loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 20
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 12:39


محمد بن حسن عسکری(ع) دارای اسم و رسم به امام مهدی(عج)، امام فرصت شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و حجت بن الحسن (متولد ۲۵۵ق)، دوازد‌همین و واپسین امام شیعه دوازده‌امامی میباشد. شیعه‌ها معتقدند، وی به عبارتی مهدی موعود میباشد که بعد از عصر زمانبر غایب بودن، ظهور خواهد کرد. زمان امامت وی بعداز رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شهیدشدن پدرش امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ق استارت شد‌ه‌است.
بر پایه ی منابع شیعه، حکومت عباسی در زمان امامت امام حسن عسکری(ع) درصدد یافتن فرزند آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد او به‌تیتر مهدی و جانشین بابا بود؛ ازاین‌رو، ولادت امام فرصت(عج) پنهان نگه داشته شد و جز تعدادی بدن از یاران خاص امام یازدهم شیعه ها کسی او‌را ندید. به همین عامل بعداز شهید شدن امام عسکری(ع)، برخی از شیعه‌ها در گیر شک وتردید گردیده و فرقه‌هایی در جامعه شیعه به وجود آمد و گروهی از شیعه‌ها، از جعفر کَذّاب، مسجد النبی کوهسنگی مشهد عموی امام فرصت(عج)، تقلید کردند. درین وضعیت توقیعات امام مجال که عموماً خطاب به شیعه ها نوشته میشد و بوسیله نائبان خاص به اگاهی عموم میرسید، موجب ثبت مجدد تشیع شوید؛ تا جایی که در قرن چهارم قمری از در میان فرقه‌هایی که بعداز شهیدشدن امام یازدهم از شیعه منشعب گردیده بودند، فقط شیعه دوازده‌امامی ما‌نده بود.
امام مجال(عج) بعداز شهیدشدن پدرش، در غایب بودن صغرا به راز موفقیت و درین دوران به واسطه چهار نائب خاص با شیعه‌ها رابطه داشت. از سال ۳۲۹ق، رابطه عموم با وی از منش نائبان خاص نیز نقطه پايان یافت و عصر غایب بودن کبرا استارت شد. عالمان شیعه درباره دلایل و جزئیات قدمت وقتگیر امام مجال، تبیین‌هایی ارائه نموده‌اند و در روایات معصومان، غایب بودن وی به خورشید پشت ابر تشبیه گردیده است.

به باور شیعه ها، امام مهدی(عج) زنده میباشد و در بعدی ظهور خواهد کرد و به یاروهمدم یارانش، حکومتی جهانی برپا می‌نماید و عالم را که پر‌از ظلم و ستم گردیده، پر‌از عدل و بخشید می‌کند. در احادیث اسلامی، بر انتظار فرج تأکید متعددی گردیده و شیعه ها این احادیث را به‌معنای انتظار ظهور امام مجال(عج) میدانند.

مفسران شیعه مبنی بر احادیث، پاره‌ای از آیه‌ها قرآن را اشاره به امام فرصت(عج) دانسته‌اند. روایات اکثری نیز درباره امام مجال، معاش و غایب بودن و حکومت وی نقل گردیده‌است. بیان شده بیش تر از ۲۰۰۰ کتاب به گویش‌ها و موضوعات متفاوت درباره امام مهدی درج شده میباشد.

اهل‌سنت فردی با اسم مهدی را منجی آخرالزمان دانسته و او‌را از نسل رسول(ص) تلقی نموده‌اند؛ با این درحال حاضر تنی چند از آنان معتقدند که وی در بعدی متولد گردد. درین بین بعضی از علمای اهل‌سنت همانند سبط ابن‌جوزی و ابن‌طلحه شافعی، همچون شیعه‌ها معتقدند که مهدی موعود به عبارتی فرزند امام حسن عسکری(ع) میباشد که در سال ۲۵۵ق به جهان آمده میباشد.

دعا ها و ذکر ها فراوانی برای رابطه با امام فرصت(عج) در بعد از ظهر غایب بودن نقل گردیده‌است؛ مانند دعای فرج، دعای قول، دعای ندبه، زیارت آل‌یاسین و نماز امام مجال. برخی از روایات، دیدار با امام مجال در بعد از ظهر غایب بودن را ممکن دانسته‌اند و برخی از عالمان شیعه حکایت‌هایی از دیدار بعضی اشخاص با حضرت را بیان کرده‌اند. اماکن زیادی به امام فرصت نسبت داده شده میباشد؛ مثلا سرداب غایب بودن در سامرا، مسجد سهله در کوفه و مسجد جمکران در قم.

اسم، لقب‌ها و لقب‌ها
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام مهدی(ع)
در روایات شیعه، برای امام دوازدهم اسم‌هایی همانند محمد، احمد و عبدالله نام برده میباشد. با این تمامی وی بین شیعه ها بیشتر با کنیه مهدی شناخته می شود.[۱] بر طبق روایات متفاوت، وی همنام فرستاده اسلام میباشد.[۲] در بعضا روایات و منابع مکتوب شیعه مانند الکافی و کمال‌الدین، اسم وی با حروف غیر وابسته و به‌شکل «م ح م د» آمده میباشد.[۳] این جدانویسی به منجر روایات میباشد که بردن اسمِ او‌را ممنوع کرده‌اند.[۴]

نهی از اسم بردن
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: تسمیة المهدی
روایات فراوانی در منابع شیعه، بردن اسم اساسی امام دوازدهم را نهی کردن کرده و حرام دانسته‌اند.[۵] دو عقیده پر اسم و رسم درباره این احادیث وجود داراست: عقیده ابتدا از آنِ عده ای مثل سید مرتضی، فاضل مقداد، متفحص حلی و علامه حلی میباشد که‌این حرمت را منحصر به فرد مجال تقیه میدانند و در مقابل، میرداماد و محدث نوری این حرام‌بودن را در آحاد زمان پیش از ظهور روان دانسته‌اند.[۶] مجلسی نخستین در کتاب لوامع صاحبقرانی در گستردن اینجانب لا یحضره الفقیه از روضه خوان بهایی نقل کرده که وی بردن اسم اساسی(محمد) را روا می‌دانست البته این فعالیت را در بعد از ظهر غایب بودن صغریٰ (به سبب ساز شناسایی امام و دسترسی معاندان بر وی) حرام دانسته و در غایت براین اطمینان میباشد که زیرا در روایات از تصریح به اسم حضرت تا قبل از ظهور نهی گردیده است؛ ممکن میباشد ممنوعیت بردن نام (م ح م د) در بعدازظهر غایب بودن کبریٰ هم باشد البته در بعدازظهر غایب بودن صغریٰ حرمتش بیشتر باشد.[۷]

لقب‌ها و لقب ها
امام دوازدهم شیعه ها، در منابع متعدد و دعا ها و زیارات با القا‌ب و لقب‌های اکثری وصف گردیده‌است. محدث نوری در کتاب نجم الثاقب به حدود ۱۸۲ اسم و کنیه اشاره کرده و در کتاب «اسم‌طومار حضرت مهدی(عج)» حدود ۳۱۰ نام و کنیه برای امام آمده میباشد. بعضا از القابی که محدث نوری برشمرده اینگونه میباشد: مهدی، قائم، بقیةالله، منتقم، موعود، مالک‌الزمان، خاتم‌الاوصیاء، منتَظَر، حجةالله، احمد، ابوالقاسم، ابوصالح، خاتم‌الائمه، خلیفةالله، پارسا، مالک‌الامر.[۸]

اسم و لقب ها امام دوازدهم شیعه ها در منابع اهل‌سنت نیز آمده میباشد؛ هرچند در‌این منابع، بیشتر از تیتر «مهدی» مصرف شده و لقب‌ها و خصوصیت‌های دیگر کمتر نام برده و کنیه «قائم» در منابع اهل‌سنت به‌ندرت یافت می شود.[۹]

بازدید : 73
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 12:07


واژه و کلمه آئین (Ritual) آغاز به معنای آداب و رسوم بود و ابعاد اختصاصا شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به معنای رسوم شرعی یا این که جادوگرانه به فعالیت دریافت شد. از این رو می‌اقتدار اعلام‌کرد : رفتارهای آیینی، نوعی خاص از کردار می باشند که بوسیله جامعه پذیرفته گردیده‌اند و به سیرتکامل‌ای رابطه اشخاص آن جامعه را با پدیده‌های فرامادی یا این که ماوراء الطبیعه برقرار می‌نمایند.
با مطالعه در ادیان متعدد می‌اقتدار اخذ که اعتقاد و باور به یک فرمان قدسی و فراطبیعی، یک کدام از رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد اصول کلیه آنان را تشکیل می دهد، به نحوی که مؤسس یا این که رسول هر آئین، خویش نبی آن جانور ماورایی میداند و پیام‌هایی را که اکثر وقت ها ایدئولوژی رهروان آن آئین محسوب میشود، از جانب وی به عموم ابلاغ می‌نماید. این پیام‌ها که دربرگیرنده تیم‌ای از تعلیمات اخلاقی و رفتارهای خاص میباشد، سبب تکوین الگوی معاش رهروان آن مذهب می‌گردد که معتقدند این پیام ها، در شکل صحیح ایفا شدن، منجر بلندمرتبه و تکامل اشخاص خواهند شد و به ارتباط ها بین اعضای جامعه، معنی می بخشند و آن را نظام مند می‌نمایند. از طرفی تعالیم فقهی بایستی ب آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ه سیرتکامل‌ای به رهروان ادیان متعدد آموختن داده گردد و به اجرا در آید. وظیفه اجرایی کردن این تعالیم بر ذمه مراسم خاصی میباشد که از آنان تحت عنوان مراسم آیینی (Ritual Ceremony) خاطر می گردد و در اسلام، آن‌ها‌را سنن، شعائر و مناسک می‌نامیم. مسجد النبی کوهسنگی مشهد
سازه بر این، می‌قدرت مراسم آیینی را نوع خاصی از گفتار و جاری ساختن منظم دانست که از آموزه‌های فقهی و ماورایی سرچشمه گرفته و یا این که برای ذکر احساسات فقاهتی و مذهبی به عمل گرفته می شود و به جهت عمر متعددی که دارا هستند در بیشتر مفاد با سنت و تاریخ مردمان یک حیطه لینک و پیوند خورده‌اند و جزئی از تمدن روزمره و انکارناپذیر عموم گردیده‌اند.

۲ - خصوصیت‌های مراسم آیینی
[دستکاری]
از خصوصیت‌های مراسم آیینی می‌اقتدار به مفاد پایین اشاره نمود:
۱. در ایفا دادن هرکدام از این مراسم ها، بدن بشر و اشیاء، با مهارت و استادی خاصی به فعالیت گرفته می‌گردد، مانند : سینه زنی، نخل گردانی، زنجیر زنی.
۲. عموم در حین مراسم، «بر هم کنش» یا این که اثر متقابل دارا هستند و این سیرتکامل مراسم‌ها اکثر زمان ها، سبب ساز تشدید این برهم کنش‌ها می‌گردد.
۳. در هر ترسیم غالبا شی ها مختلفی به فعالیت برده میشوند که معمولا جنبه نمادین دارا‌هستند و گاه آحاد مراسم، حول به عبارتی عنصر نمادین می چرخد، مانند: صلیب، دانش و نخل.
۴. ادبیاتی که در مراسم آیینی به شغل گرفته میگردد، معمولا از نوع خاص بوده و با ادبیات قانونی عموم متعدد میباشد.
۵. مراسم آیینی غالبا با فرصت و جای خاص رابطه و لینک و پیوند دارااست، مانند: محرم، جشن سال نو میلادی، عید تمیز.
۶. تحذیر و اجتناب، از ارکان رایج مراسم آیینی میباشد، به نحوی که عموم به هنگام اجرای این سیرتکامل مراسم ها، از ایفا و گفتار خاصی هجران می‌نمایند و به شی ءها خاصی تمسک می جویند. این سیرتکامل پرهیزها و اجتناب ها، مضمون‌ و حالت مراسم را تشدید می‌نماید و بدان وضعیت تقدس بیشتری می بخشد، مثل : سوراخ شیرینی و جشن و پایکوبی و موسیقی و... در روزها تاسوعا و عاشورا و شب‌های قدر.
۷. موضوعات غیرتجربی و موجودات فوق طبیعی، قضیه بخش اعظمی از این مراسم‌ها را تشکیل می دهند. این که‌این موضوعات و موجودات، نمادهای خداوند پنداشته میگردند یا این که موضوعاتی می باشند که در پس آنان واقعیت و واقعیتی پنهان میباشد، به نقش مهم آنان در میل دادن احساسات و عاطفه ها کمپانی کنندگان، به ماورایی بودن مراسم و حضورشان در محضر معبود و پژوهش روح‌های مقدس و متعالی بر می شود. با این هم اکنون، مراسم، ممکن میباشد ظاهری به طور کامل مادی داشته باشد، مثل مراسم شب برات، که با پختن و خیرکردن حلوا و حضور بر مزار مردگان در شب آدینه پایان سال خورشیدی، یار و همدم میباشد.

۳ - مراسم آیینی و کارکردهای آن
[دستکاری]
به عبارتی طورکه گفته شد، مراسم آیینی، وسیله اجرایی آموزه‌ها و دستورهای فقهی و مذهبی در هر جامعه‌ای میباشد، و از‌آنجا‌که این امرها، اکثر زمان ها دربرگیرنده تعالیم اخلاقی و تعدیل کننده افراط و تفریط‌های رفتاری برای اعضای یک جامعه میباشد، می‌قدرت به روشنی به رابطه بی واسطه مراسم آیینی گرانبها‌های اخلاقی پی پیروزی، به نحوی که در اکثر موردها، مثال‌های آرمانی و متعالی اخلاقی اشخاص یک جامعه، در زمان برگزاری مراسم آیینی آن‌ها مشاهده می گردد. احترام به عمل و فرهنگ و تمدن، امداد متقابل (تعاون)، وفای به قسم، نگه داشتن حرمت سالخوردگان، حفظ از خردسال ها، عشق و علاقه به آئین و کشور، شماتت بدی و شرارت، ملامت بیدادگری و ستم، مردانگی، ثبات، صمیمیت، ایثار و... مثال‌هایی از قیمت‌های اخلاقی می باشند که از روش مراسم آیینی منتقل میگردند.
اما ناگفته نماند که‌این سیرتکامل مراسم ها، مدام و در کلیه ادیان و همگی جامعه ها و کلیه وقت ها، سبب ترویج قیمت‌های اخلاقی بین اشخاص جامعه نمی شوند، بلکه در مواقعی هم ممکن میباشد منجر شوند که چندین رفتارهای غیر ارزشی میان کمپانی کنندگان اشاعه پیدا نماید. مثلا در پایکوبی رنگ که سالانه در هندوستان برگزار می شود و عموم به قصد ارتقاء شعف و تقویت روحیه سپری شد و فروخوردن خشم، به راز و شکل و تن یکدیگر رنگ میپاشند، اصل اخلاقی حرمت نهادن به حریم فردی دیگرافراد، نادیده گرفته می گردد و بیشتر به یک اخلاق و رفتار غیر اخلاقی همانندی پیدا می‌نماید و یا این که قمه زنی که در مرزو بوم ما و در برخی دیگر از جامعه ها شیعی جاری ساختن می گردد، رواج خشونت و به نابودی پرتاب کردن خویش را در پی داراست که اموری غیر اخلاقی‌اند و چه بسا غیر مسلمانانی که‌این سیرتکامل رفتارها را می بینند، ایفا دهندگان آنها‌را کسانی غیر بافرهنگ و حتی بدور از هر سیرتکامل فرهنگ وتمدن و خلق انسانی تصور نمایند.

۴ - دیگر کارکردهای مراسم آیینی
[بازنویسی]
از سایر کارکردهای مراسم آیینی می‌قدرت به موردها تحت اشاره نمود:
۱. گردهم آوردن عموم در فواصل وقتی منظم و مراقبت خطوط رابطه و همیاری آنان، یکی مهمترین کارکردهای مراسم آیینی به حساب می آید که از روش یک پارچه سازی جامعه، سبب اعتبار بخشیدن به وضع و اوضاع جان دار و در غایت، ثبات اجتماعی در سطح جامعه می‌گردد.
۲. آماده آوردن قضیه تقویت و پذیرش مجدد پایبندی جامعه به یک فن قیمت‌ها و باورداشت‌های خاص که ممکن میباشد فراموش یا این که نادر رنگ گردیده باشند.
۳. ارائه حفاظت‌های کم عقل و کاهش اضطراب، خوف و دلهره دربین اعضای جامعه.
۴. کاهش کشمکش‌های اجتماعی بین اعضای جامعه.
۵. تحکیم رسیدگی اجتماعی از روش ارگان های مدنی و سازمان‌ها و تشکل‌های غیر دولتی و تیم‌های نخبگان و آگاهان.
۶. جابجایی غیر بی واسطه قیمت‌ها و آداب و رسوم از نسلی به نسل دیگر در جریان برگزاری مراسم.
۷. یکی‌از دیگر از کارکردهای بسیار اصلی مراسم آیینی، تولید تعادل اخلاقی در سطح جامعه میباشد. به گونه ای که مشاهده شد‌ه‌است در برخی از زمان ها، سازه به مقتضیات هنگامی و حالت سیاسی، اجتماعی و حتی معضل‌های اقتصادی حکم کننده بر دولت ها، آن تیم از مراسم‌های آیینی که نقش مشوق، خنثی سازی و یا این که تعدیل کننده را در آن چالش بازی می‌کرده اند، بیشتر گزینه اعتنا قرار گرفته و با پر نمک و هیجان و گستره شغل بیشتری برگزار می‌گردیده‌اند و حتی گاهی منشا و پاداش تحول‌ها و انقلاب‌های اجتماعی نیز گردیده‌اند که مثال بارز آن را می‌قدرت در نقش سوگواری ماه‌های محرم و صفر در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران و رفع کمبودهای ناشی از حالت انقلاب، مشاهده نمود.

بازدید : 13
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 12:06


تعالیم قرآن کریم و مهربان در عرصه‌های متعدد اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تعالیم کاملی میباشد. به همگی بعد ها و به کلیه نیازمندی‌های بشر توجّه داراست. این‌طور وجود ندارد که کناره‌ای از نیازهای بشر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد را چشم باشد و بقیه بعدها نیاز بشر از نظر قرآن مغفول باقی‌مانده باشد. بدین ترتیب از منظر قانون ها و پایگاهّرات شخصی و اجتماعی هم این‌ کتاب متقن‌ترین کتاب میباشد.

این نصیب را خلاصه می کنم. غرض ویّل از هدف ها قرآن کریم ومهربان هدایت به شریعت و آیین اقوم میباشد رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد . آیین اقوم یعنی استوارترین آئین. استوارترین آئین در بعدها متفاوت اعتقادی و رفتاری قابل تبیین میباشد. اعتقادات قرآنی متقن‌ترین اعتقادات، اخلاقیات قرآنی متقن‌ترین اخلاقیّات و رفتارها و نظام ضوابط آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرآنی چه در عرصه سیاست، و چه در عرصه فرهنگ و تمدن و چه در عرصه اقتصاد و بقیه عرصه‌های معاش آدم متقن‌‌ترین مقررات و مقررّات به شمار میروند.

2- بشارت به مؤمنان برای مشوق
مقصد دیگر و غرض دیگر از هدف ها قرآن کریم و مهربان بشارت به ثواب مسجد النبی کوهسنگی مشهد گسترده الهی برای مؤمنان پارسا میباشد. معبود متعال در قرآن می فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي‏ هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً»[2] قرآن آمده میباشد که بشارت دهد. قرآن آمده میباشد که آرزو دهد.

این بشارت قرآن هم در بردارنده ایمان به آخرت میباشد و ایمان بشر را به آخرت تقویت می‌نماید. توجّه بشر را معطوف به آخرت می‌نماید و هم به بشر‌ها آرزو می بخشد. «وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً» جایزه بزرگی در دست آنها میباشد. البتّه این بشارت به هر کسی داده نمی شود، به مؤمنانی که اهل فعالیت پارسا میباشند. ویّلاً بایستی مؤمن باشند، ایمان داشته باشند و ثانیاً اهل کار با تقوا باشند.

البتّه این نکته را می بایست اضافه کنیم که‌این ثواب عظیم هم قادر است ثواب پهناور جسمانی به شمار برود و هم ثواب پهناور معنوی و شیخ. در قیامت هم محرک جسمانی برای لذّت بردن جسم بشر‌ها وجود دارااست و هم لذّات معنوی و روضه خوان که شاید بالاترین لذّات پردیس لذّات معنوی و روضه خوان باشد. افرادی که در فردوس از لذّت مناجات با خدای متعال فایده‌مند می گردد بالاترین و برگزیدگان لذّت‌ها را تجربیات می‌نمایند.

3- تهدید کافران
سو‌مین مقصود و مقصد از هدف های قرآن کریم ومهربان ترساندن از عذاب الهی برای کافران میباشد. در همین آیه 9 سوره اسراء که گفتیم «وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً»، پروردگار ادامه می دهد و در آیه 10 می فرماید: «وَ أَنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَليماً». قرآن در پی این میباشد که هشدار دهد، ارعاب نماید، بیم دهد افرادی را که ایمان به آخرت ندارند. به آن ها خبر دهد که عذاب دردناکی معطل شما میباشد.

قرآن مهربان صرفا بشارت به فردوس نمی‌دهد. بشارت قرآن در کنار ارعاب بی نقص میگردد. به مؤمنین بشارت پردیس را میدهد و به کفّار تهدید و بیم از عذاب جهنم را مطرح می‌نماید. تربیت قرآن کریم و مهربان بر طبق استعمال از دو عنصر واهمه و رجاء میباشد. عنصر رجاء در پوسته بشارت‌های قرآنی محقّق شد‌ه‌است و عنصر هراس در پوسته انذارهای قرآن.

اولیای الهی هم این‌طور بودند. امیر المؤمنین (ع) و بقیه ائمّه (ع) هم نعمت‌هایی را که آفریدگار به مؤمنان وعده داده میباشد درخواست می‌کردند و در دعاهای خویش می‌خواستند خدای متعال این نعمت‌های بهشتی را در مشت آنان بگذارد و هم نسبت به انذار‌های قرآن مهربان و انذارهای قرآن کریم و مهربان شمّاس بودند، بی‌مبالات نبودند، به معبود جانبداری می‌بردند، می‌گریستند و شیون می‌کردند از این‌که مبادا فردای قیامت گرفتار عذاب الهی شوند.

البتّه ثواب گسترده، ثواب جسمانی و شیخ میباشد. عذاب الیم هم دو نوع میباشد، عذاب جسمانی و عذاب شیخ و معنوی. عذاب جسمانی این میباشد که جسم گنهکاران در قیامت گرفتار عذاب میشود و در جهنّم می‌سوزد و با گونه های و اقسام عذاب آیتم عقوبت خدای متعال قرار میگیرد.

امّا فراتر و بدتر از این عذابی میباشد که روح آنها می کشد. عذابی که قرآن میفرماید: «وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[3] یک عدّه‌ای می‌باشند که خدای متعال فردا با آن ها حرف نمی‌گوید، معبود متعال حیث لطف خویش را از آنان برمی‌گرداند. همین‌که خداوند لحاظ لطف خویش را از کسی بردارد، در آن قوانینی که تمامی دیده نیاز به بخشش خداوند دوختند تعالی‌ترین و بدترین عذاب برای بشر به شمار می‌رود.

خواری که به واسطه سوختن در قیامت بشر حس می‌نماید بدتر از خویش آن سوختن میباشد. در سوره آل‌عمران میخوانیم «رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ»[4] خدایا سوختن حریق یک طرف، بدتر از سوزاندن حریق خواری میباشد که گرفتار جهنّبین میگردد. لذا در دعاهای قرآنی می خوانیم که مؤمنان به خداوند عرضه می‌دارا هستند «وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ»[5] خدایا فردای قیامت ما‌را خوار و ذلیل مگردان. این هم سومی غرض و مقصد از هدف های قرآن کریم و مهربان میباشد.

4- بشارت به ملاقات با آفریدگار
مقصود دیگری که قرآن کریم و مهربان جزو هدف ها و هدف های خویش بیان نموده است بشارت به لقاء‌الله میباشد. خدای متعال می فرماید: قرآن آمده میباشد که شمارا به ملاقات پرورگار بشارت دهد. در سوره مبارکه کهف، آیه 110 پیغمبر گرامی اسلام (ص) مأمور می شود که اعلام نماید «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» ابلاغ نماید که وی بشری مثل سایرین میباشد که به وی وحی می شود.

بعد از آن فورا می فرماید: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ» وی که این‌راه را رفته میباشد، وی که با معبود ملاقات نموده است مسیر را به بقیه افراد هم علامت میدهد. چنانچه کسی آرزو بسته میباشد که خداوند را ملاقات نماید «فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» بایستی اهل فعالیت با تقوا باشد و هیچ کسی را در عبادت معبود با وی سهیم نکند، برای معبود سهم دار قرار ندهد، کفر نورزد.

پس قرآن مهربان ما‌را به ملاقات خدا بشارت می دهد و شرط آن این میباشد که آدم اهل شغل با تقوا و جلوگیری از بی دینی باشد. شغل مخلصانه موجب موفقیت یافتن بر ملاقات خداوند شود.

5- برقراری عدل و داد اجتماعی
از سایر هدف ها و هدف های قرآن مهربان برقراری عدل و داد و قسط اجتماعی میباشد. یکی هدف ها و هدف های قرآن مهربان این میباشد که در جامعه عدل و داد بر پا نماید، ظلم را از فی مابین پیروزشود، اختلاف طبقاتی را از در بین پیروز شود. افراد و اشخاص همگی در جامعه حس نمایند که دارا‌هستند مزه شیرین عدل و داد را می‌چشند و از میوه پرثمر عدل و داد فایده‌مند می گردند.

خدای متعال در آیه 25 سوره حدید این‌طور میفرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» ما پیامبران خویش را با دلایل آشکار فرستادیم و به همپا آنها کتاب فرو فرستادیم، واحد سنجش فرو فرستادیم که غرض از کتاب ممکن میباشد کتاب آسمانی باشد و غرض از معیار دین الهی و آن دستوراتی که وسیله سنجش میباشد. غرض از بیّنات هم معجزاتی میباشد که پیامبران می‌آوردند. البتّه درخصوص فرستاده خاتم هر سه نکته در قرآن مهربان گردآوری گردیده‌است. قرآن هم مصداق بیّنات میباشد، هم کتاب آسمانی میباشد و هم دربرگیرنده آیینی میباشد که‌این آئین وسیله سنجش میباشد و لذا هم بیّخیر میباشد و هم کتاب میباشد و هم معیار میباشد.

امّا غرض از فرو صادر کردن این کتاب چه بود؟ «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» غرض این بود که عموم عدل و داد را به پا دارا‌هستند. در واقع عموم ساخته شوند و عدل و داد پیشه شوند. قرآن آمده میباشد که عموم را بسازد. زمانی عموم ساخته شدند خویش به خویش به یکدیگر ظلم نمی کنند و یک جامعه بر طبق عدل را تشکیل خواهند بخشید.

بازدید : 19
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 14:54


بدنبال خداشناسی، حالات و توجّهات و کیفیات نفسانی خاصّی در آدم پدید میاید که به مقتضای مسجد النبی کوهسنگی مشهد این حالات منحصر و توجّهاتی که نسبت به صفات الهی مییابد در چارچوب شرائط خاصّ فرنگی، افعالی را اعمال خواهد اعطا کرد. معرفتی را که اشخاص نسبت به معبود علم آموزی می‌نمایند از جهت عمق و حجم مفاهیم در سطوحی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بسیار مختلف میباشد و به اصطلاح، پهنا عریضی دارااست، تا آن جا که حدوداً می‌قدرت اعلام کرد: مراتب معرفت الله در آدم تمایل به بی‌غایت داراست. فی‌المثل، معرفتی که عامه مردم درباره معبود پیدا می‌نمایند درتوانّ یک آشنایی اجمالی از موجودی میباشد که عالم از وی بوجود آمده به‌این مفهوم که در صورتیکه وی نمی‌بود یا این که بود و نمی‌خواست دنیا بوجود نمی‌آمد؛ اما، فوق این جايگاه اجمالی، مراتب بسیار زیاد و متفاوتی وجود دارا هستند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد که می توانند در تغییر و تحول حالات و کردار و صورت‌دهی به آنان اثر دیده‌گیر و نقش اصلیّی داشته باشند، تا می رسد به آن معرفتی که خدای والا نسبت به ذات خود دارااست و برای هیچ انسانی و هیچ جان دار دیگری غیر از خویش پروردگار، داشتن اینگونه معرفتی، مقدور و میسّر وجود ندارد. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
معرفتی که بشر نسبت به خدای متعال پیدا می‌نماید، به تناسب عمق و کمال خویش معرفت و مقدار توجّهی که آدم نسبت به معرفت خود پیدا می‌نماید و مفهومی که از اسماء و صفات الهی در ذهن او ساخت‌و‌ساز می‌نماید حالات خاصّی در بشر بوجود می آورد که بلحاظ مقدّماتش از روی میل میباشد و قادر است گزینه فرمان و نهی اخلاقی قرار گیرد و دارنده بها اخلاقی باشد. و این حالات نیز بنوبه خویش منشا رفتارهای ویژه‌ای در آدم خواهند شد.

۹.۱ - اثر معرفت در حالات آدم
نشانه‌ها و احادیث نیز احیاناً در مواقعی اثر معرفت در ساخت و ساز این حالات را گزینه توجّه قرار داده‌اند چنان که آفریدگار میفرماید: «انّما یخشی اللّه اینجانب عباده العلماء؛[۱۰] فقط از فی مابین بندگان پروردگار این علماء (و خداشناسان) می باشند که از وی خشیت دارا‌هستند». علماء بلحاظ فقید بودنشان این سیرتکامل‌اند؛ یعنی، این دانش و معرفت آن ها میباشد که موقعیت و چگونگی نفسانی خشیت الهی را در روانشان ساخت‌و‌ساز می‌نماید و چنانکه در روایتی از حضرت رضا (علیه‌السّلام) آمده: «اینجانب کان بالله اعرف کان اینجانب الله اخوف؛[۱۱] آن کس که به معبود داناتر باشد وی از او ترسان‌خیس خواهد بود». حضرت امیر (علیه‌السّلام) در روایتی میفرمایند: «اکثر الناس معرفة لنفسه اخوفهم لربّه؛[۱۲]داناترین عموم نسبت به خود آن کس میباشد که از پروردگارش بیشتر می‌ترسد» بلحاظ آن که کسی که خویش را بشناسد خدای خویش را میشناسد و از او می‌ترسد. در هر حالا این سیرتکامل نشانه‌ها و احادیث نیز بیان‌کننده ارتباط وثیقی در میان معرفت از یک سو، و حالات نفسانی از سوی دیگر، میباشد که ما دراین جا آیتم توجّه قرار داده‌ایم.
در همین جا توجّه به‌این نکته نیز مایحتاج میباشد که اثر معرفت در پیدایش حالات نامبرده بصورت علّت تامّه وجود ندارد؛ به این دلیل‌که، ممکن میباشد معرفت بمعنی تصدیق ذهن و فهم یقینی و قطعی عقل فارغ از احتمال بر خلاف وجود داشته باشد؛ یعنی، اثر آن مشروط و مربوط می گردد به وجود شرائط دیگر در کنار وجود دانش و معرفت و بنابر این، اثر معرفت در توا‌نّ اثر جزءالعلة خواهد بود. این حالات قلبی که بطور آحادّی به شم و عاطفه ها و گاهی نام‌های دیگری معروفند، به قلب، از آن جهت که راءس احساسات و عاطفه ها میباشد، نسبت داده می گردند.

۹.۲ - معنای قلب
قلب عبارت میباشد از به عبارتی روح آدم از آن جهت که دارنده قوّه آشنایی حصولی و حضوری و دارنده احساسات و عاطفه ها خاصّ میباشد. گاهی وجود یک معرفت و فهم، قلب را چنان بر می‌انگیزد که حالتی متناسب با آن معرفت پیدا می‌نماید؛ البته، گاهی هم اینگونه استعداد نیست و مورد خل وچل آدم طوری میباشد که با وجود به عبارتی دانش و معرفت، آن وضعیت و آن حس خاصّ را پیدا نمی‌نماید. در اینگونه وضعی آن قلب را «قسی» و این انحرافی را که در آن بوجود آمده «قساوت» می‌نامند چنانکه انحراف در بُعد شناختی قلب را «زیغ» گویند. قساوت قلب موجب میگردد تا درباره ی مقتضی، حالات ترس و خشیت و شوق واشتیاق و نظائر آنها‌را در دل آدم نتیجه ها نشود. این واقعیت را هر کسی میتواند هم در داخل خویش تجارب نماید و هم روی افراد متفاوت دیگر. یک بشر با دقّت در سرازیر خویش مراعات می‌نماید یک توشه هنگامی چیزی را فهمید یا این که توجّه بمعنائی پیدا کرد بدنبالش شم و تاثر خاصّی پیدا می‌نماید؛ البته، توشه دیگر که به عبارتی معرفت و توجّه را یافته میباشد، آن حس و تاثّر خاصّ را در خویش نمی‌یابد. و یا این که واعظی را در لحاظ میگیریم که عدّه‌ای را بیک نحو ارشادوراهنمایی می‌نماید امّا واکنش وعظ او در کلیه اشخاص یکسان وجود ندارد یکی‌از درتوانّی متاثّر می گردد که غش می‌نماید و آن دیگری خیر صرفا متاثر نمیشود؛ بلکه، از تاثّر و غش کردن شخص نخستین تعجب می‌نماید. این یک مضمون‌ میباشد و آن دو بشر نیز از این معنی ادراک معادل دارا هستند؛ البته، تاثّر و عکس‌العمل قلبی در آن‌دو گوناگون میباشد.

بازدید : 63
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 10:10


یک کدام از نکات اصلی درباره یسنی‌ها، پیوندشان با همسایگان نبطی و عموم شبه مسجد النبی کوهسنگی مشهد جزیره ایالات متحده عربی میباشد. گروهی از آن ها بعد از تهاجم کاهنان به مخفیگاه‌هایشان در کوه و کویر، به ایالات متحده عربی رفتند که ریشه به عبارتی «احبار بهودی» در ایالات متحده عربی را مبنا گذاشتند. در شروع ظهور رسول اسلام، احبار و زهاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یهودی در کنار رهبان نصارا در ایالات متحده عربی منزلت ویژه‌ای دارا‌هستند و همین‌دسته‌ها بودند که ظهور رسول آخرالزمان را نوید می‌دادند.

در شروع ظهور مسیح، از دید قومی و فقهی گروه‌ای ناهمگون بوجود آمد که در آن دو رغبت متعلق به اشرافیت یهودی (صدوقی و فریسی) و یک‌رغبت نیرومند فقاهتی بین عمومِ تحت سلطه آنها (یسنی‌ها) قابل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تفکیک می باشند. صدوقیون تداوم کهانت سنتی (کهنیم) بستگان یهودند و فریسیون بیان‌کننده روحانیت نو یهودی (حاخامیم) میباشند. البته یسنی‌ها تداوم سنن پیامبران شورشی از تبار موسی و اخیا شیلونی و ایلیا و ارمیای فرستاده می باشند.

دایره‌المعارف یهود، الیگارشی حاخامی را «الیگارشی قبیله‌های خوب‌درجه روضه خوان» می خواند و مورخین دانشگاه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبری اورشلیم هم آن را «الیگارشی حاخامی» یا این که «الیگارشی روضه خوان» می‌نامند. این‌الیگارشی پیرامون نهادی صورت گرفت که شورای سنهدرین اسم دارااست. کاهنان سنهدرین، به عبارتی حاخام‌ها می باشند. شورای سنهدرین ساکن در بیت‌المقدس، سال ۴۱۵ میلادی منحل شد و از آن پس راءس اساسی الیگارشی یهودی به‌طور بدون نقص فی مابین‌النهرین قرار گرفت. در زمانه اسلامی هم سنهدرین به بغداد، آن‌گاه به اسپانیا و از آن پس به مرکز ها مهم استقرار الیگارشی یهودی جابجایی پیدا کرد. شهبازی در جلد اولیه دسته «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و جمهوری اسلامی ایران» میگوید: «واپسین اجلاس شورای بهتر سنهدرین که از آن خبر داریم در فوریه – مارس ۱۸۰۷ در پاریس تشکیل شد و این نیز ۷۱ عضو داشت. این‌شورا به درخواست ناپلئون بناپارت به‌طور علنی تشکیل گردهمایی بخشید تا مساله ارتباط ضوابط ملی فرانسه با مقررات یهود، بحران تقلید دوگانه یهودیان از دو ساختار سیاسی (دولت فرانسه و ارگان های سیاسی یهودی) و نیز مساله رباخواری یهودیان را که برای دولت فرانسه به معضلی بدل گردیده بود، تحقیق کند.» (برگه ۳۹۴) این‌توضیح شهبازی هم قابل فکر میباشد که برگزاری شورای سنهدرین در سال‌های آغازین قرن نوزدهم آن هم با به عبارتی ۷۱ عضو، علامت‌دهنده پابرجایی و تداوم خیره کننده سنت‌ها، ساختارها و به جا مانده سیاسی الیگارشی یهودی میباشد. بایستی دقت داشت که تداوم اسم‌های قدیمی، کوهن، لاوی و لوی در الیگارش زرسالاری معاصر یهودی بیان‌کننده تداوم سنن اشرافیت کاهنی در یهودیت امروز میباشد.

مهم ترین قوم و قبیله‌های صدوقی آن‌عصر، عبارت بودند از کیمهیت، بوئتوس، حنینه، گوریون (قارون)، فابی و کانتروس. مهمترین بستگان‌های فریسی سده اولیه میلادی هم عبارت‌اند از هیلل، صدوق و بصیرا. این، هیلل میباشد که تحت عنوان بنیانگذار الیگارشی حاخامی شناخته می‌گردد. ابعاد یهودیان، تبار او‌را به قبیله داود منتسب کردند و به‌این‌ترتیب در ستون شاهزادگان داوودی هم قرار گرفت.

* پیشینه ایجاد کرد کنیسه‌، ربانیت یهود و تلمود

فریسیون برای اولی‌توشه سنت تعبیر و تاویل تورات و تشکیل داد کنیسه (جایی غیر از محل عبادت سلیمان) را برای برگزاری مراسم، نهاد گذاشتند و با تشکیل ناحیههای درس دادن گروهی، انبوه شاگردان و مریدان را پدید آوردند. این‌، نقشی تماما تازه و متمایز از کارکرد سنتی کاهنان بود. این‌ساختار، ربانیت اسم گرفت و روحانیون فریسی، ربی خوانده می‌شدند.

عبدالله شهبازی میگوید «حاخام در معنای خردمند و عالم میباشد و اصولا به ربانیون پر رنگ‌ای که در مرکز هرم روحانیت فریسی مکان داشتند اطلاق میشد؛ در مقابل بقیه ربی‌ها که سمیخا خوانده می‌شدند. بدنه این ساختار را دانشجوها علم ها فقهی تشکیل می دادند که تلمید (فراگیر) اسم داشتند. به جا مانده و سنن این‌ساختار به‌وسیله احادیث شفاهی جابجایی می‌یافت که ربانیون ناقل آن بودند. به‌تدریج ربی‌ها بر بنیاد این احادیث حصول و ارائه دستور کار‌های حقوقی (احکام فقاهتی) را شروع کردند. آنگاه این‌احادیث و احکام به طور کتاب مدون شد و میشنا و بعد از آن تلمود را پدید ایجاد کرد.

ربان یوحنان بن ذکایی از گرانقدر‌ترین شاگردان هیلل میباشد و مهم ترین سهمش در شکل گیری یهودیت تازه، تفکیک احادیث و اسطوره‌های یهودی به دو نصیب هلاخه (مقررات فقهی / هلاخا) و عقاده (حکایات و اخلاقیات/ آگادا) میباشد. این بنیانی میباشد که برای تدوین میشنا در اواخر سده دوم میلادی و تلمود در سده‌های سوم تا پنجم گذارده شد.

ماجرای حقیقی و واقعی تخریب محل پرستش سلیمان چیست؟

برنامه ای از کاهن صدوقی

* هلاخه؛ عاملی برای وحدت خویشان و میلاد خویشاوندان یهود

روحانیون (عالی میباشد بگوییم کاهنان) یهودی بودند که ساماندهی بقایای یهودیان را استارت کردند. هلاخه صرفا مبنایی بود که می‌توانست این‌وحدت را پناه نماید و همین هلاخه بود که مبنای توان الیگارشی حاخامی قرار گرفت. از باطن این‌الیگارشی، بنیان سیاسی جدیدی به‌اسم شاهزادگان داوودی یا این که شاهزادگان در هجرت یهودیان راز برآورد و دسته‌ای نو را به‌اسم خویشان یهود سامان اعطا کرد.

این‌جا بایستی مجدد حب و بغض یهودیان درباره شخصیت‌های تاریخی را یاداوری دهیم. آنان به عبارتی‌طور که میدانیم شخصیت‌های موافق خویش را با صورت مثبت و موجه و معارضان خویش را در پوسته شخصیت‌های منفی تصویب و ضبط و یا این که حتی حذف‌شان می‌نمایند. در طی اول چاپ تلمود در قرن شانزدهم میلادی، نصیب‌های مرتبط با عیسی مسیح حذف شد و مطالب مرتبط با وی و موضوعاتی شبیه، فقط در نسخه ها خطی تلمود محفوظ ماند. در‌این‌احادیث عیسی ناصری، به‌تیتر یک‌دانش آموز گمراه معرفی گردیده‌است. در بعضی احادیث تلمود، عیسی را به‌طور عنودانه عیسی بن پانتیرا و خیر عیسی بن یوسف می خوانند. خواسته یهودیان این میباشد که یوسف، همسر خویش مریم (مقدس) را جدایی اعطا کرد زیرا وی از یک سرباز رومی به اسم پانتیرا آبستن گردیده بود. این، داستانی در دایره المعارف یهود میباشد که حاخام‌های در میان‌النهرین در کوران ستیز خونین خویش با مسیحیان، در حیطههای درس خویش دور از هم کردند. ولی در احادیث منتسب به سده‌های اولیه و دوم میلادیِ تلمود، اشاره‌ای به نسب نامشروع عیسی وجود ندارد.

در برخی احادیث تلمود، عیسی را به‌طور عنودانه عیسی بن پانتیرا و خیر عیسی بن یوسف میخوانند. خواسته یهودیان این میباشد که یوسف، همسر خویش مریم (مقدس) را جدایی اعطا کرد زیرا وی از یک سرباز رومی به اسم پانتیرا حامله گردیده بود. این، داستانی در دایره المعارف یهود میباشد که حاخام‌های دربین‌النهرین در کوران ستیز خونین خویش با مسیحیان، در حیطههای درس خویش متفرق کردند. البته در احادیث منتسب به سده‌های اولیه و دوم میلادیِ تلمود، اشاره‌ای به نسب نامشروع عیسی نیستدر متن ها اساس‌ای مسیحیت، یهودا اسخریوطی (آن‌حواری که به مسیح کارشکنی کرد)، یک‌شخصیت منفی و پلید و نمادی از یهودیت میباشد که نامش هم معنی با یهودی (جودائیوس) میباشد. البته در متن‌ها یهودی، با یهودا همدلی و همذات‌پنداری می شود. جذاب میباشد که تا سده نوزدهم میلادی و حتی‌در اثرها کارل مارکس یهودی هم، کلمه یهودی اینگونه معنایی دارااست. به همین استدلال یهودیان از مجال استقرار دورازشوخی در میهن‌های اروپا خویش را اسراییلی یا این که عبرانی می‌خواندند. در سال ۱۸۶۰ که سازمان جهانی یهودیان در پاریس تشکیل شد، خویش را آلیانس اسراییلی نامید خیر آلیانس یهود! برگشت یهودیان به عنوان ها یهودی و یهودیت، از اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم بود که چهره بخشید.

طبق احادیث درج شده در انجیل لوقا، فریسیون و صدوقیون نزد عیسی میروند و از وی آیتی عرش می خواهند. مسیح هم در جواب میگوید فرقه شریر زناکار آیتی می‌طلبند و آیتی به وی عطا نخواهد شد. عیسی شاگردانش را به خودداری از فریسیون و صدوقیون پیشنهاد می‌نماید. وی هم مثل یحیی تعمیددهنده آنان را مارزادگان و افعی‌زادگان و سنگسارکنندگان پیامبران خواند و مسئولیت قتل انبیا از هابیل تا زکریا را به وی و تبارشان نسبت اعطا کرد.

* محل پرستش سلیمان به دست خویش یهودی‌ها تخریب شد خیر رومی‌ها

۳۳ سال بعداز ماجرای به‌صلیب‌کشیدن (عروج) عیسی، قیام بزرگی در سراسر فلسطین شعله‌ور شد که ۷ سال (۶۶ تا ۷۳ میلادی) تداوم پیدا کرد. ولی تاریخ‌نگاری نو یهود با به عبارتی‌رویکردی که به آن اشاره کردیم، این‌انقلاب را کودتا بخشی از تاریخ عموم یهود می خواند. حقیقت روایت این میباشد که برهان اساسی این‌کودتا، ستمی بود که الیگارش یهودی و همدستان رومی‌اش بر عموم جایز می‌داشتند. انفجار خشم و انقلاب عموم فلسطین در سده اولیه میلادی، پیامد حکومت خونین هیرود، خاندانش و کاهنان و حاخام‌های یهودی بود. البته دایره‌المعارف یهود این‌کودتا را حرکت ناسیونالیستی یهود خوانده میباشد.

انقلاب ۶۶ تا ۷۳ مردمی که زیر حکومت حاخامی یهود قرار داشتند، برای تظلم‌خواهی بود که در غایت بی‌رحمانه سرکوب شد. شهبازی می گوید سهم الیگارشی یهودی در‌این‌سرکوب سزاوار تحقیق و پژوهش بدون شوخی میباشد. خاستگاه و کانون اساسی این‌انقلاب، ناحیه جلیل، موطن عیسی مسیح بود. درین‌رخداد، عموم انقلابی (به تعبیر و تفسیر یهودی‌ها عموم شورشی) با کنیه زیلوت‌ها (غیرتمندان) خوانده شدند. تمدن وبستر، زیلوت‌ها را گروهی متعصب خوانده که هم علیه امپراتوری روم و هم علیه بقیه یهودیان شوریدند. این‌انقلاب در سال ۷۰ میلادی بالا زد و با نزاع شدید عموم در یک‌طرف و الیگارشی یهودی و رومی‌ها در طرف دیگر، شهر بیت‌المقدس به تصرف عموم درآمد.

درین‌نبرد خونین، محل پرستش سلیمان حریق گرفت و سوخت. ولی جوزفوس فلاویوس مورخ یهودی، حریق‌سوزی و تخریب محل عبادت سلیمان را امری به طور کامل تصادفی می خواند و میگوید شهر به تصرف رومی‌ها درآمد. ولی حقیقت این میباشد که محل عبادت سلیمان به دست خویش یهودیان تخریب شد. تاریخ‌نگاری یهود این‌رخداد را دیباچه تبعید دوم یهودیان می خواند؛ یعنی به عبارتی‌دورانی که دیاسپورا (زمان آوارگی) اسم گذارده شد‌ه‌است. این‌سو‌مین نقطه قدرت تاریخ یهودیان هم، مانند دو نقطه قدرت دیگر دروغین و جعلی میباشد. گزاره قابل تاملی هم که شهبازی درین‌موضوع در کتاب خویش آورده از این‌قرار میباشد: «به حقیقت تاریخ‌نگاری یهود را بایستی گویاترین تجلی سالوسی فریسی دانست.» (برگه ۴۱۱)

بازدید : 10
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 9:45


چرادر نماز امام فرصت، صد سکو «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» میگوییم؟

لذا تاثیر تلقین، صرفا این وجود ندارد که بشر یک چیزی را به خودش القا نماید، امّا مسجد النبی کوهسنگی مشهد در آن، واقعیت نباشد. در معارف(در موردها دیگر یحتمل این‌سیرتکامل وجود ندارد که هم اکنون توضیح خواهم بخشید)، هر چه به خودت القاکنی و تبیین کنی، این اعتقاد و باور وجودی صحیح می‌گردد. اتّفاقاً خیر از این باب که زیرا خودت گفتی، این اعتقادوباور، ساخته‌ی ذهن توست؛ بلکه این، به یک واقعیت تبدیل میشود. یعنی درمعارف، بعداز تلقین، پرده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برداشته می گردد و آن واقعیت را به شما نشانه می دهند.

لذا می دانید چرا درنماز آقا جان، تبیین میگردد که صد رتبه بگویید: ایّاک نعبد و ایّاک نستعین؟ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد درتفسیر سوره‌ی ستایش، در سال ۸۰ یا این که ۸۱ هم ذکر کردم که به قسم اولیاء پروردگار و عرفای گسترده‌الشّأن، هر ایّاک نعبد و ایّاک نستعین، بایستی با ایّاک نعبد و ایّاک نستعین توشه قبل گوناگون باشد. سپس هم زیرا صد، اکمل میباشد [۵] ، این ایّاک نعبد و ایّاک نستعین را می بایست صد جايگاه بگوییم.

گاهی بشر همین‌طور تندتند این «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین»ها را میگوید و متوجّه هم نمیشود که صد تاشد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد یا این که خیر، میگوید: إن‌شاءالله گفتم. خیر خودش می فهمد چه میگوید و خیر فرشتگان متوجّه میشوند. به هر درحال حاضر فرشتگان هم بایستی بفهمند تو چه میگویی تا ببرند و به آقا نثار نمایند و بگویند: این برای تو نماز خوانده میباشد. به پیمان یکی‌از اولیاء پروردگار، اگرانسان صرفا بنشیند و نگاه نماید، عالی از این میباشد که‌این‌طور تند تند بگوید و خودش هم نفهمد چه خوانده میباشد.

امّا تبیین این صد درجه«ایّاک نعبد و ایّاک نستعین»، تاثیر معنوی را در وجود آدم می گذارد. لذا این تکرار و تذکار، ویّل از کلیه، پندار و آنگاه روح و وجود اورا تسخیر می‌نماید و سپس، ازحقیقت «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» برای وی پرده‌برداری می‌نماید، ولو این واقعیت برای هر کسی نسبی مشخص و معلوم خواهد شد. به هر اکنون پیاله وجودی آدم‌ها متعدد میباشد. کاسه وجودی اینجانب که هیچ هستم، با مؤمنین و آنان هم با ابرار و اولیاء معبود و آنان هم با تالی‌تلوان معصوم فرق می‌نماید. امّا به هر حالا به حد کاسه وجودی طرف، پرده برای وی بالا می‌رود و می فهمد.

به عنوان مثالً بشر با تبیین «افوضامری الی الله إن‌الله بصیر بالعباد»، آهسته آهسته اختیار دستور می‌نماید و میفهمد این اختیار کارها به پروردگار یعنی چه و باورش میشود. یا این که هنگامی همیشه می گوید: «وَ ماتَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّه‏»، این را میفهمد و آن موقع دیگر متوجّه میگردد این شعار وجود ندارد و بالجد درصورتی که حضرت حقّ، ذوالجلال و الاکرام، یک لحظه، موفقیت ندهد، بشر هیچ چیزی را به حافظه نمی‌آورد، نمی‌تواند هیچ چیزی خاطر بگیرد و یا این که حافظه بدهد. لذاهمه از اوست و آدم، بابیان «وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّه‏» ، این را میفهمد. اما در صدر شاید به‌این ادله باشد که مغرور نشویم وتکبّر نکنیم، امّا بعد ها به واقعیت «وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّه‏» می رسد.

رویکرد نجات و ذکری برای خدعه‌ی فکری کسی شدن

اتّفاقاً یکی معالجه‌های خدعه‌ی تفکّر، همین میباشد که به آنچه ورژن‌ی اولیاء میباشد، به عبارتی‌سیرتکامل که ورژن میباشد، فعالیت نماید. شاید در صدر هیچ چیزی متوجّه نشود، امّا اتّفاقاً به گذر زمان به وی می‌فهمانند و این سریّتش میباشد.

لذا بشر ویّل تسلیم می شود و بعد از آن ایمان می آورد. در آن ایمان، هنگامی به ورژن شغل کرد، حقایق برایش آشکار میگردد.

اینجانب از گویش خوش یمن علّامه سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) شنیدم که فرمودند: آیت‌الله قوچانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) ذکر کردند: آقا سیّد هاشم حدّاد(اعلی اللّهمقامه الشّریف) با این که مکلّا بود و از واپسین عصر از شاگردان آیت‌الله حکم کننده بود، امّا پروش یافت و بالا رفت، حتّی از اینجانب هم فراتر رفت. منتها این که آیت‌الله حاکم(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: سپس وی، اینجانب باشم، عامل خاصّ دیگری داشت و برای این بود که بعضا به خطا نیافتند. امّا آقا سیّد هاشم حدّاد(اعلیاللّه مقامه الشّریف) بسیار بالا رفت. دلیلش هم این بود که آنچه آقا ذکر می‌فرمودند، به طور بی نقص جاری ساختن می‌دادند و به ورژن‌ی وی فعالیت می‌کردند.

سپس آیت‌الله قوچانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند: گاهی ما می‌گفتیم: به هر اکنون ما مجتهدیم و می بایست مطالب را بفهمیم و آنگاه شغل کنیم و ... .

لذا این که فرمودند: «العلم هو الحجاب الاکبر»، همین میباشد. سواد جلو می آید و عفاف و حجاب میشود. اما شاید وی این‌سیرتکامل نبودند، امّا این مقاله را ذکر می‌نمایند تا تذکار دهند. امّا قائلبه این بودند که آقا سیّد هاشم حدّاد (اعلی اللّه مقامه الشّریف) ورژن را موی به موعمل می کرد.

این، مقاله عجیبی میباشد که آیت‌الله قوچانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می فرمایند: آقا سیّد هاشم حدّاد (اعلی اللّه مقامه الشّریف) آن‌قدر شغل میکرد، فعالیت می کرد، فعالیت میکرد، تا آهسته آهسته پرده‌ها کنار میرفت.‌ لذا ویّل می بایست تسلیم شد و سپس ایمان می آید. این نکته‌ی بسیار اساسیّی میباشد.

لذا یک کدام از مکرها و خدعه‌های تفکّر این میباشد که گاهی می آید و میگوید: تو دیگر کسی شدی، خودت متخلّق هستی، دربحث کردار کمپانی میکنی و با بقیه افراد فرق می کنی. یک عدّه الآن در فضای مجازی به گناه و ... گرفتار میباشند؛ زیرا الان این‌قدر بی عفتی زیاد گردیده که بی واسطه در منزل‌هاآمده و به ماهواره و ... هم نیاز وجود ندارد. امّا تو در‌این نا مرتب بازار و هیاهوهای عالم، بحمدلله و المنّه، اهل رفتار هستی. این، به عبارتی خدعه‌ی فکری میباشد.

خط مش نجات و ورژن‌ی ذکریّه از این خدعه همین میباشد که آدم همیشه بگوید: «وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّبِاللَّه‏». هیچ توفیقی وجود ندارد مگر این که پروردگار مرحمت نموده است (إلّا، إلّای حصریّهاست). اینجانب کجا هستم؟!

نشاندادن معنای «آنی و کمتر از آنی به خودمان وامگذار» به روحانی بهاء

شاه‌العارفین، پادشاه‌آبادی گرانقدر(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: روحانی بهاء(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن روحانی‌العجائب - که هم شعر می‌گفتند، هم کشکول داشتند و هم از همگی‌ی علم ها اطّلاع داشتند و خودشان فرمودند: همگی را از قرآن گرفتم - می‌گفتند: اینجانب یک توشه گفتم:خدایا! این که میگویند: یک لحظه آدم به خویش رها گردد، یعنی چه؟

وی در آن مجال یک مثنوی وقتگیر می‌گفتند و معمولاً هم بعداز نماز صبح و در هنگام طلوع آفتاب، می‌گفتند و در شب‌ها این عمل را اجرا نمی‌دادند. می‌گفتند: آنگاه کلام، هر چه کردم نشد این مثنوی را ادامه دهم. آنچه را از گذشته گفته بودم، از ویّل گفتم تا ذهنم گشوده خواهد شد و سلسله در دستم بیاید و بتوانم ادامه را بیان‌کنم. تا به بیت انتها می‌رسیدم، می‌ماندم. در همین اکنون و هوا بودم، حس کردم منادی (احساسم این بود، هم اکنون نمی‌دانم از درونقلب بود یا این که از خارج بود و ...) می گوید: این آنی و کمتر از آنی، یعنی همین.

ابوالعرفا، آیت‌الله العظمی ادیب (اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌فرمودند: یکی ذکر ها همیشگی روضه خوان بهاء(اعلی اللّه مقامه الشّریف) و شاید یکی‌از رموز موفّقیّت وی این بوده که می‌فرمودند: «وَما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّه‏». آنگاه هم می‌فرمودند: دست کم، این میباشد که روزی صدمرتبه گفته خواهد شد؛ زیرا صد، اکمل میباشد، شاید آن ها برای خودشان، عدد اکبر ابجد را همداشتند - درحال حاضر ما هم این مقاله را ذکر کردیم، آخرالزّمان بایستی کلیه‌ی مطالب افشاشود -

این‌ها کلیه برای این میباشد که بشر از این خدعه‌ی تفکّر در دفاع باشد. زمانی در هواخواهی شد، اکنون رویکرد را برای اوباز می‌نمایند و بیشتر نماد میدهند. دیدنی این میباشد که واقعیت مقاله را هم به وی علامت میدهند که اکنون که گفتی: «وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّه‏»، حقیقت حقیقت این‌طوراست، خیر این که ویّل شعاری گفته که غرور نگیرد، بلکه بالجد به تو نشانه می دهند که در شرایطی که وی نمی‌خواست، تو هیچ چیزی نمی‌شدی و هیچ توفیقی پیدا نمی‌کردی.

شاخصه‌ی موحّد بودن چیست؟

به هیچ وجهً میدانید شاخصه‌ی موحّآئین چیست؟ به عبارتی‌طور که میدانید، میگویند: آیت‌الله حاکم(اعلی اللّه مقامه الشّریف) و خیلی از عرفای دیگر، از موحّآئین میباشند و در توحید غرق شدند. هم اکنون اگرما هم بخواهیم بدانیم موحّد شدیم، شاخصه‌ی آن چیست؟

اتّفاقاً شاخصه‌ی توحیداین میباشد که آدم به آن‌جا رسد (حقیقتاً بایستی رسد، یعنی از بس بگوید که رسد) که بداند بالجد هیچ چیزی وجود ندارد، إلا الله گرانقدر و تبارک.

یک موقع بشر، شعاری میگوید:«وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّه‏»، امّا ته دلش می گوید: به هر حالا ما هم کاری کردیم. امّا شاخصه‌ی توحید این میباشد که بشر به آن‌جا رسد که اعتقاد و باور نماید همگی چیز ازاوست. در شرایطی که این که بداند تمامی چیز از خداست و خودش هیچ‌کاره میباشد، اعتقاد و باور وجودی وی شد، سر وصدا می شود و موحّد خواهد بود.

یک کدام از مواقعی که دعا می‌نمایند:«لا تکلنی الی نفسی طرفة عین به هیچ عنوانً»، همین میباشد. ولی یکی‌از مطالب آن هم این میباشد که نعوذبالله در گناه غرق نشود. زیرا گاهی بشر می‌بیند هر که از نام گناه هم بدش می آید، نعوذبالله غرق در گناه گردیده است. لذا این مقاله را هم در برمی‌گیرد و این، نهایتش میباشد، امّا به هیچ وجهً مضمون‌ ویّلیّه‌ی آن، این میباشد که اینجانب بدانم هیچ چیزی وجود ندارد، إلّا از حوزه‌‌ی معبود گرانقدر و بلندمرتبه. زمانی آدم بدین مقاله رسد، دیگر موحّد میباشد.

موحّد این وجود ندارد که از جملهً نعوذبالله بداند ذات آفریدگار چیست، ما اسماء و صفات معبود را هم نمی‌دانیم و جدید این اسماء و صفات معبود نازله میباشد و تجلّی‌گاه آنان هم معصوم میباشد. آن گاه بایستی از معصوم هم نازله گردد و سطحش زیر‌خیس بیاید و دراولیاء خداوند و ... قرار بگیرد. ما که‌این‌سیرتکامل نیستیم، امّا درصورتی که کسی بفهمد که تمامی چیز اوست، خودش موحّد میگردد.

نمازی که نعره‌ شیطان را درمی‌آورد و نمازی که شیطان، کاری به آن ندارد!

به حیث میرسد بدترین چیزی که شیطان از آن، ضربه می خورد، این میباشد که کسی دایم این‌ها را از معبود بداند وباز هم به حیث میرسد نبرد‌ی مهم شیطان هم همین میباشد که ویّل این را از بشر بگیرد. زمانی این را گرفت، دیگر اساسی وجود ندارد که بخواهد نماز بخواند، روزه بگیرد و .... در صدر میگوید: عیبی ندارد نماز بخوانی و روزه بگیری و ...، امّا در شرایطی‌که بتواندآرام آهسته آدم را از نماز و روزه هم کنار می‌کشاند. در شرایطی‌که هم نتواند می گوید: اینجانب که شغل خودم را کردم، اینجانب می‌خواستم این، موحّد نشود. آن هر کس موحّد می‌گردد، تامی‌گوید: الله اکبر، دیگر بدنش می‌لرزد و قطع از کردار و اتصّال به ربّ پیدا می‌نماید.

لذا میگوید: هنگامی نماز سیّدالسّاجدین، زین‌العابدین(علیه الصّلوة و السّلام) را نگاه می کردم، می‌دیدم که تا الله اکبر میگویند، دیگر ابداً این زین‌العابدین(علیه الصّلوة و السّلام)، آن زین‌العابدین(علیه الصّلوة و السّلام) خلا، حتّی صورتشان طور دیگری میشد. وضعشان تغییر و تحول می کرد. لحن سخنشان تغییر تحول کرد. پیش از آن طور دیگری کلام می‌زدند. امّا الآن طوری الله اکبر وبسم الله ... میگویند کأنّ میخواهند جان دهند.

این نماز میباشد که کمر شیطان را می‌شکاند، نعره‌ی شیطان را درمی‌آورد و سبب ساز اظهار عجز وی می‌گردد و إلّاوقتی برخی‌ها نماز میخوانند، شیطان میگوید: بخوان، بخوان. اما در‌حالتی که بتواند نماز آن‌ها‌را هم می گیرد، امّا زمانی می‌بیند نمی‌تواند، این طرف عادت کرده، دلش هم به همین نماز خوش میباشد و در صورتی بخواهد این نماز را هم از وی بگیرد، یک موقع بیدار می گردد،لذا کاری به نمازش ندارد و میگوید: بخوان.

لذا این هم نکته میباشد کهگاهی شیطان، نماز طرف را از وی نمی‌گیرد تا بیدار نشود و به به عبارتی سرگرم باشد.

امّا هر کس می داند و اعتقاددارد که همگی چیز از خداست، هنگام نماز بدنش می‌لرزد و ... .

اینجانب پیش از اینً هم ذکر کردم وبه این اعتقاد و باور دارم و رسیدم که آیت‌الله العظمی بهجت، آن بهجت‌القلوب در نماز فغان نمی‌کردند. بلکه خودداری می‌کردند که شیون نکنند، خودشان را در اختیار گرفتن می‌کردند که فغان نکنند و إلّا درصورتی که می‌خواستند سپردن از دست دهند که نمی‌توانستند نماز بخوانند.

موفقیت جاری ساختن را از خویش درک کردن، کفر علن و وسیع میباشد!

موحّد یعنی این که بداندهمه چیز از خداست و شیطان هم ویّل می خواهد این را بگیرد که تو بگو: به هر اکنون منهم هستم. لذا برخی از اولیاء می گویند: این، کفر خفی وجود ندارد، بلکه کفر خفی را ردکرده میباشد.

پس شاید در‌حالتی که بشر، ولوبه لحظه‌ای حتّی ته دلش بگوید: به هر هم اکنون ما هم اثری داشتیم و در صورتی‌که درین مقاله، عبادت و ... همّت خودم عدم وجود، ایفا نمیشد و به هر اکنون ما هم قدمی برداشتیم و یک استعداد تولید گردیم؛ خودش کفر میباشد و کفر خفی هم وجود ندارد. بلکه بی دینی علن میباشد.

بی دینی خفی را مانند راهرفتن مورچه‌ای در ظلمات می گویند. امّا این که ته دلش موفقیت را از خودش ببیند وبگوید: به هر درحال حاضر اینجانب هم این لیاقت را داشتم و کاری کردم که معبود فقید این التفات را کرده و مورد‌ای داشتم که ادله گردیده، بی دینی علن و یا این که کفر بزرگ میباشد - اگراعظم نباشد - مجموع خیانت و خدعه‌ی تامل که در زمینه‌ی آن سخن می کنیم، همین میباشد که بگوید: به هر درحال حاضر تو یک چیزی دارااست و از خودت هم بوده میباشد.

بازدید : 9
پنجشنبه 3 آبان 1403 زمان : 10:35


پس امروز مناره‌ها مأذنه نیستند؛ یعنی امروزه مناره‌ها به‌غرض بالا رفتن مؤذن برای اذان اعلام کردن ساخته نمیشوند. پس در حالتی‌که آن آفت اجتماعی مرتبط با بالا رفتن مؤذن بر مناره ساخت میشود؛ اینک این مسجد النبی کوهسنگی مشهد مورد تغییر‌و تحول پیدا کرد؛ براین اساس حکمش نیز تغییر و تحول پیدا می‌نماید. این حکم تابع این قضیه میباشد؛ یعنی بر ذهنی که مؤذن بالای مناره برود و از آنجا بر منزل‌های عموم تسلط پیدا نماید، البته در حالتی‌که مؤذن بالای مناره نرود؛ دیگر این تسلط شکل نمی‌گیرد؛ پس نباید مکروه باشد. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد

مأذنه‌های امروز حقیقتاً این‌سیرتکامل میباشد، حتی چنانچه مناره را اسمش مأذنه نیز بگذاریم، به‌خیال این میباشد که بالای آن بلندگو‌ جای‌دارد و از آنجا اذان پخش میشود. شاید مؤذن در طی قدمت مسجد یک‌توشه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد هم بالای مناره نرود، حتی محل ورود به مناره را نداند. بعضی از مناره‌ها نیز به‌سیرتکامل‌ای میباشد که روش‌پله ندارد، بلکه می بایست با بالا بر وارد آن شد. به‌هرحال هنگامی زمینه تغییر‌و تحول کرد؛ به طبعً حکمش نیز تغییر و تحول پیدا می‌نماید. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد

پس این‌سیرتکامل می توانیم بگوییم که درگذشته بالا رفتن مؤذن بر مناره برای اذان بوده میباشد، دانا نیز درباره حکم بالا رفتن مؤذن بر مأذنه مشاجره می‌نموده است. به عنوان مثالً می‌گفتند مناره پیشگفتار بالا رفتن مؤذن میباشد و بالا رفتن مؤذن از مناره پیشگفتار‌ی احاطه بر منزل‌های عموم می گردد؛ ازاین‌رو بلند ساختن مناره ممنوع میباشد، ولی امروزه این‌اینگونه وجود ندارد، چون موضوعی برای این حکم نیست که ما قائل به‌کراهت شویم.

براین اساس دلیل بدین ادله برای کراهت بلند ساختن مناره درست وجود ندارد، چون مورد تغییر‌و تحول پیداکرده میباشد و نمی‌تواند مکروه باشد.

جهت دوم:

استحضار بر منزل‌های عموم آفت اجتماعی بود که قائلین به‌کراهت برای بلند ساختن مناره ذکر کرده بودند. آنها گفتند مؤذن که از مناره بالا می‌رود به منزل عموم نگاه می‌نماید؛ از جملهً به زن نامحرم نگاه می‌نماید که در منزل خودش عفاف و حجاب ندارد و حیث به نوامیس و زنان نامحرم و منزل‌های عموم حرام میباشد؛ بدین ترتیب در شرایطی که بلند ساختن مناره پیشگفتار‌ی نگاه به منزل‌های عموم میباشد؛ پیشگفتار‌ی حرام میگردد. پس ناچاریم به‌مکان کراهت قائل به حرمت شویم.

اولاً: امروزه زمینه تغییر‌و تحول پیداکرده میباشد؛ پس حکم نیز تغییر‌و تحول پیداکرده میباشد؛ براین اساس نباید کراهت باشد. امروزه مناره‌ها دارنده بلندگو می باشند؛ بلندگو نیز نامحرم وجود ندارد که بخواهد بر منزل‌های عموم احاطه پیدا ‌نماید.

ثانیاً: برفرض که پذیرفتیم مؤذن از مناره بالا برود و بخواهد اذان بگوید و درین اکنون بر منزل‌های عموم نیز احاطه پیدا نماید و به زنان نامحرم در منزل‌هایشان نگاه بیندازد؛ این شغل پیشگفتار‌ی حرام میشود؛ ازاین‌رو ناچاریم قائل به حرمت شویم و نمی‌توانیم عهد به‌کراهت را بپذیریم.

بازدید : 10
يکشنبه 29 مهر 1403 زمان : 10:12


شاپور بن اردشیر، وزیر بهاءالدین دیلمی در کرخ بغداد کتابخانه‌ای مشتمل بر دوازده هزار جلد مسجد النبی کوهسنگی مشهد کتاب گران بها سازه کرد و آن را «دارالعلم» نامید و استعمال از آن برای همگان آزاد بود. در این سال وزرای دیگری زیرا حسن بن موسی نوبختی و رشید و طواط، وزیر خوارزمشاه، دارنده کتابخانه نفیسی بودند. همینطور قوم خجندی اصفهان کتابخانه بزرگی داشتند. عضدالملک دیلمی در شیراز کتابخانه مفصلی داشته و مقَدسی آن را چشم میباشد و آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد عمادالدوله دیلمی در شیراز و بهاءالدوله دیلمی و ابوالوفای همدانی نیز مالک کتابخانه‌های ارزشمندی بودند. ابوالفداء شاهزاده کُرد اهل سوریه نیز کتابخانه‌ای با هفتاد هزار جلد کتاب داشت و دویست دانشمند در آنجا سرگرم مطالعه بودند. کتابخانه شاه محمود در غزنین و مجدالدوله دیلمی در ری و شاهرخ گورکانی و فرزندش بایسنقر در هرات و الغ‌بیگ، فرزند دیگرش در سمرقند و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد پیرمحمد بن قدمت روحانی بن تیمور گورکانی در عجم و خلیل فرمانروا در تاشکند و سلطان عباس صفوی و پادشاه پادشاه حسین صفوی از سایر کتابخانه‌های گران بها بوده‌اند. فی مابین وزیران نیز اشخاص اکثری مبادرت به تأسیس کتابخانه کرده‌اند که برخی از آن‌ها عبارتند از: یحیی برمکی (م190ق) در بغداد، محمد بن عبدالملک زیّات (م233ق) در سامرا که غیر از کتابخانه، دارالترجمه‌ای نیز داشته میباشد، قاسم بن عبیدالله بن سلیمان (م291ق)، حبشی بن معزّالدوله شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد (م357ق) در بصره که پانزده هزار جلد کتاب داشت، عضدالدوله دیلمی (م372ق) که به گفته مَقدسی هیچ کتابی تا مجال او تألیف و تصنیف نشده بود، مگر اینکه ورژن‌ای از آن در کتابخانه او جان دار بود، صاحب و مالک بن عبّاد (385ق) در ری که 117 هزار و به گفته‌ای 120 هزار و به قولی 206 هزار جلد کتاب داشت؛ چنان که فهرست کتابخانه وی ده مجلد بود و تا مجال ابوالحسن بیهقی نیز وجود داشت. ابوالفضل ابن عمید در همین زمان بیشتراز صد توشه کتاب در علم ها مختلف داشت و ابوعلی ابن مسکویه، خازن و کتابدار وی بود. وزیر صلاح‌الدین ایوبی کتابخانه‌ای تشکیل داده بود که بیشتراز صد هزار جلد کتاب داشت. رشیدالدین ادب‌الله (م 817ق) کتابخانه‌ای داشت که بیشتراز شصت هزار جلد کتاب در آن جان دار بود.28

تأسیس نظامیه‌ها

در نصفه دوم سده پنجم هجری خواجه نظام الملک، وزیر آلب ارسلان سلجوقی، با ایجاد کرد مدرسه ها به اسم نظامیه در بغداد و نیشابور و شهرهای دیگر، دانش گاه تحت عنوان سازمان فراگیری خوب را به نقط ی اوج کمال رساند. در نظامیه بغداد (تأسیس 459ق) یک کدام از دارای اسم و رسم‌ترین نظامیه‌ها، ابواسحاق شیرازی درس دادن میکرد. بعداز آن اصلی ترین منزلت درس دادن درین مکتب به غزالی رسید و از آن پس تأسیس مدرسه های در عالم اسلام بسط یافت.

کتابخانه نظامیه بغداد، اول کتابخانه دانشگاهی اسلامی بود که به حیث اشتهار و غنا، تاریخچه‌ای پرافتخار داشته میباشد. نظام‌الملک این کتابخانه را ایجاد کرد و خویش به محافظت و رسیدگی بر شغل های آن می‌پرداخت. حتی‌د‌ر اولیه بازدید از مکتب در سال 479ق به تقریر یک جزوه حدیث سعی گماشت. خوشبختانه بخشی از تاریخچه مرتبط با اداره این کتابخانه تا به امروز باقی و محفوظ باقی‌مانده میباشد.29

مدرسه های و مرکز ها علمی که به دستور خواجه در قلمرو سلجوقیان تأسیس شد، به باعث انتساب به نظام الملک به نظامیه معروف شدند. نظامیه بغداد فضای گسترده و ایوانهای والا برای اقامت فقها و مدرسان، مسجد، کتابخانه و... داشت. این مدرسه ها به خیال اعتنا ویژه به اپلیکیشن‌های مذهبی و مجالس پرشور وعظ و مناظره و مجادلات مذهبی، آیتم اعتنا علما و فقها در سراسر عالم اسلام واقع شد. خواجه نظام‌الملک به خیال و خاطر تعصب شدید مذهبی و اعتقاد و باور خاصی که به خلفای عباسی داشت، تصمیم گرفت دارالخلافه بغداد را به راس تبادل آرا و عقاید مذهبی تبدیل نماید؛ از این رو کوشید تا نظامیه بغداد را به طور یکی اصلی ترین پایگاههای مذهبی و تبلیغاتی شرق اسلامی در آورد تا به این وسیله با تبلیغات شدید و مؤثر اسماعیلیه از سوی جامع‌الازهر قاهره، راءس خلفای فاطمی، به پیکار برخیزد و تا حدودی در این شیوه کامیاب شد؛ چون نظامیه بغداد یکی‌از دارالعلمهای گرانقدر اسلامی شد تا بدان شالوده که دیگر مدرسه های علمی که به وسلیه خواجه در دیگر شهرهای خراسان و عراق تأسیس گشت، نتوانست از لحاظ آوازه و اعتبار علمی به پای آن رسد.30

ابتدا تأسیس نظامیه بغداد فن‌های تحصیلی به فقه شافعی و حدیث و خواندن قرآن اختصاصی میشد؛ ولی به ندرت فقه و اصول، حدیث، تعبیر و تفسیر و علم ها قرآنی، صحبت، ریاضی، طب و علم ها ادبی نیز در آن درس دادن شوید. درباره شمار مدرّسان نظامیه بغداد از شروع تأسیس تا آخرین روز ها حیات آن مکتب، تالیف کننده کتاب وصایای خواجه نظام‌الملک می‌نویسد که ابوحنیفه که تاریخ مدرسان نظامیه را نوشته، از استارت آن مکتب تا نقطه نهایی دفعه مستعصم، هشتاد و پنچ بدن را بیان نمود. از مدرسان نظامیه بغداد می‌اقتدار از ابواسحاق شیرازی (م476ق)، ابوعبدالله طبری (م495ق) ابوحامد غزالی (م505ق)، ابومحمد خوارزمی (م568ق) و ابن فضلان (م592ق) اسم پیروزی.31

دقت خاص نظام‌الملک و پادشاهان گرانقدر سلجوقی به نیشابور منجر که‌این شهر شکوفا خواهد شد. نوابغی نامور مانند امام پیروز نیشابوری، حکیم قدمت خیام، حسن مصباح، امام‌الحرمین جوینی، امام محمد غزالی و برادرش امام احمد، امام محمدیحیی نیشابوری و روضه خوان عطار در دامان نیشابور رویش یافتند. نظامیه‌ای در نیشابور تأسیس شد و منزلت آن از حیث شمار مدرسان و فقهای مشهوری که به آموختن درین مکتب سرگرم بودند و از لحاظ کیفی بعد از نظامیه بغداد قرار گرفت.32

خواجه همینطور مکتب نظامیه اصفهان را تأسیس کرد. این نظامیه با اعتنا به حالت ممتاز این شهر در عصر سلجوقی و عشق و علاقه فراوان خواجه به محققان و فقها، از استادان و محققان مشهوری که بیشتر از آل خجند بودند، منتفع بود.

وجود این مکتب اصفهان را تحت عنوان یکی‌از مرکزها اساسی علمی و مذهبی مطرح نمود. از مدرسان این نظامیه می‌اقتدار به ابوبکر محمد بن اثبات خجندی (م483ق)، ابوسعید احمد بن اثبات خجندی (م531ق) و فخرالدین ابوالمعالی ورکانی (م559ق) اشاره نمود.33

نظامیه بلخ نیز اساتید نامداری زیرا بشر این اسد سهروردی و شاگردان بنامی زیرا رشید و طواط داشت. نظامیه بصره نیز به داستان مؤلف تجربه السلف ـ که از نظامیه بغداد بزرگ‌خیس و بلندمرتبه‌خیس بود.

در اواخر خلافت المعتصم بالله ویران شد و از مصالح ساختمانی آن در شمال بصره، مکتب دیگری به همین اسم ساختند.34 در 585ق صلاح‌الدین ایوبی مکتب‌ای در بیت‌المقدس تشکیل داد و در شمال آفریقا امرای سلسله موحدون در همین فرصت مدارسی سازه نهادند و در 750ق مکتب بزرگی در غرناطه ساخته شد.

در نصیب شرقی سرزمینهای خلافت اسلامی، سنت مکتب‌سازی ادامه یافت که از آن پاراگراف مکتب مستنصریه بغداد در کنار دجله35 و مدرسه های آسیای مرکزی به ویژه مکتب سمرقند بنای تیمور گورکانی و اخلاف او را می‌قدرت اسم موفقیت. همینطور مدرسه ها مشهوری که از سازمان های آموزشی شیعی می باشند، به دست شاهان صفوی در اصفهان و مشهد و شیراز سازه شد؛ مانند مکتب چهارباغ اصفهان، مکتب خان شیراز که حکیم پر رنگ اهل ایران، ملاصدرا در آن درس دادن می کرد.36

از اوایل قرنها وسطی تا به امروز، ارگان های فراگیری بهتر پیوسته شکوفا بوده میباشد. مکتب قرویین فاس در مراکش با یازده قرن عمر، به گمان حاذق دیرین‌ترین کالج دنیا به شمار می‌رود و جامع‌الازهر قاهره 37 که ابتدا دانشگاهی شیعی بود، اولیه هزاره خویش را جشن و پایکوبی گرفته میباشد. همینطور راس علمی شیعه در سده پنجم هجری در نجف تأسیس شد که شغل آن تا به امروز نیز ادامه داراست و حوزه علمیه این شهر یکی‌از مطرح ترین مرکز ها دانشگاهی شرعی در عالم اسلام به شمار میاید.

بازدید : 39
شنبه 28 مهر 1403 زمان : 9:42


آشنایی پیشینه مساجد و تاریخ معماری آن قادر است زمینه‌ساز آشنایی مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرهنگ اسلامی باشد. مسجد اموی دمشق یکی شاهکارهای معماری اسلامی به‌شمار می‌رود، و آشنایی پیشینه و معماری آن می تواند در کیفیت صورت‌گیری تمدن اسلام موءثر باشد. این نوشته‌ی‌علمی با طرز توصیفی تحلیلی و در پوسته استیناف‌ای کیفی به آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد اجرا رسیده و در‌پی جواب به‌این سوال می‌باشد که سیر تکوینی مولفه‌های زیبایی‌شناختی در سطح در وقتی» و «همزمانی» چه نقشی در صورت‌گیری زیبایی‌شناسی ساختار بناهای بعدازظهر اسلامی به‌ویژه قبه‌الصخره و مسجد جامع دمشق داشته است؟ نتیجه ها به‌دست‌آمده حاکی از آن میباشد که برخی از بناهای اوایل بعد از ظهر اسلامی در سطح زمانی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد فایده آمیزش و تلافی فرهنگ و تمدن‌های متعدد بوده‌اند و زیبایی‌شناسی آنان از خصوصیت یک‌سری فرهنگی برخوردار‌است. در این مقاله به تاریخ صورت‌گیری مسجد اموی به‌تیتر یک کدام از اثر ها تمدنی گران قدر اسلام و نیز لینک و پیوند و رابطه این فرهنگ و تمدن کلان اسلامی با بقیه تمدن‌های جانور گزینه رسیدگی قرار گرفته می باشد. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
اندیشمندان در مطالعه فرهنگ اسلام، تعالیم دین اسلام را از ریشه های آن معرفی کرده اند چراکه تاثیر تعالیم اسلامی در دانا اسلام یک حقیقت می‌باشد که نمی توان نادیده گرفت. برای آشنایی با فرهنگ وتمدن اسلام، مطالعه اثرها تمدنی ضرورت دارد. و مساجد به عنوان مهمترین و مقدسترین پایگاه مسلمانها در تشکیل داد فرهنگ و تمدن اسلامی مداقه بسیاری دارااست. شناخت پیشینه مساجد و تاریخ معماری آن می تواند زمینه ساز شناخت تمدن اسلامی باشد. تاثیر فرهنگ وتمدن های دیگر بر فرهنگ اسلام و نیز تاثیر فرهنگ وتمدن اسلام بر سایر فرهنگ و تمدن ها در بعضا آثار تمدنی که قبل از اسلام وجود داشتند و در طی پس از ظهور اسلام نیز موردعنایت اسلام قرار گرفتند بسیار مهم می باشد. مسجد اموی دمشق یکی‌از نمونه های عینی این آیتم است. این مسجد تعالی و وسیع که امروزه یکی شاهکارهای معماری اسلامی به شمار می رود می تواند در چگونگی شکل گیری فرهنگ اسلام اثرگذار باشد. همچنین این مسجد شکل و معماری خود را از اولی بنای خود حفظ کرده است. اکثری از مساجدی که در فقید اسلام ساخته شد الهام گرفته از مهندسی این مسجد عظیم بوده است. نوشته‌علمی حاضر با هدف تبیین چگونگی سیر تکوینی مولفه های زیبایی شناختی در بناهای بعدازظهر اسلامی مندرج است. این مقاله با طرز توصیفی- تحلیلی و در قالب استیناف ای کیفی به انجام رسیده و در ادامه پاسخ چه نقشی « همزمانی » و « به این پرسش است که سیر تکوینی مولفه های زیبایی شناختی در سطح در وقتی در شکل گیری زیبایی شناسی ساختار بناهای بعد از ظهر اسلامی به ویژه قبة الصخره و مسجد جامع دمشق داشته می‌باشد؟ نتایج به دست آمده حاکی از آن می‌باشد که برخی از بناهای اوایل مجال اسلامی در سطح در زمانی منفعت آمیزش و تلافی فرهنگ های متعدد بودداند و زیبایی شناسی آنها از ویژگی یک سری فرهنگی شامل است. براین اساس، این بناها به مثابه پدیده های فرهنگی، مولفه های زیبایی شناختی شان در طی زمان نتایج تعاملات و آمیختگی فی مابین فرهنگی بوده می باشد که توسط کارداران اجتماعی و سیاسی مانند، انقلاب ها، شورش ها و کشورگشایی ها تحقق پذیرفته می باشد. در‌این مقاله به تاریخ شکلگیری مسجد اموی به عنوان یکی‌از اثرها تمدنی تبارک اسلام و نیز پیوند و ارتباط این فرهنگ گران قدر اسلامی با سایر تمدن های جانور موردمطالعه قرارگرفته است.

بازدید : 7
پنجشنبه 26 مهر 1403 زمان : 9:34


هارماتان (haramata) فصلی در آفریقای غربی میباشد که مسجد النبی کوهسنگی مشهد از اواخر نوامبر وسط‌های مارس روی به ارتفاع می‌انجامد. مشخصه آن بادهای بسامان کم آب و گرد و غبار شمال‌شرقی میباشد که به همین اسم (هارماتان) از صحرای والا آفریقا از روش غرب آفریقا به سمت خلیج گینه می‌وزد. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد این اسم مرتبط با واژه و کلمه هارماتا در لهجه توئی میباشد. در‌این فصل، دما در بعضی نقاط اکثر وقت ها در شب سرد میباشد، البته رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میتواند در زمان روز در جای ‌های خاصی بسیار گرم باشد، همگی اینها ممکن میباشد به حالت محلی نیز بستگی داشته باشد.

هارماتان در فصل کم آب و در ماه‌هایی با کمترین ترازو تابش خورشید صورت می دهد. درین فصل، پهنا‌های اسبی بخش ها پرفشار بر روی مرکزی صحرای تعالی آفریقا باقیمانده و ناحیه نادر‌فشار همگرایی داخل‌حاره‌ای (ITCZ) بر فراز شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد خلیج گینه می ماند. در عبور از صحرا، هارماتان ذرات ریزگرد و غبار و ماسه (در میان ۰٫۵ تا ۱۰ میکرون) را می گیرد. به جهت کم آبی نیروبخش این باد در مقایسه با هوای مرطوب استوایی. به هارماتان پزشک معالج باد (doctor wind) نیز میگویند.

تأثیرها
فصل هارماتان با فصل زمستان مختلف میباشد، چون با باد سرد، کم آب مملو از گرد و غبار و همینطور نوسان‌های بزرگ دمای گوشه و کنار در روز و شب معین می گردد. سکو حرارت به راحتی می تواند تا ۹ مرتبه سانتیگراد (۴۸ جايگاه فارنهایت) در زمان روز زیر بیاید، البته گاهی در عصر جايگاه حرارت قادر است تا ۳۰ سکو سانتیگراد (۸۶ جايگاه فارنهایت) نیز ارتقا یابد، در حالی که رطوبت نسبی به تحت ۵٪ کاهش مییابد. همینطور هوا ممکن میباشد در بعضی بخش ها مانند صحرای بلندمرتبه آفریقا گرم باشد.

هنگام وزش هارماتان بر فراز حیطه، هوا به‌طور خاص کم آب می‌گردد. هارماتان وضعیت آب و هوایی مانند کویر را به ارمغان می آورد: رطوبت را کاهش می دهد، پوشش ابر را از در میان میبرد، از تشکیل بارندگی دوری می‌نماید و گاهی ابرهای بزرگی از غبار تولید می‌نماید که قادر است سبب ساز به گردباد گرد و غبار و ریزگرد گردد.

باد هارماتان قادر است خطر حریق‌سوزی را ارتقاء داده و زیان شدیدی به متاع وارد نماید. برهم‌کنش هارماتان با بادهای موسمی می تواند منجر تولید پیچند خواهد شد.

غبار هارماتان
در بعضا از کشورهای غرب آفریقا، مقدار زیاد گرد و غبار در هوا قادر است مشاهده کرد را به شدت محصور کرده و جلوی تابش خورشید را برای یک‌سری روز بگیرد که با مِه هنگفت قابل مقایسه میباشد. این تاثیر به اسم غبار هارماتان شناخته می گردد. غبار هارماتان هر ساله میلیون‌ها دلار به جهت کنسل و تغییر تحول مسیر پروازها برای خطوط هوایی هزینه داراست. هنگامی غبار ضعیف باشد، اسمان صاف میباشد. بی آبی شدید هوا ممکن میباشد منجر از فی مابین رفتن شاخه‌های درختان گردد.

تندرست
کاهش رطوبت تا ۱۵ درصد که قادر است باعث به خون ریزی خودبه‌خودی برای بعضا اشخاص گردد، از تأثیرها هارماتان بر تن درستی اشخاص میباشد. بقیه اثرات تندستی بر روی آدم ممکن میباشد مشمول تغییر‌و تحول موقعیت پوستی (بی آبی پوست)، کم آب‌شدن یا این که سوراخ‌تناول کردن لب‌ها، دیده‌ها و دستگاه تنفسی و برای مثال تشدید آسم باشد.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 27
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 98
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 431
  • بازدید ماه : 432
  • بازدید سال : 1772
  • بازدید کلی : 69489
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی