loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 17
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 11:30


آیا مبارزه‌های امام علی در قبال مسلمان‌ها مشروع بود؟
از لحاظ شیعه ها که به معصوم‌بودن امامان اعتقاد و باور دارا‌هستند، در مشروعیت پیکار‌های امام علی(ع) در قبال معارضان مسلمان، تردیدی نیست.[۱۶] البته بعضا صحابه که به قاعدین آوازه یافتند، به جهت تقابل دو دسته مسلمان درین پیکار‌ها، در مشروعیت آن شک و تردید کرده و از جانبداری هرمورد از طرفین دوری نموده‌اند.[۱۷] شیعه ها برای ثابت مشروعیت این پیکار‌ها به موردها پایین استناد مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نمایند:

احادیث نبوی؛ مبتنی بر روایات زیادی که در منابع شیعه[۱۸] و سنی[۱۹] از نبی(ص) اورده شده، امام علی(ع) معیاری برای شناختن حق از فسخ قرار داده گردیده‌است؛ ازاین‌رو سپاهیان علی(ع) بر حق، و دشمنانش در مقابل حق آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهند بود.[۲۰]
مشروعیت مبارزه با باغیان؛ پیکار‌های امام علی مصداق رویارویی با باغی و مُحارِب میباشد که از دید فقاهتی مشروع به شمار می آید.[۲۱] به نقل از عبدالرئوف المَناوی، از نویسندگان اهل‌سنت، صاحب و مالک، شافعی و ابو‌حَنیفه، از امامان مذهب‌ها چهارگانه اهل‌سنت، بر حقانیت علی(ع) و باغی‌بودن مخالفانش رخداد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد لحاظ دارا‌هستند.[۲۲]
داده ها کلی از مبارزه‌ها
گاه‌شمار نبرد‌های امام علی(ع)
سال ۳۶ قمری
۱۰ جمادی الاولی یا این که ۱۰ جمادی الثانی خروج امام علی(ع) از مدینه برای مبارزه جمل[۲۳]
۱۵ جمادی‌الثانی پیکار جمل[۲۴]
۵ شوال تکان سپاه امام علی(ع) به سوی شام برای نبرد صفین[۲۵]
اواخر سال۳۶ق رویا رویی سپاه مقدم معاویه با سپاه مقدم امام علی(ع)‌ شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و عقب‌نشینی سپاه شام[۲۶]
سال ۳۷ قمری
۱ صفر شروع قانونی نزاع صفین[۲۷]
۱۷ صفر نقطه پايان نزاع صفین و گزینش مجال و جای برای حکمیت[۲۸]
بعداز ماجرای حَکَمیّت استارت سلسله تهاجم ها سپاهیان معاویه موسوم به غارات[۲۹]
سال ۳۸ قمری
۹ صفر نزاع نهروان و ناکامی خوارج[۳۰]
نبو
نوشته‌ی‌علمی‌های اساسی: نزاع جمل، نبرد صفین، پیکار نهروان، و غارات
در حکومت امام علی، مبارزه‌های جَمَل، صفّین، نَهرَوان و غارات معاویه فیس اعطا کرد. نبرد جمل، او‌لین پیکار زمانه حکومت امام علی(ع)[۳۱] و اولیه پیکار در میان دو تیم مسلمان بود که به جهت قول‌شکنی و اقتدار‌خواهیِ اصحاب جمل (طلحه، زبیر و عایشه) شکل گرفت.[۳۲] این نزاع در حوالی بصره شروع شد[۳۳] و با ناکامی اصحاب جمل نقطه نهایی یافت.[۳۴] معاویة بن ابی‌سفیان نیز که اصحاب جمل را به نبرد تحریک کرده بود،[۳۵] خویش را خونخواه عُثمان، و علی(ع) را تقصیر‌کار قتل وی معرفی می کرد.[۳۶] امام علی می‌خواست معاویه را از حکومت شام برکنار نماید؛[۳۷] البته شیوه‌های مسالمت‌آمیز علی(ع) برای برکناری معاویه سود‌ای نداشت و دو طرف مهیا جنگ شدند و پیکار صفین درگرفت.[۳۸] بعد از تضارب شدیدی که میان دو سپاه فیس بخشید، معاویه و عَمرو بن عاص که ناکامی سپاهشان را مجاورت می‌دیدند، قرآن‌ها را بر نیزه کرده، سپاه مقابل را به حَکَمیّت فرا خواندند.[۳۹] این کارشکنی کارساز به زمین خورد و پیکار صفین فارغ از سود خاتمه پیدا کرد.[۴۰]

خوارج که امام علی(ع) را به تایید حکمیت وادار کرده بودند، با به فیض نرسیدن حکمیت، از علی(ع) خواستند توبه کرده، تفاهم نامه حکمیت را رها نماید.[۴۱] زمانی که خوارج با مخالفت علی(ع) مواجه شدند، جنایات اکثری مرتکب شدند.[۴۲] وقتی که خبرها این جنایات به علی(ع) رسید، وی لشکر خویش را از اردوی پیکار با معاویه به نزاع نهروان هدایت کرد.[۴۳] با استارت پیکار، تخت‌گاز همه خوارج کشته و یا این که زخمی شدند.[۴۴] بعداز پیکار نهروان، معاویة بن ابی‌سفیان به بخش ها ذیل حکومت امام علی، حمله‌های زیادی (غارات) را ترتیب اعطا کرد و در آن به قتل و غارت عموم و علاقه مندان امام علی(ع) پرداختند.[۴۵] غارات به سیرتکامل‌ای پیاده سازی گردیده بود که متفرق و ناگهانی باشد و حتی عکس‌العمل سریع سپاهیان امام علی(ع) نیز کارساز نباشد.[۴۶]

با دقت به نقل از‌های متعدد تاریخی، استخراج به داده های عددی ظریف کشته‌شدگان در نبرد‌های امام علی، نا ممکن و داده های عددی تقریبی آن به طور تقریب ۱۵۰ هزار کشته دانسته گردیده‌است.[۴۷] با این درحال حاضر بعضی دانشمندان بر این باورند که داده های عددی ارائه گردیده در کتاب‌های تاریخی با شرح گزارش‌های مرتبط با نزاع‌ها مطابقت و همخوانی نداشته و مبالغه‌آمیز می‌‌کند.[۴۸]

بازدید : 14
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:02


لزوم تعبیروتفسیر
لزوم تعبیروتفسیر به بایستگی آشنایی قرآن بازمی شود. قرآن را می بایست آشنایی و در زوایای آن نماید و کاو کرد تا به ژرفا و درونمایه‌اش روش یافت و از رهنمودهایش موعظه گرفت. قرآن مهربان در التفات تدبر و اندیشیدن در آیاتش کلام گفته میباشد و مسلمان‌ها را به استیناف و پندار در کلامش تشویق نموده است. در جایی میفرماید: كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَ‌كٌ لِّيَدَّبَّرُ‌وا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ‌ أُولُو الْأَلْبَابِ (ترجمه:[اين‌] كتابى مبارك میباشد كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان مسجد النبی کوهسنگی مشهد راهنمایی گيرند.)

[ص–۲۹] از سوی دیگر، صراحت دارد که قرآن به گویش عموم نازل گردیده و کتابی مبین و آشکار میباشد، البته به نبی(ص) امر داده تا قرآن را تفصیل و توضیح دهد وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ‌ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (ترجمه:و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى عموم آنچه را به سوى ايشان نازل گردیده است توضيح دهى، و اميد كه آن ها بينديشند.)[نحل–۴۴] چون درک کردن ظواهر معانی غیر از تعبیر و تفسیر میباشد. هر که عربی را به خیر و خوبی بداند، ظواهر معانی را در مییابد، البته به ژرفای آن جز با کارایی و تلاش و در دست داشتن ابزار و علم‌های موردنیاز آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمیرسد.

قبل از این، در حالتی‌که کسی با تمرکز به مطالب قرآن اعتنا کند درمی یابد که قرآن خصوصیت‌هایی منحصر به خویش دارااست که بایستگی تعبیروتفسیر را در هر بعدازظهر و وقتی ایجاب می‌نماید. برخی از این خصوصیت‌های به‌این قرار میباشد:

معانی مختلف: قرآن کریم ومهربان معانی مختلف دارااست، ژرفناک و فراخناک میباشد. امیرالمومنین(ع) می فرماید: و إنّ القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه‌ (ترجمه: ظواهر قرآن زیباست و باطنش ژرف و ناپیداست. شگفتیها آن سپری نگردد و غرایب آن به نقطه پایان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نرسد.[۲۶])
ذکر فشرده مسائل: در قرآن، مسائل بسیار فشرده و با اشاره اورده شده میباشد. در ذکر عقاید و احکام به سیرتکامل‌ای موجز مطالب را میاورد و از بیان مختصات و جزئیات جلوگیری می‌نماید که به طبعً نیاز به تعبیروتفسیر دارااست. نمونۀ پر‌نور آن در احکام نماز، روزه، حج و ده‌ها شغل عبادی و غیرعبادی میباشد.
نزول تدریجی قرآن: قرآن در دوران ۲۳ سال نازل گردیده و شیوۀ آن به سیرتکامل‌ای میباشد که مطالب در سوره‌های متعدد قرار می گیرد. از این روی در هر سوره نکته‌ای را ذکر کرده که با کنار هم گذاشتن آن و پرده برداری از معانی می‌قدرت به ادراک بدون نقص شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد آن رسید.
منشأ غیبی وحی: وحی گنجینۀ دانش الاهی و نازل گردیده از فقید غیب و وابسته به جهانی میباشد بی‌غایت گسترده‌خیس از فقیه احساس و مادیت. نکات غیبی و نامأنوس با طبیعت دنیوی بشری درقالب سخنان متعارف ریخته شد‌ه‌است. در قرآن حقایقی زیرا فرشتگان، عالم آخرت، فقید غیب، صفات الاهی، حرکات تکوینی و معجزات مطرح گردیده‌است. مأنوس شدن با این معانی نیاز به مقدمات و توضیح و تعبیر و تفسیر دارااست.
امام خمینی:
قرآن ‏یک کتابی وجود ندارد که بتوانیم- ما یا این که کس دیگری- یک تعبیر کاملی آن طور که [شایسته میباشد بر آن ] بنویسد. علم ها قرآن، یک علم ها دیگری میباشد ماورای آنچه ما می فهمیم. ما یک صورتی، یک پرده‌ای از پرده‌های کتاب معبود را می‌فهمیم، و باقی‌اش محتاج به تعبیروتفسیر اهل طهارت میباشد، که مُعلَّم( علم آموخته) به تعلیمات فرستاده الله بوده اند.‏

قسمت دوم: تعبیر و تفسیر سوره ستایش از کتاب آداب الصلاة

اقسام تعبیر و تفسیر
مفسران از لحاظ نحوه و سیاق و سلیقۀ مشاجره در استنباط معانی آیه‌ها قرآن و صورت ارائه اختلافات بخش اعظمی دارا‌هستند. هرمورد از آن ها قرآن را از زاویه‌ای و دیدگاهی و معلوماتی از پیش گزینه رسیدگی قرار داده، به سیرتکامل‌ای که تفاسیر هر کدام با هم متعدد و برداشت‌ها از یکدیگر متعدد و جهات آن ها متمایز گشته‌اند. گروهی از مفسران صرفا از نقطه‌حیث اثرها و منقولات رسیده از معصومان(ع) و یا این که صحابی و تابعین نبی(ص) به درک و ادراک آیه‌ها قرآن روی آورده‌اند و برای اجتهاد و فهم مفسر جایگاهی قائل نیستند. لذا مجموع اهتمامشان به نقل مأثورات و توکل بر آن چیزی میباشد که قصه شد‌ه‌است و بس. بعضی دیگر، خلاف دستۀ پیش، آیه ها قرآن را فقط از زاویۀ عقل و جستجو‌های خردورزانه تعبیر می‌نمایند و معیارهای عقلی و احیاناً اخذ‌های حسی را ملاک برداشت از پیام قرآن قرار داده‌اند.

از دید رغبت و روال و سلیقۀ گفت و گو نیز بین مفسران این چندگونگی وجود داراست: گروهی، نشانه‌ها قرآن را فقط از نقطه‌لحاظ ادبیات و شیوایی و بلاغت قرآن گزینه پژوهش قرار داده و کتاب‌های تفسیری خویش را پر از دعوا‌های ادبی و بلاغی کرده، از این منظر به کلمه ها و نشانه‌ها قرآن دیده دوخته‌اند. گروهی دیگر به مباحث فلسفی و کلامی دقت بیشتر کرده یا این که در وضعیت تاریخی خاص مبارزات اعتقادی در بین مسلمانها، نقش اساسی را به توضیح این تیم از آیه‌ها گزینه مناقشه داده‌اند و لذا صبغۀ تعبیر و تفسیر آن ها مذهبی و کلامی شد‌ه‌است. گروهی دیگر به مسائل عرفانی و اشارات معنوی و تأکید بر مسائل اخلاقی و اشارات سیر و سلوکی روی آورده، جلوۀ تعبیروتفسیر آنان در رغبت به‌این تیم از مباحث بوده میباشد. و عاقبت، تیم‌ای دیگر به نشانه‌ها هستی‌شناسی قرآن التفات بیشتر نماد داده، آیاتی را که دربارۀ آفرینش عرش‌ها و زمین، بشر و پدیده‌های طبیعی نازل گردیده، تعبیروتفسیر کرده و با استفاده مفروضات خویش به تعبیر علمی قرآن روی آورده‌اند.

بایستی این شیوه‌ها را گزینه شناسایی و پژوهش قرار اعطا کرد و کارداران میل به دلیل‌گیری‌ها و رغبت‌های تفسیری را اخذ. فارغ از شک، یکی‌از فواید آشنایی تعبیروتفسیر، شناخت با شیوه‌هایی میباشد که در زمینۀ صورت تعبیر و تفسیر و استنباط بینش قرآن و وصال به فهم و شعور این کتاب آسمانی اعمال گرفته، خواننده را با این دوراندیشی به نحوه‌های متفاوت رهنمون و به شایسته ترین هدایت می‌نماید.

شناخت و پژوهش طریق‌ها، زمینۀ مقایسه فی مابین تفاسیر و در فیض شیوه های وصال به پیام اساسی قرآن را مشخص و معلوم می‌نماید و به ما نشانه می دهد که در بین طرق متفاوت، مجاورت‌ترین و بی‌خطرترین و جامع‌نگرترین رویه کدام میباشد.

از سوی دیگر، تجربۀ بشری و سیر تطور تعبیروتفسیر این واقعیت را به ما آرم میدهد که شایسته ترین روش‌ها را یک شخص نرفته میباشد و همۀ واقعیت در پیش یک شخص مخفی وجود ندارد و ما در نقطه پایان رویکرد برای تعیین شایسته ترین نحوه نیستیم. بایستی همواره عملکرد کنیم و معیارها و اصول را بشناسیم و با دور اندیشی به آشنایی نحوه‌ها، شایسته ترین تفاسیر را شناسایی کنیم. در پرتو این کارایی و کنکاش، پیام وحی متناسب با نیازها و سوال‌ها اخذ می‌گردد. ولی نباید این نکته را از حافظه ببریم که دربین این کلیه تنوع و این تمامی نحوه، بعضا جنبۀ مبنایی دارا‌هستند و از اصول و شالوده‌های تعبیر و تفسیر به اکانت میایند و بعضا اختلاف‌ها ریشه در مفروضات و میل‌های اجتماعی مفسران دارااست. از این جهت، آن چه مرتبط با چگونگی طرز حصول و پیام و کشف معانی قرآن می گردد و در آخر و عاقبت ادراک و فهم و شعور تأثیر می گذارد، جزء مبانی تفسیری محسوب میشود، البته از طریق‌ها و صبغه‌های تفسیری هم نمی‌اقتدار غافل شد.


مبتنی بر منبع دارای اعتبار و گزینه استعمال در نزد مفسر، اقسام تعبیر و تفسیر قرآن را می‌اقتدار اینگونه معرفی کرد: تعبیر قرآن به قرآن، تعبیروتفسیر مأثور، تعبیروتفسیر اجتهادی، تعبیر فلسفی، تعبیروتفسیر عرفانی.

همینطور، مطابق شیوه فعالیت مفسر، می‌قدرت این مجموعه‌بندی را برای تفاسیر گفت: تعبیر و تفسیر موضوعی، تعبیر تطبیقی، تعبیروتفسیر عصری، تعبیروتفسیر تاریخی، تفسی فقاهتی، تعبیر کلامی، تعبیر اجتماعی، تعبیر و تفسیر علمی.

بازدید : 45
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 10:51


شاخه‌های زیدیه
در منابع فرقه شناختی درباره شاخه‌های پدید آمده در زیدیه و تعداد آنان اختلاف نظرهای متعددی وجود دارااست.[۷]«آنچه در برایند کلی می‌قدرت اذعان کرد این میباشد که زیدیه بر دو طایفه‌اند: متقدمان، و آن ها اشخاصی‌اند که رافضه به شمار نمی‌مراحل و به امامت ابوبکر و قدمت اعتراف دارا هستند؛ و متأخران و آنها عده ای‌اند که‌این امامت را نمی‌پذیرند. مذهب زیدی‌ای که فعلا در یمن وجود دارااست به مذهب زیدی نزد متقدمان نزدیکتر میباشد.»[۸] شاخه‌های عمده این فرقه، جارودیه، بتریه و سلیمانیه میباشند. اما شاخه‌های دیگری نیز در‌این فرقه وجود داراست تا جایی که نوبختی هفده شاخه را مسجد النبی کوهسنگی مشهد برمی‌شمارد.[۹]

جارودیه
نوشته ی علمیٔ اساسی: جارودیه
جارودیه یا این که سرحوبیه، رهروان ابوالجارود؛ زیاد بن ابی زیاد می‌باشند. این فرقه اولیه یا این که از اول فرقه‌های زیدیه میباشد. نقطه اشتراک آن ها با امامیه، اعتقادشان به تصریح فرستاده (ص) بر امامت علی (ع) میباشد. جارودیه به ابو دیده نشده و قدمت نسبت فسق و بی دینی داده و بیشتر صحابه را تکفیر کردند. اعتقاد و باور به مهدویت، حصر امامت در فرزندان حضرت زهرا(س) و اعتقادوباور به دانش لدنی امام بخشی از نقاط مشترک در بین زیدیه و امامیه میباشد. هرچند که در مصداق مهدویت و انحصار امامت در فرزندان حضرت زهرا بین این دو مجموعه اختلاف آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد وجود دارااست.

[۱۰] جارودیه مغایر امامیه به شورایی فهمیدن امامت، بعد از امامت علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) معتقدند. اما بعضی نیز وجوب اطاعت از شخصی از ذریه حسنین (ع) که قیام کرده و عموم را به خویش دعوت نماید را به جارودیه نسبت داده‎‌اند.[۱۱][۱۲] آنها درباره امامان زیدیه تا اندازه‌ای گرفتار بزرگنمایی بوده و به رجعت برخی امامان زیدی نظیر نفس زکیه بعداز کشته شدن آنها در قیام‎‌ها اعتقادوباور رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۱۳]

صالحیه (بتریه)
صالحیه (بَتریّه)، رهروان حسن بن با تقوا بن حی همدانی و ابو اسماعیل کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء ملقب به کثیر النواء و الابتر می باشند. اختلاف لحاظ آنها با زید در تولی و تبری، ابوبکر و قدمت سبب ساز نفرین زید بر آن ها شد و به‌این جهت، این فرقه با اسم بتریه نامگذاری شدند.[۱۴] صالحیه معتقدند امامت شورایی میباشد. آن ها به امامت مفضول با وجود فاضل -ولی با رضایت فاضل بر این دستور- اعتقادوباور دارا هستند.[۱۵] این فرقه درباره ایمان یا این که شرک عثمان توقف می‌کردند.آن‌ها به اصل دستور به دارای اسم و رسم معتقد و با تقیه مخالف بودند. صالحیه در فقه به اهل سنت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نزدیکند.[۱۶]

سلیمانیه یا این که جریریه
سلیمانیه، رهروان سلیمان بن جریر رقی زیدی می باشند. سلیمان، با بداء و تقیه مخالف بود. این دسته، در عین بلندتر پی بردن علی (ع) در امامت، خلافت ابوبکر و قدمت را از باب خطای در اجتهاد می‌پذیرفتند و در عین حالا عثمان را کافر و گناهکار می‌دانستند.وی عایشه، طلحه و زبیر را کافر می‌دانستند.[۱۷]

بقیه شاخه ها
حسینیه، قاسمیه[۱۸]، هادویه[۱۹]، ناصریه[۲۰]، صباحیه[۲۱]، عقبیه[۲۲]، نعیمیه[۲۳] و یعقوبیه[۲۴] از سایر فرقه‌های زیدیه میباشند.

باورهای زیدیان
سلسله امامان زیدیه
ستون اسم تاریخ حکومت/قیام/امامت محل شهیدشدن (درگذشت)
۱ امام علی(ع) ۳۵ ـ۴۰ق کوفه
۲ امام حسن(ع) ۴۰ ـ ۵۰ق مدینه
۳ امام حسین(ع) ۵۰ ـ ۶۱ق کربلا
۴ امام سجاد(ع) ۶۰ - ۹۵ق مدینه
۵ زید بن علی ۱۲۲ق دور و بر کوفه
۶ یحیی بن زید ۱۲۶ق جوزجان
۷ محمد بن عبدالله بن حسن مثنی(پر اسم و رسم به نفس زکیه) ۱۴۵ق مدینه
۸ ابراهیم بن عبدالله بن حسن مثنی ۱۴۵ق باخمرا در اطراف کوفه
۹ حسین بن علی بن حسن مثلث بن حسن مثنی شهید فخ ۱۶۹ق مکه
۱۰ یحیی بن عبدالله بن حسن مثنی(موضوع‎ساز حکومت زیدیه در طبرستان) ۱۷۴ق بغداد زندان هارون ‎الرشید
دولت ادریسیان
۱۱ ادریس بن عبدالله بن حسن مثنی (مؤسس دولت زیدیه در مغرب) ۱۷۲ق مغرب
۱۲ ادریس بن ادریس درگذشته۲۱۳ق (بنابر قولی۲۱۴ق) فاس
۱۳ محمد بن ادریس ۲۱۳-۲۲۱ق فاس مغرب
۱۴ قدمت و قاسم برادران محمد بن ادریس بن ادریس ۲۲۱- ۲۴۹ق فاس مغرب
۱۵ یحیی بن محمد بن ادریس ۲۴۹-۲۵۲ق فاس مغرب
۱۶ یحیی‎ بن‎ یحیی ‎بن‎ محمد ۲۴۹-۲۵۲ق عشدْوَه‎الاندلسیین
۱۷ علی‎ بن ‎قدمت بن ‎ادریس ۲۵۲ق - ؟ نامعلوم
۱۸ یحیی ‎بن ‎قاسم ‎بن ‎ادریس ؟ ـ ۲۹۲ق فاس مغرب
۱۹ یحیی ‎بن ‎ادریس ‎بن ‎قدمت ۲۹۲-۳۰۷ق فاس مغرب
علویان طبرستان
۲۰ حسن بن زید بن محمد ملقب به داعی گسترده(مؤسس دولت زیدی علویان طبرستان) ۲۵۰ ـ۲۷۰ق طبرستان
۲۱ محمد بن زید بن محمد ۲۷۰ ـ ۲۸۷ق گرگان
۲۲ حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر وسیع ۲۸۷ـ ۳۰۴ق آمل
۲۳ حسن بن قاسم بن حسن پسرعموی ناصر اطروش دارای شهرت به داعی صغیر ۳۰۴ ـ ۳۱۶ق آمل
۲۴ ثائر بالله جعفر بن محمد بن حسن متوفی۳۴۵ق طبرستان
۲۵ محمد بن قاسم بن حسن ۳۵۳ـ ۳۵۹ق دیلم
۲۶ احمد بن حسین بن هارون مکنی به المؤید بالله ۳۸۰ ـ۴۱۱ق طبرستان
۲۷ یحیی بن حسین بن هارون مکنی به ابوطالب هارونی ۴۱۱ـ ۴۲۴ق آمل
۲۸ حسین بن احمد پر اسم و رسم به حسین ناصر ۴۳۲ ـ ۴۷۲ق
۲۹ علی بن جعفر پر اسم و رسم به هادی حقینی ۴۷۲ ـ ۴۹۰ق
۳۰ احمد بن یحیی از نوادگان ابوالحسبن هارونی مشهور به سید ابوطالب اخیر ۵۰۲ ـ ۵۲۰ق دیلم
۳۱ سلسله آل کیا(واپسین دولت زیدیه در شمال کشور‌ایران) ۷۷۶ ـ ۹۷۴ق
دولت زیدیه در یمن
۳۲ یحیی بن حسین بن قاسم پر اسم و رسم به هادی الی الحق(مؤسسس دولت زیدیه در یمن) ۲۸۴ – ۲۹۸ق صعده
۳۳ مرتضی بن محمد بن یحیی بن حسین ۲۹۸ – ۳۰۱ صعده
۳۴ ناصر بن احمد بن یحیی بن حسین ۳۰۱ ـ ۳۲۵ق صعده
۳۵ حسن بن احمد بن یحیی بن حسین و قاسم بن احمد بن یحیی بن حسین و یحیی بن احمد بن یحیی بن حسین ۳۲۵ ـ ۳۶۶ق
۳۶ یوسف بن یحیی ۳۶۶ ـ ۴۰۳ق صعده
۳۷ قاسم بن علی عیانی ۳۸۹ ـ ۳۹۳ق عیان
۳۸ حسین بن قاسم بن علی عیانی ۳۹۳ ـ ۴۰۳ق ریدة
۳۹ حسن بن عبدالرحمان بن یحیی از نوادگان قاسم رسی ۴۲۶ ـ ۴۳۱ق ناعط
۴۰ احمد بن حسین ۴۲۰ ـ ۴۳۷ق
۴۱ ابوالفتح ناصر دیلمی ۴۳۷ ـ ۴۴۴ق بیت الدیلمی عنس
۴۲ احمد بن سلیمان ۵۳۲ ـ ۵۶۶ق حیدان
۴۳ عبدالله بن حمزه ۵۸۳ ـ ۶۱۴ق ظفار
۴۴ یحیی بن حسن ۶۱۴ ـ ۶۳۶ق ساقین
۴۵ احمد بن حسین ۶۴۶ ـ۶۵۶ق شوابة
۴۶ حمیدان بن یحیی ؟ ـ۶۵۰ق
۴۷ حسن بن وهاس ۶۵۶ ـ ۶۶۰ق
۴۸ یحیی بن محمد سراجی ۶۵۶ ـ ۶۶۰ق صنعا
۴۹ حسین بن بدرالدین ؟ ـ ۶۶۳ق
۵۰ حسن بن بدرالدین ۶۶۱ ـ ۶۷۰ق رغافة
۵۱ ابراهیم بن تاج‎الدین ۶۷۰ ـ ۶۷۴ق تعز
۵۲ مطهر بن محمد بن مطهر بن علی ۶۷۶ ـ ۶۹۷ق حجة (ذروان)
۵۳ محمد بن مطهر بن محمد ۶۹۷ ـ ۷۲۸ق صنعا
۵۴ یحیی بن حمزه بن علی ۷۲۹ ـ ۷۴۹ق ذمار
۵۵ مطهر بن محمد ۷۳۰ ـ ۷۵۰ق صنعا
۵۶ علی بن محمد ۷۳۰ ـ ۷۳۰ق سودة
۵۷ احمد بن علی فتحی ۷۳۰ ـ ۷۵۰ق صعدة
۵۸ علی بن محمد ۷۵۰ ـ۷۷۳ق صعدة
۵۹ صلاح الدین بن علی ۷۷۳ ـ ۷۹۳ق صنعا
۶۰ علی بن صلاح الدین ۷۹۳ ـ ۸۴۰ق صنعا
۶۱ احمد بن یحیی مرتضی ۷۹۳ ـ ۸۴۰ق حجة
۶۲ علی بن مؤید ۷۹۶ ـ ۸۳۰ فللة
۶۳ مطهر بن محمد بن سلیمان ۸۴۰ ـ ۸۷۹ق ذمار
۶۴ صلاح بن علی ۸۴۰ ـ ۸۴۹ق صنعا
۶۵ ناصر بن احمد ۸۴۰ ـ ۸۶۶ق صنعا
۶۶ محمد بن ناصر ۸۶۶ ـ ۹۰۸ق صنعا
۶۷ عزالدین بن حسن ۸۷۹ ـ ۹۰۰ق رغافة
۶۸ حسن بن عزالدین ۹۰۰ ـ ۹۲۹ق فللة
۶۹ محمد بن علی سراجی وشلی ۸۸۰ ـ ۹۱۰ق صنعا
۷۰ یحیی بن شرف‎الدین بن مهدی ۹۱۲ ـ ۹۶۵ق حجة
۷۱ مطهر بن یحیی شرف‎الدین ۹۶۵ ـ ۹۸۰ق ثلا
۷۲ حسن بن علی بن داود ۹۸۶ ـ ۹۹۳ق استانة
۷۳ قاسم بن محمد ۹۹۳ـ ۱۰۲۹ق
۷۴ محمد بن قاسم ۱۰۲۹ ـ ۱۰۵۴ق شهارة
۷۵ اسماعیل بن قاسم بن محمد ۱۰۵۴ ـ ۱۰۸۷ق جبل ضوران
۷۶ احمد بن حسن بن قاسم ۱۰۸۷ ـ ۱۰۹۲ق غراس
۷۷ محمد بن متوکل اسماعیل ۱۰۹۲ ـ ۱۰۹۷ق جبل ضوران
۷۸ محمد بن احمد حسن ۱۰۹۸ ـ ۱۱۳۰ق مواهب
۷۹ حسین بن قاسم بن مؤید ۱۱۲۷ ـ ۱۱۳۲ق شهارة
۸۰ قاسم بن حسین ۱۱۲۸ ـ ۱۱۳۹ق صنعا
۸۱ محمد بن اسحاق ۱۱۳۵ ـ ۱۱۳۵ق صنعا
۸۲ حسین بن قاسم ۱۱۳۹ ـ ۱۱۶۱ق صنعا
۸۳ عباس بن حسین بن قاسم ۱۱۶۱ ـ ۱۱۸۹ق صنعا
۸۴ علی بن عباس ۱۱۸۹ ـ ۱۲۲۴ق صنعا
۸۵ احمد بن علی بن عباس ۱۲۲۴ ـ ۱۲۳۱ق صنعا
۸۶ عبدالله بن احمد بن علی ۱۲۳۱ ـ ۱۲۵۱ق صنعا
۸۷ احمد بن علی سراجی ۱۲۴۷ ـ ۱۲۴۷ق صنعا
۸۸ علی بن محمد ۱۲۵۱ ـ ۱۲۵۲ق صنعا
۸۹ عبدالله بن حسن بن احمد بن مهدی ۱۲۵۲ ـ ۱۲۵۵ق صنعا
۹۰ محمد بن متوکل احمد ۱۲۵۶ ـ ۱۲۵۹ق صنعا
۹۱ محمد بن یحیی بن منصور ۱۲۶۰ ـ ۱۲۶۵ق صنعا
۹۲ احمد بن هاشم ۱۲۶۴ ـ ۱۲۶۵ق صنعا
۹۳ عباس بن مخلوق الرحمن ۱۲۶۶ ـ ۱۲۶۶ق صنعا
۹۴ پیروز بن متوکل محمد ۱۲۶۷ ـ ۱۲۶۸ق صنعا
۹۵ محمد بن عبدالله وزیر ۱۲۶۹ ـ ۱۳۰۷ق راز
۹۶ محسن بن احمد ۱۲۷۱ ـ ۱۲۹۵ق حوث
۹۷ حسین بن محمد بن هادی ۱۲۷۵ ـ ۱۲۷۹ق صنعا
۹۸ شرف‎الدین محمد حسینی ۱۲۹۶ ـ ۱۳۰۷ق مدان
۹۹ محمد بن یحیی حمیدالدین ۱۳۰۷ ـ ۱۳۲۲ق قفلة
۱۰۰ یحیی بن محمد بن یحیی حمیدالدین ۱۳۲۲ ـ ۱۳۶۷ق صنعا
۱۰۱ احمد بن یحیی حمیدالدین ۱۳۶۷ ـ ۱۳۸۲ق صنعا
۱۰۲ محمد بدر حمیدالدین ۱۳۸۲ ـ ۱۳۸۲ق محل درگذشت لندن محل دفن مدینه
تامل امامت
مهمترین خصوصیت امام از نگاه زیدیان قیام مسلحانه و علنی علیه ستمگران میباشد. به اعتقادوباور زیدیه صرفا امامت سه امام یعنی امامان علی، حسن و حسین علیهم السلام از سوی نبی(ص) انتخاب و ابلاغ گردیده بود و بعداز وی امامت از آن شخصی از فزرندان حضرت فاطمه (س) میباشد که به جهاد علنی و قیام علیه ستمگران بپردازد. بر پایه ی این نظریه امامت بقیه امامان شیعه که به قیام علنی نپرداختند، مقبول زیدیان وجود ندارد و در ازای اشخاصی از نسل فاطمه(س) که قیام کردند امامان زیدی به شمار میروند مانند زید بن علی، یحیی بن زید، محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه)، ابراهیم بن عبدالله و شهید فخ.[۲۵] در عین اکنون در بعضی از متن ها دیرین و منابع زیدیه به امامت امام سجاد(ع) بعداز امام حسین (ع) تصریح گردیده‌است.[۲۶] بعضا از محققان امامت امام سجاد را آیتم واقعه عالمان پیشین زیدیه می دانند.[۲۷]

از سایر موقعیت امام این میباشد که دانا، بازهد، شجاع و سخی باشد.[۲۸] زیدیان در عدم تایید صلاحیت قیام دو امام در طول و کشور واحد رخداد حیث دارا‌هستند ولی در حالتی‌که‎که دو امام در دو نقطه به دور از یکدیگر باشند اختلاف حیث دارا هستند بعضی آن را روا دانسته و جمع‌‎ای دیگر آن را رد می‎‌نمایند.[۲۹][۳۰]

زید، امامت مفضول با وجود فاضل را روا می‌شمرد. این اعتقادوباور تا مجال ناصر اطروش در زیدیه مبنا داشت و بعداز آن زیدیان از این یقین برگشتند. در نگاه زیدیه عصمت و طهارت شرط امامت وجود ندارد. آن‌ها به اصل مهدویت معتقدند ولی تطابق مصداق آن در امام دوازدهم شیعه‌ها را نمی‌پذیرند.[۳۱]

بازدید : 16
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 10:40


اعتبار حدیث لوح
حدیث لوح از احادیثی میباشد که در کتاب ها گزینه متکی بودن شیعه نقل گردیده‌است. مطالب مختلفی نیز در تأیید این ماجرا وجود دارااست که درستی آن را تقویت کرده و بر بها آن مسجد النبی کوهسنگی مشهد افزوده میباشد.

این قصه را ابن‌بابویه قمی در کتاب الامامه والتبصره[۴] و ثقة الاسلام کلینی در کافی با مدرک دارای اعتبار[۵] نقل کرده‌اند.[۶] همینطور روحانی صدوق در عیون اخبارالرضا و کمال الدین و تک تک النعمه، روضه خوان اثرگذار در کتاب تخصیص و الارشاد و روضه خوان طوسی در کتاب الغیبة، نعمانی در کتاب الغیبة آن را با گواهی‌های متفاوت داستان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۷]

و نیز در کتابهای دیگری زیرا احتجاج،[۸] راهنمایی القلوب،[۹] تأویل الآیات،[۱۰] تخمین المعارف،[۱۱] الفضائل ابن شاذان،[۱۲] مناقب ابن شهر آشوب،[۱۳] کشف الغمه،[۱۴] الفصول المختاره،[۱۵] الصراط المستقیم،[۱۶] این داستان -مجموعاَ یا این که جزئی، با بیان گواهی و یا این که فارغ از آن نقل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.

محمد تقی مجلسی گواهی آن را مستفیض دانسته میباشد.[۱۷] سید هاشم بحرانی گفته میباشد که حدیث لوح با مدرک‌های زیاد، مکرر و مستفیض آورده شده و علما آن را پذیرفته‌اند.[۱۸] به گفته وحید خراسانی این داستان دربرگیرنده خبر‌ها غیبی میباشد و متن آن مدرک میدهد بر این که از معصوم صادر شد‌ه‌است.[۱۹] روضه خوان جمال الدین شامی عاملی، گفته میباشد که امامیه بر درستی این قصه اجماع دارا‌هستند.[۲۰] و روضه خوان ابوالفتح کراجکی گفته میباشد که قصه لوح دارای شهرت و دارای اسم و رسم میباشد، به نحوی که شیعه‌ها امامی بر (صدق) آن واقعه دارا‌هستند و هیچ اختلافی در آن وجود شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.[۲۱]

نکاتی از حدیث لوح
سنت جانشین قرار دادن برای پیامبران: طبق این حدیث معبود فرموده میباشد: «إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیا این کهً فَأُمعدودِلَتْ أَیامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیا این کهً.» در واقع، سنّت وصایت سنتی الاهی میباشد که از بشر تا خاتم سرازیر بوده میباشد.[۲۲]
امام علی(ع) برگزیدگان اوصیاء: برتری امام علی(ع) بر همگی اوصیاء از حقایقی میباشد که احادیث فراوانی گواه آن میباشد.[۲۳]
جریان امامت در نسل امام حسین(ع): سازه بر توضیحات علامه مجلسی، می‌اقتدار اظهار کرد که غرض از کلمه و واژه تامه و حجت بالغه که معبود آن دو را نزد امام حسین و یاروهمدم وی قرار داده، دستور امامت میباشد: (جَعَلْتُ مجموعِمَتِی التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِی الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ) که با دقت به ویژگیهای این فرمان، به دو صورت از آن تعبیروتفسیر گردیده است. افزون بر این، خواسته از حجت بالغه می تواند براهین و دلیل‌ای باشد که دالّ بر حقانیت امامان میباشد. در هر هم اکنون، این کلمات حاکی از آن میباشد که ائمّه از نسل امام حسین خواهند بود؛ امری که در روایات به صورت پشت سر هم تکرار گردیده‌است.[۲۴]
تداوم هدایت الاهی به تداوم امامت
انکار یکی امامان به منزله انکار نعمت‌های پروردگار: «مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِي» به عبارتی‌سیرتکامل که ایمان به کلیه انبیاء واجب میباشد[۲۵]، انکار یکی امامان نیز انکار نعمت‌های خداست.[۲۶]
به کمال وصال امامت توسط امام فرصت: خدا در حدیث لوح فرموده میباشد: «وَ أُنادرِلُ ذَلِک بِابْنِهِ محمّد رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ.» آفریدگار در لوح فاطمه فرموده میباشد که فن امامت را با امام فرصت به کمال می رساند.[۲۷]
مهدویت در حدیث لوح: هدف از مهدویت، ظهور منجی و مصلحی میباشد الاهی که در آخرالزمان، قیام می‌نماید و ستم و بیداد را از در بین میبرد و عدالت را حکمفرما می‌سازد. خدا متعال خویش را در لوح فاطمه به «قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ»، به درهم‌کوبنده ستمگران و سرکشان، و دولت‌دهنده ستمدیدگان وصف کرده و این هماهنگ با آیه ها قرآن، اشاره به مهدویت میباشد.[۲۸]
پیشگویی اتفاق ها بعدازظهر ائمّه در حدیث لوح: بخشهایی از لوح حضرت فاطمه گزارشی میباشد از وقایعی که در بعد از ظهر هر امامی فیس خواهد بخشید.[۲۹]
حدیث لوح در کتاب ها اهل ­سنت
طبرسی در اعلام الوری اظهار داشته که اهل سنت به صورت جزئی در کتاب ها خویش به حدیث لوح اشاره داشته‌اند.[۳۰]

جستارهای متعلق
حدیث جابر
حدیث سفینه
حدیث سلسلة الذهب
حدیث ثقلین
حدیث کساء
پانویس
روضه خوان کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۲۷.
روضه خوان صدوق، كمال الدين و کل النعمة، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۳۰۸.
طالعی، عبدالحسین، تحفه آسمانی، ص۳۸.
نک: ابن بابویه قمی، الإمامة والتبصرة،۱۴۰۴ق، ص۱۰۵-۱۰۷
موسوی اصفهانی، مكيال المكارم في خاصیت ها الدعاء للقائم (عليه السلام)، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۱۱۱
نک: کلینی، ۱۳۶۳ش، الکافی، ج۱، ص۵۲۷.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۳۰۸؛ روحانی صدوق، عیون أخبارالرضا علیه‌السلام، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۹؛ روضه خوان صدوق، کمال الدین و تک تک النعمه، ص۳۱۳؛ روحانی اثر گذار، الاختصاص، ۱۴

بازدید : 14
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 11:27


معنی‌شناسی
شرور طبیعی به آن گروه از شرور گفته میشود که بر تاثیر دست اندرکاران طبیعی[۱۷] و سوای دخالت آدم در طبیعت فیس می دهند و موجب درد و مشقت میشوند مانند گردباد، ز‌لزله، سیل، حریق‌فشان و بیماری‌ها[۱۸] و بعضی معلولیت‌ها و نواقصی که برای گردآوری‌ای از آدم‌ها صورت میدهد.[۱۹] بعضا از سخن‌پژوهان، ملاک شر‌بودن چیزی را درد و سختی دانسته و گفته‌اند مصادیق شر از آن جهت که موجب درد و مشقت و غم بشر میشوند، شر نامیده میشوند. برای مثال، آدم‌ها سیل یا این که ز‌لزله را در صورتیکه شر فکر می‌کنند که موجب هلاکت میزان دارایی‌ها و حیف کردن بستگان شوند؛ ولی در حالتی‌که موجب جراحت و درد و رنجی نشوند، شر تلقی مسجد النبی کوهسنگی مشهد نخواهند شد.[۲۰]

بعضا، شرور طبیعی را در سه عهد و پیمان تیم‌بندی کرده‌اند:

شرور طبیعی محض: شروری که بشر‌ها در آن‌ها هیچ دخالتی ندارند مانند سیل و ز‌لزله‌ای که آدم در آن بی‌تأثیر میباشد.
شرور طبیعی ناشی از کوتاهی‌های آدم: خواسته از این مجموعه، شروری میباشند که آدم در به وجود وارد شدن آن‌ها دخالت و تأثیر داراست، مانند فیس‌دادن بعضی از بلایای طبیعی که ناشی از بازنویسی طبیعت به وسیله بشر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.
شرور طبیعی قابل در اختیار گرفتن و مهارت: شروری که بشر‌ها در مهار و در اختیار گرفتن یا این که معدود‌کردن جراحت‌های آنان قادر است دخالت نماید مانند ساختن منزل‌های ضدزلزله که زخم‌های ناشی از زمین لرزه را مهار می‌نماید یا این که کاهش رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدهد.[۲۱]
در مقابل شرور طبیعی، شرور اخلاقی یا این که ارادی قراردارد که از سوء تفویض بشر سرچشمه می گیرند مانند قتل و سرقت و ظلم به دیگری.[۲۲]

امام رضا(ع)
الْمَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهِيرٌ وَ رَحْمَةٌ وَ لِلْكَافِرِ تَعْذِيبٌ وَ لَعْنَةٌ وَ إِنَّ الْمَرَضَ لَا يَزَالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى لَا يَكُونَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ؛ بیمارى مؤمن موجب تمیز شدن وی میباشد از گناهان و لغزش‌ها، و نیز عفو خدا میباشد بر وی، و براى کافر موجب عذاب و لعنت، و بیمارى دست از یقه مؤمن بر ندارد تا اورا از گناهان تمیز شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد سازد.[۲۳]

نقش گناهان در پدیدآمدن شرور طبیعی
بعضا از متکلمان مسلمان، با دقت به مجموعه‌ای از آیه ها[۲۴] و احادیث،[۲۵] ایفا و عادات غلط و ناروای آدم را در پدیدآمدن شرور طبیعی مؤثر دانسته‌اند.[۲۶] از دید علامه طباطبایی، طبق آیه «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر؛ و هر سیرتکامل مصیبتی به شما رسد به منجر دستاورد خویش شماست و آفریدگار از اکثری درمی‌گذرد»[۲۷] و آیه ۴۱ سوره روم و آیه ۱۱ سوره رعد، مصیبت‌ها و ناملایماتی که بر جامعه وارد میگردد، به دلیل گناهانی میباشد که آدم‌ها مرتکب می گردند؛ هرچند آفریدگار اکثری از آن ها را می بخشد. او رابطه و تأثیر انجام آدم در تولید شرور را یکی سنت‌های آفریدگار شمرده میباشد.[۲۸]

در روایتی از نبی اسلام(ص) نیز نقل شد‌ه‌است که دربین هیچ قومی زنا آشکار نشد مگر آنکه آن‌ها به طاعون و دردهای بی‌سوابق گرفتار شدند؛ معدود‌فروشی نکردند جز آنکه به قحطی و تنگدستی و ستم حاکمان دچار شدند؛ از پرداخت زکات دوری نکردند مگر اینکه از نزول باران محروم شدند.[۲۹] گفته‌اند براساس احادیث، شغل های نیک و نه اشخاص باتقوا در دفع عذاب و شرور نیز مؤثر میباشد.[۳۰] به اعتقاد محمدتقی مصباح یزدی، در شرایطی‌که ذکر قرآن و احادیث خلا، تأثیر انجام بشر در آسیب ها و شرور هیچ‌گاه برای ما قابل آشنایی عدم وجود؛ هرچند هنوز هم واقعیت آن را نمی‌توانیم صحیح فهم کنیم.[۳۱]

جواب اجمالی: یقین به حکمت و مصلحت آفریدگار
به گفته مرتضی مطهری، اهل ایمان معمولاً با یک جواب شرعی و اجمالی به شرور،‌ وجدان خویش را قانع میسازند. به باور آنها، دلایل سفت و مسلم،‌ وجود پروردگار علیم و حکیم و توانا و عالِم را ثابت نموده است. خدایی با این صفات،‌ به دلیل اینکه با کسی دشمنی ندارد و مستلزم کسی یا این که چیزی وجود ندارد، به کسی ظلم نمی‌نماید. اینگونه خدایی، به نظام احسن و ساخت‌و‌ساز آن نیز عالِم و میتواند. براین اساس چنانچه شرور برخلاف نظام احسن بود،‌ مطمئناً آفریدگار آنها‌را نمی‌آفرید. از بینش این مجموعه، در‌حالتی که احیاناً شروری در عالم وجود دارااست، به دلیل حکمت و مصلحتی میباشد که برای ما مشخص وجود ندارد.[۳۲]

بازدید : 12
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 16:40


شمس‌الدین محمد متخلص به حافظ و ملقّب به لِسان‌الغیب از شاعران پارسی‌گویش در قرن هشتم هجری بود. اورا از گران قدر‌ترین غزل‌سرایان این گویش برشمرده‌اند. برخی گفته‌اند وجه تخلص و آوازه وی به حافظ، آن میباشد که وی، حافظ قرآن بوده و بخش اعظمی از ابیات وی ترجمان مفاهیم قرآنی میباشد. حافظ‌شناسان مذهب حافظ را شافعی دانسته‌اند؛ البته در عین هم اکنون با استناد به برخی ابیات دیوانش، بر تمایل و عشق وی به اهل بیت تاکید مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.

حافظ‌شناسان در انس‌داشتن حافظ با قرآن و تاثیرپذیری شعر وی از آن واقعه حیث دارا هستند. شعر وی مضامینی عاشقانه،‌ عرفانی و اخلاقی داراست. دیوان حافظ در حدود پانصد غزل را در خویش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.

معاش‌طومار

آرامگاه حافظ در عصر قاجار
خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب، مشهورترین غزل‌سرای فارسی میباشد.[۱] فخرالزمانی قزوینی، نیای حافظ را از عموم کوپای (کوهپای) اصفهان خوانده که در دوران اتابکان عجم، به شیراز کوچ نموده است.[۲] کنیه یا این که اسم جدش را غیاث الدین و کنیه یا این که اسم پدرش را به اختلاف بهاءالدین یا این که کمال‌الدین رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آورده‌اند.[۳]

در سال به دنیاآمدن حافظ اختلاف میباشد و آن را از ۷۰۰ تا ۷۲۶ق گفته‌اند.[۴] حافظ در طی خویش صرفا به کنیه شمس الدین و تخلص حافظ معروف بوده و لقب‌ها و عناوینی همانند خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و فرمان روا الشعرا و نیز نسبت وی یعنی شیرازی، ظاهرا بعداز مرگ وی اطلاق شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۵]

سال وفات حافظ ۷۹۲ق میباشد. اورا در کتِ شیراز یا این که مصلای آن شهر دفن کردند و ۶۳ سال آن گاه عمارتی بر آن ساخته شد.[۶] آرامگاه کنونی وی در سال ۱۳۱۴ش درست شده که از معماری عصر زندیه الهام گرفته شد‌ه‌است.[۷]

علم آموزی
حافظ در نوجوانی و جوانی علم ها ادبی و فقهی را یادگرفت و قرآن را محافظت کرد. محمد گلندام که دیوان حافظ را جمع کرده و پیشگفتار‌ای بر آن افزوده گفته میباشد که حافظ به بازرسی کتاب ها علم ها فقاهتی و ادبی زیرا کشّاف زمخشری، مطالع الانظار حاکم بیضاوی، مفتاح العلوم سکّاکی و کتاب‌هایی از این قبیل درگیر بود.[۸] بر طبق پیشگفتار گلندام، حافظ در درس قوام‌الدین عبدالله حاضر می‌گردیده و با قرآن مأنوس بوده و در دواوین عرب تجسس داشته میباشد.[۹]

مذهب

قطعه خوشنویسی از یک رباعی از حافظ درباره امام علی(ع)، خط از تجلی علی‌پاد شاه، در سال ۱۱۸۸ق.
بهاءالدین خرمشاهی، حافظ‌شناس اهل ایران، مذهب حافظ را از دید شرعی سنی شافعی و از نگاه کلامی اشعری دانسته میباشد.[۱۰] از لحاظ خرمشاهی، حافظ به‌عامل نگاه بشر‌مبنا و رغبت به تصوف و عرفان درباره مذهب طاقت فرسا‌گیری نداشته میباشد.[۱۱] به گفته وی حافظ خیر تنها سنی متعصبی خلا که میل‌های شیعی هم داشت.[۱۲] گرایش شافعی به اهل‌بیت(ع) در کنار تمایل کلی عموم شیراز در آن زمان به اهل‌بیت(ع) برای مثال دلایل وجود برخی آرم‌های شیعی در اشعار وی قلمداد شد‌ه‌است.[۱۳]

حاکم نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین درباره حافظ گفته میباشد:

حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل رمز و در حقایق و معارف ممتاز بود و... ایمان وی مُبرّا از عیب و ریب میباشد.[۱۴]
از این عبارت وی فیض گرفته‌اند که او قائل به تشیع حافظ بوده میباشد.[۱۵]

شبیری زنجانی حافظ را سنی‌مذهب میداند و شواهدی بر این مدعا اقامه نموده است به عنوان مثال اینکه شیراز در روزگار حافظ، راءس اهل سنت بود و شیعه بودن حافظ در شیراز مثل سنی بودن یک فرد در قم، بعید و غیر معمولی میباشد. بعضا اشخاص اشعاری از دیوان حافظ را برهان بر تشیع او میدانند در حالی که‌این ابیات در ورژن‌های سابق جانور وجود ندارد و به گذر زمان مجال به دیوان وی افزوده گردیده‌است.[۱۶]»‌ همینطور حافظ قوام آیین را به تعدادی نفر معرفی می‌نماید که یکی‌از آن‌ها مجدالدین اسماعیل فالی، حکم دهنده القضات اهل سنت شیراز میباشد.[۱۷]متقابلاً پاره‌ای از پژوهشگران خیر فقط حافظ را شیعه که برخی از اشعارش را مطابقت با اعتقادات شیعه مانند امام مجال(ع) و امام حسین(ع) و...دانسته‌اند. تحت عنوان مثال غزلی که مطلعش این میباشد: درود الله ما کرّ اللیال

درود الله ما کر اللیالی
و جاوبت المثانی و المثالی
علی وادی الاراک و اینجانب علیها
و‌دار باللوی فوق الرمال
دعاگوی غریبان جهانم
و ادعو بالتواتر و التوالی
به هر خانه که رو آرد پروردگار را
نگه دارش به لطف لایزالی[۱۸]
را درباره امام فرصت و این بیت:

مریدِ پیرِ مُغانم ز اینجانب مرنج‌ای روضه خوان
چرا‌که وعده تو کردی و وی به جا آورد[۱۹]
از غزلی دیگر را در درباره امام حسین وشهادت علی اکبر دانسته‌اند.[۲

بازدید : 14
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:09


داده های عددی جمعیت، کشته و زخمی‌ها
بر طبق گزارش ساواک، شمار تظاهرکنندگان حدود ده هزار نفر بوده میباشد.[۳۲] خبر نامه داده ها در ۲۰ دی، تعداد کشته‌شدگان را شش بدن و شمار زخمی‌ها را نُه بدن گزارش نموده است.[۳۳] به‌گفته سید حسین موسوی تبریزی از دست‌اندرکاران تظاهرات نیز، شمار تمام شهیدان و مجروحان پانزده بدن بوده میباشد.[۳۴] ولی در منابع غیر رسمی، از «مجموعه متعددی»[۳۵] «هفتاد تا سیصد»[۳۶] و «ده‌ها» شهید[۳۷] صحبت آورده شده میباشد. بیشتر شهیدان اتفاق ۱۹ دی در گورستان بقیع قم دفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدند.[۳۸]

عکس العمل‌ها
قیام ۱۹ دی برخورد‌هایی را به دنبال داشت؛ حکومت پهلوی ۲۵ یا این که ۲۷ بدن از معترضان را از قم تبعید کرد.[۳۹] برخی از مراجع تاسی مانند سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و سید محمدکاظم شریعتمداری در ۲۲ دی، قتل معترضان در اتفاق ۱۹ دی و محتوای نوشته ی علمی جمهوری اسلامی ایران و استعمار سرخ و سیاه را محکوم کردند.[۴۰] همینطور بعضی از تیم‌های سیاسی کشته شدن معترضان در روز ۱۹ دی را محکوم کردند.[یادداشت ۵][۴۱] سید احمد خوانساری از مراجع تبعیت، در قبال نشر نوشته‌ی علمی و نیز حادثه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ۱۹ دی واکنشی آرم نداد.[۴۲]


حضور زنان در تظاهرات ۱۹ دی، به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی
امام خمینی که در آن فرصت، به نجف تبعید گردیده بود، در ۲ بهمن به مناسبت قیام ۱۹ دی پیامی صادر کرد. وی در‌این پیام اتفاق ۱۹ دی را ادامه قیام ۱۵ خرداد ماه دانست و به حامیانش مژده برد در قبال حکومت پهلوی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اعطا کرد.[۴۳]

بعداز چهل روز از اتفاق ۱۹ دی، در تبریز، مراسم چهلم شهیدانِ ۱۹ دی در ۲۹ بهمن برگزار شد. در میان کمپانی‌کنندگان و نیروهای حکومت پهلوی تضارب بوجود آمد[۴۴] و به خشونت کشیده شد. ده‌ها کشته و صدها زخمی پیامد این حادثه بود.[۴۵]

قیام ۱۹ دی پیامدهایی نیز به همدم داشت: وحدت نسبی در میان عالمان شیعه در مخالفت با حکومت پهلوی،[۴۶] به لبه رفتن عالمان و روحانیانی که به مدارا با حکومت پهلوی معتقد بودند،[۴۷] تقویت جنبه اسلامی انقلاب[۴۸] رهبری امام خمینی در نهضت انقلاب اسلامی[۴۹] و پیشرفت نهضت از تیم‌هایی خاص به جمع عموم.[۵۰]

تک‌نگاری
برخی از کتاب‌هایی که با مورد قیام ۱۹ دی درج شده اینگونه‌اند:

منزلت قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ در برد انقلاب اسلامی نوشته ابراهیم طالبی دارابی: در فصل نخستین این کتاب به موقعیت سیاسی و اقتصادی حکومت پهلوی در دهه ۱۳۵۰ و دست اندرکاران، برخورد‌ها و پیامدهای قیام ۱۹ دی پرداخته شد‌ه‌است. در انتهای کتاب، متن نوشته‌ی‌علمی احمد رشیدی مطلق و برخی سندها مرتبط با قیام ۱۹ دی آمده میباشد. این کتاب به وسیله راءس سندها انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۹ش چاپ شد‌ه‌است.[۵۱]
حماسه ۱۹ دی قم ۱۳۵۶ نوشته علی شیرخانی: این کتاب مشتمل بر خاطرات هفده بدن از ناظران قیام ۱۹ دی از فی مابین عالمان، طلاب و بازاریان میباشد و بوسیله راءس اوراق انقلاب اسلامی در سال ۱۳۷۷ش به چاپ رسیده میباشد.[۵۲]
آذرخش انقلاب، ویژه‌طومار قیام ۱۹ دی نوشته جواد ملایی‌پور: درین کتاب به علل و علت‌های قیام و کیفیت، برخورد‌ها و پیامدهای آن پرداخته گردیده و بوسیله راس استیناف‌های صدا و سیما، در سال ۱۳۸۳ش منتشر گردیده‌است.[۵۳]
پانویس
نیکبخت، «پیامدهای نوشته‌علمی کشور ایران و استعمار سرخ و سیاه»، پرتال جامع علم ها انسانی.
خامنه‌ای، دیار بینایی جهاد و اجتهاد، ۱۳۹۴ش، ص۲۹.
حسن‌زاده، «تحلیلی بر اتفاق ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم»، ص۱۸۴.
ملایی‌پور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳ش، ص۷۹.
موسوی تبریزی، خاطرات آیت‌الله سید حسین موسوی تبریزی، ۱۳۸۷ش، ص۴۱۷.
بهشتی‌سرشت، «جرقه انقلاب: پژوهش تحلیلی نوشته‌علمی احمد رشیدی مطلق»، ص۱۵۹.
ملایی‌پور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳ش، ص۸۰.
«مناسبت‌های روزنگار»، راس تفحص‌های مجلس شورای اسلامی.
برای مثال نگاه فرمائید به «فرمایشات در دیدار عموم قم، ۱۸ دی ۱۳۸۹ش»، محل کار مراقبت و انتشار اثرها آیت‌الله‌ خامنه‌ای؛ «بیانها در دیدار عموم قم در ۱۸ دی ۱۳۸۲ش»، محل کار مراقبت و تکثیر اثر ها آیت‌الله‌ خامنه‌ای.
اباذری، وادی عشق و علاقه، ۱۳۹۰ش، ص۳۶۹.
حسن‌زاده، «تحلیلی بر رخداد ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم»، ص۱۶۸.
حسن‌زاده، «تحلیلی بر رخداد ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم»، ص۱۶۹.
نعیمی، «آنالیز نوشته‌علمی جمهوری اسلامی ایران استعمار سرخ و س

بازدید : 56
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 15:54


معضل با سلجوقیان و خوارزمشاهیان
ناصر لدین الله برای استقلال و حصول توان از دست‌رفته خلافت عباسی به رویا رویی با توان‌های دیگر زیرا سلجوقیان و خوارزمشاهیان پرداخت و گستره حکومت خویش را با تصرف قسمت‌هایی از بخشها اسلامی زیرا تکریت، خوزستان، اصفهان، ری و همدان ارتقا اعطا کرد.[۱۱۵] اورده شده ناصر عباسی برای مراقبت توان خویش، بین اقتدار‌های گوناگون پیکار ساخت و ساز می کرد.[۱۱۶] وی برای مهار سلجوقیان با خوارزمشاهیان هم‌قسم شد و بعد برای رویا رویی با خوارزمشاهیان، غوریان و حتی مغولان را تحریک کرد.[۱۱۷] همینطور، به مکان نگهبانی از درخواست امداد پاد شاه جلال‌الدین مِنکُبِرنی برای رویا رویی با مغولان، امیران بخشها گوناگون را به مخالفت با منکبرنی تشویق مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۱۱۸]

گردآوری‌ای معتقدند سیاست نادرست ناصر عباسی مبتنی بر ترغیب مغولان برای مقابله با خوارزمشاهیان سبب ساز حمله مغولان به مملکت‌های اسلامی شد.[۱۱۹] برخی اورا پادشاهی مغرض و بی‌کفایت دانسته‌اند که برای اغراض فردی مورد را برای تعدی بیگانگان به مرزوبوم‌های اسلامی و هلاکت تمدن اسلامی مهیا کرد.[۱۲۰] ابن‌اثیر در کتاب الکامل آورده میباشد گزارش تحریک مغولان بوسیله ناصر صراحت دارد و شغل وی خطایی والا و نابخشودنی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد بود.[۱۲۱]

زد خورد‌های نظامی
در منابع از مقابله نظامی ناصر عباسی با سلجوقیان[۱۲۲] و خوارزمشاهیان کلام به دربین آمده میباشد.[۱۲۳] پاد شاه محمد خوارزمشاه بعد از به توان وصال، اسم بنی‌عباس را از خطبه‌ها حذف کرد.[۱۲۴] وی در سال ۶۱۴ق با نگهبانی عالمان فقاهتی که خلافت بنی‌عباس را ناحق می‌دانستند، با علاءالملک ترمذی از علویان بیعت نمود. آن گاه به عذر و بهانه برگرداندن خلافت به صاحبان مهم‌اش با سپاهی گران قدر به سمت بغداد جنبش کرد؛ البته پس از موفقیت‌های نخستین بر حامیان بنی‌عباس، به خیال برف و سرمای شدید از ادامه مسیر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بازماند.[۱۲۵]

ناصر لدین الله بعداز سقوط خوارزمشاهیان و اقتدار‌گیری مغولان، برای رویارویی با آنها تعداد سربازان را ارتقا بخشید و استحکامات را تقویت کرد.[۱۲۶] با این حالا در روزگار حکمرانی وی هیچ تضارب نظامی مستقیمی با مغولان فیس نداد.[۱۲۷] منابع به زد خورد‌های ناصر عباسی با فرانک‌ها(خارجی‌ها) نیز حرف به دربین آورده‌اند.[۱۲۸] ناصر قصد داشت برای یاری به صلاح الدین ایوبی در خارج راندن صلیبیان از ناحیه شامات، لشکر خویش را به ناحیه بفرستد؛ البته صلاح‌الدین این سفارش را نپذیرفت و با صلیبی‌ها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد صلح کرد.[۱۲۹]

پانویس
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ ذهبی، تاریخ‌ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج‌۴۰، ص۳۶؛ ابن‌دبیثی، زیر تاریخ مدینة السلام، ۱۴۲۷ق، ج‌۲، ص۲۳۲.
مستوفی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۶۶.
ابن‌الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۳۰۸.
امین، مستدرکات أعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج‌۵، ص۷۳؛ مجمع الفکر الإسلامی، موسوعة مؤلفی الامامیة، ۱۴۲۸ق، ج‌۲، ص۲۸۳.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق، ص۵۳۰.
مستوفی، تاریخ‌ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۳۶۶.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ امین، مستدرکات أعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج‌۷، ص۳۲.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج‌۱۵، ص۱۰۳؛ ابن‌دبیثی، پایین تاریخ مدینة السلام، ۱۴۲۷ق، ج‌۲، ص۲۳۲؛ ابن‌الطقطقی، الفخری، ۱۴۱۸ق، ص۳۰۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج‌۲، ص۵۰۵.

بازدید : 45
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:35


الفتوح (کتاب)
الفتوح کتابی تاریخی و به گویش عربی تاثیر احمد بن اعثم کوفی (درگذشت: بعداز ۳۲۰ق) میباشد. این تاثیر دربردارنده گزارش‌های اساسی و بعضیً دست او‌لین از رویدادها قرن نخستین تا سوم هجری قمری مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

مداقه کتاب الفتوح به‌خیال و خاطر شمول رویدادها مرتبط با اتفاق کربلا میباشد. در جلد پنجم کتاب (از کل ۸ جلد) به نزاع کربلا تخصیص یافته و گزارش‌هایی را از اثرها دیگر و خصوصاً مقتل ابومخنف نقل نموده است. مؤلف در جلد ششم، به قضیه قیام‌ها و تبعات بعداز اتفاق کربلا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخته میباشد.

ابن‌اعثم در تایپ کردن این تاثیر، از مدل تاریخ تحلیلی به کارگیری کرده و قصد داشته تا با توده‌آوری قصه‌های منابع متعدد تاریخی، به یک گزارش واحد از اتفاق ها اساسی قرن نخستین تا سوم قمری رسد.امروزه از الفتوح، یک ورژن خطی باقیمانده و بارها در لبنان و کشور‌ایران تجدید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد چاپ گردیده‌است.

التفات و رده
به نظریه رفیعی، محقق حوزه تاریخ، کتاب الفتوح یکی اوراق اصلی تاریخی صدر اسلام میباشد.[۱] نکته مهمی که‌این تاثیر را برای شیعه پراهمیت می‌نماید، تخصیص دو جلد از این کتاب به حادثه کربلا و اتفاق ها بعداز آن میباشد. الفتوح تحت عنوان یکی‌از اثر ها دست‌اولیه در قضیه رخداد کربلا به حساب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌آید.[۲]

اعتبار الفتوح نزد شیعه و سنی محل اختلاف میباشد. نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی، تاریخ‌پژوه شیعه، ابن‌اعثم را تاریخ‌نویس سنی مذهب که در صدد القای عقاید اهل سنت با لاف‌پردازی میباشد، میداند.[۳] در همین خصوص، برخی محققان شیعی، داستان ابن اعثم از اتفاق کربلا را از منظر تحریف اتفاق ها، گزینه نظارت قرار داده‌اند.[۴]

محمد نورولی، از دانشمندان سنی مذهب تاریخ اسلام، با اعتنا به وجود طعن خلفاء در اثرها ابن اعثم، او‌را شیعه و اعتبار کتابش را آیتم خدشه دانسته‌ میباشد.[۵] رحمان حمد، از دانشمندان حوزه تاریخ اسلام بر این اعتقاد میباشد که ابن‌اعثم با هر مذهبی، در ماجرا اتفاق ها مبارزه کربلا، گزارشگریِ بی‌طرفانه‌ای داشته میباشد.[۶]

خصوصیات تاثیر
نویسنده
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: ابن‌اعثم کوفی
احمد بن اعثم بن نذیر کوفی، دارای اسم و رسم به ابن‌اعثم کوفی، مؤلف کتاب الفتوح میباشد.[۷] از تاریخ به دنیاآمدن، تفصیل اکنون معاش، اساتید و شاگردان ابن‌اعثم اطلاعاتی نیست.[۸] مبتنی بر گزارش کتاب الذریعه، ابن‌اعثم در سال ۳۱۴ ه‍.ق درگذشت.[۹] با این هم اکنون با استناد به اینکه او تاریخ روزگار حکومت مقتدر عباسی (د ۳۲۰ق) را هم نوشته، به طور طبیعیً بایستی سال درگذشتش بعداز ۳۲۰ق باشد.[۱۰] دربارهٔ مذهب وی اختلاف وجود دارااست. آقابزرگ تهرانی[۱۱] و سید محسن امین[۱۲] و یاقوت حمویی اورا شیعه و افرادی زیرا علامه مجلسی[۱۳] و حکم کننده نورالله شوشتری او را از اهل‌سنت برشمرده‌اند.[۱۴]

اسم کتاب
اسم کتاب با اختلاف در منابع به فعالیت رفته میباشد. حاجی‌خلیفه، تاریخ‌نگار حنفی مذهب، این تاثیر را با اسم «الفتوح الشام»،[۱۵] علامه مجلسی، محدث شیعه با اسم «تاریخ الفتوح»،[۱۶] یاقوت حمویی، تاریخ‌نویس سنی مذهب با اسم «کتاب الفتوح»[۱۷] و در برخی از اثرها با تیتر «فتوح الاسلام» حافظه کرده‌اند. در‌این فی مابین مشهورترین اسم برای این تاثیر، به عبارتی «الفتوح» میباشد.[۱۸]

بازدید : 16
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:11


حیله
قرآن مهربان در آیه ۱۰ سوره تحریم همسر لوط را تحت عنوان مکر‌شغل معرفی نموده است.[۱۳] به‌گفته مفسران قرآن که بعضا نیز ادعای اجماع بر آن دارا‌هستند، حیله همسر لوط، همیاری با معاندان وی و شرک و افشای اسرار بوده میباشد؛ خیر به معنای آلوده و کثیف شدن به گناهان منافی مسجد النبی کوهسنگی مشهد عفت.[۱۴]

ابن‌عباس مکر همسر لوط را با خبر ساختن خویشاوندان لوط از حضور مهمان در منزل این نبی تیتر نموده است.[۱۵] براساس نقل تبیان ابن‌عباس همسر نوح و لوط را منافق دانسته و سود نفاقشان (ایمان نداشتن) را کم عقل قرائت نوح و خبر دادان از حضور مهمانان (حضور ملائکه به طور جوانانی زیبارو) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.[۱۶]

مفسران قرآن غرض از ذکر این مقاله را هشدار دادن به دو همسر حضرت محمد(ص) دانسته‌اند که اسرار اورا فاش کردند. این هشدار به این معنی میباشد که همسر رسول بودن به تنهایی نمی‌تواند بازدارنده عذاب آنها خواهد شد.[۱۷] مُقتل کننده بن سلیمان، از (وفات ۱۵۰ق)[۱۸] و برخی دیگر از مفسران اهل‌سنت تصریح دارا هستند که آفریدگار با این آیه ها، به عایشه و حَفْصه نسبت به مبادرت علیه نبی و گرفتار شدن به عذاب الهی هشدار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده میباشد.[۱۹]

عذاب الهی
سازه بر برخی احادیث، زمانی که ملائکهِ عذاب، به طور یک سری مرد جوان به منزل لوط آمدند، همسر لوط به عموم شهر خبر اعطا کرد که مردانی بسیار قشنگ به منزل لوط آمده‌اند.[۲۰] فامیل لوط برای تجاوز بدین اشخاص از هر طرف به منزل وی هجوم آوردند. آن ها وارد منزل لوط شدند و جبرئیل به اجازه الهی توان بصیرت را از آن‌ها گرفت.[۲۱] لوط به یار و همدم همسر و دخترانش از شهر بیرون شد. همسر لوط بین روش متوجه هلاکت قبیله خویش شد. وی از این بابت متأثر شوید و روی خویش را به سمت آن ها برگرداند. در همین هم اکنون سنگی آمد و اورا از دربین پیروزی.[۲۲] برخی نیز معتقدند که همسر لوط در شهر ماند و به عبارتی‌جا در گیر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عذاب شوید.[۲۳]

طبق نقلی که بعضا از راویان آن، تبهکار به دروغگویی و جعل حدیث می‌باشند،[۲۴] ابوالجَلْد از تابعین، مجسمه سنگی همسر لوط را مشاهده نموده است. درین نقل داعیه شد‌ه‌است که‌این مجسمه اولِ هر ماه حیض می گردد.[۲۵] از جهتی دیگر بعضا تفحص‌ها حاکی از آن میباشد که تصاویر منتشرشده از ردیف نمکی یا این که ردیف سنگی که بعضا آن را منتسب به همسر لوط کرده‌اند، حقیقت ندارد؛ به دلیل آن که به گفته بعضا زمین‌شناسان، قدمت این اثر ها به یک سری میلیون سال می رسد.[۲۶]

گزارش کتاب مقدس
به نوشته بعضی پژوهشگران، در تورات سخنی از کارشکنی و بی دینی همسر لوط به فی مابین نیامده میباشد و فقط خطای وی، دقت کردن به پشت رمز تیتر شد‌ه‌است.[۲۷] در‌این کتاب آمده میباشد که ملائکه به منزل لوط در شهر سدوم رفتند. مردان این شهر به منزل لوط هجوم آوردند. ملائکه، لوط و همسر و دو دخترش را از شهر خارج بردند.[۲۸] یکی ملائکه بیان کرد به پشت رمز نگاه مکن. همسر لوط به پشت رمز یعنی به سمت شهر نگاه کرد و بر تاثیر این شغل، تبدیل به ستونی از نمک شوید.[۲۹] بنیامین التطلیلی، جهانگرد یهودی، می‌نویسد این ردیف نمکی در مسافت دو فرسخی دریای سدوم جای دارد.[۳۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 38
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 98
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 442
  • بازدید ماه : 443
  • بازدید سال : 1783
  • بازدید کلی : 69500
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی