loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 23
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:34


سید محمدصادق حسینی شیخ (۱۳۰۵-۱۴۰۱ش) از مراجع پیروی شیعه و معلم درس بیرون فقه و اصول در قم بود. دسته ۴۱ جلدی فقه الصادق به‌تیتر دایرة‌المعارفی از مباحث شرعی شیعه از اثر ها اوست. سید ابوالحسن اصفهانی، سید ابوالقاسم خویی و محمدحسین غروی اصفهانی از استادان وی مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده‌اند.

روضه خوان، درس دادن درس بیرون فقه و اصول را در سال ۱۳۳۰ش شروع کرد. مرجعیت وی بعداز درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی قانونی شد و رساله عملیه او در سال ۱۳۴۰ش منتشر شوید. نظرها سید محمدصادق روضه خوان در مواقعی همانند تاسی از میت، اذن بابا دختر در وصلت و قمه‌زنی، با طریقه دارای اسم و رسم فقیهان شیعه تفاوت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داراست.

شیخ در دهه ۱۳۴۰ش، موضع ها و بیانیه‌هایی علیه حکومت پهلوی در قضایایی مانند: ثبت لایحه کاپیتولاسیون و حمله نظامیان پهلوی به مکتب فیضیه داشت و پیش از انقلاب اسلامی کشور‌ایران به فعالان انقلابی امداد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کرد.

معاش‌طومار
سید محمدصادق حسینی شیخ در تیر ۱۳۰۵ش در قم به‌جهان آمد.[۱] بعداز گذراندن تحصیلات مقدماتی در سال ۱۳۱۵ش به نجف سفر کرد و بعداز علم آموزی، در سال ۱۳۲۹ش به کشور‌ایران رجوع و در حوزه علمیه قم به درس دادن فقه و اصول پرداخت.[۲] گفته می شود که او در ۱۴ سالگی به جايگاه اجتهاد رسیده[۳] و او‌لین عصر درس دادن درس بیرون فقه و اصول وی، سال ۱۳۳۰ش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.[۴]

پدرش سید محمود روضه خوان، مدتی در نجف از شاگردان سید ابوالحسن اصفهانی و میرزای نائینی و در مشهد محصل سید حسین‏ طباطبایی قمی بود.[۵] سید محمود شیخ مثلا اشخاصی بوده که برای ورود عبدالکریم حائری یزدی به قم کارایی کرده و همینطور با سید ابوالقاسم کاشانی در جریان ملی‌شدن نفت همیاری داشت.[۶]

سید محمدصادق روضه خوان در ۲۵ آذر سال ۱۴۰۱ش در قم درگذشت.[۷] مراسم تشییع او در ۲۷ آذر در قم شکل گرفت و بعد از اقامه نماز میت بوسیله روضه خوان مصطفی مصری نماینده تام‌الاختیار سید درست گو شیخ، در مسجد بالاسر بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد.[۸]

اساتید
سید راست گو شیخ در سال ۱۳۵۵ق و در سن ۱۱ سالگی وارد حوزه علمیه نجف شد و در به عبارتی سال، درس بیرون فقه و اصول را استارت می‌نماید.[۹] روحانی کاظم شیرازی، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدعلی کاظمینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین طباطبایی بروجردی از شناخته‌گردیده‌ترین اساتید او بوده‌اند.[۱۰] از اشخاص بخش اعظمی به‌تیتر اساتید سید درستگو روضه خوان مذکور گردیده، البته بیشترین مجال علم آموزی او به‌زمان ۱۵ سال و نزد سید ابوالقاسم خویی بود.[۱۱]

مرجعیت
رساله عملیه سید محمدصادق شیخ بعداز درگذشت آیت‌الله بروجردی، منتشر شد که او‌لین چاپ آن بر اساس موجودی کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران مرتبط با سال ۱۳۴۰ش میباشد.[۱۲] بعضی معتقدند، وی مرجعیتش را زودتر از معاصران خویش اظهار کرد،[۱۳] چون هنگام اعلام مرجعیت، هنوز بخش اعظمی از اساتید وی زنده بودند.[۱۴]

بعضا آراء شرعی
بعضی از آرای سید محمدصادق شیخ با لحاظ مردم مراجع تاسی، تفاوت دارااست به عنوان مثال:

روضه خوان این نظر را دارد با درگذشت یک مرجع تبعیت، مقلدان آن مرجع می بایست به مرجع تبعیت اعلم آن‌مجال مراجعه و در مسائل فقهی از وی تبعیت نمایند و بقا بر تاسی از میت را روا نمی‌داند.[۱۵]
سید راستگو روضه خوان در ارتباط با وصلت دختر باکره، اذن و اجازه بابا را شرط نمی‌داند و این نظر را دارد، دختر بالغه و رشیده قادر است فارغ از اجازه پدرش، وصلت دایم یا این که موقت داشته باشد.[۱۶]
روضه خوان از موافقان قمه‌زنی میباشد و آن را مجاز و پسندیده می داند.[۱۷]
شغل‌های سیاسی

بازدید : 16
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:23


حسن بن محمد بن حسن طوسی (درگذشته پس از ۵۱۱ق/۱۱۱۷م) دارای اسم و رسم به ابوعلی طوسی یا این که موثر ثانی فرزند روضه خوان طوسی، فقید، محدث و یکی‌از مهم ترین رینگ‌های واسطه در سلسله اسانید شیعه مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

نسب و تحصیلات
تاریخ ظریف ولادت و وفات ابوعلی طوسی پر‌نور وجود ندارد، ولی با اعتنا به اینکه وی نزدیک به ۴۵۵ق از روضه خوان طوسی اذن ماجرا اخذ داشته میباشد، می‌اقتدار مجال به دنیا آمدن اورا وسط‌های نصفه نخستین، قرن پنجم هجری قمری تقریب زد.[۱] واپسین اگاهی از حیات او مرتبط با ۵۱۱ق میباشد که عمادالدین طبری در امسال در نجف از وی دریافت حدیث نموده است،[۲] بعضا به‌خیال و خاطر اقامتش در نجف اشرف، به او کنیه «غروی» آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده‌اند.[۳]

اما احتمالاً ابوعلی در ۵۲۰ق زنده نبوده میباشد، چون هبة الله بن نماء که در سال جاری در نجف به علم آموزی اشتغال داشته، با واسطه و با قید «رضی الله عنه»( که معمولاً درباره مردگان بکار می‌رود) از وی داستان نموده است.[۴] به هر روی باتوجه به طبقه رجالی او، گفتۀ صفدی[۵] که وفات او‌را نزدیک به ۵۴۰ق دانسته میباشد و نیز گفته ابن شاکر کُتُبی [۶] که به صراحت اسم او را در وفیات سال نام برده آورده، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خطا میباشد.

ابوعلی که از خاندانی مالک‌اسم برخاسته بود، در مدرسه پدرش روحانی طوسی طلب دانش کرد و در علم ها شرعی به محور‌ای رسید که به او کنیه موثر داده شد و برای تمایز از روحانی اثر گذار، موثر ثانی نیز خوانده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می شد.[۷]

اساتید
پدرش روحانی طوسی: ابوعلی در بغداد و نجف اشرف همراه پدرش بود و همگی تصنیفات او‌را نزدش خوانده میباشد. ابوعلی از راز ارادت، بابا را با عبارت السعید الوالد حافظه میکرد. روحانی الطائفه ضمن اذن‌ای که در سال ۴۵۵ق به پسر و تعدادی بدن دیگر داده، در سال ۴۷۷ق در انتهای کتاب وقف تهذیب الاحکام اذن‌طومار دیگری نیز برای ابوعلی نوشته میباشد.[۸]
ابوعلی غیر از بابا، نزد شیوخی تعدادی از امامیه و غیر وی مانند سلار دیلمی، ابن صقال، ابوطیب طبری، خَلّال و تَنوخی[۹] علم فراگرفت.

سید محسن امین بعد از بیان نام ابوطیب طبری، ضمن و تنوخی میگوید: ما به صحت نمی‌دانیم این سه نفر کیستند و آن ها را از عهد ابن حجر عسقلانی نقل کردیم.[۱۰]

نویسندگان غالباً ابوعلی طوسی را باتقوا، خداپرست، فقیه و ولی ثقه دانسته‌اند و طالبان پیوسته جهت دریافت دانش نزد وی می‌شتافتند.[۱۱]

شاگردان
اشخاص بخش اعظمی نزد طوسی به آموزش علم پرداختند، از آن پاراگراف‌اند:[۱۲]

عمادالدین طبری
ابوالفتوح احمد بن علی رازی
طبرسی صاحب و مالک مجمع البیان
حسین بن احمد بن طحال مقدادی
علی بن شهرآشوب
ابن رُطَبه سوراوی
هبة الله سقطی
الیاس بن هشام حائری
محمد بن محمد نسفی
عبیدالله بن حسن بن بابویه
ابن ادریس حلی
ادب‌الله راوندی
واعظ جرجانی
حسین طحال مقدادی[۱۳]
افضل الدین مهابادی نویسنده کتاب فی الاعراب[۱۴]
آوازه و رده
آنچه سبب ساز شد‌ه‌است که ابوعلی طوسی در میان رجال امامیه بسیار آیتم دقت قرار گیرد، روایاتش از روحانی طوسی و نیز وجود اسم وی در قریب به رخداد اجازات روایی شیعه میباشد. چنانکه از ۳ راوی مهم روحانی طوسی، یعنی ابوالصمصام ذوالفقار بن محل پرستش، ابوالوفا عبدالجبار بن عبدالله رازی و ابوعلی طوسی،[۱۵] با نظری آماری به سلسلۀ اسانید، می‌قدرت اخذ که اسم ابوعلی میباشد که در بیشتر آن‌ها نام برده میباشد.

گفتنی میباشد که روضه خوان طوسی تحت عنوان رینگ‌ای مهم در اسانید امامیه که راه‌های اکثری در داستان اثر ها پیشینیان داشته، آن‌ها را به فرزندش ابوعلی منتقل نموده است. هم اکنون با آنچه دربارۀ ابوعلی گفته شد، نقش وی تحت عنوان رابط فی مابین گذشتگان و آیندگان خویش در اسانید احادیث و اجازات امامیه به خیر و خوبی پر‌نور می گردد.

روحانی مرتضی انصاری (متوفای۱۲۸۰ق) در فرائد الاصول روایتی را که در سلسله مدرک آن شخصی مجهول جای دارد، نقل کرده البته آن را همچون درست دانسته میباشد. مدرس دانا سید محمدجواد فرضی تهرانی می گوید: انگیزه درست بودن این داستان با وجود راوی مجهول این میباشد که آن را روحانی ابوعلی داستان نموده است و وی مردی ثقه میباشد که از غیرمُعتَمَد قصه نمی‌نماید.[۱۶] القابی که پژوهشگران ابوعلی را با آن حافظه کرده‌اند نیز حاکی از مقام والای وی فی مابین وی میباشد. چنان‌که بعضا اورا مفیدالدین یا این که موءثر ثانی [۱۷]خطاب کرده و برخی دیگر کنیه الشیخ الموید و بعضا نیز کنیه مؤتمن به او داده‌اند.[۱۸]

تأثیرگذار در اسانید اجازات و احادیث
ابوعلی نیز به نوبۀ خویش با جابجایی شیوه های یادشده به شاگردانش، به ویژه عمادالدین طبری، ابن رطبۀ سوراوی و الیاس بن هشام، تحت عنوان رینگ‌ای اصلی در سلسله‌های اسانید اجازات و احادیث اجرای نقش نموده است.[۱۹]

ابوعلی یک کدام از مهم ترین مروجان فقه روحانی طوسی میباشد. تفصیل وی بر کتاب النهایة خویش شاهدی حاذق بر این مدعی میباشد.[۲۰] او در جایگاه یک فقید مالک لحاظ، ایده ها و آرائی خاص خویش در فقه داشته میباشد. عهد وجوب استعاذه در خواندن نماز و غیر آن که از فتاوای شاذ به شمار می‌رود، از آرای منسوب به او می باشد.[۲۱]

اثر ها

بازدید : 15
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:32


قرن سیزدهم و چهاردهم قمری

دیدار کمپانی‌کنندگان در «کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از بینش علمای اسلام» با آیت‌الله خامنه‌ای
سید جمال‌الدین اسدآبادی در اوایل سده چهاردهم، قضیه اتحاد اسلام را در مقالاتش در خبرنامه عربی‌لهجه عروة الوثقی، مطرح کرد.[۱۳] با تعطیلی روزنامه عروةالوثقی، این زمینه مدتی مسکوت ماند و با دعوت شاه عبدالحمید دوم، فرمان روا عثمانی (حکومت: ۱۲۹۳–۱۳۲۷ق/ ۱۸۷۶–۱۹۰۹م)، از سید جمال‌الدین، برای عمل در روش تحقق اتحاد اسلامی، مجدد مطرح شد؛ هر یکسری که به منجر بروز مخالفت‌ها و نامفهوم بودن اغراض پاد شاه عبدالحمید، این فرمان تحقق مسجد النبی کوهسنگی مشهد نیافت.[۱۴]

با تشکیل دارالتقریب فی مابین المذاهب الاسلامیة در مصر و صورت‌گیری نظام کشور ایران، تخمین مذهبها به طور بدون شوخی‌خیس مطرح شد. در بهمن ۱۳۷۱ش/ فوریه ۱۹۹۳، بنیاد پژوهش ها علمی اسلامی در استانبول محفلی علمی (سمپوزیوم) برگزار کرد که در آن پژوهشگران شیعه و سنی کمپانی داشتند. اورده شده این مبادرت تأثیر متعددی در شناساندن رخ علمی و درست تشیع آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشت.[۱۵]

نهادها و مرکزها تقریبی
جمعیت تخمین میان ادیان
اولیه جمعیت تخمین میان ادیان در سال ۱۳۰۳ق تشکیل شد.[۱۶] بعداز تعطیل شدن خبرنامه عروة‌الوثقی، محمد عبده، از عالمان اهل‌سنت مصر، به بیروت رفت و با همیاری عده ای زیرا ابوتراب ساوجی (خادم سیدجمال‌الدین اسدآبادی) و میرزا محمدباقر بواناتی (ترجمه کننده انگلیسی عروة الوثقی)، «جمعیة التقریب فی مابین اهل الاسلام و اهل الکتاب» را تأسیس کرد که بعد ها اشخاصی از جمهوری اسلامی ایران، عثمانی، انگلیس و هندوستان به آن پیوستند.[۱۷] با این هم اکنون مقطع شغل این جمعیت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کوتاه بود.[۱۸]

دارالتقریب دربین المذاهب الاسلامیة
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: دارالتقریب میان المذاهب الاسلامیة
نهادی میباشد که در سال ۱۹۴۷م با همت محمدتقی قمی (۱۲۸۹–۱۳۶۹ش) و همیاری تنی چند از علمای الازهر در قاهره فعال سازی شد.[۱۹] و به محل جلسه عالمان و روحانیان شیعه و سنی تبدیل شد؛ افرادی همانند محمدعلی علوبه پاشا که بعداً به سر گروهی دارالتقریب برگزیده شد، روحانی عبدالمجید سلیم، مدیریت هیئت فتوای کالج الازهر، حاج امین حسینی، مفتی اعظم فلسطین، روحانی محمد عبداللطیف، مفتی وزارت اوقاف، روضه خوان محمد عبدالفتاح عنانی، مدیر مذهب مالکی، روضه خوان محمود شَلْتوت، عضو هیئت کبار العلمای حنفی، حسن البَنّا، رهبر جمعیت اخوان المسلمین و حکم دهنده محمد بن عبدالله امری، نماینده زیدیه یمن از اعضای این راس بودند.[۲۰] بعد ها روحانی محمدحسین کشف کننده‌الغطاء و سید هبةالدین شهرستانی و سید عبدالحسین شرف‌الدین، از علمای شیعه نیز به دارالتقریب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد پیوستند.[۲۱]

انتشار مقاله ها و کتاب ها، برای آرم دادن صورت‌ای درست از مذهب شیعه،[۲۲] چاپ و تکثیر بعضی از منابع اصلی اسلامی و شیعی،[۲۳] درس دادن فقه شیعه در کالج الازهر در کنار بقیه مذهبها فقاهتی و تغییر و تحول برخی مقررات مصر طبق مذهب شیعه[۲۴] از اقدامات دارالتقریب بود.

مجمع تخمین میان مذهب‌ها اسلامی
نوشته ی علمیٔ اساسی: مجمع جهانی تخمین مذهب ها اسلامی
مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها اسلامی در ۱۳۶۹ ش، به امر آیت الله سیدعلی خامنه‌ای «مجمع تخمین فی مابین مذهبها اسلامی» بوجود آمد. این مجمع ذمه ‌دار سعی‌های تقریبی در دنیا اسلام میباشد و کلیه ساله با کمپانی اندیشمندان اسلامی، در کشور‌ایران یا این که دیگر کشورهای اسلامی همایش‌های وحدت برگزار می‌نماید. خبرنامه رسالة التقریب (به لهجه عربی، چاپ طهران)، ترجمان (ارگان) مجمع تخمین، از ۱۳۷۱ش کار خویش را به مراد تولید روح وحدت اسلامی دربین ملل مسلمان استارت و اثر ها اندیشمندان اسلامی را منتشر کرده‌میباشد.[۲۵] خبرگزاری تخمین هم یکی مقر‌های خبری متعلق بدین مجمع میباشد.[۲۶]

مورد‌ها و سختی ها

کتاب آیت‌الله بروجردی جلد نخستین دسته طلایه‌داران تخمین
برای تخمین مسئله‌هایی مذکور میباشد مثلا:

جلوگیری از توهین به مقدسات مذهبها دیگر
دوری از تکفیر رهروان مذهبها دیگر
عملکرد حول مشترکات مذهب‌ها همانند اعتقادوباور به توحید، نبوت، معاد، نماز، روزه، قبله و قرآن.
نقش بروجردی در تقر یب مذهب ها اسلامی:
یک کدام از مزایای معظم له اعتنا و عشق فراوانی بود که به مسأله وحدت اسلام و حسن تفاهم و تخمین مذهب‌ها اسلامیه داشت، این مرد زیرا به تاریخ اسلام و مذهبها اسلامی آشنا بود، می‌دانست که سیاست حکّامِ قبلی در تفرقه و دامن زدن حریق اختلاف چه اندازه تأثیر داشته میباشد و هم اعتنا داشت که در بعد از ظهر حاضر نیز سیاست‌های استعماری از این تفرقه حداکثر به کار گیری را می‌نمایند و بلکه آن را دامن میزنند و هم دقت داشت که هجران شیعه از دیگر فِرَق باعث گردیده‌است که آنها شیعه را نشناسند و درباره آنها تصوراتی به دور از واقعیت بنمایند.بدین جهات بسیار عشق و علاقه‌مند بود که حسن تفاهمی در میان شیعه و سنی برقرار خواهد شد که از طرفی وحدت اسلامی که مراد تعالی این آیین مقدس میباشد، تأمین خواهد شد و از طرف دیگر شیعه و فقه شیعه و معارف شیعه آن طور که می‌باشد به جامعه تسنن که اکثریت مسلمان ها را تشکیل میدهند معرفی خواهد شد.

*منبع:مرتضی مطهری، شش نوشته‌ی علمی، ص۵۰

همینطور جهالت، تعصب و کارشکنی معاندان از مانع ها تخمین مذکور میباشد.[۲۷] به گفته آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران، معاندان اسلام در صدد ساخت اختلاف فی مابین شیعه و سنی می باشند وی از شیعیانی که به اختلافات دامن می زنند و با وحدت اسلامی مخالفت می‌نمایند به شیعه انگلیسی و از این تیم از اهل‌سنت به اسلام آمریکایی تعبیر و تفسیر نموده است.[۲۸]

بازدید : 13
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:03


سعید بن هبةالله راوندی کاشانی دارای اسم و رسم به قطب راوندی (درگذشت: ۵۷۳ق) محدث، مفسر، متکلم، دانا و مورخ شیعه در قرن ششم هجری و از شاگردان طبرسی صاحب و مالک تعبیر مجمع البیان میباشد. وی از کهن‌ترین گستردن‌نویسان بر نهج البلاغه و اولیه فقید شیعه میباشد که کتابی در نشانه‌ها الاحکام بر طبق ابواب دینی نگاشته میباشد. راوندی کارایی نموده است منزلت دلیل به قرآن را در فقه شیعه تقویت نماید و هر تعدادی به نظر دینی زیر تأثیر روضه خوان طوسی و سید مرتضی میباشد اما اورا شرعی با پندار‌ای جداگانه دانسته‌اند. راوندی تالیف کننده‌ای پرکار میباشد اما اکثری از اثر ها وی از فی مابین رفته میباشد. دارای اسم و رسم‌ترین اثرها او کتاب الخرائج و الجرائح، فقه القرآن و منهاج البراعه میباشند. ابن شهرآشوب مازندرانی و منتجب‌الدین رازی مشهورترین شاگردان وی می باشند. مرقد وی در قم و در صحن تبارک مقبره حضرت معصومه(س) مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

رده و التفات
قطب‌الدین راوندی، عالم، حدیث‌شناس، مفسر و متکلم شیعه میباشد. عبدالحسین امینی او‌را از پیشوایان علمای شیعه، یک کدام از اساتید فقه و حدیث و از نوابغ و رجال دانش و متانت دانسته میباشد.[۱] مالک روضات الجنات او‌را عالم، شخصی شاخص و موثق تعریف می‌نماید، [۲] و افندی اصفهانی نیز او‌را فردی فاضل، دانا، متبحر، دانا، محدث، متکلم، آشنای به خبرها و روایات و شعر سرا معرفی نموده است.[۳] چنان که روحانی عباس قمی او را از تبارک‌ترین محدثان شیعه می داند.[۴] و ابن‌حجر عسقلانی ازعالمان اهل سنت از وی با تیتر فاضل و مالک تصنیف در جمیع علم ها تعبیروتفسیر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.[۵]

راوندی دربین علمای شیعه، نگارنده اولیه کتاب آیه ها الاحکام با ترتیب ابواب فقاهتی به اسم فقه القرآن میباشد.[۶] کتاب وی مسئله‌ساز کتابت کتاب‌های آیه ها الاحکام در میان فقهای شیعه گردیده‌است.[۷] هم‌اینگونه یکی‌از دارای اسم و رسم‌ترین کتاب‌ها در موضوع معجزات امامان به اسم الخرائج و الجرائح تاثیر اوست. وی هم‌اینگونه جزو اولیه شارحان نهج البلاغه میباشد به سیرتکامل‌ای که ابن‌ابی‌الحدید شارح نهج‌البلاغه تفصیل او‌را کهن‌ترین تفصیل بر نهج‌البلاغه دانسته‌ میباشد. [۸] هر یکسری عبدالعزیز طباطبایی تراث‌پژوه سرشناس این مدعی را خطا بررسی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌ میباشد.[۹]

آرای دینی راوندی گزینه دقت فقیهان بعداز وی قرار گرفته میباشد.[۱۰] به گفته گریوانی تفحص‌گر اثرها دینی، ابن‌ادریس،‌ متفحص حلی،‌ علامه حلی، فاضل آبی‌رنگ و شهید اولیه آراء او‌را نقل و انتقاد کرده‌اند.[۱۱] متفحص کرکی کتاب وی، فقه القرآن را تحت عنوان منبعی برای طریق اجتهاد از قرآن معرفی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.[۱۲]

معاش‌طومار
اسم بی نقص قطب راوندی سعید بن عبدالله بن حسین بن هبةالله راوندی کاشانی میباشد و قطب‌الدین کنیه اوست. سال ولادت وی مشخص و معلوم وجود ندارد و در راوند، مجاورت کاشان به‌عالم آمد.[۱۳] افندی اصفهانی می گوید: اسم او بیشتر با انتساب به جدش یعنی «‌سعید بن هبة الله‌» شناخته میشود.[۱۴] لقب قطب راوندی، ابوالحسن و ابوالحسین گزارش شد‌ه‌است.[۱۵] وی تحصیلات ابتدایی را در راوند نزد بابا و پدربزرگ خود سپری کرد و بعد از آن راهی قم شد. طبق گفته افندی اصفهانی او روایاتی را از بزرگان حدیث در اصفهان، خراسان و همدان شنیده و نقل نموده است.[۱۶]
قطب الدین راوندی در ۱۴ شوال[۱۷] سال ۵۷۳ هجری قمری در قم دار فانی را وداع گفت و مجاورت بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد.[یادداشت ۱][۱۸] [یادداشت ۲]
سه فرزند قطب‌الدین که علم آموزی علم ها فقهی کردند به اسم‌های علی، حسین و محمد، صاحب و مالک کتاب عجالة المعرفة بودند.[۱۹]علامه امینی در کتاب شهدا الفضیله حسن بن سعید راوندی را تحت عنوان یک کدام از فرزندان قطب راوندی در شهدای قرن ششم هجری قمری ذکر شده میباشد. [۲۰]

مشایخ و اساتید
محمدباقر خوانساری در کتاب روضات الجنات، استادان قطب راوندی را ذکر شده میباشد:[۲۱]

فضل و ادب بن حسن طبرسی مالک مجمع البیان
عمادالدین طبری صاحب و مالک بشارة المصطفی
صفی الدین مرتضی بن داعی رازی مالک تبصرة العوام
روضه خوان ابوجعفر محمد بن علی حلبی
محمد بن حسن، بابا خواجه نصیرالدین طوسی
محمد بن اسماعیل مشهدی
محمد بن علی تمیمی نیشابوری
عبدالرحیم بن احمد شیبانی
ابونصر الغازی
ذوالفقار بن محمد بن محل عبادت حسینی
ابوجعفر بن کمیح.[۲۲]
شاگردان
در برخی کتاب ها گستردن‌حالا‌نگاری، اسم شاگردان قطب راوندی آمده میباشد:

سه فرزند قطب راوندی؛ حسین، محمد و علی
احمد بن علی بن عبدالجبار طوسی
جمال‌الدین بن علی بن عبدالجبار طوسی
علی بن محمد مدائنی
عزالدین محمد بن حسن علوی بغدادی
محمد بن عبد و بنده الحمید بن محمود دعوی‌دار
ابن‌شهر آشوب مازندرانی.
منتجب‌الدین رازی.[۲۳]
تألیفات
نوشته‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها قطب‌الدین راوندی
پاکتچی راوندی را مؤلفی پرنویس تعریف نموده است که در منطقههای متعدد دانشی خودکار زده میباشد.[۲۴] اثر ها قطب راوندی در حدود ۶۰ کتاب و رساله گزارش شد‌ه‌است. بین تألیفات راوندی، کتاب الخرائج و الجرائح، مشهورترین تاثیر اوست که در ذکر معجزات رسول(ص) و امامان شیعه میباشد. [۲۵] او شرحی هم بر کتاب نهج‌البلاغه دارااست که منهاج البراعة فی تفصیل نهج البلاغه اسم دارااست.[۲۶]

تامل‌ها
به گفته احمد پاکتچی تفحص‌گر علم ها فقاهتی، با آنکه راوندی در روزگاری می‌زیست که اکثر فقیهان ذیل تأثیر روحانی طوسی و سید مرتضی بودند البته وی در پندار شرعی مکتبی جداگانه داراست. [۲۷] چنان‌که وی اولیه عالمی میباشد[۲۸] که دستگاه چهار‌گانه مرکب از کتاب، سنت، عقل و اجماع را بین شیعه ها مطرح نموده است،[۲۹]. با این درحال حاضر با تألیف کتاب فقه القرآن کارایی نموده است که حجیت ظاهر قرآن را در فقه تقویت نماید[۳۰]

راوندی هم‌اینگونه به خواندن‌های متعدد قرآن اعتنا کرده و اعتقاد دارد در شرایطی‌که یک آیه دو تلاوت درست داشته باشد، در حکم دو آیه میباشد و هر دو حجت‌اند.[۳۱] سازه به تفحص پاکتچی، راوندی در موردها متفاوت نماد داده میباشد که عمومات کتاب را نمی‌قدرت آگاه واحد اختصاص زد.[۳۲] وی هم‌اینگونه این نظر را دارد که احکام ادیان قبل از اسلام چنانچه دانش به نسخه ها آنان نداشته باشیم هم‌چنان معتبرند،[۳۳] و به همین استدلال در ادله‌های خویش به آیه ها قرآن گاه به آیاتی که ضمنا روایت‌های انبیاء میباشند نیز استناد نموده است.[۳۴]

قطب راوندی در اثر ها خویش به فقه مقارن اعتنا داشته میباشد و آراء اکثری را از عالمان اهل سنت نقل نموده است.[۳۵] هر یک سری درین نقل‌ها بیشتر متکی به اثرها روحانی طوسی بوده میباشد.[۳۶] وی بر بایستگی به کارگیری از عقل در منزلت ادراک نصوص تأکید می‌نماید و دامنه کاربرد آن را توسعه میدهد و حتی بعضا فقیهان را به سبب ساز اکتفا به دلایل نقلی انتقاد نموده است.[۳۷] و نیز گاه با توکل بر حکمت تشریع حکمی را استنباط نموده است.[۳۸]

اثرها درباره قطب راوندی
در سال ۱۳۹۶ خورشیدی کنگره بزرگداشت قطب راوندی در راوند کاشان برگزار شد. [۳۹]
درباره قطب مقاله‌ها و کتاب‌ها و نقطه پایان‌طومار‌هایی نگاشته شد‌ه‌است. برخی از اثر ها با محوریت کتاب‌های قطب منتشر گردیده‌است. همچون:

نوشته‌ی علمی «فقه القرآن راوندی» نوشته خلیل گریوانی در فصلنامه فقه اهل بیت.
کتاب «طریق‌شناسی تفصیل منهاج البراعه قطب‌الدین راوندی و اثر آن بر شروح پسین نهج‌البلاغه» نوشته سید حمید موسوی. [۴۰]
اثراتی نیز با مبنا قرار دادن شخصیت و آراء راوندی نگاشته گردیده است. مثلا:

نقطه پایان‌طومار دکتری با تیتر «طرز قطب‌الدین راوندی در تعبیر و فقه الحدیث». نوشته امین خوش‌اخلاق [۴۱]
نقطه پایان‌طومار «تحقیق و ارزیابی نقدهای ابن‌ابی‌الحدید به قطب راوندی در تفصیل نهج‌البلاغه» [۴۲]

بازدید : 10
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:44


طرح عقیده ولایت عالم
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال جمهوری اسلامی ایران بوسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مملکت، عقیده ولایت عالم را مطرح کرد.[۸۴] بیان شده وی او‌لین فردی بود که ولایت عالم را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع اظهار‌کرد.[۸۵] دربار پادشاه، علمای تراز اولیه طهران را دعوت کرد و در حضور سلطان، نظرها فقاهتی در این مورد ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب تفویض پادشاه و شاهزادگان مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.

[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید نگرش اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ البته نشست با مخالفت یکی‌از علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] اورده شده فتحعلی‌پاد شاه برای دوری و رویا رویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] ولی بعداز مدتی با پادرمیانی جعفر کشف کننده‌الغطاء نزد فتحعلی‌سلطان، با برگشت آن‌ها به جمهوری اسلامی ایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بخشید.[۹۰]


صفحه های نهایی کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم گستردن داده گردیده است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کشور ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعد از ظهر خود را غیرشرعی و از دولت‌های ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها مرزوبوم به وسیله حکومت شد.[۹۱]

کار‌های اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی عمل‌های فراوانی در قضیه‌های گوناگون اجتماعی داشت که بعضا از آن ها عبارتند از:

پیکار با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، عکس العمل تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این روایت از رویدادها اصلی تاریخ کشور ایران و تشیع در بعدازظهر قاجار محسوب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.[۹۲]

روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در هجرت خویش به کشور‌ایران در سال ۱۲۴۰ق، آیتم استقبال عموم شهرهای متعدد قرار گرفت. اورده شده با مطرح شدن ذهن ها و عقاید انحرافی وی در مجامع فقاهتی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست توده‌ای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتیجه ها آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به پیروی از برغانی، حکم به شرک احسایی نمودند.[۹۴]

فتوای مجتهد برغانی به‌سرعت در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و باعث طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر کشور ایران را به اراده مسافرت حج شکاف کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] نقل شده تا بعد از ظهر حاضر شیعه‌ها امامی در کشور ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتی‌در محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کرده‌اند.[۹۸]

او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نزاع خویش خاطر نشان کرد و با فتوای خویش آنها‌را گم راه معرفی کرده و حکم به بی دینی آنان اعطا کرد.[۹۹] آورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اعمال کرد.[۱۰۰]

برغانی از صوفیه زمانه خویش نیز به شدت عیب گیری می کرد که‌این زمینه باعث آزرده خیال شدن حاج میرزا آقاسی،‌ صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از جمهوری اسلامی ایران برآمد.[۱۰۱]

کمپانی در نزاع با شوروی
محمدتقی برغانی به همدم سید محمد مجاهد و علمای دیگر در مبارزه کشور ایران و شوروی[۱۰۲] در میان سال‌های ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین دستور منجر شد تا اورا از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یکی‌از کتاب‌های خویش برای برد ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در مشت گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]

مدیر حوزه علمیه قزوین

مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی مدیر حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به یقین بعضا پژوهشگران، حوزه علمیه قزوین با کارایی وی به رویش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در عالم تشیع[۱۰۷] و همینطور پیکار با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمده‌ای در انتشار تمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمال‌الدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری قبیله برغانی برشمرده‌اند.[۱۱۰]

تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در حین حضور در عراق، مسجدی در کربلا ایجاد کرد و به امام جماعت و موعظه عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعداز شهادتش به مسجد شهید ثالث مشهور شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعداز شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]

بازدید : 17
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:27


حادثه ها اساسی زمانه هارون
هارون هم‌بعد از ظهر با امام کاظم(ع) بود و امر به قتل وی نیز بخشید.[۱۷] همینطور قیام‌های شیعی و غیرشیعی علیه هارون صورت گرفت و حکومت به توسعه و گسترش‌های اقتصادی و علمی دست مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.

زندانی شدن امام کاظم(ع)
۱۳ سال از زمان امامت امام کاظم(ع)، در زمان خلافت هارون گذشت.[۱۸] نقل می‌نمایند، هارون در اوایل حکومت خویش چندان سختگیری اعمال نمی‌بخشید؛ اما معدود‌نادر برخوردهای وی با موسی بن جعفر تغییر تحول کرد.[۱۹] درباره زندانی شدن امام به‌دست هارون آورده‌اند که هارون برای نگهداری حکومت از طرفی و سخنانی که امام در مخالفت با وی می‌زد، موسی بن جعفر را زندانی کرد.[۲۰] نقل می‌نمایند، هارون دو سکو امام را زندانی کرد که جايگاه اولیه پس از مدتی آزاد شد و سکو دوم آن از سال ۱۷۹ تا ۱۸۳ق؛ به دوران چهار سال زمان برد.[۲۱] در غایت امام کاظم(ع) به‌فرمان هارون به شهیدشدن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسید.[۲۲]

نهضت ترجمه
مطابق منابع تاریخی، هارون برای توسعه و گسترش علم ها و ترجمه اثر ها بیگانه بسیار عملکرد کرد و در طی حکومتش کتاب‌های اکثری به لهجه عربی ترجمه شد.[۲۳] وی با یاری وزیرش یحیی ین خالد،‌ به مترجمان اثر ها یونانی یاری می کرد. هارون عده ای را به امپراطوری روم ارسال کرد تا ورژن‌های خطی یونانی را خریداری نمایند و از این شیوه بسیار ورژن‌های با ارزش خطی وارد بغداد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲۴]

آورده شده، درین عصر، توکل اساسی بر ترجمه اثرها در علم ها گوناگون از لهجه‌های سریانی، فارسی و هندی به عربی بوده میباشد. یحیی ‌بن خالد برمکی، وزیر هارون برای بدست‌آوردن مترجمانی قابل، عملکرد بخش اعظمی کرد. در طی هارون، کتابخانه شهرهایی که بعداز نبرد به دست مسلمانها می‌به زمین خورد، تمامی به بغداد منتقل می شد. اول اثر ها علم ها یونانی، به عنوان مثال کتاب‌های اصول هندسه اُقلیدس و کتاب تیم مقاله‌ها ریاضی به اسم مِجَسطی نوشته بَطلَمیوس به عربی ترجمه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲۵]

روایت بازگرداندن فدک
در منابع تاریخی و حدیثی آورده‌اند، روزی هارون به موسی بن جعفر گفت، که حاضر میباشد فدک را بازگرداند. البته امام به هارون گفته میباشد چنانچه حدود فدک را معلوم نماید، هارون آن را نخواهد داد. نقل می‌نمایند، امام یک حد را از عدن تا سمرقند، حد دیگر آفریقا و حد چهارم را سیف البحر مشخص و معلوم می‌نماید. برخی گفتند این سخنان اشاره به مشاجره جانشینی نبی و جریان سقیفه داشته میباشد. هارون با اندوه به امام اظهار‌کرد: چیزی برای ما باقی نگذاشتی از مجلس ما خارج برو. امام به وی فرمود اینجانب گفته بودم گه در حالتی که حدود فدک را گزینش کنم به ما نخواهی بخشید.هارون بعد از این داستان قصد به کشتن امام گرفت. [۲۶][یادداشت ۲]

برکناری برمکی‌ها
سقوط برمکیان یکی‌از دیگر از حادثه ها اصلی زمان خلافت هارون الرشید میباشد. یکی شخصیت‌های اساسی این قوم یحیی بن خالد بود. وی در حین خلافت مهدی آموزگار هارون شد و بعد ها با روی فعالیت داخل شدن هارون، در دربار هارون اقتدار و نفوذ بالایی به دست آورد.[۲۷] نقل می‌نمایند، توان و گنج پهناور آل برمک سبب شد دور و بری ها هارون، او‌را نسبت بدین خانواده بدگمان نمایند و عاقبت فرمان دهد، این بستگان و وابستگان آنان‌را بازداشت و به قتل رسانند.[۲۸] مسعودی می گوید بعداز برمکیان، امور مختل شد و بی‌تدبیری و سوء سیاست‌ هارون معین شد.[۲۹] بعد ها هارون نیز از براندازی این فامیل اظهار تأسف کرد.[۳۰]

بازدید : 12
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:27


پیش از اسلام

مسیر سفر سلمان فارسی
محل و فرصت ولادت
برخی از پژوهشگران، انتساب سلمان فارسی به حیطه جِی اصفهان را معتبرتر چک کرده‌اند[۲۶] و شواهدی (مثل رجوع و برگشت سلمان به آنجا بعداز فتح اصفهان به دست مسلمانها و ایجاد کرد مسجد در آنجا) بر آن دلالت داراست.[۲۷] با این درحال حاضر، شهر‌های دیگری زیرا کازرون[۲۸] (شیراز)،[۲۹] و یا این که رامهرمز تحت عنوان محل به دنیا آمدن وی مذکور میباشد.[۳۰] در تاریخ میلاد وی نیز حادثه نظری نیست؛ عطاءالله مهاجرانی، از نویسندگان شیعه، بر این یقین میباشد که وی دربین سال‌های ۵۲۰ تا ۵۷۰ میلادی به جهان آمده میباشد.[۳۱] با این درحال حاضر در گزارش‌هایی دوران قدمت وی ۲۵۰ تا ۳۵۰ سال ذکر شده است، که فرصت تولد او‌را سال‌هایی دورتر آرم مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدهد.[۳۲]

دین و مذهب قبل
روحانی صدوق، از محدثان شیعه، بر این یقین میباشد که سلمان فارسی هیچگاه به غیر آفریدگار مانند سجده نکرد البته زیرا قبله‌ای که رو به آن برای خدا مأمور به سجده بود به طرف شرق و محل طلوع خورشید بود بابا و مادرش می پنداشتند که وی برای خورشید و محلی که خورشید از آن طلوع می نماید سجده می نماید.[۳۳] همینطور مبنی بر روایتی از امام علی(ع) در صورتیکه چه سلمان مجبور بود به مشرک بودن خویش وانمود نماید، ولی هیچگاه زرتشت نبوده میباشد.[۳۴] در حدیثی از فرستاده(ص) بر روحیه واقعیت‌جویی سلمان تأکید گردیده است.[۳۵] اگرچه در مصادری اورا از رهروان آئین زرتشت معرفی کرده‌اند که بر پر‌نور نگه‌داشتن حریق مواظبت داشته،[۳۶] البته بر طبق مستنداتی دیگر او در به عبارتی مجال نیز آیین زرتشت را درست نمی‌دانسته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۳۷]

سازه به نقل از خطیب بغدادی، مورخ سده پنجم هجری قمری، سلمان فارسی به دلیل عشق شدید پدرش، مانند دختران جوان در منزل محبوس گردیده بود و به همین استدلال با ادیان دیگر شناخت نداشت.[۳۸] روزی که پدرش او‌را به طغیان از کارگرانش مأمور تشکیل داد، از منزل بیرون شد و به یک کدام از کلیساهای مسیحیان واکنش کرد.[۳۹] وی با دیدن عبادت مسیحیان به آئین آن‌ها عشق‌مند شد و از منزل گریز کرد.[۴۰] سلمان فارسی به شام، راءس مسیحیان، مهاجرت کرد و نزد اسقف آنجا به یاددادن و عبادت پرداخت.[۴۱] سلمان زمان‌ها در شام ماند و آن‌گاه به موصل و سپس به نَصیبِین و در غایت به عَمُوریّه مسافرت کرد و سال‌های اکثری را در کلیسای آن شهرها، نزد راهبان آنجا به عبادت گذرانید تا آنکه اسقف عموریه او‌را به ظهور پیامبری در حجاز بشارت اعطا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۴۲]

روضه خوان صدوق هجرت سلمان را به سیرتکامل‌ای دیگر گزارش نموده است. بر پایه ی گزارش وی، سلمان فارسی در کلیسای شهر خویش شنید که مسیحیان به یگانگی آفریدگار و نبوت عیسی(ع) و محمد(ص) شهید شدن می دهند.[۴۳] با شنیدن اسم رسول(ص) محبت وی وجود سلمان را سرشار کرد و به دلیل شناخت با او، به تقلید از آن آیین بر‌آمد و به انطاکیه و بعد به اسکندریه هجرت کرد تا آنکه به میلاد نبی(ص) بشارت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده شد.[۴۴]

ماجرای اسلام‌آوردن
سلمان در سال نخستین هجری و به روایتی در ماه جمادی‌ الاولی اسلام آورد.[۴۵] وی از واپسین راهبی که با وی همراهی داشت، شنیده بود که علامت‌های رسول(ص) سه چیز میباشد: ۱- صدقه نمی خورد ۲- کادو را می‌پذیرد ۳- دربین دو کتفش خاتم نبوت وجود دارااست.[۴۶] او هم پا با کاروانی به سمت مرز و بوم عرب جنبش کرد، البته اهل کاروان در وادی القری به سلمان ظلم کرده، با تصاحب اموالش، او‌را تحت عنوان برده به شخصی یهودی فروختند.[۴۷] آن یهودی نیز سلمان را به یهودی دیگری از بنی‌قریظه فروخت و سلمان با وی به مدینه رفت و در نخلستانش به شغل دریافت شد.[۴۸]

بعداز مهاجرت نبی(ص) به مدینه و توقف در مسجد قبا، سلمان از قدوم وی باخبر شد و برای استحضار از صدق ادعای نبوت او، یه خرده رطب نزدش موفقیت تا آن را تحت عنوان صدقه به وی و یارانش دهد، البته رسول از تناول کردن آن امتناع کرد.[۴۹] سلمان با دیدن یکی آیات، توشه دیگر سرویس نبی(ص) رسید و پاره ای رطب تحت عنوان کادو به او اعطا کرد.[۵۰] رسول کادو سلمان را عهده دار شد و آن را خورد.[۵۱] سلمان با دیدن آرم دوم در ادامه علامت سوم بر‌آمد و روزی که رسول در خاک سپاری یکی‌از اصحابش جنبش می کرد، پشت راز وی قرار گرفت.[۵۲] زمانی که فرستاده متوجه شد سلمان در ادامه دیدن خاتم نبوت میباشد، ردای خویش را کنار زد و مهر نبوت را به وی نشانه بخشید.[۵۳] بعد از آن سلمان خویش را به گام‌های فرستاده افکند و پاهای اورا بوسید و زاری کرد.[۵۴]

رسول(ص) با ملازمت و همراهی صحابه، سلمان را از صاحبش به غرس ۳۰۰ نهال و ۴۰ اوقیه طلا و جواهرات (هر اوقیه حدودا مساوی هفت مثقال طلا جواهرات میباشد[۵۵]) خریداری کرد؛ البته آزادی وی تا نزاع احزاب زمان بر شد و سلمان نتوانست در مبارزه‌ بدر و اُحد کمپانی نماید.[۵۶] با این حالا طبری، از مورخان اهل تسنن، اعتقاد دارد وی در پیکار بدر و احد نیز کمپانی داشته میباشد.[۵۷] گزارش‌های مختلفی در امر عقد برادری سلمان وجود داراست؛ بر پایه ی بعضا گزارش‌ها نبی(ص) بین وی و حذیفه،[۵۸] یا این که در میان وی و ابوذر[۵۹] و یا این که فی مابین وی و ابوالدرداء عقد اخوت بست.[۶۰]

وفایی شوشتری
خیر هرکس شد مسلمان می اقتدار گفتش که سلمان شد
کز اولیه بایدش سلمان خواهد شد و آنگه مسلمان شد
خیر هر سنگ ار بدخشان میباشد، لعلش می اقتدار بیان کردن
بسی خون جگر می بایست که تا لعل بدخشان شد

بازدید : 16
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:19


آقاخانیه بازمانده و تداوم شیعه ها اسماعیلیه نزاریه و منسوب به حسنعلی پادشاه ملقب به آقاخان محلاتی (درگذشت ۱۲۹۸ق)، امام چهل و ششم نزاریان، میباشند. کنیه آقاخان از سوی فتحعلی پادشاه قاجار به حسنعلی پادشاه اعطا شد و از آن به آنگاه امامان اسماعیلیه نزاریه با تیتر آقاخان خوانده شدند. بعداز آقاخان محلاتی که آقاخان اولیه به شمار میرفت، پسرش علی‌فرمانروا (۱۲۴۶ ـ ۱۳۰۲ق) امامت اسماعیلیه را برعهده گرفت و تحت عنوان آقاخان دوم مسجد النبی کوهسنگی مشهد جهانی شد.

پادشاه محمد پاد شاه، در سال ۱۳۰۲ق/ ۱۸۸۶م به امامت رسید و آقاخان سوم شد. بعداز وی، کریم و مهربان آقاخان، نوه پادشاه محمد فرمان روا به وصیت پدربزرگش به امامت اسماعیلیه رسید و با مرگ وی در ۴ فوریه ۲۰۲۵م/۱۶ بهمن ۱۴۰۳ش، پسرش رحیم آقاخان امام و رهبر آقاخانیه شد. آن‌ها خویش را از نسل امامان نزاری آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدانند.

آقاخان محلاتی بعداز اختلاف با قاجاریه، از کشور‌ایران بیرون شد و به افغانستان و آنگاه هندوستان رفت. وی در آنجا با دولت انگلیس رابطه پیدا کرد و با هواخواهی آن ها عمل‌هایش را توسعه بخشید. قوم و قبیله آقاخان بعداز استقلال هند به اروپا مسافرت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.

آقاخان چهارم در ۲۰۱۵م به دعوت دولت پرتغال، راءس جهانی امامت اسماعیلیه را در لیسبون پرتغال تأسیس کرد و در ۲۰۱۸م کاخ هنریک مندونسا در لیسبون را تحت عنوان پایگاه امامت اسماعیلیه انتخاب و آن را دیوان امامت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اسماعیلیه نامید.

امروزه رهروان فرقه آقاخانیه در کشورهای زیادی دور از هم‌اند؛ بیشتر آن ها در شبه‌مجموعه کشور ها هند، افغانستان، آسیای وسط و گروهی دیگر در اروپا، آمریکای شمالی و افریقا سکونت دارا هستند. جمعیت رهروان آقاخانیه را ۱۲ تا ۱۵ میلیون نفر گفته‌اند.

معرفی و تاریخچه
آقاخانیه فرقه‌ای از اسماعیلیان نزاری به شمار می روند که به حسن علی پاد شاه محلاتی، دارای شهرت به آقاخان نخستین منتسب‌اند.[۱] گفته میگردد جد این خویشان سید ابوالحسن خان، اهل کهک قم بود و از سادات اسماعیلی به شمار می رفت و خویش را از نسل اسماعیل فرزند امام راستگو(ع) می‌دانست.[۲] سید ابوالحسن خان از شروع دولت زندیه تا مجال حکومت آغا محمدخان قاجار حکومت کرمان را داشت و بعداز برکناری از حکومت، در محله ها (بنا شده در استان مرکزی مدرن) سکونت گزید.[۳] بعداز درگذشت او فرزندش فرمانروا خلیل الله به امامت رسید. فرمان روا خلیل‌الله بعداز آن که به امامت رسید به یزد مسافرت کرد و بعد از دو سال توقف در آن شهر در زد خورد‌ای که در میان رهروان وی و شیعه‌ها اثناعشری، در زمان حکومت فتحعلی‌پادشاه قاجار، درگرفته بود، به قتل رسید.[۴]

آقاخان اولیه
گفته می‌گردد بعداز آن که فتحعلی‌پادشاه قاجار از این رخداد با خبر شد، حسن‌علی‌پادشاه، پسر خلیل‌الله، را به طهران فراخواند و از وی دلجویی نمود و آن گاه دختر خویش را به همسری او درآورد. فتحعلی‌پادشاه حکومت قم و محله ها را به او واگذار نمود و به وی کنیه «آقاخان» اعطا کرد.[۵]


آقاخان اولیه
فرزند خلیل فرمانروا، حسن‌علی همدم مادرش برای دادخواهی به طهران رفت و فتحعلی‌فرمانروا قاجار از آنها به گرمی استقبال کرد. وی یکی‌از دخترانش را به همسری حسن‌علی بخشید. با پشتیبانی فتحعلی‌پاد شاه قاجار، حسنعلی به درجه بالایی رسید و از سوی قاجاریه کنیه آقاخان یافت.[مستلزم منبع]

آقاخان، بعداز مرگ فتحعلی‌پاد شاه، با فرمان فرزندش، محمد فرمانروا، به حکومت کرمان رسید، ولی مدتی سپس برکنار شد و به‌ادله تحرکاتی آیتم سوء‌ظن سلطان قرار گرفت و در قلعه بم تامین گرفت. حسن‌علی بعد به طهران آمد و در مقبره سلطان عبدالعظیم متحصن شد و دست انتها از سوی فرمانروا بخشیده شد و به محله ها رفت. وی در سال ۱۲۵۶ق/۱۲۱۹ش به سوی کرمان به تکان آمد و اینگونه شایع کرد که از سوی فرمان روا حکم دهنده این دیار گردیده‌است[۶] البته اینگونه ادعایی از سوی طهران رد شد و آقاخان ناچار به پیکار با قوای دولتی کرمان شد. زد و خورد با قوای دولتی برای غلبه بر کرمان حدود ۱۴ ماه به درازا کشید البته فیض‌ای نداشت و در غایت، آقاخان بدون چاره به فراروگریز به افغانستان شد و در آنجا با هواخواهی دولت انگلستان که پیشتر از کودتا وی دفاع کرده بود، به سِند، در غرب هندوستان رفت و با مهاجرت به شهرهای متعدد به کارها اسماعیلیان و رهروان خویش پرداخت.[۷] آقاخان نخستین در سال۱۲۹۸ق/۱۲۵۹ش/۱۸۸۱م درگذشت و در گلشن حسن‌آباد در هند به خاک ودیعه شد.

بازدید : 17
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:09


تمایل سیاسی علویان
بعداز تشکیل حکومت جمهوری لائیک در سال ۱۹۲۳ میلادی، علویان پس از حدود ۴۰ سال در سال ۱۹۶۶ میلادی اول حزب خویش به اسم «حزب وحدت ترکیه» را تشکیل دادند. در درفش سرخ‎رنگ این حزب، دوازده ستاره به علامت دوازده امام منقش گردیده بود. این حزب در سال ۱۹۶۹ میلادی توانست ۸ کرسی مجلس را به خویش تخصیص دهد. بعداز ناکامی این حزب در سال ۱۹۷۳ میلادی اعضای آن به «حزب جمهوریت اخلاق و رفتار» مسجد النبی کوهسنگی مشهد روی آوردند؛


بعداز کودتای نظامی در سال ۱۹۸۰ میلادی، علویان به «حزب خلق و خوی دموکرات سوسیال» رغبت پیدا کردند. علویان بعداز جمهوری ترکیه از سوی احزاب چپ سوسیالیستی و دسته‎های کمونیستی استثمار می‎شوند.[۲۹] ریشه چپ‎گرا بودن علویان را می‎قدرت در موقعیت معیشتی جامعه مهاجر علوی به لبه شهرها به طور آلونک نشینی و عقب‎ماندگی آن ها دانست. این حالت موجب شد تا جوان ها علم آموزی کرده علوی، به شعارهای جالب عدل و داد و برابریِ سوسیالیزم روی آوردند. از این رو نصیب مهمی از سازمان‎های چریکی و غیر دارای سلاح را علویان تشکیل دادند و نمادهای علوی نظیر سرودهای آن ها و سبیل‎های بلند به سمبل تمایل‎ انقلابی و چپ تبدیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشت.[۳۰]


شعائر عقیدتی آن‌ها صبغه سیاسی به خویش گرفت و در غایت فرقه علوی از دید طرفدارانش، معنی سوسیالیسم، ترقی‎خواه و عدل و داد را یافته بود در مقابل مذهب اهل سنت تحت عنوان مظهر آحاد‎عیاری از ارتجاع سیاسی و به تعبیری دیگر راست‎گرا تلقی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‎شد.[۳۱]


تمایل کمونیستی علویان، رویدادها تلخی را برای آن ها رقم زد. در سال ۱۹۷۸ میلادی، حزب راست‎گرای افراطی «تکان ملی»، به رهبری ناسیونالیست افراطی، آلب ارسلان ترکیش در شهر قهرمان ماراش در جنوب ترکیه، مبادرت به کشتار علویان نمود که در پی آن بیش تر از صد علوی به قتل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.

بعد از این واقعه نظامیان که از جریان‎های چپ گرا شم خطر می‎کردند، در سال ۱۹۸۰ مبادرت به کودتای نظامی کردند. رهبران شورش برای پرهیز از نفوذ علویان و کمونیست‎ها ـ که از نظر کودتاگران دو مضمون‌ هم معنی بودند ـ از تمایل‎های اسلام‎گرایانه هواخواهی کردند. در همین راستا بود که برای اولیه توشه بعداز جمهوری ترکیه، بر پایه ی ماده ۲۴ قانون اساسی ایران ۱۹۸۲ میلادی، فراگیری فقاهتی مبتنی بر مذهب حنفی از مدرسه ابتدایی تا متوسطه عمومی و اجباری گردیده و ورود علم آموختگان مدرسه ها حوزوی به دانشکده‎ها، آزاد و بر تعداد مساجد و مدرسه های فقاهتی اهل سنت افزوده شد. افزون بر آن امامان جماعت حنفی مذهب بعد از تاسیس اجباری مساجد در بخش ها علوی نشین به وسیله حکومت، بر علویان زور شدند.[۳۲]


این اقدامات خشم علویان را برانگیخت و موجب اعتراضات و تظاهرات علویان در ترکیه شد. احزاب راستگرای افراطی نیز پاسخ اعتراضات را با کشتن علویان معترض می‎دادند. بر این محور در سال ۱۹۸۰ میلادی حداقل ۲۵ علوی در شهر چوروم کشته شدند. رخداد قهرمان ماراش و حادثه ها آنگاه سبب به هجرت علویان به اروپا شد.[۳۳]


سرخوردگی روشنفکران علوی از کمونیزم و سقوط اتحاد جماهیر شوروی بستر ساز رجوع علویان به نام و نشان اساسی خویش شد. آن‌ها دریافته بودند که قبل از ظهور تامل سوسیالیستی، مفاهیم مساوات، عدل و داد و آزادی مدام همپا علوی‎گری بوده میباشد. این دلیل در کنار ظهور بنیادگرایی اسلامی یا این که به تعبیری اسلام سیاسی در ترکیه مهم ترین علت برای تأسیس و پیشرفت روزافزون سازمان‎ها علوی شد.[۳۴]


براین اساس ترس از سنی شدن احتمالی جوان ها، بزرگان علوی را به برگزاری مراسم آیینی «جم» در شهرها برای رابطه نسل جوان علوی با روش معاش و آداب و رسوم گذشتگان و تألیف کتاب‎های متفاوت برای فراگیری عقیدتی جوان ها واداشت. عمل های فقاهتی و فرهنگی بزرگ علویان در دهه ۹۰ میلادی با تأثیر محصل آیین در معاش همگانی عموم ترکیه هم پا شد.[۳۵]


این محیط بستری را برای وخامت تنش‎های سنی ـ علوی مهیا کرد. واقعه حریق سوزی هتل محل اقامت میهمانان کنفرانس علویان در شهر سیواس به وسیله نمازگزاران اهل‎سنت در سال ۱۹۹۳ میلادی و اتفاق تیراندازی اشخاص دارای اسلحه ناشناس به حوزه‌‎ غازی عثمان پاشای شهر استانبول در ۱۹۹۵ میلادی که اولین سبب به کشته شدن ۳۷ نفر و رخداد دوم سبب به کشته شدن ۱۸ نفر شد، از وخامت این تنش‎ها حکایت در‌این دهه حکایت داراست.[۳۶][۳۷]

بازدید : 19
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:47


انگیزه اسم‌گذاری
عامل نامگذاری ناووسیه، انتساب آنها به شخصی به اسم ابن ناووس دانسته گردیده است.[۳۵] که حکایت از نفوذ بالای وی در بین آنان دارااست؛[۳۶] در اسم خرد وی اختلاف وجود دارااست. برخی رهبر این تیم را عبدالله بن ناووس[۳۷] و برخی عجلان بن ناووس[۳۸] دانسته‌اند. انگیزه ناووسی قرائت آن ها در پاره‌ای از اثرها، انتسابشان به قریه‌ای به اسم ناووسا یا این که ناووسیا[۳۹] میباشد که در محل آن نیز اختلافاتی مشاهده میشود. برای مثال آن که‌این شهر را در حوالی شهر الانبار، در حوالی شهر بغداد دانسته[۴۰] و بعضی آن را نزدیک به بصره میدانند که ولی می‌قدرت رابطه آنها با بصره را در بصری پی بردن رهبرشان نیز رویت کرد.[۴۱] چنان که گفته‌هایی که او‌را مصری می داند[۴۲] نیز در برخی اثرها تصحیف بصره قلمداد گردیده است.[۴۳] هر تعدادی بعضا معتقدند که مکانی به‌این اسم جان دار مسجد النبی کوهسنگی مشهد وجود ندارد.[۴۴]

بدین دسته صارمیه[۴۵] نیز گفته میشود به دلیل آنکه در قصه منقول از امام راستگو(ع)، وی خویش را دارای و صاحب و مالک چاقو معرفی می‌کند.[۴۶]

برخی ناووسیه را به نادرست، ممطوره که عنوانی مختص به واقفیان میباشد،[۴۷] خوانده‌اند.[۴۸]

انگیزه پیدایش
برخی از متکلمان شیعه اصولا وجود اینگونه فرقه‌ای تشکیک کرده‌اند[۴۹] و آن را ساخته و پرداخته دانا وهم و خیال و خاطر دانسته‌اند؛[۵۰] البته جمع‌ای از پژوهشگران حالت سخت شیعه بعد از رحلت امام درست گو(ع) و عدم قابلیت و امکان تصریح به امامت امام کاظم(ع) را در پدید وارد شدن این دسته و فرقه‌های دیگری زیرا فطحیه، اسماعیلیه و معتقدان به ولایت محمد دیباج بی‌تأثیر نمی‌دانند؛[۵۱] تا آن‌جا که امام به حسب ظواهر، برای نگهداری جان امام آتی، اشخاص زیادی را به‌تیتر وصی خویش ذکر کرد.[۵۲] در هر حالا یک کدام از نقاط عطف در ساخت‌و‌ساز فرقه‌های شیعی را در همین مجال دانسته‌اند تا آن‌جا که بعضا از ۳[۵۳]و بعضا ۶ مجموعه ذکر شده‌اند که از بدنه شیعه امامیه در‌این فرصت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد مستقل شدند.[۵۴] [یادداشت ۲]

محدثان شیعه در بعد از ظهر امامان باقر(ع) و راستگو(ع)، احادیث مرتبط با مهدویت را از لهجه وی، به صورت کلان در کتاب ها و اصول خویش آورده‌اند.[۵۵] شاید بتوان احادیث امام راست گو(ع) پیرامون مهدویت[۵۶] را در پیدایش این فرقه بی اثر ندانست؛ چنان که بعضی از دانشمندان معاصر بر این اعتقادند که مهدی درک کردن امام کاظم(ع) در تاثیر وسعت زیاد احادیث مهدوی پدرشان بوده میباشد؛[۵۷] تا آن‌جا که حتی بعضا بر طبق گفتارهای مبهمی از امام باقر(ع)[۵۸] گمان می‌کردند که قائم به عبارتی امام راست گو(ع) میباشد؛ البته وی خویش این مورد را به صورت دیگری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تبیین نمودند.[۵۹]

انقراض
ناووسیه پس از مدتی از در بین رفت و نتوانست عمری وقتگیر را تجارب نماید.[۶۰] برخی انقراض آن‌ها‌را دلیلی بر بطلان عقایدشان شمرده‌اند.[۶۱] قدمت کوتاه آنان چنان بوده میباشد که حتی به کتابی از آنها و یا این که دانشمندی بین آن‌ها اشاره نشده میباشد؛[۶۲] از همین رو برخی از متکلمان گران قدر شیعه اصولا وجود جریانی به اسم ناووسیه تشکیک کرده‌اند.[۶۳] هیچ‌کدام از اهل‌بیت(ع) نیز واکنشی به ادعای آنها نداشته‌اند؛ در حالی‌که در حادثه مشابهی در ارتباط واقفیه، امام رضا(ع) در نفی عقاید آن ها کوشش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌کردند.[۶۴]

اعتبار احادیث
همینطور به گفته روحانی طوسی در کتاب العدة، در‌حالتی که راوی از فرق شیعه مانند فطحیه، ناووسیه و واقفه بود و در ودیعت آیتم اعتقاد و باور بود، در حالتی‌که که روایتی برخلاف روایتش نباشد و امامیه برخلاف آن شغل نکرده باشد، بایستی به روایاتش کار گردد.[۶۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 522
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 66
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 253
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 897
  • بازدید ماه : 1122
  • بازدید سال : 3372
  • بازدید کلی : 71089
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی