loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 20
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:19


نهضت بیشه و رهبران انقلاب اکتبر روسیه
جنگلی‌ها در زمان تزارها قیام خویش را استارت و به مخالفت با آنها پرداختند، امّا ابتدا برد انقلاب اکتبر، ارتباط ها جنگلی‌ها با روس‌ها حسنه شد. بعداز چندی روس‌ها سیاست خویش را تغییر و تحول و از نگهبانی نهضت بیشه دست کشیدند. در ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۲۹۹ش، ارتش سرخ به عنوان سرکوبی به اصطلاح ضدّ انقلابیون وارد بنادر انزلی و مسجد النبی کوهسنگی مشهد غازیان شد.

برای نهضت بیشه که حضور نیروهای بیگانه در خاک مرزوبوم قابل تحمل عدم وجود و حضور آنان‌را به خسارت استقلال جمهوری اسلامی ایران می‌مشاهده کرد، اسماعیل آقا جنگلی خواهرزادۀ میرزا را تحت عنوان نماینده به دیدار فرماندۀ ارتش سرخ ارسال کرد. او پیش از هر سخنی سراغ میرزا را گرفت و میل شدید خویش را برای دیدار با وی اعلام‌کرد. به این ترتیب میرزا در رأس هیأتی به انزلی رفت و در آن جا با فرمانده ارتش سرخ دیدار و مصاحبه کرد و نسبت به تعدادی زمینه توافق کلی نتایج آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۲]

جواب میرزا خرد به طومار فرمانده روسی:
مخلوق پهنا می کنم تاریخ فقیه به ما اذن میدهد هر دولتی که نتواند مرزو بوم خویش را از سلطه و قدرت معاندان فرنگی نجات دهد وظیفه ملت میباشد که برای استخلاص وطنش قیام نماید، ولی کابینه حاضره(وثوق الدوله) می گوید: «اینجانب محض استعمال فردی بایستی مرزوبوم را در باراز لندن به ثمن بخس رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بفروشم»!

در ضابطه اسلام مدون میباشد کفار هنگامی که به ممالک اسلامی مسلط شوند مسلمین بایستی به مدافعه برخیزند اما دولت انگلیس فریاد می ­نماید: اینجانب اسلام و انصاف نمی­ دانم و بایستی دولت ضعیفه را اسیر آز و کشته هدفِ مشئومِ خویش سازم. عبد می­‌گویم انقلابات امروزه مارا تحریک می­‌نماید مثل بقیه ممالک جهان در کل ایالات کشور‌ایران اعلان جمهوریت مبنی بر مرام سوسیالیست‌ها داده و رنجبران را از دست شل طلبان برهانیم، ولیکن درباریان بدن در نمی­‌دهند که مرز و بوم ما با ضابطه مشروطیت از روی پروگرام دموکراسی اداره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد شد.

اعلام جمهوری در رشت
۱۶ خرداد ماه ۱۲۹۹ میرزا خرد خان در شهر رشت، حکومت جمهوری اعلام‌کرد. این اعلام در‌پی یک حرفه تماس‌ها و بیانات با مقامات روسیه و استخراج اعتقادوباور از این که نیروهای مداخله‌گر آنها در شمال جمهوری اسلامی ایران در شغل حکومت انقلابی میرزا، دسیسه نخواهند کرد، انجام شده و در میان طرفین توافق‌هایی نتایج شد. مهم ترین مواد این توافق اینگونه میباشد:

اصول کمونیسم در جمهوری اسلامی ایران از لحاظ مصادره اموال و الغاء مالکیت و تبلیغات به اجراگذارده خواهد شد.
حکومت جمهوری انقلابی بوسیله میرزا برقرار گردد.
بعد از ورود میرزا به طهران و تأسیس مجلس مبعوثان‌، هرنوع حکومتی که نمایندگان ملت بپذیرند، فارغ از مخالفت روسیه ساخت خواهد شد.
مقدرات انقلاب به دست این حکومت ودیعه خواهد شد و شوروی‌ها در جمهوری اسلامی ایران مداخله ننمایند.
هیچ قشونی فارغ از اذن و ثبت حکومت انقلابی کشور‌ایران زائد بر قوای جان دار (۲هزار نفر) از شوروی به کشور ایران وارد نشوند.
هزینه های این قشون به ذمه جمهوری اسلامی ایران میباشد‌.
هر مقدار مهمات و اسلحه که از شوروی مراد گردد در مقابل پرداخت بها‌، تسلیم کنند.
کالاهای بازرگانان اهل ایران که در باکو ضبط گردیده تحویل حکومت کشور ایران گردد.
همه مؤسسات تجاری روسیه در جمهوری اسلامی ایران به حکومت جمهوری واگذار گردد.[۱۳]
باخت نهضت بیشه
بعداز کودتای۱۲۹۹ ش‌، دولت سیدضیاءالدین طباطبایی نمایندگانی را به بیشه اعزام کرد، اما میرزا که سیدضیاء را خیانت کار و ادله انگلیس می‌دانست، از همیاری با او امتناع کرد. در ۱۳ مرداد ۱۳۰۰ سران نهضت، دولت جمهوری شورایی گیلان را تشکیل دادند. با وجود تشکیل دولت تازه، اختلافاتی فی مابین جوارح ساخت و ساز شد.

روتشتاین در اجرای سیاست دولت شوروی در طومار‌ای به میرزا خواهان نقطه نهایی دادن به نهضت شد. میرزا قضیه را مشروط به پیش بینی منافع عموم و حمایت از استقلال کشور ایران بوسیله دولت مرکزی دانست اما در ملاقات نمایندگان میرزا با روتشتاین، معین شد که غرض دولت شوروی از خاتمه دادن به حرکت بیشه اجرای موافقت‌ها با دولت انگلستان بوده میباشد.

با ادامه اختلاف فی مابین اعضای دولت تازه، در ۶ مهر ۱۳۰۰ تعدادی از دوستداران میرزا (فارغ از استحضار میرزا) به گرد هم آیی اعضای دولت حمله کردند. این حادثه موجب بروز برخوردهای مسلحانه فی مابین نیروهای نهضت شد و به قوای دولت مرکزی، که با دفاع تسلیحاتی و کمپانی افسران انگلیسی به سوی رشت جنبش می‌کردند، قابلیت بخشید تا به سهولت گیلان را به تصرف درآورد. با میانجیگری کلانتر اف (متعلق نظامی سفارت شوروی) و محمودخان میرپنج، که یار نیروهای دولت مرکزی به فرماندهی رضاخان، سردار سپه، بودند، خالوقربان تسلیم قوای دولتی شد و رشت را تحویل بخشید و احسان‌الله‌خان نیز به یار و همدم جمع‌ای از مجاهدان قفقازی به باکو اعزام شدند رشت به تصرف نیروهای دولتی در آمد، اما میرزا با وجود دسیسه گردآوری‌ای از یارانش، به نزاع و گریزو فرار در بیشه‌های گیلان افزود.[۱۴]

بازدید : 18
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:09


عمل‌های سیاسی
سید محمدحسین ادب‌الله از ملازمان مجاورت سید محمدباقر صدر در مسایل سیاسی و تشکیلاتی بود. ادب‌الله بعداز برگشت به لبنان به‌دنبال طرح صبغه سیاسی اسلام در جامعه مسلمانها لبنان برآمد. هنگامی که مرزو بوم لبنان آیتم تهاجم رژیم صهیونیستی واقع شد، جوان ها متأثر از فضل و ادب‌الله، تکان نامنظم و غیر تشکیلاتی مقاومت اسلامی را به خط مش‌انداختند. این جنبش که حزب‌الله لبنان امروز صورت سازمان‌یافته و اساسی‌ترین شاخه آن میباشد، همواره از ادب‌الله تغذیه فکری و سیاسی میشد. مقام فضل و ادب‌الله در تکان مقاومت اسلامی لبنان باعث شد تا یک توشه ربوده و چهار توشه ترور مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردد.[۱۷]

تفکر سیاسی
محمدحسین فضل و ادب‌الله بر مردمی بودن مشروعیت حکومت تأکید می‌نماید. بر این پایه، اجرا سلطه از سوی حاکمان را صرفا بر پایه ی اصول موضوعه اسلام درست می‌شمرد، خیر به طور ذوق و سلیقه‌ای. او شرکت کردن مردمی و جاری ساختن اقتدار عموم را مهیا‌کننده فضای انتقاد حاکمان می داند؛ همان طور که در سیره حکومتی رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.

تأکید بر نهادگرایی به جایی فردگرایی و تبدیل شدن دولت به بنیان، نکته مهمی دیگری میباشد که او در ارتباط حکومت مطرح می‌سازد. طایفه‌گرایی در نگاه وی، آفت گران قدر دیگری برخاسته از فردگرایی میباشد که در دنیا اسلام وجود دارااست و از دست اندرکاران عقب‌ماندگی عالم اسلام میباشد. شهروندسالاری به معنای شم برابری همگی شهروندان از دید دستمزد و وظایف، گزینه تأکید او میباشد. تأکید می‌نماید در نظام سیاسی، قانون ها بایستی با نگاه ملی تدوین گردد و بها آن به واحد سنجش نگهبانی از وحدت و صیانت حاکمیت ملی و آماده‌سازی وضعیت انسانی و خدماتی و علمی برای تمامی شهروندان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

او عقیده حکومتی ولایت عالم را در معنای حاکمیت سیاسی فرد بر جامعه قبول نداشت و معتقد بود شورایی متشکل از فقها می بایست بر کارها حکومتی رسیدگی نمایند؛ چه رهبر جامعه دانا باشد یا این که غیرفقیه. او همینطور تحقق نظام بر طبق ولایت عالم را هم مستلزم رأی عموم می‌دانست و معتقد بود فقید علاوه بر تکان در مسیر قانون ها اسلام، می بایست مصالح عموم را رعایت نماید و از خط عدل و داد بیرو شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نشود.[۱۸]

جانبداری از ایران
سید محمدحسین فضل و ادب‌الله از کشور‌ایران مدد میکرد. به گفته فرزندش، سید علی ادب‌الله، وی به یک کدام از مسئولان گفته بود در شرایطی که شغل به جایی رسد که تمامی منرا سنگباران نمایند و یا این که به اینجانب بی‌احترامی و توهین خواهد شد اینجانب از دفاع کشور‌ایران دست بر نمی‌دارم چون کشور ایران نماینده اسلام و خط اهل بیت فرستاده الله و خط مقدم جنگ با استکبار جهانی میباشد.[۱۹] ولی بعضا رسانه‌های معارض جمهوری اسلامی، ارتباط او و جمهوری اسلامی را با تنش رسم کرده‌اند.[۲۰]

برخی از طریقه‌ها
برخی از ایده ها و نگرش‌های سید محمدحسین فضل و ادب الله عبارتند از:

نگاه مختلف به دستمزد زن
سید محمدحسین ادب‌الله معتقد بود که زن در زمان تاریخ مظلوم بوده میباشد با اینکه عقل و توان‌ زن مثل عقل و بضاعت و توان مرد میباشد اما از صحنه معرفت و تجربیات کنار نهاده گردیده و بازیچه و کنیز مرد در لحاظ گرفته گردیده‌است.

از حیث وی زن بالغه و رشیده مثل مرد بالغ و رشید میباشد و هرمورد از آن دو در مسائل مالی معاش شخصیت رسمی مستقلی دارا هستند. از این‌رو زن بالغه و رشیده راجع به وصلت خویش از بابا و جد پدری و اخوی خویش غیر وابسته میباشد؛ مثل مرد بالغ و رشید، و مشورت کردن دریافت کردن از بابا جنبه استحبابی دارااست و الزامی وجود ندارد. همینطور از منظر وی زن حق داراست برای حمایت از خویش، خشونت شوهرش را جواب بدهد. یعنی در صورتی مرد به خشونت حقوقی علیه زن دست زد و اورا از بعضا دستمزد زناشویی‌اش مثل نفقه یا این که آمیزش دستگیر، زن نیز به طور خود کار حق داراست که مرد را از حقوقی که بواسطه عقد بدان ملتزم شد‌ه‌است، بازدارد. وی همینطور این نظر را دارد: «روا وجود ندارد که مرد با سوءاستفاده از ضعف زنش علیه وی دست به خشونت بزند... وی همینطور زنان را تشویق میکرد که ورزش‌های قدرتی حافظه بگیرند تا بتوانند از خودشان جانبداری نمایند.»[۲۱]

بازدید : 15
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:15


اَعواض، توده عِوض به معنای پاداشی میباشد که خدا به خیال و خاطر درد و رنجی که از جانب وی به بندگانش رسیده، عطا می‌نماید. از دید متکلمان، عوض یا این که مشوق بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به تحمل آن درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهد.

به نظریه بیشتر متکلمان عدلیه، عوض دادن معبود به آدم‌‌ها، واجب و از روی استحقاق شخص مصیبت‌چشم میباشد؛ البته به اعتقاد و باور روضه خوان موثر، از آن‌جا که در سختی و مصیبت مصلحت وجود داراست، آدم استحقاق عوض را ندارد و آفریدگار از روی تَفَضُّل و لطف به فرد سختی‌چشم محرک میدهد. عِوض دادن معبود مشمول کفار نیز میشود. عوض دادن آفریدگار ممکن میباشد در جهان و آخرت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.

اعواض در کتاب ها کلامی در مشاجره زمینه شر و عدل الهی مطرح گردیده‌است به جز اینکه بعضا عالمان شیعه کتاب‌هایی مخصوص درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات تدوین کرده‌اند که پر اسم و رسم‌ترین آنها کتاب مسکن الفؤاد نوشته شهید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ثانی میباشد.

تمجید و منزلت
اَعواض، اصطلاحی کلامی به‌معنای عوض، جایگزین یا این که جایزهِ معبود به عده ای میباشد که در جهان مصیبتی ناخواسته بر آنها وارداتی میباشد.[۱] اعواض دربرگیرنده آدم‌های بی‌گناه برای مثال خردسال ها، دیوانگان، مؤمنان، پیامبران و اولیای الهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می گردد.[۲]

مشاجره از اعواض در کتاب ها کلامی در نصیب عدل الهی، پایین دعوا از مورد شر و آلام ابتدایی (بلا‌های ناخواسته یا این که شرور طبیعی) و یا این که پس از گفت و گو انتصاف (دادخواهی از ظالم) آمده[۳] و به اعتقادوباور بعضی در قرآن[۴] و احادیث نیز به آن اشاره شد‌ه‌است.[۵] در مقابل به نظریه گروهی از محققان، پیشینه گفت و گو اعواض مشخص و معلوم نبوده و خواسته از جبران شدنِ دردها و مشقت‌های بشر در احادیث، به عبارتی اجر و محرک میباشد.[۶]

به نظریه متکلمان عدلیه، از آن‌جا که خدا ظلم نمی‌نماید، عوض و مشوق دادن وی به آدم‌هایی که ناخواسته به بلا مبتلا میگردند، واجب میباشد.[۷] اکثر علمای امامیه و معتزله، واجب بودن عوض را از روی استحقاق و شایسته بودن شخص در گیر دانسته‌اند،[۸] البته روحانی موثر عوض دادن به بشر‌های در گیر را از روی تَفَضُّل و لطف الهی‌ می داند، خیر «استحقاق».[۹] به نظریه او در آسیب ها، مصلحتی وجود دارااست که جبران‌کننده مشقت و بلا بوده و معبود در مقابل آن به آدم جایزه و اجر می دهد.[۱۰] در متن ها فقهی نیز گاهی تصریح به استحقاق بشر‌ها نسبت به جایزه الهی گردیده‌است و گاه هر سیرتکامل پاداشی برخاسته از لطف و کرم و تفضل الهی دانسته گردیده‌است.[یادداشت ۱] امام درست گو(ع) در روایتی مشقت‌های هنگام مرگ را برای مؤمن بدین خواسته دانسته که از گناهانش تمیز گردد و در دنیا آخرت استحقاق محرک (اجر) را بی هیچ مانعی بیابد.[۱۱]

اشاعره اصلِ عوض دادن پروردگار به آدم‌‌های بلادیده را ما یحتاج نمی‌دانند.[۱۲]

موردها و احکام
به نظریه متکلمان، در صورتی فردی فارغ از اینکه گناهی جاری ساختن دهد، بر وی بلا نازل گردد، یا این که سود کسی برای فایده دیگری از در میان برود، یا این که فردی از جهت عقلی و خل وچل زخم ببیند؛ فارغ از آنکه تقصیر کار باشد، بر پروردگار واجب میباشد که عِوض آن را به مستحق داده و جبران نماید.[۱۳] به لحاظ آن ها در جایی که عوض یا این که جایزه برعهده پروردگار میباشد (شرور طبیعی)، بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به آن رضایت دهد در غیر این شکل، عوض بهره‌ای ندارد و بیهوه شمرده میشود؛[۱۴] ولی در صورتی عوض بر ذمه فرد دیگری باشد (شرور اخلاقی) موردنیاز وجود ندارد عوض بیشتر از آن درد و مشقت باشد؛ بلکه در حالتی که معادل باشد، کفایت می‌نماید.[۱۵]

برخی کشته شدن حیوان ها برای ذبح را نیز دارنده عوض دانسته‌اند.[۱۶]

به گفته متکلمانی همانند حمصی رازی جبران سختی‌ها یا این که به عبارتی اعواض، تخصیص به مسلمان‌ها ندارد و معبود به کفار نیز عوض خواهد بخشید.[۱۷] این جبران چنان‌که گروهی مثلا فاضل مقداد گفته‌اند ممکن میباشد در عالم یا این که آخرت باشد.[۱۸] درباره اینکه عوض ذکر شده، مستمر میباشد یا این که مقطعی، اختلاف‌لحاظ وجود داراست.[۱۹]

تک‌نگاری
به جز گفت و گو در کتاب‌های کلامی بعضی از عالمان شیعه به صورت معلوم درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات معاش کتاب‌هایی نگاشته‌اند که می‌قدرت به بعضا از آن ها اشاره نمود:

مُسَکّنُ الفُؤاد عِنْدَ فَقْدِ الْأحبّة وَ الْأولاد نوشته شهید ثانی.
تسلیة الأحزان از سید محمد باقر خوانساری، متوفای ۱۳۱۳ق، که بر پایه ی کتاب شهید ثانی مندرج میباشد.
تسلیة الحزین اینجانب فقد الأقارب و البنین، از روحانی باتقوا بحرانی، متوفای ۱۲۸۱ق.
تسلیة الحزین فی فقد العافیة و الأحباب اینجانب الأقارب و البنین، از سید عبدالله شبر، مفسر شیعه، متوفای ۱۲۴۲ق.
تسلیة الفؤاد فی فقد الأولاد، از سید عبدالله شبر
تسلیة الملهوفین و التیام المغمومین تألیف میرزا ابوالقاسم بن میرزا کاظم موسوی زنجانی متوفای ۱۲۹۲ق.[۲۰]

بازدید : 22
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:09


پرورش و توسعه و گسترش سوگواری
با روی عمل وارد شدن آل‌بویه فشارها از شیعه ها برداشته شد[۴۱] و در سال ۳۵۲ق، برای اولیه توشه روز عاشورا به وسیله حکومت وقت تعطیل قانونی و عزای همگانی اعلام شد؛ داد و ستد ممنوع شد؛ به قصابان فرمان داده شد به احترام این روز ذبح نکنند؛ آشپزان خوراک نپزند و در بازارها چادر عزا برپا شد.[۴۲] عموم با جامه سیاه و حالتی پریشان به کوچه‌ها می‌آمدند و بر راز و روی خویش کاه می‌ریختند و بر رمز و سینه می‌زدند و با تلاوت اشعاری در رثای امام حسین(ع) در خیابان‌ها می‌گشتند.[۴۳] شیعه‌ها زمانه آل‌بویه، مراسم سوگواری را با تیتر مجالس «اَلنّياحَه» یا این که «اَلرَّثا» برگزار مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌کردند.[۴۴]

در عصر تیموریان مداحان با آزادی و آشکارا به منقبت‌خوانی ائمه می‌پرداختند[۴۵] و اصطلاح مداحی از این مجال اشاعه یافت.[۴۶] اصطلاح مدیحه‌خوان نیز از این عصر به سپس رایج شد و انگیزه آن کتابت کتاب روضة الشهدا تاثیر ملاحسین واعظ کاشفی و اشاعه آن فی مابین عموم دانسته گردیده‌است. به خوا‌نندگان این کتاب نوحه‌خوان می‌گفتند. به‌مرور فرصت این اصطلاح به هر هر که مصیبت امام حسین(ع) را می خواند، اطلاق شد و مکان منقبت‌خوانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را گرفت.[۴۷]

بیشترین توسعه و گسترش سوگواری‌ برای امام حسین(ع)، در حین صفویه (مجال سلطان اسماعیل صفوی) و قانونی شدن مذهب تشیع در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. در‌این عصر با پشتیانی دولت و حضور شاهان صفوی مراسم روضه‌خوانی، سینه‌زنی و عزاداری برگزار میشد.[۴۸] از این زمان به آنگاه، توکل‌ها، حسینیه‌ها و موقوفات مرتبط با سوگواری امام حسین(ع) در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت.[۴۹] در زمان افشاریه، نادرشاه سوگواری را محصور کرد؛[۵۰] اما در زمانه زندیه این محدویت‌ها برداشته گردیده و اولی مثال‌های مجالس تعزیه و مشابه‌خوانی صورت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۵۱]

ترویج تعزیه‌خوانی در روزگار قاجار
عصر قاجار، زمانه رونق مجالس سوگواری، به‌ویژه آیین تعزیه میباشد.[۵۲] آورده شده ناصرالدین‌فرمان روا موجب ترویج تجمل و اشرافی‌گری در مجالس نوحه شد؛ به‌طوری‌که پاد شاه گاه در شب‌های دهه اولیه محرم برای واعظان و پامنبری‌های آن ها مشت‌مشت سکه پرتاب میکرد.[۵۳] قمه‌زنی، شمایل‌کشی، زنجیرزنی و ترسیم ۴۱ منبر، رسومی بود که در عصر ناصرالدین‌پاد شاه تأسیس شد یا این که شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ترویج یافت.[۵۴]

عمومیت یافتن مراسم شام غریبان از خصوصیت‌های سوگواری زمان مظفرالدین پادشاه دانسته گردیده‌است. همینطور عزاداری امام حسین(ع) در روزگار قاجار خلال ماه محرم به ماه صفر نیز سرایت کردن یافت.[۵۵] از سایر خصوصیت‌های عزاداری محرم در زمانه قاجار، نقدها بعضی روشنفکران مانند میرزا ملکم خان و میرزا فتحعلی آخوندزاده از سوگواری بود.[۵۶]

محدودیت‌های عزاداری در زمانه پهلوی
رضاخان در سال‌های ابتدا حکومتش مقید به کمپانی در مجالس سوگواری بود؛[۵۷] البته با اجرای نرم افزار‌های تجددخواهی رفته‌رفته از مجالس عزاداری مسافت گرفت و محدودیت‌هایی نیز برای سوگواران اوضاع و احوال کرد. از سال ۱۳۱۴ش و به‌موازات اجرای ضابطه کشف عفاف و حجاب، به حاکمان بخشها متفاوت امر داده شد از شیوه پرتاب کردن مجموعه‌های سوگواری در ماه محرم و صفر خودداری نمایند و عموم را تشویق نمایند تا در مجالس مدیحه بر روی صندلی و نیمکت بنشینند. بعداز حادثه گوهرشاد، سختگیری درباره برپایی مجالس مدیحه ارتقا یافت و مأموران شهربانی مکلف شدند که از برگزاری مجالس سوگواری دوری نمایند؛ حتی فعالیت به‌جایی رسید که در بعضا شهرها واعظان و برپاکنندگان مجالس نوحه را به زندان می‌فرستادند.[۵۸] تخریب بنای توکل دولت در ۱۳۱۷ش که سبب ساز انزوای بیشتراز پیش مراسم تعزیه شد، از سایر اقدامات رضاخان بود.[۵۹]

در مقابل حکومت پهلوی، روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی برای برپا ماندن مجالس سوگواری کوشید. وی طلاب را برای تبلیغ و منبر در روز ها عزاداری به بخش ها گوناگون می‌ارسال کرد.[۶۰] او همینطور قدم‌هایی هم برای اصلاح مجالس عزاداری برداشت؛ مثلا مشابه‌خوانی را در قم ممنوع و مجالس گران قدر تعزیه را به مجلس نوحه‌خوانی تبدیل کرد.[۶۱]

با سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ش و ورود نیروهای متفقین به کشور ایران، ممنوعیت برگزاری مجالس عزاداری رنگ شکست و قمه‌زنی، قفل‌بندی، زنجیرزنی، فرمانروا حسینی و... احیاء شد.[۶۲]

در اواخر زمان پهلوی، مجالس مدیحه خانگی و زنانه پرورش داشت و مجالس زنانه گران قدر تشکیل میشد.[۶۳] بعد از به بحران کشیده شدن رابطه پادشاه با علما و پر‌نور شدن جرقه‌های در آغاز پیکار علیه رژیم پهلوی، روحانیون از مراسمات سوگواری برای مخالفت با سلطان به کار گیری کردند.[۶۴] اتفاق ها محرم ۱۳۴۲ش سبب ساز شد در محرم آن سال، برگزاری هر نوع سوگواری مشروط به اخذ مجوز گردد.[۶۵]

بازدید : 125
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:13


لطف‌الله صافی گلپایگانی (۱۲۹۷_۱۴۰۰ش) از مراجع پیروی شیعه در قم. او از شاگردان آیت‌الله بروجردی و عضو شورای استفتای وی بود. عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران و شورای دربان، از مناصب سیاسی مسجد النبی کوهسنگی مشهد صافی گلپایگانی بود.
از صافی گلپایگانی، حدود هشتاد تاثیر فارسی و عربی چاپ شد‌ه‌است بعضی از آن‌ها مشوق کتاب سال ولایت و کتاب سال مهدویت را نیز به‌دست آورده‌اند. کتاب منتخب الاثر دربارهٔ امام مهدی (عج)، از اثرها پر اسم و رسم اوست که آن را به پیشنهاد استادش آیت‌الله بروجردی نوشت. حرمت هر نوع موسیقی، از فتواهای صافی گلپایگانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

صافی گلپایگانی در ۱۲ بهمن، ۱۴۰۰ش در ۱۰۳ سالگی در قم درگذشت و طبق وصیتش در بقعه امام حسین(ع) در کربلا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.

معاش و علم آموزی
لطف‌الله صافی در ۱۹ جمادی‌الاول ۱۳۳۷ق (موازی با ۳۰ بهمن ۱۲۹۷ش) در گلپایگان دیده به جهان گشود.[۱] وی تحصیلاتش را در گلپایگان شروع کرد و ادبیات عرب، حرف، تعبیر و تفسیر قرآن، حدیث، فقه و اصول را تا نقطه پایان سطح، در محل تولد خویش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرا گرفت.[۲]

لطف‌الله صافی گلپایگانی، در ۲۳ سالگی (۱۳۶۰ق) به قم مسافرت کرد و در درس سید محمدتقی خوانساری، سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای، سید صدرالدین صدر، سید محمدرضا گلپایگانی و آیت‌الله بروجردی حاضر شد. وی بعد از چهار سال اقامت در قم،[۳] به‌بازه زمانی یکسال در نجف مستقر شوید[۴] و در درس محمدکاظم شیرازی، سید جمال‌الدین گلپایگانی و محمدعلی کاظمی حضور یافت.[۵] وی داماد سید محمدرضا گلپایگانی بود.[۶]

درگذشت

تشییع آیت‌الله صافی در قم (خیابان ۱۹ دی (باجک) به سمت بقاع حضرت معصومه(س) ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ش)[۷]
صافی گلپایگانی در ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ش در ۱۰۳ سالگی در قم درگذشت.[۸] وی در ۱۳ بهمن در قم تشییع شد و علی کریمی جهرمی داماد آیت‌الله صافی بر پیکرش نماز خواند.[۹] او آن گاه در ۱۴ بهمن در نجف و کربلا، تشییع و در بقعه امام حسین(ع) دفن شد.[۱۰] دفن آیت‌الله صافی در بقاع امام حسین(ع) سازه به وصیت وی بوده میباشد.[۱۱]


قبر آیت‌الله صافی در بقاع امام حسین(ع)
منزلت علمی و مرجعیت
لطف‌الله صافی گلپایگانی، از شاگردان آیت‌الله بروجردی بود. از سوی آیت‌الله بروجردی پاسخگویی به سؤالات فقاهتی و کلامی و همینطور کتابت کتاب منتخب الاثر به او واگذار شد.[۱۲] صافی همینطور از مشاوران مجاورت و از اعضای شورای استفتای آیت‌الله بروجردی بود.[۱۳] وی در فقه، اصول، صحبت، حدیث و رجال، به درس دادن و پژوهش پرداخته و اثراتی دراین باره نوشت. سید جمال‌الدین گلپایگانی، سید حسین طباطبایی بروجردی، امام خمینی و سید محمدرضا گلپایگانی از عالمان شیعه، بر مراتب علمی وی تأکید کرده‌اند.[۱۴]

آیت‌الله صافی گلپایگانی، بعداز درگذشت سید محمدرضا گلپایگانی در آذر ۱۳۷۲ش، تحت عنوان مرجع تاسی شناخته شد.[۱۵] آیت‌الله گلپایگانی در وصیتنامه‌اش، صافی گلپایگانی را مجتهدِ مسلم و عادل خوانده بود.[۱۶]

اقامه شعائر سوگواری

تیم عزای علوی، آیت‌الله صافی و علمای مشهد
در ادامه تکثیر صوتی منسوب به سید محمدحسین فضل و ادب‌الله، که در آن مدرک بعضا از روایات شهیدشدن حضرت زهرا (س) را دارنده گونه های میداند، میرزا جواد تبریزی با صدور بیانیه‌ای خواهان راهپیمایی در سالگرد شهید شدن حضرت زهرا (س) شد. حسین وحید خراسانی، لطف‌الله صافی گلپایگانی و محمد فاضل لنکرانی نیز درین راهپیمایی کمپانی کردند. از آن پس این دین کلیه ساله برگزار میگردد.[۱۷]

همینطور وی در سال‌های پایان عمرش به مناسبت شهیدشدن امام علی(ع) در ظهر ۲۱ رمضان، در مشهد مجموعه سوگواری به‌ منش انداخت و همدم با علماء و عامه مردم، برای پهنا تسلیت پیاده به سمت بقعه امام رضا(ع) می رفت.[۱۸]

بازدید : 22
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:28


علت و مسئله‌های قیام
روضه خوان اثر گذار، علت اساسی زید بن علی را از قیام بر ضد حکومت بنی‌امیه، خون‌خواهی امام حسین(ع) دانسته میباشد.[۵۸] وی فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر را نیز از علت‌های زید خوانده و تصریح کرده که خلق و خوی نامناسب هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، با او در حضور درباریان نیز به وی علت قیام داده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵۹][یادداشت ۱]

همینطور بعضی پژوهشگران، سب امام علی بر بالای منبرها در زمان هشام بن عبدالملک،[۶۰] ظلم و ستم امویان به قبیله فرستاده، و آخر و عاقبت بی دینی و الحاد بنی‌امیه از دید زید بن علی را از عامل ها قیام زید دانسته‌اند.[۶۱] محمد بن جریر طبری از اختلاف در باعث قیام وی حرف آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گفته میباشد؛

[۶۲] وی مواقعی همانند اتهام‌های مالی، اختلاف وی با عبدالله محض بر رمز اوقاف امام علی(ع) در مدینه که سبب به حکمیت خالد بن عبدالملک شد و نیز اتهام‌های مالی که در حکومت یوسف بن قدمت به زید زده میشد و نیز دعوت عموم کوفه از او‌را از عامل ها قیام زید دانسته میباشد.[۶۳] بنابر منابع، در بیعتی که زید از عموم می­‌گرفت، بر جنگ با ستمگران، جانبداری از ضعیفان، تقسیم غنایم به مساوات، رد مظالم و کمک اهل بیت در مقابل مخالفانشان، تأکید می‌گردیده است.[۶۴] مامقانی مقصود زید از قیام را تصاحب کردن خلافت از دست بنی‌امیه و تفویض آن به امام راستگو(ع) دانسته و این نظر را دارد زید بدین عامل غرض خویش را آشکار نمی کرد تا به امام درستگو(ع) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آسیبی نرسد.[۶۵]

نتیجه ها قیام
حاصل و پیامدهایی برای قیام زید بن علی گفته شده میباشد؛ از آن گزاره اینکه قیام زید و بعد از آن، قیام یحیی، مقدمات سقوط حکومت بنی امیه را آماده آورد[۶۶] و دامنه قیام‌های شیعی را به خراسان کشاند.[۶۷] چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده، کشته شدن زید بن علی، شیعه ها خراسان را به تکان درآورد و سبب ساز شد آن ها ستم­‌های بنی امیه بر قوم و قبیله نبی(ص) را بازگو نمایند و بر این مبنا، جایی خلا که از جنایات بنی‌امیه بی­‌خبر باشند.[۶۸] از امام درست گو(ع) نیز نقل گردیده‌است که هشام بن عبدالملک، زید بن علی را کشت، آفریدگار هم در قبال حکومت اورا زایل کرد.[۶۹] در نقلی دیگر از امام ششم شیعه‌ها آمده میباشد که هفت روز بعد از آنکه بنی‌امیه جسد زید را سوزاندند، پروردگار عزم کرد آنها‌را نابود نماید.[۷۰] یکی از دیگر از نتیجه ها قیام زید بن علی، پایین آمدن آلرژی حکومت درباره اهل بیت و در فیض، زمان یافتن امام درستگو(ع) برای رواج مذهب شیعه دانسته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۷۱]

خلال بررسی نتیجه ها و پیامدهای قیام زید بن علی، بعضا دانشمندان، دلایلی برای نافرجام‌ماندن قیام زید نیز ذکر کرده‌اند؛ اقتدار نظامی حکومت اموی،[۷۲] وجود جاسوسان و دست اندرکاران نفوذی که فرصت قیام را فاش کردند، هواخواهی نکردن آشکار امام درست گو(ع) از قیام و عاقبت، عدم ملازمت کوفیان، بعضی از این دلایل میباشد.[۷۳]

جستارهای متعلق
قیام نفس زکیه
قیام قتیل باخمرا
قیام شهید فخ
قیام یحیی بن زید
پانویس
نگاه نمایید به: ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۲۴.
روحانی موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷۴.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۶۰.
صبحی، فی دانش الکلام، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۴۸.
صبحی، فی دانش الکلام، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۴۸ـ۵۲؛ خزاز قمی، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۳۰۵.
نگاه نمائید به: خزاز قمی، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۳۰۵
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۱.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۱-۱۸۲؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۲.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۰.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۰.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۲.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱

بازدید : 13
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:53


حدیث نوروفروغ واحد یا این که روایات نوروروشنایی واحد به خلقت فرستاده اسلام(ص) و امام علی(ع) یا این که فرستاده(ص) و اهل بیتش(ع) از یک نوروروشنایی اشاره می‌نماید. درین روایات گاه به خلقت شیعه ها نیز از عصاره این نوروروشنایی اشاره شد‌ه‌است. حدیث فروغ و روشنایی واحد در تبیین خلقت نوری اهل بیت(ع) آیتم استناد قرار گرفته مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

مفسران شیعه و اهل سنت پایین آیاتی از قرآن ازجمله نشانه‌ها ۱۵ و ۵۵ سوره مائده با نقل حدیث نور و روشنایی واحد به ذکر فضیلت ها امام علی(ع) پرداخته‌اند. آلوسی از مفسران اهل سنت تحت آیه ولایت اعتقاد دارد گاه خلافت ظاهری و باطنی در یک فرد توده می شود که طبق حدیث نور و روشنایی واحد این نوع خلافت که نوع بدون نقص آن هم میباشد، در وجود حضرت علی(ع) گردآوری آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

سبط بن جوزی از علمای اهل سنت با متکی بودن به نقل حدیث نور و روشنایی از احمد بن حنبل به ثقه بودن راویان و دارای اعتبار بودن این داستان اذعان نموده است.

محتوای حدیث
گروه روایات نور و روشنایی واحد بیشتر در تبیین خلقت نوری اهل بیت(ع) آیتم استناد قرار میگیرد؛ جایی که به آفرینش نوری و پیشینی رسول(ص)، امام علی(ع) و اهل بیت(ع) هزاران سال پیش از خلقت حضرت انسان(ع) و اسمان‌ها و زمین اشاره رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نماید.[۱]

مفسران شیعه و اهل سنت نیز در زیر آیاتی از قرآن برای مثال آیه ۵۴ سوره فرقان،[۲] آیه ۱۵ سوره مائده،[۳] آیه ۱۴ سوره یس[۴] و آیه ۵۵ سوره مائده،[۵] با نقل حدیث نوروفروغ واحد به ذکر فضیلت ها امام علی(ع) پرداخته‌اند. در تعبیر و تفسیر شریف لاهیجی خواسته از واژه و کلمه «نوروروشنایی» در‌این فراز از آیه ۱۵ سوره مائده «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ» را روشنایی وجود رسول اسلام(ص) دانسته گردیده که رفع کننده تاریکی میباشد. شریف لاهیجی در‌این تعبیر به گزارش علی بن ابراهیم قمی که خواسته از نوروفروغ را امام علی(ع) و امامان شیعه میداند و همینطور طبق حدیث «انا و علىّ اینجانب نوروفروغ واحد»، این نظر را دارد نور و روشنایی در‌این آیه اشاره به رسول(ص) و امام علی(ع) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۶]

آلوسی، از مفسران اهل سنت، در تعبیر و تفسیر روح المعانی پایین آیه ۵۵ سوره مائده دارای شهرت به آیه ولایت، این نظر را دارد خلافت به دو قول خلافت ظاهری و خلافت باطنی تفسیم میگردد. او اعتقاد دارد گاه خلافت ظاهری و باطنی در یک فرد عده می گردد که طبق حدیث فروغ و روشنایی واحد این نوع خلافت که نوع اتم آن هم میباشد در وجود حضرت علی(ع) گردآوری شد‌ه‌است.[۷]

گواهی حدیث
مدرک گروه روایات فروغ و روشنایی را دارای اعتبار و گزینه وثوق دانسته‌اند؛ به گفته برخی محققان، وجود رواتی از اصحاب اجماع میان راویانِ روحانی صدوق، سبب ساز تایید این روایات از طرف شیعه گردیده‌است.[۸] دربین علمای رجال اهل سنت، سبط بن جوزی با پشت گرمی به نقل حدیث فروغ و روشنایی از احمد بن حنبل به ثقه بودن راویان و دارای اعتبار بودن این احادیث اذعان نموده است.[۹]

بازدید : 33
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:57


ملا محمدباقر فشارکی (۱۲۴۲-۱۳۱۴ق) فقید و مدرس درس بیرون حوزه علمیه اصفهان در قرن سیزدهم و چهاردهم قمری بود. مطالعه به اختلافات عموم و برگزاری مراسم احیای شب‌های آدینه در تخت فولاد از اپلیکیشن‌های وی در اصفهان بوده میباشد. فشارکی در ماجرای تحریم تنباکو مانند دیگر عالمان فتوا به تحریم آن اعطا کرد، هرچند گزارش‌هایی از مخالفت وی با فتوای تحریم تنباکو و عدم ملازمت‌اش با عالمان اصفهان حکایت دارااست. کتاب تیتر الکلام، گروه سخنرانی‌ها و منبرهای فشارکی مشهورترین تاثیر مسجد النبی کوهسنگی مشهد اوست.

معاش‌طومار
ملا محمدباقر فشارکی در سال ۱۲۴۲ق در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش ملا محمدجعفر (درگذشته ۱۲۸۰ق) از شاگردان سید محمدباقر شفتی بود که در وادی‌السلام نجف مدفون میباشد.[۱] همسر محمدباقر، بیگم‌جان دختر میر سیدمحمد موسوی خوانساری (چارسوقی) اخوی گرانقدر سید محمدباقر خوانساری دارای شهرت به مالک روضات بود. روضه خوان محمدمهدی فشارکی معروف به میرزا آقا فرزند وی بود که در سال ۱۳۴۰ق آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد درگذشت.[۲]

وفات
فشارکی در ۲۶ رجب سال ۱۳۱۴ق درگذشت و در تخت فولاد در حرم توکل آقا حسین خوانساری دفن شد.[۳]

شغل‌های علمی

کتاب تیتر الکلام تیم سخنرانی‌ها و منبرهای فشارکی در بیان مصائب اهل‌بیت(ع)
ملا محمدباقر در اصفهان نزد میر سیدحسین معلم و روحانی محمدباقر نجفی تحصیلات را طی کرد و در سال ۱۲۷۲ق از استادش استاد، اذن اجتهاد را اخذ کرد.[۴] او سفری به نجف داشت و از عالمان حوزه علمیه نجف هم استفاده نمود.[۵] همینطور اذن‌ای از میرزا محمدحسن شیرازی به وی در کتاب ها اذن تصویب گردیده‌است.[۶] درس بیرون فقه و اصول وی در مسجد محله جدید اصفهان برگزار رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشد.[۷]
جلال‌الدین همایی تاریخ‌نگار اهل اصفهان، نوشته‌های دینی و قضایی فشارکی را برهان بر پختگی و رتبه بهتر فقاهت وی تعریف می‌نماید، به سیرتکامل‌ای که خاصیت از شعور ظریف احکام و نوشته‌های قضایی‌اش عاجزند.[۸]

اثر ها
ملا محمدباقر فشارکی حدود ۳۰ تاثیر در موضوعات متفاوت تألیف نموده است. کتاب تیتر الکلام در گستردن دعاهای روزهای ماه رمضان و بیان فضیلت ها و مصائب اهل‌بیت، برای مثال اثر ها دارای اسم و رسم اوست. این کتاب به‌عامل برخی مواعظ حدیثی و داستانی و مدیحه‌های مو جود در آن، آیتم استناد اهل منبر بوده میباشد.[۹] دیگر اثرها وی بدین تفصیل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد:

ذخیرة العباد،
تنزیه المؤمنین،
آداب الشریعه (تلخیص و تهیه و تنظیم کتاب حلیة المتقین)،
آداب نماز شب،
لوازم الفقر و الغناء و المغفرة،
رساله‌ای در غناء،
رساله معرفت،
اربعین (در گستردن چهل حدیث)،
تحفة المسعودیة (راجع‌به امامت)،
عشریه (مرتبط با دهه‌های نخستین و دوم و سوم محرم و دهه پایان صفر)،
ذخیرة المعاد (راجع به اصول آیین)،
لبه بر ضوابط، لمعه، فرائد، متاجر،
رساله‌هایی در پاکی، صوم، صلات، خمس، زکات و...[۱۰]
شغل‌های اجتماعی و مذهبی
محمدباقر فشارکی بعداز برگشت از نجف به اصفهان، در مسجد قطبیه در محله چهارسو و مسجد محله تازه بازار، نماز جماعت اقامه میکرد و مجلس وعظ و خطابه داشت. فتوا و قضاوت در کارها شرعیه و مراسم احیای شب‌های آدینه در تخت فولاد یاور با خواندن دعای کمیل، از سایر اپ‌های فشارکی در اصفهان بود.[۱۱]

تحریم تنباکو
در ماجرای تحریم تنباکو دو عکس العمل از ملا باقر فشارکی گزارش گردیده است. یکی‌از اینکه علمای اصفهان به رهبری محمدتقی آقا نجفی اصفهانی به مخالفت با تفاهم نامه رژی پرداختند و ملا محمدباقر نیز به تبع آن، فتوا به تحریم تنباکو اعطا کرد.[۱۲] گزارش دیگری نیز حکایت از مخالفت فشارکی با فتوای دارای شهرت یعنی تحریم تنباکو دارااست و این عدم ملازمت و همراهی با عالمان منجر شد تا حدودی از نفوذ و وجهه وی میان عموم کاسته گردد.[۱۳]

پانویس

بازدید : 12
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:12


خط مش عقیدتی
احمد در عقاید سختگیر بود و با معارضان به شدت واکنش میکرد. او با غالیگری دشوار مخالف بوده و با غالیان جنگ می‌نموده است. در یک گزینه گفته شده که او به یونس بن عبدالرحمان، محدث و متکلم دارای اسم و رسم امامی، بدگمان بود، البته ابعاد به سبب ساز خوابی که چشم بود، توبه کرد و از نظریه‌اش عدول مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.

[۱۴] نیز گفته‌اند که احمد از حسن بن دوست داستنی داستان نمیکرد، به دلیل آن که او در داستان ابن دوستداشتنی از ابوحمزه ثمالی شک و تردید داشت، ولی آورده شده میباشد که احمد از این شک وتردید منصرف شد و قبل از مرگ از لحاظ خویش رجوع. کشی به گزارش نصر بن صباح، این حکایت را نقل کرده[۱۵] و نجاشی[۱۶] آن را به گزارش کشی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد آورده میباشد.

با این وصف چنانکه فی مابین ورقه ها حدیث امامی چشم میشود، احمد از ابن دوستداشتنی بارها قصه نموده است. نیز چنانکه ابن غضائری اشاره کرده، احمد بن محمد بن عیسی، احمد بن محمد برقی، محدث معروف امامی را به سبب ساز روایاتی که نقل می کرد، از قم خارج راند، ولی بعداز مدتی او‌را به قم بازگرداند و از او بهانه خواهی کرد و آن هنگام که برقی درگذشت، در تشییع پیکر وی با رمز و پای عریان کمپانی کرد تا پشیمانی از کردۀ خود را نشانه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهد.[۱۷]

ابوسعید آسوده بن زیاد آدمی نیز برای مثال عده ای بود که بوسیله احمد به منجر غلوی که بدان مجرم بود، از قم رانده شد.[۱۸] چنانکه در الضعفای منسوب به ابن غضائری آمده میباشد.[۱۹] دیگری محمد بن علی بن ابراهیم دارای شهرت به ابوسُمَینَه بود که هنگام ورود به قم، مدتی نزد احمد بن محمد بن عیسی خانه کرد و آن فرصت که رغبت وی به بزرگنمایی پدیدار و آشکار شد، به وسیله احمد از قم رانده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲۰]

رؤیت معبود
نوشته‌ی علمیٔ مهم: رؤیت خداوند
روحانی صدوق[۲۱] تصریح کرده که احمد احادیثی دربارۀ رؤیت پروردگار در النوادر ماجرا کرده بوده که ولی از طریقه ابن بابویه همه درست و در معنای آشنایی قلبی پروردگار میباشد و نباید آن روایات را در معنای رؤیت ظاهری و از روش دیده دانست.

شاگردان
دربین راویان او می‌قدرت به‌این اسامی اشاره نمود:[۲۲]

سعد بن عبدالله اشعری
علی بن ابراهیم قمی
داوود بن کوره قمی
محمد بن یحیی عطار
احمد بن ادریس اشعری
محمد بن حسن صفار
عبدالله بن جعفر حمیری
حمید بن زیاد
منابع زیدی
احمد در برخی منابع زیدی از مشایخ حسن بن علی ناصر اطروش، از ائمه زیدی پر اسم و رسم، شناخته گردیده‌است.[۲۳]

درگذشت
از تاریخ درگذشت احمد اطلاعی در مشت وجود ندارد. فقط چنانکه از ابن غضائری گفته شده، احمد در طی درگذشت برقی (درگذشته ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) زنده بوده میباشد.[۲۴]

اثرها
مهم ترین کتاب احمد بن محمد بن عیسی به عبارتی کتاب النوادر میباشد که از اثر ها آیتم پشت گرمی امامیه بوده، و از منابع اساسی حدیثی آنها میباشد.[۲۵] این کتاب به وسیله داوود ابن کوره قمی تهیه و تنظیم گردیده بوده میباشد.[۲۶]

کتابی با تیتر النوادر به احمد بن محمد بن عیسی منسوب میباشد که یک توشه به طور سنگی همپا با کتاب فقه الرضا، و جدیداً در قم (۱۴۰۸ق) به چاپ رسیده میباشد. انتساب این کتاب به احمد محل شک میباشد و هیچ قرینه استواری در اینکه کتاب، بخشی از کتاب النوادر میباشد، نیست. گرچه می‌اقتدار این کتاب را تألیف او به شمار آورد، اما مشاجره از انتساب آن به حسین بن سعید اهوازی نیز می تواند به صورت دورازشوخی دنبال خواهد شد؛ چه احمد بن محمد بن عیسی مهم ترین راوی کتاب‌های حسین بن سعید بوده میباشد.[۲۷]

به هر روی، مجلسی در بحار الانوار[۲۸] از این ورژن حافظه کرده و انتساب تألیف آن را به حسین بن سعید و احمد بن محمد بن عیسی را گزینه گفت و گو قرار داده میباشد، گرچه انتساب آن را به حسین بن سعید به طور کار کشته تری مطرح نموده است.

در دعوا از این ورژن، آنچه بایستی گزینه دقت بدون شوخی قرار گیرد، آن میباشد که‌این ورژن ظاهراً با کتاب فقه الرضا مربوط بوده میباشد و چنانکه از هر نقطه آن پیداست، نصیب‌هایی از کتاب فقه الرضا با این ورژن آمیخته میباشد. این سؤال در بین میباشد که چرا این دو کتاب با یکدیگر لینک خوده و قسمت‌هایی از فقه الرضا در کتاب موسوم به النوادر روش یافته میباشد؟

از سایر کتاب‌های او می‌قدرت بدین‌ها اشاره داشت:

التوحید
ادب النبی (صلی الله علیه و آله)[۲۹]
المتعه [۳۰]
الناسخ و المنسوخ
الاظلة[۳۱]
الناسخ و المنسوخ
المسوخ[۳۲]
فضائل العرب[۳۳]
کتاب در حج[۳۴]
الطب الکبیر[۳۵]
الطب الصغیر[۳۶]
المکاسب[۳۷]
الملاحم[۳۸]

بازدید : 10
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:20


در طی عثمان
حفصه، در طی عثمان بن عفان امر قتل کنیز خویش که او را سحر کرده بود صادر کرد و این مایه غم عثمان شد.[۲۹] بیان شده میباشد حفصه از کاتب مصحف مراد بود وقتی که به کتابت آیه ۲۳۸ سوره بقره می رسد، او را خبر دهد تا آیه را به صورتی که وی میگوید نگارش مسجد النبی کوهسنگی مشهد نماید.[۳۰]

او همینطور بعداز مرگ پدرش قدمت، به وصیت وی، صحف قرآنی را که در حین خلافت ابوبکر تدوین گردیده بود، نزد خویش محافظت می کرد و وقتی که عثمان دست به تدوین پایانی قرآن و یکی‌از نمودن مصحف‌ها زد، آنان را در مشت عثمان بنیان و بعد از اتمام شغل، آن صُحُف به حفصه برگردانده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۳۱]

زمانی که عثمان به خلافت رسید، عایشه و حفصه پیش وی رفتند و از او خواستند آنچه پدرانشان (خلیفه اولیه و دوم) به آنها می‌دادند، دوباره به آنها بدهد؛ البته عثمان اعلام‌کرد به خداوند قسم اینگونه چیزی به شما نمی‌دهم... آیا شما دو نفر نبودید که (در جریان مطالبه فدک به وسیله فاطمه) نزد پدرتان شهیدشدن دادید... پیامبران ارث نمی‌گذارند. روزی اینگونه شهیدشدن دادید و روزی ارثیه رسول(ص) را درخواست رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کنید؟[۳۲]

کمپانی نکردن در نبرد جمل
نوشته ی علمیٔ مهم: پیکار جمل
از سایر رویدادهای معاش حفصه، تصمیم او در ملازمت و همراهی با عایشه در خروج بر حضرت علی(ع) و وقوع پیکار جمل میباشد که برادرش او‌را از این تصمیم پشیمان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۳۳]

زمانی که حضرت علی(ع) به ذی قار رسید، عایشه به حفصه طومار‌ای نوشت و در آن از محاصره شدن حضرت علی(ع) و یارانش برای او توضیح اعطا کرد، حفصه هم از راز شادمانی، کودک ها بنی دسته و بنی عدی را گردآوری کرد و به کنیزکان خویش دف‌هایی بخشید تا با تلاوت اشعاری درین باب، شور و پای کوبی نمایند. این خبر زیرا به ام ّسلمه، همسر نبی(ص)، رسید اندوهگین شد و ام کلثوم دختر حضرت علی (ع)، به نیابت از وی به‌طور ناشناس به مجلس شور حفصه رفت و او را ملامت کرد و حفصه شرمنده شد و از این فعالیت دست برداشت.[۳۴]

منزلت وی نزد اهل سنت
در کتاب ها اهل سنت، حفصه احادیثی از فرستاده اکرم(ص)، بیشتر درباره حج و نماز و وصلت و روزه، نقل نموده است[۳۵] و افرادی زیرا برادرش عبدالله بن قدمت، عبدالله بن صفوان جَمحی، و عمرو بن رافع از وی داستان کرده‌اند.[۳۶] بَقْی‌بن مَخْلَد، در مسند خویش، شصت حدیث از حفصه نقل نموده است.[۳۷]

همینطور در متن‌ها شرعی اهل سنت، پاره‌ای از اجتهادات دینی حفصه نام برده میباشد.[۳۸]

ابن ابی طاهر(ابن طیفور)[۳۹] دو خطبه از خطبه‌هایی را که به گزارش حفصه آوازه داشته، نقل نموده است[۴۰] ابن شهر آشوب[۴۱] از حفصه شعری در مدح حضرت فاطمه(س) نقل نموده است.

فاطمة خير نساء البشر
ومن لها وجه كوجه القمر
فضلك الله على كل الورى
بفضل اینجانب خص بآي الزمر
زوجك الله فتى فاضلا
أعني عليا خير اینجانب في الحضر
فسرن جاراتي ارزش انها
كريمة بنت عظيم الخطر
ترجمه: فاطمه بهترين زنان انسان میباشد، فاطمه داراى صورتى زیرا قمر ميباشد، آفریدگار تو‌را بوسيلۀ آن كسى كه بواسطۀ آيه‌هاى سورۀ: زمر تخصیص داده گردیده برترى عطا نموده، خداوند تورا براى جوانى با فضيلت تزويج نمود، يعنى على بن ابى طالب كه بهترين افرادى میباشد كه حضور دارا‌هستند. اى كنيزان اینجانب! فاطمه را ببريد، زيرا كه وى بزرگوار و دختر شخصى عظيم الشأن میباشد.[۴۲]

درگذشت
درباره تاریخ وفات حفصه اختلاف‌لحاظ وجود دارااست[۴۳]، برخی سال ۲۷[۴۴] و گروهی سال ۴۱[۴۵]را گفته‌اند البته بیشتر مورخان، برای مثال ابن سعد[۴۶] و زبیر بن بکّار،[۴۷] سال ۴۵ را بیان کرده‌اند. مروان بن حکم، که در آن هنگام امیر مدینه بود، بر لاشه او نماز خواند.[۴۸] جسد اورا در بقیع دفن کردند.[۴۹]

در آرامستان باب الصغیر دمشق نیز قبری به او منسوب میباشد..[۵۰]

حفصه ماجرا خسف بیداء را که بیان‌کننده فرو رفتن سپاه سفیانی در پیکار با مهدی موعود میباشد از فرستاده اکرم(ص) نقل نموده است. [۵۱]

پانویس

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 22
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 23
  • بازدید ماه : 24
  • بازدید سال : 1364
  • بازدید کلی : 69081
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی