loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 26
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 13:45

هاجَر همسر ابراهیم(ع) و مامان اسماعیل. هاجر کنیز سلطان مصر بود که به ساره، همسر ابراهیم، کادو داده شد و ساره اورا به ابراهیم فروخت و بعد از مدتی اسماعیل را به عالم آورد. بعد از ولادت اسماعیل، در‌پی حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر و فرزنددار نشدن خویش، ابراهیم به فرمان پروردگار هاجر و فرزندش را از شام به مکه که در آن روز بیابانی کم آب بود و هیچ کس در آن مستقر خلا منتقل کرد. سازه به نقل تورات، برخلاف منابع اسلامی، مهاجرت هاجر، بعداز به دنیا آمدن اسحاق و سوای ملازمت ابراهیم بوده میباشد. مزار هاجر در محل حجر اسماعیل مسجد النبی کوهسنگی مشهد جای‌دارد.

فامیل
سازه بر نقلی، هاجر دختر شاه مصر بوده که بعداز کودتا گروهی از عموم عین‌الشمس بر فرمان روا مصر، به بردگی گرفته گردیده و به شاه نو مصر فروخته گردیده است.[۱] در روایتی تاریخی، رسول اکرم(ص)، از اصحابش منظور بود تا با عموم مصر به نرمی خلق نمایند؛ به این دلیل‌که هاجر از آنها بوده میباشد.[۲] بنابر گزارش ابن اثیر، حضرت ابراهیم نزدیک به ۷۰ سالگی از سوی پروردگار مأمور شد از بابل مسافرت نماید؛[۳] از این‌رو به یاور همسرش ساره، برادرزاده‌اش حضرت لوط و بعضا دیگر از پیروانش به مصر رفتند. پاد شاه مصر به ساره لحاظ سوء کرد و ابراهیم از روی تقیه خویش را اخوی ساره معرفی نمود. سازه بر گزارش ابن اثیر، هر توشه شاه قصد بدی نسبت به ساره داشت، دستش کم آب می شد. سه توشه این اتفاق تکرار شد تا اینکه پاد شاه از ساره خواست دعا نماید تا دست وی به وضعیت نخستین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگردد.

بعداز دعای ساره سلطان او‌را آزاد کرد و هاجر را که کنیزی قبطی بود به وی کادو بخشید.[۴] به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی کرده‌باشد با منزلت نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۵] همینطور مطابق روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم در‌این داستان ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست پاد شاه کم آب میشد به دعای ابراهیم بود که دست وی به موقعیت پیشین رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد برمی‌گشت.[۶]

ماجرای مسافرت از شام به مکه
ابراهیم از ساره فرزنددار نمی شد، از این رو ساره، هاجر را به وی فروخت تا شاید ابراهیم از وی صاحب و مالک فرزند خواهد شد.[۷] مدتی بعد از آن که هاجر اسماعیل را به عالم آورد،[۸] باعث اندوه ساره شد؛ به این دلیل‌که خویش فرزندی نداشت.[۹] بعداز ولادت اسماعیل و حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر، معبود به ابراهیم دستورداد تا اسماعیل و مادرش را از شام به میهن مکه منتقل نماید.[۱۰] ابراهیم آن دو را به مکه که در آن روز بیابانی کم آب و فارغ از سکنه بود، منتقل کرد و در محلی که بعد ها منزل پروردگار در آنجا مرمت شد، در حوالی چاه زمزم فعلی گذاشت.[۱۱] اسم هاجر در قرآن نیامده ولی در سوره ابراهیم به ماجرای نقل جای وی از شام به مکه اشاره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۱۲]

هاجر خطاب به حضرت ابراهیم:«آیا مارا در سرزمینی که خیر انیسی، خیر آبی رنگ و خیر غذایی در آن می‌باشد می گذاری. ابراهیم به وی اذعان کرد: خدایی که منرا بدین شغل امر داده، شمارا کفایت می‌نماید.» [۱۳]

بر مبنا روایتی که از امام درست گو(ع) آورده شده، وقتی که ابراهیم، هاجر و اسماعیل را در مرز و بوم مکه گذاشت و رجوع، اسماعیل تشنه شد و هاجر برای یافتن آب، هفت توشه مسافت دربین دو کوه صفا و مروه را رفت و بازگشت، البته آب پیدا نکرد. هاجر، زمانی مجاورت اسماعیل آمد، روئت کرد وی از تشنگی پا بر زمین کشیده و آب از ذیل پایش آغاز به جوشیدن نموده است که به چاه زمزم دارای شهرت میباشد. این رخداد سبب ساز وجوب کوشش فی مابین صفا و مروه به‌تیتر یک کدام از انجام حج دانسته گردیده‌است.[۱۴]

سازه بر منابع اسلامی، مسافرت هاجر قبل از میلاد اسحاق و به جهت حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر بوده میباشد؛ [۱۵] درحالی‌که سازه به نقل از تورات، هاجر بعداز ولادت اسحاق نقل‌جای نموده است[۱۶] در تورات، استدلال امر معبود به ابراهیم برای جابجایی هاجر و اسماعیل از شام به مکه، اینگونه تعریف گردیده که ساره روئت کرد اسماعیل، اسحاق را آزار می دهد، به ابراهیم ذکر کرد فرزند این کنیز (هاجر) با وجود فرزند اینجانب، اسحاق، نمی‌تواند وارث تو باشد؛ وی و فرزندش را از منزل خارج کن.[۱۷] همینطور سازه به نقل از تورات و برخلاف احادیث اسلامی[۱۸] ابراهیم در‌این مهاجرت، هاجر و اسماعیل را ملازمت نکرده میباشد.[۱۹]

وفات

تصویر حجر اسماعیل و محل دفن هاجر.
هاجر سازه به نقلی در ۹۰ سالگی وفات نمود[۲۰] مبنی بر با حدیثی از امام راستگو(ع)، اسماعیل، هاجر را در محل حجر اسماعیل دفن نمود و قبرش را مرتفع قرار اعطا کرد و بر روی آن دیواری سازه نمود تا عموم روی آن رویه نروند.[۲۱]

سازه به برخی احادیث، به احترام قبر او میباشد که مسلمانها هنگام طواف کعبه بدور حجر میگردند و نباید باطن آن شوند تا پا روی قبر هاجر نگذارند.[۲۲]

هاجَر همسر ابراهیم(ع) و مامان اسماعیل. هاجر کنیز سلطان مصر بود که به ساره، همسر ابراهیم، کادو داده شد و ساره اورا به ابراهیم فروخت و بعد از مدتی اسماعیل را به عالم آورد. بعد از ولادت اسماعیل، در‌پی حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر و فرزنددار نشدن خویش، ابراهیم به فرمان پروردگار هاجر و فرزندش را از شام به مکه که در آن روز بیابانی کم آب بود و هیچ کس در آن مستقر خلا منتقل کرد. سازه به نقل تورات، برخلاف منابع اسلامی، مهاجرت هاجر، بعداز به دنیا آمدن اسحاق و سوای ملازمت ابراهیم بوده میباشد. مزار هاجر در محل حجر اسماعیل مسجد النبی کوهسنگی مشهد جای‌دارد.

فامیل
سازه بر نقلی، هاجر دختر شاه مصر بوده که بعداز کودتا گروهی از عموم عین‌الشمس بر فرمان روا مصر، به بردگی گرفته گردیده و به شاه نو مصر فروخته گردیده است.[۱] در روایتی تاریخی، رسول اکرم(ص)، از اصحابش منظور بود تا با عموم مصر به نرمی خلق نمایند؛ به این دلیل‌که هاجر از آنها بوده میباشد.[۲] بنابر گزارش ابن اثیر، حضرت ابراهیم نزدیک به ۷۰ سالگی از سوی پروردگار مأمور شد از بابل مسافرت نماید؛[۳] از این‌رو به یاور همسرش ساره، برادرزاده‌اش حضرت لوط و بعضا دیگر از پیروانش به مصر رفتند. پاد شاه مصر به ساره لحاظ سوء کرد و ابراهیم از روی تقیه خویش را اخوی ساره معرفی نمود. سازه بر گزارش ابن اثیر، هر توشه شاه قصد بدی نسبت به ساره داشت، دستش کم آب می شد. سه توشه این اتفاق تکرار شد تا اینکه پاد شاه از ساره خواست دعا نماید تا دست وی به وضعیت نخستین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگردد.

بعداز دعای ساره سلطان او‌را آزاد کرد و هاجر را که کنیزی قبطی بود به وی کادو بخشید.[۴] به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی کرده‌باشد با منزلت نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۵] همینطور مطابق روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم در‌این داستان ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست پاد شاه کم آب میشد به دعای ابراهیم بود که دست وی به موقعیت پیشین رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد برمی‌گشت.[۶]

ماجرای مسافرت از شام به مکه
ابراهیم از ساره فرزنددار نمی شد، از این رو ساره، هاجر را به وی فروخت تا شاید ابراهیم از وی صاحب و مالک فرزند خواهد شد.[۷] مدتی بعد از آن که هاجر اسماعیل را به عالم آورد،[۸] باعث اندوه ساره شد؛ به این دلیل‌که خویش فرزندی نداشت.[۹] بعداز ولادت اسماعیل و حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر، معبود به ابراهیم دستورداد تا اسماعیل و مادرش را از شام به میهن مکه منتقل نماید.[۱۰] ابراهیم آن دو را به مکه که در آن روز بیابانی کم آب و فارغ از سکنه بود، منتقل کرد و در محلی که بعد ها منزل پروردگار در آنجا مرمت شد، در حوالی چاه زمزم فعلی گذاشت.[۱۱] اسم هاجر در قرآن نیامده ولی در سوره ابراهیم به ماجرای نقل جای وی از شام به مکه اشاره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۱۲]

هاجر خطاب به حضرت ابراهیم:«آیا مارا در سرزمینی که خیر انیسی، خیر آبی رنگ و خیر غذایی در آن می‌باشد می گذاری. ابراهیم به وی اذعان کرد: خدایی که منرا بدین شغل امر داده، شمارا کفایت می‌نماید.» [۱۳]

بر مبنا روایتی که از امام درست گو(ع) آورده شده، وقتی که ابراهیم، هاجر و اسماعیل را در مرز و بوم مکه گذاشت و رجوع، اسماعیل تشنه شد و هاجر برای یافتن آب، هفت توشه مسافت دربین دو کوه صفا و مروه را رفت و بازگشت، البته آب پیدا نکرد. هاجر، زمانی مجاورت اسماعیل آمد، روئت کرد وی از تشنگی پا بر زمین کشیده و آب از ذیل پایش آغاز به جوشیدن نموده است که به چاه زمزم دارای شهرت میباشد. این رخداد سبب ساز وجوب کوشش فی مابین صفا و مروه به‌تیتر یک کدام از انجام حج دانسته گردیده‌است.[۱۴]

سازه بر منابع اسلامی، مسافرت هاجر قبل از میلاد اسحاق و به جهت حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر بوده میباشد؛ [۱۵] درحالی‌که سازه به نقل از تورات، هاجر بعداز ولادت اسحاق نقل‌جای نموده است[۱۶] در تورات، استدلال امر معبود به ابراهیم برای جابجایی هاجر و اسماعیل از شام به مکه، اینگونه تعریف گردیده که ساره روئت کرد اسماعیل، اسحاق را آزار می دهد، به ابراهیم ذکر کرد فرزند این کنیز (هاجر) با وجود فرزند اینجانب، اسحاق، نمی‌تواند وارث تو باشد؛ وی و فرزندش را از منزل خارج کن.[۱۷] همینطور سازه به نقل از تورات و برخلاف احادیث اسلامی[۱۸] ابراهیم در‌این مهاجرت، هاجر و اسماعیل را ملازمت نکرده میباشد.[۱۹]

وفات

تصویر حجر اسماعیل و محل دفن هاجر.
هاجر سازه به نقلی در ۹۰ سالگی وفات نمود[۲۰] مبنی بر با حدیثی از امام راستگو(ع)، اسماعیل، هاجر را در محل حجر اسماعیل دفن نمود و قبرش را مرتفع قرار اعطا کرد و بر روی آن دیواری سازه نمود تا عموم روی آن رویه نروند.[۲۱]

سازه به برخی احادیث، به احترام قبر او میباشد که مسلمانها هنگام طواف کعبه بدور حجر میگردند و نباید باطن آن شوند تا پا روی قبر هاجر نگذارند.[۲۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 125
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 277
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 404
  • بازدید ماه : 629
  • بازدید سال : 2879
  • بازدید کلی : 70596
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی