loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 20
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:09


داده های عددی جمعیت، کشته و زخمی‌ها
بر طبق گزارش ساواک، شمار تظاهرکنندگان حدود ده هزار نفر بوده میباشد.[۳۲] خبر نامه داده ها در ۲۰ دی، تعداد کشته‌شدگان را شش بدن و شمار زخمی‌ها را نُه بدن گزارش نموده است.[۳۳] به‌گفته سید حسین موسوی تبریزی از دست‌اندرکاران تظاهرات نیز، شمار تمام شهیدان و مجروحان پانزده بدن بوده میباشد.[۳۴] ولی در منابع غیر رسمی، از «مجموعه متعددی»[۳۵] «هفتاد تا سیصد»[۳۶] و «ده‌ها» شهید[۳۷] صحبت آورده شده میباشد. بیشتر شهیدان اتفاق ۱۹ دی در گورستان بقیع قم دفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدند.[۳۸]

عکس العمل‌ها
قیام ۱۹ دی برخورد‌هایی را به دنبال داشت؛ حکومت پهلوی ۲۵ یا این که ۲۷ بدن از معترضان را از قم تبعید کرد.[۳۹] برخی از مراجع تاسی مانند سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و سید محمدکاظم شریعتمداری در ۲۲ دی، قتل معترضان در اتفاق ۱۹ دی و محتوای نوشته ی علمی جمهوری اسلامی ایران و استعمار سرخ و سیاه را محکوم کردند.[۴۰] همینطور بعضی از تیم‌های سیاسی کشته شدن معترضان در روز ۱۹ دی را محکوم کردند.[یادداشت ۵][۴۱] سید احمد خوانساری از مراجع تبعیت، در قبال نشر نوشته‌ی علمی و نیز حادثه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ۱۹ دی واکنشی آرم نداد.[۴۲]


حضور زنان در تظاهرات ۱۹ دی، به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی
امام خمینی که در آن فرصت، به نجف تبعید گردیده بود، در ۲ بهمن به مناسبت قیام ۱۹ دی پیامی صادر کرد. وی در‌این پیام اتفاق ۱۹ دی را ادامه قیام ۱۵ خرداد ماه دانست و به حامیانش مژده برد در قبال حکومت پهلوی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اعطا کرد.[۴۳]

بعداز چهل روز از اتفاق ۱۹ دی، در تبریز، مراسم چهلم شهیدانِ ۱۹ دی در ۲۹ بهمن برگزار شد. در میان کمپانی‌کنندگان و نیروهای حکومت پهلوی تضارب بوجود آمد[۴۴] و به خشونت کشیده شد. ده‌ها کشته و صدها زخمی پیامد این حادثه بود.[۴۵]

قیام ۱۹ دی پیامدهایی نیز به همدم داشت: وحدت نسبی در میان عالمان شیعه در مخالفت با حکومت پهلوی،[۴۶] به لبه رفتن عالمان و روحانیانی که به مدارا با حکومت پهلوی معتقد بودند،[۴۷] تقویت جنبه اسلامی انقلاب[۴۸] رهبری امام خمینی در نهضت انقلاب اسلامی[۴۹] و پیشرفت نهضت از تیم‌هایی خاص به جمع عموم.[۵۰]

تک‌نگاری
برخی از کتاب‌هایی که با مورد قیام ۱۹ دی درج شده اینگونه‌اند:

منزلت قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ در برد انقلاب اسلامی نوشته ابراهیم طالبی دارابی: در فصل نخستین این کتاب به موقعیت سیاسی و اقتصادی حکومت پهلوی در دهه ۱۳۵۰ و دست اندرکاران، برخورد‌ها و پیامدهای قیام ۱۹ دی پرداخته شد‌ه‌است. در انتهای کتاب، متن نوشته‌ی‌علمی احمد رشیدی مطلق و برخی سندها مرتبط با قیام ۱۹ دی آمده میباشد. این کتاب به وسیله راءس سندها انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۹ش چاپ شد‌ه‌است.[۵۱]
حماسه ۱۹ دی قم ۱۳۵۶ نوشته علی شیرخانی: این کتاب مشتمل بر خاطرات هفده بدن از ناظران قیام ۱۹ دی از فی مابین عالمان، طلاب و بازاریان میباشد و بوسیله راءس اوراق انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۷ش به چاپ رسیده میباشد.[۵۲]
آذرخش انقلاب، ویژه‌طومار قیام ۱۹ دی نوشته جواد ملایی‌پور: درین کتاب به علل و علت‌های قیام و کیفیت، برخورد‌ها و پیامدهای آن پرداخته گردیده و بوسیله راس استیناف‌های صدا و سیما، در سال ۱۳۸۳ش منتشر گردیده‌است.[۵۳]
پانویس
نیکبخت، «پیامدهای نوشته‌علمی کشور ایران و استعمار سرخ و سیاه»، پرتال جامع علم ها انسانی.
خامنه‌ای، دیار بینایی جهاد و اجتهاد، ۱۳۹۴ش، ص۲۹.
حسن‌زاده، «تحلیلی بر اتفاق ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم»، ص۱۸۴.
ملایی‌پور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳ش، ص۷۹.
موسوی تبریزی، خاطرات آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی، ۱۳۸۷ش، ص۴۱۷.
بهشتی‌سرشت، «جرقه انقلاب: پژوهش تحلیلی نوشته‌علمی احمد رشیدی مطلق»، ص۱۵۹.
ملایی‌پور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳ش، ص۸۰.
«مناسبت‌های روزنگار»، راس تفحص‌های مجلس شورای اسلامی.
برای مثال نگاه فرمائید به «فرمایشات در دیدار عموم قم، ۱۸ دی ۱۳۸۹ش»، محل کار مراقبت و انتشار اثرها آیت‌الله‌ خامنه‌ای؛ «بیانها در دیدار عموم قم در ۱۸ دی ۱۳۸۲ش»، محل کار مراقبت و تکثیر اثر ها آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
اباذری، وادی عشق و علاقه، ۱۳۹۰ش، ص۳۶۹.
حسن‌زاده، «تحلیلی بر رخداد ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم»، ص۱۶۸.
حسن‌زاده، «تحلیلی بر رخداد ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم»، ص۱۶۹.
نعیمی، «آنالیز نوشته‌علمی جمهوری اسلامی ایران استعمار سرخ و س

بازدید : 62
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 15:54


معضل با سلجوقیان و خوارزمشاهیان
ناصر لدین الله برای استقلال و حصول توان از دست‌رفته خلافت عباسی به رویا رویی با توان‌های دیگر زیرا سلجوقیان و خوارزمشاهیان پرداخت و گستره حکومت خویش را با تصرف قسمت‌هایی از بخشها اسلامی زیرا تکریت، خوزستان، اصفهان، ری و همدان ارتقا اعطا کرد.[۱۱۵] اورده شده ناصر عباسی برای مراقبت توان خویش، بین اقتدار‌های گوناگون پیکار ساخت و ساز می کرد.[۱۱۶] وی برای مهار سلجوقیان با خوارزمشاهیان هم‌قسم شد و بعد برای رویا رویی با خوارزمشاهیان، غوریان و حتی مغولان را تحریک کرد.[۱۱۷] همینطور، به مکان نگهبانی از درخواست امداد پاد شاه جلال‌الدین مِنکُبِرنی برای رویا رویی با مغولان، امیران بخشها گوناگون را به مخالفت با منکبرنی تشویق مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۱۱۸]

گردآوری‌ای معتقدند سیاست نادرست ناصر عباسی مبتنی بر ترغیب مغولان برای مقابله با خوارزمشاهیان سبب ساز حمله مغولان به مملکت‌های اسلامی شد.[۱۱۹] برخی اورا پادشاهی مغرض و بی‌کفایت دانسته‌اند که برای اغراض فردی مورد را برای تعدی بیگانگان به مرزوبوم‌های اسلامی و هلاکت تمدن اسلامی مهیا کرد.[۱۲۰] ابن‌اثیر در کتاب الکامل آورده میباشد گزارش تحریک مغولان بوسیله ناصر صراحت دارد و شغل وی خطایی والا و نابخشودنی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد بود.[۱۲۱]

زد خورد‌های نظامی
در منابع از مقابله نظامی ناصر عباسی با سلجوقیان[۱۲۲] و خوارزمشاهیان کلام به دربین آمده میباشد.[۱۲۳] پاد شاه محمد خوارزمشاه بعد از به توان وصال، اسم بنی‌عباس را از خطبه‌ها حذف کرد.[۱۲۴] وی در سال ۶۱۴ق با نگهبانی عالمان فقاهتی که خلافت بنی‌عباس را ناحق می‌دانستند، با علاءالملک ترمذی از علویان بیعت نمود. آن گاه به عذر و بهانه برگرداندن خلافت به صاحبان مهم‌اش با سپاهی گران قدر به سمت بغداد جنبش کرد؛ البته پس از موفقیت‌های نخستین بر حامیان بنی‌عباس، به خیال برف و سرمای شدید از ادامه مسیر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازماند.[۱۲۵]

ناصر لدین الله بعداز سقوط خوارزمشاهیان و اقتدار‌گیری مغولان، برای رویارویی با آنها تعداد سربازان را ارتقا بخشید و استحکامات را تقویت کرد.[۱۲۶] با این حالا در روزگار حکمرانی وی هیچ تضارب نظامی مستقیمی با مغولان فیس نداد.[۱۲۷] منابع به زد خورد‌های ناصر عباسی با فرانک‌ها(خارجی‌ها) نیز حرف به دربین آورده‌اند.[۱۲۸] ناصر قصد داشت برای یاری به صلاح الدین ایوبی در خارج راندن صلیبیان از ناحیه شامات، لشکر خویش را به ناحیه بفرستد؛ البته صلاح‌الدین این سفارش را نپذیرفت و با صلیبی‌ها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد صلح کرد.[۱۲۹]

پانویس
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ ذهبی، تاریخ‌ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج‌۴۰، ص۳۶؛ ابن‌دبیثی، زیر تاریخ مدینة السلام، ۱۴۲۷ق، ج‌۲، ص۲۳۲.
مستوفی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۶۶.
ابن‌الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۳۰۸.
امین، مستدرکات أعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج‌۵، ص۷۳؛ مجمع الفکر الإسلامی، موسوعة مؤلفی الامامیة، ۱۴۲۸ق، ج‌۲، ص۲۸۳.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق، ص۵۳۰.
مستوفی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۶۶.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ امین، مستدرکات أعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج‌۷، ص۳۲.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ ابن‌دبیثی، پایین تاریخ مدینة السلام، ۱۴۲۷ق، ج‌۲، ص۲۳۲؛ ابن‌الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۳۰۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‌۲، ص۵۰۵.

بازدید : 47
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:35


الفتوح (کتاب)
الفتوح کتابی تاریخی و به گویش عربی تاثیر احمد بن اعثم کوفی (درگذشت: بعداز ۳۲۰ق) میباشد. این تاثیر دربردارنده گزارش‌های اساسی و بعضیً دست او‌لین از رویدادها قرن نخستین تا سوم هجری قمری مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

مداقه کتاب الفتوح به‌خیال و خاطر شمول رویدادها مرتبط با اتفاق کربلا میباشد. در جلد پنجم کتاب (از کل ۸ جلد) به نزاع کربلا تخصیص یافته و گزارش‌هایی را از اثرها دیگر و خصوصاً مقتل ابومخنف نقل نموده است. مؤلف در جلد ششم، به قضیه قیام‌ها و تبعات بعداز اتفاق کربلا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخته میباشد.

ابن‌اعثم در تایپ کردن این تاثیر، از مدل تاریخ تحلیلی به کارگیری کرده و قصد داشته تا با توده‌آوری قصه‌های منابع متعدد تاریخی، به یک گزارش واحد از اتفاق ها اساسی قرن نخستین تا سوم قمری رسد.امروزه از الفتوح، یک ورژن خطی باقیمانده و بارها در لبنان و کشور‌ایران تجدید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد چاپ گردیده‌است.

التفات و رده
به نظریه رفیعی، محقق حوزه تاریخ، کتاب الفتوح یکی اوراق اصلی تاریخی صدر اسلام میباشد.[۱] نکته مهمی که‌این تاثیر را برای شیعه پراهمیت می‌نماید، تخصیص دو جلد از این کتاب به حادثه کربلا و اتفاق ها بعداز آن میباشد. الفتوح تحت عنوان یکی‌از اثر ها دست‌اولیه در قضیه رخداد کربلا به حساب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌آید.[۲]

اعتبار الفتوح نزد شیعه و سنی محل اختلاف میباشد. نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، تاریخ‌پژوه شیعه، ابن‌اعثم را تاریخ‌نویس سنی مذهب که در صدد القای عقاید اهل سنت با لاف‌پردازی میباشد، میداند.[۳] در همین خصوص، برخی محققان شیعی، داستان ابن اعثم از اتفاق کربلا را از منظر تحریف اتفاق ها، گزینه نظارت قرار داده‌اند.[۴]

محمد نورولی، از دانشمندان سنی مذهب تاریخ اسلام، با اعتنا به وجود طعن خلفاء در اثرها ابن اعثم، او‌را شیعه و اعتبار کتابش را آیتم خدشه دانسته‌ میباشد.[۵] رحمان حمد، از دانشمندان حوزه تاریخ اسلام بر این اعتقاد میباشد که ابن‌اعثم با هر مذهبی، در ماجرا اتفاق ها مبارزه کربلا، گزارشگریِ بی‌طرفانه‌ای داشته میباشد.[۶]

خصوصیات تاثیر
نویسنده
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: ابن‌اعثم کوفی
احمد بن اعثم بن نذیر کوفی، دارای اسم و رسم به ابن‌اعثم کوفی، مؤلف کتاب الفتوح میباشد.[۷] از تاریخ به دنیاآمدن، تفصیل اکنون معاش، اساتید و شاگردان ابن‌اعثم اطلاعاتی نیست.[۸] مبتنی بر گزارش کتاب الذریعه، ابن‌اعثم در سال ۳۱۴ ه‍.ق درگذشت.[۹] با این هم اکنون با استناد به اینکه او تاریخ روزگار حکومت مقتدر عباسی (د ۳۲۰ق) را هم نوشته، به طور طبیعیً بایستی سال درگذشتش بعداز ۳۲۰ق باشد.[۱۰] دربارهٔ مذهب وی اختلاف وجود دارااست. آقابزرگ تهرانی[۱۱] و سید محسن امین[۱۲] و یاقوت حمویی اورا شیعه و افرادی زیرا علامه مجلسی[۱۳] و حکم کننده نورالله شوشتری او را از اهل‌سنت برشمرده‌اند.[۱۴]

اسم کتاب
اسم کتاب با اختلاف در منابع به فعالیت رفته میباشد. حاجی‌خلیفه، تاریخ‌نگار حنفی مذهب، این تاثیر را با اسم «الفتوح الشام»،[۱۵] علامه مجلسی، محدث شیعه با اسم «تاریخ الفتوح»،[۱۶] یاقوت حمویی، تاریخ‌نویس سنی مذهب با اسم «کتاب الفتوح»[۱۷] و در برخی از اثرها با تیتر «فتوح الاسلام» حافظه کرده‌اند. در‌این فی مابین مشهورترین اسم برای این تاثیر، به عبارتی «الفتوح» میباشد.[۱۸]

بازدید : 18
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:11


حیله
قرآن مهربان در آیه ۱۰ سوره تحریم همسر لوط را تحت عنوان مکر‌شغل معرفی نموده است.[۱۳] به‌گفته مفسران قرآن که بعضا نیز ادعای اجماع بر آن دارا‌هستند، حیله همسر لوط، همیاری با معاندان وی و شرک و افشای اسرار بوده میباشد؛ خیر به معنای آلوده و کثیف شدن به گناهان منافی مسجد النبی کوهسنگی مشهد عفت.[۱۴]

ابن‌عباس مکر همسر لوط را با خبر ساختن خویشاوندان لوط از حضور مهمان در منزل این نبی تیتر نموده است.[۱۵] براساس نقل تبیان ابن‌عباس همسر نوح و لوط را منافق دانسته و سود نفاقشان (ایمان نداشتن) را کم عقل قرائت نوح و خبر دادان از حضور مهمانان (حضور ملائکه به طور جوانانی زیبارو) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.[۱۶]

مفسران قرآن غرض از ذکر این مقاله را هشدار دادن به دو همسر حضرت محمد(ص) دانسته‌اند که اسرار اورا فاش کردند. این هشدار به این معنی میباشد که همسر رسول بودن به تنهایی نمی‌تواند بازدارنده عذاب آنها خواهد شد.[۱۷] مُقتل کننده بن سلیمان، از (وفات ۱۵۰ق)[۱۸] و برخی دیگر از مفسران اهل‌سنت تصریح دارا هستند که آفریدگار با این آیه ها، به عایشه و حَفْصه نسبت به مبادرت علیه نبی و گرفتار شدن به عذاب الهی هشدار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده میباشد.[۱۹]

عذاب الهی
سازه بر برخی احادیث، زمانی که ملائکهِ عذاب، به طور یک سری مرد جوان به منزل لوط آمدند، همسر لوط به عموم شهر خبر اعطا کرد که مردانی بسیار قشنگ به منزل لوط آمده‌اند.[۲۰] فامیل لوط برای تجاوز بدین اشخاص از هر طرف به منزل وی هجوم آوردند. آن ها وارد منزل لوط شدند و جبرئیل به اجازه الهی توان بصیرت را از آن‌ها گرفت.[۲۱] لوط به یار و همدم همسر و دخترانش از شهر بیرون شد. همسر لوط بین روش متوجه هلاکت قبیله خویش شد. وی از این بابت متأثر شوید و روی خویش را به سمت آن ها برگرداند. در همین هم اکنون سنگی آمد و اورا از دربین پیروزی.[۲۲] برخی نیز معتقدند که همسر لوط در شهر ماند و به عبارتی‌جا در گیر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عذاب شوید.[۲۳]

طبق نقلی که بعضا از راویان آن، تبهکار به دروغگویی و جعل حدیث می‌باشند،[۲۴] ابوالجَلْد از تابعین، مجسمه سنگی همسر لوط را مشاهده نموده است. درین نقل داعیه شد‌ه‌است که‌این مجسمه اولِ هر ماه حیض می گردد.[۲۵] از جهتی دیگر بعضا تفحص‌ها حاکی از آن میباشد که تصاویر منتشرشده از ردیف نمکی یا این که ردیف سنگی که بعضا آن را منتسب به همسر لوط کرده‌اند، حقیقت ندارد؛ به دلیل آن که به گفته بعضا زمین‌شناسان، قدمت این اثر ها به یک سری میلیون سال می رسد.[۲۶]

گزارش کتاب مقدس
به نوشته بعضی پژوهشگران، در تورات سخنی از کارشکنی و بی دینی همسر لوط به فی مابین نیامده میباشد و فقط خطای وی، دقت کردن به پشت رمز تیتر شد‌ه‌است.[۲۷] در‌این کتاب آمده میباشد که ملائکه به منزل لوط در شهر سدوم رفتند. مردان این شهر به منزل لوط هجوم آوردند. ملائکه، لوط و همسر و دو دخترش را از شهر خارج بردند.[۲۸] یکی ملائکه بیان کرد به پشت رمز نگاه مکن. همسر لوط به پشت رمز یعنی به سمت شهر نگاه کرد و بر تاثیر این شغل، تبدیل به ستونی از نمک شوید.[۲۹] بنیامین التطلیلی، جهانگرد یهودی، می‌نویسد این ردیف نمکی در مسافت دو فرسخی دریای سدوم جای دارد.[۳۰]

بازدید : 15
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:28


عکس‌العمل دوست‌داران اهل‌بیت
متوکل با تخریب مقبره نتوانست از اجتماع علاقه مندان اهل‌بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آن ها به کربلا جهت زیارت امام حسین(ع) و بازداشتن متوکل تا نقطه پايان قدمت متوکل یعنی سال ۲۴۷ق ادامه پیدا کرد.[۲۲] شعرای دوستدار اهل بیت نیز در این زمینه شعرها سرودند برای مثال عبدالله بن رابیه مسجد النبی کوهسنگی مشهد می سراید:

عبدالله بن رابیه:

تالله ان کانت امیه قد اتت
قتل ابن بنت نبیها مظلوما
فلقد اتاه بنو ابیه بمثلها
هذا لعمرک قبره مهدوما
اسفوا علی ان لا یکونوا شایعوا
فی قتله فتتبعوه رمیما
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۹۸

ترجمه:
بیت اولیه: به آفریدگار قول در شرایطی‌که بنی‌امیه پسر دختر فرستاده پروردگار را در حالی که مظلوم بود به قتل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسانیدند.

بیت دوم: پسران بابا وی (یعنی بنی‌عباس) نظیر آن کار را جاری ساختن دادند و به جان تو عهد که قبر امام حسین را وخیم کردند.

بیت سوم: بنی‌عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین هم نشینی از بنی‌امیه نکردند (زیرا به آن مراد نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوان‌های آن حضرت رفتند (و قبرش را حاد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمودند).[۲۳]

نوسازی به دست منتصر
منتصر عباسی فرزند متوکل خلاف پدرش، عموم را به زیارت امام حسین(ع) تشویق میکرد.[۲۴] او بعد از کشتن پدرش مبادرت به نوسازی مرقد امام حسین(ع) کرده[۲۵] و مناره‌ای برای ارشادوراهنمایی زائران از رویه بدور تشکیل داد. ضمن مناره، این سازه دارنده قبه، ضریح، مسجد و صحن بوده میباشد.[۲۶] این سازه در ذی الحجه سال ۲۷۳ق بر تاثیر حادثه ها طبیعی فرو جاری شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲۷]

مقبره در قرن۳ و ۴
بنای محمد بن زید
در سال ۲۸۳ق محمد بن زید اخوی داعی گسترده، از تازه مقبره امام حسین(ع) را سازه بنیان.[۲۸] او قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همینطور در جوار قبه بنای دیگری با سقف چوبی سازه کرد تا عموم در آن به نماز وعبادت بپردازند، او سقفی نیز بر مرقد بقیه شهداء زد، دیواری در نزدیکی کربلا کشید و منزل‌های متعددی در آنجا تشکیل داد.[۲۹] این سازه در طی خلافت طائع بالله بیست و چهارمی خلیفه عباسی به وسیله ضبّه بن محمد اسدی غارت شد.[۳۰] به گفته بعضا این غارت در سال ۲۶۹ق بوده‌میباشد.[۳۱]

سازه به گفته یکی‌از دانشمندان، آنچه از کار عمرانی محمد بن زید گفته شد، از کتاب منتظم ابن جوزی میباشد و او اینگونه چیزی را در کتاب منتظم نیافته میباشد.[۳۲]

تشکیل داد به وسیله عضدالدوله
بعد از استحضار عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین(ع) به وسیله ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و او را متواری کرده و مقبره امام حسین(ع) را تعمیر نمود.[۳۳] عضد الدوله در چهار طرف مقبره رواق ایجاد کرد، آنگاه رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و به وسیله پارچه‌های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ گام گسترش اعطا کرد، آن‌گاه فضا شهر را دیواری بلند و سفت محدود کرده و برای زراعت نهر آبی رنگ به کربلا کشاند.[۳۴]

بقاع در قرن ۵ و ۶
حریق‌سوزی سال۴۰۷ق
در ربیع الاول سال ۴۰۷ق سقوط دو شمع گرانقدر پر‌نور در رواق منجر حریق‌سوزی گردیده ضریح و رواق‌های بقعه در حریق سوخت.[۳۵] بعضی این حریق‌سوزی را عمدی دانسته‌اند. حریق‌سوزی بقعه عسکریین بعد از ده روز از این حریق‌سوزی و اتفاق ها متفاوت در سال جاری بر علیه تشیع موید این احتمال میباشد.[۳۶]

تعمیر به دست ابن سهلان
حسین بن فضل و ادب بن سهلان رامهرمزی یک‌توشه مبادرت به تعمیر حرم امام حسین(ع) کرد.[۳۷] برخی گفته‌اند این تعمیر بعد از حریق‌سوزی سال ۴۰۷ق بوده‌میباشد.[۳۸] اما ابن جوزی در المنتظم اقدامات تعمیری ابن سهلان را در سال ۴۰۳ میداند.[۳۹]

تعمیر به دست ملک‌فرمانروا سلجوقی
در ذی الحجه سال ۴۷۹ق ملک‌فرمانروا سلجوقی به کربلا رفته و بعد از زیارت امام حسین سیصددینار در بین ساکنان کربلا تقسیم نموده و بقعه و حصار صحن را تعمیر کرد.[۴۰] ده سال بعد از آن یعنی در سال ۴۸۹ فردی به اسم خفاجه بقعه را غارت کرد که سیف الدوله به آنجا یورش برده و خفاجه در درون مقبره کشت و امنیت شهر را بر قرار کرد.[۴۱]

غارت بقاع در سال ۵۲۶ یا این که ۵۲۹ق
المسترشد بالله خلیفه سی ام عباسی در سال ۵۲۶ق به بقعه امام حسین(ع) یورش برده و آحاد تزئینات، جواهرات مقبره را به غارت موفقیت تا دربین سربازان خویش تقسیم نماید، او می‌اظهار‌کرد قبر نیازی بدین جواهرات ندارد، او و پسرش راشد بعداز خروج از کربلا کشته شدند.[۴۲] ولی نقل شده که اینگونه تاریخی خطا میباشد و طبق قرائنی تاریخ صحیح سال ۵۲۹ بایستی باشد.[۴۳]

بازدید : 16
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:37


مفاتیح نوین
نوشته‌علمیٔ مهم: مفاتیح نوین
مفاتیح نوین نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی و عده ای از همیاران بوده و با ترجمه هاشم رسولی محلاتی، در سال ۱۳۸۷ش منتشر شد. این کتاب که مشابهت‌هایی به مفاتیح الجنان داراست و نویسندگان آن معتقدند که ورژن‌ای روزآمد و مطلوب بعدازظهر و فرصت و مخصوصا مطلوب جوان ها میباشد[۳۵] در ده نصیب متفاوت، دربردارنده سوره‌هایی از قرآن مهربان، دعا ها، زیارات، ایفا ماه‌های اسلامی، اجرا شب و روز و روز ها هفته، آداب و تعقیبات نماز، نمازهای مستحب، دعاهای منحصر به فرد حل اشتباهات معنوی و دنیوی، آداب استخاره و احکام و آداب مربوط به مردگان مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳۶]

دائرة المعارف فقه مقارن
نوشته‌ی علمیٔ مهم: دائرة المعارف فقه مقارن
دائرة المعارف فقه مقارن نوشته آیت‌الله مکارم شیرازی و عده ای از همیاران، دربردارنده داده ها همگانی درباره فقه شیعه و اهل سنت و بقیه مذهب ها و ادیان، با رویکردی تطبیقی میباشد. اقتصاد اسلامی، مسائل معاصر دینی، تاریخ و ادوار شرعی شیعه و اهل سنت و منابع استنباط فقه، مقام فلسفه در فقه، و اصطلاحات دینی، قسمت‌های متفاوت کتاب را تشکیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می دهد.[۳۷]

انوار الفقاهة فی احکام العترة الطاهرة
انوار الفقاهة،‌ سلسله کتاب‌هایی به گویش عربی میباشد که از «کتاب الخمس و الانفال»[۳۸] استارت می شود و تقریر درس بیرون فقه آیت‌الله مکارم شیرازی میباشد. از این شرکت، کتاب الخمس والانفال، در سال ۱۴۱۶ق، کتاب الحدود در سال ۱۴۱۸ق،[۳۹] کتاب البیع در سال ۱۴۲۵ق،[۴۰] مکاسب محرمه در سال ۱۴۲۶ق[۴۱] و کتاب النکاح در سال ۱۴۳۲ق،[۴۲]چاپ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.

ترجمه قرآن مهربان
ترجمه قرآن به مداد آیت‌الله مکارم شیرازی، در سال ۱۳۷۳ش چاپ و منتشر گردیده‌است. این ترجمه به گفته ترجمه کننده، با به کارگیری از ترجمه جان دار در تعبیر و تفسیر مثال میباشد، مطابق طریق محتوا به محتوا و همینطور به لهجه روزانه جمع عموم درج شده میباشد.[۴۳] این ترجمه با همیاری محل کار مطالعات تاریخ و معارف اسلامی مهیا نشر گردیده است.[۴۴] خصوصیت این ترجمه، اعتنا و کم عقل جمله ها و آشکار بودن مضمون‌ و معنای آیه ها دانسته گردیده‌است.[۴۵] با این درحال حاضر مرتضی کریمی‌نیا گرچه اعتقاد دارد این ترجمه بعد از فقط دو سال تکثیر، بین قرآن‌خوانان و قرآن‌شناسان شهره گردیده،[۴۶] ولی اشکالاتی غیرقابل دیده‌پوشی دارااست؛ برای مثال: برخی مفاد ترجمه‌نشده، اشکالات نحوی و ساختاری، تفاوت و ناهمخوانی در تعبیر و توضیح و همینطور اشکالات لغوی و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد صرفی.[۴۷]

ترجمه به گویش‌های دیگر
خلال بعضی کتاب ها که بوسیله وی به گویش عربی تألیف گردیده‌است، بخش اعظمی از کتاب ها آیت‌الله مکارم به لهجه‌های دیگر برای مثال عربی، انگلیسی، اردو، آذربایجانی، روسی، فرانسوی و اسپانیولی ترجمه و چاپ شد‌ه‌است.[۴۸]

بزرگداشت
در شانزدهمین زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۳ش در شهر قم برگزار شد ناصر مکارم شیرازی تحت عنوان شخصیت پررنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات گزینه تقدیر در‌این عصر از همایش قرار گرفت.[۴۹]

اقدامات و سرگذشت اجتماعی و سیاسی
آیت‌الله مکارم شیرازی، در زمان جوانی مثلا حوزویانی بود که پیرو اصلاح ناحیههای علمیه بود و در تایپ کردن طومار‌ای به آیت‌الله بروجردی برای پیگیری این اصلاحات[۵۰] شرکت کردن داشت. امضای وی در پایین بخش اعظمی از بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها علیه حکومت پهلوی چشم می گردد.[۵۱] وی همینطور در مبارزات سیاسی انقلابی، تدوین قانون اساسی کشور و مواقعی دیگر، نقش‌آفرینی اجتماعی و سیاسی داشته میباشد. در قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ش که نوشته ی علمی‌ای اهانت‌آمیز در مجله داده ها نسبت به آیت‌الله خمینی منتشر گردیده بود، یکی جای ‌های تجمعات اعتراضی حوزویان مدرسة الامام امیرالمومنین وابسته به مکارم شیرازی بود. مکارم شیرازی در‌این اجتماع سخنرانی کرد و به صورت صریح بیان کرد که: در صورتی تبارک قومى را اين چنين هتک نمایند، چه احترامى براى ديگران مى‌ماند «در حالتی که بايد بميريم کلیه با هم بميريم، و در شرایطی که سازه است زنده بمانيم همگی با هم زنده بمانيم!»[۵۲]

بازدید : 54
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:07


ولی زیاد این الحاق را به عهده گرفت. ابوبکره، اخوی مادری زیاد، زیرا این داستان را شنید، بسیار اندوهگین شد و این الحاق را مردود دانست؛ و قسم خورد که دیگر با زیاد حرف نگوید و با وی جدا ارتباط مسجد النبی کوهسنگی مشهد نماید.

[مستلزم منبع] زیاد بعداز این الحاق، از طرف معاویه در سال ۴۵ قمری، به امارت بصره گماشته شد. [۱۲] وی سپاهی را آماده کرد و به سمت مرو و خراسان ارسال کرد و این سپاه فتوحات قابل توجهی داشت. عبیدالله بن زیاد سازه به روایاتی در‌این فتوحات نقش داشته میباشد. بعداز مرگ مغیرة بن شعبه در سال ۴۸ قمری، زیاد با محافظت سمت، امیر کوفه نیز شد و عملا بر نیمی از خلافت اسلامی امارت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.[مستلزم منبع][۱۳]

مرگ
زیاد در سال ۵۳ قمری در کوفه در تاثیر ابتلا به طاعون در سپری شد و فارغ کوفه دفن شد.[۱۴]

فرزندان
مشهورترین فرزند وی عبیدالله بن زیاد میباشد که بعد از مرگ پدرش، والی بصره شد و بعداز مرگ معاویه و خلافت یزید، با مراقبت سمت به امارت کوفه نیز منصوب گشت. عبیدالله در رخداد کربلا سپاه کوفه را به نبرد با امام حسین (ع) ارسال کرد و از مهم ترین عاملان شهید شدن امام حسین(ع) به شمار می‌رود. زیاد فرزندان دیگری به اسم‌های سلم[۱۵] و عباد[۱۶] داشته‌میباشد. ابن اثیر اسم سلم را سلیمان بیان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌میباشد.[۱۷]

طریق حکومت‌داری زیاد
زیاد شخصی زیرک و خشن بود و ابتدا امارتش در بصره در طول معاویه، به مسجد بصره رفت و خطبه خواند و عموم را شدیدا انذار کرد. وی در امارتش، بسیار خشن و قاطع شغل میکرد و به همین خیال و خاطر امنیت بدون نقص در میهن‌های پایین سیطره‌اش حکم دهنده بود. با وجود ملازمت‌اش با علی بن ابی طالب و برتری دادن وی نسبت به معاویه در صفین و تظاهر به شیعه‌گری، در طی امارتش بر بصره و کوفه در حین معاویه، از رویه خود رجوع و بر شیعه‌ها دشوار گرفت و بخش اعظمی از آنها‌را زندانی و بعضی از آن ها را به قتل رساند. [۱۸] مشهورترین ماجرای مشقت بار گیری بر شیعه‌ها در طی زیاد، دستگیری و قتل حجر بن عدی و یارانش میباشد.[۱۹] زیاد آنان‌را به جرم اینکه به علی دشنام نمی‌دهند و به دشنام دهندگان اعتراض می‌نمایند، دستگیر و زندانی کرد و به امر معاویه راهی شام کرد. حجر و یارانش به فرمان معاویه در جایی به اسم مرج عذراء به شهیدشدن شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.[۲۰]

پانویس
دینوری، خبرها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۹.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۲۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‌۲، ص۵۲۳.
جاحظ، البیان و التبیین،الناشر : دار ومكتبة الهلال ج۱، ص۱۳۳.
دینوری، خبر‌ها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۹.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج ۷، ص۳۲۰.
دینوری، خبرها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۱۹.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۱۵۷.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۱۵۷-۱۵۸.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمومنین(ع)، ۱۳۸۶ش، ج۱۰، ص۱۵۸.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۴۴-۴۴۵.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۴۷.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۴۶۱.

بازدید : 22
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:39


مرجعیت
حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و تحقیق به شرایط محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را پذیرفت و خلال تفحص به کارها محصل ها علم ها شرعی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع میکرد، البته با سماجت و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ مسجد النبی کوهسنگی مشهد شروع شد.[۸]

حاج آقا حسین نسبت به اقدامات ضد مذهبی رضاخان مدام موضع مشقت می‌گرفت. عاقبت بعد از اتفاق مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی، مدتی اورا در طهران توقیف و در غایت، در سال ۱۳۵۴ق به عراق تبعید کرد. به همین انگیزه از سال جاری به آن گاه مرجعیت وی به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، احوال همگانی حوزه تغییر تحول یافت و جلسات درس و گفت و گو رونق دیگری گرفت. وی در کنار اداره حوزه و زعامت فقهی عموم و ایفا کارها مرجعیت،‌ به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت و دروس بیرون فقه و اصول درس دادن می کرد. پس از درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، قمی نیز کربلا را پس از یازده سال شکاف کرد و به نجف اشرف منتقل شد و مجتهدان نجف اشرف دستور مرجعیت را بر ذمه وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گذاشتند.[۹][۱۰]

بازه زمانی مرجعیت عامه حاج آقا حسین قمی کوتاه بود و بعد از یک‌سری ماه از جهان رفت. سید محمدهادی میلانی نقل می‌نماید: "به بقاع سیدالشهداء مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای راز مطهر نشسته بودند، به اینجانب اشاره نموده، نزد وی رفتم و آقا اظهار داشتند: سر کردگی و مرجعیت شرعی پس از آسید ابوالحسن به اینجانب روی آورده و اینجانب میترسم به دینم لطمه بخورد! اینجانب دعا میکنم شما آمین بگویید : خدایا! در صورتیکه این سر گروهی به آئین اینجانب مضر میباشد، جان من‌را بگیر! بعد از آن آن قدر زاری کردند که زمین از آب چشمٔ وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خیس شد».[۱۱]

شغل‌های سیاسی
زمان رضاخان و اقدامات وی اعتراض علما را برانگیخت. حاج آقا حسین قمی به مخالفت با دستگاه رضاخان برخاست. در یکی گرد هم آیی‌هایی که با حضور عالمان مشهد در خانه او برگزار شد، او از اوضاع و احوال سرازیر میهن به شدت متأثر و گریان شد آن گاه خاطرنشان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد:

«امروز اسلام جان نثار می خواهد. بر عموم میباشد که قیام نمایند».

در غایت علما تصمیم می گیرند که قمی در اعتراض به اقدامات ضددینی رضاخان به طهران رفته و با وی سخن نماید. او در واپسین نشست درس خویش میگوید:

«به نظریه اینجانب، در شرایطی‌که دوری از مغایر مذهب، مشروط به کشته‌شدن ده‌هزار نفر که رأس آنان حاج‌آقا حسین قمی میباشد باشد، بها داراست»

پیش از جنبش، گروهی ازمردم مشهد از وی می پرسند:«که در ملاقات با فرمانروا چه می خواهید؟»

وی میگوید: «نخستین از وی درخواست می کنم که از نرم افزار‌های غیراسلامی دست بردارد و در حالتی که موافقت نکرد، خفه‌اش می کنم!»[۱۲]

دستگیر
نوشته‌علمیٔ مهم: حادثه مسجد گوهرشاد
آیةالله قمی پس‌از ورود به طهران، به ری رفت و در گلشن سراج‌الملک سکنی گزید. عموم طهران به‌طور عظیم به ملاقات وی می‌رفتند و رژیم پهلوی محل اقامت او‌را پایین محاصره قرار اعطا کرد. خبر دستگیر این مرجع تاسی با اعتراضات عموم، به‌ویژه عموم مشهد مواجه شد. عموم در مقبره مطهر و مسجد گوهرشاد اجتماع کرده و به سخنان وعاظ و خطبا گوش فرا می‌دادند و هر روز بر بعدها اعتراضات عموم افزوده میشد تا این‌که در غایت مأموران حکومتی در روز چهاردهم ربیع‌الثانی به گردآوری روحانیون و عموم که در مسجد گوهرشاد دست به تحصن زده بودند، حمله‌ور گردیده و دست به کشتار زدند. پس‌از کشتار و سرکوب عموم در مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی او‌را از جمهوری اسلامی ایران به عراق تبعید کرد.[۱۳]

فتوای جهاد
او در زمان حضور در حوزه علمیه کربلا در جریان اشغال عراق در مبارزه جهانی دوم، به یار و همدم دیگر علمای عراقی و اهل ایران مقیم این سرزمین، فتوای جهاد علیه متفقین را صادر کرد و خواستار رویا رویی با اشغاگران شد. حاج آقا حسین با سقوط رضاشاه به تبعید ۸ ساله خویش نقطه پايان بخشید و در سال ۱۳۲۲ش به مشهد رجوع. وی از دولت خواست که به منظور‌هایی زیرا کنسل کشف عفاف، انحلال مدرسه های مختلط، برپایی نماز جماعت و یاد دادن قرآن و درس فقاهتی در مدرسه های، آزادی منطقههای علمیه، کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقه ضعیف، عملکرد برای تعمیر قبور ائمه بقیع گردن نهد. وی ترساندن کرد که در شکل نافرمانی دولت، اعلام نزاع مسلحانه خواهد کرد. ترساندن او و حفاظت‌های مردمی‌ منجر تایید منظور‌های او شد.[۱۴]

بازدید : 21
دوشنبه 27 اسفند 1403 زمان : 10:03


سید محمد طباطبایی مجاهد
برای دیگر کاربردها سید محمد طباطبایی را ملاحظه کنید.
سید محمد مجاهد

داده ها شخصی
اسم بدون نقص سید محمد بن علی طباطبایی
کنیه مجاهد
نسب سادات طباطبایی
تاریخ ولادت ۱۱۸۰ق
محل معاش کربلا • کاظمین • اصفهان
تاریخ وفات ۱۲۴۲ق
محل دفن کربلا
شهر وفات قزوین
قوم
سرشناس وحید بهبهانی • سید علی طباطبایی • علامه بحرالعلوم
داده ها علمی
استادان مالک ریاض • علامه بحرالعلوم
شاگردان سید ابراهیم قزوینی • محمدصالح برغانی
محل علم آموزی کربلا
تألیفات مفاتیح الأصول • الوسائل فی الأصول • مسجد النبی کوهسنگی مشهد مناهل • المصابیح فی گستردن المفاتیح للکاشانی • جامع العبائر فی الفقه • کتاب فی الاغلاط المشهورة • عمدة المقال
بقیه درس دادن و تفحص در حوزه علمیه اصفهان
کار‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی تقابل با روس‌ها و صدور فتوای جهاد با آن ها

سید محمد بن علی طباطبایی (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ق)، پر اسم و رسم به سید محمد مجاهد و صاحب و مالک مناهل، از فقیهان شیعه در قرن ۱۲ و قرن ۱۳ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد هجری قمری.

سید محمد، در کربلا نزد فقیهانی زیرا پدرش، سید علی طباطبایی و بابا زنش، علامه بحرالعلوم علم آموزی کرد. وی در طول حیات بابا به اصفهان سفر کرد و حدود ۱۳ سال در آنجا به درس دادن درگیر بود. بعداز درگذشت پدرش (۱۲۳۱ق) به کربلا رجوع و برگشت و مرجعیت شیعه‌ها را بر ذمه گرفت. عصر مرجعیت وی با پیکار‌های کشور‌ایران و روسیه هم زمان بود، از این‌رو وی به نزاع با روس‌ها پرداخت، سید محمد، در آغاز فتوای جهاد در قبال روس‌ها بخشید و در اواخر قدمت به همپا گروهی از علمای عتبات، عازم طهران و آن گاه تبریز شد تا عموم را به جهاد علیه روس‌ها تشویق و پاد شاه را به نزاع با آنان وادار نماید. از این‌رو به سید محمد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مجاهد کنیه گرفت.

این خیزش هرچند در صدر پیروزهایی برای سپاه کشور‌ایران پیرو داشت، ولی بعداز عقب‌نشینی فتحعلی پاد شاه، سبب ساز به طلاق نصیب‌هایی از کشور ایران بر طبق تفاهم نامه ترکمنچای (۱۲۰۶ش/۱۸۲۸م) شد. سید محمد در رجوع از تبریز در قزوین درگذشت و پیکرش در کربلا به خاک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ودیعه شد.

معاش‎طومار
سید محمد در ۱۱۸۰ق در کربلا چشم به جهان گشود. پدرش سید علی طباطبایی دارای شهرت به مالک ریاض و مادرش دختر وحید بهبهانی میباشد. محمدعلی طباطبایی و عبدالحسین طباطبایی نیز خالو‌های وی بودند. او با دختر استادش، علامه بحرالعلوم تزویج کرد.[۱] جد او ابوالمعالی وسیع از تبار سادات حسنی مشهور به طباطبایی میباشد که در قرن دوازدهم قمری از اصفهان به کربلا کوچ کرده‌اند.

وی هنگام درگذشت پدرش (۱۲۳۱ق) در اصفهان بود و همانجا برای وی مجلس عزا به‌راه‌انداخت.[۲] سید محمد بعد از درگذشت بابا به کربلا مسافرت کرد و مرجعیت شیعه ها را ذمه ‌دار شد و بعد از مدتی درکاظمین اقامت گزید تا اینکه در اواخر قدمت، در طی فتحعلی پاد شاه قاجار، برای حفاظت از مرز‌های جمهوری اسلامی ایران در قبال روس‌ها راهی کشور‌ایران شد.[۳]

سید محسن امین در اعیان شیعه با عباراتی زیرا سیدالفقهاء، علّامة‌العلماء و «اعلم اهل العلم بالاصول و الکلام» از وی خاطر نموده است، و درباره مهاجرتش به اصفهان می گوید:

پدرش اعتقاد و باور کرده بود که سید محمد از وی اعلم میباشد لذا تصمیم گرفت تا فرزندش در کربلا میباشد فتوا ندهد، سید محمد زمانی این را متوجه شد به اصفهان مسافرت کرد.[۴]
محمدباقر خوانساری در روضات الجنات می گوید: از خصائص وی این بود که در نماز به کسی اقتدا نکرده بود و وقتی را سراغ نداریم که امامت جماعت نبوده باشد.[۵]

وی عاقبت در ۱۲۴۲ق تبریز را به قصد طهران شکاف خاطرنشان کرد ولی در قزوین مریض شد و بر تاثیر همین بیماری در ۱۳ جمادی‌الثانی ۱۲۴۲ق درگذشت. پیکر او‌را به کربلا جابجایی داده و به خاک سپردند.[۶]

شغل علمی
سیدمحمد مجاهد، علم ها اسلامی را نزد پدرش فرا گرفت[۷] و از درس استادانی زیرا علامه بحرالعلوم، روحانی جعفر کشف کننده‌الغطاء، آقا محمدباقر هزار جریبی و میرعبدالباقی اصفهانی در کربلا استفاده نمود. بعد از حمله وهابی‌ها به کربلا (۱۲۱۶ق)، به کشور‌ایران آمد. در آغاز در کرمانشاه نزد خان دایی‌اش آقا محمدعلی کرمانشاهی برهه زمانی کوتاهی توقف کرد[۸]، بعد برای درس دادن و پژوهش به اصفهان رفت. وی برهه زمانی سیزده سال در اصفهان به درس دادن و تألیف سرگرم بود. او مفاتیح‌الاصول را در همانجا نگاشت.[۹]

شاگردان

عمدة المقال فی تفحص اوضاع و احوال الرجال
سید محمد مجاهد شاگردانی در کربلا و اصفهان تربیت کرد، بعضی از شاگردان وی عبارتند از:

روحانی انصاری[۱۰]
داود بن اسدالله بن عبدالله بروجردی[۱۱]
سید ابراهیم موسوی قزوینی
ملا محمد پارسا برغانی (درگذشته ۱۲۷۴ق)
ملا حسن بن محمدعلی (محمد) یزدی[۱۲]
ملا حسین واعظ تستری[۱۳]
شریف العلمای مازندرانی
ملا صفر علی لاهیجانی قزوینی[۱۴]
سید محمدشفیع جاپلقی[۱۵]
احمد بن علی مختار گلپایگانی[۱۶]
ملا علی بن محمد اما قائنی[۱۷]
میرزا نصرالله مشهدی[۱۸]
میرزا محمدعلی بن محمدحسین شهرستانی[۱۹]
میرزا محمدرضا بن محمد باقر قزوینی خویسینی[۲۰]
اثر ها
مفاتیح الأصول
الوسائل فی الأصول
رسالة حجیة الظن
المناهل فی فقه آل الرسول
المصابیح فی گستردن المفاتیح للکاشانی
جامع العبائر فی الفقه
کتاب فی الاغلاط المشهورة
المصباح الباهر فی رد الیادری و إثبات نبوة نبینا الطاهر
عمدة المقال فی پژوهش أحوال الرجال[۲۱]

بازدید : 45
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:22


پیمان امام علی(ع)
امام علی(ع) در به عبارتی شروع خلافت به نماینده معاویه اظهار کرد: به معاویه بگو که اینجانب از امیری او بر شام خشنود نیستم و عموم نیز هیچگاه به خلافت وی رضایت نخواهند اعطا کرد.[۳۳] معاویه قبل از واقعه جمل به زبیر نوشت: از عموم شام برای وی بیعت گرفته میباشد، در‌صورتی‌که عراق را تصاحب نماید در شام مشکلی نخواهد داشت. زبیر از این طومار خشنود و دلگرم شد.[۳۴] معاویه بر آن بود تا یک کدام از شخصیت‌های سیاسی قریش به ویژه آنها را که در شوری حضور داشتند به خویش جذب نماید تا از وی بهره‌برداری سیاسی نماید. امام به همین نکته اشاره کرده بود که قریشی‌هایی که در شام‌اند، هیچکدام در شورا پذیرفته نشده و خلافت برای آن ها جایز وجود ندارد.[۳۵] معاویه در طومار‌ای به امام علی نیز مسأله شورا را مطرح مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۳۶]

امام خواست تا عبدالله بن عباس را به حکومت شام بفرستد. به معاویه طومار نوشت و معاویه در جواب فقط طومار‌ای سپید برای امام ارسال کرد و نماینده معاویه اذعان کرد از جانب مردمی می آید که معتقدند تو عثمان را کشته‌ای و جز به کشتن تو رضایت نمی‌دهند.[۳۷] معاویه با منفعت بردن از نزاع جمل و با استناد به رویا رویی طلحه، زبیر و عایشه، دخالت امام در قتل عثمان را بیشتر تبلیغ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد.

[۳۸] بعداز نبرد جمل، امام در کوفه ساکن شد؛ چون انتظار تضارب با سپاه شام می رفت و این فعالیت از عراق برمی‌آمد. به جزشام دیگر بلاد با امام بیعت کرده بودند. امام در طومار‌هایی کوشید معاویه را به اطاعت قانع نماید. البته معاویه با استناد به اینکه گماشته قدمت میباشد، از اطاعت راز گشوده می‌زد.[۳۹] معاویه از امام خواست تا شام و مصر را به وی واگذارد و بعد از وی بیعت کسی را برعهده‌اش نگذارد و در مقابل وی با امام بیعت می‌نماید. امام در جواب ذکر کرد «لم یکن الله لیرانی اتخذ المضلین عضدا» «آفریدگار من‌را نبیند آن روز که گمراهان را هم پا خود قرار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده باشم.»[۴۰]

معاویه در سخنی در شام اذعان کرد: «برای چه علی در خلافت رفیعتر از اینجانب میباشد؟ در صورتی حجاز با وی بیعت نموده است، شام با اینجانب بیعت کرده. حجاز و شام موازی میباشد.» وی در طومار ای همین لغات را به امام نوشت: «تا زمانی عموم حجاز ملاحظه حق را می‌کردند، دراین باره قاضی بر شام بودند. البته در حال حاضر که حق را رخنه‌ کرده‌اند، این حق از آن شامیان شد‌ه‌است.»[۴۱] امام در جواب نوشت: «البته راجع‌به این صحبت که گفتی «اکنون اهل شام قاضی بر اهل حجازند» مردی از قریشیان را نشانه ده که در شورا پذیرفته گردد، یا این که خلافت بر او جایز باشد. در شرایطی که اینگونه داعیه کنی، مهاجران و انصار تکذیبت نمایند... بیعت با اینجانب عمومی و طلبه بود لحاظ مغایر کسی در آن رویکرد ندارد و تجدید گزینشی در عمل وجود شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.»[۴۲]


پیکار صفین

نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: پیکار صفین
بعداز اینکه طومار نگاری‌ها و سعی امام برای برکناری معاویه و اقناع او ناکام ماند،[۴۳] امام مصمم بر جهاد شد. امام بزرگان اصحابش از مهاجر و انصار را فراخواند و بعد از آن در خطبه‌ای عموم را به جهاد فراخواند. پیکار در صفر سال ۳۷ هجری در ناحیه‌ای به اسم صفین چهره بخشید. در وسط نزاع وقتی که سپاه معاویه رو به ناکامی بود، قرآن بر نیزه کردند و به‌این رو برخی از سپاهیان امام علی(ع) از ادامه نبرد راز گشوده زدند. آخر و عاقبت، داورانی برای حکمیت در بین دو طرف انتخاب شد و نزاع سوای سود خاتمه یافت.[۴۴]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 40
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 130
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 41
  • بازدید ماه : 1921
  • بازدید سال : 4171
  • بازدید کلی : 71888
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی