدتقی جواد قمی
تاریخ ولادت ۱۲۴۰ق
تاریخ وفات ۳ صفر ۱۳۰۳ق
محل دفن گورستان شیخان
شهر وفات قم
قوم و قبیله
سرشناس میرزای قمی (پدربزرگ)
داده ها علمی
استادان سید محمدباقر شفتی • روحانی محمدحسن نجفی مسجد النبی کوهسنگی مشهد • روحانی مرتضی انصاری
شاگردان میرزا زین‌العابدین • سید عبدالحسین قمی
محل علم آموزی قم • اصفهان • نجف
تألیفات مقالید الاحکام • الدّرة الباهره فی الأحکام لبه بر ضوابط الاصول • ینابیع الحکم
کار‌های اجتماعی-سیاسی
اجتماعی حل و فصل نبرد‌های عموم • پیکار با فرقه‌های بابیه و بهاییت

سید جواد قمی (۱۲۴۰-۱۳۰۳ق) با اسم مهم سید محمدتقی معروف به جواد، از عالمان و فقیهان شیعه در قرن سیزدهم قمری در قم.[۱] وی نوه دختری میرزای قمی و پدرش میرزا علی‌رضا طاهری قمی، از عالمان قم و نوه ملا محمدطاهر قمی بود.[۲] سید جواد قمی در سال ۱۲۴۰ق در قم به‌عالم آمد و تحصیلات علم ها فقهی را در سه حوزه قم، اصفهان و نجف نزد استادانی زیرا روضه خوان محمد کزازی قمی در قم، سید محمدباقر شفتی و روحانی محمدتقی رازی در اصفهان و روضه خوان محمدحسن نجفی صاحب و مالک‌جواهر و روضه خوان مرتضی انصاری در نجف طی کرد.[۳] تألیفات وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبارتند از:

مَقالیدُ الاَحکام؛ که یک زمان بی نقص فقه میباشد و بیان شده تألیف آن را در نجف استارت کرد و در روز غدیر ۱۲۹۹ق در قم به نقطه پايان پیروزی.[۴] ملا محمد کزازی در قم بر آن تقریظ نوشته میباشد.[۵]
الدُّرّةُ الباهرة فی الاَحکام؛ که ورژن مهم آن در کتابخانه مکتب حجتیه قم جان دار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
العترة الطاهرة؛ در دو جلد،
لبه بر ضوابط الاصول که ورژن اساسی آن در کتابخانه «جامعه‌ام القری» در مدینه مو جود میباشد.
ینابیعُ الحِکَم، درباره توحید، نبوت، ثابت بی دینی اهل الحاد و بدعت در روایات
کتاب الرجال.[۶]
سید جواد قمی بعد از وفات استادش مالک جواهر، در سال ۱۲۶۶ق به قم رجوع و برگشت و مرجع علمی و مذهبی عموم شد. از عمل‌های وی رفع دعاوی و حلّ جنگ‌ها بود و نبرد با فرقه‌های بابیه، شیخیه و بهاییت که در بعدازظهر حیاتش در نقط ی اوج عمل بودند.[۷] فرزندانش میرزا زین‌العابدین و سید عبدالحسین قمی ازجمله شاگردان وی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده‌اند.[۸]

قوم پیشوایی در قم از فرزندان و اعقاب سید جواد قمی میباشند[۹] و میرزا علیرضا پیشوایی (درگذشت: ۱۳۶۷ق) سومی فرزند قمی و نماینده عموم قم در زمان سوم و پنجم ضابطه‌گذاری در مجلس شورای ملی در بعدازظهر مشروطه بوده میباشد.[۱۰]

محمدحسن خان اعتمادالسلطنه از رجال عصر قاجار:
سید جواد قمی، مجتهدی مُسَلّم و مروّجی مبسوطُ الیَد بود و در نهی از منکر و ممانعت اهل فجور، قلبی کارکشته داشت و در مراقبت حدود شرعیه از هیچ نکته‌ای فرو نمی‌گذاشت.[۱۱]
سید جواد قمی بعد از رجوع سید درست گو شیخ قمی از نجف، او‌را تأیید کرد، [۱۲] با وی مباحثه محرمانه قرار بخشید و از وی به کارگیری پیروزی. قمی همینطور وصیت کرد که بعد از مرگم، مُهرم را تحویل سید راست گو بدهید و نماز بر لاشه‌ام را وی بخواند.[۱۳]

قمی در ۳ صفر ۱۳۰۳ق درگذشت در کنار پدرش در آرامستان شیخان قم، دفن شد.[۱۴] فرزندش میرزا زین‌العابدین، اورا مردی خداپرست و باوَرَع تعریف کرده‌ که اهل تهجد و بکاء بود و در قنوت نماز وتر در نافله شب، دعای ابوحمزه ثمالی را می خواند.[۱۵]

بازدید : 15
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:11


زبیر بن عوام
زُبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه نبی پروردگار(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه همسر رسول(ص) که در ۸ یا این که ۱۵ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار نبی بود. بعد از رحلت نبی(ص)، زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) پناه و با قدمت بن خطاب دعوا‌های بخش اعظمی کرد. وی همینطور از شورای شش نفره منتخب خلیفه دوم بود که در آن شورا نیز به عایدی حضرت علی(ع) رأی اعطا کرد. او در کودتا و قتل عثمان نقش مؤثری داشت و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. البته در به عبارتی اوایل خلافت حضرت علی(ع) به ملازمت طلحه و عایشه و بعضا دیگر که به ناکثین آوازه یافتند، مبارزه جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان بخشید و در همین نزاع به قتل رسید. به‌استدلال بیعت‌شکنی و رویا رویی با امام علی(ع) زبیر را از سران عثمانیه قلمداد مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.

نسب
زبیر بن عوام با لقب ابوعبدالله، برادرزاده خدیجه[۱] میباشد. پدرش عوّام (اخوی حضرت خدیجه) در مبارزه فجار کشته شد.[۲] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۳] بعضا آل زبیر را مصری‌تبار دانسته و انتساب وی به خویشان اصیل قریش را نمی‌پذیرند، این دسته به روایتی استناد می‌نمایند که مطابق آن خویلد بن اسد در مهاجرت مصر، عوام را با خویش به مکه آورد و در واقع عوام پس ر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خوانده اوست.[۴]

وصلت با دختر ابوبکر
زبیر با اسماء دختر ابوبکر تزویج کرد.[۵] این وصلت را اولی تزویج از روش متعه دانسته‌اند.[۶] وی بعداز چندی اسماء را جدایی بخشید.[۷] بعضا نیز گفته‌اند زبیر او را به شدت زد و او به پسرش بنده الله پشتیبانی موفقیت، زبیر قسم و سوگند خورد کرد در صورتی جلو بیاید مادرش را جدایی خواهد بخشید البته عبدالله اعنتایی نکرد و مادرش را از دست وی خلاص کرد و اسماء بعداز جدایی تا پایان قدمت پیش فرزندش رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبدالله ماند.[۸]

در طی فرستاده
اسلام زبیر
منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعداز مسلمان شدن ابوبکر نوشته‌اند، برخی گفته‌اند او در آن هنگام ۸ ساله بوده میباشد[۹] ولی برخی دیگر از مورخان او را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.[۱۰] در گزارشی تیتر گردیده که او با حضرت علی(ع) هم‌سن بوده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۱]

زبیر را پنجمی یا این که ششمی گرونده به اسلام میدانند.[۱۲] از‌آنجا که نوه‌اش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن او را گزارش نموده است[۱۳] به‌این سبب ساز احتمال اینکه درباره مجال اسلام آوردن وی اغراق گردیده باشد، وجود دارااست.[۱۴]

بعضا قصه کرده اند که فرستاده فرمود: «الزُّبَیْرُ ابْنُ عَمَّتِی، وَ حَوَارِییَّ مِنْ أُمَّتِی‏»[۱۵]؛یعنی زبیر پسر عمه و یاورم از امت اینجانب میباشد. این داستان در منابع اول شیعی نقل نشده میباشد،[۱۶] البته با فرض تایید گواهی ماجرا، تشبیه زبیر به حَواری، به دلیل امداد رساندن و یاری‌های وی به رسول(ص) بوده میباشد.[۱۷]

وی از نبی روایات زیادی نقل نموده است.[۱۸]

پیش از سفر
خبر ها متعددی درباره زبیر پیش از مهاجرت نیست جز اینکه او جزء مهاجرین به حبشه به شمار آمده میباشد.[۱۹] وقتی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه در آنجا به رمز می‌بردند شایع شد که قریش به اسلام گرویده‌اند، به‌این جهت برخی از مهاجرین مثلا زبیر به مکه بازگشتند.[۲۰]

در مدینة النبی
به عنوان مثال گزارش‌هایی که درخصوص زبیر نقل گردیده‌است٬ حضور وی در سنگسار مردی بود که خویش به زنا اقرار کرده بود. عموم به امر فرستاده اورا برای اجرای حکم بردند٬ البته وی از حفره گریزو فرار کرد. زبیر با استخوان شتری اورا زد و بر زمین افکند و عموم سنگسارش کردند. زمانی خبر به نبی رسید٬ فرمود چرا اذن ندادید برود؟ وی خودش اقرار کرده بود و می‌توانست از اقرارش برگردد. درصورتی که علی در کنارتان بود هیچ وقت منحرف نمی‌شدید.[۲۱]

نقل شد‌ه‌است آیه شریفه يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوت[نساء–۶۰] درباره زبیر میباشد که زیرا با مردی یهودی بر راز باغی اختلاف پیدا کرد٬ بیان کرد اینجانب به داوری ابن شیبه یهودی راضی هستم ولی مرد یهودی اعلام‌کرد اینجانب به داوری محمد راضی هستم٬ پس آیه شریفه نازل شوید و برگشت به قاضی طاغوت را تقبیح کرد.[۲۲

بازدید : 53
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 15:47


اپ‌ریزی برای اصلاح حوزه
یک کدام از شغل های مفتح طرح اپ‌ریزی برای حوزه علمیه قم و ارائه روش نوین در درس دادن و نرم افزار‌های درسی حوزه بود، که‌این طرح را با همیاری شهیدان بهشتی، قدوسی و سعیدی تعقیب می‌نمود. این طرح‌ها سبب به تأسیس نسل تازه مدرسه ها در حوزه شوید.[۱۶] بعداز سپری شدن زمان تبعید از سوی رژیم بدون چاره به اقامت در طهران شوید. مفتح در طهران نیز شغل‌های انقلابی خود را توسعه اعطا کرد و از اعضای روضه خوان و فکری جمعیت مؤتلفه به شمار می رفت که در آن شهیدان مطهری و بهشتی، ربانی شیرازی و محمدجواد باهنر نیز عضویت مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۱۷]

مسجد الجواد
شهید مفتح در طهران مسجد الجواد را راس شغل‌های خود قرار بخشید، و در کلاس‌ها مباحث اسلامی را باطرح نوین و صورت نو مطرح می کرد که آیتم استقبال جوان ها قرار می‌گرفت. کلاس‌های اسلام‌شناسی به خصوص تعبیروتفسیر قرآن او یک کدام از مباحث دیدنی و قابل به کارگیری برای جوان ها و دیگر قشرها جامعه بود. بعداز اینکه مسجد الجواد به وسیله رژیم پهلوی بسته شد در سال ۵۲ شهید مفتح در مسجد جاوید عمل خود را شروع کرد و به تشکیل کلاس‌های عقاید، دعوت از خطبا و وعاظ تعالی، تشکیل کتابخانه، برگزاری کلاس‌های اسلام شناسی، جامعه شناسی، تاریخ ادیان، اقتصاد، فلسفه، تعبیر و تفسیر قرآن و نهج البلاغه مبادرت نمود که آیتم استقبال طبقات گوناگون قرار گرفت. در سوم آذر ۵۳ پس از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در‌این مسجد، ساواک، مسجد را تعطیل نموده و آیت الله خامنه‌ای و محمد مفتح را بازداشت و زندانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۱۸]

مسجد قبا
بعد از آزادی شهید مفتح از زندان در سال ۵۴، امامت مسجد قبا -که به پیمان شهید بهشتی «قرار بود یک امام فعال و پرجوش می بایست در آنجا باشد»- به ذمه ­ وی نهاده شد. او در این سال در سفری به مرزوبوم مصر علاوه بر بازدید از دانش کده الازهر، از دو شخصیت دارای تخصص و پررنگ اقتصاد اسلامی کالج الازهر برای بهره برداری صندوق قرض الحسنه مسجد قبا دعوت کرد که ساواک رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازدارنده آن شوید.[۱۹]

مسائل دنیا اسلام و به خصوص مورد فلسطین و قدس برای مفتح از التفات متعددی بهره مند بود. او پس از آزادی از زندان یاری‌های عموم طهران برای شیعه‌ها لبنان را عده‌آوری و برای بررسی بر توزیع آن شخصا به لبنان رفت.[۲۰] در سال ۵۶ مسجد قبا را تحت عنوان یک مقر کارکشته در پایتخت قرار بخشید و در یک کدام از سخنرانی‌های خویش اذعان کرد: «این ملت بپا خاسته و مطلع ما دیگر فریب نمیخورد و عالم به روح نهضت، و به حقیقت نهضت اسلامی ملت کشور ایران شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد پی برده میباشد».

نماز عید فطر

نماز عید فطر به امامت محمد مفتح در طهران در ۱۳۵۷ش

شهید مفتح در کنار امام خمینی در فردوس زهرا.
مفتح در سال ۱۳۵۷ش. مبارزاتش را توسعه بخشید و مسجد قبا را تحت عنوان سنگر مبارزاتی مهیا کرده بود و در ساماندهی و صورت‌دهی مبارزات عموم نقش گزینش کننده داشت. در ماه رمضان به عبارتی سال جلسات باشکوهی در مسجد قبا برگزار شوید. در عید فطر نماز عید به امامت محمد مفتح در تپه‌های قیطریه برگزار شد که به راهپیمایی بزرگی انجامید که مفتح و شماری از روحانیون انقلابی و اهل مبارزه پیشاپیش آن در تکان بودند.[۲۱]

بازدید : 12
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:04


ملازمان کشتی
در امر تعداد عده ای که همدم نوح(ع) سوار کشتی شدند یا این که مومنان نوح اختلاف میباشد.[۳۸] علامه مجلسی در کتاب تاریخ پیامبران یک سری قصه نقل می‌نماید که در کلیه آنان تعداد ملازمان نوح(ع) در کشتی هشتاد نفر تیتر گردیده است، البته در یک ماجرا تعداد آنان هفتاد و یک‌سری نفر تیتر گردیده است. مجلسی در نقطه نهایی این احادیث تیتر می‌نماید که ممکن میباشد تعداد اشخاص به عبارتی هشتاد نفر باشد و روایتی که صحبت از هفتاد و تعدادی نفر کرده به جهت این میباشد که احتمالاً فرزندان نوح را در بین ملازمان وی به شمار مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیاورده میباشد.

[۳۹] این عهد در تعبیر و تفسیر قمی[۴۰]، الطبقات الکبری[۴۱] و تاریخ گزیده[۴۲] نیز پذیرش گردیده‌است. تاریخ طبری نیز یک سری داستان از اشخاص متفاوت نقل می‌نماید که عهد و پیمان فوق را تأیید می‌نمایند البته اضافه می‌نماید که دراین باره اقوال دیگری نیز وجود داراست.[۴۳] بعضا معتقدند که تعداد اشخاص باطن کشتی هشت نفر بودند،[۴۴] بعضا دیگر نیز تعداد این اشخاص را ده نفر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دانسته‌اند.[۴۵]

کشتی نوح و باستان‌شناسان
مبنی بر برخی از گزارش‌ها، بیش تر از یک هزار متفحص از کشورهای گوناگون دنیا برای شناسایی بقایای کشتی حضرت نوح همت کرده‌اند.[۴۶] گزارش‌های گوناگون در زمینه‌ی مشاهده‌ چیزی مشابه کشتی بزرگی در حیطه‌ای در ۳۲ کیلومتری کوه آرارات که داعیه گردیده بود کشتی نوح میباشد، منجر شد عده ای همانند رون وایتِ باستان‌شناس و همینطور بومگاردنر زمین‌شناس در باب این ناحیه و کشتی نوح بازرسی و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدگی نمایند.[۴۷]

رون وایتِ باستان‌شناس که فیض پژوهش ها خویش را در کتابی با تیتر «the lost ship of Noha» منتشر نموده است، در نظارت پانزده ساله‌اش ادعا دارد که توانسته با رادار آزمایشی اثبات نماید که‌این ناحیه حقیقتا رده ما‌نده کشتی نوح میباشد.[۴۸] بومگاردنر نیز با مثال‌برداری و تست نصیب‌های مختلف این حوزه‌ داعیه کردند که مثال‌هایی از قیر طبیعی از این جای بدست آورده‌اند که با سخنان تورات در زمینه‌ی استعمال از قیر در ایجاد کرد کشتی همخوانی دارااست.[۴۹] البته بعضا مدعا می‌باشند که تا به امروز هیچ مثال‌ای که تجزیه علمی روی آن صورت گرفته باشد ارائه نگردیده و تا هنگامی این مطالعات اجرا نگیرد، نمی‌اقتدار ادعای بقایای کشتی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نوح را عهده دار شد.[۵۰]

بی‌آزار شیرازی مدعا گردیده است که باستان‌شناسان در‌این ناحیه طرح مشبکی نتایج از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی کشف کردند، که نماد می دهد ۷۲ تیر فلزی مهم در هر طرف کشتی به عمل رفته میباشد. وی همینطور به گزارش باستان‌شناسان آمریکایی تیتر نموده است که تست‌هایی که با رادار در تحت زمین این ناحیه صورت گرفته، به نیکی تصویر کشتی را رسم نموده است.[۵۱]

فسیل‌شناسی حیوان‌ها کشتی نوح
بعضی از باستان‌شناسان، مقادیر قابل توجهی فضولات حیوان ها که به‌شکل فسیل درآمده بودند در حوزه‌ ۳۲ کیلومتری آرارات یافتند که بعداز تست مدعا شدند این فضولات وابسته به حیوان ها کشتی نوح هست.[۵۲]

کشتی نوح در فن کوه البرز
کوه سلیمان در حرفه کوه البرز یکی‌از دیگر از جای ‌هایی میباشد که بعضا از دانشمندان و باستان شناسان مثلا رابرت کورنیوک به‌تیتر محل کشتی نوح معرفی کرده‌اند. وی به همدم گروهی در طول ۱۳ هزارپایی از سطح دریا در شمال غرب شهر طهران غالب به شناسایی یک جسم ۱۲۰ متری شدند که مشابهت متعددی به یک کشتی داشت و با توصیفات کتاب مقدس از کشتی حضرت نوح سازگار بود.[۵۳] هم‌اینک پژوهشگران آزمایشگاه‌های «تگزاس» و «فلوریدا» در اکنون تست و تحقیق مثال‌های برداشته گردیده از چوبِ سنگ گردیده این جسم میباشند.[۵۴] این در حالی میباشد که کوین پیکرینگ یک کدام از باستان‌شناسان دانش گاه لندن و دارای تخصص در مورد سنگ‌های رسوبی اعتقاد دارد؛ شیء یافت گردیده که به کشتی نوح مشابه میباشد، اساسا از فرآورده چوب نبوده بلکه لایه ظرافت از ماسه سنگ‌های چخماقی و قالب‌های صدفی میباشد.[۵۵]


الواح منتسب به کشتی نوح که در سال ۱۹۵۴ در مجلات و نشریات مختلفی برای مثال خبرنامه استاروف بارتانیای لندن، نوروروشنایی خورشید منچستر، نشریه مسکو، هفته طومار میرر و همینطور خبر نامه الهدی قاهره منتشر گردیده بود.
با وجود همگی شواهد‌ی که راجع به باستان‌شناسی کشتی نوح مطرح شد‌ه‌است به جهت اینکه استنادات به‌اندازه کافی قابل قبول نبوده و همینطور برخی مستندات در دسترس نبوده و تنها بعضا از محققان به آن دسترسی داشتند اکثری این ادعاها را نپذیرفتند.[۵۶]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 36
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 98
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 440
  • بازدید ماه : 441
  • بازدید سال : 1781
  • بازدید کلی : 69498
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی