تمایل سیاسی علویان
بعداز تشکیل حکومت جمهوری لائیک در سال ۱۹۲۳ میلادی، علویان پس از حدود ۴۰ سال در سال ۱۹۶۶ میلادی اول حزب خویش به اسم «حزب وحدت ترکیه» را تشکیل دادند. در درفش سرخرنگ این حزب، دوازده ستاره به علامت دوازده امام منقش گردیده بود. این حزب در سال ۱۹۶۹ میلادی توانست ۸ کرسی مجلس را به خویش تخصیص دهد. بعداز ناکامی این حزب در سال ۱۹۷۳ میلادی اعضای آن به «حزب جمهوریت اخلاق و رفتار» مسجد النبی کوهسنگی مشهد روی آوردند؛
بعداز کودتای نظامی در سال ۱۹۸۰ میلادی، علویان به «حزب خلق و خوی دموکرات سوسیال» رغبت پیدا کردند. علویان بعداز جمهوری ترکیه از سوی احزاب چپ سوسیالیستی و دستههای کمونیستی استثمار میشوند.[۲۹] ریشه چپگرا بودن علویان را میقدرت در موقعیت معیشتی جامعه مهاجر علوی به لبه شهرها به طور آلونک نشینی و عقبماندگی آن ها دانست. این حالت موجب شد تا جوان ها علم آموزی کرده علوی، به شعارهای جالب عدل و داد و برابریِ سوسیالیزم روی آوردند. از این رو نصیب مهمی از سازمانهای چریکی و غیر دارای سلاح را علویان تشکیل دادند و نمادهای علوی نظیر سرودهای آن ها و سبیلهای بلند به سمبل تمایل انقلابی و چپ تبدیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشت.[۳۰]
شعائر عقیدتی آنها صبغه سیاسی به خویش گرفت و در غایت فرقه علوی از دید طرفدارانش، معنی سوسیالیسم، ترقیخواه و عدل و داد را یافته بود در مقابل مذهب اهل سنت تحت عنوان مظهر آحادعیاری از ارتجاع سیاسی و به تعبیری دیگر راستگرا تلقی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشد.[۳۱]
تمایل کمونیستی علویان، رویدادها تلخی را برای آن ها رقم زد. در سال ۱۹۷۸ میلادی، حزب راستگرای افراطی «تکان ملی»، به رهبری ناسیونالیست افراطی، آلب ارسلان ترکیش در شهر قهرمان ماراش در جنوب ترکیه، مبادرت به کشتار علویان نمود که در پی آن بیش تر از صد علوی به قتل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.
بعد از این واقعه نظامیان که از جریانهای چپ گرا شم خطر میکردند، در سال ۱۹۸۰ مبادرت به کودتای نظامی کردند. رهبران شورش برای پرهیز از نفوذ علویان و کمونیستها ـ که از نظر کودتاگران دو مضمون هم معنی بودند ـ از تمایلهای اسلامگرایانه هواخواهی کردند. در همین راستا بود که برای اولیه توشه بعداز جمهوری ترکیه، بر پایه ی ماده ۲۴ قانون اساسی ایران ۱۹۸۲ میلادی، فراگیری فقاهتی مبتنی بر مذهب حنفی از مدرسه ابتدایی تا متوسطه عمومی و اجباری گردیده و ورود علم آموختگان مدرسه ها حوزوی به دانشکدهها، آزاد و بر تعداد مساجد و مدرسه های فقاهتی اهل سنت افزوده شد. افزون بر آن امامان جماعت حنفی مذهب بعد از تاسیس اجباری مساجد در بخش ها علوی نشین به وسیله حکومت، بر علویان زور شدند.[۳۲]
این اقدامات خشم علویان را برانگیخت و موجب اعتراضات و تظاهرات علویان در ترکیه شد. احزاب راستگرای افراطی نیز پاسخ اعتراضات را با کشتن علویان معترض میدادند. بر این محور در سال ۱۹۸۰ میلادی حداقل ۲۵ علوی در شهر چوروم کشته شدند. رخداد قهرمان ماراش و حادثه ها آنگاه سبب به هجرت علویان به اروپا شد.[۳۳]
سرخوردگی روشنفکران علوی از کمونیزم و سقوط اتحاد جماهیر شوروی بستر ساز رجوع علویان به نام و نشان اساسی خویش شد. آنها دریافته بودند که قبل از ظهور تامل سوسیالیستی، مفاهیم مساوات، عدل و داد و آزادی مدام همپا علویگری بوده میباشد. این دلیل در کنار ظهور بنیادگرایی اسلامی یا این که به تعبیری اسلام سیاسی در ترکیه مهم ترین علت برای تأسیس و پیشرفت روزافزون سازمانها علوی شد.[۳۴]
براین اساس ترس از سنی شدن احتمالی جوان ها، بزرگان علوی را به برگزاری مراسم آیینی «جم» در شهرها برای رابطه نسل جوان علوی با روش معاش و آداب و رسوم گذشتگان و تألیف کتابهای متفاوت برای فراگیری عقیدتی جوان ها واداشت. عمل های فقاهتی و فرهنگی بزرگ علویان در دهه ۹۰ میلادی با تأثیر محصل آیین در معاش همگانی عموم ترکیه هم پا شد.[۳۵]
این محیط بستری را برای وخامت تنشهای سنی ـ علوی مهیا کرد. واقعه حریق سوزی هتل محل اقامت میهمانان کنفرانس علویان در شهر سیواس به وسیله نمازگزاران اهلسنت در سال ۱۹۹۳ میلادی و اتفاق تیراندازی اشخاص دارای اسلحه ناشناس به حوزه غازی عثمان پاشای شهر استانبول در ۱۹۹۵ میلادی که اولین سبب به کشته شدن ۳۷ نفر و رخداد دوم سبب به کشته شدن ۱۸ نفر شد، از وخامت این تنشها حکایت دراین دهه حکایت داراست.[۳۶][۳۷]
تمایل سیاسی علویان
بعداز تشکیل حکومت جمهوری لائیک در سال ۱۹۲۳ میلادی، علویان پس از حدود ۴۰ سال در سال ۱۹۶۶ میلادی اول حزب خویش به اسم «حزب وحدت ترکیه» را تشکیل دادند. در درفش سرخرنگ این حزب، دوازده ستاره به علامت دوازده امام منقش گردیده بود. این حزب در سال ۱۹۶۹ میلادی توانست ۸ کرسی مجلس را به خویش تخصیص دهد. بعداز ناکامی این حزب در سال ۱۹۷۳ میلادی اعضای آن به «حزب جمهوریت اخلاق و رفتار» مسجد النبی کوهسنگی مشهد روی آوردند؛
بعداز کودتای نظامی در سال ۱۹۸۰ میلادی، علویان به «حزب خلق و خوی دموکرات سوسیال» رغبت پیدا کردند. علویان بعداز جمهوری ترکیه از سوی احزاب چپ سوسیالیستی و دستههای کمونیستی استثمار میشوند.[۲۹] ریشه چپگرا بودن علویان را میقدرت در موقعیت معیشتی جامعه مهاجر علوی به لبه شهرها به طور آلونک نشینی و عقبماندگی آن ها دانست. این حالت موجب شد تا جوان ها علم آموزی کرده علوی، به شعارهای جالب عدل و داد و برابریِ سوسیالیزم روی آوردند. از این رو نصیب مهمی از سازمانهای چریکی و غیر دارای سلاح را علویان تشکیل دادند و نمادهای علوی نظیر سرودهای آن ها و سبیلهای بلند به سمبل تمایل انقلابی و چپ تبدیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گشت.[۳۰]
شعائر عقیدتی آنها صبغه سیاسی به خویش گرفت و در غایت فرقه علوی از دید طرفدارانش، معنی سوسیالیسم، ترقیخواه و عدل و داد را یافته بود در مقابل مذهب اهل سنت تحت عنوان مظهر آحادعیاری از ارتجاع سیاسی و به تعبیری دیگر راستگرا تلقی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشد.[۳۱]
تمایل کمونیستی علویان، رویدادها تلخی را برای آن ها رقم زد. در سال ۱۹۷۸ میلادی، حزب راستگرای افراطی «تکان ملی»، به رهبری ناسیونالیست افراطی، آلب ارسلان ترکیش در شهر قهرمان ماراش در جنوب ترکیه، مبادرت به کشتار علویان نمود که در پی آن بیش تر از صد علوی به قتل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.
بعد از این واقعه نظامیان که از جریانهای چپ گرا شم خطر میکردند، در سال ۱۹۸۰ مبادرت به کودتای نظامی کردند. رهبران شورش برای پرهیز از نفوذ علویان و کمونیستها ـ که از نظر کودتاگران دو مضمون هم معنی بودند ـ از تمایلهای اسلامگرایانه هواخواهی کردند. در همین راستا بود که برای اولیه توشه بعداز جمهوری ترکیه، بر پایه ی ماده ۲۴ قانون اساسی ایران ۱۹۸۲ میلادی، فراگیری فقاهتی مبتنی بر مذهب حنفی از مدرسه ابتدایی تا متوسطه عمومی و اجباری گردیده و ورود علم آموختگان مدرسه ها حوزوی به دانشکدهها، آزاد و بر تعداد مساجد و مدرسه های فقاهتی اهل سنت افزوده شد. افزون بر آن امامان جماعت حنفی مذهب بعد از تاسیس اجباری مساجد در بخش ها علوی نشین به وسیله حکومت، بر علویان زور شدند.[۳۲]
این اقدامات خشم علویان را برانگیخت و موجب اعتراضات و تظاهرات علویان در ترکیه شد. احزاب راستگرای افراطی نیز پاسخ اعتراضات را با کشتن علویان معترض میدادند. بر این محور در سال ۱۹۸۰ میلادی حداقل ۲۵ علوی در شهر چوروم کشته شدند. رخداد قهرمان ماراش و حادثه ها آنگاه سبب به هجرت علویان به اروپا شد.[۳۳]
سرخوردگی روشنفکران علوی از کمونیزم و سقوط اتحاد جماهیر شوروی بستر ساز رجوع علویان به نام و نشان اساسی خویش شد. آنها دریافته بودند که قبل از ظهور تامل سوسیالیستی، مفاهیم مساوات، عدل و داد و آزادی مدام همپا علویگری بوده میباشد. این دلیل در کنار ظهور بنیادگرایی اسلامی یا این که به تعبیری اسلام سیاسی در ترکیه مهم ترین علت برای تأسیس و پیشرفت روزافزون سازمانها علوی شد.[۳۴]
براین اساس ترس از سنی شدن احتمالی جوان ها، بزرگان علوی را به برگزاری مراسم آیینی «جم» در شهرها برای رابطه نسل جوان علوی با روش معاش و آداب و رسوم گذشتگان و تألیف کتابهای متفاوت برای فراگیری عقیدتی جوان ها واداشت. عمل های فقاهتی و فرهنگی بزرگ علویان در دهه ۹۰ میلادی با تأثیر محصل آیین در معاش همگانی عموم ترکیه هم پا شد.[۳۵]
این محیط بستری را برای وخامت تنشهای سنی ـ علوی مهیا کرد. واقعه حریق سوزی هتل محل اقامت میهمانان کنفرانس علویان در شهر سیواس به وسیله نمازگزاران اهلسنت در سال ۱۹۹۳ میلادی و اتفاق تیراندازی اشخاص دارای اسلحه ناشناس به حوزه غازی عثمان پاشای شهر استانبول در ۱۹۹۵ میلادی که اولین سبب به کشته شدن ۳۷ نفر و رخداد دوم سبب به کشته شدن ۱۸ نفر شد، از وخامت این تنشها حکایت دراین دهه حکایت داراست.[۳۶][۳۷]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله