loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 65
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 10:10


یک کدام از نکات اصلی درباره یسنی‌ها، پیوندشان با همسایگان نبطی و عموم شبه مسجد النبی کوهسنگی مشهد جزیره ایالات متحده عربی میباشد. گروهی از آن ها بعد از تهاجم کاهنان به مخفیگاه‌هایشان در کوه و کویر، به ایالات متحده عربی رفتند که ریشه به عبارتی «احبار بهودی» در ایالات متحده عربی را مبنا گذاشتند. در شروع ظهور رسول اسلام، احبار و زهاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یهودی در کنار رهبان نصارا در ایالات متحده عربی منزلت ویژه‌ای دارا‌هستند و همین‌دسته‌ها بودند که ظهور رسول آخرالزمان را نوید می‌دادند.

در شروع ظهور مسیح، از دید قومی و فقهی گروه‌ای ناهمگون بوجود آمد که در آن دو رغبت متعلق به اشرافیت یهودی (صدوقی و فریسی) و یک‌رغبت نیرومند فقاهتی بین عمومِ تحت سلطه آنها (یسنی‌ها) قابل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تفکیک می باشند. صدوقیون تداوم کهانت سنتی (کهنیم) بستگان یهودند و فریسیون بیان‌کننده روحانیت نو یهودی (حاخامیم) میباشند. البته یسنی‌ها تداوم سنن پیامبران شورشی از تبار موسی و اخیا شیلونی و ایلیا و ارمیای فرستاده می باشند.

دایره‌المعارف یهود، الیگارشی حاخامی را «الیگارشی قبیله‌های خوب‌درجه روضه خوان» می خواند و مورخین دانشگاه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبری اورشلیم هم آن را «الیگارشی حاخامی» یا این که «الیگارشی روضه خوان» می‌نامند. این‌الیگارشی پیرامون نهادی صورت گرفت که شورای سنهدرین اسم دارااست. کاهنان سنهدرین، به عبارتی حاخام‌ها می باشند. شورای سنهدرین ساکن در بیت‌المقدس، سال ۴۱۵ میلادی منحل شد و از آن پس راءس اساسی الیگارشی یهودی به‌طور بدون نقص فی مابین‌النهرین قرار گرفت. در زمانه اسلامی هم سنهدرین به بغداد، آن‌گاه به اسپانیا و از آن پس به مرکز ها مهم استقرار الیگارشی یهودی جابجایی پیدا کرد. شهبازی در جلد اولیه دسته «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و جمهوری اسلامی ایران» میگوید: «واپسین اجلاس شورای بهتر سنهدرین که از آن خبر داریم در فوریه – مارس ۱۸۰۷ در پاریس تشکیل شد و این نیز ۷۱ عضو داشت. این‌شورا به درخواست ناپلئون بناپارت به‌طور علنی تشکیل گردهمایی بخشید تا مساله ارتباط ضوابط ملی فرانسه با مقررات یهود، بحران تقلید دوگانه یهودیان از دو ساختار سیاسی (دولت فرانسه و ارگان های سیاسی یهودی) و نیز مساله رباخواری یهودیان را که برای دولت فرانسه به معضلی بدل گردیده بود، تحقیق کند.» (برگه ۳۹۴) این‌توضیح شهبازی هم قابل فکر میباشد که برگزاری شورای سنهدرین در سال‌های آغازین قرن نوزدهم آن هم با به عبارتی ۷۱ عضو، علامت‌دهنده پابرجایی و تداوم خیره کننده سنت‌ها، ساختارها و به جا مانده سیاسی الیگارشی یهودی میباشد. بایستی دقت داشت که تداوم اسم‌های قدیمی، کوهن، لاوی و لوی در الیگارش زرسالاری معاصر یهودی بیان‌کننده تداوم سنن اشرافیت کاهنی در یهودیت امروز میباشد.

مهم ترین قوم و قبیله‌های صدوقی آن‌عصر، عبارت بودند از کیمهیت، بوئتوس، حنینه، گوریون (قارون)، فابی و کانتروس. مهمترین بستگان‌های فریسی سده اولیه میلادی هم عبارت‌اند از هیلل، صدوق و بصیرا. این، هیلل میباشد که تحت عنوان بنیانگذار الیگارشی حاخامی شناخته می‌گردد. ابعاد یهودیان، تبار او‌را به قبیله داود منتسب کردند و به‌این‌ترتیب در ستون شاهزادگان داوودی هم قرار گرفت.

* پیشینه ایجاد کرد کنیسه‌، ربانیت یهود و تلمود

فریسیون برای اولی‌توشه سنت تعبیر و تاویل تورات و تشکیل داد کنیسه (جایی غیر از محل عبادت سلیمان) را برای برگزاری مراسم، نهاد گذاشتند و با تشکیل ناحیههای درس دادن گروهی، انبوه شاگردان و مریدان را پدید آوردند. این‌، نقشی تماما تازه و متمایز از کارکرد سنتی کاهنان بود. این‌ساختار، ربانیت اسم گرفت و روحانیون فریسی، ربی خوانده می‌شدند.

عبدالله شهبازی میگوید «حاخام در معنای خردمند و عالم میباشد و اصولا به ربانیون پر رنگ‌ای که در مرکز هرم روحانیت فریسی مکان داشتند اطلاق میشد؛ در مقابل بقیه ربی‌ها که سمیخا خوانده می‌شدند. بدنه این ساختار را دانشجوها علم ها فقهی تشکیل می دادند که تلمید (فراگیر) اسم داشتند. به جا مانده و سنن این‌ساختار به‌وسیله احادیث شفاهی جابجایی می‌یافت که ربانیون ناقل آن بودند. به‌تدریج ربی‌ها بر بنیاد این احادیث حصول و ارائه دستور کار‌های حقوقی (احکام فقاهتی) را شروع کردند. آنگاه این‌احادیث و احکام به طور کتاب مدون شد و میشنا و بعد از آن تلمود را پدید ایجاد کرد.

ربان یوحنان بن ذکایی از گرانقدر‌ترین شاگردان هیلل میباشد و مهم ترین سهمش در شکل گیری یهودیت تازه، تفکیک احادیث و اسطوره‌های یهودی به دو نصیب هلاخه (مقررات فقهی / هلاخا) و عقاده (حکایات و اخلاقیات/ آگادا) میباشد. این بنیانی میباشد که برای تدوین میشنا در اواخر سده دوم میلادی و تلمود در سده‌های سوم تا پنجم گذارده شد.

ماجرای حقیقی و واقعی تخریب محل پرستش سلیمان چیست؟

برنامه ای از کاهن صدوقی

* هلاخه؛ عاملی برای وحدت خویشان و میلاد خویشاوندان یهود

روحانیون (عالی میباشد بگوییم کاهنان) یهودی بودند که ساماندهی بقایای یهودیان را استارت کردند. هلاخه صرفا مبنایی بود که می‌توانست این‌وحدت را پناه نماید و همین هلاخه بود که مبنای توان الیگارشی حاخامی قرار گرفت. از باطن این‌الیگارشی، بنیان سیاسی جدیدی به‌اسم شاهزادگان داوودی یا این که شاهزادگان در هجرت یهودیان راز برآورد و دسته‌ای نو را به‌اسم خویشان یهود سامان اعطا کرد.

این‌جا بایستی مجدد حب و بغض یهودیان درباره شخصیت‌های تاریخی را یاداوری دهیم. آنان به عبارتی‌طور که میدانیم شخصیت‌های موافق خویش را با صورت مثبت و موجه و معارضان خویش را در پوسته شخصیت‌های منفی تصویب و ضبط و یا این که حتی حذف‌شان می‌نمایند. در طی اول چاپ تلمود در قرن شانزدهم میلادی، نصیب‌های مرتبط با عیسی مسیح حذف شد و مطالب مرتبط با وی و موضوعاتی شبیه، فقط در نسخه ها خطی تلمود محفوظ ماند. در‌این‌احادیث عیسی ناصری، به‌تیتر یک‌دانش آموز گمراه معرفی گردیده‌است. در بعضی احادیث تلمود، عیسی را به‌طور عنودانه عیسی بن پانتیرا و خیر عیسی بن یوسف می خوانند. خواسته یهودیان این میباشد که یوسف، همسر خویش مریم (مقدس) را جدایی اعطا کرد زیرا وی از یک سرباز رومی به اسم پانتیرا آبستن گردیده بود. این، داستانی در دایره المعارف یهود میباشد که حاخام‌های در میان‌النهرین در کوران ستیز خونین خویش با مسیحیان، در حیطههای درس خویش دور از هم کردند. ولی در احادیث منتسب به سده‌های اولیه و دوم میلادیِ تلمود، اشاره‌ای به نسب نامشروع عیسی وجود ندارد.

در برخی احادیث تلمود، عیسی را به‌طور عنودانه عیسی بن پانتیرا و خیر عیسی بن یوسف میخوانند. خواسته یهودیان این میباشد که یوسف، همسر خویش مریم (مقدس) را جدایی اعطا کرد زیرا وی از یک سرباز رومی به اسم پانتیرا حامله گردیده بود. این، داستانی در دایره المعارف یهود میباشد که حاخام‌های دربین‌النهرین در کوران ستیز خونین خویش با مسیحیان، در حیطههای درس خویش متفرق کردند. البته در احادیث منتسب به سده‌های اولیه و دوم میلادیِ تلمود، اشاره‌ای به نسب نامشروع عیسی نیستدر متن ها اساس‌ای مسیحیت، یهودا اسخریوطی (آن‌حواری که به مسیح کارشکنی کرد)، یک‌شخصیت منفی و پلید و نمادی از یهودیت میباشد که نامش هم معنی با یهودی (جودائیوس) میباشد. البته در متن‌ها یهودی، با یهودا همدلی و همذات‌پنداری می شود. جذاب میباشد که تا سده نوزدهم میلادی و حتی‌در اثرها کارل مارکس یهودی هم، کلمه یهودی اینگونه معنایی دارااست. به همین استدلال یهودیان از مجال استقرار دورازشوخی در میهن‌های اروپا خویش را اسراییلی یا این که عبرانی می‌خواندند. در سال ۱۸۶۰ که سازمان جهانی یهودیان در پاریس تشکیل شد، خویش را آلیانس اسراییلی نامید خیر آلیانس یهود! برگشت یهودیان به عنوان ها یهودی و یهودیت، از اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم بود که چهره بخشید.

طبق احادیث درج شده در انجیل لوقا، فریسیون و صدوقیون نزد عیسی میروند و از وی آیتی عرش می خواهند. مسیح هم در جواب میگوید فرقه شریر زناکار آیتی می‌طلبند و آیتی به وی عطا نخواهد شد. عیسی شاگردانش را به خودداری از فریسیون و صدوقیون پیشنهاد می‌نماید. وی هم مثل یحیی تعمیددهنده آنان را مارزادگان و افعی‌زادگان و سنگسارکنندگان پیامبران خواند و مسئولیت قتل انبیا از هابیل تا زکریا را به وی و تبارشان نسبت اعطا کرد.

* محل پرستش سلیمان به دست خویش یهودی‌ها تخریب شد خیر رومی‌ها

۳۳ سال بعداز ماجرای به‌صلیب‌کشیدن (عروج) عیسی، قیام بزرگی در سراسر فلسطین شعله‌ور شد که ۷ سال (۶۶ تا ۷۳ میلادی) تداوم پیدا کرد. ولی تاریخ‌نگاری نو یهود با به عبارتی‌رویکردی که به آن اشاره کردیم، این‌انقلاب را کودتا بخشی از تاریخ عموم یهود می خواند. حقیقت روایت این میباشد که برهان اساسی این‌کودتا، ستمی بود که الیگارش یهودی و همدستان رومی‌اش بر عموم جایز می‌داشتند. انفجار خشم و انقلاب عموم فلسطین در سده اولیه میلادی، پیامد حکومت خونین هیرود، خاندانش و کاهنان و حاخام‌های یهودی بود. البته دایره‌المعارف یهود این‌کودتا را حرکت ناسیونالیستی یهود خوانده میباشد.

انقلاب ۶۶ تا ۷۳ مردمی که زیر حکومت حاخامی یهود قرار داشتند، برای تظلم‌خواهی بود که در غایت بی‌رحمانه سرکوب شد. شهبازی می گوید سهم الیگارشی یهودی در‌این‌سرکوب سزاوار تحقیق و پژوهش بدون شوخی میباشد. خاستگاه و کانون اساسی این‌انقلاب، ناحیه جلیل، موطن عیسی مسیح بود. درین‌رخداد، عموم انقلابی (به تعبیر و تفسیر یهودی‌ها عموم شورشی) با کنیه زیلوت‌ها (غیرتمندان) خوانده شدند. تمدن وبستر، زیلوت‌ها را گروهی متعصب خوانده که هم علیه امپراتوری روم و هم علیه بقیه یهودیان شوریدند. این‌انقلاب در سال ۷۰ میلادی بالا زد و با نزاع شدید عموم در یک‌طرف و الیگارشی یهودی و رومی‌ها در طرف دیگر، شهر بیت‌المقدس به تصرف عموم درآمد.

درین‌نبرد خونین، محل پرستش سلیمان حریق گرفت و سوخت. ولی جوزفوس فلاویوس مورخ یهودی، حریق‌سوزی و تخریب محل عبادت سلیمان را امری به طور کامل تصادفی می خواند و میگوید شهر به تصرف رومی‌ها درآمد. ولی حقیقت این میباشد که محل عبادت سلیمان به دست خویش یهودیان تخریب شد. تاریخ‌نگاری یهود این‌رخداد را دیباچه تبعید دوم یهودیان می خواند؛ یعنی به عبارتی‌دورانی که دیاسپورا (زمان آوارگی) اسم گذارده شد‌ه‌است. این‌سو‌مین نقطه قدرت تاریخ یهودیان هم، مانند دو نقطه قدرت دیگر دروغین و جعلی میباشد. گزاره قابل تاملی هم که شهبازی درین‌موضوع در کتاب خویش آورده از این‌قرار میباشد: «به حقیقت تاریخ‌نگاری یهود را بایستی گویاترین تجلی سالوسی فریسی دانست.» (برگه ۴۱۱)


یک کدام از نکات اصلی درباره یسنی‌ها، پیوندشان با همسایگان نبطی و عموم شبه مسجد النبی کوهسنگی مشهد جزیره ایالات متحده عربی میباشد. گروهی از آن ها بعد از تهاجم کاهنان به مخفیگاه‌هایشان در کوه و کویر، به ایالات متحده عربی رفتند که ریشه به عبارتی «احبار بهودی» در ایالات متحده عربی را مبنا گذاشتند. در شروع ظهور رسول اسلام، احبار و زهاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد یهودی در کنار رهبان نصارا در ایالات متحده عربی منزلت ویژه‌ای دارا‌هستند و همین‌دسته‌ها بودند که ظهور رسول آخرالزمان را نوید می‌دادند.

در شروع ظهور مسیح، از دید قومی و فقهی گروه‌ای ناهمگون بوجود آمد که در آن دو رغبت متعلق به اشرافیت یهودی (صدوقی و فریسی) و یک‌رغبت نیرومند فقاهتی بین عمومِ تحت سلطه آنها (یسنی‌ها) قابل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تفکیک می باشند. صدوقیون تداوم کهانت سنتی (کهنیم) بستگان یهودند و فریسیون بیان‌کننده روحانیت نو یهودی (حاخامیم) میباشند. البته یسنی‌ها تداوم سنن پیامبران شورشی از تبار موسی و اخیا شیلونی و ایلیا و ارمیای فرستاده می باشند.

دایره‌المعارف یهود، الیگارشی حاخامی را «الیگارشی قبیله‌های خوب‌درجه روضه خوان» می خواند و مورخین دانشگاه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبری اورشلیم هم آن را «الیگارشی حاخامی» یا این که «الیگارشی روضه خوان» می‌نامند. این‌الیگارشی پیرامون نهادی صورت گرفت که شورای سنهدرین اسم دارااست. کاهنان سنهدرین، به عبارتی حاخام‌ها می باشند. شورای سنهدرین ساکن در بیت‌المقدس، سال ۴۱۵ میلادی منحل شد و از آن پس راءس اساسی الیگارشی یهودی به‌طور بدون نقص فی مابین‌النهرین قرار گرفت. در زمانه اسلامی هم سنهدرین به بغداد، آن‌گاه به اسپانیا و از آن پس به مرکز ها مهم استقرار الیگارشی یهودی جابجایی پیدا کرد. شهبازی در جلد اولیه دسته «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و جمهوری اسلامی ایران» میگوید: «واپسین اجلاس شورای بهتر سنهدرین که از آن خبر داریم در فوریه – مارس ۱۸۰۷ در پاریس تشکیل شد و این نیز ۷۱ عضو داشت. این‌شورا به درخواست ناپلئون بناپارت به‌طور علنی تشکیل گردهمایی بخشید تا مساله ارتباط ضوابط ملی فرانسه با مقررات یهود، بحران تقلید دوگانه یهودیان از دو ساختار سیاسی (دولت فرانسه و ارگان های سیاسی یهودی) و نیز مساله رباخواری یهودیان را که برای دولت فرانسه به معضلی بدل گردیده بود، تحقیق کند.» (برگه ۳۹۴) این‌توضیح شهبازی هم قابل فکر میباشد که برگزاری شورای سنهدرین در سال‌های آغازین قرن نوزدهم آن هم با به عبارتی ۷۱ عضو، علامت‌دهنده پابرجایی و تداوم خیره کننده سنت‌ها، ساختارها و به جا مانده سیاسی الیگارشی یهودی میباشد. بایستی دقت داشت که تداوم اسم‌های قدیمی، کوهن، لاوی و لوی در الیگارش زرسالاری معاصر یهودی بیان‌کننده تداوم سنن اشرافیت کاهنی در یهودیت امروز میباشد.

مهم ترین قوم و قبیله‌های صدوقی آن‌عصر، عبارت بودند از کیمهیت، بوئتوس، حنینه، گوریون (قارون)، فابی و کانتروس. مهمترین بستگان‌های فریسی سده اولیه میلادی هم عبارت‌اند از هیلل، صدوق و بصیرا. این، هیلل میباشد که تحت عنوان بنیانگذار الیگارشی حاخامی شناخته می‌گردد. ابعاد یهودیان، تبار او‌را به قبیله داود منتسب کردند و به‌این‌ترتیب در ستون شاهزادگان داوودی هم قرار گرفت.

* پیشینه ایجاد کرد کنیسه‌، ربانیت یهود و تلمود

فریسیون برای اولی‌توشه سنت تعبیر و تاویل تورات و تشکیل داد کنیسه (جایی غیر از محل عبادت سلیمان) را برای برگزاری مراسم، نهاد گذاشتند و با تشکیل ناحیههای درس دادن گروهی، انبوه شاگردان و مریدان را پدید آوردند. این‌، نقشی تماما تازه و متمایز از کارکرد سنتی کاهنان بود. این‌ساختار، ربانیت اسم گرفت و روحانیون فریسی، ربی خوانده می‌شدند.

عبدالله شهبازی میگوید «حاخام در معنای خردمند و عالم میباشد و اصولا به ربانیون پر رنگ‌ای که در مرکز هرم روحانیت فریسی مکان داشتند اطلاق میشد؛ در مقابل بقیه ربی‌ها که سمیخا خوانده می‌شدند. بدنه این ساختار را دانشجوها علم ها فقهی تشکیل می دادند که تلمید (فراگیر) اسم داشتند. به جا مانده و سنن این‌ساختار به‌وسیله احادیث شفاهی جابجایی می‌یافت که ربانیون ناقل آن بودند. به‌تدریج ربی‌ها بر بنیاد این احادیث حصول و ارائه دستور کار‌های حقوقی (احکام فقاهتی) را شروع کردند. آنگاه این‌احادیث و احکام به طور کتاب مدون شد و میشنا و بعد از آن تلمود را پدید ایجاد کرد.

ربان یوحنان بن ذکایی از گرانقدر‌ترین شاگردان هیلل میباشد و مهم ترین سهمش در شکل گیری یهودیت تازه، تفکیک احادیث و اسطوره‌های یهودی به دو نصیب هلاخه (مقررات فقهی / هلاخا) و عقاده (حکایات و اخلاقیات/ آگادا) میباشد. این بنیانی میباشد که برای تدوین میشنا در اواخر سده دوم میلادی و تلمود در سده‌های سوم تا پنجم گذارده شد.

ماجرای حقیقی و واقعی تخریب محل پرستش سلیمان چیست؟

برنامه ای از کاهن صدوقی

* هلاخه؛ عاملی برای وحدت خویشان و میلاد خویشاوندان یهود

روحانیون (عالی میباشد بگوییم کاهنان) یهودی بودند که ساماندهی بقایای یهودیان را استارت کردند. هلاخه صرفا مبنایی بود که می‌توانست این‌وحدت را پناه نماید و همین هلاخه بود که مبنای توان الیگارشی حاخامی قرار گرفت. از باطن این‌الیگارشی، بنیان سیاسی جدیدی به‌اسم شاهزادگان داوودی یا این که شاهزادگان در هجرت یهودیان راز برآورد و دسته‌ای نو را به‌اسم خویشان یهود سامان اعطا کرد.

این‌جا بایستی مجدد حب و بغض یهودیان درباره شخصیت‌های تاریخی را یاداوری دهیم. آنان به عبارتی‌طور که میدانیم شخصیت‌های موافق خویش را با صورت مثبت و موجه و معارضان خویش را در پوسته شخصیت‌های منفی تصویب و ضبط و یا این که حتی حذف‌شان می‌نمایند. در طی اول چاپ تلمود در قرن شانزدهم میلادی، نصیب‌های مرتبط با عیسی مسیح حذف شد و مطالب مرتبط با وی و موضوعاتی شبیه، فقط در نسخه ها خطی تلمود محفوظ ماند. در‌این‌احادیث عیسی ناصری، به‌تیتر یک‌دانش آموز گمراه معرفی گردیده‌است. در بعضی احادیث تلمود، عیسی را به‌طور عنودانه عیسی بن پانتیرا و خیر عیسی بن یوسف می خوانند. خواسته یهودیان این میباشد که یوسف، همسر خویش مریم (مقدس) را جدایی اعطا کرد زیرا وی از یک سرباز رومی به اسم پانتیرا آبستن گردیده بود. این، داستانی در دایره المعارف یهود میباشد که حاخام‌های در میان‌النهرین در کوران ستیز خونین خویش با مسیحیان، در حیطههای درس خویش دور از هم کردند. ولی در احادیث منتسب به سده‌های اولیه و دوم میلادیِ تلمود، اشاره‌ای به نسب نامشروع عیسی وجود ندارد.

در برخی احادیث تلمود، عیسی را به‌طور عنودانه عیسی بن پانتیرا و خیر عیسی بن یوسف میخوانند. خواسته یهودیان این میباشد که یوسف، همسر خویش مریم (مقدس) را جدایی اعطا کرد زیرا وی از یک سرباز رومی به اسم پانتیرا حامله گردیده بود. این، داستانی در دایره المعارف یهود میباشد که حاخام‌های دربین‌النهرین در کوران ستیز خونین خویش با مسیحیان، در حیطههای درس خویش متفرق کردند. البته در احادیث منتسب به سده‌های اولیه و دوم میلادیِ تلمود، اشاره‌ای به نسب نامشروع عیسی نیستدر متن ها اساس‌ای مسیحیت، یهودا اسخریوطی (آن‌حواری که به مسیح کارشکنی کرد)، یک‌شخصیت منفی و پلید و نمادی از یهودیت میباشد که نامش هم معنی با یهودی (جودائیوس) میباشد. البته در متن‌ها یهودی، با یهودا همدلی و همذات‌پنداری می شود. جذاب میباشد که تا سده نوزدهم میلادی و حتی‌در اثرها کارل مارکس یهودی هم، کلمه یهودی اینگونه معنایی دارااست. به همین استدلال یهودیان از مجال استقرار دورازشوخی در میهن‌های اروپا خویش را اسراییلی یا این که عبرانی می‌خواندند. در سال ۱۸۶۰ که سازمان جهانی یهودیان در پاریس تشکیل شد، خویش را آلیانس اسراییلی نامید خیر آلیانس یهود! برگشت یهودیان به عنوان ها یهودی و یهودیت، از اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم بود که چهره بخشید.

طبق احادیث درج شده در انجیل لوقا، فریسیون و صدوقیون نزد عیسی میروند و از وی آیتی عرش می خواهند. مسیح هم در جواب میگوید فرقه شریر زناکار آیتی می‌طلبند و آیتی به وی عطا نخواهد شد. عیسی شاگردانش را به خودداری از فریسیون و صدوقیون پیشنهاد می‌نماید. وی هم مثل یحیی تعمیددهنده آنان را مارزادگان و افعی‌زادگان و سنگسارکنندگان پیامبران خواند و مسئولیت قتل انبیا از هابیل تا زکریا را به وی و تبارشان نسبت اعطا کرد.

* محل پرستش سلیمان به دست خویش یهودی‌ها تخریب شد خیر رومی‌ها

۳۳ سال بعداز ماجرای به‌صلیب‌کشیدن (عروج) عیسی، قیام بزرگی در سراسر فلسطین شعله‌ور شد که ۷ سال (۶۶ تا ۷۳ میلادی) تداوم پیدا کرد. ولی تاریخ‌نگاری نو یهود با به عبارتی‌رویکردی که به آن اشاره کردیم، این‌انقلاب را کودتا بخشی از تاریخ عموم یهود می خواند. حقیقت روایت این میباشد که برهان اساسی این‌کودتا، ستمی بود که الیگارش یهودی و همدستان رومی‌اش بر عموم جایز می‌داشتند. انفجار خشم و انقلاب عموم فلسطین در سده اولیه میلادی، پیامد حکومت خونین هیرود، خاندانش و کاهنان و حاخام‌های یهودی بود. البته دایره‌المعارف یهود این‌کودتا را حرکت ناسیونالیستی یهود خوانده میباشد.

انقلاب ۶۶ تا ۷۳ مردمی که زیر حکومت حاخامی یهود قرار داشتند، برای تظلم‌خواهی بود که در غایت بی‌رحمانه سرکوب شد. شهبازی می گوید سهم الیگارشی یهودی در‌این‌سرکوب سزاوار تحقیق و پژوهش بدون شوخی میباشد. خاستگاه و کانون اساسی این‌انقلاب، ناحیه جلیل، موطن عیسی مسیح بود. درین‌رخداد، عموم انقلابی (به تعبیر و تفسیر یهودی‌ها عموم شورشی) با کنیه زیلوت‌ها (غیرتمندان) خوانده شدند. تمدن وبستر، زیلوت‌ها را گروهی متعصب خوانده که هم علیه امپراتوری روم و هم علیه بقیه یهودیان شوریدند. این‌انقلاب در سال ۷۰ میلادی بالا زد و با نزاع شدید عموم در یک‌طرف و الیگارشی یهودی و رومی‌ها در طرف دیگر، شهر بیت‌المقدس به تصرف عموم درآمد.

درین‌نبرد خونین، محل پرستش سلیمان حریق گرفت و سوخت. ولی جوزفوس فلاویوس مورخ یهودی، حریق‌سوزی و تخریب محل عبادت سلیمان را امری به طور کامل تصادفی می خواند و میگوید شهر به تصرف رومی‌ها درآمد. ولی حقیقت این میباشد که محل عبادت سلیمان به دست خویش یهودیان تخریب شد. تاریخ‌نگاری یهود این‌رخداد را دیباچه تبعید دوم یهودیان می خواند؛ یعنی به عبارتی‌دورانی که دیاسپورا (زمان آوارگی) اسم گذارده شد‌ه‌است. این‌سو‌مین نقطه قدرت تاریخ یهودیان هم، مانند دو نقطه قدرت دیگر دروغین و جعلی میباشد. گزاره قابل تاملی هم که شهبازی درین‌موضوع در کتاب خویش آورده از این‌قرار میباشد: «به حقیقت تاریخ‌نگاری یهود را بایستی گویاترین تجلی سالوسی فریسی دانست.» (برگه ۴۱۱)

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 127
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 277
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 406
  • بازدید ماه : 631
  • بازدید سال : 2881
  • بازدید کلی : 70598
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی