شمسالدین محمد متخلص به حافظ و ملقّب به لِسانالغیب از شاعران پارسیگویش در قرن هشتم هجری بود. اورا از گران قدرترین غزلسرایان این گویش برشمردهاند. برخی گفتهاند وجه تخلص و آوازه وی به حافظ، آن میباشد که وی، حافظ قرآن بوده و بخش اعظمی از ابیات وی ترجمان مفاهیم قرآنی میباشد. حافظشناسان مذهب حافظ را شافعی دانستهاند؛ البته در عین هم اکنون با استناد به برخی ابیات دیوانش، بر تمایل و عشق وی به اهل بیت تاکید مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردهاند.
حافظشناسان در انسداشتن حافظ با قرآن و تاثیرپذیری شعر وی از آن واقعه حیث دارا هستند. شعر وی مضامینی عاشقانه، عرفانی و اخلاقی داراست. دیوان حافظ در حدود پانصد غزل را در خویش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.
معاشطومار
آرامگاه حافظ در عصر قاجار
خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب، مشهورترین غزلسرای فارسی میباشد.[۱] فخرالزمانی قزوینی، نیای حافظ را از عموم کوپای (کوهپای) اصفهان خوانده که در دوران اتابکان عجم، به شیراز کوچ نموده است.[۲] کنیه یا این که اسم جدش را غیاث الدین و کنیه یا این که اسم پدرش را به اختلاف بهاءالدین یا این که کمالالدین رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آوردهاند.[۳]
در سال به دنیاآمدن حافظ اختلاف میباشد و آن را از ۷۰۰ تا ۷۲۶ق گفتهاند.[۴] حافظ در طی خویش صرفا به کنیه شمس الدین و تخلص حافظ معروف بوده و لقبها و عناوینی همانند خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و فرمان روا الشعرا و نیز نسبت وی یعنی شیرازی، ظاهرا بعداز مرگ وی اطلاق شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدهاست.[۵]
سال وفات حافظ ۷۹۲ق میباشد. اورا در کتِ شیراز یا این که مصلای آن شهر دفن کردند و ۶۳ سال آن گاه عمارتی بر آن ساخته شد.[۶] آرامگاه کنونی وی در سال ۱۳۱۴ش درست شده که از معماری عصر زندیه الهام گرفته شدهاست.[۷]
علم آموزی
حافظ در نوجوانی و جوانی علم ها ادبی و فقهی را یادگرفت و قرآن را محافظت کرد. محمد گلندام که دیوان حافظ را جمع کرده و پیشگفتارای بر آن افزوده گفته میباشد که حافظ به بازرسی کتاب ها علم ها فقاهتی و ادبی زیرا کشّاف زمخشری، مطالع الانظار حاکم بیضاوی، مفتاح العلوم سکّاکی و کتابهایی از این قبیل درگیر بود.[۸] بر طبق پیشگفتار گلندام، حافظ در درس قوامالدین عبدالله حاضر میگردیده و با قرآن مأنوس بوده و در دواوین عرب تجسس داشته میباشد.[۹]
مذهب
قطعه خوشنویسی از یک رباعی از حافظ درباره امام علی(ع)، خط از تجلی علیپاد شاه، در سال ۱۱۸۸ق.
بهاءالدین خرمشاهی، حافظشناس اهل ایران، مذهب حافظ را از دید شرعی سنی شافعی و از نگاه کلامی اشعری دانسته میباشد.[۱۰] از لحاظ خرمشاهی، حافظ بهعامل نگاه بشرمبنا و رغبت به تصوف و عرفان درباره مذهب طاقت فرساگیری نداشته میباشد.[۱۱] به گفته وی حافظ خیر تنها سنی متعصبی خلا که میلهای شیعی هم داشت.[۱۲] گرایش شافعی به اهلبیت(ع) در کنار تمایل کلی عموم شیراز در آن زمان به اهلبیت(ع) برای مثال دلایل وجود برخی آرمهای شیعی در اشعار وی قلمداد شدهاست.[۱۳]
حاکم نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین درباره حافظ گفته میباشد:
حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل رمز و در حقایق و معارف ممتاز بود و... ایمان وی مُبرّا از عیب و ریب میباشد.[۱۴]
از این عبارت وی فیض گرفتهاند که او قائل به تشیع حافظ بوده میباشد.[۱۵]
شبیری زنجانی حافظ را سنیمذهب میداند و شواهدی بر این مدعا اقامه نموده است به عنوان مثال اینکه شیراز در روزگار حافظ، راءس اهل سنت بود و شیعه بودن حافظ در شیراز مثل سنی بودن یک فرد در قم، بعید و غیر معمولی میباشد. بعضا اشخاص اشعاری از دیوان حافظ را برهان بر تشیع او میدانند در حالی کهاین ابیات در ورژنهای سابق جانور وجود ندارد و به گذر زمان مجال به دیوان وی افزوده گردیدهاست.[۱۶]» همینطور حافظ قوام آیین را به تعدادی نفر معرفی مینماید که یکیاز آنها مجدالدین اسماعیل فالی، حکم دهنده القضات اهل سنت شیراز میباشد.[۱۷]متقابلاً پارهای از پژوهشگران خیر فقط حافظ را شیعه که برخی از اشعارش را مطابقت با اعتقادات شیعه مانند امام مجال(ع) و امام حسین(ع) و...دانستهاند. تحت عنوان مثال غزلی که مطلعش این میباشد: درود الله ما کرّ اللیال
درود الله ما کر اللیالی
و جاوبت المثانی و المثالی
علی وادی الاراک و اینجانب علیها
ودار باللوی فوق الرمال
دعاگوی غریبان جهانم
و ادعو بالتواتر و التوالی
به هر خانه که رو آرد پروردگار را
نگه دارش به لطف لایزالی[۱۸]
را درباره امام فرصت و این بیت:
مریدِ پیرِ مُغانم ز اینجانب مرنجای روضه خوان
چراکه وعده تو کردی و وی به جا آورد[۱۹]
از غزلی دیگر را در درباره امام حسین وشهادت علی اکبر دانستهاند.[۲
شمسالدین محمد متخلص به حافظ و ملقّب به لِسانالغیب از شاعران پارسیگویش در قرن هشتم هجری بود. اورا از گران قدرترین غزلسرایان این گویش برشمردهاند. برخی گفتهاند وجه تخلص و آوازه وی به حافظ، آن میباشد که وی، حافظ قرآن بوده و بخش اعظمی از ابیات وی ترجمان مفاهیم قرآنی میباشد. حافظشناسان مذهب حافظ را شافعی دانستهاند؛ البته در عین هم اکنون با استناد به برخی ابیات دیوانش، بر تمایل و عشق وی به اهل بیت تاکید مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردهاند.
حافظشناسان در انسداشتن حافظ با قرآن و تاثیرپذیری شعر وی از آن واقعه حیث دارا هستند. شعر وی مضامینی عاشقانه، عرفانی و اخلاقی داراست. دیوان حافظ در حدود پانصد غزل را در خویش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.
معاشطومار
آرامگاه حافظ در عصر قاجار
خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی متخلص به حافظ و ملقب به لسان الغیب، مشهورترین غزلسرای فارسی میباشد.[۱] فخرالزمانی قزوینی، نیای حافظ را از عموم کوپای (کوهپای) اصفهان خوانده که در دوران اتابکان عجم، به شیراز کوچ نموده است.[۲] کنیه یا این که اسم جدش را غیاث الدین و کنیه یا این که اسم پدرش را به اختلاف بهاءالدین یا این که کمالالدین رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آوردهاند.[۳]
در سال به دنیاآمدن حافظ اختلاف میباشد و آن را از ۷۰۰ تا ۷۲۶ق گفتهاند.[۴] حافظ در طی خویش صرفا به کنیه شمس الدین و تخلص حافظ معروف بوده و لقبها و عناوینی همانند خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و فرمان روا الشعرا و نیز نسبت وی یعنی شیرازی، ظاهرا بعداز مرگ وی اطلاق شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدهاست.[۵]
سال وفات حافظ ۷۹۲ق میباشد. اورا در کتِ شیراز یا این که مصلای آن شهر دفن کردند و ۶۳ سال آن گاه عمارتی بر آن ساخته شد.[۶] آرامگاه کنونی وی در سال ۱۳۱۴ش درست شده که از معماری عصر زندیه الهام گرفته شدهاست.[۷]
علم آموزی
حافظ در نوجوانی و جوانی علم ها ادبی و فقهی را یادگرفت و قرآن را محافظت کرد. محمد گلندام که دیوان حافظ را جمع کرده و پیشگفتارای بر آن افزوده گفته میباشد که حافظ به بازرسی کتاب ها علم ها فقاهتی و ادبی زیرا کشّاف زمخشری، مطالع الانظار حاکم بیضاوی، مفتاح العلوم سکّاکی و کتابهایی از این قبیل درگیر بود.[۸] بر طبق پیشگفتار گلندام، حافظ در درس قوامالدین عبدالله حاضر میگردیده و با قرآن مأنوس بوده و در دواوین عرب تجسس داشته میباشد.[۹]
مذهب
قطعه خوشنویسی از یک رباعی از حافظ درباره امام علی(ع)، خط از تجلی علیپاد شاه، در سال ۱۱۸۸ق.
بهاءالدین خرمشاهی، حافظشناس اهل ایران، مذهب حافظ را از دید شرعی سنی شافعی و از نگاه کلامی اشعری دانسته میباشد.[۱۰] از لحاظ خرمشاهی، حافظ بهعامل نگاه بشرمبنا و رغبت به تصوف و عرفان درباره مذهب طاقت فرساگیری نداشته میباشد.[۱۱] به گفته وی حافظ خیر تنها سنی متعصبی خلا که میلهای شیعی هم داشت.[۱۲] گرایش شافعی به اهلبیت(ع) در کنار تمایل کلی عموم شیراز در آن زمان به اهلبیت(ع) برای مثال دلایل وجود برخی آرمهای شیعی در اشعار وی قلمداد شدهاست.[۱۳]
حاکم نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین درباره حافظ گفته میباشد:
حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل رمز و در حقایق و معارف ممتاز بود و... ایمان وی مُبرّا از عیب و ریب میباشد.[۱۴]
از این عبارت وی فیض گرفتهاند که او قائل به تشیع حافظ بوده میباشد.[۱۵]
شبیری زنجانی حافظ را سنیمذهب میداند و شواهدی بر این مدعا اقامه نموده است به عنوان مثال اینکه شیراز در روزگار حافظ، راءس اهل سنت بود و شیعه بودن حافظ در شیراز مثل سنی بودن یک فرد در قم، بعید و غیر معمولی میباشد. بعضا اشخاص اشعاری از دیوان حافظ را برهان بر تشیع او میدانند در حالی کهاین ابیات در ورژنهای سابق جانور وجود ندارد و به گذر زمان مجال به دیوان وی افزوده گردیدهاست.[۱۶]» همینطور حافظ قوام آیین را به تعدادی نفر معرفی مینماید که یکیاز آنها مجدالدین اسماعیل فالی، حکم دهنده القضات اهل سنت شیراز میباشد.[۱۷]متقابلاً پارهای از پژوهشگران خیر فقط حافظ را شیعه که برخی از اشعارش را مطابقت با اعتقادات شیعه مانند امام مجال(ع) و امام حسین(ع) و...دانستهاند. تحت عنوان مثال غزلی که مطلعش این میباشد: درود الله ما کرّ اللیال
درود الله ما کر اللیالی
و جاوبت المثانی و المثالی
علی وادی الاراک و اینجانب علیها
ودار باللوی فوق الرمال
دعاگوی غریبان جهانم
و ادعو بالتواتر و التوالی
به هر خانه که رو آرد پروردگار را
نگه دارش به لطف لایزالی[۱۸]
را درباره امام فرصت و این بیت:
مریدِ پیرِ مُغانم ز اینجانب مرنجای روضه خوان
چراکه وعده تو کردی و وی به جا آورد[۱۹]
از غزلی دیگر را در درباره امام حسین وشهادت علی اکبر دانستهاند.[۲

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: نقش فرهنگی، گردشگری و انتقال ارزشهای دینی