مرجعیت
حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و تحقیق به شرایط محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را پذیرفت و خلال تفحص به کارها محصل ها علم ها شرعی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع میکرد، البته با سماجت و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ مسجد النبی کوهسنگی مشهد شروع شد.[۸]
حاج آقا حسین نسبت به اقدامات ضد مذهبی رضاخان مدام موضع مشقت میگرفت. عاقبت بعد از اتفاق مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی، مدتی اورا در طهران توقیف و در غایت، در سال ۱۳۵۴ق به عراق تبعید کرد. به همین انگیزه از سال جاری به آن گاه مرجعیت وی به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، احوال همگانی حوزه تغییر تحول یافت و جلسات درس و گفت و گو رونق دیگری گرفت. وی در کنار اداره حوزه و زعامت فقهی عموم و ایفا کارها مرجعیت، به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت و دروس بیرون فقه و اصول درس دادن می کرد. پس از درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، قمی نیز کربلا را پس از یازده سال شکاف کرد و به نجف اشرف منتقل شد و مجتهدان نجف اشرف دستور مرجعیت را بر ذمه وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گذاشتند.[۹][۱۰]
بازه زمانی مرجعیت عامه حاج آقا حسین قمی کوتاه بود و بعد از یکسری ماه از جهان رفت. سید محمدهادی میلانی نقل مینماید: "به بقاع سیدالشهداء مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای راز مطهر نشسته بودند، به اینجانب اشاره نموده، نزد وی رفتم و آقا اظهار داشتند: سر کردگی و مرجعیت شرعی پس از آسید ابوالحسن به اینجانب روی آورده و اینجانب میترسم به دینم لطمه بخورد! اینجانب دعا میکنم شما آمین بگویید : خدایا! در صورتیکه این سر گروهی به آئین اینجانب مضر میباشد، جان منرا بگیر! بعد از آن آن قدر زاری کردند که زمین از آب چشمٔ وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خیس شد».[۱۱]
شغلهای سیاسی
زمان رضاخان و اقدامات وی اعتراض علما را برانگیخت. حاج آقا حسین قمی به مخالفت با دستگاه رضاخان برخاست. در یکی گرد هم آییهایی که با حضور عالمان مشهد در خانه او برگزار شد، او از اوضاع و احوال سرازیر میهن به شدت متأثر و گریان شد آن گاه خاطرنشان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد:
«امروز اسلام جان نثار می خواهد. بر عموم میباشد که قیام نمایند».
در غایت علما تصمیم می گیرند که قمی در اعتراض به اقدامات ضددینی رضاخان به طهران رفته و با وی سخن نماید. او در واپسین نشست درس خویش میگوید:
«به نظریه اینجانب، در شرایطیکه دوری از مغایر مذهب، مشروط به کشتهشدن دههزار نفر که رأس آنان حاجآقا حسین قمی میباشد باشد، بها داراست»
پیش از جنبش، گروهی ازمردم مشهد از وی می پرسند:«که در ملاقات با فرمانروا چه می خواهید؟»
وی میگوید: «نخستین از وی درخواست می کنم که از نرم افزارهای غیراسلامی دست بردارد و در حالتی که موافقت نکرد، خفهاش می کنم!»[۱۲]
دستگیر
نوشتهعلمیٔ مهم: حادثه مسجد گوهرشاد
آیةالله قمی پساز ورود به طهران، به ری رفت و در گلشن سراجالملک سکنی گزید. عموم طهران بهطور عظیم به ملاقات وی میرفتند و رژیم پهلوی محل اقامت اورا پایین محاصره قرار اعطا کرد. خبر دستگیر این مرجع تاسی با اعتراضات عموم، بهویژه عموم مشهد مواجه شد. عموم در مقبره مطهر و مسجد گوهرشاد اجتماع کرده و به سخنان وعاظ و خطبا گوش فرا میدادند و هر روز بر بعدها اعتراضات عموم افزوده میشد تا اینکه در غایت مأموران حکومتی در روز چهاردهم ربیعالثانی به گردآوری روحانیون و عموم که در مسجد گوهرشاد دست به تحصن زده بودند، حملهور گردیده و دست به کشتار زدند. پساز کشتار و سرکوب عموم در مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی اورا از جمهوری اسلامی ایران به عراق تبعید کرد.[۱۳]
فتوای جهاد
او در زمان حضور در حوزه علمیه کربلا در جریان اشغال عراق در مبارزه جهانی دوم، به یار و همدم دیگر علمای عراقی و اهل ایران مقیم این سرزمین، فتوای جهاد علیه متفقین را صادر کرد و خواستار رویا رویی با اشغاگران شد. حاج آقا حسین با سقوط رضاشاه به تبعید ۸ ساله خویش نقطه پايان بخشید و در سال ۱۳۲۲ش به مشهد رجوع. وی از دولت خواست که به منظورهایی زیرا کنسل کشف عفاف، انحلال مدرسه های مختلط، برپایی نماز جماعت و یاد دادن قرآن و درس فقاهتی در مدرسه های، آزادی منطقههای علمیه، کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقه ضعیف، عملکرد برای تعمیر قبور ائمه بقیع گردن نهد. وی ترساندن کرد که در شکل نافرمانی دولت، اعلام نزاع مسلحانه خواهد کرد. ترساندن او و حفاظتهای مردمی منجر تایید منظورهای او شد.[۱۴]
مرجعیت
حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و تحقیق به شرایط محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را پذیرفت و خلال تفحص به کارها محصل ها علم ها شرعی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع میکرد، البته با سماجت و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ مسجد النبی کوهسنگی مشهد شروع شد.[۸]
حاج آقا حسین نسبت به اقدامات ضد مذهبی رضاخان مدام موضع مشقت میگرفت. عاقبت بعد از اتفاق مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی، مدتی اورا در طهران توقیف و در غایت، در سال ۱۳۵۴ق به عراق تبعید کرد. به همین انگیزه از سال جاری به آن گاه مرجعیت وی به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، احوال همگانی حوزه تغییر تحول یافت و جلسات درس و گفت و گو رونق دیگری گرفت. وی در کنار اداره حوزه و زعامت فقهی عموم و ایفا کارها مرجعیت، به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت و دروس بیرون فقه و اصول درس دادن می کرد. پس از درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، قمی نیز کربلا را پس از یازده سال شکاف کرد و به نجف اشرف منتقل شد و مجتهدان نجف اشرف دستور مرجعیت را بر ذمه وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گذاشتند.[۹][۱۰]
بازه زمانی مرجعیت عامه حاج آقا حسین قمی کوتاه بود و بعد از یکسری ماه از جهان رفت. سید محمدهادی میلانی نقل مینماید: "به بقاع سیدالشهداء مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای راز مطهر نشسته بودند، به اینجانب اشاره نموده، نزد وی رفتم و آقا اظهار داشتند: سر کردگی و مرجعیت شرعی پس از آسید ابوالحسن به اینجانب روی آورده و اینجانب میترسم به دینم لطمه بخورد! اینجانب دعا میکنم شما آمین بگویید : خدایا! در صورتیکه این سر گروهی به آئین اینجانب مضر میباشد، جان منرا بگیر! بعد از آن آن قدر زاری کردند که زمین از آب چشمٔ وی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خیس شد».[۱۱]
شغلهای سیاسی
زمان رضاخان و اقدامات وی اعتراض علما را برانگیخت. حاج آقا حسین قمی به مخالفت با دستگاه رضاخان برخاست. در یکی گرد هم آییهایی که با حضور عالمان مشهد در خانه او برگزار شد، او از اوضاع و احوال سرازیر میهن به شدت متأثر و گریان شد آن گاه خاطرنشان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد:
«امروز اسلام جان نثار می خواهد. بر عموم میباشد که قیام نمایند».
در غایت علما تصمیم می گیرند که قمی در اعتراض به اقدامات ضددینی رضاخان به طهران رفته و با وی سخن نماید. او در واپسین نشست درس خویش میگوید:
«به نظریه اینجانب، در شرایطیکه دوری از مغایر مذهب، مشروط به کشتهشدن دههزار نفر که رأس آنان حاجآقا حسین قمی میباشد باشد، بها داراست»
پیش از جنبش، گروهی ازمردم مشهد از وی می پرسند:«که در ملاقات با فرمانروا چه می خواهید؟»
وی میگوید: «نخستین از وی درخواست می کنم که از نرم افزارهای غیراسلامی دست بردارد و در حالتی که موافقت نکرد، خفهاش می کنم!»[۱۲]
دستگیر
نوشتهعلمیٔ مهم: حادثه مسجد گوهرشاد
آیةالله قمی پساز ورود به طهران، به ری رفت و در گلشن سراجالملک سکنی گزید. عموم طهران بهطور عظیم به ملاقات وی میرفتند و رژیم پهلوی محل اقامت اورا پایین محاصره قرار اعطا کرد. خبر دستگیر این مرجع تاسی با اعتراضات عموم، بهویژه عموم مشهد مواجه شد. عموم در مقبره مطهر و مسجد گوهرشاد اجتماع کرده و به سخنان وعاظ و خطبا گوش فرا میدادند و هر روز بر بعدها اعتراضات عموم افزوده میشد تا اینکه در غایت مأموران حکومتی در روز چهاردهم ربیعالثانی به گردآوری روحانیون و عموم که در مسجد گوهرشاد دست به تحصن زده بودند، حملهور گردیده و دست به کشتار زدند. پساز کشتار و سرکوب عموم در مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی اورا از جمهوری اسلامی ایران به عراق تبعید کرد.[۱۳]
فتوای جهاد
او در زمان حضور در حوزه علمیه کربلا در جریان اشغال عراق در مبارزه جهانی دوم، به یار و همدم دیگر علمای عراقی و اهل ایران مقیم این سرزمین، فتوای جهاد علیه متفقین را صادر کرد و خواستار رویا رویی با اشغاگران شد. حاج آقا حسین با سقوط رضاشاه به تبعید ۸ ساله خویش نقطه پايان بخشید و در سال ۱۳۲۲ش به مشهد رجوع. وی از دولت خواست که به منظورهایی زیرا کنسل کشف عفاف، انحلال مدرسه های مختلط، برپایی نماز جماعت و یاد دادن قرآن و درس فقاهتی در مدرسه های، آزادی منطقههای علمیه، کاهش فشار اقتصادی از دوش طبقه ضعیف، عملکرد برای تعمیر قبور ائمه بقیع گردن نهد. وی ترساندن کرد که در شکل نافرمانی دولت، اعلام نزاع مسلحانه خواهد کرد. ترساندن او و حفاظتهای مردمی منجر تایید منظورهای او شد.[۱۴]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله