درین آیه به روشنی مصارف حقیقی صدقه را ذکر کرده و به کل مسجد النبی کوهسنگی مشهد توقعات بیجا نقطه پایان میدهد و آن را در هشت مصرف خلاصه مینماید:
۱- فقرا؛
۲- مساکین؛
۳- عاملان و گردآوریآوریکنندگان زکات که آنچه به آنها داده میشود در واقعیت به آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد منزله مزد و اُجرت آن ها میباشد؛
۴-((مُؤلِفَة قلوبُهُم)) یعنی عده ای که انگیزۀ معنوی نیرومندی برای پیشبرد هدف ها اسلامی ندارند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد و با تشویق مالی میاقتدار تألیف قلب و جلب محبت آنها را نمود؛
۵- برای آزاد ساختن بردگان؛
۶- برای اداء دِین بدهکاران و آنان که سوای جُحافظه موقت و تقصیر پایین توشه بدهکاری باقی مانده و از ادای آن عاجز گردیدهاند؛
۷- مصرف در روش پروردگار و مراد آن، مجموع رویههایی میباشد که بر توسعه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و گسترش و تقویت دین الهی منجر گردد؛
۸- ((وَابنِ سبیل))و یاری به واماندگان در منش، مسافرانی که بخاطر علتی در شیوه مانده و زاد و بار کافی چهت نیل به مقصد ندارند.
(مکارم شیرازی،تعبیروتفسیر مثال (ج ۸ ، ص ۵) )
اثر ها معنوی انفاق:
از لحاظ قرآن کریم و مهربان انفاق در رویه پروردگار، تجارتی پرسود و معامله ای پر ارزش میباشد که موجب جلب جایزه های گسترده و وصال به فردوس الهی گردیده، آدم را از هول و ترس قیامت ایمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناک الهی می گردد.
( المیزان، ج ۲، ص ۴۲۰ و ص ۴۳۳)
از اسباب و اثاث قطعی آشنایی معبود، خویش را به عبد بودن، خدای را به مولایی شناختن، سهولت انفاق میباشد. هنگامی که آدم فهمید خودش عبد و بنده خداست، همگی چیزش هم از خداست، در حالتیکه سازه خواهد شد خودش را و کلیه چیزش را ملک خداوند بداند، دیگر چرا انفاق کردن برایش مشقت بار باشد؟
انفاق نیز به مانند دیگر انجام شرط تایید آن اخلاص میباشد و در وضعیت مشقت و فشار، خلوص آن را نمایان می سازد. دراین باره داستانی از امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام داستان میشود، که حضرت به خانه وارد شد مشاهده کرد حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها چشمهایش به گودال رفته اوضاع و احوال وی و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را پرسید، پهنا کرد:”تمامی گرسنه اند، سه روز میباشد چیزی نخورده اند، امیرالمؤمنین یک دینار جهت تدارک طعام قرض میگیرند و در رویه رجوع و برگشت به خانه مقداد را میبینند و بعداز پافشاری و درک کردن اوضاع و وضع و اوضاع خانواده مقداد، وی را بر خویش مقدم میداند، و پول را به مقداد میدهد. (دستغیب۱۳۹۳)
اثر ها شخصی و اجتماعی انفاق:
رفاه و آسایش، سهل وآسان شدن خطاها و هموار شدن رویه ها، استجابت دعا و قبولی نماز، رفع آسیب ها و دغدغه ها، تقویت نوع دوستی، خریداری کردن دل ها، استمرار دوستی ها، تندرستی، ارتفاع قدمت، پاکسازی و تزکیه روح، شکرگزاری نعمت، ثواب استوار و مصونیت از شر اثر ها شخصی انفاق است .و پیرامون نقش و اثرها اقتصادی – اجتماعی انفاق و صدقه می شود به مورد ها تحت اشاره نمود: ( خل وچل پور، غلامرضا.عصای نامرئی، نخستین/۱۳۸۸)
مایه برکت و ارتقاء محصول
فقرزدایی در جامعه
عمران شهرها و روستاها و ایجاد کرد بناهای نه
بیمه کردن فرآورده
انفاق بهتیتر یک کدام از شیوه های از میان بردن اختلافات طبقاتی غیرعادلانه ناشی از بیعدالتیهای اجتماعی در اسلام تلقی گردیده که منجر معدودرنگخیس شدن این اختلافات در مجموع طبقات می شود. بسط فرهنگ و تمدن صدقه و احسان، احسان، انفاق، صدقهی يكي از عمدهترین فاکتورهای انهدام تراكم گنج در جامعه و ايجاد بستر مطلوب براي رویش بهاهاي معنوي و الهي، در شكل توزيع عادلانه گنج، محسوب مي خواهد شد.( علمی سولا ۱۳۹۵ )
کمرشکنی شیطنت شیطان بوسیله ی انفاق و صدقه:
ابلیس بر آن میباشد تا با پرهیز از اجرای عدل و داد و تقویت روحیه بخلورزی به مکان رحمت و احسان و صدقات واجب و مستحب، عموم را به سوی فقر و بعد شرک بکشاند. برهمین پایه، عفو و بخشش و احسان و صدقات می تواند کمر شرک را بشکند که به عبارتی فقر میباشد. به کلام دیگر، در حالتی که اقتصاد ردیف فقرات و کمر اجتماع میباشد، فقر، هلاکت این ردیف اساسی اجتماع میباشد. پس در حالتیکه اجتماعی به سوی تمدن صدقات برود و فقر را به گونه های مختلف نابود نماید، در واقعیت کمر شیطان را شکسته میباشد. پيامبر(ص) دراین مورد می فرماید: آيا شمارا از چيزى خبر ندهم كه در شرایطی که به آن فعالیت كنيد، شيطان از شما بدور خواهد شد، چندانكه مشرق از مغرب بدور میباشد؟ پهنا كردند: چرا. فرمودند: روزه روى شيطان را سياه مىكند، صدقه پشت اورا مىشكند، دوست داشتن براى معبود و هميارى در كار نيك، ريشه اورا مى كند و استغفار شاهرگش را مىزند.(کافی، الاسلامیه، ج ۴ ، ص ۶۲ ، ح ۲ ؛ همینطور مشابه این حدیث در کتاب مکارم الاخلاق، ص ۱۳۸) عده ای که صدقه پرداخت مینمایند با این شغل خود خیر فقط خویش بلکه جامعه را نجات میدهند و موجبات خوشبختی و رهایی از دام شیطان و بی دینی را آماده میاورند. از همین رو کار اجتماعی صدقه دادن عالی از فعالیت با تقوا شخصی روزه مستحبی دانسته گردیدهاست .به هر هم اکنون، از نگاه آموزههای قرآن، بشر در کارها فردی خود می تواند صدقات را تحت عنوان یکی مهم ترین کارداران دستیابی متانت و آسایش و سعادت در حیث گیرد و بدان فعالیت نماید؛ چنانکه اجتماعات انسانی می بایست تمدن صدقات را به هنجاری عام و پدیدهای اجتماعی تبدیل کرده و این سیرتکامل از فقر و اثر ها آن در حفاظت باقیمانده و اجتماع را به روشن بختی برسانند و ردیف فقرات اجتماع یعنی اقتصاد را از هجوم معاندان درونی و بیرونی و شیاطین جنی و انسی در پشتیبانی نگه دارا هستند.( جولایی ۹۷)
چه گونه می اقتدار درین عالم پردیس را به دست آورد؟
عمل نیک، احسان به عموم، سرویس صادقانه به سایر افراد، لذت بردن از امداد رسانی به محتاجان، ابزار و مصالحی میباشد که سرای آخرت را برای آدم نهاد می نهد. هر که موفقیت سرویس و احسان به دیگر افراد داراست، شم حیات و عصب انسانیت وی زنده و فعال میباشد و از این سرویس لذت روحی میبرد و به معبود مجاورت می گردد.(محدثی۱۳۹۳)
احسان عمل خداست، از دیرباز تا به امروز و مدام. نیکوکاران نیز به خداوند اقتدا می نمایند و رأفت را در دل و جان خودشان می رویانند، تا بندگان خداوند از این چشمه مهر بنوشند. بشر امانتداری میباشد که ودایع الهی به وی ودیعت میگردد و آزمون میدهد، مواد این آزمون عبارت میباشد از: احسان، صدقه، انفاق، نذر، وقف، زکات، خمس، خیرات و مبرات، وصیت به ثلث، سخاوت وکرم، صله رحم، اطعام و…
انفاق و احسان راهی میباشد که به پردیس منتهی میگردد، به شرط آن که از پرتگاه های دورویی، منت، تحقیر، غرور و عجب، به تندرست بگذریم. از یاریگری تحت عنوان یک اصطلاح عبارت میباشد از “یکیاز بودن و همسویی سعی های دو یا این که تعداد بیشتری از اشخاص برای کسب به غرض یا این که هدف ها مشخص با نیت و منظوری واحد یا این که متعدد میباشد)” محدثی۱۳۹۲)
نه چیست؟
نه به معنای امری شرح یافته میباشد که به نسبت بقیه کارها دارنده ترجیح عقلی میباشد و بعداز انتخاب با معیارهای عقلی، گزیده گردیده و به منزلت تحقق نایل میاید.(اخوت۱۳۹۴)
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: خِصلَتانِ لیسَ فَوْقَهُما شیءٌ: الایمانُ باللهِ و نفْعُ الإخوانِ
دو خصلت میباشد که چیزی فراتر از آن دو وجود ندارد: ایمان به آفریدگار و سودرسانی به برادران (تحف العقول، ص۴۸۹)
علمای گرانقدر شیعه با تبعیت از سیره عملی نبی اسلام (ص) و اهل بیت علیهم السلام همواره استدلال سرویس به عموم به گونه های گوناگون بوده اند.
حکایت و داستانها و مثال های مستندی از کار بهاین فرمان فقهی و انسانی یعنی انفاق و صد به وسیله امامان معصوم و علمای شیعه هم زیرا: روحانی اعظم انصاری، آخوند خراسانی، سید رضی، روحانی جعفر کشف کننده الغطاء، متفحص اردبیلی، آیت الله سید علی حکم دهنده، روحانی عبدالکریم حائری، شهید آیت الله معلم و… میباشد.
حقیقت نه چیست و مصادیق آن کدام میباشد؟
معنی نه به ظواهر آشناترین مفاهیم میباشد؛ البته واقعیت آن در نهایت خفاست؛ همان طور که سبزوارى راجع به وجود که مساوى نه میباشد، اینگونه گفته میباشد:
(مفهومه اینجانب اعرف الاشیاء ***و کنهه فى غایة الخفاء): معنا وجود شناخته گردیده ترین چیزهاست؛ ولی کنه و واقعیت آن در غایت خفا و پوشیدگى میباشد.
آشنایی نه
نه از دو منظر معناشناسى و هستى شناسى در خور بررسى میباشد:
نه از نگاه معناشناسى
برخي پژوهشگران اظهار داشتهاند: «خَير» هر چيزي میباشد که همگان به آن ميل و تمایل دارا هستند؛ مثل: عدل، ادب و چيز سودمند. خير در مقابل آن شر میباشد(راغب اصفهاني؛ مفردات لفظ ها القرآن: ص ۳۰۰) برخي صاحبان تفسير در ذيل آيه «… ذلِکُمْ خَيْرٌ لَکُمْ…» «خير» را ضد شر دانسته و گفتهاند: خير و فضل و ادب در مفهوم نظير يکديگر میباشند ۴۹. محمد بن حسن طوسي؛ التبيان في تفسير القرآن؛ ج ۱، ص ۲۴۸(از بعضي آيات به کار گیری ميگردد که هر فعالیت نيکي خير میباشد؛ مانند: «… مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ …». (آل عمران: ۳۰) از بعضي آيات استنباط ميخواهد شد که ايمان و زهدوتقوا، حکمت، محرک اخروي و پروردگار هم از مصاديق خير می باشند
نه از منظر هستى شناسى
فیلسوفان برخى در حکمت عملى و برخى در حکمت نظرى راجع به نه دعوا کرده اند. سقراط اعتقاد دارد که نه عبارت میباشد از حکمت و افلاطون مى گوید: نه اعلى یا این که خوشبختی آدم دربرگیرنده معرفت خداست. بهروزی بایستی با پیروى از فضیلت به دست آید که به معناى مشابه شدن بشر به خداوند درتوان قابلیت و امکان میباشد و آن عبارت میباشد از: عادل و صحیح فعالیت شدن به یاری حکمت…. پیروى از آنچه در واقعیت بهتر و نافع میباشد.
ارسطو نه را از بینش نهایت شناسى گزینه اعتنا قرار داده، مى گوید:
نه نهایت تمامی ىِ کارها میباشد؛ لیکن بر حسب فوت و فن یا این که علم ها متعدد خیرهاى متفاوت وجود دارااست. غایتى که ما آن را براى خودش مى خواهیم و تمامی ىِ دیگر خیرها یا این که غایات تابعه را براى آن مى خوا هیم، شایسته ترین نه و در واقع عین نه میباشد