معاشطومار
حسین حاج فرجالله دباغ دارای شهرت به عبدالکریم سروش در تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۲۴ش در یک کدام از محله ها جنوبی طهران، دیده به جهان گشود.[۱] سروش قبل از انقلاب بدون چاره به به کار گیری از نام مستعار برای چاپ بعضی کتابهایش شوید تا ساواک برای وی مزاحتمی ساخت نکند. اسم عبدالکریم را خویش تعیین کرد و اسم فرزند بزرگش که سروش بود را تحت عنوان اسمخانوادگی مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگزید.[۲]
سروش در سال دوم متوسطه به مکتب علوی که به مذهبی بودن و عنایت دادن به علم ها نو آوازه داشت،[۳] رفت و تا پایان متوسطه در آنجا ماند.[۴] وی در دانش کده، حرفه داروسازی را خواند و در سال ۱۳۴۷ش خارج ازالتحصیل شد.[۵] سروش در زمان دانشجویی حدود پنج سال در نزد یک روضه خوان که شهید مطهری معرفی کرده بود، فلسفه اسلامی نیز آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواند.[۵]
سروش بعداز نقطه نهایی سربازی در سال ۱۳۴۹ش[۵] 1سال و نیم سرپرست آزمایشگاهی در بوشهر شوید.[۵] آنگاه به طهران رجوع و در آزمایشگاه در اختیار گرفتن دارو درگیر شد.[۵] در همین زمان مسئولان متوسطه علوی به سروش توصیه دادند برای ادامه علم آموزی به آن سوی مرز برود و در غایت شخصی بازاری به اسم حاج ابوالفضل کرد احمدی مجموع هزینههای علم آموزی وی در آن سوی مرز را پرداخت کرد.[۶] سروش در انگلستان کارشناسی ارشد شیمی آنالیتیک خواند و آنگاه به علم آموزی در حرفه فلسفه دانش پرداخت.[۶] وی در انگلستان کتاب مثنوی معنوی و المحجه البیضاء را بسیار پژوهش می کرد و این نظر را دارد این دو، غذایی روحی و معنوی برای وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۷]
با انقلاب اسلامی کشورایران، وی به جمهوری اسلامی ایران رجوع.[۶] بعد از انقلاب مسئولیتهایی را برعهده گرفت که عمدتا علمی و فرهنگی بود.[۸] آغاز در دانش کده تربیت مدرس درگیر به درس دادن شوید.[۹] شهید باهنر در دولت شهید رجایی، سفارش وزارت علم ها را به سروش اعطا کرد که وی نپذیرفت.[۱۰] سروش در دهه هشتاد به خیال و خاطر فشارهای سیاسی و مشکلاتی که در کشور ایران برایش رخداد، از جمهوری اسلامی ایران سفر کرد.[۱۱] وی گاه به دعوت بعضی مرکز ها علمی به کشورایران میآمد ولی از سال ۱۳۸۸ش به سپس دیگر به کشورایران شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشوده نگشت.[۱۲]
سال ۲۰۰۴م سروش یکی صد فیس تأثیرگذار سال از دید خبر نامه Time شوید.[۱۳] همینطور محرک اراسموس در سال ۱۳۸۳ش به سه متفکر مسلمان که در دولت ها مسلمان خدمتی به علم ها انسانی و دستمزد آدم یا این که راجعبه بحران اسلام با مدرنیته رسیدگی کردهاند[۱۴]، وابستگی گرفت که یکیاز آنان عبدالکریم سروش بود.[۱۵] اثرها سروش در پوسته کتابها[۱۶] و مقاله ها[۱۷] به چاپ رسیده میباشد.
انجمن حجتیه
همینطور مشاهده کنید: انجمن حجتیه
متوسطه علوی با انجمن حجتیه رابطه بسیار داشت و اشخاص بخش اعظمی از این مکتب بهاین انجمن پیوستند.[۱۸] سروش نیز در سال ششم متوسطه به انجمن حجتیه پیوست و در جلسات و عملهای آنها کمپانی داشت البته در سال اولیه دانش کده از این انجمن بیرون شد.[۱۸] حضور وی دراین انجمن کمتر از یکسال بود.[۱۹]
ستاد انقلاب فرهنگی
همینطور ملاحظه کنید: انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی
شهید باهنر به سروش توصیه اعطا کرد که اسم اورا برای عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به امام خمینی بدهد و سروش نیز به عهده گرفت. در غایت سروش در خرداد ماه ۱۳۵۹ به حکم امام خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.[۲۰] کسانی که مخالف انقلاب فرهنگی بودند، به خصوص آنانی که از دانش کده اخراج شدند، سروش را از سردمداران این تامل دانسته و معتقدند وی نقش پررنگی درین قضایا داشته میباشد.[۲۱] ولی سروش با این ادعاها مخالف بوده و غرض ستاد انقلاب فرهنگی را خیر بستن کالج بلکه بازگشایی آن می داند.[۲۲]
مناظرههای سال ۱۳۶۰ش
سروش در مناظرههای تلویزیون کشور ایران
در سال ۱۳۶۰ش مناظرههایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. در مناظره ایدئولوژیک، آیت الله مصباح یزدی و پزشک معالج سروش دریک سمت و در طرف دیگر احسان طبری از طرف حزب عده و فرخ نگهدار از اعضای سازمان چریکهای جان نثار اخلاق جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند.[۲۳] این مناظرهها در پنج گردهمایی[۲۳] در فصل بهار سال ۱۳۶۰ش ضبط شد و اولی آن ها در ۹ خرداد ۱۳۶۰ش از کانال اولیه تلویزیون پخش شد.[۲۳] حضور پزشک معالج سروش دراین مناظرهها به سفارش مصباح یزدی بود.[۱۹]
رینگ کیان
همینطور ملاحظه کنید: روزنامه کیهان فرهنگی و رینگ کیان
سروش با خبر نامه کیهان فرهنگی رابطه داشت و مقالاتی برای آن ها مینوشت.[۲۴] سروش بعضی مقاله ها اساسی و چالشی مانند «مقالهها قبض و پیشرفت تئوریک شریعت» را دراین روزنامه به چاپ رساند که مشکلاتی برای سروش و خبرنامه پدید آورد.[۲۴] با بیشتر شدن اشتباهات، فریم مهم کیهان فرهنگی از این روزنامه مستقل گردیده و خبرنامه «کیان» را سازه نهادند.[۲۴] مقاله ها اصلی و چالشی از سروش درین خبر نامه چاپ شد که به عنوان مثال آن ها نوشتهیعلمی «حریت و روحانیت» بود.[۲۵] اشخاص فعال در خبرنامه کیان، به اسم «رینگ کیان» پر اسم و رسم شدند و عبدالکریم سروش برای مثال آن ها بود.[۲۴]
معاشطومار
حسین حاج فرجالله دباغ دارای شهرت به عبدالکریم سروش در تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۲۴ش در یک کدام از محله ها جنوبی طهران، دیده به جهان گشود.[۱] سروش قبل از انقلاب بدون چاره به به کار گیری از نام مستعار برای چاپ بعضی کتابهایش شوید تا ساواک برای وی مزاحتمی ساخت نکند. اسم عبدالکریم را خویش تعیین کرد و اسم فرزند بزرگش که سروش بود را تحت عنوان اسمخانوادگی مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگزید.[۲]
سروش در سال دوم متوسطه به مکتب علوی که به مذهبی بودن و عنایت دادن به علم ها نو آوازه داشت،[۳] رفت و تا پایان متوسطه در آنجا ماند.[۴] وی در دانش کده، حرفه داروسازی را خواند و در سال ۱۳۴۷ش خارج ازالتحصیل شد.[۵] سروش در زمان دانشجویی حدود پنج سال در نزد یک روضه خوان که شهید مطهری معرفی کرده بود، فلسفه اسلامی نیز آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواند.[۵]
سروش بعداز نقطه نهایی سربازی در سال ۱۳۴۹ش[۵] 1سال و نیم سرپرست آزمایشگاهی در بوشهر شوید.[۵] آنگاه به طهران رجوع و در آزمایشگاه در اختیار گرفتن دارو درگیر شد.[۵] در همین زمان مسئولان متوسطه علوی به سروش توصیه دادند برای ادامه علم آموزی به آن سوی مرز برود و در غایت شخصی بازاری به اسم حاج ابوالفضل کرد احمدی مجموع هزینههای علم آموزی وی در آن سوی مرز را پرداخت کرد.[۶] سروش در انگلستان کارشناسی ارشد شیمی آنالیتیک خواند و آنگاه به علم آموزی در حرفه فلسفه دانش پرداخت.[۶] وی در انگلستان کتاب مثنوی معنوی و المحجه البیضاء را بسیار پژوهش می کرد و این نظر را دارد این دو، غذایی روحی و معنوی برای وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.[۷]
با انقلاب اسلامی کشورایران، وی به جمهوری اسلامی ایران رجوع.[۶] بعد از انقلاب مسئولیتهایی را برعهده گرفت که عمدتا علمی و فرهنگی بود.[۸] آغاز در دانش کده تربیت مدرس درگیر به درس دادن شوید.[۹] شهید باهنر در دولت شهید رجایی، سفارش وزارت علم ها را به سروش اعطا کرد که وی نپذیرفت.[۱۰] سروش در دهه هشتاد به خیال و خاطر فشارهای سیاسی و مشکلاتی که در کشور ایران برایش رخداد، از جمهوری اسلامی ایران سفر کرد.[۱۱] وی گاه به دعوت بعضی مرکز ها علمی به کشورایران میآمد ولی از سال ۱۳۸۸ش به سپس دیگر به کشورایران شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشوده نگشت.[۱۲]
سال ۲۰۰۴م سروش یکی صد فیس تأثیرگذار سال از دید خبر نامه Time شوید.[۱۳] همینطور محرک اراسموس در سال ۱۳۸۳ش به سه متفکر مسلمان که در دولت ها مسلمان خدمتی به علم ها انسانی و دستمزد آدم یا این که راجعبه بحران اسلام با مدرنیته رسیدگی کردهاند[۱۴]، وابستگی گرفت که یکیاز آنان عبدالکریم سروش بود.[۱۵] اثرها سروش در پوسته کتابها[۱۶] و مقاله ها[۱۷] به چاپ رسیده میباشد.
انجمن حجتیه
همینطور مشاهده کنید: انجمن حجتیه
متوسطه علوی با انجمن حجتیه رابطه بسیار داشت و اشخاص بخش اعظمی از این مکتب بهاین انجمن پیوستند.[۱۸] سروش نیز در سال ششم متوسطه به انجمن حجتیه پیوست و در جلسات و عملهای آنها کمپانی داشت البته در سال اولیه دانش کده از این انجمن بیرون شد.[۱۸] حضور وی دراین انجمن کمتر از یکسال بود.[۱۹]
ستاد انقلاب فرهنگی
همینطور ملاحظه کنید: انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی
شهید باهنر به سروش توصیه اعطا کرد که اسم اورا برای عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به امام خمینی بدهد و سروش نیز به عهده گرفت. در غایت سروش در خرداد ماه ۱۳۵۹ به حکم امام خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.[۲۰] کسانی که مخالف انقلاب فرهنگی بودند، به خصوص آنانی که از دانش کده اخراج شدند، سروش را از سردمداران این تامل دانسته و معتقدند وی نقش پررنگی درین قضایا داشته میباشد.[۲۱] ولی سروش با این ادعاها مخالف بوده و غرض ستاد انقلاب فرهنگی را خیر بستن کالج بلکه بازگشایی آن می داند.[۲۲]
مناظرههای سال ۱۳۶۰ش
سروش در مناظرههای تلویزیون کشور ایران
در سال ۱۳۶۰ش مناظرههایی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. در مناظره ایدئولوژیک، آیت الله مصباح یزدی و پزشک معالج سروش دریک سمت و در طرف دیگر احسان طبری از طرف حزب عده و فرخ نگهدار از اعضای سازمان چریکهای جان نثار اخلاق جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند.[۲۳] این مناظرهها در پنج گردهمایی[۲۳] در فصل بهار سال ۱۳۶۰ش ضبط شد و اولی آن ها در ۹ خرداد ۱۳۶۰ش از کانال اولیه تلویزیون پخش شد.[۲۳] حضور پزشک معالج سروش دراین مناظرهها به سفارش مصباح یزدی بود.[۱۹]
رینگ کیان
همینطور ملاحظه کنید: روزنامه کیهان فرهنگی و رینگ کیان
سروش با خبر نامه کیهان فرهنگی رابطه داشت و مقالاتی برای آن ها مینوشت.[۲۴] سروش بعضی مقاله ها اساسی و چالشی مانند «مقالهها قبض و پیشرفت تئوریک شریعت» را دراین روزنامه به چاپ رساند که مشکلاتی برای سروش و خبرنامه پدید آورد.[۲۴] با بیشتر شدن اشتباهات، فریم مهم کیهان فرهنگی از این روزنامه مستقل گردیده و خبرنامه «کیان» را سازه نهادند.[۲۴] مقاله ها اصلی و چالشی از سروش درین خبر نامه چاپ شد که به عنوان مثال آن ها نوشتهیعلمی «حریت و روحانیت» بود.[۲۵] اشخاص فعال در خبرنامه کیان، به اسم «رینگ کیان» پر اسم و رسم شدند و عبدالکریم سروش برای مثال آن ها بود.[۲۴]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله