loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 19
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:59


ورود به عرصه سیاست
صالحی نجف آبادی در جریان ملی شدن صنعت نفت با حضور در برخی از میتینگ‌های سیاسی که معمولاً سخنران آنان شمس قنات‌آبادی بود با جریان‌های سیاسی آشنا شد. وی برای اخذ تأییدیه‌ای برای کاندیداتوری شخصی در نجف‌آباد، به دیدار کاشانی رفت و از مجاورت با وی به گفتمان مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخت.[۱۶]

با شروع نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش به جرگه مروّجین مرجعیت امام خمینی پیوست و در سال ۱۳۴۹ش اعلامیه‌ای در تأیید مرجعیت او منتشر کرد. این اعلامیه در کنار آلرژی‌هایی که پیرامون وی درباره کتاب شهید جاوید به وجود آمده بود، موجب دستگیری وی در مرداد ۱۳۵۲ش و تبعید شدن به برهه زمانی سه سال به شهرهای ابهر، تویسرکان و مهاباد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۷]

بعد از موفقیت انقلاب اسلامی

بزرگداشت هزاره روضه خوان طوسی در مشهد - اسفند سال ۱۳۴۸ش - از چپ به راست: صالحی نجف‌آبادی - علی دوانی - مرتضی مطهری - سید هاشم رسولی محلاتی - سید محمدباقر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حجتی و شخص ناشناس
صالحی بعداز موفقیت انقلاب اسلامی، در حوزه علمیه قم ماند و به عمل‌های علمی خاطر نشان نمود. در آغاز به درس دادن نهج البلاغه پرداخت و به‌تدریج با التفات یافتن مورد ولایت فقید در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ دست به نظارت آن زد و از معنی انشایی ولایت عالم یا این که مشروعیت مردمی و انتخابی آن حمایت کرد. وی در آن مباحث برای نخسین بار عقیده دارای شهرت آن روز‌ها که اما دانا بایستی مجتهد اعلم باشد، را رد کرد و حیث بخشید البته فقید در گردآوری مجتهدان، مثل وزیر بهداری در گردآوری پزشکان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۸]
با شروع پیکار جمهوری اسلامی ایران و عراق به تحقیق دینی مورد جهاد در اسلام در ۷۳ گرد‌همایی درسی پرداخت. وی خلال نفی جهاد ابتدایی در اسلام به تفاوت اقوال فقها با قرآن و سیره نبوی اشاره می‌نماید و با اصل قرار دادن صلح در ارتباط ها فی مابین مسلمان‌ها با بقیه دول، به توجیه دفاعی بودن پیکار‌های رسول اسلام(ص) تلاش گماشت. صالحی در علاوه بر درس دادن موضوع جهاد، طی طومار‌ای، مسئولان مبارزه را به انگیزه تحریم کنفرانس طائف که به تحقیق نبرد کشور ایران و عراق می‌پرداخت، گزینه نقد قرار بخشید. این طومار که به طور خصوصی در اسفند ماه ۱۳۵۹ برای مسئولان نظام پیامبر گردیده بود، بعداز مدتی از بولتن نهضت آزادی منتشر شد.[۱۹] استفاده کننده طومار به طور غیرمستقیم امام خمینی بود. صالحی خواهان حضور کشور ایران در کنفرانس طائف در جهت گفتمان جمهوری اسلامی ایران با عراق برای حل مسأله پیکار گردیده بود.[۲۰] وی همینطور در‌این طومار از نمایندگان مجلس منظور بود در مواقعی که اهلیت آن را دارا هستند نظریات نمایند؛ هرچند موافق لحاظ امام خمینی نباشد. صالحی طرفدار مصاحبه بلاواسطه با عراق بود حتی معتقد بود می بایست سفارش دهنده مصاحبه کشور ایران باشد[۲۱] وی این طومار را در یک سری محصور به بعضی از سران کشوری داده بود؛ البته بیان کننده به دست امام هم رسیده بود و امام در جایگاه گیریش گفتمان را محکوم کرد.[۲۲] این طومار در سال ۱۳۸۸ در کتابی با تیتر «طومار سرگشاده درباره کنفرانس طائف و مسائل نزاع» منتشر شد.[۲۳].

شیوه پژوهشی
اگرچه ثمرات علمی صالحی درباره ی ناسوتی کردن آیین، اورا به جریان روشنفکری مجاورت و از حوزه جداگانه می‌تشکیل داد، البته وی برخلاف روشنفکران که در پارادایم سنت زیست نمی‌کردند و بر مبنای عقل امروزی به بازخوانی آموزه‌های فقهی می‌پرداختند، در باطن سنت می‌اندیشید و به عیب گیری اصولی باورهای متداوله زمان می‌پرداخت.[۲۴] استفاده عنصر عقل در استنباط مسائل دینی و تعبیر و تفسیر نشانه‌ها، رعایت اصول آرامش و تندرست انتقاد، خرافه‌گریزی، آزاداندیشی، استقلال علمی و نادر‌نویسی را از خصوصیت‌های وی در رسیدگی و کتابت دانسته‌اند.[۲۵]

صالحی معتقد بود می بایست شیوه تحقیقاتی و اجتهادی در ناحیههای علمیه اصلاح خواهد شد تا از رهگذر آن، تامل سنتی حوزه اصلاح شود. وی برخلاف منطق قدیم و معمول حوزه که شیوه هر دانش را جزء مبادی آن دانش نمی‌دانست، به طریق مداقه متعددی می‌اعطا کرد و منهجی خاص که همخوانی با متدولوژی‌های تازه بود در بازرسی‌های خویش به شغل میبرد.[۲۶]
او معتقد بود اندیشه فقهی بعد از بعدازظهر روضه خوان اثرگذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بالاخص درباره‌ی امامان از خلوص افتاده و در گیر بزرگ نمایی گردیده است.[۲۷] او برای اخذ آیین به بعدازظهر روحانی اثر گذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بازمی‌خواهد شد و گویش آن‌ها‌را روایتی واقع بینانه‌خیس از معاش مومنانه تعبیر و تفسیر می‌نماید. از حیث او قرابت آن‌ها به بعدازظهر معصومان ترازو و حجتی برای انحنای فکر فقهی از قرن سوم به بعد از آن میباشد.[۲۸]
او ضمن نصّ قرآن، روح آن را که عدل و داد باشد، معیاری عام‌خیس برای تایید یا این که رد حدیث می‌دانست و بر مبنای آن به فتاوای شاذ بدن می‌بخشید.[۲۹]
صالحی با مفروض پی بردن ضرورت شک در هر آنچه که می‌فراگرفت، به ارثیه اسلامی، نگاهی مقدس‌آمیز نداشت و تمامی آنچه را می‌یافت اسطوره‌وار نمی‌نگریست، جز قرآن که برای وی نصاً و روحاً مقدس و میزان بود.[۳۰]
از طریقه صالحی در حالتی‌که آئین پیام جاودانه دارااست، بایستی هم به درد هر زمان بخورد و هم تک تک سرمشق‌ها و الگو‌هایش برای دیگرافراد تجارب‌پذیر خواهد شد و این تحجر و بزرگنمایی میباشد که آئین را برای الگوسازی برای بشر معاصر از فعالیت می‌اندازد.[۳۱]
پندار‌ها
صالحی در زمینه‌ی دانش امام نگرش خاصی داشت. او معتقد بود که مقتضای برهان بیشتراز این وجود ندارد که امام می بایست به کلیه احکام فقهی و مسائل موردنیاز عموم دانش داشته باشد البته دلیلی بر تدبیر امام از همه رویدادها قبلی و آجل نداریم.[۳۲]
یکی نگرش‌های مهم کتاب شهید جاوید طرح گفت و گوِ غرض امام حسین(ع) از قیام عاشورا بود که آن را تشکیل حکومت تیتر کرده بود.[۳۳]
او علاوه بر تایید حاکمیت ملی و نیز تأکید بر این مقاله که حکومت اسلامی می بایست رمز از قرائتی درآورد که هم مورد قبول اهل سنت واقع خواهد شد و هم نظام در میان الملل، به تفسیری از ولایت دانا پرداخت که هم خصائص شیعی بودن آن کمرنگ و هم ترازو تطابق آن با الگوهای دموکراسی بیشتر باشد. او بعد از برپایی حکومت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، به شدت از ولایت انتخابی عالم و نقش عموم در مشروعیت‌دهی به آن امان کرد.[۳۴]
صالحی با تاکید بر اینکه حکومت می بایست از نقد استقبال نماید و با منطق با اپوزسیون [یادداشت ۱]واکنش کند، از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي و فقهی اپوزیسیون پشتیبانی و دولتمردان را به تصحیح و اصلاح درنگ فقهی خویش در ازای این اقلیت معترض دعوت نمود.[۳۵]
او دقت به مشترکات جان دار فی مابین فرق اسلامی را ضروری می‌دانست و اختلافات اعتقادی و شرعی آنها را خیر نماد‌ای از انحراف، بلکه سود طبیعی اجتهاد و تکفر آزاد برمی‌شمرد. او با اقامه دلایلی اعتقاد دارد که اجتهاد و تبعیت اهل سنت مجزی میباشد و در حالتی که مجتهدی شیعی در مواقعی فقه اهل سنت را درست‌خیس تشخیص دهد، قادر است به آن فعالیت نماید.[۳۶]
او برخلاف روحانیون سنتی که به دلایل جنسیتی، زنان را از ذمه ‌دار شدن مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی محروم میدانند، آن را نوعی ظلم بر کالا مخالف می‌انگارد و خواستار بازنگری در عامل و دلالت احادیث وارده در‌این باب میباشد.[۳۷]
یکی طریقه‌های صالحی نجف‌آبادی در مسائل اجتماعی، دقت وی به «تحمل مخالف» در سیره امام علی(ع) میباشد. وی در‌این مسئله می گوید :«در سیره حضرت علی(ع) مفاد بخش اعظمی چشم می گردد که افرادی در نظریه فقهی یا این که سیاسی یا این که دینی با امام(ع) مخالف بودند؛ البته پشتیبانی آنها را تحمل میکرد و به خیال و خاطر داشتن نظریه مخالف آنها‌را گزینه بی‌مهری قرار نمی‌بخشید.»[۳۸]

بازدید : 39
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:53

امام هادی(ع) امام دهم شیعه ها در حین حکومت معتز مسموم شد و به شهیدشدن رسید.[۳۶] امامت امام هادی(ع) حدود سه سال با حکومت معتز به طور همزمان بود. معتز به انگیزه دشمنی و بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع)[۳۷] و همینطور وضعیت و محبوبیت اجتماعی امام دهم شیعه ها درصدد از دربین برداشتن وی برآمد.[۳۸] آخر و عاقبت معتز امام را در سوم رجب سال ۲۵۴ق به شهیدشدن رساند.[۳۹] هرچند بعضی شهیدشدن امام را در طی معتمد عباسی و با دسیسه وی تیتر کرده‌اند.[۴۰] گردآوری‌ای معتقدند که امام هادی(ع) به امر معتز و سم معتمد به شهید شدن رسید.[۴۱] بعضا پژوهشگران با اشاره به شهیدشدن امام با مسمومیت از جانب معتز به اقوال عالمان و مورخان در این باره اشاره مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۴۲]

واکنش با امام حسن عسکری(ع)
حکومت معتز حدود 1سال با امامت امام حسن عسکری(ع) به طور همزمان بود.[۴۳] نقل شده او نسبت به امام عسکری(ع) نیز بغض و کینه داشت. به گفته بعضی پژوهشگران حکومت برای به انزوا کشیدن و زیر‌لحاظ به چنگ آوردن امام حسن عسکری(ع)، او را آیتم آزار قرار داده[۴۴] و به زندان افکند.[۴۵] معتز از زندان‌بان خویش مراد بود تا بر امام دشوار گرفته و وی را آیتم اذیت و آزار قرار دهد.[۴۶] بیان شده ادله دشوار‌گیری وی علم، آوازه و منزلت اجتماعی امام بود و همینطور دانش به اینکه وی بابا امام منتظری میباشد که شیعه‌ها برای سرنگونی حکومت ظالمان چشم به راه وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌باشند.[۴۷]

طبق ادعای پاره‌ای منابع، معتز تصمیم گرفته بود تا با خیانت‌ای امام عسکری(ع) را به شهید شدن برساند.[۴۸] وی به سعید حاجب امرکرد تا امام را به کوفه برده و به دور از دیده عموم، گردنش را بزند؛ البته معتز سه روز پس از این امر از خلافت خلع شد و به قتل رسید.[۴۹] آورده شده امام(ع) پیش از وقوع اتفاق، خبر کشته شدن معتز را به شیعه‌ها داده بود؛ چنان‌که در جواب به طومار یکی‌از یارانش بر طبق اظهار نگرانی از اراده معتز برای قتل حضرت به نتیجه ها شدن فَرَج بعداز سه روز اشاره نمود.[۵۰] به اطمینان بعضا مورخان معتز به وسیله امام عسکری(ع) گزینه نفرین قرار گرفت و از آفریدگار خلاصی از شر و آزار معتز را خواهان شد که بعد از دعای حضرت معتز از خلافت عزل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۵۱]

واکنش با شیعه‌ها
حالت سیاسی و اجتماعی شیعه ها که از فرصت مأمون عباسی به ادب نسبی رسیده بود، بعد از به حکومت وصال متوکل عباسی طاقت فرسا شد و گزینه فشار و اقدامات خصمانه قرار گرفتند.[۵۲] این سیاست در حکومت معتز نیز دنبال شد.[۵۳] نقل شده معتز عباسی با شیعه‌ها بسیار دشوار‌گیر بود.[۵۴] خلال امام هادی(ع) شماری از شیعه‌ها زیرا ابوهاشم جعفری[۵۵] حسن بن محمد عقیقی، محمد بن ابراهیم عمری[۵۶] و محمد بن علی عطار[۵۷] نیز بوسیله حکومت به زندان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد افتادند.

آورده شده جعفر بن اسماعیل بن موسی کاظم از مبلغان امامیه در مغرب به وسیله ابن‌اکثر اوقات از کارگزارن معتز به قتل رسید.[۵۸] احمد بن عبدالله از نوادگان امام حسن(ع) نیز به دست عمال خلیفه به قتل رسید و عیسی بن اسماعیل از نوادگان عبدالله بن جعفر در زندان حکومت از عالم رفت.[۵۹] قتل جعفر بن محمد از نوادگان امام سجاد(ع) در ری و ابراهیم بن محمد از نوادگان عباس بن علی(ع) و همینطور وفات احمد بن محمد از نوادگان امام حسن(ع) در زندان مدینه[۶۰] به عنوان مثال اقدامات حکومت معتز علیه شیعه ها بود.

قیام‌های منتسب به علویان در طی معتز
در منابع از قیام‌های علویان در حین معتز صحبت به بین آمده میباشد[۶۱] یکی‌از آنان قیام علی بن موسی بن اسماعیل از نوادگان امام کاظم(ع) و از مبلغان دین امامیه در مصر بود[۶۲] که در غایت بوسیله حکومت بازداشت شد[۶۳] و در زندان از عالم رفت.[۶۴] یک کدام از دیگر از قیام‌ها، قیام اسماعیل بن یوسف از نوادگان امام حسن(ع) که بوسیله حکومت ناکامی خورده و به قتل رسید. حسن بن یوسف اخوی وی و همینطور جعفر بن عیسی از نوادگان عبدالله بن جعفر نیز در‌این اتفاق کشته شدند.[۶۵] حکومت عباسی این قیام‌ها را با شغل‌های امام هادی(ع) در مورد می‌دانست؛ به این ترتیب محدودیت‌های رنج بر امام و پیروانش اجبار کرد.[۶۶]

بازدید : 36
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:36


عبدالملک بن مروان (۲۶-۸۶ق)، پنج‌مین خلیفه اموی که بعداز مرگ پدرش مروان بن حکم در سال ۶۵ق به خلافت رسید و ۲۱ سال خلافت کرد. زمانه حکومت وی با کودتا‌های درونی و نبرد‌های فرنگی روبرو بود، ولی وی توانست معارضان داخلی را سرکوب نماید و بر معاندان فرنگی ببرد. عبدالملک بن مروان، مناطقی را در آفریقا تصرف کرد و به محدوده خلافت خویش ادامه داد در زمانه او، منزل معبود به وسیله منجنیق تخریب شد. او با نصب حجاج بن یوسف ثقفی تحت عنوان حکم کننده کوفه، شیعه‌ها را شدیدا زیر فشار قرار اعطا کرد. امام سجاد(ع) در عصر وی معاش میکرد. عبدالملک برای اولیه توشه در تاریخ اسلام، مبادرت به ضرب سکه نمود. او در ۶۰ یا این که ۶۱ سالگی درگذشت و در دمشق مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.

معاش‌طومار
ابوالولید عبدالملک بن مروان بن حَکَم بن ابی العاص بن امیة بن عبدشمس، پنج‌مین قاضی اموی، در سال ۲۶ق (۶۴۷م) چشم به جهان گشود و در مدینه رویش یافت. پدرش مروان بن حکم از خلفای اموی و مادرش عایشه دختر معاویه بن مغیره بن ابی عاص میباشد. عبدالملک ۱۷ پسر داشت که چهار نفر از آن‌ها (ولید، سلیمان، یزید، و هشام) به حکومت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.[۱]

عبدالملک در سال ۶۵ق حکومت را در مشت گرفت و بعد از ۲۱ سال حکومت، پنج‌شنبه ۱۵ شوال سال ۸۶ قمری (۷۰۵ م)در دمشق [۲] و به قولی در ۱۴ شوال[۳] در سن شصت سالگی (یا این که شصت و یک سالگی) درگذشت. بازه زمانی خلافت وی ۲۱ سال رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

خصوصیت‌های شخصیتی
عبدالملک بن مروان، قبل از پادشاهی، به محافظت قرآن و علم ها شرعی عشق و علاقه آرم می‌اعطا کرد، با محدثین و فقهای مدینه حشر و انتشار داشت و از دید عموم شخصی مومن و عبادت کننده بود، به نحوی که اورا «حَمامة المسجد» به معنای کبوتر مسجد می‌نامیدند[۴] با این درحال حاضر وی بعد از حکم کننده شدن تمامی قیمت‌های اسلامی و اخلاقی را کنار بنیان؛ تا آنجا که اورده شده در هم اکنون قرائت قرآن بود که به وی خبر رسید که قرار میباشد سلطان گردد. او فورا قرآن را برهم بنیان و اعلام کرد: "درود علیک هذا فراق بینی و بینک و هذا آخرالعهد بک"؛ خدانگهدار این استارت طلاق دربین اینجانب و توست و این واپسین دیدار با شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد توست.[مستلزم منبع][۵]

عبدالملک شخصی حسود و بخیل بود و از کشتن مخالفانش ابایی نداشت. کارگزاران و اطرافیانش نیز مشابه به وی بودند که یکسری نفر از آن ها عبارتند از: حجاج بن یوسف ثقفی، کارگزار وی در عراق، مُهلَّب بن ابی صُفره در خراسان، هشام بن اسماعیل در مدینه، فرزندش عبدالله بن عبدالملک در مصر، محمد بن یوسف ثقفی اخوی حجاج در یمن و محمد بن مروان در جزیره.[مستلزم منبع]

عبدالملک بعداز کشتن عبدالله بن زبیر در مدینه خطبه‌ای خواند و در پایان اینگونه ذکر کرد: «به معبود قسم از این پس هر شخصی که من‌را به رعایت تقوای الهی فرمان دهد، او‌را خواهم کشت».[۶] عبدالملک با آل‌علی(ع) دشوار مخالف بود و در طی وی هشام بن اسماعیل نسبت به اهل مدینه بسیار بد رفتاری کرد.[۷]

بازدید : 33
شنبه 7 تير 1404 زمان : 12:33

ولایت امام علی(ع) به‌معنای امامت امام علی(ع) یا این که یک کدام از مراتب و شئون امامت وی میباشد. بیشتر پژوهشگران و نویسندگان ولایت و امامت را به یک مضمون‌ به عمل برده‌اند، البته مرتضی مطهری آن را یکی‌از مراتب امامت و بالاترین آن دانسته‌ میباشد. ولایت امام علی(ع) در قرآن ذکر نشده میباشد، البته در منابع روایی و تفسیری، نشانه‌ها فراوانی به آن تعبیروتفسیر گردیده و در روایات از عنایت و رده بلند ولایت امام علی(ع) و اثر ها آن کلام بیان شده میباشد؛ مثلا ولایت علی(ع) یکی عناصر اسلام، بدون نقص‌کننده آئین و به عبارتی ولایت الهی و رسولش معرفی گردیده‌است. بعضی اثر ها ولایت امام علی(ع) در احادیث عبارتند از: ورود به فردوس، ایمنی از حریق دوزخ وجهنم، مجوز عبور از پل صراط و رستگاری و آمرزش.

در برخی از احادیث، ولایت امام علی(ع) شرط قبولی ایمان و اجرا دانسته شد‌ه‌است. در اینکه ولایت شرط قبولی انجام میباشد یا این که شرط درستی، فی مابین علمای شیعه اختلاف‌حیث وجود داراست. بر طبق روایات تفسیری، آیه ولایت، آیه تبلیغ و آیه اکمال بر ولایت امام علی(ع) دلالت داراست. همینطور گروهی از عالمان شیعه، حدیث غدیر و حدیث ولایت را نیز به‌معنای ولایت امام علی(ع) دانسته‌اند و اورا وَلیّ و صاحب و مالک‌تفویض مؤمنان مسجد النبی کوهسنگی مشهد خوانده‌اند.

منزلت و عنایت
ولایت امام علی(ع) از مباحثی میباشد که در تفاسیر و احادیث فراوان از آن دعوا شد‌ه‌است. هرچند ولایت امام علی(ع) به‌صراحت در قرآن بیان نشده میباشد، ولی نشانه‌ها زیادی به آن تعبیروتفسیر شد‌ه‌است؛[۱] به عنوان مثال ریسمان الهی در آیه ۱۰۳ سوره آل‌عمران (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)[۲] و صراط بی واسطه در آیه ۱۵۳ سوره انعام[۳] و آیه ۴۳ سوره زخرف[۴] به ولایت علی تعبیروتفسیر گردیده‌است. همینطور در احادیث، امانتی که در آیه ودیعت از دوری افق، زمین و کوه‌ها از تایید آن کلام نقل شده، به ولایت امام علی(ع) تعبیروتفسیر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.[۵]

در دانشنامه امیرالمؤمنین(ع) حدود صد داستان درباره ولایت امام علی(ع) توده شد‌ه‌است.[۶] در بعضی احادیث ولایت امام علی(ع)، بی نقص‌کننده آیین[۷] و به عبارتی ولایت آفریدگار و رسول(ص) آورده شده[۸] و منکر ولایت علی(ع)، منکر ولایت رسول(ص)[۹] دانسته گردیده‌است. در بعضی از روایات بنی الاسلام نیز ولایت علی بن ابیطالب(ع) یکی‌از اساس‌ها و عنصرها اسلام شمرده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۱۰]

مضمون‌‌شناسی ولایت
علامه طباطبایی، بر آن میباشد که ولایت به‌معنای نصرت و امداد وجود ندارد، بلکه به‌معنای سرپرستی و مالکیت درایت میباشد. این مضمون‌، معنایی همگانی میباشد و در همه مشتقات آن جریان دارااست.[۱۱] از نگاه او ولایت عبارت میباشد از نوعی قرب و قربت که موجب نوع خاصی از حق تصرف و مالکیت دوراندیشی میشود.[۱۲] عبدالله جوادی آملی، مفسر و دانا شیعه، معنای مهم ولایت را قرب و قربت و لازمه آن را تصدی و سرپرستی کارها یا این که نصرت و محبت دانسته میباشد.[۱۳] از نگاه فَخْرُالدّین طُریحی، مولف مجمع البحرین، وَلایت به درایت و اقتدار و فعل اشاره دارااست و به‌معنای محبت اهل‌بیت و رهروان‌شان، امتثال اوامرو نواهی آن‌ها و تأسی به آنان در خوی و خلق و خوی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۴]

کلمه ولایت در لغت، گاه به فتح واو (وَلایت) و گاه با کسر واو (وِلایت) استفاده شد‌ه‌است. گروهی از لغت‌شناسان وَلایت را درباره پیوندهایی مانند خویشاوندی، محبت،‌ وراثت و نصرت و کمک‌کردن به فعالیت برده و وِلایت را به سرپرستی و زمامداری کارها مضمون‌ کرده‌اند.[۱۵] از دید سیبویه، دانشمند دارای اسم و رسم دانش نحو در قرن دوم قمری، هر دو کلمه به‌معنای زمامداری و دور اندیشی کارها میباشد.[۱۶] جمع‌ای نیز هر دو را به‌معنای نصرت و امداد دانسته‌اند.[۱۷]

رابطه با امامت
بعضی از عالمان شیعه ولایت و امامت را به یک مفهوم دانسته‌اند.[۱۸] روضه خوان موءثر نیز مولا و البتهّ در حدیث غدیر را به امام مفهوم نموده است.[۱۹] اکثری از دانشمندان و نویسندگان [۲۰] همانند سید مرتضی عسکری در کتاب «ولایت علی در قرآن کریم ومهربان و سنت نبی(ص)»[یادداشت ۱] و ناصر مکارم شیرازی، از مراجع تبعیت شیعه و مفسر قرآن، در کتاب «نشانه‌ها ولایت در قرآن»،[یادداشت ۲] نیز بعضا از عالمان، ولایت و امامت را به یک مضمون‌ به کارگیری کرده‌اند و در میان آن‌ها فرقی نگذاشته‌اند، ولی مرتضی مطهری،[۲۱] ولایت را بالاترین جایگاه و مرتبه امامت و بعضی[۲۲] آن را مهم ترین بُعد نبوت و امامت دانسته‌اند.

بیشتر متکلمان شیعه و سنی با اندک اختلافی امامت را چنین تعریف‌و‌تمجید کرده‌اند: «الامامةُ ریاسة عامّة فی کارها الدّین و الدّنیا نیابةً [أو خلافةً] عن النبی (ص)؛ امامت، سر گروهی عام در کارها شرعی و دنیایی به‌نیابت و جانشینی از رسول(ص) میباشد».[۲۳]

اثرها ولایت
دعای ناد علی صغیر
«نَادِ عَلِیّاً مَظْهَرَ الْعَجَائِبِ، تَجِدْهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوَائِبِ، کُلُّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی، بِوَلایَتِکَ یَا عَلِیُّ»
علی را که مظهر شگفتی ها میباشد صدا بزن، اورا در دغدغه‌ها یار و همدم خویش خواهی یافت؛ هر ناراحتی و اندوهی برطرف میشود به برکت ولایتت ای علی![۲۴]

در احادیث نقل‌گردیده از معصومان، اثراتی برای ولایت امام علی(ع)‌ نام برده میباشد که بعضا از آن‌ها عبارتند از:

ورود به پردیس.[۲۵] در روایتی از فرستاده اکرم(ص) گفته شده که کسی که می خواهد معاش و مرگش همانند نبی(ص) باشد و در بهشتی که خدا وعده داده بومی گردد، علی بن ابی‌طالب را اماّ خویش قرار دهد.[۲۶]
ایمنی از حریق دوزخ و جهنم و عذاب الهی:[۲۷] در حدیث قدسی پر اسم و رسم، ولایت امیرالمؤمنین قلعه امن الهی و موجب ایمنی از حریق دوزخ و جهنم معرفی گردیده‌است که هر که وارد آن گردد،‌ از عذاب دوزخ وجهنم در هواخواهی خواهد ماند: «وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ‏ أَبِی‏ طَالِبٍ‏ حِصْنِی‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ نَارِی؛ ولایت علی بن ابی‌طالب قلعه اینجانب میباشد. کسی که وارد این قلعه شد، از حریق اینجانب در حمایت میباشد».[۲۸]
مجوز عبور از صراط:[۲۹] در حدیثی از نبی(ص) آمده میباشد: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ وَ نُصِبَ الصِّرَاطُ عَلَی ظَهْرَانَی جَهَنَّمَ فَلَا یَجُوزُهَا وَ یَقْطَعُهَا إِلَّا مَنْ کَانَ مَعَهُ جَوَازٌ بِوَلَایَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ؛ وقتی که قیامت برپا گردد و پل صراط بر دوزخ نصب گردد، کسی از آن نمی‌گذرد و آن را پشت راز نمی‌گذارد، مگر آنکه تایید صلاحیت ولایت علی بن ابی‌طالب(ع) را یاروهمدم داشته باشد».[۳۰]
موجب رستگاری و آمرزش:‌ در روایتی از امام باقر(ع)، خوشی، رستگاری، کرامت، مغفرت، عافیت، آسایش و رضایت در ولایت امام علی(ع) دانسته شد‌ه‌است.[۳۱]
در حدیثی از امام رضا(ع) افرادی که ولایت امام علی(ع) را در روز غدیر خم پذیرفتند به فرشتگانی که بر انسان سجده کردند، و افرادی که ولایت او‌را نپذیرفتند به ابلیس تشبیه گردیده‌اند.[۳۲]

بازدید : 27
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:25


اثر ها علمی
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثرها آیت‌الله مشکینی
مشکینی در زمان قدمت خود، کتاب‌هایی را در علم ها متفاوت به گویش فارسی و عربی تألیف کرد. راءس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی روشنایی، قابل انعطاف‌‌افزاری موسوم به «تیم اثر ها همایش بزرگداشت حضرت آیة الله مشکینی» را در سال ۱۳۹۳ش ساخت کرد. این شرکت در چندین قسمت کتاب‌های تألیفی، گفتارها (خطبه‌های نماز آدینه)، یادنامه و نگارخانه (ده‌ها سخنرانی درس رفتار (ارائه گردیده در کانال رادیویی معارف) به یاور تصاویر منتشر شد.[۱۳] ترجمه قرآن وی به فارسی یک کدام از اثر ها مسجد النبی کوهسنگی مشهد اوست.

نبرد سیاسی
مشکینی یکی‌از ۱۲ امضاکننده اعلامیه مرجعیت امام خمینی در سال ۱۳۴۹ش بوده میباشد.[۱۴] او بعد از رویدادها پانزده خرداد ماه به توده مبارزین پیوست. شغل های شخصی و پنهان، رابطه متشخص‌های سیاسی درپی امام خمینی و نزاع علنی و موضع‌گیری مصرح در قبال حکومت پهلوی از ویژگیهای جنگ او بود و یک سری توشه در زندان ساواک قم و زندان شهربانی زندانی شد. وی چهار ماه در طهران متواری و با اسم مستعار معاش کرد. بعد از این چهار ماه به بازه هفت ماه به نجف رفت و پس از رجوع و برگشت فورا به مشهد تبعید و قریب ۱۵ ماه در مشهد سکنی گزید. مقطع کوتاهی بعداز برگشت از مشهد٬ حکم تبعید ۲۷ نفر از طلاب و مدرسین حوزه که از نگاه ساواک عاملین تخریب و خرابکاری بودند صادر شد. آیت الله مشکینی هم جزو این اشخاص به سه سال تبعید به شهر ماهان کرمان محکوم شد. او به زمان 1 سال در شهر ماهان ذیل محافظت معاش کرد و در تاثیر عمل‌های متفاوت و به صلاح رویت کرد شهربانی به شهرستان گلپایگان تبعید شد. اقامت وی در شهرستان گلپایگان – مجاورت قم- رابطه کلان طلاب و رفت و آمدهای بسیار آنان‌را موجب شد. به همین ادله ساواک او را از گلپایگان به دوران دو سال به کاشمر خراسان تبعید کرد. در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و بعداز رجوع و برگشت از کاشمر و همزمان با جنبش امام خمینی از نجف به پاریس، ساواک آ‌یت‌الله مشکینی را بازداشت کرد. بعد از خروج محمدرضا پهلوی از میهن و قبل از رجوع و برگشت امام خمینی٬ او یک کدام از روحانیان متحصن در دانشکده طهران برای ورود امام خمینی در عصر حکومت(در آغاز وزیری) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بختیار شد،[۱۵]

بعداز انقلاب
بعد از انقلاب آیت الله مشکینی اقداماتی را در جهت ثبت نظام جاری ساختن بخشید؛ او در بلوای حزب خوی مسلمان در حیطه آذربایجان حضور یافت. در جریان دستگیری فرزندنش که در عضویت و همیاری سازمان مجاهدین اخلاق کشور ایران بود، طومار‌ای تحت عنوان «سرپرست کمیته مرکزی انقلاب» نوشت و این رخداد را طلیعه عدل و داد در نظام اسلامی و مسرت قسمت تعریف کرد.[۱۶] او همینطور یک کدام از منتقدان دولت موقت به سر کردگی مهدی تاجر شد. بعداز شهیدشدن سید اسدالله مدنی، تعدادی ماهی امام آدینه تبریز بود. و آن‌گاه به فرمان امام خمینی راهی قم شد. در‌پی سخنان هاشم آغاجری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، آیت الله مشکینی با تیتر مدیر جامعه مدرسین اطلاعیه این جامعه در زمینه ی نامشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کشور ایران را امضا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

مسؤولیت‌ها
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
امام آدینه موقت تبریز.[۱۷]
قاضی شرع دادگاه‌های خوزستان و ساماندهی حال و روز و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اداره ها آن استان
مدیریت شورای بازنگری قانون اساسی ایران نظام اسلامی با حکم امام خمینی
نماینده عموم آذربایجان در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور در تدوین قانون اساسی ایران
نماینده خبرگان رهبری از طهران
مدیریت مجلس خبرگان(از هنگام تأسیس در ۱۳۶۱ تا نقطه پايان قدمت)
امام آدینه قم با حکم امام و رهبری
مسئول انتخاب و اعزام قضات با حکم امام خمینی.[۱۸]
اقدامات فرهنگی و اجتماعی
از اعضاء موسس جامعة الزهراء قم[۱۹]
از اعضاء موسس دانش کده امام درستگو(ع)[۲۰]
موسس مکتب علمیه الهادی [۲۱]
از اعضای مؤسس مکتب علمیه حقانی[۲۲]
موسس مصلای قدس قم
موسس مریضخانه و داروخانه الهادی قم
موسس چاپخانه الهادی قم
در سخن دیگر افراد
آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در پیام تسلیت خویش منزلت او‌را در نظام کشور ایران رفیع و او را فقیهی صالح٬ جامع دانش و کار٬ جهاد و تقوا و تشخیص و سلوک صائب و بی واسطه و فارغ از انحراف تعریف کردند که هیچ وقت نمی‌اقتدار در تواضع و خضوع و خشوع وی یا این که در معاش زاهدانه و دامن تمیز وی معدود‌ترین خدشه‌ای وارد آورد.[۲۳]به باور وی، مشکینی خلال جهات علمى و اخلاقى و سیاسى و تقوایى و مانند اینها، بسیار اهل ذوق و سلیقه و اهل ذوق وسلیقه بود.[۲۴]
محمد شریف‌رازی در کتاب گنجینه محققان (۱۴۰۴ق) آیت الله مشکینی را از علما و مدرسین بنام، که به فضل و ادب و دیانت و دانش و زهدو تقوا شهره و دارنده اثر ها گران‌قدری از قبیل تنقیح و تلخیص اثنا عشریه به اسم المواعظ العددیه، معرفی کرده‌میباشد.[۲۵]
در کتاب طبقات مفسران شیعه هم علی‌اکبر نتیجه مشکینی یکی‌از مدرسین شاخص و متشخص حوزه علمیه قم و مدیر مجلس خبرگان و مفسری به اسم حافظه گردیده است.[۲۶]

بازدید : 22
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:27


سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی (۱۲۷۶-۱۳۶۹ش/۱۳۱۵ - ۱۴۱۱ق) از مراجع تاسی شیعه بعد از آیت‌الله بروجردی میباشد. مرعشی، از شاگردان عبدالکریم حائری یزدی و آقا ضیاء عراقی بود و نیز از درس سید علی حاکم طباطبایی، سید احمد کربلایی و میرزا جواد ملکی تبریزی استفاده کرد. تمایل سیاسی وی موافق با آیت‌الله خمینی بود و این روحیه در بارزترین شاگردانش نیز چشم مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌گردد.

مرعشی نجفی، کتابخانه‌ای را در قم احداث کرد که امروزه از نظر تعداد و چگونگی ورژن‌های خطی قدیمی اسلامی، اول کتابخانه کشور ایران و سومی کتابخانه عالم اسلام به شمار می‌رود. وی مکتب‌های مرعشیه، شهابیه، مهدیه و مؤمنیه را در قم تأسیس آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

مفاد معروف تألیفات مرعشی، تعلیقات احقاق الحق، مشجرات آل الرسول، طبقات النسابین و لبه بر عمدة الطالب میباشد. وی برای تایپ کردن برخی کتاب‌های خویش به کشورهای مختلفی هجرت کرد و با محققان ادیان متفاوت به رای زنی گرد هم آیی. مرعشی سازه به وصیتش، در کتابخانه‌اش دفن شد. عمید زنجانی داماد آیت الله مرعشی نجفی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

معاش
مرعشی از سادات مرعشی میباشد که بعد از سی و سه واسطه به امام سجاد(ع) می رسد. بابا او، سید محمود مرعشی (متولد ۱۲۷۰ق)، و مادرش، نوه سید مهدی حسینی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۱]

سید شهاب‌الدین، در ۲۰ صفر سال ۱۳۱۵ق. (۱۲۷۶ خورشیدی) در نجف دیده به جهان گشود. [۲] او در ۸ جمادی‌الاول ۱۳۴۵ق با یکی‌از دختر عموهای خویش به اسم گوهرتاج تزویج کرد و از وی صاحب و مالک دختری شد ولی این معاش مشترک دوام نیافته به طلاق انجامید. همسر دوم‌اش دختر سید عباس عالم مبرقعی رضوی قمی (متوفی ۱۳۳۵ ه‍.ق) بود.[۳]


آیت الله مرعشی نجفی؛ در اکنون شرکت کردن در اعمال شغل های منزل
همسرداری
همسر آیت الله مرعشی نجفی: مقطع شصت سال با آیت‌الله مرعشی معاش کردم و در‌این مقطع هیچ‌گاه نسبت به اینجانب با تحکّم لب فرو بست و رفتاری تند و خشونت‌آمیز با اینجانب نداشت و با عصبانیت کلام و اخلاق نکرد. تا آن‌مجال که خویش توانمند به تکان و اعمال کاری بود اذن نمی‌اعطا کرد دیگر اعضای خانواده برایش کاری اعمال دهند حتی زمانی که تشنه می شد خویش بلند میشد و به آشپزخانه میرفت و آب می‌آشامید و این تقاضا را با اینجانب فی مابین نمی‌گذاشت. غیر از این که همسری کریم ومهربان و دوست داشتنی بود، همانند مونسی صمیمی با اینجانب همیاری دلسوزانه داشت و در شغل های خانه کمک‌ام میکرد. بخش اعظمی از وقت ها در کارها آشپزخانه از قبیل طبخ طعام، تمیز کردن سبزی، پاک کردن ظروف و وسایل و نیز شستن میوه‌ها به اینجانب امداد میکرد.

گلی زواره، جامع ادب و فضیلت، ص۲۶.

مرعشی نجفی چهار پسر و چهار دختر دارااست؛ سید محمود (متولد ۱۳۲۰ ش)، سید محمدکاظم (متولد ۱۳۲۲ ش)، سید محمد جواد (متولد۱۳۲۶ ش) و سید امیرحسین، پسرانش و عباسعلی عمید زنجانی، علی فاضل لنکرانی (اخوی والا فاضل لنکرانی)، سید عباس موسوی حرمی و سید خلیل میری تهرانی دامادهایش میباشند.[۴] بیان شده مرعشی گاهی شب‌ها با نقل داستانی، بیان خاطرات خودش و یا این که گستردن کناره‌هایی از معاش بزرگان و در غایت هم اعلام کردن یک ماجرا، فرزندان را مهیا خواب میکرد.[۵]

تحصیلات
آیت الله مرعشی در جوانی
سیدشهاب‌الدین به دست پدرش در مقبره امام علی(ع) جامه روحانیت پوشید.[۶] او پیش جده پدری‌اش شمس اشرف بیگم، قرآن مجید و ادبیات عرب را تا کتاب مغنی اللبیب یادگرفت.[۷] همینطور نزد پدرش مقدمات بعضا علم ها را فراگرفت. بعداز آن، پدرش او‌را برای یادگرفتن علم ها ریاضی، هندسه، جغرافیا و... به مدرسه ها نو ارسال کرد. شهاب‌الدین بعد از ۵ سال با مرتبه نخستین غالب به دریافت مدرک‌طومار خوب آن فرصت شد. وی بعداز اتمام عصر، برخی علم ها نو را پیش اساتید سری خاطر گرفت، به طب علاقمند شد و بعضی کتاب‌های طبی را پیش پدرش و بعضی را پیش میرزا محمد علی پر اسم و رسم به مؤید الاطبا یادگرفت. او در شانزده سالگی به تعبیروتفسیر علاقمند شد و کوشش‌اش را صرف یادگیری علم ها فقهی کرد.[۸] وی بعداز علم آموزی علم ها متفاوت در نجف به کشور ایران آمد و در ری، مشهد، اصفهان و قم هم از اساتید دیگری سود گرفت.

سفرها و مناظرات
شهاب الدین در سال ۱۳۳۶ق در ۲۱ سالگی به سامرا هجرت کرد و حدود سه سال آنجا بود و با عبدالسلام کردستانی و روحانی نورالدین شافعی ملاقات و گفت و گو داشت. در ۱۳۴۰ق به کاظمین و بغداد رفت و با سیدابراهیم رفاعی بغدادی ملاقات داشت و همینطور به کربلا رفت و از عبدالهادی مازندرانی اذن شفاهی گرفت و با موسی اسکویی، محمد ثقة‌الاسلام تبریزی و برادرش، علی که از رؤسای شیخیه بودند ملاقات و مناظره کرد.[۹]

وی به شهرهای دیگر عراق زیرا حله، موصل، العمارة، کوت، بصره، کوفه، مسیب، دجیل، زبیر و... هجرت کرد و در سفری که به هندوستان داشت در بمبئی با مشاهیر مذهب‌ها بودایی ملاقات کرد.[۱۰]

وی مکاتبات زیادی با علامه روضه خوان طنطاوی جوهری مصری، مدیریت جمعیت اخوت اسلامی مصر داشته میباشد و کتاب ریاض السالکین فی گستردن صحیفة سید الساجدین را به وی کادو نموده است.[۱۱]

مهاجرت به کشور‌ایران
مرعشی در ۲۱ محرم سال ۱۳۴۲ق از نجف به کشور‌ایران مسافرت کرد و در ۶ صفر این سال وارد کرمانشاه شد از آنجا به همدان، زنجان و تبریز رفت و با اقوام دیدار کرد. وی در کرمانشاه از روحانی هادی فرزند عبدالکریم کرمانشاهی اذن شفاهی داستان گرفت. در همدان با سید عبدالحسین فرزند سید فاضل لاری دیدار کرد و از وی اذن قصه گرفت و ورژن خطی نادری را از او خریداری کرد. بعد به قصد زیارت امام رضا(ع) راهی مشهد شد. وی در ۲۱ جمادی‌الثانی سال ۱۳۴۳ق. به طهران رفت و یک سری ماهی از اساتید ری بهره مند شد. او در ۷ شعبان ۱۳۴۳ق. وارد قم شد و به درخواست عبدالکریم حائری یزدی در‌این شهر مستقر و درگیر به درس دادن شد. وی در ۱۳۴۵ق. در قم با امر عبدالکریم حائری به استقبال شعر سرا و فیلسوف هندی، رابیندارات تاگور رفت و مباحثاتی با وی اعمال بخشید. مرعشی با رحلت نشانه‌ها سه‌گانه، صدر، حجت و خوانساری تحت عنوان یکی‌از مراجع تبعیت شناخته شد و اولیه رساله‌ عملیه‌اش در سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۳ ه‍.ق تکثیر یافت. بعد از رحلت سید حسین طباطبایی بروجردی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی تحت عنوان یک کدام از مراجع مطرح شد.[۱۲]

بازدید : 19
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:05


سید علی‌نقی فِیضُ الاسلام (۱۲۸۴-۱۳۶۴ش)، روضه خوان شیعه و ترجمه کننده متن ها اسلامی. ترجمه و گستردن نهج البلاغه به گویش فارسی، تاثیر معروف اوست. او قرآن مجید و صحیفه سجادیه را نیز به گویش فارسی ترجمه نموده مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.

معاش‌طومار
سید علی‌نقی حسینی دیباجی در سال ۱۲۸۴ش در خمینی‌شهر اصفهان چشم به جهان گشود. نسب والدین وی به محمد دیباج فرزند امام جعفر راست گو(ع) می سید. پدرش، سید محمد، اهل دانش بود. مامان وی، حیات فرمانروا نیز زنی عالمه بود که علی نقی، مقدمات علم ها فقاهتی را از وی فراگرفته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۱]

درگذشت
سید علی نقی نتیجه الاسلام در ۲۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۴ش درگذشت و در پردیس زهرا طهران دفن شد.[۲] آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور ایران گفته میباشد: «سود‌الاسلام برای نخستین دفعه نهج البلاغه را کلیه‌ادراک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد».[۳] [۴]

تحصیلات
سود الاسلام از پنج سالگی مقدمات علم ها حوزوی را نزد اخوی گرانقدر خویش، سید غیاث‌الدین فراگرفت. بعد ها به تشویق اخوی، راهی اصفهان شد و بعد از آموزش بخشی از علم ها اسلامی درین شهر، به مشهد رفت و در آنجا، محضر روضه خوان علی اکبر نهاوندی را شعور کرد. بعد به نجف رفت و درین شهر، در درس سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، محمدکاظم شیرازی و روضه خوان عباس قمی حاضر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۵] [۶]


علینقی نتیجه الاسلام در جوانی
اجازات
سید علی‌نقی در سال ۱۳۵۲ق در حالی که حدود ۳۰ سال داشت، از سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی و محمدکاظم شیرازی اذن اجتهاد گرفت. وی همینطور از علی‌اکبر نهاوندی و روضه خوان عباس قمی نیز اذن ماجرا اخذ کرده بود. متن اجازات وی در صفحه ها آخری ترجمه و تفصیل نهج البلاغه چاپ شد‌ه‌است.[۷]

اثر ها
ترجمه و گستردن نهج البلاغه
ترجمه و گستردن صحیفه سجادیه.
ترجمه و خلاصه التفسیر قرآن گسترده؛ در ۱۶۷۱ کاغذ.
الافاضات الغرویه فی الاصول الفقهیه؛ در دو مجلد.
الثقلان فی تعبیر و تفسیر القرآن؛ تعبیر و تفسیر سوره مبارکه فاتحه الکتاب.
رهبر گمشدگان؛ که در ثابت رجعت و جواب کامل به طریقه‌های شریعت سنگلجی میباشد.
جواب طومار ازگلی؛ که در ثابت رجعت و جواب اجمالی به بینش‌های شریعت سنگلجی میباشد.
بنادر البحار؛ که ترجمه و خلاصه‌ جلد در آغاز(از چاپ ۲۵جلدی) بحارالانوار تاثیر محمدباقر مجلسی میباشد.
لامپ رویکرد.
موضوع رجعت.
قفل دهان شیطان.
الاشارات الرضویه.
ترجمه و تفصیل نهج البلاغه.
خاتون دو سرا سیدتنا زینب الکبری.
پیشگفتار‌ها و بیانیه‌های عالمانه و متعهدانه.[۸]
ترجمه و تعبیر و تفسیر قرآن
نتیجه الاسلام در لحاظ داشت تعبیر جامعی از قرآن مجید، مشتمل بر خلاصه‌ای از کلیه تفسیرها و روایات به مناسبت موضوعات قرآنی، به نحوه‌ای سرازیر و معمولی بنویسد. از این رو، با استناد به منابع متفاوت، درگیر کتابت آن شد. وی زیرا تعبیر سوره ستایش را نوشت، شم کرد اینگونه اثری زمان بخش اعظمی می‌طلبد و ارتفاع قدمت آدمی برای تایپ کردن آن کفایت نمی‌نماید. از این رو، شیوه خود را تغییر‌و تحول اعطا کرد و به ترجمه و خلاصه تعبیر و تفسیر بسنده کرد. او بعد از چهارده سال، ترجمه یار با تلخیص تفاسیر را به پایان رسانید و آن را منتشر کرد.[۹]

ترجمه و گستردن نهج البلاغه

ترجمه و گستردن نهج البلاغه سود الاسلام
او با اعتنا به عشق و علاقه‌ای که به امیرمؤمنان و نهج البلاغه داشت و از سوی دیگر، حس میکرد عامه فارسی لهجه از این کتاب بی‌منفعت‌اند، تصمیم گرفت این تاثیر را به جامعه فارسی گویش معرفی نماید. او در پیشگفتار این تاثیر می‌نویسد:

«از بعد از ظهر سید رضی مؤلف نهج البلاغه تا زمانه ما، جز علما و خاصیت از عموم، کسی نمی‌دانست که‌این کتاب، جامعِ کلیه حقایق آیین مقدس اسلام و مذهب جعفری بوده و اشخاص آدم را به سیادت و به روزی جاودانی راهنماست. تا اینکه خدا عزوجل به‌این مخلوق موفقیت عطا فرموده، این کتاب مکرم را در بازه بیشتراز شش سال در شش جزء ترجمه کرده و تمامی مسایل آن را با اختصار و معمولی و جاری که تمامی سود‌مند گردند، تفصیل دادم و در دسترس جهانیان گذاشتم تا این‌که همگان به عظمت آن آشنا شدند».[۱۰]
ترجمه صحیفه سجادیه
سود الاسلام علاوه بر ترجمه و تعبیر قرآن کریم و مهربان، به ترجمه و گستردن صحیفه سجادیه پرداخت. شیوه او درین سعی، مضمون‌ کردن ظریف کلمه و واژه‌هاست و هر واژه و عبارت و مطلبی را که به توضیح و تفصیل نیاز داراست، دربین دو هلال گذارده میباشد تا ترجمه از تفصیل مطالب مختلف باشد و تصرفی اساسا عبارت نشود. او در اولِ بیشتر دعاهای این کتاب، توضیحاتی کوتاه، اما پرمحتوا، عالمانه و در خور شعور مردم درباره مورد مهم دعا و پیام مهم آن آورده میباشد که خواننده با تفحص این نکات، با دانایی افزون‌تری دعاهای صحیفه سجادیه را خواهد خواند. او در خاتمه یادآور گردیده‌است:

«خدای را سپاسگزارم که منرا موفقیت عطا فرمود این کتاب مقدس را به شایسته ترین ترجمه و تفصیل، با خط طاهر خوشنویس در دسترس گذارم و مطالب و نکاتی را که بزرگان علما در شروح خویش ذکر کرده‌اند، با اضافاتی بر آنها از کتاب‌های تاریخی، حدیث، فقه، لغت، حکمت و صحبت که درخور آن میباشد، به صورت اختصار و بی آلایش و سرازیر در آن بگنجانم.»[۱۱]
عمل‌های تبلیغی
نتیجه الاسلام بعد از رجوع از نجف، در طهران به یادماندنی شد و به شغل تکثیر و تبلیغ معارف فقاهتی پرداخت. در طول او کتاب‌ها و تفکر‌های اشخاصی زیرا احمد کسروی، علی اکبر حکمی‌زاده و شریعت سنگلجی منتشر می شد و سود الاسلام منتقد طریقه‌های آن ها بود. او کتاب رهبر گم‌شدگان را در انتقاد شریعت سنگلجی نوشت و در لابلای بعضا از اثر ها نیز به انتقاد آنها پرداخت.[۱۲]

بازدید : 7
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:24


حسن صبّاح، بنیانگذار دولت اسماعیلیه در کشور ایران و بانی دعوت غیر وابسته اسماعیلیه نزاری که آغاز شیعه امامی بود و زیر اثر برخی از داعیان اسماعیلی بدین مجموعه پیوست و یکی‌از داعیان اساسی اسماعیلی شد. وی سفرهای متعددی برای تبلیغ اسماعیلیه به بخش ها متفاوت کشور‌ایران اجرا مسجد النبی کوهسنگی مشهد بخشید.

صباح راس قیام خویش را الموت قرار بخشید و از آنجا نقشه‌هایی را برای اشاعه آئین خود و توسعه قلمرو اسماعیلی و ضربه زدن به حکومت سلجوقی پیاده سازی کرد.

وی بعداز درگذشت مستنصر بالله حکم دهنده فاطمیان از جانشینی نزار (فرزند مستنصر) حفاظت کرد لذا حکومت اسماعیلیه در جمهوری اسلامی ایران با تیتر نزاری آوازه یافت. حسن صباح برای رواج دین اسماعیلی از طریق جدیدی که به عبارتی یاد دادن یا این که فراگیری موثق از روش معلمی درست گو بود، سود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.

استارت معاش
حسن صباح نزدیک به سال ۴۴۵ هجری قمری در قم، در خانواده‌ای شیعه، چشم به جهان گشود.[۱] پدرش، علی بن محمدبن جعفر صبّاح حِمیری، اصلش از کوفه بود البته داعیه میکرد که نسبش حمیری و یمنی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[مستلزم منبع]

درباره استارت معاش و عصر جوانی وی داده ها یه خرده وجود داراست. اینکه حسن صباح و خواجه نظام الملک و قدمت خیام در کودکی باهم در مکتبی در نیشابور به علم آموزی سرگرم بودند[۲] افسانه میباشد و مدرک تاریخی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.

سفر به ری
وی که از کوفه به قم سفر کرده بود، به شهر ری نقل جای کرد که راس اساسی دیگری برای تعالیم شیعه و شغل‌های داعیان اسماعیلی بود. حسن در ری تحت عنوان شیعه دوازده امامی یاددادن و تربیت یافت، ولی در هفده سالگی از روش یکی داعیان اسماعیلی، به اسم امیره ضَراب، با تعالیم اسماعیلیه شناخت پیدا کرد.[مستلزم منبع] آنگاه از داعی دیگری، به‌اسم ابونصر سراج، داده ها بیشتری استحصال کرد و آخر و عاقبت به مذهب اسماعیلی گروید و نسبت به امام اسماعیلی فرصت، یعنی خلیفه فاطمی، مستنصربالله، قسم پیمان به مکان آورد.[مستلزم منبع]

اعطاء منصب به حسن
اندکی بعد از آن در ۴۶۴قمری، حسن صباح اعتنا ابن‌عطّاش (رهبر اسماعیلیانِ مرزو بوم‌های سلجوقی) را که به ری آمده بود، جلب کرد. ابن‌عطّاش که متوجه آمادگی و کفایت وی گردیده بود، در سلسله مراتب دعوت اسماعیلیه، مقامی به ‌او بخشید. در ۴۶۷ق، حسن صباح همپا ابن‌عطّاش به اصفهان (راس نهفته دعوت اسماعیلیه کشور ایران) رفت.[مستلزم منبع]

مهاجرت به قاهره
حسن صباح در ۴۶۹ق، به پیشنهاد ابن عطّاش، عازم قاهره، پایتخت فاطمیان، شد تا در آنجا یاددادن بیشتری ببیند. او در صفر ۴۷۱ به قاهره وارد شد.[مستلزم منبع] در آن مجال، بدرالجمالی، امیر سپاه و وزیر فاطمیان، تحت عنوان داعی الدعاة، جانشین مؤید فی الدین شیرازی گردیده بود. درباره اقامت سه ساله حسن در مصر داده ها چندانی در چنگ وجود ندارد. او آغاز در قاهره و بعد از آن در اسکندریه به رمز موفقیت و مستنصر بالله را ندید.[مستلزم منبع]

به لحاظ میرسد که حسن در مصر با بدرالجمالی تضارب پیدا کرد و از قاهره به اسکندریه، که مقر معارضان بدرالجمالی بود، رفت.[۳] بنابر پیمان منابع نزاری که مورخان اهل ایران نقل کرده‌اند، منازعه حسن با بدرالجمالی بر رمز جانشینی مستنصر بالله بود و اینکه حسن نگهبانی خویش را از ولیعهد وی، یعنی نزار، اظهار کرده بود.[۴] طبق داستان دیگری[۵] مستنصر بالله شخصاً به حسن گفته بود که جانشین او نزار خواهد بود. در هر شکل، حسن سرنوشت از مصر اخراج شد و در ذی حجه ۴۷۳ق به اصفهان رجوع.[۶

بازدید : 29
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:32


حسین بن عُبَیدالله غَضائری (متوفای ۴۱۱ق) از راویان پر رنگ شیعه، کارشناس دانش رجال و از فقها بود. فقها و رجال‌شناسان اورا شخصی ثقه دانسته‌اند. اسم وی در بخش اعظمی از منابع حدیثی نام برده میباشد. روحانی طوسی گواهی کتاب صحیفه سجادیه را از روش وی نقل نموده مسجد النبی کوهسنگی مشهد است.

حسین بن عبیدالله اثر ها زیادی در موضوعات گوناگون فقاهتی، اعتقادی و اخلاقی نگاشته و استادانی زیرا روضه خوان طوسی و نجاشی را تربیت نموده است. وی نزد اکثری از بزرگان حدیث، ازجمله روحانی صدوق و ابن قولویه (مؤلف بدون نقص الزیارات) شاگردی نموده است. او به عنوان مثال فقهایی بود که نظراتش در احکام فقاهتی نقل و بازگو می شد. ذهبی (درگذشت:۷۴۸ق) و ابن‌حجر عسقلانی (درگذشت:۸۵۲ق) از محدثان اهل تسنن، حسین بن عبیدالله را آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ستوده‌اند.

معرفی و رده
ابوعبدالله حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری[۱] با کنیه اسدی[۲] پر اسم و رسم به عطاردی[۳] و اهل واسِط بغداد میباشد.[۴] او باباِ احمد بن حسین غضائری، مولف کتاب دارای شهرت رجال ابن‌الغضائری میباشد.[۵] سید محسن امین (درگذشت: ۱۳۷۱ق‌) تفصیل‌هم اکنون‌نویسِ شیعه‌ها، با استناد به منابع متفاوت اعتقاد دارد، غضائری هم بر حسین بن عبیدالله و هم بر احمد (فرزندش) اطلاق می گردد؛[۶] ولی ابن‌غضائری تنها به احمد اشاره داراست. این در حالی میباشد که بعضی از معاصران کنیه «الغضائری» را فقط بر حسین بن عبیدالله اطلاق کرده‌اند.[۷] تاریخ میلاد حسین بن عبیدالله معین وجود ندارد؛[۸] البته نجاشی فرصت وفاتش را در نصفه ماه صفر سال ۴۱۱ هجری قمری بیا ن رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.[۹]

منزلت روایی
به گفته سید ابوالقاسم خویی (درگذشت: ۱۳۷۱ش) در کتاب معجم رجال الحدیث، اسم حسین بن عبیدالله در ورقه ها بخش اعظمی از احادیث آمده که تعداد آنان به ۱۳۶ گزینه می رسد.[۱۰] حسین بن عبیدالله را ازجمله راویان صحیفه سجادیه ذکر شده‌اند.[۱۱] مبتنی بر بعضی گزارش‌ها، روضه خوان طوسی، کتاب صحیفه سجادیه را از روش او داستان نموده است.[۱۲] محدثان، بخش اعظمی از روایاتی را که حسین بن عبیدالله در گواهی آنان حضور دارااست، دارای اعتبار دانسته‌اند.[۱۳] حسین بن عبیدالله، معلم اجازۀ نجاشی و روحانی طوسی بوده میباشد.[۱۴] به گفته ابن‌حجر عسقلانی، محدث اهل‌سنت، حُمعدود حسین بن عبیدالله از امر پادشاهان، تأثیرگذارتر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۱۵]

منابع متفاوت، حسین بن عبیدالله را عالمی بصیر[۱۶] شیعه دوازده امامی، مُحدّث[۱۷] فقید[۱۸] و کارشناس دانش رجال معرفی کرده‌اند.[۱۹] نجاشی در کتاب رجالش، چهارده کتاب از حسین بن عبیدالله غضائری نقل می‌نماید که در موضوعات متعدد دینی، اعتقادی، اخلاقی به فن تحریر در آمده‌اند.[۲۰] ازجمله کتاب‌های او، می‌اقتدار به «تَذکیرُ العاقل و تَنبیهُ الغافِل فی فَضل العِلم»، «کتاب یوم الغدیر»، «کتاب مَناسکُ الحج» و «کتاب الردُّ علی الغُلاة و المُفَوِّضة» اشاره نمود.

رده فقاهتی
عبیدالله غضائری را همینطور از بلندمرتبه‌ترین فقهای اصحاب مذکور‌اند که فتواها و نظراتش در احکام شرعی نقل و بازگو می‌گردیده است.[۲۱] طبق نقل سید محسن امین، حسین بن عبیدالله معتقد بوده میباشد که آب چاه در تماس با نجاست نجس نمی شود و این نگرش وی برخلاف حیث دارای شهرت فقهای قدیم بود که آب را در اینگونه قوانینی نجس می‌دانستند؛ تقلید وی از عامل فقاهتی و مخالفتش با طریقه دارای شهرت فقیهان را نماد‌دهنده قوت فقه وی دانسته‌اند.[۲۲] حسین بن عبیدالله را از مشهورترین اساتید بعداز روضه خوان اثرگذار مذکور‌اند.[۲۳]

وثاقت
مامقانی (درگذشت: ۱۳۵۱ق) از عالمان دانش رجال در قرن چهاردهم قمری، به گزارش فقها و محدثان، حسین بن عبیدالله را شخصی آیتم پشت گرمی و ثقه می داند.[۲۴] در منابع گوناگون، حسین بن عبیدالله فردی ثقه دانسته گردیده‌است.[۲۵] ذَهبی، مورخ و مُحدّث پر اسم و رسم اهل‌سنت، حسین بن عبیدالله را از بزرگان شیعه با زهدوتقوا، ورع و یاد حاذق و از شایسته ترین حافظان روایات اهل‌بیت(ع) معرفی می‌نماید.[۲۶]

برای وثاقت حسین بن عبید‌الله به شواهد و دلایل زیر استناد گردیده است:

احترام بزرگان آیین نسبت به حسین بن عبیدالله؛
قصه‌هایی که از وی شنیده گردیده و نیز اجازات نقل حدیثی که به وی داده‌اند؛[۲۷]
استناد نجاشی در موضوعات متفاوتِ کتاب خویش به وی؛
یادکردن شهید ثانی از نسل استادان پر اسم و رسم خویش (ازجمله حسین بن عبیدالله) با تعبیروتفسیر ثقه؛[۲۸]
حافظه‌کردن نجاشی با تعبیروتفسیر «شَیخُنا رَحِمه‌ُالله»؛[۲۹]
یادکردن روحانی طوسی با تفسیر «کثیرُ السِماع، عارفٌ بِالرِجال»؛[۳۰]
اعتراف اهل‌تسنن به فضائل، وثاقت و رده والای حسین بن عبیدالله غضائری.[۳۱]
اساتید و شاگردان
منابع رجالی، اساتید اکثری را برای حسین بن عبیدالله برشمرده‌اند که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از: روضه خوان صدوق، ابن قولویه، أبو چیره أحمد بن محمد زُراری، أحمد بن محمد بن یحیی العَطار، ابوالمفضل الشَیبانی.[۳۲] همینطور نجاشی و روحانی طوسی از حسین بن عبیدالله به‌تیتر معلم خویش مذکور‌اند که احادیث متعددی از او شنیده‌اند.[۳۳] ازجمله شاگردان حسین بن عبیدالله را فرزندش احمد بن حسین ذکر شده‌اند.[۳۴]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 46
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 277
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 325
  • بازدید ماه : 550
  • بازدید سال : 2800
  • بازدید کلی : 70517
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی