loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 14
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:12


خط مش عقیدتی
احمد در عقاید سختگیر بود و با معارضان به شدت واکنش میکرد. او با غالیگری دشوار مخالف بوده و با غالیان جنگ می‌نموده است. در یک گزینه گفته شده که او به یونس بن عبدالرحمان، محدث و متکلم دارای اسم و رسم امامی، بدگمان بود، البته ابعاد به سبب ساز خوابی که چشم بود، توبه کرد و از نظریه‌اش عدول مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.

[۱۴] نیز گفته‌اند که احمد از حسن بن دوست داستنی داستان نمیکرد، به دلیل آن که او در داستان ابن دوستداشتنی از ابوحمزه ثمالی شک و تردید داشت، ولی آورده شده میباشد که احمد از این شک وتردید منصرف شد و قبل از مرگ از لحاظ خویش رجوع. کشی به گزارش نصر بن صباح، این حکایت را نقل کرده[۱۵] و نجاشی[۱۶] آن را به گزارش کشی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد آورده میباشد.

با این وصف چنانکه فی مابین ورقه ها حدیث امامی چشم میشود، احمد از ابن دوستداشتنی بارها قصه نموده است. نیز چنانکه ابن غضائری اشاره کرده، احمد بن محمد بن عیسی، احمد بن محمد برقی، محدث معروف امامی را به سبب ساز روایاتی که نقل می کرد، از قم خارج راند، ولی بعداز مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او بهانه خواهی کرد و آن هنگام که برقی درگذشت، در تشییع پیکر وی با رمز و پای عریان کمپانی کرد تا پشیمانی از کردۀ خود را نشانه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهد.[۱۷]

ابوسعید آسوده بن زیاد آدمی نیز برای مثال عده ای بود که بوسیله احمد به منجر غلوی که بدان مجرم بود، از قم رانده شد.[۱۸] چنانکه در الضعفای منسوب به ابن غضائری آمده میباشد.[۱۹] دیگری محمد بن علی بن ابراهیم دارای شهرت به ابوسُمَینَه بود که هنگام ورود به قم، مدتی نزد احمد بن محمد بن عیسی خانه کرد و آن فرصت که رغبت وی به بزرگنمایی پدیدار و آشکار شد، به وسیله احمد از قم رانده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲۰]

رؤیت معبود
نوشته‌ی علمیٔ مهم: رؤیت خداوند
روحانی صدوق[۲۱] تصریح کرده که احمد احادیثی دربارۀ رؤیت پروردگار در النوادر ماجرا کرده بوده که ولی از طریقه ابن بابویه همه درست و در معنای آشنایی قلبی پروردگار میباشد و نباید آن روایات را در معنای رؤیت ظاهری و از روش دیده دانست.

شاگردان
دربین راویان او می‌قدرت به‌این اسامی اشاره نمود:[۲۲]

سعد بن عبدالله اشعری
علی بن ابراهیم قمی
داوود بن کوره قمی
محمد بن یحیی عطار
احمد بن ادریس اشعری
محمد بن حسن صفار
عبدالله بن جعفر حمیری
حمید بن زیاد
منابع زیدی
احمد در برخی منابع زیدی از مشایخ حسن بن علی ناصر اطروش، از ائمه زیدی پر اسم و رسم، شناخته گردیده‌است.[۲۳]

درگذشت
از تاریخ درگذشت احمد اطلاعی در مشت وجود ندارد. فقط چنانکه از ابن غضائری گفته شده، احمد در طی درگذشت برقی (درگذشته ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) زنده بوده میباشد.[۲۴]

اثرها
مهم ترین کتاب احمد بن محمد بن عیسی به عبارتی کتاب النوادر میباشد که از اثر ها آیتم پشت گرمی امامیه بوده، و از منابع اساسی حدیثی آنها میباشد.[۲۵] این کتاب به وسیله داوود ابن کوره قمی تهیه و تنظیم گردیده بوده میباشد.[۲۶]

کتابی با تیتر النوادر به احمد بن محمد بن عیسی منسوب میباشد که یک توشه به طور سنگی همپا با کتاب فقه الرضا، و جدیداً در قم (۱۴۰۸ق) به چاپ رسیده میباشد. انتساب این کتاب به احمد محل شک میباشد و هیچ قرینه استواری در اینکه کتاب، بخشی از کتاب النوادر میباشد، نیست. گرچه می‌اقتدار این کتاب را تألیف او به شمار آورد، اما مشاجره از انتساب آن به حسین بن سعید اهوازی نیز می تواند به صورت دورازشوخی دنبال خواهد شد؛ چه احمد بن محمد بن عیسی مهم ترین راوی کتاب‌های حسین بن سعید بوده میباشد.[۲۷]

به هر روی، مجلسی در بحار الانوار[۲۸] از این ورژن حافظه کرده و انتساب تألیف آن را به حسین بن سعید و احمد بن محمد بن عیسی را گزینه گفت و گو قرار داده میباشد، گرچه انتساب آن را به حسین بن سعید به طور کار کشته تری مطرح نموده است.

در دعوا از این ورژن، آنچه بایستی گزینه دقت بدون شوخی قرار گیرد، آن میباشد که‌این ورژن ظاهراً با کتاب فقه الرضا مربوط بوده میباشد و چنانکه از هر نقطه آن پیداست، نصیب‌هایی از کتاب فقه الرضا با این ورژن آمیخته میباشد. این سؤال در بین میباشد که چرا این دو کتاب با یکدیگر لینک خوده و قسمت‌هایی از فقه الرضا در کتاب موسوم به النوادر روش یافته میباشد؟

از سایر کتاب‌های او می‌قدرت بدین‌ها اشاره داشت:

التوحید
ادب النبی (صلی الله علیه و آله)[۲۹]
المتعه [۳۰]
الناسخ و المنسوخ
الاظلة[۳۱]
الناسخ و المنسوخ
المسوخ[۳۲]
فضائل العرب[۳۳]
کتاب در حج[۳۴]
الطب الکبیر[۳۵]
الطب الصغیر[۳۶]
المکاسب[۳۷]
الملاحم[۳۸]

بازدید : 13
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:20


در طی عثمان
حفصه، در طی عثمان بن عفان امر قتل کنیز خویش که او را سحر کرده بود صادر کرد و این مایه غم عثمان شد.[۲۹] بیان شده میباشد حفصه از کاتب مصحف مراد بود وقتی که به کتابت آیه ۲۳۸ سوره بقره می رسد، او را خبر دهد تا آیه را به صورتی که وی میگوید نگارش مسجد النبی کوهسنگی مشهد نماید.[۳۰]

او همینطور بعداز مرگ پدرش قدمت، به وصیت وی، صحف قرآنی را که در حین خلافت ابوبکر تدوین گردیده بود، نزد خویش محافظت می کرد و وقتی که عثمان دست به تدوین پایانی قرآن و یکی‌از نمودن مصحف‌ها زد، آنان را در مشت عثمان بنیان و بعد از اتمام شغل، آن صُحُف به حفصه برگردانده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۳۱]

زمانی که عثمان به خلافت رسید، عایشه و حفصه پیش وی رفتند و از او خواستند آنچه پدرانشان (خلیفه اولیه و دوم) به آنها می‌دادند، دوباره به آنها بدهد؛ البته عثمان اعلام‌کرد به خداوند قسم اینگونه چیزی به شما نمی‌دهم... آیا شما دو نفر نبودید که (در جریان مطالبه فدک به وسیله فاطمه) نزد پدرتان شهیدشدن دادید... پیامبران ارث نمی‌گذارند. روزی اینگونه شهیدشدن دادید و روزی ارثیه رسول(ص) را درخواست رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کنید؟[۳۲]

کمپانی نکردن در نبرد جمل
نوشته ی علمیٔ مهم: پیکار جمل
از سایر رویدادهای معاش حفصه، تصمیم او در ملازمت و همراهی با عایشه در خروج بر حضرت علی(ع) و وقوع پیکار جمل میباشد که برادرش او‌را از این تصمیم پشیمان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۳۳]

زمانی که حضرت علی(ع) به ذی قار رسید، عایشه به حفصه طومار‌ای نوشت و در آن از محاصره شدن حضرت علی(ع) و یارانش برای او توضیح اعطا کرد، حفصه هم از راز شادمانی، کودک ها بنی دسته و بنی عدی را گردآوری کرد و به کنیزکان خویش دف‌هایی بخشید تا با تلاوت اشعاری درین باب، شور و پای کوبی نمایند. این خبر زیرا به ام ّسلمه، همسر نبی(ص)، رسید اندوهگین شد و ام کلثوم دختر حضرت علی (ع)، به نیابت از وی به‌طور ناشناس به مجلس شور حفصه رفت و او را ملامت کرد و حفصه شرمنده شد و از این فعالیت دست برداشت.[۳۴]

منزلت وی نزد اهل سنت
در کتاب ها اهل سنت، حفصه احادیثی از فرستاده اکرم(ص)، بیشتر درباره حج و نماز و وصلت و روزه، نقل نموده است[۳۵] و افرادی زیرا برادرش عبدالله بن قدمت، عبدالله بن صفوان جَمحی، و عمرو بن رافع از وی داستان کرده‌اند.[۳۶] بَقْی‌بن مَخْلَد، در مسند خویش، شصت حدیث از حفصه نقل نموده است.[۳۷]

همینطور در متن‌ها شرعی اهل سنت، پاره‌ای از اجتهادات دینی حفصه نام برده میباشد.[۳۸]

ابن ابی طاهر(ابن طیفور)[۳۹] دو خطبه از خطبه‌هایی را که به گزارش حفصه آوازه داشته، نقل نموده است[۴۰] ابن شهر آشوب[۴۱] از حفصه شعری در مدح حضرت فاطمه(س) نقل نموده است.

فاطمة خير نساء البشر
ومن لها وجه كوجه القمر
فضلك الله على كل الورى
بفضل اینجانب خص بآي الزمر
زوجك الله فتى فاضلا
أعني عليا خير اینجانب في الحضر
فسرن جاراتي ارزش انها
كريمة بنت عظيم الخطر
ترجمه: فاطمه بهترين زنان انسان میباشد، فاطمه داراى صورتى زیرا قمر ميباشد، آفریدگار تو‌را بوسيلۀ آن كسى كه بواسطۀ آيه‌هاى سورۀ: زمر تخصیص داده گردیده برترى عطا نموده، خداوند تورا براى جوانى با فضيلت تزويج نمود، يعنى على بن ابى طالب كه بهترين افرادى میباشد كه حضور دارا‌هستند. اى كنيزان اینجانب! فاطمه را ببريد، زيرا كه وى بزرگوار و دختر شخصى عظيم الشأن میباشد.[۴۲]

درگذشت
درباره تاریخ وفات حفصه اختلاف‌لحاظ وجود دارااست[۴۳]، برخی سال ۲۷[۴۴] و گروهی سال ۴۱[۴۵]را گفته‌اند البته بیشتر مورخان، برای مثال ابن سعد[۴۶] و زبیر بن بکّار،[۴۷] سال ۴۵ را بیان کرده‌اند. مروان بن حکم، که در آن هنگام امیر مدینه بود، بر لاشه او نماز خواند.[۴۸] جسد اورا در بقیع دفن کردند.[۴۹]

در آرامستان باب الصغیر دمشق نیز قبری به او منسوب میباشد..[۵۰]

حفصه ماجرا خسف بیداء را که بیان‌کننده فرو رفتن سپاه سفیانی در پیکار با مهدی موعود میباشد از فرستاده اکرم(ص) نقل نموده است. [۵۱]

پانویس

بازدید : 30
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:25


حسن‌ بن دوستداشتنی (۱۲۹ یا این که ۱۴۹ق-۲۲۴ق)، از اصحاب امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) و امام جواد(ع). او یکی‌از عناصر چهارگانه شیعه در فقه و حدیث و از اصحاب اجماع میباشد، که رجالیان و محدّثان بر وثاقتش رخداد‌حیث دارا مسجد النبی کوهسنگی مشهد هستند.

اسم او در اوراق احادیث اکثری از کتاب ها اربعه شیعه چشم می گردد. وی از بیشتر اصحاب اجماع داستان نموده است و بخش اعظمی همانند احمد بن محمد برقی، عبدالعظیم حسنی و راحت بن زیاد آدمی از او داستان کرده‌اند. موضوعات احادیث وی بیشتر دینی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

المشیخه مشهور‌ترین تاثیر ابن دوست داستنی میباشد که از دیرین‌ترین اثرها در فقه و رجال در نزد شیعه به حساب می آید.

نسب
اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درستگو(ع)
۱ جَتمایل بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
خویشان او یک سری نسل مقیم کوفه و دارنده لینک وَلاء (تعلق حمایتی) با خاندان بجیله کوفه بودند و به همین سبب ساز اورا کوفی بَجَلی[۱] یا این که مولای بجیله[۲] نیز خوانده‌اند.[۳]

جدّ سوم حسن، وَهْب، که اهل سِند و برده قانونی جریر بن عبدالله بجلی بود، از امام علی(ع) درخواست کرد او را از جریر بخرد. جریر که می‌مشاهده کرد با فروش وَهْب اورا به طور کامل از دست می دهد، آزادش کرد تا به این ترتیب در میان خویش و فامیل‌اش بجیله با وهب و دودمانش، تعلق (ولای عتق) برقرار خواهد شد. وهب نیز از آن پس به سرویس امیرمؤمنان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد درآمد.

لقب و کنیه
لقب حسن بن دوستداشتنی، ابوعلی[۴] و لقبش سَرّاد یا این که زَرّاد[۵] به معنای زره ساز[۶] میباشد که یادگار پیشه جدّ اعلایش، وهب، بوده میباشد.[۷]

به دنیا آمدن
به دنیاآمدن وی بنابر اینکه به هنگام وفات، ۷۵ یا این که ۹۵ ساله بوده باشد سال ۱۲۹ یا این که ۱۴۹ق بوده میباشد. به حیث میرسد با دقت به احادیث وی از عده ای همانند ابو حمزه ثمالی، در نوجوانی به یادگرفتن حدیث پرداخته میباشد. شاید تشویق پدرش، دوست داستنی، نیز در تعلّم حدیث مؤثر بوده، چنان که کشّی[۸] از راویان شیعه شنیده میباشد که دوستداشتنی بابت هر حدیثی که پسرش از علی بن رئاب می‌نوشت، یک درهم به وی محرک می‌بخشید. سال‌ها آنگاه، وی و سه راوی گران قدر دیگر موادسازنده چهارگانه شیعه در فقه و حدیث بودند.[۹]

فرزندان
دو پسر وی به اسم‌های محمد و هارون هر دو از اصحاب امام جواد(ع) بودند[۱۰] و از نوه وی جعفر بن محمد نیز میان راویان حدیث حافظه گردیده است.[۱۱]

وثاقت
همگی رجالیان و محدّثان متقدم و متأخر در وثاقتش متفق‌اند[۱۲] اسم وی در طبقه اصحاب امام کاظم[۱۳]، اصحاب امام رضا[۱۴] و اصحاب امام جواد علیهم السلام[۱۵] آمده میباشد. اسم وی در شمار اصحاب اجماع نیز آمده میباشد.[۱۶]

کشّی[۱۷] او را یکی شش فقید از اصحاب امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام می‌شمارد که به گفته وی، طایفه شیعه بر صدق احادیث و دانش و فقاهتشان و دو مجموعه شش نفری دیگر اجماع دارا هستند. اما بعضی به مکان حسن بن دوست داستنی، حسن بن علی بن فضال و فَضالةبن ایوب اَزْدی یا این که عثمان بن عیسی رواسی را در‌این گروه مکان داده‌اند.[۱۸]

به نوشته مامقانی[۱۹] و برخی از فقها، برای مثال شهید ثانی و پژوهشگر سبزواری، بر آن بوده‌اند که او همچون محمد بن ابی عمیر جز از راویان ثقه، ارسال حدیث و حذف واسطه نمی‌نماید، و این بالاترین سکو پشت گرمی به راوی میباشد.[۲۰]

احادیث
اسم وی در طرز قریب به سه هزار حدیث از کتاب ها اربعه شیعه چشم می شود.[۲۱] این احادیث، به ترتیب فراوانی، درباره عقائد، رفتار، احکام عبادات، احکام معاملات و... دیگرند.[۲۲]

طبق رسیدگی آیت الله خویی،[۲۳] وی ضمن یک‌سری حدیث که بی‌واسطه از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) داستان کرده، از ۱۸۸ راوی حدیث شنیده میباشد که شصت بدن از آن‌ها از اصحاب امام راست گو علیه‌السلام بوده‌اند.[۲۴]

بیشترین احادیث وی، از علی بن رئاب، ابوایوب ابراهیم بن زیاد خزّاز و عبدالله بن سنان (هر سه از اصحاب امام درست گو (ع)) و هشام بن سلامت و علاء بن رزین (از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع)) بوده میباشد.[۲۵]

او همینطور از هشت بدن از اصحاب اجماع قصه نموده است.[۲۶]

داستان کنندگان
تعداد عده ای که از حسن بن دوستداشتنی ماجرا کرده‌اند فراوان میباشد[۲۷] بیشترین روایات اورا، به ترتیب، افراد پایین داستان کرده‌اند:

احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی
سهل وآسان بن زیاد آدمی
ابراهیم بن هاشم قمی
عبدالعظیم حسنی
احمد بن محمد بن خالد برقی
ادب بن شاذان نیشابوری.[۲۸]
بین احادیث وی، دقت فراوان به فقه و نقل احادیثِ در امر امامت، به ویژه امامت امام رضا علیه‌السلام[۲۹]، جذاب دقت میباشد. همینطور اعتنا به معیارهای انتقاد حدیث و مستندات روایی احکام[۳۰] و پیش گامی وی در پرداختن به رجال حدیث با تألیف المشیخة[۳۱]، در خور توجه میباشد.

مسئله احادیث
عمده احادیث وی که در موضوعات دینی (به ویژه مباحث حدود، دیات و قصاص، نکاح و جدایی، نماز و حج) و رفع تعارض در میان مستندات حدیثی احکام میباشد از اشراف وی به علم و مسائل فقه حکایت دارااست. متفحص حلی، که در فقه استدلالی و فقه مقارن، از در میان اقوال به صحبت یکسری بدن بسنده کرده، اسم پنج عالم و پیشتر از تمامی اسم حسن بن دوست داستنی را برده و آنان‌را ستوده میباشد.[۳۲]

اثرها

بازدید : 10
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:09


مرجعیت فکری
علی بن اسماعیل شاگردان و یارانی را تربیت نموده است، گفتند وی به‌تیتر واسطه جریان هشام بن حکم با مابعد خویش میباشد و تعبیراتی مانند «اینجانب اصحاب میثم» یا این که «مَن تابعه» و «میثمیه» اشاره به ادامه مکتب کوفه در اصحاب علی بن اسماعیل مسجد النبی کوهسنگی مشهد داراست.[۱۷]

اساتید ابن‌میثم
مشایخ و راویان
او از امام رضا(ع) به طور بدون واسطه ماجرا کرده، [۱۸] هم‌اینگونه از اشخاص دیگری نیز به نقل حدیث پرداخته میباشد[۱۹] بعضا از این راویان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبارتند از:

مخلوق الاعلی ‌بن اعین
اسماعیل بن‌ شعیب بن‌ میثم
محمد بن‌ حکیم خثعمی
ربعی بن ‌عبدالله بن‌ جارود
منصور بن‌ حازم بجلی
فضیل بن‌ زبیر رسان
معلم در صحبت
مطابق منابع جانور معلم وی در سخن هشام بن حکم بوده میباشد و زمانی که هشام گریز کرد ابن‌ میثم به امر هارون به زندان زمین‌خورد و هنگامی در زندان خبر وفات معلم خویش را شنید نقل می‌نماید: «در شرایطی‌که هشام کشته گردد دانش با وی دفن میشود» و از هشام با عبارت عضدنا و شیخنا و المنظورالیه فینا یادکرده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۲۰]

شاگردان
برخی از کسانی که در حوزه نقل حدیث از وی قصه نقل کرده‌اند:[۲۱]

حسین بن سعید اهوازی
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
داود بن‌ مهزیار
جعفر بن‌ احمد بن‌ ایوب سمرقندی
اثرها
در منابع، اساسی (متنی مکتوب حاوی روایاتی که مستقیما از امام شنیده شد‌ه‌است) به وی منسوب شده میباشد.[۲۲] و بعضی اثر ها دینی و کلامی[۲۳] شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دیگر وی عبارتند از:

کتاب الإمامة
کتاب مجالس هشام بن حکم
کتاب المتعة
کتاب الاستحقاق
الکامل
کتاب الطلاق
کتاب النکاح
نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضی گزارش‌ها، ابن‌میثم به ضروری بودن آشنایی پروردگار اعتقاد داشته میباشد. همۀ معارف و برای مثال معرفت الهی، از نگرش علی بن اسماعیل، اضطراری‌اند و وجود صانع را از روش دلیل نظم(نهایت‌مندی) ثابت نموده است.[۲۴] هم‌اینگونه اورده شده میباشد که وی صفات معبود را عین ذات وی می داند.[۲۵]

نبوت
منابع گزارش کرده‌اند که علی‌بن‌اسماعیل منزلت نبی را ویژه ‌دانسته که از جانب پروردگار گزینش می‌شود؛[۲۶]وی دانش نبی را دانش معمولی نمی‌داند و بر این اعتقادوباور میباشد که دانش آن حضرت از سوی خدا به رسول داده گردیده‌است.[۲۷]

امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی ‌دانسته که نبی آن را انتخاب نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، تحلیل ها و مناظره‌های زیادی را از او تصویب و ضبط کرده‌اند. وی امام را، عالِم به کل کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به گویش‌های متعدد هر ناحیه صحبت میگوید.[۳۱]

ابن‌میثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته میشوند در ارتباط با این اصطلاح و وجه‌تسمیه آن آورده‌اند این تیتر اصولا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان باران‌خورده» گرفته‌شد‌ه‌است، سبب ساز نامیده شدن آنها بدین کنیه، این میباشد که روزی علی‌بن‌اسماعیل میثمی و یونس بن مخلوق الرحمن، با بعضا از فرقه واقفه در مورد امامت پس از امام کاظم ع مناظره کرده‌اند و زیرا صحبت آنها بالازد و آنها از قبول دلیل راز گشوده زدند، علی‌بن‌اسماعیل رو به آن ها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابن‌میثم به‌این‌جهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش می‌رفتند لجاجت بیشتری می‌کردند و گویی از جهت فکری بسیاربدبو‌خیس می‌شدند مانند سگی که هر چه بیشتر باران‌خورده گندیده‌خیس شد‌ه‌است.

نسبت‌ها
گزارش‌های جان دار درباره ی با علی بن میثم دو مجموعه‌اند:
در بعضا منابع به علی بن میثم و استادش هشام بن حکم نسبت‌هایی مانند تشبیه و تجسیم، توحید، قدر، رجعت، نسبت بزرگ نمایی، تحریف قرآن، وارد کردن اثرها یهودیان در اسلام، انحراف در دعوا عزم معبود، وارد کردن عقیده پاکی و نص داده شد‌ه‌است.[۳۳]

البته در مقابل، بعضا از منابع و شخصیت‌هایی مانند نجاشی، روضه خوان طوسی، علامه حلی[۳۴] و هم‌اینگونه شخصیت‌هایی زیرا مامقانی، تستری، سید ابوالقاسم خویی، مطهری این نسبت‌ها را اثبات ندانسته‌اند[۳۵] و اورا گزینه پشت گرمی معرفی کرده‌اند.

پانویس
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲۳۹.
اشعری، المقالات و القرق، ۱۳۶۰ ش، ص۲۳۹. ؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ ش، ص۲۵۱.
ابن‌داود، رجال، ۱۳۴۲ ش، ص۱۸۶.؛ طوسی‌، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۸۳ ؛ طبری آملی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص‌۲۵۶.
علیپور، ۱۳۹۴ش، شخصیت و آرای کلامی علی بن اسماعیل میثمی، ص۲۷.
صدوق، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴.
ابن‌ندیم، فهرست، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۳.
اشعری، المقالات، ۱۳۶۰ش، ص۱۴۱.

بازدید : 12
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:50


اعتراض به سیاست‌های امین السلطان
خلیلی تهرانی نسبت به کارها سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران حساس بود. او در ۱۳۲۱ق، در‌پی وضع نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور ایران و نارضایتی عموم از شغل های امین السلطان (صدراعظم ناصرالدین پاد شاه قاجار)، یاروهمدم با آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (متوفی ۱۳۲۹ق.) به علمای کشور ایران طومار نوشت و ناخشنودی خویش را از سیاست‌های اشتباه امین السلطان علامت اعطا کرد و حتی گفته‌اند که اورا تکفیر کرد. این اقدامات بسیار مؤثر زمین خورد و موجب برکنار امین مسجد النبی کوهسنگی مشهد السلطان شد.[۱۳]

ملازمت با نهضت مشروطه
با شروع نهضت مشروطه، تهرانی یاور با محمدکاظم خراسانی و عبدالله مازندرانی (متوفی ۱۳۳۰ق.) از آن پناه کرد. این سه شیخ که پس از وفات میرزای شیرازی مرجعیت شیعه ها را به ذمه داشتند و با تیتر مراجع ثلاث نجف شناخته می‌شدند، با طومار‌ها، پیام‌ها و ارشادهای خویش، سهم مهمی در برد نهضت مشروطه داشتند. مقصود آن ها از این پشتیبانی که از عمده‌ترین عامل ها موفقیت انقلاب مشروطه دانسته گردیده، محافظت مذهب اسلام و از دربین برداشتن حکومت استبداد و کوتاه کردن دست متجاوزان فرنگی نقل شده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۴]

تنفیذ قانون اساسی ایران مشروطه
بعداز برد نهضت مشروطه و تأسیس مجلس شورا، قانون اساسی ایران برای ثبت نزد این سه بدن پیامبر شد و آن ها هم آن را تنفیذ کردند[۱۵] و بعد از آن با ارسال طومار‌ها و تلگرام‌های متواتر، به تقویت مجلس اقدام رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمودند.[۱۶]

نبرد با حکومت استبدادی
بعداز به توپ مسدود شدن مجلس نخستین در ۱۳۲۶ق، تهرانی و دیگر علمای اهل ایران مقیم عراق، بر شدت نبرد خویش با حکومت استبدادی و جانبداری از مشروطه‌خواستار اضافه کردند. تهرانی و خراسانی و مازندرانی طرد کردن محمدعلی سلطان را از اوجب واجبات، دادن مالیات به گماشتگان اورا از اعظم محرّمات و همت در منش استقرار مشروطه را به منزله جهاد در رکاب امام فرصت(عج) دانستند.[۱۷] در طی استبداد صغیر، یکی مدارسی که تهرانی در نجف سازه گذاشته بود، محل جلسه ایرانیان شد.[۱۸] گفته‌اند که بعداز بروز پاره‌ای انحرافات در نهضت مشروطه، تهرانی از نگهبانی آن اظهار پشیمانی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کرد.[۱۹]

خصوصیت‌های اخلاقی و عبادی
تهرانی شخصی متقی بود و مداومت و محافظت به تلاوت دعا ها و زیارات داشت. وی پس از مدتی درس دادن، کرسی درس دادن را رها کرد و اکثر وقت ها در مسجد کوفه و سهله به عبادت پرداخت. او عادت به زیارت اربعین کربلای معلی با پای پیاده داشت.[۲۰] خوش‌خلق و خوش‌صحبت و بسیار رئوف بود.

وی یک زائرسرا و دو مکتب علمیه و قنات در نجف، برای مردم وقف کرد.[۲۱]

درگذشت
تهرانی در شوال ۱۳۲۶ق در مسجد سهله درگذشت و پیکرش را در شریعه فرات غسل دادند و تا نجف تشییع و در کنار مسجد خودش در بقعه ای که خویش فراهم کرده بود، دفن شد.[۲۲] در کشور ایران و هند و عراق، برای وی مراسم عزاداری برگزار شد و بازار طهران تعدادی روز تعطیل شد. شعرای بخش اعظمی در رثای او شعر سروده‌اند.[۲۳] بعد از وفات تهرانی، شایع شد که او با زهر مسموم گردیده‌است و حتی او‌را «ذبیح اعظم» و «شهید اکبر» خواندند.[۲۴]

اثر ها و تالیفات

بازدید : 33
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:48


خَبّاب بن اَرَتّ (درگذشت ۳۷ق) صحابی رسول اکرم(ص) و از یاران حضرت علی(ع) بود. وی از اول عده ای بود که مسلمان شد. خباب بن ارت شکنجه‌های متعددی از مشرکان در مکه مشاهده کرد؛ البته از اسلام بازنگشت. او در بالا اسلام به عمل‌های تبلیغی برای توسعه و گسترش اسلام درگیر بود و احادیث زیادی از پیامبر خداوند نموده است. خباب بعداز سفر به مدینه در تمامی غزوات رسول اسلام کمپانی مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.

نسب و لقب
درباره نَسب خبات بن ارت اختلاف میباشد. افرادی که اورا عرب دانسته‌اند، اکثر اوقات او را تمیمی شمرده‌اند.[۱] برخی نیز او‌را خُزاعی یا این که هم‌قسمِ بنی‌زهره دانسته‌اند.[۲]‌ گاه اصل خبّاب را از حیطه سواد عراق و منطقه کسْکر نیز آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گفته‌اند.[۳]

لقب
لقب خبّاب، بنابر معروف، ابوعبدالله و به قولی ابومحمد یا این که ابویحیی بوده میباشد.[۴] آورده شده لقب ابویحیی که بعضی منابع برای وی برشمرده‌اند، لقب صحابی دیگری میباشد با همین اسم (خبّاب)، که غلام عُتبة بن غَزوان بود و در سال ۱۹ هجری در طول خلافت قدمت بن خطاب درگذشت. آورده شده میباشد که فرستاده اکرم پسر خبّاب را عبدالله نامید و خبّاب را ابوعبدالله رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواند.[۵]

خبّاب بن ارتّ یک‌سری فرزند داشت،[۶] به عنوان مثال عبداللّه، از فرمانداران علی(ع) در نهروان، که به دست خوارج کشته شد.[۷] نسل خبّاب تا فرصت ابن هشام (درگذشته ۲۱۸ق) در کوفه باقی بود.[۸] بعضا از فرزندی به اسم عبدالرحمن نیز برای وی خاطر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۹]

انگیزه اسم‌گذاری به اَرَتّ
نقل شده ارتّ (بابا خبّاب)، از آن رو اینگونه اسم گرفت که صحیح نمی‌توانست به عربی صحبت بگوید و هرگاه می‌خواست به‌این گویش کلام بزند، رُتَّه (لُکنت لهجه) پیدا می کرد.[۱۰] لذا بعضا اورا یا این که از نبطی‌ها و آرامی‌های عراق یا این که از ایرانیان مستقر کَسکَر دانسته‌اند. همینطور در روایتی از حضرت علی(ع)، خبّاب اولیه کسی از نبطیان شمرده گردیده که اسلام آورد.[۱۱][یادداشت ۱]

اسلام آوردن
صحبت علی(ع) راز قبر خبّاب
آفریدگار بیامرزد خبّاب پسر ارتّ را، به تمایل اسلام آورد و از روی فرمانبرداری سفر کرد و به گذران روزْ قناعت نمود، و از معبود راضی بود و مجاهد معاش نمود

نهج البلاغة، لغت ها قصار،ش ۴۳.

خبّاب بن اَرَتّ از اولی اشخاصی بود که دعوت رسول اکرم (ص) را به عهده گرفت و اسلام آورد. بعضی از مورخان اورا ششمی مسلمان دانسته‌اند،[۱۳] که قبل از ورود حضرت پیامبر به دار الارقم، مسلمان شد.[۱۴] برخی او را د‌همین یا این که یاز‌دهمی یا این که بیستمین مسلمان بیان کرده‌اند.[۱۵] همینطور اورا در زمره کم مسلمانانی دانسته‌اند که اسلام خود را ظواهر کرد و‌ گاه حتی او‌لین وی به شمار آورده‌اند.[۱۶]

وی گذشته و بعداز مهاجرت، در زمره مسلمان‌ها حاجتمند بود. وی گفته میباشد وقتی که به نبی اکرم ایمان آورد، درهمی پول نداشت.[۱۷] مشرکان خبّاب بن ارتّ را که از مسلمان ها بینوا بود، شکنجه می‌کردند تا از اسلام برگردد. سن خباب درین هنگام حدود ۲۳ تا ۲۵ سال بود. در تعبیر (منسوب به) امام حسن عسکری(ع)، کرامتی به خبّاب منسوب شده میباشد که هنگامی کفار او را در غل و زنجیر کرده بودند، با توسل به فرستاده(ص) و اهل بیتش از غل و زنجیر رها یافت.[۱۸]

تبلیغ اسلام
خبّاب بن ارتّ در ابتدا اسلام به عمل‌های تبلیغی برای توسعه اسلام اهتمام می‌ورزید. او به فاطمه بنت خَطّاب، خواهر قدمت، و شوهر او سعید بن زید قرآن یاد دادن می‌بخشید و به کارایی وی عمَر مسلمان شد.[۱۹] وی همنشین نبی آفریدگار[۲۰] و شیدا وی بود.[۲۱] خبّاب بن ارتّ در همگی غزوات، برای مثال بدر و اُحد و خندق، کمپانی کرد.[۲۲] به روایتی، نبی پروردگار او را به مراقبت و تقسیم غنایم بدر گمارد.[۲۳]

بازدید : 13
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:48


محمد بن علی بن شهرآشوب سَرَاو مازندرانی (۴۸۸ق-۵۸۸ق) دارای اسم و رسم به ابن‌شهرآشوب، دانا، مفسّر و محدّث شیعه در قرن ششم هجری قمری و مولف کتاب‌هایی همانند مناقب آل‌ابیطالب و معالم العلماء هست. روضه خوان حر عاملی وی را جامع کلیه‌ی خیر‌ها در دانش، آرامش، ثقه، رجال، حدیث و شعر معرفی می‌نماید. و برخی هم فخر شیعه دانسته‌اند. حتی علمای اهل سنت هم او‌را سرآمد در دانش قرآن، حدیث، اصول و لغت مسجد النبی کوهسنگی مشهد میدانند.

افرادی او‌را اهل ساری و محل ولادتش را مازندران و یا این که بغداد دانسته‌اند. وی بعد از زد خورد با حکمران مازندران راهی بغداد شد او بعد از مدتی اقامت، در سال ۵۶۷ هجری قمری به حِلّه رفت و در آنجا به درس دادن سرگرم شد و سرنوشت در سال ۵۷۳ قمری راهی حلب شد وتا انتها قدمت در آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد آنجا ماند.

وی پیش استادانی همانند روحانی طبرسی، قطب‌الدین راوندی، ابوالحسن علی بیهقی و دیگر اساتید استخراج دانش کرد و شاگردانی مثلا؛ ابن زهره، علی بن شعره حِلّی و یحیی بن علی حَلَبی و دیگر شاگردانی را تربیت کرد. وبه گفته بعضا از محققین، او عاقبت در سال ۵۸۸ قمری در شهر حلب در سپری شد و در بالای جبل جوشن به خاک رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد امانت شد.

به دنیاآمدن و نسب
ابن‌شهرآشوب در سال ۴۸۸ق و سازه بر قولی در سال ۴۸۹ق چشم به جهان گشود.[۱] گردآوری‌ای او را اصالتاً اهل ساری[۲] دانسته‌ و گفته‌اند به دنیا آمدن او در مازندران بوده میباشد، [۳] ولی بعضی قائل‌ به به دنیا آمدن او در بغداد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌اند.[۴]

آقابزرگ تهرانی در کتاب مصفی المقال فی دانش الرجال، جد اورا شيخ شهرآشوب بن كياكی، از عموم ساری و از شاگردان نامی و ممتاز روضه خوان طوسی معرفی نموده است.[۵] پدرش شيخ علی فرزند شيخ شهرآشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از پژوهشگران شیعه معرفی گردیده‌است.[۶]

سفرها
او پیرو زد خورد با حکمران مازندران، راهی بغداد شد[۷] و در آنجا به وعظ و درس دادن سرگرم شد و چنان مقبولیت یافت که مقتفی عباسی خلیفه وقت به او خلعت پوشاند.[۸] او بعداز مدتی اقامت در بغداد، در سال ۵۶۷ق به حله رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت.[۹] درین هجرت ابن‌ادریس حلی و ابن‌بطریق از او داستان شنیدند. [۱۰]

ابن‌شهرآشوب در سال ۵۷۳ق به حلب رفت که در آن مجال مقر حمدانیان و پناهگاه شیعه‌ها بود. او تا پایان قدمت در حلب ماند.[۱۱]

مقام علمی ابن‌شهرآشوب
اساتید
روضه خوان عباس قمی، استادان ابن‌شهرآشوب را این‌سیرتکامل مذکور میباشد:

روضه خوان شهر آشوب (جدش)
روحانی علی (پدرش)
فتال نیشابوری مالک کتاب روضة الواعظین
روضه خوان طبرسی صاحب و مالک مجمع البیان
ابومنصور طبرسی صاحب و مالک الاحتجاج
ابوالفتوح رازی مالک تعبیروتفسیر روض الجنان
عبدالجلیل قزوینی رازی صاحب و مالک کتاب النقض
ابوالفتح آمدی
قطب‌الدین راوندی صاحب و مالک کتاب الخرائج و الجرائح
جارالله زمخشری مالک تعبیر و تفسیر کشاف
ابوالحسن علی بیهقی مشهور به ابن‌فندق.[۱۲]
شاگردان
شاگردان ابن‌شهرآشوب از این قرار میباشد:

سید محمد بن زهره حلبی دارای شهرت به ابن‌زهره
روحانی الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی
یحیی بن بطریق
تاج الدین دربی
روحانی یحیی سوراوی
یحیی بن ابی حلبی
سید کمال الدین حیدرحسینی.[۱۳]

مناقب آل ابی طالب
تألیفات و اثرها
بعضی از اثر ها ابن شهر آشوب بدین قرار میباشد:

متشابه القرآن و مختلفه
مناقب آل ابی طالب
معالم العلماء
مثالب النواصب
مائدة الفائده
امثال فی الامثال
الاوصاف
المنهاج الجدیده
انساب آل ابی طالب
نُخَب الاخبار الخصائص الفاطمیه
ذکر التنزیل
الموالید
المخزون المکنون فی عیون الفنون
الطرائف فی الحدود و الحقائق
الحاوی
الفصول فی النحو.[۱۴]
وفات

بازدید : 22
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:21


فُضَیل بن یَسار از اصحاب اجماع که از امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) قصه نموده است. اسم وی در گواهی بیش تر از ۲۵۴ حدیث آمده و رجالیان، اورا توثیق کرده‌اند. امام راست گو درباره او از تعبیروتفسیر «منا اهل‌البیت»؛ (از ما اهل بیت میباشد) به کار گیری مسجد النبی کوهسنگی مشهد نموده است.

نسب و محل تولد
فضیل بن یسار نهدی بصری نسبش به خاندان بنی‌نهد از قبایل یمن میرسد که از فرزندان نهد بن لیث یمنی میباشند.[۱] تاریخ تولد فضیل دقیقا معین وجود ندارد البته بنابر گزارش‌های تاریخی در اواخر قرن اولیه قمری در کوفه متولد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۲]

وی روزگار نخستین معاش را در کوفه طی کرد و آن‌گاه به بصره سفر کرد و از همین رو به بصری مشهور شد.[۳]

لقب و کنیه
زیرا فرزند تعالی فضیل قاسم اسم داشت، لقب دارای شهرت او، ابوالقاسم میباشد. ولی در برخی از منابع، لقب ابومِسْوَر نیز برایش نام برده میباشد. کنیه دارای اسم و رسم او نیز «نَهْدی» رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۴]

منزلت علمی
رجالیان فضیل را از اصحاب امام باقر(ع) و امام راست گو(ع)[۵] و اصحاب اجماع می‎دانند.[۶] مبتنی بر منابع، رجال‌شناسان شیعه بر وثاقت و علم فضیل تاکید دارا‌هستند؛ کشّی او‌را در زمره اشخاصی قرار داده که مجموع عالمان و فقیهان شیعه بر عدل و داد و وثاقتشان اتّفاق دارا هستند و روایاتشان را درست میدانند و آنها را دانا‌ترین اصحاب امام باقر و امام راستگو (ع) به شمار آورده‌اند.[۷] روحانی موءثر، فضیل را در مجموعه فقیهان بلندمرتبه شیعه قرار داده میباشد که شیعه‌ها برای فراگرفتن احکام آئین به آن ها برگشت می‌کردند و هیچکس آن‌ها را مذمت نکرده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۸]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام درست گو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوست داستنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
نزد امامان شیعه
بنابر گزارش منابع رجالی، فضیل بن یسار از مقام ویژه‌ای نزد اهل بیت و به‌ویژه امام درستگو (ع) بهره مند بود؛ آن حضرت در مواقعی برای مثال علی بن سعید بصری را به فضیل ارجاع داده و منزلت علمی او‌را تأیید نموده است.[۹][یادداشت ۱]

بنابر روایتی هرگاه حضرت درست گو(ع) به فضیل می نگریست، می‎فرمود: «مژده بده بشر‌های خاشع را. هرکس دوست دارااست مردی از اهل فردوس را ببیند، بدین مرد نگاه نماید.» و یا این که می‌فرمود: «زمین به فضیل بن یسار، ادب و اُنس می گیرد.»[۱۰]

همینطور به هنگام غسل فضیل اتفاقاتی افتاده میباشد که با وصال خبرها آن به امام درستگو(ع)، وی برای فضیل از پروردگار طلب عفو و بخشش کرد و فرمود.

...هو منا أهل البيت. (وی از ما اهل بیت میباشد.)[۱۱]
نقل ماجرا
اسم فضیل بن یسار در گواهی بیشتراز ۲۵۴ قصه آمده میباشد، او در نقل روایات به صورت بدون واسطه از امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) داستان می‌نماید و ضمن این او از زکریا بن عبداللّه نقّاض و عبدالواحد مختار انصاری نیز ماجرا نقل نموده است. اشخاص اکثری نیز از فضیل داستان نقل کرده‌اند که بعضا از آنها عبارتند از:

ابان بن عثمان
جمیل بن دراج
حسن بن دوستداشتنی
حماد بن عثمان
یونس بن عبدالرحمن
علی بن رئاب
حریز بن عبداللّه سجستانی
علاء بن رزین
عبداللّه بن سنان
جمیل بن با تقوا [۱۲]
مورد احادیث
رغبت روایی فضیل بیشتر متمایل به فقه میباشد؛ گرچه بین خبر‌ها وی، روایاتی در حوزه توحید، ولایت و پاکی اهل بیت و خلق و خوی نیز وجود داراست. البته بیشتر دیدگاه وی، متمرکز در احکام شرعی میباشد. از همین رو یکی‌از ا‌لقاب فضیل بن یسار، «عالم شیعه» میباشد.[۱۳]

وفات
فضیل در بعدازظهر امام راستگو(ع) درگذشت[۱۴] هر یک‌سری تاریخ ظریف آن مشخص وجود ندارد. درباره محل وفات وی نیز استحضار دقیقی در دسترس وجود ندارد البته از آن‎جا که در تاریخ سخنی درباره رجوع او از بصره نیست به احتمال در به عبارتی شهر وفات یافته میباشد.[۱۵]

بازدید : 34
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:52


زیارت لباس شریف جای مراقبت لباس‌ای منسوب به رسول(ص) در قندهار، وسیع ترین شهر جنوب افغانستان میباشد. این جامه، گزینه احترام و زیارت عموم افغانستان میباشد و حاکمان این مرزو بوم، به آن دقت داشته‌اند. لباس، خرقه پشمی ضخیم از پشم نازک خالص شتر بافته گردیده و رنگ آن آسمانی مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

آورده شده بعد از رحلت رسول(ص)، این خرقه آغاز به اویس قرنی، از تابعین و یاران امام علی(ع) داده شد و آنگاه به بغداد، سمرقند، بخارا، بلخ، نتیجه‌آباد (جوزون) بدخشان، کابل و سرنوشت به‌فرمان احمدخان ابدالی، حکم کننده قندهار در ۱۱۸۲ق بدین شهر منتقل شد. این محل، دربرگیرنده یک مسجد، تالار و گنبد محافظت لباس، تراس و آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد موقوفاتی میباشد.

منزلت

نمای کهن زیارت جامه شریف در قندهار
لباس شریف منسوب به نبی(ص)، برای عموم افغانستان و کشورهای دیگر، به جهت رده ویژه و انحصاری آن حضرت، آیتم احترام و قداست میباشد. حکومت‌های افغانستان نیز، از مقام این لباس، برای ساخت‌و‌ساز مشروعیت اسلامی خویش به کار گیری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[مستلزم منبع]

ویژگی ها لباس
وکیلی پوپلزایی، مولف کتاب تاریخ لباس شریف قندهار، لباس را از مجاورت چشم میباشد: جامه، جامه پشمی ضخیم از پشم نازک خالص شتر و رنگ آن مانند افق میباشد. اندازه جامه کوتاه‌خیس از قامت یک آدم بنظر میاید. آستین‌های آن نیز کوتاه‌خیس از معمول میباشد. جلوی خرقه، با فن پشمی دوخته گردیده و نوار زیرِ بدورِ خرقه ندارد. این جامه به گذر زمان مجال فرسوده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۱]

خصوصیات سازه
سازه مشمول یک مسجد، تالار دارنده گنبد و صحن یا این که ایوان میباشد. لباس در تالار، باطن یک صندوق مبنا‌دار نگه‌داری می‌گردد. چلچراغ‌هایی در سقف گنبدی آن معلق میباشد. در متن ها تاریخی افغانستان، یک سری دستور و وقف‌طومار درباره این زیارت از امیران، تجار و اشخاص دیگر مندرج و بعضا تزیینات و سنگ نوشته به‌این جای افزوده گردیده است.[۲]

تاریخ جامه

مرقد اویس، سوریه
براساس تاریخ آورده شده درباره جامه فرستاده، این خرقه از مدینه به یمن، مکه، بغداد، سمرقند، بخارا، بلخ، نتیجه‌آباد (جوزگون)، کابل و آخر و عاقبت به قندهار برده شد.[مستلزم منبع]

عطار نیشابوری در تذکرةالاولیاء نوشته میباشد نبی(ص) وصیت کرد مُرَقَعش (خرقه آستین‌دار وصله‌دار)[۳]) به اویس قرنی داده گردد تا برای امتش دعا نماید. علی بن ابی‌طالب(ع) و قدمت بن خطاب به وادی اویس رفتند و این جامه را به وی دادند.[۴]

مکه و بغداد
نتیجه محمد، مورخ دارای اسم و رسم افغانستان و مولف کتاب «سراج التواریخ» نوشته: آورده شده بعداز فوت اویس، این خرقه در غار حرا گذارده شد. بعد از آن شخصی بنام دوست‌محمد که از وی با تیتر باتقوا و مومن خاطر گردیده، این خرقه را به بغداد، راس حکومت بنی‌عباس (حکومت:۶۵۶-۱۳۲ق) موفقیت.[۵]

سمرقند و بخارا
در طی حمله تیمور گورکانی (حکومت:۸۰۷-۷۷۱ق) به بغداد (۷۹۵ق)، وی این لباس را با متولیان آن، دربرگیرنده نوادگان دوست‌محمد به سمرقند، راءس حکومت خویش پیروزی. تیمور برای این خرقه، مسجد و گنبدی ایجاد کرد و تولیت آن را به یک‌سری سید بخارایی سپرد و روستای دَه بید را وقف آن کرد.[۶] بعد از مرگ تیمور، این جامه به بخارا برده شد.[۷] [یادداشت ۱] بعداز مدتی هم تزیینات محل حفظ جامه در سمرقند، مانند قندیل‌های طلا و جواهرات به ملایان و صوفی‌ها عطا شد.[۸].

بلخ
در ۱۰۷۴ق ابوسعید اوغلان (ازبک)، حکم دهنده بخارا قصد کرد که‌این لباس را به ختن، راس ترکستان چین پیروزشود. دو نفر از صوفیان فرقه دَه‌بیدی، بنام‌های روحانی آقامحمد و روضه خوان نظرمحمد که با این‌شغل مخالف بودند، جامه را برداشته و به بلخ بردند.[۹]

نتیجه‌آباد

مسجد لباس شریف، نتیجه‌اباد، بدخشان
بدخشی، مولف تاریخ بدخشان نوشته میباشد: در ۱۱۰۹ق که سبحان‌قلی خان اشترخانی (حکومت:۱۱۱۴-۱۱۰۹ق)، حکم کننده بلخ بود، دو صوفی بنام روضه خوان محمدضیاء و روضه خوان محمدنیاز خواستند که جامه را از مسیر بدخشان و چترال/چترار به هندوستان منتقل نمایند. میر یاربیگ، حکم دهنده بدخشان، آن ها را برگرداند و جامه را در قلعه جوزون/جوزگون، راءس بدخشان قرار اعطا کرد و اسم آنجا را بخاطر نتیجه حضور جامه به سود‌آباد تبدیل کرد.[۱۰][یادداشت ۲]

در تاریخ احمدشاهی، نوشته کاتب احمدخان ابدالی، حکم دهنده قندهار (حکومت:۱۱۸۶-۱۱۵۹ق) آمده که در ۱۱۸۱ق، البته‌خان، از سرداران احمدخان، بدخشان را محاصره و تصرف کرد. وی سال آن‌گاه جامه را بدستور احمدخان برای جابجایی به قندهار، به کابل ارسال کرد.[۱۱]

کابل
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: زیارتگاه سخی

زیارت سخی در کابل
لباس در کابل، در دامنه کوه مشرف به محله علی‌آباد گذارده شد. آغاز قرار بود این جامه در کابل تعدادی روز بیشتر نماند، البته به جهت کامل شدن نشدن گنبد آن در قندهار، دوران نگه‌داری این جامه در کابل حدود ۸ ماه زمان برد. در‌این بازه اشخاصی از کابل و نواحی دور و بر به زیارت لباس می‌آمدند.[۱۲] بعد از یکسری روز تنی چند از حاملان لباس داعیه کردند دو شب پیاپی در خواب دیدند که فرد سبز پوشی که شمشیرش را بر سنگی نهاده بود، کنار لباس، با جمع‌ای نماز خواند. هنگامی از این فرد پرسیدند چه کسی است، آن فرد سبز پوش خویش را امام علی(ع) معرفی کرد.[۱۳] آن ها گفتند هنگامی از خواب بیدار شدند، دیدند که سنگ ذکر شده دو نیم گردیده‌است. این سنگ در حال حاضر در دیوار شمالی زیارت‌گاه، در جانب کوه، به سنگ ذوالفقار پر اسم و رسم میباشد.‌ این اشخاص بعداز وصال به قندهار، رخداد را برای احمدخان ابدالی نقل کردند. وی دستورداد در آن جای ، زیارت‌گاهی به اسم سخی، پاد شاه مردان ساخته خواهد شد.[۱۴]

بازدید : 15
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 11:31

از علمای تعالی شیخیه و دانش آموز و مفسر آراء روضه خوان احمد احسائی مؤسس طریقۀ شیخیه میباشد. وی بعداز احسائی کرسی درس دادن را به دست گرفت و دو‌مین رهبر مدرسه شیخیه بود. بعداز او چندین بدن شاگردان و پیروانش ادعای نیابت کردند برای مثال محمد کریم و مهربان‌خان و ملاحسن میرزای گوهر و نیز علی‌محمد باب مؤسس بابیه اشاره مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۱]

معاش‌طومار، سید کاظم رشتی (رشت ۱۲۰۵-کربلا ۱۲۵۹ق) فرزند سید قاسم رشتی حائری از علمای معرف شیخیه میباشد.[۲] او در رشت متولد شد. بعضی به دنیا آمدن او را ۱۲۱۲ق. گفته‌اند که با اعتنا به جایگاهش در حین احسائی غلط به حیث آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میرسد.[۳]

جد سیدکاظم، سیداحمد از علمای مدینه بود که در‌پی سرایت طاعون به رشت مسافرت کرده بود. سید کاظم در محل تولد خویش، رشت، درس را استارت کرد. برای کامل شدن درس‌ها قصد هجرت داشت که با مخالفت خانواده مواجه شد. پیرو رؤیایی، نزد احمد احسائی به یزد رفت و در درس او حضور یافت.[۴] تاریخ این مسافرت به روشنی معین وجود ندارد البته در نزدیکی سال ۱۲۲۹ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵]

سید کاظم رشتی در سفرهای احسائی، همراه او بود. اگرچه ملازمت و همراهی وی با روحانی در مهاجرت طهران[۶]، تردیدآمیز میباشد. روحانی احمد بعداز آنکه محمدتقی برغانی در قزوین او‌را تکفیر کرد،[۷] به عتبات عالیات رفت و در‌این مسافرت، سید کاظم را به اقامت در کربلا دستورداد.[۸] سید کاظم در‌این عصر به رشت هجرت کرد و رسالة السلوک را در ۱۲۳۸ در آنجا نوشت.[۹] بعد از درگذشت روحانی احمد احسائی، سید کاظم نایب و جانشین او شد و نزد شیخیه مرجعیت بلاعزل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.

تکفیر احسائی
اقامت سید کاظم در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ صورت‌گیری مدرسه شیخیه و رواج تعالیم آن در عراق و کشور ایران به شمار می‌رود. در‌این مجال پیرو تکفیر روحانی احمد، به‌تدریج بعضی از علمای شیعه در مقابل اشاعه پاره‌ای از تفکر‌های او، که آن را بزرگ نمایی و انحراف تلقی می‌کردند، برخورد آرم دادند.[۱۰] بیان کننده در همین مجال به درخواست علی کشف کننده الغطاء، سید کاظم اعتقاداتش را مکتوب ایجاد کرد و در میان عموم پخش کرد و در روزها عرفه و آن گاه در وهله‌های معینی بالای منبر می رفت و عقاید خویش و استادش را به فارسی و عربی بازگو میکرد.[۱۱] به گفته رشتی[۱۲] در مجلسی با حضور سید مهدی طباطبایی فرزند سید علی طباطبایی و عالمانی زیرا محمدشریف مازندرانی و ملامحمد استرآبادی، طباطبایی از سید کاظم درباره عباراتی از کتاب روحانی که کفرآمیز می‌نمود، توضیح خواست. سید کاظم در جواب اعلام‌کرد اگرچه این کلمه ها، به حسب شعور عوام، بی دینی میباشد، آن‌ها‌را تأویلی میباشد که منظور روضه خوان به عبارتی تأویل بوده میباشد. آنها از سید کاظم خواستند که کفرآمیز بودن این لغت ها را مکتوب و تأیید نماید و وی اینگونه کرد. به‌این سان، سید مهدی حکم به تکفیر روحانی و رهروان وی اعطا کرد، البته رشتی گشوده به پناه از احسائی و گلایه از مخالفت پرداخت.[۱۳]

از آن پس، به رغم برخورداری رشتی از تأیید بعضا عالمان و فقیهان[۱۴] و نیز سعی‌های او برای مصالحه[۱۵] غوغا بر راز عقاید وی ارتقاء یافت. در‌این دربین، سازه به گزارشی که در منابع بابی و بهائی آمده میباشد. سید کاظم با ارسال کردن ملاحسین بشرویه‌ای نزد علمای اصفهان و خراسان، کوشید تا حیث مساعد وی را جلب نماید.[۱۶] در نجف نیز فشار معارضان برای تکفیر او منجر شد که با وجود امتناع علی کشف کننده الغطاء از اظهارنظر مصرح در این مورد، از محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر)، بر ضد وی حکم بگیرند.[۱۷] واکنش با سید کاظم و پیروانش به خشونت‌هایی سبب ساز شد.[۱۸] چنانکه زمانی کلیددار کربلا در مواجهه با رشتی قصد کشتن وی کرد، فقطً دعوت کشف کننده الغطاء به احتیاط بود که او را از خطر رهانید.[۱۹] سید کاظم بعداز این تکفیر طریق خویش را در درس دادن و گفتار تغییر و تحول اعطا کرد. او در ضلع شرقی صحن مطهر آستانۀ حسینی سالن و حسینیه بزرگی برای درس دادن خویش سازه کرد. البته حلقۀ دوم درسش را در حسینیۀ خانه خویش برای خاصیت اصحاب خود به طور سری ایجاد کرد.

رشتی کتاب عامل المتحیرین را در گزارش این نبرد‌ها نگاشته و در آن به تندی از معارضان خود عیب گیری نموده است. این کتاب به روشنی حکایت می‌نماید که در آن مجال بیشتر علمای شیعه و عموم کربلا و نجف و بعضی شهرهای جمهوری اسلامی ایران بر ضد او و پیروانش موضع واحدی داشتند. به احتمال بسیار، به‌دنبال این مخالفتها، سبب شد تا سید کاظم در پی هواخواهی امرای عثمانی حکم دهنده بر عراق باشد. او در همین زمان، قصیده پاشا عبدالباقی افندی، از والیان عثمانی عراق، را گستردن و تعبیر و به او نثار کرد. آن طور که پیداست، همین دست اندرکاران سبب ساز این درنگ گردیده بود که او دراصل کشیشی مسیحی بوده و حکومت روسیه او‌را مأمور نموده است تا در بلاد اسلامی دربین مسلمانها تفرقه بیاندازد.
در ۱۲۵۸، در کربلا گروهی از شیعه‌ها موسوم به یرمازیه بر ضد حکومت عثمانی قیام کردند و با حجب و حیا پاشا، والی بغداد، برای سرکوب آن ها شهر را محاصره کرد. او در مکاتبه‌هایی که با سید کاظم داشت، از وی خواست با به کارگیری از نفوذ خود شورشیان را به صلح و متانت دعوت نماید. البته عملکرد‌های سید کاظم فیض نداد.[۲۱] و سرنوشت محجوب پاشا در هجدهم ذیقعده این سال وارد کربلا شد و حدود چهار هزار بدن از شیعه‌ها را قتل‌عام کرد. در‌این هجوم، سید کاظم و عده ای که در منزل وی جانبداری گرفته بودند مصون ماندند.[۲۲]

این رخداد معارضان را بیشتر بر ضد او تحریک کرد، چنانکه بعضی او را همدست امرای عثمانی دانستند.[۲۳] سید کاظم برای رهایی از این فشارها با تعدادی از پیروانش به قصد زیارت کاظمین و سامرا، کربلا را رخنه‌ کرد. ضمنا هجرت محجوب پاشا او را از سامرا به بغداد فراخواند. رشتی اندکی بعد از رجوع و برگشت، در کربلا وفات یافت و در کنار مرقد امام حسین به خاک ودیعت شد.[۲۴] مبنی بر قصه معروف، هر یک‌سری با حجب و حیا پاشا در ظواهر سید را گرامی میداشت، او را مسموم کرد و رهروان سید با دور اندیشی از این فرمان، او‌را شتابان به کربلا بازگرداندند.[۲۵] البته در تلخیص تاریخ نبیل، مسموم شدن او به دست با حجب و حیا پاشا، ساخته و پرداخته معارضان وی قلمداد گردیده و سن او هنگام مرگ شصت سال مذکور ست، که صحیح نمی‌کند.[۲۶] اورده شده میباشد بعداز ماجرای محجوب پاشا طومار‌های اعتراض‌آمیز حتی از سران شیخیه به سید کاظم رسید. سید کاظم رشتی از قرة العین که طومار اعتراض پیامبر بود دعوت کرد که به کربلا آمده و وی اجابت کرد. قبل از وصال قرة العین به کربلا سید رشتی از عالم رفت.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 72
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 277
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 351
  • بازدید ماه : 576
  • بازدید سال : 2826
  • بازدید کلی : 70543
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی