loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 16
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 10:07


به لحاظ میرسد به تناسب این که ما ایمان را چه گونه مفهوم کنیم، پاسخمان به مساله اساسی متعدد خواهد بود؛ بخصوص این که در ادیان متفاوت معنای ایمان گوناگون میباشد، در نوشته‌ی علمی‌ای که هم‌اینک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد از یک کدام از پر اسم و رسم‌ترین متفکران معاصر عالم عرب میخوانیم، مضمون‌ ایمان در اسلام و تفاوت آن با دیگر ادیان ابراهیمی (مسیحیت و یهودیت)‌ تحقیق شد‌ه‌است.

در اولِ کلام معنا ایمان را به صورت مختصری در ادیان سه‌گانه توحیدی مقایسه میکنیم و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد در مقالاتی چندین تفصیل مفصلی از ارتباط ایمان و عقل در اسلام ارائه می دهیم.

در قرآن آمده میباشد: «و ما هیچ پیامبری را جز به گویش قومش نفرستادیم تا [حقایق را] برای آن‌ها ذکر نماید.» (ابراهیم ۴)

حقیقت این میباشد که کلیه ادیان خواه آسمانی باشند یا این که غیرآسمانی خیر‌صرفا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برحسب فرهنگ وتمدن رهروان و خصوصیت‌های تمدنی آنان، بلکه براساس لهجه و معانی آن و دلالت‌هایی که به واژه و کلمه‌ها و اصطلاحات خویش میدهد با هم تفاوت دارا‌هستند. این تفاوت خیر‌فقط دربرگیرنده ذکر و محتوی میباشد، بلکه بود یا این که عدم وجود عبارت‌ها را در بر می گیرد. کلمه‌ها و لغت ها اکثری همچون مفاهیم فقهی می باشند که قابلیت و مسجد النبی کوهسنگی مشهد امکان جابجایی به گویش‌های دیگری را ندارند به رغم آن که قابلیت و امکان جابجایی تام یا این که شبه‌تام را در حوزه زبانی دارا هستند.

از آن پاراگراف، جفت ایمان وعقل که به لحاظ میرسد هیچ لهجه یا این که شرعی از داشتن متساوی آن‌ها خالی وجود ندارد، چه در سطح گویش رایج یا این که در سطح اصطلاحات فقاهتی. با وجود این معنایی که از ایمان و عقل در هر فقاهتی برداشت میگردد با آیین دیگر تفاوت داراست.

لذا برای شعور معنای یک اصطلاح فقهی در هر زبانی لایق میباشد مبادرت به تطبیق معنایش در ادیان متفاوت نماییم. حتی در صورتی در ریشه‌های شرعی و زبانی اشتراک داشته باشند و از‌آنجا که قضیه آیتم دعوا ما عقل و ایمان در قرآن میباشد در اینجا به مقایسه زود گذر دربین این دو مضمون‌ همانطور که در یهودیت و مسیحیت به عمل میروند بسنده میکنیم که اسلام اساسا وریشه واحدی با آنان اشتراک داراست و آن این که ریشه کلیه آن ها آیین ابراهیم میباشد و بعد از آن به معانی آن ها به به عبارتی ترتیب که در قرآن آمده میپردازیم.

متخصصان آیین‌پژوهی تطبیقی تاکید می‌نمایند واقعیت این وجود ندارد که کلمه ایمان ارتباط ها دربین بشر و آفریدگار را در ۳ آئین یهودی، مسیحی و اسلام ذکر می‌نماید اگرچه بر حسب عادت درباره ایمان مسیحی و یهودی و اسلامی به صورت کلی صحبت می گوییم. در لهجه قانونی یهودیان یعنی عبرانی، هیچ کلمه و واژه‌ای نیست که اداکننده این معنی باشد چون کلماتی که می‌قدرت به واسطه آن ها پیام تورات را به صورت کلی فهمید بیان‌کننده کار الهی می باشند خیر موضع ها و نگرش انسانی. شغل الهی که تورات آن را معلوم می‌نماید حول و حوش ایده‌ای محوری صورت میگیرد که ایده میثاق یا این که عهدی میباشد که آفریدگار با بنی‌اسرائیل بست و آن ها را تحت عنوان ملت مختار برگزید. کلمه و واژه عبرانی BERITH که حاوی این معناست معنای قسم را نیز می دهد و از تعهد دو طرف حکایت می‌نماید یعنی خداوند و بنی‌اسرائیل. به همین برهان به کتاب یعنی تورات به دیده کتاب وصیت می نگرند که تحت عنوان تصمیم آخری که بیان‌کننده خواست الهی میباشد. این تصمیم آرم از این قضیه داراست که خدای بنی‌اسرائیل زمانی که ابراهیم را تحت عنوان دوست برگزید، به نوبه خویش به پیمانش وفا کرد و نسل ابراهیم هم می بایست به آن عهدوپیمان وفا نمایند (فرزندان اسحاق و نوه‌اش یعقوب که اسرائیل اسم داراست) و این وفا از روش پایبندی به دستورها حضرت موسی شکل می‌پذیرد که متضمن نجات آنهاست. نجاتی که تورات آن را در برگشت به مرزوبوم موعود (فلسطین) معلوم نموده است.

آشکار میباشد این تامل که یهودیت از ارتباط فی مابین بنی‌اسرائیل وخدا رسم می‌نماید مکان شک و تردید باقی نمی‌گذارد که مضمون‌ ایمان به نوعی در بر دارای معانی اعتقاد و باور و تصدیق و اخلاص میباشد و در مسیحیت و یهودیت نیز وجود دارا‌هستند. چون مساله‌ای که برای بنی‌اسرائیل مطرح گردیده، مساله ایمان به معنای یقین وجود ندارد بلکه معنایش وفا به میثاق پروردگار با آنهاست.

با وجود این که معنی ایمان در مسیحیت و اسلام به معنای یقین میباشد، ولی محتوی آن در‌این دو آیین یکی از وجود ندارد. کما این که دعوا محوری معنی ایمان در اسلام پذیرش رسالت [حضرت] محمد(ص) میباشد که بعدا به شرح درباره آن صحبت خوا هیم ذکر کرد، ولی این معنا در مسیحیت حول اساس وفا (Fidelity) میچرخد بدین معنا که خدا به وعده خویش بر طبق قیام مسیح در آخرالزمان لباس‌فعالیت می‌پوشاند و خداترس مسیحی غسل تعمید را به معنا بی نقص آن جاری ساختن دهد (که آن حکایت از غسل گناه اساسی دارااست) این مورد به این معناست که واژه fidelity (که معمولا آن را ایمان ترجمه می کنیم) در واقعیت ایمان به معنای پذیرش و تصدیق وجود ندارد، بلکه معنای نظریه را مشتمل بر می‌گردد عبارت ایمان مسیحی یا این که یهودی را می‌اقتدار به طور نظریه مسیحی یا این که یهودی اعلام‌کرد، ولی در اسلام قضیه ایمان نظریه و تصدیق میباشد و خویش ایمان فقط مجاز میباشد.

بدین ترتیب در حالی که مضمون‌ ایمان در یهودیت و مسیحیت با ایده خلاص و رهایی لینک دارااست اثری از این ایده در دورنمای اسلامی یا این که دست کم در قرآن وجود ندارد، ولی در فلسفه اشراقی از آن به نجات تعبیر و تفسیر میشود و ابن سینا کتابی به همین نام دارااست که خلاصه‌ای از کتاب فلسفی پرحجمش یعنی شفاست که حاوی «نظریه» فلسفی میباشد که به نظرش رویکرد خلاص و رهایی میباشد.

دورنمایی که اسلام در‌پی آن میباشد هم دورنمای مادی میباشد و هم اخروی. یعنی در عالم خدا وعده برد را به مومنان در جنگشان با کفار و مشرکان داده میباشد: «پروردگار به اشخاصی از شما که ایمان آورده و شغل های لایق کرده‌اند وعده داده میباشد که قطعا آن ها را درین مرزوبوم جانشین [خویش] قرار دهد همانگونه که عده ای را که قبل از آنها بودند جانشین [خویش] قرار بخشید و آن شرعی را که برایشان نیکو میباشد به سودشان بومی نماید و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] منرا عبادت نمایند و چیزی را با اینجانب سهیم نگردانند و عده ای که سپس کافر شوند، فاسقند.» (النور ۵۵) ولی در سرای جاویدان پروردگار به مومنان مخلص وعده فردوس را داده میباشد. (ر.ک: التوبه ۷۲) شایان بیان میباشد که دورنمای اخروی (قیامت و روز اکانت و جاودانگی در فردوس و دوزخ) در یهودیت و مسیحیت بسیار کمرنگ میباشد و خلاص آنان در عالم شکل می‌پذیرد و قضیه دوزخ وجهنم و پردیس در آن‌ها نا مفهوم و اهتمام ورزیدن به آن ها امری کناره‌ای میباشد و به وضوح و آشکاری آنچه در قرآن آمده، نیستند.

آنچه سپری شد فشرده‌ای بود درباره مضمون‌ ایمان در یهودیت و مسیحیت و اسلام. ولی در واقعیت مرجع مضمون‌ عقل در هر کدام از این سه آئین به خویش آیین بازنمی‌شود، بلکه به فرهنگی که‌این ادیان در بستر آن توسعه پیدا نمودند گشوده میگردند که در آجل درباره آن صحبت خوا‌هیم ذکر کرد.

زمینه شایان بیان این میباشد که مقایسه اسلام با دیگر ادیان برای ادراک معنا ایمان در همگی معانی و بدور اکران بسنده نمی‌نماید، بلکه می بایست آن را در باطن مرجع خویش قبل از هر چیز در بستر لهجه آن پژوهش کرد.

ابن مراد، مولف لسان العرب مجموع کلمه و واژه‌هایی که با کلمه و واژه ایمان از نظر اشتقاق ارتباط خویشاوندی دارا هستند را بیان می‌نماید و با آوردن ضد‌و‌نقیض واژه و کلمه آن را تعریف و تمجید می‌نماید. وی می‌‌نویسد: امن ضد‌و‌نقیض واهمه و ودیعه ضد‌و‌نقیض کارشکنی و ایمان ضد و نقیض بی دینی و معنای ایمان تصدیق ضد‌و‌نقیض آن تکذیب میباشد و تمامی این معانی در قرآن وجود دارا‌هستند و مرتبط با یک سامانه معنایی میباشند؛ یعنی هر کس دوستش را امن دهد از وی ترسی ندارد و از خیانتش هراسی به خویش منش نمی‌دهد که واقعیت را از وی مخفی نماید خیر این که عهدوپیمان‌شکنی کند و خیر این که اورا تکذیب نماید.

کلام ابن خواسته در اینجا قابل فهم میباشد که می گوید گویش‌دانان و بقیه افراد متفق القولند که معنای ایمان تصدیق میباشد و بایستی بیفزاییم که مضمون‌ تصدیق در بردارنده خبری میباشد که یاری می‌نماید چیزی که از دیدگان ما غایب میباشد را بشناسیم. آنچه حاضر میباشد قابل مشاهده میباشد یعنی چشم می‌گردد و شنیده میشود و... برای استخراج به آشنایی چیز غایب و ناشناخته بایستی اثر ها و شواهدی نشانه بر وجودش باشد. و برهان بر وجود غایب از روش شاهد یا این که وصال به وجود چیزی از روش خویش آن چیز از روش عقل شکل میگیرد خیر ایمان. اینجاست که تفاوت نخستین ایمان و عقل معین می‌گردد؛ یعنی وظیفه ایمان تصدیق بدون واسطه آنچه در فارغ محدوده مشاهده و ادله قرار می گیرد میباشد یعنی آنچه به فقید غیب مربوط می شود و عقل وظیفه‌اش تصدیق به واسطه میباشد یعنی آنچه در سود ادله می آید.

قرآن موضوعات غیبی را معین می‌نماید که در صورتی‌که بشر عاقل به آن‌ها ایمان نیاورد، کافر می شود یعنی دارای ایمان به معنای فقهی نخواهد بود درین آیه: «و هر که به آفریدگار و ملائکه وی و کتاب‌هاو پیامبرانش و روز بازپسین شرک ورزد، در واقعیت مبتلا گمراهی بدور و درازی شد‌ه‌است.» (النساء ۱۳۶) این بدون نقص‌ترین نمایه‌ای میباشد که در قرآن آمده و نزد همگی مسلمان ها دارای اعتبار میباشد.

پاره‌ای از اهل سنت به‌این صفت‌ها ایمان به قضا و قدر خواه نه باشد یا این که شر را اضافه کردند تا در بین خویش و معتزله تفاوت قایل شوند. معتزله می‌گفتند که بشر اعمال‌دهنده افعال خویش با آزادی و تفویض میباشد تا مسوولیت او‌را به ثابت رسانند و شیعه امامت را از اصول عقاید خویش می دانند تا در کل مذهب خویش از مذهب اهل سنت معین نمایند.

به هر اکنون مضمون‌ قرآنی ایمان بدور از ملاحظات مذهبی و سیاسی دربرگیرنده ایمان به معبود و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبران و روز جزا میشود. هیچ یک از این کارها مرتبط با عالم محسوس نیستند، بلکه از کارها غیبی می‌باشند. به همین سبب ساز ایمان آوردن به آن‌ها تصدیق نامیده گردیده یعنی تصدیق آنچه درباره آن خبر داده شد‌ه‌است.


به لحاظ میرسد به تناسب این که ما ایمان را چه گونه مفهوم کنیم، پاسخمان به مساله اساسی متعدد خواهد بود؛ بخصوص این که در ادیان متفاوت معنای ایمان گوناگون میباشد، در نوشته‌ی علمی‌ای که هم‌اینک شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد از یک کدام از پر اسم و رسم‌ترین متفکران معاصر عالم عرب میخوانیم، مضمون‌ ایمان در اسلام و تفاوت آن با دیگر ادیان ابراهیمی (مسیحیت و یهودیت)‌ تحقیق شد‌ه‌است.

در اولِ کلام معنا ایمان را به صورت مختصری در ادیان سه‌گانه توحیدی مقایسه میکنیم و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد در مقالاتی چندین تفصیل مفصلی از ارتباط ایمان و عقل در اسلام ارائه می دهیم.

در قرآن آمده میباشد: «و ما هیچ پیامبری را جز به گویش قومش نفرستادیم تا [حقایق را] برای آن‌ها ذکر نماید.» (ابراهیم ۴)

حقیقت این میباشد که کلیه ادیان خواه آسمانی باشند یا این که غیرآسمانی خیر‌صرفا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برحسب فرهنگ وتمدن رهروان و خصوصیت‌های تمدنی آنان، بلکه براساس لهجه و معانی آن و دلالت‌هایی که به واژه و کلمه‌ها و اصطلاحات خویش میدهد با هم تفاوت دارا‌هستند. این تفاوت خیر‌فقط دربرگیرنده ذکر و محتوی میباشد، بلکه بود یا این که عدم وجود عبارت‌ها را در بر می گیرد. کلمه‌ها و لغت ها اکثری همچون مفاهیم فقهی می باشند که قابلیت و مسجد النبی کوهسنگی مشهد امکان جابجایی به گویش‌های دیگری را ندارند به رغم آن که قابلیت و امکان جابجایی تام یا این که شبه‌تام را در حوزه زبانی دارا هستند.

از آن پاراگراف، جفت ایمان وعقل که به لحاظ میرسد هیچ لهجه یا این که شرعی از داشتن متساوی آن‌ها خالی وجود ندارد، چه در سطح گویش رایج یا این که در سطح اصطلاحات فقاهتی. با وجود این معنایی که از ایمان و عقل در هر فقاهتی برداشت میگردد با آیین دیگر تفاوت داراست.

لذا برای شعور معنای یک اصطلاح فقهی در هر زبانی لایق میباشد مبادرت به تطبیق معنایش در ادیان متفاوت نماییم. حتی در صورتی در ریشه‌های شرعی و زبانی اشتراک داشته باشند و از‌آنجا که قضیه آیتم دعوا ما عقل و ایمان در قرآن میباشد در اینجا به مقایسه زود گذر دربین این دو مضمون‌ همانطور که در یهودیت و مسیحیت به عمل میروند بسنده میکنیم که اسلام اساسا وریشه واحدی با آنان اشتراک داراست و آن این که ریشه کلیه آن ها آیین ابراهیم میباشد و بعد از آن به معانی آن ها به به عبارتی ترتیب که در قرآن آمده میپردازیم.

متخصصان آیین‌پژوهی تطبیقی تاکید می‌نمایند واقعیت این وجود ندارد که کلمه ایمان ارتباط ها دربین بشر و آفریدگار را در ۳ آئین یهودی، مسیحی و اسلام ذکر می‌نماید اگرچه بر حسب عادت درباره ایمان مسیحی و یهودی و اسلامی به صورت کلی صحبت می گوییم. در لهجه قانونی یهودیان یعنی عبرانی، هیچ کلمه و واژه‌ای نیست که اداکننده این معنی باشد چون کلماتی که می‌قدرت به واسطه آن ها پیام تورات را به صورت کلی فهمید بیان‌کننده کار الهی می باشند خیر موضع ها و نگرش انسانی. شغل الهی که تورات آن را معلوم می‌نماید حول و حوش ایده‌ای محوری صورت میگیرد که ایده میثاق یا این که عهدی میباشد که آفریدگار با بنی‌اسرائیل بست و آن ها را تحت عنوان ملت مختار برگزید. کلمه و واژه عبرانی BERITH که حاوی این معناست معنای قسم را نیز می دهد و از تعهد دو طرف حکایت می‌نماید یعنی خداوند و بنی‌اسرائیل. به همین برهان به کتاب یعنی تورات به دیده کتاب وصیت می نگرند که تحت عنوان تصمیم آخری که بیان‌کننده خواست الهی میباشد. این تصمیم آرم از این قضیه داراست که خدای بنی‌اسرائیل زمانی که ابراهیم را تحت عنوان دوست برگزید، به نوبه خویش به پیمانش وفا کرد و نسل ابراهیم هم می بایست به آن عهدوپیمان وفا نمایند (فرزندان اسحاق و نوه‌اش یعقوب که اسرائیل اسم داراست) و این وفا از روش پایبندی به دستورها حضرت موسی شکل می‌پذیرد که متضمن نجات آنهاست. نجاتی که تورات آن را در برگشت به مرزوبوم موعود (فلسطین) معلوم نموده است.

آشکار میباشد این تامل که یهودیت از ارتباط فی مابین بنی‌اسرائیل وخدا رسم می‌نماید مکان شک و تردید باقی نمی‌گذارد که مضمون‌ ایمان به نوعی در بر دارای معانی اعتقاد و باور و تصدیق و اخلاص میباشد و در مسیحیت و یهودیت نیز وجود دارا‌هستند. چون مساله‌ای که برای بنی‌اسرائیل مطرح گردیده، مساله ایمان به معنای یقین وجود ندارد بلکه معنایش وفا به میثاق پروردگار با آنهاست.

با وجود این که معنی ایمان در مسیحیت و اسلام به معنای یقین میباشد، ولی محتوی آن در‌این دو آیین یکی از وجود ندارد. کما این که دعوا محوری معنی ایمان در اسلام پذیرش رسالت [حضرت] محمد(ص) میباشد که بعدا به شرح درباره آن صحبت خوا هیم ذکر کرد، ولی این معنا در مسیحیت حول اساس وفا (Fidelity) میچرخد بدین معنا که خدا به وعده خویش بر طبق قیام مسیح در آخرالزمان لباس‌فعالیت می‌پوشاند و خداترس مسیحی غسل تعمید را به معنا بی نقص آن جاری ساختن دهد (که آن حکایت از غسل گناه اساسی دارااست) این مورد به این معناست که واژه fidelity (که معمولا آن را ایمان ترجمه می کنیم) در واقعیت ایمان به معنای پذیرش و تصدیق وجود ندارد، بلکه معنای نظریه را مشتمل بر می‌گردد عبارت ایمان مسیحی یا این که یهودی را می‌اقتدار به طور نظریه مسیحی یا این که یهودی اعلام‌کرد، ولی در اسلام قضیه ایمان نظریه و تصدیق میباشد و خویش ایمان فقط مجاز میباشد.

بدین ترتیب در حالی که مضمون‌ ایمان در یهودیت و مسیحیت با ایده خلاص و رهایی لینک دارااست اثری از این ایده در دورنمای اسلامی یا این که دست کم در قرآن وجود ندارد، ولی در فلسفه اشراقی از آن به نجات تعبیر و تفسیر میشود و ابن سینا کتابی به همین نام دارااست که خلاصه‌ای از کتاب فلسفی پرحجمش یعنی شفاست که حاوی «نظریه» فلسفی میباشد که به نظرش رویکرد خلاص و رهایی میباشد.

دورنمایی که اسلام در‌پی آن میباشد هم دورنمای مادی میباشد و هم اخروی. یعنی در عالم خدا وعده برد را به مومنان در جنگشان با کفار و مشرکان داده میباشد: «پروردگار به اشخاصی از شما که ایمان آورده و شغل های لایق کرده‌اند وعده داده میباشد که قطعا آن ها را درین مرزوبوم جانشین [خویش] قرار دهد همانگونه که عده ای را که قبل از آنها بودند جانشین [خویش] قرار بخشید و آن شرعی را که برایشان نیکو میباشد به سودشان بومی نماید و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] منرا عبادت نمایند و چیزی را با اینجانب سهیم نگردانند و عده ای که سپس کافر شوند، فاسقند.» (النور ۵۵) ولی در سرای جاویدان پروردگار به مومنان مخلص وعده فردوس را داده میباشد. (ر.ک: التوبه ۷۲) شایان بیان میباشد که دورنمای اخروی (قیامت و روز اکانت و جاودانگی در فردوس و دوزخ) در یهودیت و مسیحیت بسیار کمرنگ میباشد و خلاص آنان در عالم شکل می‌پذیرد و قضیه دوزخ وجهنم و پردیس در آن‌ها نا مفهوم و اهتمام ورزیدن به آن ها امری کناره‌ای میباشد و به وضوح و آشکاری آنچه در قرآن آمده، نیستند.

آنچه سپری شد فشرده‌ای بود درباره مضمون‌ ایمان در یهودیت و مسیحیت و اسلام. ولی در واقعیت مرجع مضمون‌ عقل در هر کدام از این سه آئین به خویش آیین بازنمی‌شود، بلکه به فرهنگی که‌این ادیان در بستر آن توسعه پیدا نمودند گشوده میگردند که در آجل درباره آن صحبت خوا‌هیم ذکر کرد.

زمینه شایان بیان این میباشد که مقایسه اسلام با دیگر ادیان برای ادراک معنا ایمان در همگی معانی و بدور اکران بسنده نمی‌نماید، بلکه می بایست آن را در باطن مرجع خویش قبل از هر چیز در بستر لهجه آن پژوهش کرد.

ابن مراد، مولف لسان العرب مجموع کلمه و واژه‌هایی که با کلمه و واژه ایمان از نظر اشتقاق ارتباط خویشاوندی دارا هستند را بیان می‌نماید و با آوردن ضد‌و‌نقیض واژه و کلمه آن را تعریف و تمجید می‌نماید. وی می‌‌نویسد: امن ضد‌و‌نقیض واهمه و ودیعه ضد‌و‌نقیض کارشکنی و ایمان ضد و نقیض بی دینی و معنای ایمان تصدیق ضد‌و‌نقیض آن تکذیب میباشد و تمامی این معانی در قرآن وجود دارا‌هستند و مرتبط با یک سامانه معنایی میباشند؛ یعنی هر کس دوستش را امن دهد از وی ترسی ندارد و از خیانتش هراسی به خویش منش نمی‌دهد که واقعیت را از وی مخفی نماید خیر این که عهدوپیمان‌شکنی کند و خیر این که اورا تکذیب نماید.

کلام ابن خواسته در اینجا قابل فهم میباشد که می گوید گویش‌دانان و بقیه افراد متفق القولند که معنای ایمان تصدیق میباشد و بایستی بیفزاییم که مضمون‌ تصدیق در بردارنده خبری میباشد که یاری می‌نماید چیزی که از دیدگان ما غایب میباشد را بشناسیم. آنچه حاضر میباشد قابل مشاهده میباشد یعنی چشم می‌گردد و شنیده میشود و... برای استخراج به آشنایی چیز غایب و ناشناخته بایستی اثر ها و شواهدی نشانه بر وجودش باشد. و برهان بر وجود غایب از روش شاهد یا این که وصال به وجود چیزی از روش خویش آن چیز از روش عقل شکل میگیرد خیر ایمان. اینجاست که تفاوت نخستین ایمان و عقل معین می‌گردد؛ یعنی وظیفه ایمان تصدیق بدون واسطه آنچه در فارغ محدوده مشاهده و ادله قرار می گیرد میباشد یعنی آنچه به فقید غیب مربوط می شود و عقل وظیفه‌اش تصدیق به واسطه میباشد یعنی آنچه در سود ادله می آید.

قرآن موضوعات غیبی را معین می‌نماید که در صورتی‌که بشر عاقل به آن‌ها ایمان نیاورد، کافر می شود یعنی دارای ایمان به معنای فقهی نخواهد بود درین آیه: «و هر که به آفریدگار و ملائکه وی و کتاب‌هاو پیامبرانش و روز بازپسین شرک ورزد، در واقعیت مبتلا گمراهی بدور و درازی شد‌ه‌است.» (النساء ۱۳۶) این بدون نقص‌ترین نمایه‌ای میباشد که در قرآن آمده و نزد همگی مسلمان ها دارای اعتبار میباشد.

پاره‌ای از اهل سنت به‌این صفت‌ها ایمان به قضا و قدر خواه نه باشد یا این که شر را اضافه کردند تا در بین خویش و معتزله تفاوت قایل شوند. معتزله می‌گفتند که بشر اعمال‌دهنده افعال خویش با آزادی و تفویض میباشد تا مسوولیت او‌را به ثابت رسانند و شیعه امامت را از اصول عقاید خویش می دانند تا در کل مذهب خویش از مذهب اهل سنت معین نمایند.

به هر اکنون مضمون‌ قرآنی ایمان بدور از ملاحظات مذهبی و سیاسی دربرگیرنده ایمان به معبود و فرشتگان و کتاب‌ها و پیامبران و روز جزا میشود. هیچ یک از این کارها مرتبط با عالم محسوس نیستند، بلکه از کارها غیبی می‌باشند. به همین سبب ساز ایمان آوردن به آن‌ها تصدیق نامیده گردیده یعنی تصدیق آنچه درباره آن خبر داده شد‌ه‌است.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 59
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 106
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 60
  • بازدید ماه : 285
  • بازدید سال : 2535
  • بازدید کلی : 70252
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی