loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 20
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 10:15


نماز، تمیز ترین و عمیق ترین رابطه بشر با خداوندگار منزه و تمیز میباشد. مسجد النبی کوهسنگی مشهد یکی‌از کارها بسیار اصلی در نماز، رعایت نظافت و عصمت و طهارت میباشد. منزه بودن جامه نمازگزار، از حالت نماز میباشد و تمیز بودن جای نماز، از آداب آن. به حیث دینی منزه بودن محل ایستادن در نماز، واجب وجود ندارد، اما سزاوار میباشد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد که آدمی در جای منزه بایستد و به سوی خدای تمیز اعتنا نماید و از وی تزکیه نفس و طهارت روح بخواهد.

برای حرمت نهادن به نماز که معراج مؤمن میباشد و تقویت روحیه معنوی در آن رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ، عده ای که سجاده ای تمیز می گسترند و بر آن می نشینند، آن‌گاه آن را با احترام گردآوری می نمایند و در جای قابل قبولی قرار میدهند، با عده ای که مهری میگذارند، نماز می‌خوانند و بعد از آن آن مهر را به کناره طاقچه پرتاب می نمایند موازی نیستند. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد

پهن کردن سجاده، کاری عقلایی میباشد که برای کسی که و در حالت مختلف، موردهای گوناگونی دارااست و موردنیاز وجود ندارد مطلقاً علتی داشته باشد.

بازدید : 59
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:26


به‌این‏سان پر‌نور شوید که کثرت‏گرایی در ارتباط با آئین، به معنای تحمّل و به قانونیّت شناختن اقلیتهای مذهبی میباشد، تا آزادانه بتوانند مراسم و آداب شرعی خویش را در محدوده خویش جاری ساختن دهند، و از همه دستمزد و مزایای دیگر شهروندان که در سایه عدل اسلامی معاش می‏نمایند، منتفع باشند؛ منوط بر این که برای نظام حکم دهنده، تهدیدی به شمار نیایند؛ به عبارتی‏سیرتکامل که در عهدنامه فرستاده اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اشاره شد.
یکی نویسندگان معاصر، فرمولی را در مسئله طیف راه و روش به آیین ارائه داده مسجد النبی کوهسنگی مشهد که دارنده سه ضلع میباشد: انحصارگرایی، کثرت‏گرایی و شمول‏گرایی. او ضلع در آغاز را با ساختار جامعه مدنی مباین دانسته، می‏گوید: در شرایطی که رهروان یک آیین معتقد باشند که کل خوشبختی یا این که آحاد واقعیت نزد ماست و هیچ کس دیگری از واقعیت و یا این که بهروزی نصیبی نبرده، نگاه حصرگرایانه دارا‌هستند و در صورتیکه معتقد باشند که سایر افراد هم از به روزی و واقعیت نصیبی برده‏اند، برداشتی کثرت‏گرایانه خواهند داشت و در حالتی که معتقد باشند که واقعیت و روشن بختی نزد همگان میباشد، اینگونه نگرشی شمول‏گرایانه میباشد.18
اما اینگونه تفسیری برای کثرت‏گرایی شرعی، به طور کاملً غیرواقع‏بینانه میباشد، مگر برای عده ای که آئین و مذهب را برخاسته از عرف و پندارهای فرضی بشری می‏دانند؛ به عبارتی‏ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد سیرتکامل که اینگونه دیدگاهی بر تفکر غربی حکم کننده میباشد.
آیین در فکر اسلامی رهنمودهایی الهی میباشد که بر وفق فطرت و واقعیتهای قاضی بر حیات بشری، بر بشر عرضه گردیده و از این‏رو، منش بهروزی و وصال به واقعیت، یگانه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد راهی میباشد که بر دست انبیاء عرضه گردیده، و عقل و فطرت بشری
آن را پذیراست: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ الْإِسْلامُ»19 «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الآْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ»20 «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها».21
اصولاً طبیعت آئین الهی به‌این مضمون‌ انحصارگرایی میباشد، و راههای دیگر را فسخ می‏شمارد: «وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»22
برخی که از آیه «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»23 یا این که آیه «وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»24 منظور‏اند کثرت‏گرایی شرعی بدان مفهوم را به کارگیری کنند، گمان برده‏اند که «تنوین» دراین مکان فقط برای افاده «تنکیر» میباشد؛ یعنی یک کدام از راههای بدون واسطه، غافل از آن که «تنوین» دراین جا برای افاده «تفخیم» میباشد؛ یعنی صراطی بس بدون واسطه. به عبارتی‏سیرتکامل که در آیه‏های دیگر آمده میباشد: «إِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»،25 «وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»،26 «وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ»27 و ... که در همگی این نشانه‌ها، معنای «یگانه خط مش بی واسطه» را ذکر می‏نماید.
اما کثرت‏گرایی به معنای تحمّل آراء و آیینهای متعدد از نوع وفاق میثاقی، چیزی میباشد که اسلام آن را از روز اولیه مطرح ساخته، و همواره آن را پذیرفته میباشد.
خویش تالیف کننده در نقطه پایان مقال نیز بدین واقعیت اعتراف نموده، می‏گوید:
«نکته حائض اهمیتّی که بایستی به آن تذکّر بخشید این میباشد که نوع وفاقی که آئین در یک جامعه به وجود می‏آورد، از نوع وفاق میثاقی میباشد که در آن برای شخص، آزادی و تفویض قائل گردیده تا به طور داوطلبانه وارد اجتماع گردیده، و در غایت برای شخص، فعّالیتهایی در چارچوب «فردگرایی سازمان یافته» ضمانت گردد و این سازمان‏یافتگی دستمزد شخصی، متضمن رعایت «قانونهای پذیرفته گردیده اجتماعی» میباشد.»
2 ـ دومی شاخصه جامعه مدنی، حاکمیّت روح تسالم و تسامح میباشد. تسالم و تسامح، دو معنا متغایر، و در عین هم اکنون متلازمند. تسالم به معنای حسن تفاهم میباشد، که اشخاص و گروهها، و همگی نهادها و بنیادهای اجتماعی، با آشنایی بدون نقص یکدیگر، یک نوع روح تسالم و قابلیت همزیستی و همیاری مشترک در پیشبرد هدف ها اساسی جامعه، به وجود آورند و جوّ قاضی، جوّتفاهم باشد خیر تنافر؛ به یکدیگر مجاورت شوند، خیر آن که از هم بگریزند و در خوف باشند. آیه کریمه:
«وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا»ناظر به همین واقعیت میباشد.
تسامح ،یک نوع بردباری و تحمّل یکدیگر میباشد، که با اندکی سپری شد و تساهل می‏قدرت مفاد جزئی اختلاف را نادیده گرفت ؛ منوط بر این که اساسا غرض مشترک، اختلافی وجود نداشته باشد.
این‏سیرتکامل اختلافات جزئی، از اختلاف ذوق‏ها نشأت گرفته، قابل رفع و چشمپوشی میباشد .
اما مسأله تسامح و تساهل که دراین جا مطرح میباشد ـ همانطور که در مسأله تکثّر گرایی یادآور شدیم ـ در مسئله آراء و عقاید سیاسی و اجتماعی میباشد، که بنیاد جامعه مدنی را تشکیل می‏دهد و در ارتباط آراء و عقاید مذهبی تا آن جا که سالم جامعه را ارعاب نکند نیز جریان داراست، چنان که در سیره فرستاده اسلام و ائمه اطهار همین طرز و تحمّل ارباب عقاید فقاهتی متعدد رعایت می‏گردیده، و در پیمان طومار رسول اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد به آن تصریح شد‌ه‌است:
«وانّ الیهود أمّة مع المؤمنین، للیهود دینهم وللمسلمین دینهم، موالیهم وأنفسهم، إلاّ اینجانب ظلم وأثم فانه لایوتغ إلا نفسه...»28
دراین جا درباره یهود «بنی عوف و دیگر قبایل یهود مستقر در اطراف شهر مدینه» حرف می‏گوید که درامان اسلام‏اند، و مانند دیگر شهروندان در کنارمسلمانان قرار دارا هستند و از دستمزد هم اندازه بهره مند می‏باشند، و احکام انتظامی اسلام، به صورت یکسان بر تمامی روان است29 و کسی که در نظریه خویش آزاد میباشد، مگر زمانی که ستم جایز داراست و مایه خرابی شود، که در‌این حالت خویش را به نابودی انداخته میباشد.
در این مکان مورد نیاز میباشد متذکر شویم که بعضا، این تسامح فقهی را بر یک سیرتکامل بی‏تفاوتی نسبت به آیین حمل کرده، لازمه جامعه مدنی را بی تفاوتی فقهی دانسته‏اند و بعضی تا آن جا پیش رفته‏اند که آیین‏زدایی را لازمه طلاق‏ناپذیر جامعه مدنی بی نقص گرفته‏اند. ولی این درنگ در دولت ها غربی ریشه دیرینه داراست. جان لاک که دارنده اینگونه دیدگاهی میباشد، می‏نویسد:
«کلیسا حق ندارد که در حوزه مرتبط با تملّک چیزهای مادی و مدنی وارد گردد، این دو به دستور حکومت مادی تعلّق دارااست. وظیفه مذهب حقیقی و واقعی نظام بخشیدن به معاش اشخاص بر طبق فرمانها و اصول زهدو تقوا و دیانت میباشد.»30
ژان ژاک‏روسو مقداری متعادلتر می‏نویسد:
«می بایست نسبت به آحاد مذاهبی که سختگیر نیستند سهل وآسان انگار باشیم، به شرط آن که اصول آن مغایر وظایف اجتماعی و مدنی اشخاص ملّت نباشد البته آنکه جرأت می‏نماید بگوید غیر از آئین اینجانب در هیچ فقهی رستگاری وجود ندارد می بایست از مرز و بوم رانده گردد.»31
یکی نویسندگان معاصر در نوشته ی علمی‏ای با تیتر «چالشهای نظری جامعه مدنی در حکومت اسلامی» می‏نویسد:
«جامعه مدنی، جامعه‏ای میباشد قانونمدار، مبنی بر قراردادهای اجتماعی، شفّاف، حافظ حقوق و دستمزد اشخاص، مبنی بر حاکمیّت ملّی، و توزیع کننده اقتدار در چارچوب احزاب و شوراها...32 بر این شالوده می‏اقتدار مهم ترین شاخصه‏های جامعه مدنی را اینگونه برشمرد: قانونمداری، حاکمیّت ملّی، تفاهم نامه اجتماعی، توزیع اقتدار در چارچوب ابزارهایی همانند احزاب و شوراها، تساهل، عقل‏گرایی، اجماع، توافق جمعی، احترام به آزادیهای شخصی، استقلال از دولت، نسبی بودن حق، حاکمیّت رأی اکثریت... طلاق آئین از سیاست...»33
به نظریه وی، هر سیرتکامل کارایی در تطبیق جامعه فقاهتی با جامعه مدنی، یک سیرتکامل تصرّف لغوی در مضمون‌ جامعه مدنی میباشد؛ لذا می‏نویسد:
...حقیقیّت فرمان این میباشد که در‌حالتی که اصطلاح جامعه مدنی را با تک تک جوانب آن بخواهیم بر جامعه خویش (که درنگ اسلامی شیعی بر آن حکم کننده میباشد) تطبیق دهیم، به فرمان محال دست زده‏ایم.
برای تطبیق فی‏الجمله این دو حوزه، یا این که بایستی بعضی عنصرها جامعه مدنی (همچون طلاق آیین از سیاست و غیر الهی بودن مقررات) را حذف کنیم، یا این که تفسیری نو از آئین عرضه کنیم .
لذا دعوا لغوی نباید کرد. جامعه مدنی را بایستی تعریف‌و‌تمجید نمود و علامت بخشید که‌این معنا با این ویژگیهای خاص قابل تطابق با فکر شرعی ما می‏باشد یا این که خیر!
آنگاه اظهار نظر مختلفی راـ طبق گمان خودـ درباره حاکمیّت در تامل سیاسی شیعه مطرح می‏سازد، و بعد می‏گوید:
در مباحث نظری نمی‏قدرت رأیی واحد درباره‌ی تفکر سیاسی شیعه ارائه کرد. از نگاه علمی نیز در حکومت اسلامی ممکن میباشد آرای مختلف وگاه متناقضی وجود داشته باشد. در‌حالتی که دعوا جامعه مدنی را با دو دعوا فوق مقایسه کنیم، می‏اقتدار اعلام‌کرد: در زمینه‌ی جامعه مدنی نظری واحد نیست و دریافت قدر مشترک چیزی ناقص و اختلافی شود... به هر حالا، حکومت اسلامی با اینگونه نیروهای فرار از راس که گاه حجم و قوّت هم پیدا می‏نمایند تا کجا می‏تواند کنار بیاید و مقتضیات «جامعه مدنی» را رعایت نماید؟! و نیز تلقّی ما از «جامعه مدنی» وسعه وضیق آن، راجع‌به بدون واسطه باکیفیت تمجید ولایت مطلقه واصل مصلحت نظام می‏باشد، از آنجا که تمجید ولایت مطلقه و محدوده اصل مصلحت در گیر عدم وضوح میباشد، طبیعتا نمی‏قدرت تصور روشنی از جامعه مدنی ارائه نمود؟!34
براین اساس، بایستی این مقاله را جدّی گرفت که امروزه خواسته از مطرح ساختن «جامعه مدنی» چیست؟
آیا به عبارتی مضمون‌ غربی آن را که با وضعیت و اوضاع و احوال به عبارتی سامان سازگار و قابل فهم می‏باشد، می‏خوا‌هیم در این مکان مطرح سازیم و با وضعیت مو جود تطبیق دهیم؟ یا این که صرفا قصد مشابهت شکلی داریم، و تفسیری جداگانه از تعبیر و تفسیر غربی آن برای آن اعتقادوباور داریم، تا در ظواهر وانمود کنیم با دیگرافراد هماهنگ و همسو هستیم ؛ گر چه حالت ما با دیگر افراد تفاوت دارااست؟ اما نباید خویش را فریب دهیم، چون دیگر افراد فریب نمی‏خورند. معبود می‏فرماید: «وَ ما یَخْدَعُونَ إِلاّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرُونَ»
صریحاً بگوییم: ما برای «جامعه مدنی» تفسیری غیر وابسته از تعبیر بقیه افراد داریم که با موقعیت و اوضاع و احوال ما سازگار میباشد، و بر شالوده مبانی اسلامی پایدار می‏باشد. این یک سیرتکامل تعدیل در معنا رایج «جامعه مدنی» میباشد که اصول اصیل آن را پذیرفته، زایده‏های آن را حذف می‏نماییم و واحد سنجش درین تایید و حذف، مبانی اصیل اسلامی میباشد که در «مدینة النبی» ریشه دارااست.
خلاصه: سربسته و در بسته کلام اعلام کردن نوعی ظواهر کاری و «مداهنه» فریبکارانه میباشد که با روح شریعت اسلام سازگاری ندارد و از همین جاست که زمان‏طلبانِ کژدل سوء استعمال می‏نمایند.
در توضیح شاخصه سوم، در این زمینه روشنتر کلام خوا‌هیم بیان کرد، بویژه در قابلیت و امکان این تعدیل، مقاله را بیشتر گشوده می‏کنیم .
3ـ شاخصه سوم، قانونگرایی و نهادینه شدن ضابطه در جامعه مدنی میباشد، به‌این سیرتکامل که حاکمیّت مطلق ضابطه در سرتاسر جامعه تحقّق عینی داشته باشد، و تمامی مراجع مالک اقتدار، اقتدار خویش را صرفا از ضابطه اخذ دارا‌هستند، یعنی خویش تابع و خاضعِ ضابطه باشند. در اینگونه جامعه‏ای هیچ نهادی و هیچ مرجعی اعم از دولتی یا این که غیر دولتی، دارنده مقامی بالاتر از ضابطه نمی‏باشد .
در جامعه مدنی، بر طبق محاسبات توافق گردیده ـ که تأمین کننده مصالح امّت و در ارتباط با شؤون همگان میباشد ـ مقررات مدوّن احوال می‏شود، و در رده ایفا، به عبارتی قانون ها فارغ از هیچ سیرتکامل تعبیروتفسیر انحرافی می بایست رعایت خواهد شد، و فقط قوانین حکم دهنده میباشد خیر ارتباط ها. همگی اشخاص ملّت و گروهها واصناف و طبقات متفاوت عموم در قبال ضابطه یکسانند، و هیچ سیرتکامل مصونیّت رسمی برای هیچ منزلت یا این که صنف یا این که طبقه‏ای مشروعیّت ندارد. ضابطه، بر همگی یکسان روان می‏خواهد شد، و رویکرد فرار و گریز از ضابطه هیچ زمان نیست.
البته تصوّر این واکنش، برخاسته از عدم ادراک صحیح مضمون‌ اطلاق در ولایت مطلقه دانا میباشد. این اطلاق با اطلاق حاکمیت ضابطه، تفاوت ماهوی دارا هستند و لذا نمی‏توانند برخوردی داشته باشند، چون اطلاق در ولایت عالم، گستره مسؤولیّت البتهّ فرمان مسلمین را تبیین می‏نماید، که در همگی مسئله‏ها در راستای تأمین مصالح امت، این مسؤولیت پیشرفت می‏یابد و به نصیب ویژه‏ای تخصیص ندارد.
دولت عدل اسلامی، که در رأس آن جایگاه رهبری (اما دستور مسلمین) قراردارد، این مسؤولیّت را بر ذمه دارااست، تا منافع امّت را در همگی بعد ها مادّی و معنوی، تأمین و حراست کند و عدل و داد اجتماعی را در سطحی کلان و طلبه، ضمانت کند.
خلاصه: تأمین مصالح امّت در کلیه قضیه‏های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی و انتظامی، و نیز ضمانت اجرای عدل و داد اجتماعی در تمامی سطح های، از اساسیترین وظایف حکومت عدل اسلامی میباشد، که جایگاه رهبری در رأس این مسؤولیّت قرار گرفته میباشد ؛ کاربرد «اطلاق» در این باره، فقط برای تبیین همین گستره و شمول مسؤولیّت میباشد ؛ لذا جاری ساختن اقتدار مسؤولان فوق، در چارچوب مصالح امّت محدود بوده، واین خویش تقیید در عین اطلاق میباشد، و هیچ گاه به معنای رها بودن از قید (مطلق العنان بودن) وجود ندارد، تا مضمون‌ «فرا رسمی» اجرا نماید، بلکه این خویش، فعالیت به ضابطه و اعمال وظیفه محوّله رسمی میباشد، خیر اِعمال اِراده فردی یا این که جنبش فرا رسمی! از این‏رو آنچه حاکمیّت مطلقه دارااست، ضابطه میباشد و بس.
دراین مکان ممکن میباشد نقطه برخوردی تصوّر گردد، چون حاکمیّت مطلقه ضابطه با ولایت مطلقه دانا ـ بر حسب ظواهر ـ منافات دارااست، و می‏تواند همین جهت، نقطه طلاق جامعه مدنی از جامعه فقهی شود و در بین این دو مسافت ساخت و ساز خواهد شد. شاید از دو جهت این مسافت ساخت‌و‌ساز خواهد شد: اولاً اقتدار حکم کننده در سایه ولایت فقید، مشروعیّت خویش را از بالا (به سیرتکامل انتصابی) اخذ کرده، آن را برخاسته از ضابطه نمی‏داند. ثانیا اختیارات البتهّ دانا با تعریف مطلق بودن، مافوق ضابطه بودن را می‏رساند و در مقابل مطلق بودن حاکمیّت ضابطه، بندّ بزرگی ساخت‌و‌ساز می‏کند. از این‏رو، در نوشته‌علمی «چالشهای نظری جامعه مدنی در حکومت اسلامی» مسأله واکنش ولایت مطلقه با قانون اساسی کشور را مطرح ساخته ، اینگونه می‏گوید :
«تلقّی ما از جامعه مدنی، متغیّری متعلق نسبت به تلقّی ما از ولایت مطلقه میباشد. به همین نسبت چنانچه ولایت مطلقه را به‌این معنا بگیریم که رهبر حکومت اسلامی اختیاراتی مافوق قانون اساسی ایران دارااست، بایستی در برداشت خویش از جامعه مدنی تصرّفاتی اعمال دهیم. واضح میباشد در‌حالتی که عنصر قانونگرایی از پیکر جامعه مدنی گرفته خواهد شد، این معنی مهم‌ترین عنصر ذاتی خویش را از دست می‏دهد و نامیدن ما‌نده تحت عنوان «جامعه مدنی» همچون کالبدی فارغ از روح خواهد بود.»35
تعریف ضابطه در جامعه مدنی
مطرح ترین شاخصه جامعه مدنی، قانونمند بودن آن در سطح محصل میباشد. این ضابطه، در حالتی‌که به جامعه رنگ مدنی می‏دهد که از مقبولیّت عامّه منتفع باشد ؛ یعنی در جهت منافع عام حال و روز و تشریع گردیده باشد و اینگونه رسمی. قانون اساسی کشور خوانده می‏گردد؛ ولی در صورتی در جهت منافع خاص وضع و اوضاع گردیده باشد، ضابطه معمولی تلقّی می‏خواهد شد و از احترام عمومی منتفع وجود ندارد. لذا شرایطی که از آسانسور جامعه اجبار می‏گردد، کمتر می‏تواند از جنبه مقبولیّت عامّه منتفع باشد و بیشتر قانون ها معمولی بوده که گزینه تایید و احترام همگانی نخواهد بود.
به‌این سان صرف این که در یک جامعه، ضابطه حکم دهنده میباشد آن جامعه را نمی‏اقتدار «جامعه‏مدنی» وصف نمود، مگر آن که ضابطه حکم دهنده جنبه مقبولیت عمومی داشته باشد. همینطور صِرف این که ضوابط مصوب بوسیله نمایندگان عموم ثبت خواهد شد، نمی‏تواند وصف مردمی به خویش بگیرد، مگر آن که بر اساس و اصولی پایدار باشد که عموم آنان‌را پذیرفته‏اند و آیتم مقبولیّت مردمی قرار گرفته باشد.
این جاست که گمان می‏رود جامعه فقهی از جامعه مدنی مسافت می‏گیرد، چون زیربنای ضوابط در جامعه شرعی از بالا (معبود) فرمان گرفته، و در جامعه مدنی از ذیل (عموم) الهام می‏گیرد. لذا بعضی زمزمه «آئین‏زدایی» را برای تحقّق «جامعه مدنی» رمز داده‏اند. در نوشته‌ی علمی «چالشهای نظری جامعه مدنی در حکومت اسلامی» به‌این مسأله اشاره می‏نماید،36 چنان که سپری شد.
در همایشی که صدها بدن از زنان و مردان اهل ایران از نقاط متفاوت اروپا در برلن (آلمان) برای شنیدن سخنرانیها و کمپانی بدون واسطه در گفت و گو و تبادل‏لحاظ درباره «جامعه مدنی» و مورد‏های تحقق و مانع ها آن در تالار گرانقدر فرهنگسرا حضور به هم رساندند، پرویز دستمالچی یکی ضد انقلابیون، که از سخنرانان این گرد هم آیی بود، درباره مورد حافظه گردیده اظهار کرد:
«جامعه مدنی با دو بازدارنده در جمهوری اسلامی ایران مواجه میباشد، یکی‌از تساوی دستمزد انسانها در قبال ضابطه و دیگری مسأله حق حاکمیّت در مرزوبوم...»

بازدید : 16
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 10:06


سنت را به سه عهدِ فعلی، قولی و تقریری تقسیم کرده‌اند:[۲۳]

سنت فعلی
به عملی که نبی(ص) یا معصوم آن را به قصد تشریع حکم دینی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد انجام داده باشد، مانند وضو به چنگ آوردن، نماز خواندن و حج به‌جاآوردن، سنت فعلی گفته می‌شود.[۲۴] اموری مانند اشاره، کتابت و سوراخ فعل پیامبر یا معصوم را هم از سنخ سنت فعلی برمی‌شمارند.[۲۵]

درباره چگونگی دلالت فعل پیامبر و معصوم بر حکم فقهی گفته می شود آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد دو موقعیت وجود دارد:

فعلی که از فرستاده یا امام معصوم صادر میشود، با قرائنی همپا می‌باشد که به‌واسطه این قرائن معلوم می‌گردد فرستاده یا امام معصوم در جایگاه بیان حکمی از احکام یا عبادتی از عبادات مانند نماز، وضو، حج و امثال آن می‌باشد. همچنین از طریق این قرائن مشخص و معلوم می گردد که این فعل وجوبی هست یا استحبابی یا غیر آن.[۲۶]
فعلی که از پیامبر یا امام معصوم صادر شده با قرینه‌ای هم پا نیست تا مشخص و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد معلوم خواهد شد بر چه حکمی دلالت می‌کند.[۲۷] در اینجا یک سری دیدگاه وجود دارد:[۲۸] برخی می‌گویند دلالت می‌کند بر وجوب آن فعل،[۲۹] افرادی معتقدند نماد‌دهنده استحباب آن هست[۳۰] و به باور جمعی دیگر، بر هیچ‌یک دلالت نمی‌کند و فقط فهمیده میشود انجام آن برای ما مباح و جایز است.[۳۱]
همچنین اصولیان گفته‌اند اگر فعلی که از پیامبر یا امام معصوم صادر می‌شود، با قرینه‌ای شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد همراه باشد که به‌واسطه آن، معین میشود این فعل به نبی یا امام معصوم اختصاص دارااست، مانند وجوب تَهَجُّد برای رسول، این فعل برای سایر مسلمان ها حجت نیست؛[۳۲] البته در صورتی فعلی که از پیامبر یا امام معصوم صادر میگردد مشخص نباشد که به آن‌ها اختصاص دارد یا شامل همه مسلمان‌ها میگردد، در حجیت این فعل برای بقیه مسلمانان اختلاف‌نظر وجود دارد.[۳۳] بعضا بر این نظرند که چنین فعلی صرفا به آن‌ها اختصاص دارد و برخی دیگر گفته‌اند برای کلیه مسلمانها حجیت داراست و همه می توانند به آن فعالیت کنند.[۳۴]

سنت قولی
به سخنان پیامبر و سایر معصومان سنت قولی گفته می گردد.[۳۵] بیشترین بخش سنت، همین سنت قولی یا سخنانی می‌باشد که از فرستاده و امامان معصوم نقل گردیده‌است.[۳۶]

سنت تقریری
مقالهٔ اصلی: تقریر معصوم
تقریر نبی یا معصوم عبارت است از بدون صدا آن ها در عوض گفتار یا رفتاری که در حضورشان مطرح می‌گردد.[۳۷] گفته می گردد تقریر معصوم، با شرایطی، دلالت بر جایزبودن یا صحت گفتار یا رفتاری دارد که نزد او بیان یا عمل شد‌ه‌است؛[۳۸] با این ادله که معصوم موظف می باشد خطاکار را از انجام مُنکَر بازدارد و در صورتیکه ناآگاه هست روش درست را به وی نشانه دهد.[۳۹]

دلایل اعتبار و حجیت سنت
عالمان مسلمان برای اثبات حجیت سنت نبی، به قرآن و اجماع و ادله عقلی استناد کرده‌اند. از جمله آیاتی قرانی مورداستناد دراین مورد، آیاتی می باشد که بر وجوب اطاعت از رسول دلالت می‌کنند.[۴۰]درباره ی اجماع هم گفته می‌گردد همه فرقه‌های مسلمان بر حجیت عهدوپیمان، فعل و تقریر پیامبر و پیروی از آن، اتفاق‌نظر دارا هستند[۴۱] برهان عقلی هم به این گستردن می‌باشد: در علم سخن ثابت گردیده‌است که فرستاده، معصوم از گناه، نادرست و غفلت هست؛ پس عهد، فعل و تقریر وی حجت و قابل اعتماد می باشد.[۴۲]

عالمان شیعه علاوه بر این تحلیل ها برای حجیت سنت پیامبر، از سه قرآن، سنت رسول و عقل برای اثبات حجیت سنت امامان معصوم ادله می آورند:[۴۳]

قرآن: براساس آیه تطهیر و آیه اولین الامر، ائمه(ع) دارای طهارت‌اند و بنابراین سنت آنها قابل‌اعتماد و پیروی از آن مایحتاج است.[۴۴]
سنت رسول: برپایه حدیث ثقلین که به صورت پشت سرهم، از نبی نقل شده، برای دوری از گمراهی، به تاسی از قرآن و اهل‌بیت(ع) در کنار هم، دستور شده است.[۴۵]
عقل: ملاک عقلی حجیت سنت پیامبر عصمت اوست. از طرفی در علم کلام ثابت شد‌ه‌است که اهل‌بیت(ع) نیز مانند رسول معصوم‌اند. بدین ترتیب سنت آن ها نیز حجیت دارااست

بازدید : 12
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 10:04


به گزارش صراط به نقل از خبرآنلاین، به گفته ناظران، نامزد احتمالی دیگر برای جانشینی حسن نصرالله، نعیم قاسم، معاون دبیرکل می‌باشد. هاشم صفی‌الدین از بخش اعظمی جهات از جمله مسجد النبی کوهسنگی مشهد ظاهر و شیوه صحبت کردنش به حسن نصرالله مشابهت دارد.
چه آنکه رسانه‌های اسرائیلی هم، چون یدیعوت آحارانوت نیز چنین پیشبینی دارند و این رسانه با انتشار خبری نوشت که احتمال زیادی داده می گردد هاشم صفی‌الدین، مرد شماره دو حزب‌الله لبنان در زمان فرماندهی حسن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد نصرالله که رابطه ها نزدیکی نیز با کشور‌ایران دارد، رهبری این گروه شبه‌نظامی را بر عهده بگیرد.

به نوشته این رسانه، هاشم صفی‌الدین تاکنون بر سیستم آموزشی و امور مالی حزب‌الله لبنان به عنوان مثال سرمایه‌گذاری این مجموعه برای «پشتیبانی مالی فعالیت ها» نظارت داشته می باشد. او رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد از سال ۲۰۱۷ در فهرست تروریستی آمریکا جای‌دارد. بنا بر نوشته رسانه‌های اسرائیلی، هاشم صفی‌الدین که رئیس شورای اجرایی حزب‌الله بوده، در حمله روز جمعه اسرائیل به پناهگاه حزب‌الله زنده مانده یا در اصل در آن محل حضور نداشته می باشد. نیویورک‌تایمز به‌نقل از سه رده ارشد رژیم صهیونیستی نوشت: «هاشم صفی‌الدین دبیر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شورای اجرایی حزب‌الله لبنان که نقش کلیدی در تشکیلات سیاسی و اجتماعی مقاومت حزب‌الله دارد در ساختمانی که بوسیله ارتش اسرائیل در ضاحیه هدف حمله قرار گرفت حضور نداشته است.»

این در حالی است که در حمله‌ای به مقر مرکزی تیم حزب‌الله لبنان در ضاحیه بیروت، گمانه زنی‌ها حاکی از آن بود که اعضای برجسته حزب الله در آن جلسه حضور داشتند. کارشناسان سیاسی میگویند «چند سالی است که دبیر آحاد توسط یک شورا انتخاب میشود که خود این شورا از طرف اعضای مجالس (شوراهای) حزب و مسئولین حزب، اعم از مسئولین درجه دوم و سوم، گزینش میشود.»

چه آنکه شخص سیدحسن نصرالله در سال ۱۹۹۲ و بعد از ترور سیدعباس موسوی توسط شورای تصمیم‌گیری حزب‌الله به این عنوان انتخاب شد. این سازوکار الان هر چه باشد، احتمالاً گزینش دبیرکل با مشاوره و کسب حیث از اعضای عالی این حزب انجام می‌شود.


به نظر میرسد که روضه خوان نعیم قاسم قائم‌رده دبیرکل حزب‌الله و از فیس‌های سابق جریان سیاسی شیعه در لبنان، یا سید هاشم صفی‌الدین معاون اجرایی حزب و از شکل‌های دیرین مقاومت، مورد‌های جایگزینی سیدحسن نصرالله باشند.

هاشم صفی‌الدین در سال ۱۹۶۴ در جنوب لبنان در خانواده‌ای سرشناس در حیطه متولد شد. او در دهه ۱۹۸۰ به همراه خویشاوند خود حسن نصرالله برای تحصیل علوم دینی راهی شهر قم شد. در سال ۱۹۸۳ با دختر محمدعلی الامین از اعضای شورای قانونگذاری شورای اسلامی شیعه ها لبنان ازدواج کرد. در سال ۱۹۹۴، نصرالله، هاشم صفی‌الدین را به عنوان رئیس حوزه‌ بیروت حزب‌الله منصوب کرد. او آن گاه در سال ۱۹۹۵ سر گروهی شورای جهاد را که مسئول عمل‌های نظامی حزب‌الله بود بر عهده گرفت. در سال ۱۹۹۸، صفی‌الدین به عنوان مسئول شورای اجرایی ارتقاء یافت.

او در کنار حسن نصرالله و نعیم قاسم یکی‌از سه رهبر مهم حزب‌الله می‌باشد و از سال ۲۰۰۶ به‌عنوان جانشین احتمالی نصرالله شناخته می گردد.

ناظران سیاسی می گویند به دلیل وخامت موقعیت امنیتی در لبنان ممکن هست انتخاب و اعلام جانشین سید حسن نصرالله با مکث انجام شود. چه آنکه گزینش دبیر آحاد حزب الله نیازمند برگزاری گرد‌همایی شورای حزب می‌باشد و در موقعیت کنونی لبنان و تهدید‌ها اسرائیل برگزاری چنین جلسه‌ای با ملاحظات قابل توجهی همدم می‌باشد.

بازدید : 11
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 11:13


یکی دستوراتی که در اسلام برآن تاکید و پذیرش بخش اعظمی شد‌ه‌است ، صدقه دادن میباشد.و از امتیازات اسلام میباشد که اقتصاد آن با خلق و خوی و عاطفه آمیخته میباشد،زیرا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد جامعه ی اسلامی پیکر واحدی میباشد و جامعه حاجتمند نمی تواند به کمال مناسب خویش که همانا بندگی معبود میباشد رسد ،لذا اسلام مومنان را تشویق کرده است که ضمن پرداخت مالیات های واجب نظیر خمس و زکات از اضافی نیاز خویش خلاءهای پدید آمده از فقر را مالامال نمایند.

قیمت و عنایت این مسئله به اندازه ای زیاد میباشد که در شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نشانه‌ها زیادی از قرآن و روایات و احادیث به آن اشاره شد‌ه‌است. در تربیت فقهی و اسلامی ما نیز تاکید بر کار نه بسیارمورد اعتنا قرار گرفته و هر عملی را می اقتدار نه بیان کرد از ایمان به معبود گرفته تا ریزترین شغل اخلاقی حتی‌د‌ر حد یک لبخند قادر است مصداق فعالیت نه باشد. فعالیت نه در نگاه قرآن پیش از اینکه منفعتش به دیگر افراد رسد به برهان نه می‌رسد. دیگر مکاتب به طور تقریب این نگاه را به شغل نه ندارند و تنها می‌گویند فعالیت نه یعنی کارها خیریه ای که میخواهد فایده را به طرف مقابل برساند در حالیکه قرآن میفرماید سود فعالیت نه پیش از اینکه به طرف مقابل رسد به خویش خیّر می‌رسد لذا اینجا قرآن میفرماید که “ان احسنتم احسنتم لانفسکم” شما فکر می‌کنید به مستلزم و محتاج و… خدمتی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رساندید، در حالیکه اولا به خودت سرویس رساندی زیرا این فعالیت نه تو‌را پرورش می‌دهد.

قرآن یکی‌از اوصاف نیک پرهیزکاران را صدقه دادن بیان می کند که موجب محرک وسیع از جانب خداوند متعال میشود.در آیه‌ها کریمه ۲۶۱ تا ۲۷۴ سوره بقره به جوانب متعدد مخصوصا بعدها خل وچل انفاق پرداخته و تحت عنوان جلوه هایی از ایمان به خداوند و روز قیامت اورده شده میباشد.

از طرف دیگر صدقه و انفاق سنت فرستاده (ص)و ائمه معصومین(درود الله)میباشد،تا مسجد النبی کوهسنگی مشهد آنجا که نبی می‌فرمایند : شایسته ترین فرآورده بشر و شایسته ترین پس انداز وی صدقه میباشد.

صدقه یکی از ازمصادیق اخیر به یاد ماندنی میباشد. از مهمترین مصادیق صدقات مالی که گزینه مداقه و اعتنا پروردگار قرار گرفته میباشد، رحمت بدهی مرهون تهیدست(بقره، آیه ها ۲۷۸ و ۲۸۰)، عفو و بخشش خون قیمت از سوی خانواده کشته شده(نساء، آیه ۹۲)، رحمت از قصاص و دیده پوشی از قصاص سوای اخذ بهایی در قبال آن(مائده، ‌آیه ۴۵) و وامداران تهیدست و ناتوان از پرداخت بدهی خود میباشد.(بقره، آیه ۲۸۰)

با نگاهی به‌این مفاد و مصادیق دانسته می گردد که صدقه گاه تا چه اندازه می‌تواند رابطه ها مالی اشخاص جامعه بلکه ارتباط ها انسانی را دگرگون سازد و خانواده هایی را از شقاوت و ایرادات عدیده ای رهایی بخشد. از این روست که صدقات تحت عنوان قرض و وام به آفریدگار معرفی شد‌ه‌است و آفریدگار در ارتباط واقعیت صدقه ، میفرماید که صدقه دادن، به منزله قرض و وام دادن به معبود میباشد و برای همین به صدقه دهندگان تعدادی موازی و جایزه مضاعف میدهد.(حدید، آیه ۱۸) و همینطور صدقه در تعادل رابطه ها اجتماعی و تهیه معاش اشخاص جامعه فقهی، نقش بسیار موثری را اجرا می‌نماید.

مبانی نظری:

سوابق شرعی مساله صدقه و انفاق در کتا ب گران قدر مسلمانها ،قرآن و روایات و احادیث ائمه معصومین و در لابه لای مشاجره عبادت بر همگان پر‌نور میباشد.کتب و مقاله ها و نقطه نهایی طومار های گوناگونی هر مورد از منظری خاص و به نحوه ای گوناگون به دستور صدقات و انفاق پرداخته اند . آیت الله جوادی آملی در جواب بدین پرسش که : تفاوت دفع بلا و رفع بلا چيست؟و در اين موضوع صدقه چه نقشى دارااست؟می‌فرمایند: دفع بلا، يعنى آدم كارى ایفا دهد كه بلا نيايد؛ مثل واكسنى كه آدم استعمال مى كند تا بيمار نشود. در واقع پيشگيرى میباشد. رفع بلا آن جا میباشد كه بلا آمده و بايد آن را برطرف كرد؛ مثل اين كه شخصى بيمار گردیده و بايد معالجه خواهد شد. صدقه هر دو كار را اعمال مى دهد. حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی نیزدر کتاب اخلاق و رفتار و معاشرت با نقل روایتی از پیامبر گرامی اسلامی التفات صدقه و اختصاصی نبودن آن در کارها مالی را تشریح نموده است .این تالیف کننده و متفحص حوزوی در کتاب خویش آورده میباشد: با شنیدن واژه صدقه، ذهنها فوری سراغ امداد مالی به تهیدستان یا این که پرت کردن سکه و اسکناسی در صندوق صدقات و امثال آن می رود.البته … این، فقط شکلهای عملی صدقه وجود ندارد. می اقتدار اهل صدقه بود، بی آنکه پول خرج کرد. اما کمکهای مالی، مکان خاصی دارااست که در هر اکنون و هر مکان عالی میباشد. ولی اصلی، اعتنا به حجم خوبی میباشد.

درکتابهای دیگری زیرا هفت سنبله از خسرو تقدسی نیا و اخلاص و انفاق شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب به زمینه صدقه و انفاق پرداخته گردیده‌است.

طرز رسیدگی:

طریق مصرف شده در عده این نوشته‌علمی از نوع توصیفی- تحلیلی با بازرسی ی کتب و مقاله ها و نقطه پايان طومار هایی که بدین مسئله پرداخته اند و نیز مراجعه به متن نشانه‌ها قرآنی و به کار گیری از این آیه‌ها و روایات و احادیث است.

اهداف و کاربردها:

آشنایی اشکال صدقات و ذکر التفات و موردها به کار گیری آن در منابع دینی اسلام.

شناخت با معنای نه و واقعیت نه

استمرار و شاگرد شدن صفت مهربانی و انفاق در جامعه

الگوبرداری از نبی و ائمه معصومین در قضیه انفاق

صدقه چیست؟

صدقه در فرهنگ وتمدن معلوم از ریشه ی(صَ دَ قِ) [ ع . صدقة ] (اِ.) آن چه از محصول که برای رضای آفریدگار به بینوایان دهند .ودر فرهنگ و تمدن فارسی عمید، آنچه در منش آفریدگار به بینوایان میدهند به ‌جهت اجر؛ چیزی که کسی برای سالم خویش و دفع بلا به عموم حاجتمند و مستحق می دهد.

صدقه کادو‌ای میباشد از طرف اشخاص حقیقی وواقعی یا این که حقوقی با منظورهای خیریه و فایده‌مند شدن اشخاص دیگر، داده میشود. صدقه ممکن میباشد به طور‌های وجه عیب گیری، سرویس ها، وسایل مصرف شده یا این که به کار گیری نشده‌ای مانند پوشاک، اسباب و اثاث‌بازی، غذا و رسانگر، یاری‌های ضروری مثلا امداد‌های آدم‌از صمیم قلب، یاری به توسعه و نیازهای ضروری تن بشر مانند خون، اندام و لینک و پیوند باشد. ازدیدگاه اسلام ظلم از طرف هیچ شخصی پذیرفته وجود ندارد.وبدترین آن ظلم انسانها به یک دیگر میباشد که حسب احادیث شیعی آفریدگار هم آن رو موردعفو قرارنمیدهد.ممکن میباشد آدم دردوران قدمت خود به هم نوعان خود ظلم نماید ،ظلم جسمانی.معنوی. حیثیتی، مالی و….رویکرد رجوع و برگشت طلب رضایت مظلوم میباشد واگر سازه به دلایلی نتوان این رضایت رو استحصال کرد می بایست به نیابت از مظلوم صدقه اعطا کرد تا بلکه جبران ظلم گردد .

در منابع دینی، صدقه، هم درباره‌ی عبادات و هم در زمینه ی معاملات گزینه اشاره قرار گرفته و در هر دو حوزه، دارنده مصادیق و طبعاً یه خرده احکام ویژه میباشد. ولی صدقه زمینه ماده ۸۰۷قانون مدنی، مشخصاً ماهیت عقدی داراست؛ عقدی غیر معوّض که از دیگر عقود حتی هبه نیز ممتاز بوده و قبض، شرط ضرورت آن میباشد. تحقق صدقه، مشروط به دلیل معاملی خاص یعنی قصد نزدیکی میباشد و با فقدان این داعی، ممکن میباشد عقد، تعریف حقوقی دیگری یابد.( ابوعطا، فرزاد، ۱۳۹۳.

بازدید : 52
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 12:01


13 . ابراهیم کرخى گوید: از امام راست گو(علیه السلام) پرسیدم: مردى در غیر ماه هاى حج از غیر مواقیتى که پیامبرخدا(صلى الله علیه وآله) مشخص و معلوم کرده اند، احرام حج شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بسته میباشد، حکم وى چیست؟
حضرت فرمودند: احرامش درست وجود ندارد، در صورتی‌که خواست به منزلش برگردد، گشوده خواهد شد و تکلیفى بر وی وجود ندارد و در صورتی خواست ادامه دهد و بگذرد، بگذرد، البته منتهى وقتى به یکى از مواقیت رقم خورده رسید، از آنجا محرم گشته و عملش را عمره قرار دهد خیر حج، این شغل از رجوع و برگشت به منزلش عالی میباشد; چون وى اعلان کرده که به احرام حج محرم گردیده‌است، هم اکنون رجوعش به خانه و انصراف از آن لایق وجود ندارد. رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
14 . ابو بصیر: از امام درست گو(علیه السلام) درباره فرد مُحرمى مى پرسد که کمربندى را ـ که پولش در آن میباشد ـ سفت به شکمش مى بندد. حضرت فرمود: سفت ببندد، تا از آن مطمئن خواهد شد، که با همین خرجى، مى تواند حجش را مجموع نماید.
15 . زراره از حضرت باقر(علیه السلام) در باره مُحرمى که از راز فراموشى با همسرش آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد همبستر گردیده پرسید، حضرت فرمود: چیزى بر ذمه اش وجود ندارد; چون وى به منزله کسى میباشد که در ماه رمضان از روى فراموشى طعام خورده باشد.
چرا طواف هفت به دور قرار داده شد؟
16 . ابو حمزه ثمالى گوید: از حضرت على بن الحسین(علیهما السلام) ، پرسیدم: چرا طواف هفت شوط میباشد؟ فرمودند: چون پروردگار بلندمرتبه و تعالى به ملائکه فرمود: اینجانب در زمین براى خویش جانشین مسجد النبی کوهسنگی مشهد و خلیفه قرار مى دهم.
ملائکه به آفریدگار پهنا کردند: آیا کسى را در زمین قرار مى دهى که در آن خرابی کرده و خون ها مى ریزد؟!خدا متعال فرمود: اینجانب آنچه را که شما نمى دانید مى دانم.
بارى، آفریدگار بزرگ و تعالى پیش از این ملائکه را از فروغ خویش محروم و ممنوع نکرده بود ولى بعداز خلل این صحبت، آنها‌را از آن با حجب و حیا و ممنوع داشت، این ممانعت هفت هزار سال به طول انجامید و ملائکه هفت هزار سال به افق حفاظت بردند. معبود بر وی ترحّم نمود و توبه وی را عهده دار شد و بیت المعمورى را که در عرش چهارم است براى آن‌ها بازگشتگاه و مأمن قرار بخشید و بیت الحرام را موازی آن، براى عموم بازگشتگاه مأمن نمود. از این رو، طواف پیرامون آن، به مقدار هفت شوط بر بندگان واجب شد. براى هر هزار سال عبادت ملائکه، یک شوط چرخیدن بربندگان واجب شد.
17 . ابو خدیجه، گوید: از امام راست گو(علیه السلام) شنیدم که مى فرمود:
پدرم در درحال حاضر طواف بود و مردى که از کنارش مى سپری شد، دستش را روى کتف آن حضرت بنیان و اذعان کرد: سه سوال از تو دارم که جز تو و مرد دیگرى پاسخ آنها‌را نمى داند.
پدرم ساکت ماند و جوابش را نداند تا از طواف خارج از شوید، آن گاه باطن حِجر اسماعیل گشته، دو رکعت نماز گزارد و اینجانب هم همراهشان بودم. بعد از فراغت از نماز، با صداى بلند فرمودند: مردى که سوال داشت کجا میباشد؟
آن مرد آمد و در مقابل آن حضرت گرد هم آیی. پدرم به وی فرمودند: سوال هاى خویش را بگو. آن مرد آغاز از آیه: } ن ، وَالْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ{ .(1) پرسید؟
پدرم جوابش را دادند.
آن گاه پرسید: وقتى ملائکه بر حق تعالى اعتراض کرده و اورا به غضب آوردند، به چه شکل حضرتش از وی راضى شوید؟
حضرت فرمودند: ملائکه به مدّت هفت سال(2) محیط اسمان طواف کرده و خداوند را خواندند و از وی طلب آمرزش نموده، از جنابش درخواست مى کردند که از آنها راضى و خشنود شود.
بعد از سپرى شدن یکسری سال، حق تعالى از آن‌ها راضى شد.
آن مرد اعلام کرد: صحیح فرمودید. بعداز آن، پهنا کرد: بفرمایید خدا چه‌گونه از بشر(علیه السلام) راضى شد؟
فرمود: وقتى انسان از فقید بالا به تحت فرود آمد، به زمین هند نازل شد و از پروردگارش
1 . خودکار : 1
2 . در علل الشرایع هفت هزار سال آمده میباشد .
---------------------------------------------------
جویاى بیت الحرام شوید. حق بزرگ و تعالى به وی امر بخشید که به بیت رفته، آن را هفت توشه طواف نماید و بعد از آن، به منا و عرفات رود و مناسک و جاری ساختن آنها‌را اجرا دهد. انسان(علیه السلام) از هند تکان کرد و جاى دو قدمش به عبارتی جایى میباشد که عمران گام نهاده و در میان هر گام و گام بعدى انسان، صحراهایى که در آنان چیزى خلا و براین اساس خویش را به بیت رسانید. آغاز هفت توشه بدور بیت چرخید و آنگاه مناسک و جاری ساختن را آن سیرتکامل که حق تعالى به وی دستور داده بود، اجرا بخشید و معبود توبه اش را عهده دار شد و وى را آمرزید.
بعد امام(علیه السلام) فرمودند: زیرا ملائکه در حوالی اسمان، هفت سال(1) طواف نمودند، طواف بشر در حوالی بیت نیز هفت شوط قرار داده شد و بعد از اتمام هفت شوط و ایفا مناسک، جبرئیل به انسان(علیه السلام) بشارت اعطا کرد و اذعان کرد: گوارا باد تو‌را اى بشر، حق ـ عزّ وجلّ ـ تو‌را آمرزید، سه هزار سال قبل از تو اینجانب این بیت را طواف کرده ام.
بشر به درگاه الهى عرضه داشت: پروردگارا! اینجانب و فرزندانم را بعد از اینجانب بیامرز.
حق تعالى فرمود: باشد، هریک از وی که به اینجانب و رسولانم ایمان آورند، مى آمرزم.
آن مرد حضرت را تصدیق کرد و رفت و پدرم(علیه السلام) فرمودند: این جبرئیل میباشد که نزد شما آمده تا معالم و شرایع آئین شمارا به شما بیاموزد.
1 . علامه مجلسى مى گوید : یعنى انگیزه این که طواف حضرت انسان(علیه السلام) ، وسیله قبول توبه اش شد، طواف ملائکه قبلا و توسّل آن‌ها بدین براى قبول توبه شان بود و درین نیز اشاره اى به انگیزه قرار دادن هفت بدور می باشد ... و مى اقتدار این دو حدیث را که یکى هفت سال و دیگرى هفت هزار سال مى گوید، چنین توده کرد که اصل قبول متوقف بر هفت سال بود ، ولی کمال آن در گروى هفت هزار سال .
بعد این خبر بر این دلالت دارااست که ملائکه براى امامان ما(علیهم السلام) نیز ظواهر مى شدند که با برخى خبرها نمى سازد .
انگیزه طواف کردن از گوشه و کنار حِجر
18 . ابوبکر حضرمى از امام درستگو(علیه السلام) درباره حِجر پرسید، حضرت فرمود: اسماعیل مادرش را در حجر دفن کرد و آن را بالا آورد و دورش را دیوار گذاشت تا قبر مادرش لگدمال نشود.(1)
19 . معاویة بن عمّار گوید: از امام راست گو(علیه السلام) درباره حجر پرسیدم که آیا جزو کعبه میباشد یا این که بخشى از کعبه در آن میباشد؟ فرمود: خیر، حتى به اندازه چیده یک ناخن هم. لیکن اسماعیل(علیه السلام) مادرش را آن جا به خاک سپرد و زیرا دوست نداشت که پا بر روى آن بگذارند، بدور آن حصارى کشید. قبور پیامبرانى هم در آن جاست.
20 . و عموم از کنار حجر طواف مى نمایند خیر درون آن; چون مامان حضرت اسماعیل(علیه السلام)درون حجر مدفون میباشد و قبرش در آن میباشد، این سیرتکامل طواف مى خواهد شد تا قبر وى پایمال نگردد.
چرا عمره مانند حج بر عموم واجب شوید؟
21 . معاویة بن عمّار از حضرت درستگو(علیه السلام) نقل کرده که آن جناب فرمودند: عمره به منزله حج بوده و بر عموم و آنانکه مستطیع میباشند (در طی قدمت یک توشه) واجب میباشد; چون معبود متعال مى فرماید:
حجّ و عمره را براى خداوند جاری ساختن دهید.
آیه اى که عمره را همانند حج واجب نموده، در مدینه نازل شوید و برگزیدگان عمره ها، عمره اى میباشد که در ماه رجب صورت بپذیرد.
22 . زراره از امام راست گو(علیه السلام) نقل مى نماید که فرمود: عمره همچون حج واجب میباشد، زیرا خدا مى فرماید: حج و عمره را براى خداوند جاری ساختن دهید، عمره واجب میباشد مثل حج، و هرکس حج تمتع به جا آورد، از عمره کفایت مى نماید و ایفا عمره در ماه هاى حج، به عبارتی تمتّع میباشد.
انگیزه ناپسند بودن پوشش ردا(ى دکمه دار) براى مُبقعه
23 . عبیدالله حلبى، از حضرت راستگو(علیه السلام) نقل مى نماید که فرمود: در کتاب جدّم این
1 . اسماعیل مادرش را آن جا دفن کرد و خوش نداشت که پا بر آن نهاده گردد. پس به دور آن حصارى کشید.
---------------------------------------------------
مضمون را یافتیم: مُبقعه رداء تکمه بسته به دوش نگیرد.
این مضمون را براى پدرم بیان کرده و رازّش را خواهان شدم.
پدرم فرمود: علّت آن این میباشد که جاهل دکمه هاى لباسش را نبندد امّا فقید و فقیه (که مى داند نباید دکمه ها را ببندد) برایش اشکالى ندارد اینگونه لباسى را بپوشد.
ادله عدم استحباب کادو ارسال کردن به کعبه و تکلیف بشر نسبت به آنچه تحت عنوان کادو براى کعبه پیامبر اند؟

بازدید : 10
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 15:15


درین آیه ها مستخلف عنه اقوامی میباشد که نشانه‌ها مسجد النبی کوهسنگی مشهد الهی را تکذیب کردند و هلاک شدند و معبود متعال اقوام و اجیال برتری را در روی زمین جانشین آن‌ها قرار داده میباشد. علامه طباطبایی می‌نویسد: «براین اساس معنی، خلافت عام موردنظر میباشد که هر لاحقی از وی جانشین کهن گردد و سلطه و بضاعت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و توان بر دخل و تصرف و انتفاع از زمین داشته باشد، به عبارتی‌طور که سابقین بر این عمل توانگری و اشراف داشتند و چنانچه آدم‌ها بدین خلافت رسیدند از جهت نوع خلقتشان میباشد که خلقتی میباشد از روش توالد و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تناسل، زیرا این نوع از خلقت میباشد که عبد و بنده را به دو دسته دیرین و لاحق تقسیم می‌نماید و خلیفه قرار دادن در زمین، خویش نوعی درایت میباشد آمیخته با خلقت که از آن انفکاک نمی‌پذیرد» (طباطبایی، 1417: 17/75). بر اساس معنای عام خلافت (وراثت از پیشینیان)؛ آفریدگار در قرآن منت نهاده و با دوراندیشی حکیمانه خویش، قومی که حجت بر آن‌ها تک تک گردیده، البته عناد می‌ورزند را به نابودی میرساند و قومی دیگر را وارث مرزوبوم آنها می‌گرداند. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد

ب) خلافت به معنای خاص: در آیه ها پایین، خلیفه به معنای خاص آن به‌شغل برده گردیده است.

- ﴿وَ إِذ قالَ رَبُّکَ لِلمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الأَرضِ خَلِیفَةً...﴾ (بقره/30).

- ﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرضِ کَمَا میباشدَخلَفَ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم﴾ (فروغ/55).

- «یا این که داوُدُ إِنَّا جَعَلناکَ خَلِیفَةً فِی الأَرضِ فَاحکُم بَینَ النَّاسِ بِالحَقِّ» (ص/26).

هر کدام از نشانه‌ها، مبنی بر بافت کلامی خویش، به بخشی از معنا خلیفه به معنای اخص آن اشاره دارااست: آیه در آغاز، مهم ترین آیه در تبیین معنی خلیفه میباشد، منزلت والای خلیفه و خصوصیت‌های ممتاز آن را که تخصیص به اشخاص معدودی داراست، ذکر می‌نماید که مشروحاً به آن خوا‌هیم پرداخت؛ و در آیه دوم ﴿الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُم﴾[3]، کلمه و واژه «اینجانب»، تبعیضى خواهد بود خیر بیانى و خطاب در آن، به مردم مسلمین میباشد (طباطبایی، 1417: 15/152) و «مشخص و معلوم میباشد که اینها دو تیم میباشند. لذا مؤمن با مسلم غیرمؤمن فرق داراست و قطعاً مصداق اتم مؤمن ائمه اطهار می باشند و این وعده خاص به آنان میباشد» (طیب، 1378: 9/555)؛ ثانیاً با اعتنا به تکرار کلمه و واژه استخلاف تأکید بر خلیفه‌گذار و جاعل میباشد خیر مستخلف عنه از این رو شرافت رده خلیفه به جهت معطی آن یعنی پروردگار متعال میباشد که استخلاف را، مختص خود کرده است و نیز به‌خیال خصوصیت‌های مستخلَف (خلیفه) از جهت علمی و... میباشد که اورا سزاوار سجود ملائکه کرده است و در آیه سوم به وظیفه جانشینانی که از طرف معبود منصوب گردیده‌اند، اشاره می‌نماید. لذا با دقت به مشی کلامی و غیرکلامی نشانه‌ها پر‌نور میگردد که خلافت به معنی خاص، ویژه انبیاء و اوصیاء الهی میباشد و معبود آن‌ها را به‌طور خاص نماینده خویش در زمین کرده و خلافت را برای آنها قرار داده میباشد (سلطان‌مرادی، 1390: 4). خلافت در‌این مفهوم بالاترین منزلت ربانی و روضه خوان میباشد که فراتر از آن قابل تصور وجود ندارد (مصطفوی، 1430: 3/123) و آن سر کردگی عظمایی میباشد[4] که مناسب ملائکه بوده و معبود متعال آن را به بشر و برخی از ذرّیه وی که دارنده دانش و پاکی می باشند، عطا کرده است، اینان نمایندگان و جانشینانی از طرف معبود میباشند که دستورات الهی را در زمین ایفا می‌کنند. جهت ثابت معنای ذکر شده، فرض ها تفسیری مفسران را پژوهش می‌نماییم:

ب. تحقیق احتمال ها تفسیری معنی خلیفه با قرائن داخل‌متنی و برون‌متنی

﴿وَإِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجعَلُ فِیهَا مَن یُفسِدُ فِیهَا وَیَسفِکُ الدِّمَاء وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعلَمُ مَا لا تَعلَمُونَ (30) وَعَلَّمَ آدَمَ الأسمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَى المَلائِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسمَاءِ هَؤُلاءِ إِن کُنتُم صَادِقِینَ (٣١) قَالُوا سُبحَانَکَ لا عِلمَ لَنَا إِلا مَا عَلَّمتَنَا إِنَّکَ أَنتَ العَلِیمُ الحَکِیمُ (٣٢)﴾ (بقره).

با تدبر در سابقه و لواحق آیه سی‌ام بقره درمی‌یابیم که تبیین جایگاه خلافت را پروردگار متعال بعداز مورد‌سازی درباره خلقت زمین و تصرف آدم در آن ذکر میدارد آن گاه به جعل خلیفه می پردازد و در‌این سیر خروج از عام به خاص رمزی میباشد که در جعل خلیفه گذاشته میباشد که از شروع آفرینش استارت میگردد و به نهایت و غایت آنکه خلافت بشر بدون نقص میباشد، ختم می گردد.

مفسران در تعبیروتفسیر آیه 30 بقره، با توکل بر اشتقاق واژه و کلمه و مشی آیه‌ها مفسِّر و قراین دیگر، به تبیین مصداق مستخلفٌ عنه و خلیفه پرداخته‌اند:

- مستخلفٌ عنه کیست؟ در جواب بایستی خاطرنشان کرد: کلمه و واژه خلیفه به‌تیتر صفت مشبهه میتواند در هر دو معنای نام فاعل یا این که نام مفعول به فعالیت رود و در مخلوط مازاد «خلیفة الله» نیز سازه بر اینکه اضافه لفظی باشد یا این که اضافه معنوی تعابیر و معنی متفاوتی از خلیفه به دست می آید، به‌تبع مصداق مستخلف عنه تغییر‌و تحول می‌نماید.

1. واژه و کلمه خلیفه به معنی نام فاعل

الف) به معنی نام فاعلی به «مَن یَخلُفُ غَیرَه و یَنُاینترنتُ مَقَامَه» تفسیر شد‌ه‌است که انسان علیه‌السلام جانشین و قائم‌منزلت آفریدگار میباشد (طبرسی، 1372: 1/176 و 1377: 1/31؛ عکبری، بی‌تا: 1/22؛ بغوی، 1420: 1/102؛ بغدادی، 1415: 1/35؛ بیضاوی 1418: 1/68؛ نظام‌الدین نیشابوری، 1416: 1/215؛ کاشانی، 1423: 1/113؛ طنطاوی، بی‌تا: 1/92). در این‌حالت مخلوط خلیفة الله را دو سیرتکامل خواهیم توانست معنی کنیم: به معنی ابتدا که اضافه لفظی میباشد یعنی خلیفه ذات معبود، یعنی مکان خداوند بنشیند و لفظ جلاله، مفعول خلیفه واقع شد‌ه‌است. گرچه خلیفه به لفظ جلاله اضافه گردیده، البته نکره میباشد و دستیابی تمجید نمی‌نماید. لذا کلیه تک تک بشری میتوانند خلیفه باشند و در‌این حالت مستخلف‌عنه خداست. این معنی از معنی «خلیفة الله» با مسأله توحید افعالی ناسازگار میباشد به دلیل آن که در شرایطی‌که ولایت بر هستی و آفرینش اصالتاً از آن آفریدگار سبحان باشد هیچ‌کس حتی به‌تیتر خلیفه نمی‌تواند در‌این ولایت با وی سهیم گردد و شراکت وی درین ولایت بالأصاله نیز باشد. از آنجا که ولایت تکوینی و تشریعی اصالتاً از آن خداست و به‌شکل بالعرض و بالتبع و بالواسطه به خلیفه آفریدگار منتقل می شود پس لازمه آن، ولایت تکوینی و تشریعی، داشتن قدرتی زوال‌ناپذیر و لاینفک میباشد و در صورتیکه قرار باشد این توان از معبود سلب گردد و به فرد جانشین آفریدگار منتقل گردد نقص معبود نتایج میگردد که در سود آن آفریدگار ممکن‌الوجود میباشد و از دایره واجب‌الوجود بودن بیرون هست. پس قابلیت ندارد که خدا به خلیفه‌اش توان خویش را به‌سیرتکامل‌ای سپردن نماید که اقتدار از دست خودش خارج برود. معبود پیوسته بر صفت «قوی» پایدار و پابرجاست با اعتنا به متد، این احتمال تفسیری مردود میباشد و «هیچ‌سیرتکامل تصریح یا این که اشاره‌ای در قرآن مبتنی بر خلافة اللهی وجود ندارد» (صادقی تهرانی، 1365: 1/297)؛ چون در آیه هیچ قرینه و قیدی همانند خلیفه اینجانبّی، خلیفة الله... نیست که بر جانشینی پروردگار متعال دلالت داشته باشد، اینگونه احتمالی به معنی خلیفه رجحانی نخواهد داشت و مفسرانی که مستخلفٌ عنه را پروردگار می دانند و واژه و کلمه خلیفه را به «جانشینی آفریدگار» به‌شکل اضافه لفظی مفهوم کرده‌اند، انواع وارده بر آن را که کفر افعالی به حساب می‌آید، به‌سیرتکامل‌ای توجیه و تأویل نموده‌اند. علامه نیز با تایید اینکه بشر جانشین آفریدگار در روی زمین میباشد، انواع وارده بر آن را از گویش ملائکه ذکر می دارد: «خلیفه‏اى که در زمین نشو و نما نماید، با اوصاف زندگى زمینى، شایسته منزلت خلافت وجود ندارد و با آن‌کلیه نقص و عیبش، نمی‌تواند آینه هستىِ پاک از هر عیب و نقص و وجودِ مقدس از هر عدم، خواهد شد، بقول دارای اسم و رسم (تراب کجا؟ و رب الارباب کجا؟)» (طباطبایی، 1417: 1/115) و این شبهه را سوای جواب رها می‌نماید، بعضی به‌تیتر یک احتمال تفسیری ذکر می‌دارا هستند: «خدا نیازی به جانشین ندارد اما به جهت قصور و نیاز مستخلفٌ علیه، جانشینی را برای خویش قرار داده میباشد» (صدر المتألهین، 1366: 2/301). بعضی دیگر نیز خلیفة الله را استعاره یا این که مجاز مرسل میدانند و ذکر می‌دارا‌هستند که خدا عملی را شکاف ننموده که آن را به بشر واگذار کند و او‌را جانشین خویش نماید، بلکه دانایی الهی این میباشد که در خلقت آدم توانائی‌هایی به امانت گذارده که بتواند در زمین و مخلوقات آن تصرف کند (ابن عاشور، بی‌تا: 1/385). لذا خلیفة الله به معنی حقیقی و واقعی به فعالیت نرفته میباشد و بدین جهت برخی زیرا نتوانستند مدلول حقیقی و واقعی و خواسته خدای گرانقدر را از آیه 30 بقره دریابند، این نشانه‌ها را از نشانه‌ها متشابهات میدانند که حمل آن بر ظاهرشان جایز وجود ندارد (رشیدرضا، بی‌تا: 1/255-254). برخی دیگر نیز جهت توجیه جانشینی خداوند، از سایر خصوصیت‌هایی که درباره آدم در معارف الهی مطرح گردیده در تأیید خلیفة الله مثال آورده‌اند و می گویند: «فی مابین خلقت آدمی بر شکل الهی و سروری و اشراف وی بر بقیه موجودات فقید ارتباط مستقیمی وجود داراست. این آموزه در متن ها اسلامی اعم از شیعه و سنی نیز آمده میباشد به‌نحوی‌که احادیثی همانند «ان الله اخلاق بشر علی صورته» (کلینی، 1365: 1/134) از فراوانی قابل‌توجهی در متن‌ها روایی برخوردارند»[5] در جواب بایستی خاطرنشان کرد: اینکه بشر به‌شکل الهی خوی گردیده ﴿ونَفَختُ فِیهِ مِن رُوحِی﴾ (ص/72) و بشر بدون نقص نیز، صفیّ معبود، حجّه الله، البتهّ الله میباشد و اصطلاحاتی نظیر این تعابیر که در متن‌ها روایی وارداتی، هیچ‌کدام توشه معنایی خلیفة الله را ندارد و خداگونه بودن آدم استدلال بر جانشینی بشر از خداوند وجود ندارد. خداوندی که ﴿بکلّ شیءِ دور و بر﴾ (نساء/33) میباشد و ﴿مجموعُّ یومٍ هو فی شأن﴾ (الرحمن/29) میباشد غیبتی ندارد، صحنه‌ای از وی خالی وجود ندارد تا رده ربوبیت و دور اندیشی خویش را به آدم واگذار نماید، پس خلافت بشر از معبود چه معنایی داراست؟ در جواب بایستی به معنای دوم «خلیفة الله» دقت نمود: خَلیفَةٌ مِن قِبَلِ الله، خلیفه‌ای از طرف پروردگار. خلیفه‌ای که معبود اورا جعل و نصب می‌نماید، دراین‌صورت ادغام خلیفة الله اضافه معنوی و حقیقی وواقعی میباشد و لفظ جلاله معمول خلیفه وجود ندارد و در‌این اضافه سخن جرّ «مِن» و یا این که «ل» در تقدیر میباشد و خلیفه استحصال تعریف‌و‌تمجید نموده و تخصیص به لفظ جلاله دارااست و از اطلاق آن به مردم بشر‌ها بیرون می‌گردد و مشمول توده‌ای خاص می‌شود. در‌این مفهوم در صورتی خلیفه فعیل به معنای نام فاعل باشد، تأکید به معنی التزامی خلیفه بر روی مستخلِف و جاعل خلیفه میباشد و مستخلف عنه لزوماً مطرح وجود ندارد و آیه إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأرضِ خَلِیفَةً یعنی اینجانب نماینده خودم را در زمین قرار دادم؛ ولی در صورتی خلیفه فعیل به معنای مفعول باشد مستخلف عنه اشخاصی می باشند که بعداز او جانشینش و در روایاتی که به آن خوا‌هیم پرداخت این تعبیروتفسیر از خلیفة الله مطرح گردیده‌است و درهرصورت شرافت و عظمت خلیفه به جهت (مستخلف عنه) جانشینی، از آفریدگار وجود ندارد بلکه به دو جهت میباشد: 1. به جهت اختصاص جعل و نصب خلیفه به‌وسیله مستخلِف؛ 2. به جهت برتری و تفوق دانشی و بینشی انسان، بر ملائکه که آیه ها 31 و 32 متکفل ذکر برتری خلیفه از نگاه دانش نسبت به ملائکه است.میشوند، خلیفه یعنی بشر و مجموع انبیاء و ائمه که برخی جانشین برخی دیگرمی شوند و وی خلیفةٌ اینجانب الله می‌باشند در حکم در بین کردار و دانایی روی زمین (قاسمی، 1418: 1/284) (و منظور جانشینی بشر‌های بی نقص به‌تیتر حجت آفریدگار نسبت به حجت‌های گذشته میباشد).

ب) بعضی از مفسران «مستخلف عنه» را معبود نمی‌دانند در‌این نگاه خلیفه به خالف: یَخلُف مَن کان قَبلَه (نحاس، 1421: 1/41) یعنی جانشین کهن مفهوم گردیده و در تعبیروتفسیر آیه‌ ﴿إنی جاعل فی الأرض خلیفه﴾ معتقد گردیده‌اند: که انسان جانشین کسانی شد که پیش از وی در زمین بوده‌اند و منظور از این اشخاص می تواند فرشتگان یا این که جنیان و یا این که آدم‌های اول باشد (رجوع‌کنید به: طبری که‌این تعبیر و تفسیر را از ابن عباس و ربیع بن أنس نقل می‌نماید 1412: 1/157 و: ابن سلیمان بلخی 1423: 1/96؛ سمرقندی، بی‌تا: 1/40؛ قرطبی 1364: 1/263؛ ملاحویش، 1382: 5/22؛ طوسی، بی‌تا: 1/131؛ ثعلبی نیشابوری، 1422: 1/175؛ طبرسی، 1377: 1/36).

در انتقاد این عقیده بایستی اظهار کرد: اولاً در آیه هیچ قرینه و قیدی همانند خلیفه منکم یا این که اینجانب الجن[6] و... که بر جایگزینی به‌مکان اشخاص قدیمی (فرشتگان، جن، آدم‌هایی فاسد گذشته) دلالت داشته باشد، نیست، ثانیاً این عقیده مبنی بر احادیث و احادیثی میباشد که: «از خبر‌ها واحده می باشد، متن آن با مشی آیه ها تطبیق ندارد و مدرک آنان نیز ضعیف میباشد» (جوادی آملی، 1378: 3/70).

ج) برخی خلیفه را به معنای نام فاعلی، جانشین از جمیع موجودات و کلیه مکوّنات باَجمعهم تعبیروتفسیر نموده‌اند (کاشفی سبزواری، 1369: 1/10) که در انتقاد لحاظ وی بایستی بیان کرد:

اولاً موجودات هر یک در منزلت خویش قرار دارا‌هستند و چیزی جانشین آن‌ها نشده میباشد. ثانیاً این عقیده ظنّی میباشد و مفسر سوای قراین منفضله یا این که متصلّه، ذوقیات خویش را مطرح کرده است.

بازدید : 55
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 10:49


به نقل از خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، یکی‌از مهم ترین شب‌ها و مسجد النبی کوهسنگی مشهد ایام در حین سال شب و روز اولیه ماه شوال میباشد از آن تحت عنوان «عید فطر» خاطر میشود. برای مثال در رویات تیتر گردیده که شب اولیه ماه شوال کمتر از شب قدر وجود ندارد. به همین استدلال در قصه‌ها سفارش‌های بخش اعظمی برای بزرگداشت و اعمال دعا و عبادت در شب عید فطر تیتر گردیده‌است.

برای شب و روز ماه اولیه شوال اعمالی سفارش گردیده که مهم‌ترین آنان‌را مرور می کنیم: آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد

ایفا شب عید فطر

شب عید فطر (شب اولیه ماه شوال) یکی‌از شب‌های شریف رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد و در فضیلت و اجر عبادت و احیای آن روایات بخش اعظمی وارداتی، برای آن یک‌سری کار مستحب میباشد:

اولیه:

زمانی که آفتاب غروب کرد، غسل نمایید.

دوم:

شب عید فطر را با دعا، نماز و اسغفار و بیتوته در مسجد بگذرانید. چنانکه درباره شب‌زنده‌داری شروع ماه شوال پیشنهاد بسیار گردیده است.

سوم:

پس از اقامه نماز مغرب و عشا و نماز صبح و نماز عید، این دعا را بخوانید:

اللٰهُ أَکْبَرُ اللٰهُ أَکْبَرُ لَاإِلٰهَ إِلا اللٰهُ وَاللٰهُ أَکْبَرُ اللٰهُ أَکْبَرُ وَ لِلٰهِ الْحَمْدُ، الْحَمْدُ لِلٰهِ عَلَىٰ مَا هَفقیه، وَلَهُ الشکْرُ عَلَىٰ مَا أَوْلانا.

معبود بلندمرتبه‌خیس میباشد، معبود والا‌خیس میباشد، معبودی جز پروردگار وجود ندارد و پروردگار گرانقدر‌خیس میباشد و خدای را تشکر و تشکر خدای را بر آنچه ما‌را بدان هدایت کرد و اورا شکر بر آنچه به شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ما ارزانی داشت.

بیشتر بخوانید
فطریه مهمان شب عید فطر به‌ذمه چه کسی است؟

چهارم:

هنگامی که نماز مغرب و نافله آن را خواندید، دست‌ها را به سمت اسمان بلند کرده و بگویید:

یَا ذَا الْمَن وَالطوْلِ، یَا ذَا الْجُودِ، یَا مُصْطَفِیَ مُحَمدٍ وَناصِرَهُ صَل عَلَىٰ مُحَمدٍ وَآلِ مُحَمدٍ وَاغْفِرْ لِی کُل ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتابٍ مُبِینٍ.

ای مالک نعمت و کرم، ای دارنده جود، ای برگزیننده محمد و ای یار و همدم وی، بر محمد و قبیله محمد سلام فرست و بر اینجانب بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‌اش و آن پیش تو در کتابی آشکار میباشد.

آنگاه به سجده بروید و در سجده «صد جايگاه» بگویید: «أَتُاینترنتُ إِلَى اللٰهِ؛ به‌سوی آفریدگار می‌پویم»، بعد از آن هر حاجتی که دارید از معبود بخواهید.

در ماجرا آمده میباشد که بعداز نماز مغرب به سجده بروید و بگویید:

یَا ذَاالْحَوْلِ یَا ذَاالطوْلِ یَا مُصْطَفِیا این کهً مُحَمداً وَناصِرَهُ صَل عَلَىٰ مُحَمدٍ وَآلِ مُحَمدٍ وَاغْفِرْ لِی کُل ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَنَسِیتُهُ أَنَا وَهُوَ عِنْدَکَ فِی کِتابٍ مُبِینٍ.

ای مالک توان، ای دارنده عطا، ای برگزیننده محمد و ای همراه وی، بر محمد و خویشاوندان محمد سلام فرست و بر اینجانب بیامرز هر گناهی را که مرتکب شدم و آن را یادم شد و آن گناه نزد تو در کتابی آشکار میباشد.

بعد از آن «صد رتبه» بگویید: «أَتُاینترنتُ إِلَى اللٰهِ؛ به‌سوی معبود می‌پویم».

پنجم:

امام حسین علیه‌السلام را زیارت نمائید که فضیلت بسیار داراست. در حالتی که قابلیت و امکان زیارت از مجاورت مقدر وجود ندارد، زیارت عاشورا را بخوانید.

ششم:

ده درجه بیان «یَا دائِمَ الفَضْلِ» را بگویید.

هفتم:

دو رکعت نماز به جا بیاورید؛ در رکعت اولیه بعداز سوره «ستایش»، هزار جايگاه «توحید» و در رکعت دوم «یک درجه» بخوانید و بعد از درود رمز به سجده گذارده و «صد جايگاه» بگویید: «أَتُاینترنتُ إِلَى اللٰهِ». آن گاه بگویید:

یَا ذَا الْمَن وَالْجُودِ، یَا ذَا الْمَن وَالطوْلِ، یَا مُصْطَفِیَ مُحَمدٍ صَلى اللٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ صَل عَلَىٰ مُحَمدٍ وَآلِهِ وَافْعَلْ بِی کَذا وَکَذا. (به مکان «کذاوکذا» حاجات خویش را بخواهید.)

ای دارنده نعمت و جود، ای مالک عفو و عطا، ای برگزیننده‌ی محمد (سلام پروردگار بر وی و خاندانش)، بر محمد و خاندانش سلام فرست و با اینجانب اینگونه و چنان کن.

در داستان آمده که حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام این دو رکعت نماز را بدین چگونگی به جا می آورد، بعد رمز از سجده برمی‌داشت و می‌فرمود: به‌حق آن خدایی که جانم در مشت توان اوست، هرکه این نماز را به جا آورد، هر حاجت که از پروردگار بطلبد به اعتقاد عطا فرماید و در‌حالتی که به شماره ریگ‌های کویر گناه داشته باشد، پروردگار آن ها را بیامرزد.

در داستان دیگری به مکان «هزار سکو» سوره «توحید»، «صد سکو» وارداتی، ولی این نماز را می بایست بعداز نماز مغرب و نافله آن بجا آورد.

روحانی طوسی و سید ابن طاووس بعد از نقطه نهایی نماز، دعایی نقل کرده‌اند که متن در کتاب مفاتیح الجنان آمده میباشد.

بیشتر بخوانید
فطریه همین سال از سوی رهبر انقلاب اعلام شد + جزئیات

هشتم:

چهارده رکعت نماز بجای آورید، در هر رکعت سوره «ستایش» و «آیت‌الکرسی» و «سه جايگاه» سوره «توحید» را بخوانید تا در قبال هر رکعتی اجر 40 سال عبادت و اجر عبادت کسی که در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده، برای شما باشد.

نهم:

روضه خوان طوسی در کتاب «مصباح» نوشته: در نصف شب غسل بجای آور و تا طلوع فجر در مکان نماز خویش بنشین.

ایفا روز عید فطر

روز اولیه ماه شوال که روز عید فطر میباشد، چندین فعالیت داراست:

نخستین:

پس از نماز صبح و نماز عید، «تکبیراتی که در شب عید» بعد از نماز فریضه می‌خواندید، بخوانید.

دوم:

پس از نماز صبح دعایی را که سید ماجرا کرده: «اللّٰهُمَّ إِنِّی تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ أَمامِی...» را تا انتها بخوانید و قرائت این دعا بعداز نماز عید مذکور میباشد.

سوم:

فطریه را پیش از نماز عید فطر، به شرحی که مراجع جاری ساختن کرده‌اند کنار بگذارید. ولی بایستی اعتنا داشت که فطریه (زکات فطره) واجب مؤکد و شرط قبولی روزه ماه رمضان میباشد و موجب مراقبت بشر تا سال بعدی میباشد.

چهارم:

غسل روز نخستین ماه شوال را به حا آورید. شایسته ترین فرصت برای غسل، بعداز طلوع فجر تا مجال اقامه نماز عید فطر میباشد. سفارش گردیده که غسل ذیل سقف پوشیده صورت پذیرد و در طی غسل کردن بگویید:

اللّٰهُمَّ إِیماناً بِکَ وَتَصْدِیقاً بِکِتابِکَ وَاتِّباعَ سُنَّةِ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ.

خدایا، فقط برای ایمان به تو و تصدیق به کتاب تو و تاسی از طریق نبی تو، محمّد سلام پروردگار بر وی و خاندانش باد.

بعد از آن «بسم اللّٰه» بگویید و غسل فرمایید. بعداز اتمام بگویید:

اللّٰهُمَّ اجْعَلْهُ کَفَّارَةً لِذُنُاینترنتِی وَ طَهِّرْ دِینِی، اللّٰهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّی الدَّنَسَ.

خدایا، این غسل را کفاره گناهانم قرار ده و دینم را منزه کن، خدایا، هر آلودگی را از اینجانب برطرف فرما.

پنجم:

جامه پسندیده پوشیدن، معطر کردن تن و رفتن به صحرا یا این که هر نقطه گشوده برای اقامه نماز عید پایین افق (غیر از شهر مکه) انجام دیگر روز عید فطر میباشد.

ششم:

در اولیه روز و پیش از اقامه نماز عید فطر چیزی بخورید. خوب میباشد با رطب یا این که شیرینی باشد. همینطور داستان گردیده تناول کردن مقدار یه خرده از تربت امام حسین علیه السلام که از هر دردی شفاست، مستحب میباشد.

هفتم:

هنگامی برای رفتن به نماز عید فراهم شدید، همت نمائید پیش از طلوع آفتاب خارج نروید. همینطور دعاهایی را که سید ابن طاووس در کتاب اقبال نقل کرده را بخوانید. به عنوان مثال این دعا که ابوحمزه ثمالی از امام باقرعلیه‌السلام داستان نموده است:

اللّٰهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ فِى هٰذَا الْیَوْمِ أَوْ تَعَبَّأَ أَوْ أَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوِفادَةٍ إِلىٰ مَخْلُوقٍ رَجاءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ وَفَواضِلِهِ وَعَطایَاهُ فَإِنَّ إِلَیْکَ یَا سَیِّدِى تَهْیِئَتِى وَتَعْبِئَتِى وَ إِعْبخشیدِى وَاسْتِعْبخشیدِى رَجاءَ رِفْدِکَ وَجَوائِزِکَ وَنَوافِلِکَ وَفَواضِلِکَ وَفَضائِلِکَ وَعَطایاکَ ، وَقَدْ غَدَوْتُ إِلىٰ عِیدٍ مِنْ أَعْحافظهِ أُمَّةِ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَیْهِ وَعَلَىٰ آلِهِ ، وَلَمْ أَفِدْ إِلَیْکَ الْیَوْمَ بِعَمَلٍ صالِحٍ أَثِقُ بِهِ قَدَّمْتُهُ ، وَلَا تَوَجَّهْتُ بِمَخْلُوقٍ أَمَّلْتُهُ ، وَلٰکِنْ أَتَیْتُکَ خاضِعاً مُقِرّاً بِذُنُاینترنتِى وَ إِساءَتِى إِلىٰ نَفْسِى ، فَیا این که عَظِیمُ یَا عَظِیمُ یَا عَظِیمُ اغْفِرْ لِىَ الْعَظِیمَ مِنْ ذُنُاینترنتِى ، فَإِنَّهُ لَایَغْفِرُ الذُّنُاینترنتَ الْعِظامَ إِلّا أَنْتَ ، یَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

خدایا، هرکس درین روز فراهم شد یا این که نیت کرد یا این که فراهم و مستعد شد، برای ورود به درگاه یکی بندگانت به آرزو پاداش‌ها و صله‌ها و فایده‌ها و عطاها، اما ای آقای اینجانب فراهم شدن و قصد کردن و فراهم و مستعد شدن اینجانب فقط به‌جانب توست به آرزو مشوق‌ها و صله‌ها و فایده‌ها و عطاهایت، در حال حاضر صبح کردم در عیدی از اعیاد امت پیامبرت محمّد (سلام آفریدگار بر وی و خاندانش)، درحالی‌که به کار صالحی که به آن اعتقاد و باور کنم و آن را پیش آورده باشم بر تو وارد نشدم و به مخلوقی که آرزومندش باشم رو نکردم، بلکه در حالا خضوع فقط به‌جانب تو آمده‌ام و به گناه و بدی نسبت به خود اعتراف دارم، پس ای والا، ای گرانقدر، ای والا، گناهان بزرگم را بیامرز که گناهان بلندمرتبه را جز تو نیامرزد، ای که معبودی جز تو وجود ندارد، ای کریم و مهربان‌ترین مهربانان.

هشتم:

نماز عید را بخوانید. این نماز دو رکعت میباشد، در رکعت اولیه سوره‌های «ستایش» و «اعلی» و بعداز سوره «ستایش» و «اعلی»، «پنج تکبیر» بگویید و بعداز هر تکبیری دست به قنوت بردارید و بگویید:

اللّٰهُمَّ أَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ، وَأَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ، وَأَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ، وَأَهْلَ التَّقْوىٰ وَالْمَغْفِرَةِ، أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هٰذَا الْیَوْمِ الَّذِى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً، وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ذُخْراً وشَرَفاً وَمَزِیداً أَنْ تُصَلِّىَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تُدْخِلَنِى فِى کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تُخْرِجَنِى مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ أجْمَعِین. اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ خَیْرَ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ ، وَأَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ.

خدایا، ای اهل بزرگی و عظمت و ای اهل جود و سلطنت و اهل سپری شد و بخشش و اهل زهدوتقوا و مغفرت، از تو درخواست میکنم به‌حق این روز که برای مسلمان‌ها عید قرار دادی و برای محمّد (سلام آفریدگار بر وی و خاندانش) ذخیره و فزونی در شرف که بر محمّد و خویشان محمّد سلام فرستی و منرا در هر خیری که محمّد و قوم و قبیله محمّد را وارد نمودی وارد کنی و از هر شرّی که محمّد و قوم و قبیله محمّد (سلام معبود بر وی و خاندانش) را خارج آوردی منرا خارج آوری، خدایا از تو درخواست میکنم، شایسته ترین چیزی که بندگان لایق‌ات درخواست کردند و به تو مدد می آورم از آنچه بندگان لایق‌ات به تو امان بردند.

بعد از آن «تکبیر ششم» را گفته و به رکوع رفته و بعد از رکوع و سجود برای رکعت دوم قیام فرمائید و بعداز سوره «ثنا»، سوره «شمس» را بخوانید، آن گاه «چهار تکبیر» بگویید و بعد از هر تکبیری دست به قنوت بردارید و به عبارتی دعا را بخوانید. زیرا به آخر رسید «پنج‌مین تکبیر» را گفته و به رکوع بروید و نماز را به نقطه نهایی برسانید و بعداز درود تسبیحات حضرت زهرا درود‌الله علیها را بجا آورید.

پس از نماز عید، دعاهای بخش اعظمی وارداتی که شاید شایسته ترین آن‌ها، «دعای 46 صحیفه کامله سجادیه میباشد.

مستحب میباشد نماز عید ذیل افق و روی زمین سوای فرش خوانده گردد و از رده نماز، از غیر آن راهی که به نماز آمده بود بازگردد و برای قبول شدن انجام برای برادران فقاهتی خویش دعا نماید.

نهم:

امام حسین علیه السلام را زیارت فرمایید.

دهم:

دعای ندبه را بخوانید. سید ابن طاووس فرموده: زیرا از دعا خارج از گردید، به سجده بروید و بگویید:

أَعُوذُ بِکَ مِنْ نارٍ حَرُّها لَایُطْفَأ، وَجَدِیدُها لَایَبْلىٰ، وَعَطْشانُها لَایُرْوىٰ.

به تو امان می آورم از آتشی که حرارتش بی سر و صدا نمیشود و نو‌اش کهنه نمیگردد و تشنه‌اش سیراب نمیشود.

آن‌گاه سیرتکامل راست را بر زمین گذارده و بگویید:

إِلٰهِی لَاتُقَلِّبْ وَجْهِی فِی النَّارِ بَعْدَ سُجُودِی وَتَعْفِیرِی لَکَ بِغَیْرِ مَنٍّ مِنِّی عَلَیْکَ بَلْ لَکَ الْمَنُّ عَلَیَّ.

خدایا، رخسارم را بعد از سجده و به خاک مالیدن آن برای تو در حریق زیرورو نکن که اینجانب درین فعالیت بر تو اینجانبّت ندارم، بلکه صرفا تورا بر اینجانب اینجانبّت میباشد.

آن گاه سیرتکامل چپ را بر زمین نهاده و بگویید:

ارْحَمْ مَنْ أَساءَ وَاقْتَرَفَ وَاسْتَکانَ وَاعْتَرَفَ.

رحم کن بر هر که بد کرده و مرتکب گناه گردیده و بیچاره گشته و اعتراف کرده است.

آن گاه به اکنون سجده برگردید و بگویید:

إِنْ کُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ، عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ یَا کَرِیمُ.

در‌صورتی‌که اینجانب عبد و بنده بدی بودم، تو خدا خیر و خوبی هستی، گناه از عبد و بنده‌ات تبارک گردیده، لایق میباشد سپری شد از جانب تو پسندیده باشد ای مهربان.

پس 100 رتبه بگویید: الْعَفْوَ الْعَفْوَ.

بعد از آن سید فرموده: امروزت را به بازی و اهمال‌کاری سپری نکن، درحالی‌که نمی‌دانی آیا از لحاظ ایفا مردودی، یا این که پذیرفته؟ در شرایطی که آرزو پذیرفته‌شدن داری، آن را با تشکر قشنگ تلافی کن و در شرایطی‌که از مردودشدن در هراسی، پس مبتلا حزن وقتگیر باش.

بازدید : 14
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 10:07


به لحاظ میرسد به تناسب این که ما ایمان را چه گونه مفهوم کنیم، پاسخمان به مساله اساسی متعدد خواهد بود؛ بخصوص این که در ادیان متفاوت معنای ایمان گوناگون میباشد، در نوشته‌ی علمی‌ای که هم‌اینک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد از یک کدام از پر اسم و رسم‌ترین متفکران معاصر عالم عرب میخوانیم، مضمون‌ ایمان در اسلام و تفاوت آن با دیگر ادیان ابراهیمی (مسیحیت و یهودیت)‌ تحقیق شد‌ه‌است.

در اولِ کلام معنا ایمان را به صورت مختصری در ادیان سه‌گانه توحیدی مقایسه میکنیم و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد در مقالاتی چندین تفصیل مفصلی از ارتباط ایمان و عقل در اسلام ارائه می دهیم.

در قرآن آمده میباشد: «و ما هیچ پیامبری را جز به گویش قومش نفرستادیم تا [حقایق را] برای آن‌ها ذکر نماید.» (ابراهیم ۴)

حقیقت این میباشد که کلیه ادیان خواه آسمانی باشند یا این که غیرآسمانی خیر‌صرفا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برحسب فرهنگ وتمدن رهروان و خصوصیت‌های تمدنی آنان، بلکه براساس لهجه و معانی آن و دلالت‌هایی که به واژه و کلمه‌ها و اصطلاحات خویش میدهد با هم تفاوت دارا‌هستند. این تفاوت خیر‌فقط دربرگیرنده ذکر و محتوی میباشد، بلکه بود یا این که عدم وجود عبارت‌ها را در بر می گیرد. کلمه‌ها و لغت ها اکثری همچون مفاهیم فقهی می باشند که قابلیت و مسجد النبی کوهسنگی مشهد امکان جابجایی به گویش‌های دیگری را ندارند به رغم آن که قابلیت و امکان جابجایی تام یا این که شبه‌تام را در حوزه زبانی دارا هستند.

از آن پاراگراف، جفت ایمان وعقل که به لحاظ میرسد هیچ لهجه یا این که شرعی از داشتن متساوی آن‌ها خالی وجود ندارد، چه در سطح گویش رایج یا این که در سطح اصطلاحات فقاهتی. با وجود این معنایی که از ایمان و عقل در هر فقاهتی برداشت میگردد با آیین دیگر تفاوت داراست.

لذا برای شعور معنای یک اصطلاح فقهی در هر زبانی لایق میباشد مبادرت به تطبیق معنایش در ادیان متفاوت نماییم. حتی در صورتی در ریشه‌های شرعی و زبانی اشتراک داشته باشند و از‌آنجا که قضیه آیتم دعوا ما عقل و ایمان در قرآن میباشد در اینجا به مقایسه زود گذر دربین این دو مضمون‌ همانطور که در یهودیت و مسیحیت به عمل میروند بسنده میکنیم که اسلام اساسا وریشه واحدی با آنان اشتراک داراست و آن این که ریشه کلیه آن ها آیین ابراهیم میباشد و بعد از آن به معانی آن ها به به عبارتی ترتیب که در قرآن آمده میپردازیم.

متخصصان آیین‌پژوهی تطبیقی تاکید می‌نمایند واقعیت این وجود ندارد که کلمه ایمان ارتباط ها دربین بشر و آفریدگار را در ۳ آئین یهودی، مسیحی و اسلام ذکر می‌نماید اگرچه بر حسب عادت درباره ایمان مسیحی و یهودی و اسلامی به صورت کلی صحبت می گوییم. در لهجه قانونی یهودیان یعنی عبرانی، هیچ کلمه و واژه‌ای نیست که اداکننده این معنی باشد چون کلماتی که می‌قدرت به واسطه آن ها پیام تورات را به صورت کلی فهمید بیان‌کننده کار الهی می باشند خیر موضع ها و نگرش انسانی. شغل الهی که تورات آن را معلوم می‌نماید حول و حوش ایده‌ای محوری صورت میگیرد که ایده میثاق یا این که عهدی میباشد که آفریدگار با بنی‌اسرائیل بست و آن ها را تحت عنوان ملت مختار برگزید. کلمه و واژه عبرانی BERITH که حاوی این معناست معنای قسم را نیز می دهد و از تعهد دو طرف حکایت می‌نماید یعنی خداوند و بنی‌اسرائیل. به همین برهان به کتاب یعنی تورات به دیده کتاب وصیت می نگرند که تحت عنوان تصمیم آخری که بیان‌کننده خواست الهی میباشد. این تصمیم آرم از این قضیه داراست که خدای بنی‌اسرائیل زمانی که ابراهیم را تحت عنوان دوست برگزید، به نوبه خویش به پیمانش وفا کرد و نسل ابراهیم هم می بایست به آن عهدوپیمان وفا نمایند (فرزندان اسحاق و نوه‌اش یعقوب که اسرائیل اسم داراست) و این وفا از روش پایبندی به دستورها حضرت موسی شکل می‌پذیرد که متضمن نجات آنهاست. نجاتی که تورات آن را در برگشت به مرزوبوم موعود (فلسطین) معلوم نموده است.

آشکار میباشد این تامل که یهودیت از ارتباط فی مابین بنی‌اسرائیل وخدا رسم می‌نماید مکان شک و تردید باقی نمی‌گذارد که مضمون‌ ایمان به نوعی در بر دارای معانی اعتقاد و باور و تصدیق و اخلاص میباشد و در مسیحیت و یهودیت نیز وجود دارا‌هستند. چون مساله‌ای که برای بنی‌اسرائیل مطرح گردیده، مساله ایمان به معنای یقین وجود ندارد بلکه معنایش وفا به میثاق پروردگار با آنهاست.

با وجود این که معنی ایمان در مسیحیت و اسلام به معنای یقین میباشد، ولی محتوی آن در‌این دو آیین یکی از وجود ندارد. کما این که دعوا محوری معنی ایمان در اسلام پذیرش رسالت [حضرت] محمد(ص) میباشد که بعدا به شرح درباره آن صحبت خوا هیم ذکر کرد، ولی این معنا در مسیحیت حول اساس وفا (Fidelity) میچرخد بدین معنا که خدا به وعده خویش بر طبق قیام مسیح در آخرالزمان لباس‌فعالیت می‌پوشاند و خداترس مسیحی غسل تعمید را به معنا بی نقص آن جاری ساختن دهد (که آن حکایت از غسل گناه اساسی دارااست) این مورد به این معناست که واژه fidelity (که معمولا آن را ایمان ترجمه می کنیم) در واقعیت ایمان به معنای پذیرش و تصدیق وجود ندارد، بلکه معنای نظریه را مشتمل بر می‌گردد عبارت ایمان مسیحی یا این که یهودی را می‌اقتدار به طور نظریه مسیحی یا این که یهودی اعلام‌کرد، ولی در اسلام قضیه ایمان نظریه و تصدیق میباشد و خویش ایمان فقط مجاز میباشد.

بدین ترتیب در حالی که مضمون‌ ایمان در یهودیت و مسیحیت با ایده خلاص و رهایی لینک دارااست اثری از این ایده در دورنمای اسلامی یا این که دست کم در قرآن وجود ندارد، ولی در فلسفه اشراقی از آن به نجات تعبیر و تفسیر میشود و ابن سینا کتابی به همین نام دارااست که خلاصه‌ای از کتاب فلسفی پرحجمش یعنی شفاست که حاوی «نظریه» فلسفی میباشد که به نظرش رویکرد خلاص و رهایی میباشد.

دورنمایی که اسلام در‌پی آن میباشد هم دورنمای مادی میباشد و هم اخروی. یعنی در عالم خدا وعده برد را به مومنان در جنگشان با کفار و مشرکان داده میباشد: «پروردگار به اشخاصی از شما که ایمان آورده و شغل های لایق کرده‌اند وعده داده میباشد که قطعا آن ها را درین مرزوبوم جانشین [خویش] قرار دهد همانگونه که عده ای را که قبل از آنها بودند جانشین [خویش] قرار بخشید و آن شرعی را که برایشان نیکو میباشد به سودشان بومی نماید و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] منرا عبادت نمایند و چیزی را با اینجانب سهیم نگردانند و عده ای که سپس کافر شوند، فاسقند.» (النور ۵۵) ولی در سرای جاویدان پروردگار به مومنان مخلص وعده فردوس را داده میباشد. (ر.ک: التوبه ۷۲) شایان بیان میباشد که دورنمای اخروی (قیامت و روز اکانت و جاودانگی در فردوس و دوزخ) در یهودیت و مسیحیت بسیار کمرنگ میباشد و خلاص آنان در عالم شکل می‌پذیرد و قضیه دوزخ وجهنم و پردیس در آن‌ها نا مفهوم و اهتمام ورزیدن به آن ها امری کناره‌ای میباشد و به وضوح و آشکاری آنچه در قرآن آمده، نیستند.

آنچه سپری شد فشرده‌ای بود درباره مضمون‌ ایمان در یهودیت و مسیحیت و اسلام. ولی در واقعیت مرجع مضمون‌ عقل در هر کدام از این سه آئین به خویش آیین بازنمی‌شود، بلکه به فرهنگی که‌این ادیان در بستر آن توسعه پیدا نمودند گشوده میگردند که در آجل درباره آن صحبت خوا‌هیم ذکر کرد.

زمینه شایان بیان این میباشد که مقایسه اسلام با دیگر ادیان برای ادراک معنا ایمان در همگی معانی و بدور اکران بسنده نمی‌نماید، بلکه می بایست آن را در باطن مرجع خویش قبل از هر چیز در بستر لهجه آن پژوهش کرد.

ابن مراد، مولف لسان العرب مجموع کلمه و واژه‌هایی که با کلمه و واژه ایمان از نظر اشتقاق ارتباط خویشاوندی دارا هستند را بیان می‌نماید و با آوردن ضد‌و‌نقیض واژه و کلمه آن را تعریف و تمجید می‌نماید. وی می‌‌نویسد: امن ضد‌و‌نقیض واهمه و ودیعه ضد‌و‌نقیض کارشکنی و ایمان ضد و نقیض بی دینی و معنای ایمان تصدیق ضد‌و‌نقیض آن تکذیب میباشد و تمامی این معانی در قرآن وجود دارا‌هستند و مرتبط با یک سامانه معنایی میباشند؛ یعنی هر کس دوستش را امن دهد از وی ترسی ندارد و از خیانتش هراسی به خویش منش نمی‌دهد که واقعیت را از وی مخفی نماید خیر این که عهدوپیمان‌شکنی کند و خیر این که اورا تکذیب نماید.

کلام ابن خواسته در اینجا قابل فهم میباشد که می گوید گویش‌دانان و بقیه افراد متفق القولند که معنای ایمان تصدیق میباشد و بایستی بیفزاییم که مضمون‌ تصدیق در بردارنده خبری میباشد که یاری می‌نماید چیزی که از دیدگان ما غایب میباشد را بشناسیم. آنچه حاضر میباشد قابل مشاهده میباشد یعنی چشم می‌گردد و شنیده میشود و... برای استخراج به آشنایی چیز غایب و ناشناخته بایستی اثر ها و شواهدی نشانه بر وجودش باشد. و برهان بر وجود غایب از روش شاهد یا این که وصال به وجود چیزی از روش خویش آن چیز از روش عقل شکل میگیرد خیر ایمان. اینجاست که تفاوت نخستین ایمان و عقل معین می‌گردد؛ یعنی وظیفه ایمان تصدیق بدون واسطه آنچه در فارغ محدوده مشاهده و ادله قرار می گیرد میباشد یعنی آنچه به فقید غیب مربوط می شود و عقل وظیفه‌اش تصدیق به واسطه میباشد یعنی آنچه در سود ادله می آید.

قرآن موضوعات غیبی را معین می‌نماید که در صورتی‌که بشر عاقل به آن‌ها ایمان نیاورد، کافر می شود یعنی دارای ایمان به معنای فقهی نخواهد بود درین آیه: «و هر که به آفریدگار و ملائکه وی و کتاب‌هاو پیامبرانش و روز بازپسین شرک ورزد، در واقعیت مبتلا گمراهی بدور و درازی شد‌ه‌است.» (النساء ۱۳۶) این بدون نقص‌ترین نمایه‌ای میباشد که در قرآن آمده و نزد همگی مسلمان ها دارای اعتبار میباشد.

پاره‌ای از اهل سنت به‌این صفت‌ها ایمان به قضا و قدر خواه نه باشد یا این که شر را اضافه کردند تا در بین خویش و معتزله تفاوت قایل شوند. معتزله می‌گفتند که بشر اعمال‌دهنده افعال خویش با آزادی و تفویض میباشد تا مسوولیت او‌را به ثابت رسانند و شیعه امامت را از اصول عقاید خویش می دانند تا در کل مذهب خویش از مذهب اهل سنت معین نمایند.

به هر اکنون مضمون‌ قرآنی ایمان بدور از ملاحظات مذهبی و سیاسی دربرگیرنده ایمان به معبود و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبران و روز جزا میشود. هیچ یک از این کارها مرتبط با عالم محسوس نیستند، بلکه از کارها غیبی می‌باشند. به همین سبب ساز ایمان آوردن به آن‌ها تصدیق نامیده گردیده یعنی تصدیق آنچه درباره آن خبر داده شد‌ه‌است.

بازدید : 53
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 12:10


در معماری زمان اسلام دور و بر ها بر حسب کارکردشان مرتبه بندی میگردند: در شهرها، فضاهای مذهبی و فرهنگی ، قلب و کانون و نشان پررنگ شهر می باشند و بقیه ارکان فضایی بر حسب نوع عملکردشان مرتبه بندی و جای یابی می گردند . در درون بناها و منزل ها هم، دور و اطراف های جمعی در شالوده مهم و فضاهای شخصی و خدماتی و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبوری در لبه قرار میگیرند .

در معماری زمانه اسلام مدام کانون دور و بر متناسب با حضور آدم خالی میباشد . در نماها از تقسیمات سه دربی و پنج دربی استعمال می‌شود که پایه راءس خلأ یا این که پنجره یا این که درب ورودی باشد . در تراس داخلی ، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نقطه مرکزی آب نما میباشد که سیال ترین و مواج ترین و در عین حالا روشن ترین و روح نصیب ترین عنصر طبیعی ست و از آن‌جا که اسمان را در دل خویش دارااست روح انگیز و فرح قسمت خواهد بود .

از ساختن هر چیز بیهوده و غیر موثر در معماری زمانه اسلامی به شدت خودداری میگردد و در آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد عین هم اکنون سعی در تأمین آحاد نیاز های دنیوی و معنوی آدم ها خواهد بود همینطور درین عصر از تزئینات نامناسب و ناهنجار و غیر ضروری به معنی تزئین آنچه زمینی و دنیوی میباشد ، به کارگیری نمیشود البته همواره فاخر و بی نیاز میباشد و از سخن الهی ، اشعار عارفانه ، نقوش و بافت های هندسی و از رنگهای متنوع و مطلوب مسجد النبی کوهسنگی مشهد به صورت سزاوار و به جا بهره‌برداری می نماید .

این معماری ضمن اینکه هماهنگ با فضا زیست و اقلیم پیاده سازی می‌گردد ، تأمین کننده کل نیازهای دنیوی و روحی بشر ها میباشد، همینطور معماری زمان اسلامی به جهت اصالت بخشیدن به نیازهای فطری و نوعی آدم ها و در عین حالا احترام به دستاوردهای تجربی و تربیتی و کسبی آن‌ها ، قابلیت و امکان جامعی برای جهانی شدن را دارااست .

در ذکر خصوصیت های معماری زمان اسلامی که می‌تواند این معماری را دربین المللی نماید می بایست بیان کرد: حکمت نظری اسلام زیرا فطرت بالقوه و نوعی، آدم ها را تحت عنوان اصول ازلی ، ابدی ، فرازمانی ، فرامکانی و بر اساس وحی و حرف الهی که عقل مجموع میباشد پذیرفته و از طرفی حکمت عملی اسلام مطابق عدل به معنای قرار دادن هر چیز در مکان مطلوب و لایق خویش پایدار میباشد .

حکمت عملی اسلام در منزلت شغل نسبی بودن و متعلق بودن به کل موقعیت وقتی و مکانی نظیر اصل اضطرار، مصلحت یا این که احکام ثانویه را پذیرفته و اجتهاد خبرگان را بر مبنای اصول می پذیرد در عین حالا به تجربه تربیتی و کسبی فرهنگها و اقوام احترام میگذارد و مراتب کمال را مرحله ای میداند سازه بر این از آن‌گاه فلسفه هنر و زیبایی ، ساختاری جهانی و فرا وقتی و فرا مکانی و بی نقص را ارائه می نماید .

38476 Imam Mosquew Isafahan

مصالح ساختمانی مصرف شده در معماری اسلامی

خشت از مهم ترین مصالح ساختمان در کشور‌ایران گذشته و پس از اسلام بوده خشت های بکار رفته گردیده در معماری عموما مربع صورت میباشند از گونه های خشت در رنگهای متفاوت و در بعدها متفاوت و در قسمتهای متفاوت از سازه ها به کار گیری می گردیده،

(( گچ ))

در کل ادوار ازگچ بدلیل ارزان بها بودن و زود محکم شدن در معماری به کارگیری می گردیده و کاربردهای زیادی داشته میباشد برای آرایش کردن سطح های درون بناها تایپ کردن کتیبه ها تزئین محرابها و … از گچ به کارگیری می گردیده است.

التفات گچ بری در بناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان این حرفه به ((حصاص)) مشهور بودند و اسم بسیار از آن ها در کتیبه های بناها به یادگار ما‌نده

((کاشی))

استعمال از کاشی برای تزئین و استحکام بخشیدن به بناها از عصر سلجوقی شروع شد و در طول قرن ها متمادی بویژه در عهد و پیمان تیموری و صفوی به نقطع ی عطف رسیده کاشی نقش عمده ای در تزئین بناهای زمان اسلامی داشت و با راه‌های گوناگون بوسیله هنرمندان کاشیکار به فعالیت میرفت برای تزئین از کاشی های یک رنگ ، هفت رنگ، معرق در زمان سلجوقی و ایلخانی تیموری و صفوی استعمال میشد بخشهایی از سازه همچون نبد و مناره سطح ها باطن دیوارها و محراب با کاشیهای متفاوت تزئین می گردیده مانند مساجد گناباد،گوهرشاد – مسجد کبود(تبریز) مسجد روحانی لطف اله و مسجد امام (اصفهان)

((آجر ))

از مصالح معمول در معماری میباشد در زمان اسلامی یا این که همگی سازه از آجر بوده یا این که بخشی از دیوار از آجر و سایر از خشت بوده میباشد. از آنجایی که مقاومت آجر در قبال باد و باران و برف اندک میباشد بناهای خشتی متعددی از روزگاران پیشین باقی نمانده میباشد.

((سنگ))

در معماری اسلامی از سنگ برای شغل در مبنا ، بدنه ، فرش کردن کف و تزئین سازه استعمال می‌شد سود گیری از سن به طور تقریب در سراسر کشور ایران مرسوم و متداول بوده برای ساختن کتیبه سنگهای گوناگونی زیرا سنگ سیاه سنگ آهک ،سنگ مرمر به فعالیت می‌رفت مانند کاروانسرای مرند و کتیبه های مسجد میدان کاشان

((چوب))

استعمال از چوب برای ساختن در ،پنجره،صندوقهای بارگاه، ستونها و تیر سقف و چهارچوب از ویژگیهای معماری اسلامی میباشد که در منطقه مازندران و گیلان ترویج بیشتری داشته میباشد درختهای تبریزی ، سپیدار، چنار، کاج و گردو مثلا درختهایی بودند ه از چوب آن‌ها برای بخشهای متعدد سازه به کار گیری می شد‌ه‌است. مسجد جامع ورامین ارگ علیشاه در تبریز امامزاده با تقوا مناری از این مثال های میباشند.

((شیشه))

از شیشه های الوان به رنگهای سرخ ،آبی رنگ ، بنفش و سبز برای مدد نوروروشنایی و تزیین در و پنجره و قابهای

گنبد منزل ها و شبستانها به کارگیری می‌شد شیشه دارنده کاربرد وسیعی بوده مانند خوب قاپو اصفهان


مسجد نمادی بی سابقه از معماری اسلامی و نمایشگاهی از هنر اسلامی میباشد

اسلام خوب ترین صورت هنر را در معماری و بویژه معماری مساجد به اکران نهاده میباشد ، از روش معماری اسلامی ، جلوه هایی کبیر از شکوه اسلام عرضه میگردد که هر بیننده ای را جذب کرده و ذیل تأثیر قرار میدهد.

معماری مساجد از این امتیاز برخودار میباشد که موادتشکیل دهنده معنوی خاص و متافیزیکی، بر توشه شکوه اجلالی آن می افراید ، بدین ترتیب حالت ممتاز ، فرا محلی و جهانی بدست میاورد و به همین ادله ، پژوهشگران ، مشتاقان جلال و جمال ، اسلام شناسان و حتی غیر مسلمانها ، تمامی ساله از اطراف دنیا ، برای دیدار مساجد ، به کشورهای اسلامی ، برای مثال کشور ایران ، مهاجرت می نمایند تا از مجاورت در اعماق زلال زیباترین اشکال کاشی های هفت رنگ و دلفریب ، مقرنس سازی های موزون و … غور نمایند و فایده های فلسفی ، علمی ، هنری و اجرایی ببرند که بی شک این جذبه و کشش ، نشأت گرفته از مبانی عمیق عقیدتی اسلام میباشد .

معماری مساجد ، شناسنامه هنرمندان مسلمان در هر زمان از تاریخ میباشد . در مساجد، آئین با هنر ملاقات می نماید و مهم‌ترین نمودهای هنر اسلامی ، در معماری این اماکن تجلی می‌یابد .

صرفنظر ازاینکه مساجد، محل تزکیه مؤمنین می باشند ، این بناهای با شکوه ، در دیده هر مورخ نیز سزاوار آن میباشد که “نمایشگاههای هنر اسلامی ” نامیده شوند .

جلوه های بخش اعظمی از معماری و هنراسلامی در مساجد به چشم می خورد ، این معماری و هنر آمیخته با مهندسی ، گچبری ، آجرکاری ، موزائیک سازی ، کاشیکاری ، سفالگری ، سنگ تراشی ، مقرنس سازی ، آئینه کاری ، کنده کاری ، منبت کاری ، خاتم کاری ، نقاشی ، خوشنویسی ، تذهیب ، پرتو پردازی ، فضاآرائی ، محوطه سازی و …، میباشد که هرمورد به تنهایی مثال هائی از هنرمندی های بی بدیلی میباشد که به وسیله عاشقان ” الله ” در‌این مکانهای معنوی اعمال می گردد .

ازآنجا که “هنر” با “آرم” یاروهمدم و همواره مکمل یکدیگر میباشند و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند ، براین اساس تیم هایی از هنر ، که در مساجد بکار می‌روند ، هریک پیامی دارا‌هستند که دانستن به آن‌ها در آشنایی هنر اسلامی و اهل ایران بسیار مؤثر خواهد بود .

ایجاد کرد گنبد ، محراب ، گلدسته ها ، ستونها و منبرها ، هرمورد به نوعی پیام خاص خویش را به مخاطبان القاء می نمایند . با تمرکز درین نمادها و پیامهای آنها متوجه خوا‌هیم شدکه این پیامها کلیه جاودانی و عرفانی می‌باشند .

هنر اسلامی ، در کل زوایای معاش ما مسلمان‌ها ریشه داراست، مغایر برخی ملتها و ادیان که هنرشان در کناره موزه ها و نمایشگاهها قرار داده گردیده تا بلکه کسی به دیدن آن برود .

تردید وجود ندارد که در زمان نسل ها و قرنها و اعصار متعدد ، هنر اسلامی ، نمایشگاهی تمیز خیس و امن خیس از مسجد نشناخته میباشد و گذر مجال به کامل شدن و تزئین مسجد ، با مراقبت مختصات معنوی و محلی ، یاری نموده است .

واضح میباشد ، در حالتی که ما در نگهداری مساجد و هنرهای به عمل رفته در آن‌ها کوتاهی کنیم ، آیندگان هیچ زمان ما‌را نمی بخشند که چرا اینگونه گوهرها و هنرهای گرانبهای جوشیده از متن عموم و آئین را به سادگی و بدنبال تاسی از هنر غربی ، از دست داده ایم .

بناهای مذهبی ، عینی ترین و پر‌نور ترین پیام اسلام را در هماهنگی ، تناسب ، صفا و وقار خویش متبلور می‌سازند .

هنر اسلامی در مساجد ، در حین قرن ها و اعصار متمادی ، محیطی آماده آورده که در آن مسلمان‌ها با به خاطر داشتن مستمر معبود و باعنایت و تأمل در ارتباط زیبایی ، که در غایت صرفا ناشی از آفریدگار میباشد که به مفهومی مطلق خوشگل میباشد ، معاش و فعالیت نمایند .

هنر اسلامی بطور بدون واسطه با روح قرآن و وحی اسلام مرتبط میباشد و اجتناب آن از عرضه هر سیرتکامل شکل شمایل سازانه یا این که تمثال پردازانه از الوهیت به همین عامل میباشد .

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 21
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 98
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 425
  • بازدید ماه : 426
  • بازدید سال : 1766
  • بازدید کلی : 69483
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی