پیشینه
به گفته مرتضی مطهری، پیشینه وجود عقل فعال و رابطه نفس بشر با آن در زمان ژرف اندیشی، به عصر قبل از اسلام بازمیخواهد شد. به حیث وی از گفته مورخان فلسفه اینگونه برمیآید، اولیه هر که عقل فعال را اظهار کرده، اَرَسطُوقْلیس، مدرس اِسْکَندَر اَفْرودیسی و غیر از ارسطوی دارای شهرت، بود. ارسطوقلیس دلیلی[یادداشت ۲] برای ثابت عقل فعال ارائه کرد که فیلسوفان مسلمان این استدلال را پذیرفته و در کتاب ها فلسفی خویش بیان کردند؛ اما دلایل دیگری نیز به آن اضافه کردند.[۲۱] بعضا معتقدند که ارسطو، عقل فعال را تحت عنوان برهان خروج نفس از قوه به فعل و فعلیت یافتن معقولات و مفاهیم بالقوه مطرح کرد.[۲۲] بعضا گفتهاند که اول توشه اسکندر افرودیسی (زنده فی مابین نصفه دوم سده ۲ و استارت سده ۳میلادی )اصطلاح عقل فعال مسجد النبی کوهسنگی مشهد را به شغل موفقیت.[۲۳]
بینشها
درباره تایید یا این که عدم تایید عقل فعال دو عقیده وجود دارااست.
موافقان
هر سه مدرسه فلسفه اسلامی عقل فعال را پذیرفته و از آن گفت و گو کردهاند؛ هرچند اختلافاتی با یکدیگر داراهستند. فیلسوفان مشائی، عقول را مخصوص در عقول دهگانه طولی و عقل فعال را دهمی و واپسین عقل از آن سلسله طولی میدانستند. براساس فلسفه اشراق، افزون بر عقول طولی فراوان، عقول عَرْضی هم وجود دارااست که نقش و کارکردهای عقل فعال بدین عقول عرضی واگذار گردیده است. ملاصدرا در حکمت متعالیه با تایید عقول طولی فلسفه مشاء و عقول عرضی فلسفه اشراق، برای عقل فعال، نقش وجودشناختی و معرفتشناختی خاصی قائل شد؛[۲۴] اما ملاصدرا در آثارش گاهی عقل فعال را وجودی جداگانه از نفس بشر می داند و گاهی آن را درجه بهتر و کمال نفس انسانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشمارد.[۲۵]
اورده شده عقل فعال در حکمت اشراق، در سلسله عقول طولی، فروغ و روشنایی نخستین و نور و روشنایی اقرب و در درجه عقول عرضی، رب النوع (خواسته از رب النوعها در حکمت اشراق، عقول عرضی میباشند) بشر میباشد.[۲۶] روحانی اشراق در کتاب «هیاکل النور» مینویسد به عنوان مثال نورهای قاهر (عقل) آن میباشد که نسبتش با ما همانند بابا میباشد و وی ربِّ نوع انسانی میباشد و بخشنده نفسهای ما و مُمعدودِّل بشر میباشد. شارع اورا «روح الامین» و اهل حکمت اورا عقل فعال رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مینامند.[۲۷]
آورده شده با وجود اینکه عقل فعال در حکمت مشاء و متعالیه، به عبارتی جبرئیل و سرچمشه تک تک حقایق و معارف و دلیل خروج نفس از قوه به فعلیت دانسته گردیدهاست، ولی تصویری که از عقل فعال در حکمت متعالیه ارائه گردیده، بدون نقصخیس و خوب از تصویر ارائه گردیده در حکمت مشاء میباشد. از لحاظ ملاصدرا، نفس بشر در تاثیر رها شدن از تعلقات دنیوی، با عقل فعال متحد میشود و عقل فعال رتبهای از مراتب خوب نفس انسانی میگردد و کل حقایق را به طور حضوری (خیر حصولی) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد مشاهده مینماید.[۲۸]
معارضان
آورده شده فیلسوفان و متکلمانی همانند ابوالبرکات بغدادی، امام محمد غزالی و فخرالدین رازی وجود عقل فعال و نقش وی در ساختوساز دانا ماده و نفوس انسانی و افاضه ادراکات به نفس انسانی را انکار کردهاند. غزالی نقش عقل فعال در پدیده وحی را نیز انکار کرده و این نظر را دارد که تنها معبود و فرشتهای خاص در وحی نقش دارا هستند.[۲۹]
دلایل ثابت
یکیاز دلایلی که فلاسفه برای ثابت عقل فعال ارائه کردهاند، این میباشد که نفس انسانی نخست حدوث و پیدایش، بالقوه (یعنی قابلیت و امکان و آمادگی نفس بودن را دارااست؛ البته هنوز وجود فرنگی پیدا نکرده) میباشد و به ندرت از بالقوه بودن به فعلیت می رسد و وجود فرنگی مییابد؛ ازاینرو، می بایست جانور دیگری باشد که آن نفس را از قوه بودن به فعلیت برساند. این مو جود نمیتواند دنیوی باشد؛ چون موجودات دنیوی در ذات خویش دارنده عقل و درک نیستند؛ ازاینرو نمیتوانند به دیگری عقل و ادراک عطا نمایند. پس بایستی این جانور مجرد و غیرمادی باشد که به عبارتی عقل فعال میباشد؛ به این ترتیب عقل فعال، انگیزه فاعلی خروج نفس بشر از قوه بودن به فعلیت آن میباشد.[۳۰]
مرتضی مطهری دلیلی دیگر از ابنسینا نقل کرده که از رویه تقسیم قوای ادراکی به ثابت عقل فعال پرداخته میباشد.[۳۱]
پیشینه
به گفته مرتضی مطهری، پیشینه وجود عقل فعال و رابطه نفس بشر با آن در زمان ژرف اندیشی، به عصر قبل از اسلام بازمیخواهد شد. به حیث وی از گفته مورخان فلسفه اینگونه برمیآید، اولیه هر که عقل فعال را اظهار کرده، اَرَسطُوقْلیس، مدرس اِسْکَندَر اَفْرودیسی و غیر از ارسطوی دارای شهرت، بود. ارسطوقلیس دلیلی[یادداشت ۲] برای ثابت عقل فعال ارائه کرد که فیلسوفان مسلمان این استدلال را پذیرفته و در کتاب ها فلسفی خویش بیان کردند؛ اما دلایل دیگری نیز به آن اضافه کردند.[۲۱] بعضا معتقدند که ارسطو، عقل فعال را تحت عنوان برهان خروج نفس از قوه به فعل و فعلیت یافتن معقولات و مفاهیم بالقوه مطرح کرد.[۲۲] بعضا گفتهاند که اول توشه اسکندر افرودیسی (زنده فی مابین نصفه دوم سده ۲ و استارت سده ۳میلادی )اصطلاح عقل فعال مسجد النبی کوهسنگی مشهد را به شغل موفقیت.[۲۳]
بینشها
درباره تایید یا این که عدم تایید عقل فعال دو عقیده وجود دارااست.
موافقان
هر سه مدرسه فلسفه اسلامی عقل فعال را پذیرفته و از آن گفت و گو کردهاند؛ هرچند اختلافاتی با یکدیگر داراهستند. فیلسوفان مشائی، عقول را مخصوص در عقول دهگانه طولی و عقل فعال را دهمی و واپسین عقل از آن سلسله طولی میدانستند. براساس فلسفه اشراق، افزون بر عقول طولی فراوان، عقول عَرْضی هم وجود دارااست که نقش و کارکردهای عقل فعال بدین عقول عرضی واگذار گردیده است. ملاصدرا در حکمت متعالیه با تایید عقول طولی فلسفه مشاء و عقول عرضی فلسفه اشراق، برای عقل فعال، نقش وجودشناختی و معرفتشناختی خاصی قائل شد؛[۲۴] اما ملاصدرا در آثارش گاهی عقل فعال را وجودی جداگانه از نفس بشر می داند و گاهی آن را درجه بهتر و کمال نفس انسانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشمارد.[۲۵]
اورده شده عقل فعال در حکمت اشراق، در سلسله عقول طولی، فروغ و روشنایی نخستین و نور و روشنایی اقرب و در درجه عقول عرضی، رب النوع (خواسته از رب النوعها در حکمت اشراق، عقول عرضی میباشند) بشر میباشد.[۲۶] روحانی اشراق در کتاب «هیاکل النور» مینویسد به عنوان مثال نورهای قاهر (عقل) آن میباشد که نسبتش با ما همانند بابا میباشد و وی ربِّ نوع انسانی میباشد و بخشنده نفسهای ما و مُمعدودِّل بشر میباشد. شارع اورا «روح الامین» و اهل حکمت اورا عقل فعال رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مینامند.[۲۷]
آورده شده با وجود اینکه عقل فعال در حکمت مشاء و متعالیه، به عبارتی جبرئیل و سرچمشه تک تک حقایق و معارف و دلیل خروج نفس از قوه به فعلیت دانسته گردیدهاست، ولی تصویری که از عقل فعال در حکمت متعالیه ارائه گردیده، بدون نقصخیس و خوب از تصویر ارائه گردیده در حکمت مشاء میباشد. از لحاظ ملاصدرا، نفس بشر در تاثیر رها شدن از تعلقات دنیوی، با عقل فعال متحد میشود و عقل فعال رتبهای از مراتب خوب نفس انسانی میگردد و کل حقایق را به طور حضوری (خیر حصولی) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد مشاهده مینماید.[۲۸]
معارضان
آورده شده فیلسوفان و متکلمانی همانند ابوالبرکات بغدادی، امام محمد غزالی و فخرالدین رازی وجود عقل فعال و نقش وی در ساختوساز دانا ماده و نفوس انسانی و افاضه ادراکات به نفس انسانی را انکار کردهاند. غزالی نقش عقل فعال در پدیده وحی را نیز انکار کرده و این نظر را دارد که تنها معبود و فرشتهای خاص در وحی نقش دارا هستند.[۲۹]
دلایل ثابت
یکیاز دلایلی که فلاسفه برای ثابت عقل فعال ارائه کردهاند، این میباشد که نفس انسانی نخست حدوث و پیدایش، بالقوه (یعنی قابلیت و امکان و آمادگی نفس بودن را دارااست؛ البته هنوز وجود فرنگی پیدا نکرده) میباشد و به ندرت از بالقوه بودن به فعلیت می رسد و وجود فرنگی مییابد؛ ازاینرو، می بایست جانور دیگری باشد که آن نفس را از قوه بودن به فعلیت برساند. این مو جود نمیتواند دنیوی باشد؛ چون موجودات دنیوی در ذات خویش دارنده عقل و درک نیستند؛ ازاینرو نمیتوانند به دیگری عقل و ادراک عطا نمایند. پس بایستی این جانور مجرد و غیرمادی باشد که به عبارتی عقل فعال میباشد؛ به این ترتیب عقل فعال، انگیزه فاعلی خروج نفس بشر از قوه بودن به فعلیت آن میباشد.[۳۰]
مرتضی مطهری دلیلی دیگر از ابنسینا نقل کرده که از رویه تقسیم قوای ادراکی به ثابت عقل فعال پرداخته میباشد.[۳۱]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: نقش فرهنگی، گردشگری و انتقال ارزشهای دینی