استدلال تعبدی درستی
یکیاز دلایل بایستگی معاد، برهان تعبدی میباشد. زمانی که دانستیم و پذیرفتیم که قرآن سخن خداست، هنگامی پروردگار در قرآن بارها گفته میباشد که معادی می باشد و آدم را محشور مینماید، پس معاد واقع گردد.[۹۷] از حیث محمدتقی مصباح یزدی، حدود دو هزار آیه از قرآن به طور بی واسطه و غیرمستقیم بر وقوع قیامت دلالت داراهستند.[۹۸] به گفته جوادی آملی، زمانی که پروردگار که راستگوترین راستگویان میباشد، از تحقق معاد کلام گفته، یقیناً معاد مسجد النبی کوهسنگی مشهد واقع گردد.[۹۹]
بیان شده اشاعره وقوع معاد را از روش دلایل نقلی یعنی قرآن و سنت ثابت مینمایند، خیر عقل و دلایل عقلی.[۱۰۰]
برهان فطرت
فطرت به معنای آفرینش، سرشت و خمیره و گوهری میباشد که هر موجودی ابتدا خلقتش دارااست.[۱۰۱] نکاتی از این برهان به دست آمده میباشد:
در فطرت آدم، محبت و گرایش به عالم و حیات مستمر و تنفر از فنا و هلاکت قرار داده گردیده است.
هرچه در بنیان و فطرت آدم قرار داده گردیده، حق و درست میباشد و بیهوده وجود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.
رغبت و محبت بشر به جاودانگی و بقا، برهان بر وجود جهانی جاودانه و محفوظ از هلاکت میباشد.
این عالم طبیعی استعداد و قابلیت و امکان بقا و جاودانگی ندارد.
پس چنانچه دنیا دیگری که امکان بقا دارااست وجود نداشته باشد، جاودانطلبی و رغبت بشر به جاودانگی که در فطرت آدم قرار داده گردیده، فسخ و بیهوده خواهد بود.
در دنیا طبیعت فسخ نیست؛ چون عبد خدای حکیم میباشد. پس دنیا و حیات جاودانهای وجود داراست.[۱۰۲]
عامل حکمت
این استدلال شکلبندیهای متفاوتی دارااست.[۱۰۳] یک کدام از تقریرها و شکلبندیهای این استدلال مطابق هدفمندی خلقت آدم و دنیا میباشد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق این تقریر
حیات اخروی نهایت و مقصود از خلقت بشر و عالم میباشد.
درصورتیکه اینگونه جهانی وجود نداشته باشد، حیات آدم و عالم منحصر به فرد در همین زندگانی مادی می گردد و خلقت آدم عبث و فسخ خواهد بود؛ چون این دنیا و پدیدههای آن نابودشدنی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشند.
معبود حکیم و پاک از آن میباشد فعالیت عبث و بیهوده اعمال دهد.
پس می بایست عالم دیگری بعد از این عالم دنیوی باشد تا غرض این زندگانی مادی و خلقت بشر باشد.[۱۰۴]
آیاتی همانند آیه ۱۱۵ سوره مؤمنون، آیه ۲۷ سوره ص و آیه ۳۸ و ۳۹ سوره دخان را اشارهکننده بدین برهان دانستهاند.[۱۰۵]
برهان عدل و داد
این برهان که بر عدل الهی مبتنی میباشد، از این قرار میباشد:
یک کدام از صفات پروردگار عدل و داد میباشد و این عالم برپایه عدل و داد گذارده گردیدهاست.
آدم دراین جهان در تعیین و اجرا شغل های بهتر و بد آزاد و مختار میباشد.
در تاثیر تفویض، تیمای از آدمها توانگری های خویش را در خط مش آفریدگار و نه و گروهی کل توانگری خویش را در راه و روش ارضای شهوات و گناه به عمل می برند.
این جهان گنجایش ندارد تا آدمها فیض جاری ساختن خویش را بهشکل بدون نقص ببینند؛ خیر محرک بدون نقص صالحان ممکن میباشد و خیر مجازات و کیفر بدون نقص بدکاران میسر میباشد.
براین اساس عدل و داد آفریدگار حکم مینماید که دنیاِ عادلانهٔ دیگری بعد از این دنیا دنیوی وجود داشته باشد تا در آن، عدل و داد انجام و اکانت همگان به طور بی نقص تسویه خواهد شد.[۱۰۶] آیه «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِی الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ؛ ﴿یا این که [مگر] اشخاصی را که ایمان آورده و شغل های سزاوار کردهاند مانند مفسدان در زمین قرار میدهیم یا این که پرهیزگاران را با تبهکاران یکسان قرار می دهیم؟»[۱۰۷] و آیه ۲۱ و ۲۲ سوره جاثیه، آیه ۵۸ سوره مؤمن، آیه ۳۵ و ۳۶ سوره خودکار را از نشانهها دلالتکننده بر این عامل شمردهاند.[۱۰۸]
انکار معاد
به حیث آیتالله جوادی آملی، انکار در مسائل عالمبینی و اعتقادی مثلا معاد غالباً برخاسته از عدم آشنایی آن مسائل میباشد. منکران معاد تصور عمیق و دقیقی از معنای معاد نداشتند و عامل و منطق آن ها بعیدشمردن معاد بود. آن ها هیچگاه حتی یک استدلال بر نفی و انکار معاد اقامه نکردند.[۱۰۹]
جهالت، غفلت از اقتدار الهی،[۱۱۰] گرایش بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۱] و تمایل به سلطهگری و اقتدارطلبی[۱۱۲] را برای مثال لوازم انکار معاد شمردهاند. در آیه ۲۴ سوره جاثیه به جهالت،[۱۱۳] در آیه ۳-۵ سوره قیامت به برهان گرایش به بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۴] و در آیه ۳۳ - ۳۸ سوره مؤمنون[۱۱۵] به توانطلبی و سلطهگری اشاره گردیدهاست.
فیلسوفان طبیعتگرا را منکر اصل معاد شمردهاند.[۱۱۶] از طریقه این دسته، آدم عبارت میباشد از جسم دنیوی که به واسطه مرگ بهکلی نابود می گردد. از سوی دیگر، اعاده معدوم محال میباشد. پس اعاده بشر بعداز مرگ، محال خواهد بود.[۱۱۷] اورده شده بعضی همانند جالینوس و پیروانش اصولا معاد تردید داشتند؛[۱۱۸] چون آنها شک وتردید داشتند که نفس انسانی، مزاج دنیوی بدنی میباشد که با مرگ نابود میگردد یا این که جوهری میباشد که بعد از مرگ باقی می ماند.[۱۱۹]
شک ها معاد
شک ها زیادی درباره قابلیت و وقوع معاد از سوی منکران مذکور میباشد که بعضا از آنها عبارتاند از:
شبهه آکل و مأکول
نوشتهیعلمیٔ مهم: شبهه آکل و مأکول
براساس این شبهه، در حالتی که انسانی غذای آدم دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خوردهگردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) بازمیشود یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض خواهد شد، تن یکی آن دو به طور بدون نقص، در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۱۲۰] این شبهه بهاین شکل نیز مطرح گردیده که در حالتی که کافری تن بشر مؤمن را بخورد، در شکل حشر تنهای مادی، مایحتاج می آید شخص مؤمن عذاب گردد و شخص کافر مشوق بگیرد.[۱۲۱]
جوابهای گوناگونی بدین شبهه داده گردیدهاست. برخی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک فی مابین اجزای اساسی و غیر مهم تن معتقدند اجزای مهم تن هر فرد از اولیه تا انتها قدمت باقی میماند و به جزء اساسیِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمی شود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده می شوند.[۱۲۲]ملاصدرا این نظر را دارد که نام و نشان و واقعیت آدم به نفس اوست، خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور میشود مورد نیاز وجود ندارد بهعینه به عبارتی تن مادی باشد که غذای آدم یا این که حیوان دیگری گردیدهاست؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن بهعنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از دید او، آنچه در حشر تنها ما یحتاج میباشد، این میباشد که هرکسی شخص محشور را مشاهده کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۱۲۳]
این شبهه در مسیحیت نیز با تیتر موضوع انسانخواری مطرح بوده و میباشد.[۱۲۴]
استدلال تعبدی درستی
یکیاز دلایل بایستگی معاد، برهان تعبدی میباشد. زمانی که دانستیم و پذیرفتیم که قرآن سخن خداست، هنگامی پروردگار در قرآن بارها گفته میباشد که معادی می باشد و آدم را محشور مینماید، پس معاد واقع گردد.[۹۷] از حیث محمدتقی مصباح یزدی، حدود دو هزار آیه از قرآن به طور بی واسطه و غیرمستقیم بر وقوع قیامت دلالت داراهستند.[۹۸] به گفته جوادی آملی، زمانی که پروردگار که راستگوترین راستگویان میباشد، از تحقق معاد کلام گفته، یقیناً معاد مسجد النبی کوهسنگی مشهد واقع گردد.[۹۹]
بیان شده اشاعره وقوع معاد را از روش دلایل نقلی یعنی قرآن و سنت ثابت مینمایند، خیر عقل و دلایل عقلی.[۱۰۰]
برهان فطرت
فطرت به معنای آفرینش، سرشت و خمیره و گوهری میباشد که هر موجودی ابتدا خلقتش دارااست.[۱۰۱] نکاتی از این برهان به دست آمده میباشد:
در فطرت آدم، محبت و گرایش به عالم و حیات مستمر و تنفر از فنا و هلاکت قرار داده گردیده است.
هرچه در بنیان و فطرت آدم قرار داده گردیده، حق و درست میباشد و بیهوده وجود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ندارد.
رغبت و محبت بشر به جاودانگی و بقا، برهان بر وجود جهانی جاودانه و محفوظ از هلاکت میباشد.
این عالم طبیعی استعداد و قابلیت و امکان بقا و جاودانگی ندارد.
پس چنانچه دنیا دیگری که امکان بقا دارااست وجود نداشته باشد، جاودانطلبی و رغبت بشر به جاودانگی که در فطرت آدم قرار داده گردیده، فسخ و بیهوده خواهد بود.
در دنیا طبیعت فسخ نیست؛ چون عبد خدای حکیم میباشد. پس دنیا و حیات جاودانهای وجود داراست.[۱۰۲]
عامل حکمت
این استدلال شکلبندیهای متفاوتی دارااست.[۱۰۳] یک کدام از تقریرها و شکلبندیهای این استدلال مطابق هدفمندی خلقت آدم و دنیا میباشد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق این تقریر
حیات اخروی نهایت و مقصود از خلقت بشر و عالم میباشد.
درصورتیکه اینگونه جهانی وجود نداشته باشد، حیات آدم و عالم منحصر به فرد در همین زندگانی مادی می گردد و خلقت آدم عبث و فسخ خواهد بود؛ چون این دنیا و پدیدههای آن نابودشدنی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشند.
معبود حکیم و پاک از آن میباشد فعالیت عبث و بیهوده اعمال دهد.
پس می بایست عالم دیگری بعد از این عالم دنیوی باشد تا غرض این زندگانی مادی و خلقت بشر باشد.[۱۰۴]
آیاتی همانند آیه ۱۱۵ سوره مؤمنون، آیه ۲۷ سوره ص و آیه ۳۸ و ۳۹ سوره دخان را اشارهکننده بدین برهان دانستهاند.[۱۰۵]
برهان عدل و داد
این برهان که بر عدل الهی مبتنی میباشد، از این قرار میباشد:
یک کدام از صفات پروردگار عدل و داد میباشد و این عالم برپایه عدل و داد گذارده گردیدهاست.
آدم دراین جهان در تعیین و اجرا شغل های بهتر و بد آزاد و مختار میباشد.
در تاثیر تفویض، تیمای از آدمها توانگری های خویش را در خط مش آفریدگار و نه و گروهی کل توانگری خویش را در راه و روش ارضای شهوات و گناه به عمل می برند.
این جهان گنجایش ندارد تا آدمها فیض جاری ساختن خویش را بهشکل بدون نقص ببینند؛ خیر محرک بدون نقص صالحان ممکن میباشد و خیر مجازات و کیفر بدون نقص بدکاران میسر میباشد.
براین اساس عدل و داد آفریدگار حکم مینماید که دنیاِ عادلانهٔ دیگری بعد از این دنیا دنیوی وجود داشته باشد تا در آن، عدل و داد انجام و اکانت همگان به طور بی نقص تسویه خواهد شد.[۱۰۶] آیه «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِینَ فِی الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ كَالْفُجَّارِ؛ ﴿یا این که [مگر] اشخاصی را که ایمان آورده و شغل های سزاوار کردهاند مانند مفسدان در زمین قرار میدهیم یا این که پرهیزگاران را با تبهکاران یکسان قرار می دهیم؟»[۱۰۷] و آیه ۲۱ و ۲۲ سوره جاثیه، آیه ۵۸ سوره مؤمن، آیه ۳۵ و ۳۶ سوره خودکار را از نشانهها دلالتکننده بر این عامل شمردهاند.[۱۰۸]
انکار معاد
به حیث آیتالله جوادی آملی، انکار در مسائل عالمبینی و اعتقادی مثلا معاد غالباً برخاسته از عدم آشنایی آن مسائل میباشد. منکران معاد تصور عمیق و دقیقی از معنای معاد نداشتند و عامل و منطق آن ها بعیدشمردن معاد بود. آن ها هیچگاه حتی یک استدلال بر نفی و انکار معاد اقامه نکردند.[۱۰۹]
جهالت، غفلت از اقتدار الهی،[۱۱۰] گرایش بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۱] و تمایل به سلطهگری و اقتدارطلبی[۱۱۲] را برای مثال لوازم انکار معاد شمردهاند. در آیه ۲۴ سوره جاثیه به جهالت،[۱۱۳] در آیه ۳-۵ سوره قیامت به برهان گرایش به بیبندوباری و عدم مسئولیت[۱۱۴] و در آیه ۳۳ - ۳۸ سوره مؤمنون[۱۱۵] به توانطلبی و سلطهگری اشاره گردیدهاست.
فیلسوفان طبیعتگرا را منکر اصل معاد شمردهاند.[۱۱۶] از طریقه این دسته، آدم عبارت میباشد از جسم دنیوی که به واسطه مرگ بهکلی نابود می گردد. از سوی دیگر، اعاده معدوم محال میباشد. پس اعاده بشر بعداز مرگ، محال خواهد بود.[۱۱۷] اورده شده بعضی همانند جالینوس و پیروانش اصولا معاد تردید داشتند؛[۱۱۸] چون آنها شک وتردید داشتند که نفس انسانی، مزاج دنیوی بدنی میباشد که با مرگ نابود میگردد یا این که جوهری میباشد که بعد از مرگ باقی می ماند.[۱۱۹]
شک ها معاد
شک ها زیادی درباره قابلیت و وقوع معاد از سوی منکران مذکور میباشد که بعضا از آنها عبارتاند از:
شبهه آکل و مأکول
نوشتهیعلمیٔ مهم: شبهه آکل و مأکول
براساس این شبهه، در حالتی که انسانی غذای آدم دیگر گردد، آیا اجزای مأکول (خوردهگردیده) در معاد، در تن آکِل (شخصی که اجزای تن دیگری را خورده) بازمیشود یا این که در تن مَأْکول (فردی که بدنش خورده گردیده)؟ به هر شکل که فرض خواهد شد، تن یکی آن دو به طور بدون نقص، در روز رستاخیز محشور نخواهد شد.[۱۲۰] این شبهه بهاین شکل نیز مطرح گردیده که در حالتی که کافری تن بشر مؤمن را بخورد، در شکل حشر تنهای مادی، مایحتاج می آید شخص مؤمن عذاب گردد و شخص کافر مشوق بگیرد.[۱۲۱]
جوابهای گوناگونی بدین شبهه داده گردیدهاست. برخی از متکلمان مانند علامه حلی با تفکیک فی مابین اجزای اساسی و غیر مهم تن معتقدند اجزای مهم تن هر فرد از اولیه تا انتها قدمت باقی میماند و به جزء اساسیِ تنِ شخص دیگر تبدیل نمی شود. همین اجزای مهم نیز در معاد بازگردانده می شوند.[۱۲۲]ملاصدرا این نظر را دارد که نام و نشان و واقعیت آدم به نفس اوست، خیر بدنش. به همین جهت، بدنی که در آخرت محشور میشود مورد نیاز وجود ندارد بهعینه به عبارتی تن مادی باشد که غذای آدم یا این که حیوان دیگری گردیدهاست؛ بلکه هر بدنی که نفس بدان وابستگی گیرد، آن تن بهعنیه تن به عبارتی فرد خواهد بود. از دید او، آنچه در حشر تنها ما یحتاج میباشد، این میباشد که هرکسی شخص محشور را مشاهده کرد، بگوید این به عبارتی فرد مادی میباشد و بدنش نیز به عبارتی تن مادی میباشد.[۱۲۳]
این شبهه در مسیحیت نیز با تیتر موضوع انسانخواری مطرح بوده و میباشد.[۱۲۴]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله