ورود به عرصه سیاست
صالحی نجف آبادی در جریان ملی شدن صنعت نفت با حضور در برخی از میتینگهای سیاسی که معمولاً سخنران آنان شمس قناتآبادی بود با جریانهای سیاسی آشنا شد. وی برای اخذ تأییدیهای برای کاندیداتوری شخصی در نجفآباد، به دیدار کاشانی رفت و از مجاورت با وی به گفتمان مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخت.[۱۶]
با شروع نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش به جرگه مروّجین مرجعیت امام خمینی پیوست و در سال ۱۳۴۹ش اعلامیهای در تأیید مرجعیت او منتشر کرد. این اعلامیه در کنار آلرژیهایی که پیرامون وی درباره کتاب شهید جاوید به وجود آمده بود، موجب دستگیری وی در مرداد ۱۳۵۲ش و تبعید شدن به برهه زمانی سه سال به شهرهای ابهر، تویسرکان و مهاباد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۷]
بعد از موفقیت انقلاب اسلامی
بزرگداشت هزاره روضه خوان طوسی در مشهد - اسفند سال ۱۳۴۸ش - از چپ به راست: صالحی نجفآبادی - علی دوانی - مرتضی مطهری - سید هاشم رسولی محلاتی - سید محمدباقر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حجتی و شخص ناشناس
صالحی بعداز موفقیت انقلاب اسلامی، در حوزه علمیه قم ماند و به عملهای علمی خاطر نشان نمود. در آغاز به درس دادن نهج البلاغه پرداخت و بهتدریج با التفات یافتن مورد ولایت فقید در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ دست به نظارت آن زد و از معنی انشایی ولایت عالم یا این که مشروعیت مردمی و انتخابی آن حمایت کرد. وی در آن مباحث برای نخسین بار عقیده دارای شهرت آن روزها که اما دانا بایستی مجتهد اعلم باشد، را رد کرد و حیث بخشید البته فقید در گردآوری مجتهدان، مثل وزیر بهداری در گردآوری پزشکان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۸]
با شروع پیکار جمهوری اسلامی ایران و عراق به تحقیق دینی مورد جهاد در اسلام در ۷۳ گردهمایی درسی پرداخت. وی خلال نفی جهاد ابتدایی در اسلام به تفاوت اقوال فقها با قرآن و سیره نبوی اشاره مینماید و با اصل قرار دادن صلح در ارتباط ها فی مابین مسلمانها با بقیه دول، به توجیه دفاعی بودن پیکارهای رسول اسلام(ص) تلاش گماشت. صالحی در علاوه بر درس دادن موضوع جهاد، طی طومارای، مسئولان مبارزه را به انگیزه تحریم کنفرانس طائف که به تحقیق نبرد کشور ایران و عراق میپرداخت، گزینه نقد قرار بخشید. این طومار که به طور خصوصی در اسفند ماه ۱۳۵۹ برای مسئولان نظام پیامبر گردیده بود، بعداز مدتی از بولتن نهضت آزادی منتشر شد.[۱۹] استفاده کننده طومار به طور غیرمستقیم امام خمینی بود. صالحی خواهان حضور کشور ایران در کنفرانس طائف در جهت گفتمان جمهوری اسلامی ایران با عراق برای حل مسأله پیکار گردیده بود.[۲۰] وی همینطور دراین طومار از نمایندگان مجلس منظور بود در مواقعی که اهلیت آن را دارا هستند نظریات نمایند؛ هرچند موافق لحاظ امام خمینی نباشد. صالحی طرفدار مصاحبه بلاواسطه با عراق بود حتی معتقد بود می بایست سفارش دهنده مصاحبه کشور ایران باشد[۲۱] وی این طومار را در یک سری محصور به بعضی از سران کشوری داده بود؛ البته بیان کننده به دست امام هم رسیده بود و امام در جایگاه گیریش گفتمان را محکوم کرد.[۲۲] این طومار در سال ۱۳۸۸ در کتابی با تیتر «طومار سرگشاده درباره کنفرانس طائف و مسائل نزاع» منتشر شد.[۲۳].
شیوه پژوهشی
اگرچه ثمرات علمی صالحی درباره ی ناسوتی کردن آیین، اورا به جریان روشنفکری مجاورت و از حوزه جداگانه میتشکیل داد، البته وی برخلاف روشنفکران که در پارادایم سنت زیست نمیکردند و بر مبنای عقل امروزی به بازخوانی آموزههای فقهی میپرداختند، در باطن سنت میاندیشید و به عیب گیری اصولی باورهای متداوله زمان میپرداخت.[۲۴] استفاده عنصر عقل در استنباط مسائل دینی و تعبیر و تفسیر نشانهها، رعایت اصول آرامش و تندرست انتقاد، خرافهگریزی، آزاداندیشی، استقلال علمی و نادرنویسی را از خصوصیتهای وی در رسیدگی و کتابت دانستهاند.[۲۵]
صالحی معتقد بود می بایست شیوه تحقیقاتی و اجتهادی در ناحیههای علمیه اصلاح خواهد شد تا از رهگذر آن، تامل سنتی حوزه اصلاح شود. وی برخلاف منطق قدیم و معمول حوزه که شیوه هر دانش را جزء مبادی آن دانش نمیدانست، به طریق مداقه متعددی میاعطا کرد و منهجی خاص که همخوانی با متدولوژیهای تازه بود در بازرسیهای خویش به شغل میبرد.[۲۶]
او معتقد بود اندیشه فقهی بعد از بعدازظهر روضه خوان اثرگذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بالاخص دربارهی امامان از خلوص افتاده و در گیر بزرگ نمایی گردیده است.[۲۷] او برای اخذ آیین به بعدازظهر روحانی اثر گذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بازمیخواهد شد و گویش آنهارا روایتی واقع بینانهخیس از معاش مومنانه تعبیر و تفسیر مینماید. از حیث او قرابت آنها به بعدازظهر معصومان ترازو و حجتی برای انحنای فکر فقهی از قرن سوم به بعد از آن میباشد.[۲۸]
او ضمن نصّ قرآن، روح آن را که عدل و داد باشد، معیاری عامخیس برای تایید یا این که رد حدیث میدانست و بر مبنای آن به فتاوای شاذ بدن میبخشید.[۲۹]
صالحی با مفروض پی بردن ضرورت شک در هر آنچه که میفراگرفت، به ارثیه اسلامی، نگاهی مقدسآمیز نداشت و تمامی آنچه را مییافت اسطورهوار نمینگریست، جز قرآن که برای وی نصاً و روحاً مقدس و میزان بود.[۳۰]
از طریقه صالحی در حالتیکه آئین پیام جاودانه دارااست، بایستی هم به درد هر زمان بخورد و هم تک تک سرمشقها و الگوهایش برای دیگرافراد تجاربپذیر خواهد شد و این تحجر و بزرگنمایی میباشد که آئین را برای الگوسازی برای بشر معاصر از فعالیت میاندازد.[۳۱]
پندارها
صالحی در زمینهی دانش امام نگرش خاصی داشت. او معتقد بود که مقتضای برهان بیشتراز این وجود ندارد که امام می بایست به کلیه احکام فقهی و مسائل موردنیاز عموم دانش داشته باشد البته دلیلی بر تدبیر امام از همه رویدادها قبلی و آجل نداریم.[۳۲]
یکی نگرشهای مهم کتاب شهید جاوید طرح گفت و گوِ غرض امام حسین(ع) از قیام عاشورا بود که آن را تشکیل حکومت تیتر کرده بود.[۳۳]
او علاوه بر تایید حاکمیت ملی و نیز تأکید بر این مقاله که حکومت اسلامی می بایست رمز از قرائتی درآورد که هم مورد قبول اهل سنت واقع خواهد شد و هم نظام در میان الملل، به تفسیری از ولایت دانا پرداخت که هم خصائص شیعی بودن آن کمرنگ و هم ترازو تطابق آن با الگوهای دموکراسی بیشتر باشد. او بعد از برپایی حکومت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، به شدت از ولایت انتخابی عالم و نقش عموم در مشروعیتدهی به آن امان کرد.[۳۴]
صالحی با تاکید بر اینکه حکومت می بایست از نقد استقبال نماید و با منطق با اپوزسیون [یادداشت ۱]واکنش کند، از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي و فقهی اپوزیسیون پشتیبانی و دولتمردان را به تصحیح و اصلاح درنگ فقهی خویش در ازای این اقلیت معترض دعوت نمود.[۳۵]
او دقت به مشترکات جان دار فی مابین فرق اسلامی را ضروری میدانست و اختلافات اعتقادی و شرعی آنها را خیر نمادای از انحراف، بلکه سود طبیعی اجتهاد و تکفر آزاد برمیشمرد. او با اقامه دلایلی اعتقاد دارد که اجتهاد و تبعیت اهل سنت مجزی میباشد و در حالتی که مجتهدی شیعی در مواقعی فقه اهل سنت را درستخیس تشخیص دهد، قادر است به آن فعالیت نماید.[۳۶]
او برخلاف روحانیون سنتی که به دلایل جنسیتی، زنان را از ذمه دار شدن مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی محروم میدانند، آن را نوعی ظلم بر کالا مخالف میانگارد و خواستار بازنگری در عامل و دلالت احادیث وارده دراین باب میباشد.[۳۷]
یکی طریقههای صالحی نجفآبادی در مسائل اجتماعی، دقت وی به «تحمل مخالف» در سیره امام علی(ع) میباشد. وی دراین مسئله می گوید :«در سیره حضرت علی(ع) مفاد بخش اعظمی چشم می گردد که افرادی در نظریه فقهی یا این که سیاسی یا این که دینی با امام(ع) مخالف بودند؛ البته پشتیبانی آنها را تحمل میکرد و به خیال و خاطر داشتن نظریه مخالف آنهارا گزینه بیمهری قرار نمیبخشید.»[۳۸]
ورود به عرصه سیاست
صالحی نجف آبادی در جریان ملی شدن صنعت نفت با حضور در برخی از میتینگهای سیاسی که معمولاً سخنران آنان شمس قناتآبادی بود با جریانهای سیاسی آشنا شد. وی برای اخذ تأییدیهای برای کاندیداتوری شخصی در نجفآباد، به دیدار کاشانی رفت و از مجاورت با وی به گفتمان مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخت.[۱۶]
با شروع نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش به جرگه مروّجین مرجعیت امام خمینی پیوست و در سال ۱۳۴۹ش اعلامیهای در تأیید مرجعیت او منتشر کرد. این اعلامیه در کنار آلرژیهایی که پیرامون وی درباره کتاب شهید جاوید به وجود آمده بود، موجب دستگیری وی در مرداد ۱۳۵۲ش و تبعید شدن به برهه زمانی سه سال به شهرهای ابهر، تویسرکان و مهاباد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۷]
بعد از موفقیت انقلاب اسلامی
بزرگداشت هزاره روضه خوان طوسی در مشهد - اسفند سال ۱۳۴۸ش - از چپ به راست: صالحی نجفآبادی - علی دوانی - مرتضی مطهری - سید هاشم رسولی محلاتی - سید محمدباقر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حجتی و شخص ناشناس
صالحی بعداز موفقیت انقلاب اسلامی، در حوزه علمیه قم ماند و به عملهای علمی خاطر نشان نمود. در آغاز به درس دادن نهج البلاغه پرداخت و بهتدریج با التفات یافتن مورد ولایت فقید در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ دست به نظارت آن زد و از معنی انشایی ولایت عالم یا این که مشروعیت مردمی و انتخابی آن حمایت کرد. وی در آن مباحث برای نخسین بار عقیده دارای شهرت آن روزها که اما دانا بایستی مجتهد اعلم باشد، را رد کرد و حیث بخشید البته فقید در گردآوری مجتهدان، مثل وزیر بهداری در گردآوری پزشکان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۸]
با شروع پیکار جمهوری اسلامی ایران و عراق به تحقیق دینی مورد جهاد در اسلام در ۷۳ گردهمایی درسی پرداخت. وی خلال نفی جهاد ابتدایی در اسلام به تفاوت اقوال فقها با قرآن و سیره نبوی اشاره مینماید و با اصل قرار دادن صلح در ارتباط ها فی مابین مسلمانها با بقیه دول، به توجیه دفاعی بودن پیکارهای رسول اسلام(ص) تلاش گماشت. صالحی در علاوه بر درس دادن موضوع جهاد، طی طومارای، مسئولان مبارزه را به انگیزه تحریم کنفرانس طائف که به تحقیق نبرد کشور ایران و عراق میپرداخت، گزینه نقد قرار بخشید. این طومار که به طور خصوصی در اسفند ماه ۱۳۵۹ برای مسئولان نظام پیامبر گردیده بود، بعداز مدتی از بولتن نهضت آزادی منتشر شد.[۱۹] استفاده کننده طومار به طور غیرمستقیم امام خمینی بود. صالحی خواهان حضور کشور ایران در کنفرانس طائف در جهت گفتمان جمهوری اسلامی ایران با عراق برای حل مسأله پیکار گردیده بود.[۲۰] وی همینطور دراین طومار از نمایندگان مجلس منظور بود در مواقعی که اهلیت آن را دارا هستند نظریات نمایند؛ هرچند موافق لحاظ امام خمینی نباشد. صالحی طرفدار مصاحبه بلاواسطه با عراق بود حتی معتقد بود می بایست سفارش دهنده مصاحبه کشور ایران باشد[۲۱] وی این طومار را در یک سری محصور به بعضی از سران کشوری داده بود؛ البته بیان کننده به دست امام هم رسیده بود و امام در جایگاه گیریش گفتمان را محکوم کرد.[۲۲] این طومار در سال ۱۳۸۸ در کتابی با تیتر «طومار سرگشاده درباره کنفرانس طائف و مسائل نزاع» منتشر شد.[۲۳].
شیوه پژوهشی
اگرچه ثمرات علمی صالحی درباره ی ناسوتی کردن آیین، اورا به جریان روشنفکری مجاورت و از حوزه جداگانه میتشکیل داد، البته وی برخلاف روشنفکران که در پارادایم سنت زیست نمیکردند و بر مبنای عقل امروزی به بازخوانی آموزههای فقهی میپرداختند، در باطن سنت میاندیشید و به عیب گیری اصولی باورهای متداوله زمان میپرداخت.[۲۴] استفاده عنصر عقل در استنباط مسائل دینی و تعبیر و تفسیر نشانهها، رعایت اصول آرامش و تندرست انتقاد، خرافهگریزی، آزاداندیشی، استقلال علمی و نادرنویسی را از خصوصیتهای وی در رسیدگی و کتابت دانستهاند.[۲۵]
صالحی معتقد بود می بایست شیوه تحقیقاتی و اجتهادی در ناحیههای علمیه اصلاح خواهد شد تا از رهگذر آن، تامل سنتی حوزه اصلاح شود. وی برخلاف منطق قدیم و معمول حوزه که شیوه هر دانش را جزء مبادی آن دانش نمیدانست، به طریق مداقه متعددی میاعطا کرد و منهجی خاص که همخوانی با متدولوژیهای تازه بود در بازرسیهای خویش به شغل میبرد.[۲۶]
او معتقد بود اندیشه فقهی بعد از بعدازظهر روضه خوان اثرگذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بالاخص دربارهی امامان از خلوص افتاده و در گیر بزرگ نمایی گردیده است.[۲۷] او برای اخذ آیین به بعدازظهر روحانی اثر گذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بازمیخواهد شد و گویش آنهارا روایتی واقع بینانهخیس از معاش مومنانه تعبیر و تفسیر مینماید. از حیث او قرابت آنها به بعدازظهر معصومان ترازو و حجتی برای انحنای فکر فقهی از قرن سوم به بعد از آن میباشد.[۲۸]
او ضمن نصّ قرآن، روح آن را که عدل و داد باشد، معیاری عامخیس برای تایید یا این که رد حدیث میدانست و بر مبنای آن به فتاوای شاذ بدن میبخشید.[۲۹]
صالحی با مفروض پی بردن ضرورت شک در هر آنچه که میفراگرفت، به ارثیه اسلامی، نگاهی مقدسآمیز نداشت و تمامی آنچه را مییافت اسطورهوار نمینگریست، جز قرآن که برای وی نصاً و روحاً مقدس و میزان بود.[۳۰]
از طریقه صالحی در حالتیکه آئین پیام جاودانه دارااست، بایستی هم به درد هر زمان بخورد و هم تک تک سرمشقها و الگوهایش برای دیگرافراد تجاربپذیر خواهد شد و این تحجر و بزرگنمایی میباشد که آئین را برای الگوسازی برای بشر معاصر از فعالیت میاندازد.[۳۱]
پندارها
صالحی در زمینهی دانش امام نگرش خاصی داشت. او معتقد بود که مقتضای برهان بیشتراز این وجود ندارد که امام می بایست به کلیه احکام فقهی و مسائل موردنیاز عموم دانش داشته باشد البته دلیلی بر تدبیر امام از همه رویدادها قبلی و آجل نداریم.[۳۲]
یکی نگرشهای مهم کتاب شهید جاوید طرح گفت و گوِ غرض امام حسین(ع) از قیام عاشورا بود که آن را تشکیل حکومت تیتر کرده بود.[۳۳]
او علاوه بر تایید حاکمیت ملی و نیز تأکید بر این مقاله که حکومت اسلامی می بایست رمز از قرائتی درآورد که هم مورد قبول اهل سنت واقع خواهد شد و هم نظام در میان الملل، به تفسیری از ولایت دانا پرداخت که هم خصائص شیعی بودن آن کمرنگ و هم ترازو تطابق آن با الگوهای دموکراسی بیشتر باشد. او بعد از برپایی حکومت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، به شدت از ولایت انتخابی عالم و نقش عموم در مشروعیتدهی به آن امان کرد.[۳۴]
صالحی با تاکید بر اینکه حکومت می بایست از نقد استقبال نماید و با منطق با اپوزسیون [یادداشت ۱]واکنش کند، از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي و فقهی اپوزیسیون پشتیبانی و دولتمردان را به تصحیح و اصلاح درنگ فقهی خویش در ازای این اقلیت معترض دعوت نمود.[۳۵]
او دقت به مشترکات جان دار فی مابین فرق اسلامی را ضروری میدانست و اختلافات اعتقادی و شرعی آنها را خیر نمادای از انحراف، بلکه سود طبیعی اجتهاد و تکفر آزاد برمیشمرد. او با اقامه دلایلی اعتقاد دارد که اجتهاد و تبعیت اهل سنت مجزی میباشد و در حالتی که مجتهدی شیعی در مواقعی فقه اهل سنت را درستخیس تشخیص دهد، قادر است به آن فعالیت نماید.[۳۶]
او برخلاف روحانیون سنتی که به دلایل جنسیتی، زنان را از ذمه دار شدن مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی محروم میدانند، آن را نوعی ظلم بر کالا مخالف میانگارد و خواستار بازنگری در عامل و دلالت احادیث وارده دراین باب میباشد.[۳۷]
یکی طریقههای صالحی نجفآبادی در مسائل اجتماعی، دقت وی به «تحمل مخالف» در سیره امام علی(ع) میباشد. وی دراین مسئله می گوید :«در سیره حضرت علی(ع) مفاد بخش اعظمی چشم می گردد که افرادی در نظریه فقهی یا این که سیاسی یا این که دینی با امام(ع) مخالف بودند؛ البته پشتیبانی آنها را تحمل میکرد و به خیال و خاطر داشتن نظریه مخالف آنهارا گزینه بیمهری قرار نمیبخشید.»[۳۸]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله