loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 104
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:35


ابورافع، (درگذشته بعد از ۴۰ق) صحابی دارای اسم و رسم، گران قدر خویشان آل ابی‌رافع، آزاد کرده نبی اسلام(ص) بود. در طول خلافت امام علی(ع) در کوفه بانک‌دار مال همه مرد م مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

اسم
ابورافع، از قبطیان بود[۱] که درباره اسم وی اختلاف‌حیث میباشد بیشتر اسم اورا اسلم دانسته‌اند،[۲] در منابع اسم‌هایی زیرا اَسْلَم، ابراهیم، اثبات، هرمز،[۳] سِنان، قَرَمان، پارسا، یزید، یسار و عبدالرّحمن را برای وی بیان کرده‌اند.[۴] وی فرزندی به اسم رافع داشت و به همین جهت به وی ابورافع می‌گفتند.[۵] علی و عبیدالله بن ابی‌رافع از راویان حدیث فرزندان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد اویند.[۶]

صحابی نبی
ابورافع در بالا برده عباس بن عبدالمطلب بود. عباس اورا به نبی(ص) اعطا کرد. زیرا ابورافع خبر مسلمان‌شدن عباس‌ را به رسول بخشید، پیامبر اکرم(ص) او‌را به مژدگانی این پیام آزاد کرد.[۷] ابورافع در مکه قبل از مهاجرت مسلمان شد.[۸] ولی تاریخ ظریف اسلام آوردن او مشخص و معلوم وجود ندارد نقل شده زمانی اسلام آورد که هنوز مسلمان ها به سمت مسجدالاقصی، نماز می‌خواندند.[۹] وی برای مثال افرادی بود که برای گریز از ستم کفّار قریش، با جعفر بن ابی‌طالب به حبشه سفر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۱۰]

پر اسم و رسم میباشد که ابورافع با فرستاده(ص) به مدینه سفر نکرد، بلکه تا نبرد بدر در مکه ماند و بعداز آن در مدینه به فرستاده پیوست.[۱۱] بعداز ورود وی به مدینه، رسول کنیز خویش سَلمی را به وصلت وی درآورد و عبیدالله از وی زاده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۲]

ابورافع بعد از مسافرت به مدینه، در کلیه پیکار‌ها حضور داشت[۱۳] و از اصحاب مجاورت رسول اسلام(ص) به‌شمار میرفت چنان‌که نبی درباره وی گفته میباشد: «هر پیامبری امینی داراست و امین اینجانب ابورافع میباشد».[۱۴]

ملازمت با امام علی(ع)
ابورافع بعد از درگذشت نبی، یار و همدم امام علی(ع) بود و در پیکار‌های عصر خلافت وی کمپانی کرد.[۱۵] زمانی معاویه در شام و طلحه و زبیر در بصره با خلافت امام علی(ع) به مخالفت برخاستند، ابورافع اعلام کرد که رسول اسلام این حادثه را قبلا به وی خبر داده و فرموده بود که علی(ع) بر حق میباشد و معارضان وی بر فسخ‌اند.[۱۶]

مهاجرت به کوفه
ابورافع در ۸۵ سالگی زمین و منزل‌اش را در خیبر و مدینه فروخت و یاور با امام علی(ع) به کوفه سفر کرد.[۱۷] و می‌خاطرنشان کرد «قدردانی خدای را که به منزلتی دست یافتم که هیچ‌کس به آن نرسید؛ چون دو بیعت کردم: عقبه و رضوان و به سوی دو قبله نماز گزاردم و سه‌توشه سفر کردم».[۱۸] وی در کوفه از سوی امام علی(ع) به بانک‌داری بیت‌المال منصوب شد و دو فرزندش عبیدالله و علی‌ نیز کاتب امام علی بودند.[۱۹]

بعداز شهیدشدن امام علی(ع)
براساس روایتی، ابورافع بعداز شهیدشدن علی(ع) یاور امام حسن(ع) به مدینه رجوع. امام حسن(ع) نیمی از منزل امام علی(ع) و یک قطعه زمین در نزدیکی مدینه به وی اعطا کرد.[۲۰] که بعد از مرگ وی، فرزندش عبیدالله آن را به ۱۷۰۰۰۰ (احتمالاً درهم) فروخت.[۲۱]

در خصوص تاریخ درگذشت ابورافع اختلاف میباشد: بعضی تاریخ مرگ اورا در خلافت امام علی(ع) [۲۲] و بعضی دیگر در سال شهیدشدن امام علی(ع) نوشته‌اند.[۲۳] بر مبنا روایتی که نجاشی نقل کرده وی تا مجال خلافت امام حسن(ع) زنده بوده میباشد[۲۴] واقدی نیز مرگ او‌را یه خرده قبل از عثمان یا این که پاره ای بعداز وی دانسته میباشد.[۲۵]

بازدید : 18
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:20


ورود به کشور ایران
تاریخ ظریف ورود وی به کشور ایران مشخص و معلوم وجود ندارد؛ البته احتمالاً در سال‌های پس از ۷۰۵ قمری و به دعوت پاد شاه محمد خدابنده بوده میباشد. محمد خدابنده از پادشاهان سلسله ایلخانیان بود که بر کشور‌ایران حکومت می‌کردند. تاج‌الدین آوجی مورد حضور علامه حلی به دربار اولجایتو را آماده کرد.[۱۰] علامه زمانی وارد جمهوری اسلامی ایران شد در مجلسی به مناظره با محققان مذهب‌ها فقاهتی چهارگانه اهل‌سنت به عنوان مثال خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای پرداخت. او در‌این مناظره توانست ولایت و امامت علی(ع) و حقانیت مذهب شیعه را نزد پاد شاه به ثابت برساند. این رخداد سبب ساز شد پاد شاه مذهب شیعه را بر‌گزیند و اسم خویش را از الجایتو به فرمانروا محمد خدابنده تغییر تحول دهد و تشیع را در کشور ایران ترویج دهد.[۱۱] منابع مختلفی نیز به تأثیر علامه حلی بر تشیع فرمان روا محمد خدابنده اشاره دارا مسجد النبی کوهسنگی مشهد هستند.[۱۲]

نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها علامه حلی
علامه حلی در علم ها مختلفی زیرا فقه، اصول فقه، حرف، حدیث، تعبیروتفسیر، رجال، فلسفه و منطق اثر ها اکثری تألیف نموده است. درباره تعداد این تألیفات اختلاف میباشد. علامه حلی خویش در خلاصة الاقوال ۵۷ تاثیر برای خودش بیان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نماید.[۱۴]

سید محسن امین در اعیان الشیعه می‌نویسد: «تالیفات علامه بیشتراز یکصد کتاب میباشد و اینجانب ۹۵ کتاب اورا چشم‌ام که اکثری از آن ها یکسری مجلدند».[۱۵] وی همینطور میگوید کتاب روضات اثر ها علامه را حدود هزار کتاب تحقیقی دانسته میباشد.[۱۶] میرزا محمد علی معلم نیز در ریحانة الادب[۱۷].۱۲۰ تاثیر و کتاب باغ ابرار[۱۸] حدود ۱۱۰ ت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد اثیر برای علامه مذکور‌اند.
از اثرها دارای شهرت علامه حلی می‌قدرت به متعدد الشیعه و تذکره الفقهاء در دانش فقه، کشف المراد، باب حادی عشر و منهاج الکرامة در دانش حرف، خلاصة الاقوال در دانش رجال و جوهر النضید در دانش منطق اشاره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.

علامه دو کتاب در اصول عقاید شیعه به اسم‌های نهج الحق و کشف الصدق و نیز منهاج الکرامه را نوشتن نموده و به ترسیم تحفه به پیشگاه اولجایتو پیروزی.[۱۹]

ملاقات با امام فرصت(عج)
دو توشه دیدار علامه حلی با امام مهدی(عج) جزو قصه‌های معروف درباره وی میباشد.

کامل شدن کتاب به وسیله امام
قصه ابتدا مرتبط با نا تمام ماندن کتابی میباشد که علامه حلی از یک کدام از علمای اهل سنت ودیعه گرفته بود تا از آن اسکن نماید. البته آخر شب خواب بازدارنده تایپ کردن میشد در‌این هنگام امام مهدی(عج) وارداتی و از علامه می خواهد که ادامه شغل استنساخ را به وی واگذار نماید. علامه حلی بعد از بیداری می‌بیند که ورژن‌برداری کتاب کل شد‌ه‌است.[۲۰] دیرین‌ترین منبع داستان کتاب مجالس المومنین نوشته حکم دهنده نورالله شوشتری میباشد. شوشتری برای این داستان منبع مکتوبی بیان نکرده و میگوید این روایت در میان مؤمنین معروف میباشد.[۲۱]

دیدار در مسیر کربلا
ماجرای دوم در کتاب قصص العلماء نوشته تنکابنی نقل شد‌ه‌است. و مبنی بر نقل وی در یکی‌از سفرهای علامه حلی به کربلا وی میان خط مش با سیدی یار میشود و بعد از مذاکره با وی متوجه میشود که وی فرد بسیار عالمی میباشد و مسائل خلل علمی خویش را با وی دربین میگذارد و پاسخ می گیرد و درین در میان از وی پرسش می‌نماید که آیا در طول غایب بودن کبری قابلیت ملاقات با امام بعد از ظهر(عج) وجود داراست؟ و به طور همزمان تازیانه از دستش میفتد آن فرد تازیانه را از زمین برداشته به علامه می دهد و پاسخ می دهد که چه‌طور ممکن نباشد در حالی که دست وی هم‌اینک در مشت توست. علامه حلی متوجه میشود که آن فرد خویش امام مهدی(عج)میباشد و خویش را به پای وی می‌اندازد.[۲۲]


نقشه محل حرم علامه حلی در مقبره امیرالمومنین
تنکابنی برای این قصه منبعی بیان نکرده و آن را تحت عنوان داستانی که در السنه و افواه (لهجه‌ها و دهن‌ها) معروف میباشد نقل می‌نماید.[۲۳] شاهدی که تنکابنی برای تأیید قصه بیان می‌نماید آن میباشد که در مکالمه دربین علامه و آن فرد،‌ وی نشانی حدیثی در کتاب التهذیب روحانی طوسی را به علامه می دهد که علامه متوجه آن حدیث نبوده میباشد. علامه بعد از برگشت به خانه آن حدیث را یافته و در لبه آن می‌نویسد که امام بعد از ظهر(عج) منرا بدین حدیث ارشادوراهنمایی نموده است. تنکابنی داستان را از فردی به اسم ملا صفرعلی لاهیجی طلبه سید محمد مالک مناهل نقل نموده است. لاهیجی از استادش سید محمد نقل می‌نماید که آن کتاب و آن یادداشت علامه حلی را چشم‌ میباشد.[۲۴]

بازدید : 31
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:25


غزوه حنین
عباس در غزوه حنین که‌اندکی بعداز فتح مکه صورت بخشید، حضور فعال داشت. در‌این پیکار آنگاه که سپاه مسلمان ها در تاثیر شبیخون مشرکان، رسول(ص) را صرفا گذاشتند و فرارو گریز کردند، عباس در سمت راست نبی(ص) و فرزندش فضل و ادب در سمت چپ او و علی(ع) در جلو وی می‌جنگیدند.آن ها آنقدر پایداری کردند، تا آیه شریفه تحت درمورد آنها مسجد النبی کوهسنگی مشهد نازل شد.[۳۴]

«ثمّ أَنزَلَ الله سَکینَتَه عَلَی رَسولِهِ وَ عَلَی المؤمِنین»

به گفته بلاذری در روز مبارزه حنین در حالی که عباس افسار استر نبی(ص) را گرفته بود، گروهی از معاندان قصد جان رسول(ص) را کردند. عباس یکی‌از آنها را که مجاورت گردیده بود در آغوش کشید و به یکی‌از غلامان (موالی) فرستاده(ص) ذکر کرد: «بزن، باکی وجود ندارد که کدام یک از مارا می کشی» غلام معاند را کشت؛ بدین ترتیب ماجرا، عباس با شش بدن دیگر از اشخاص معاند همین شغل را کرد. آن گاه نبی(ص) را بوسید و در حقّ وی دعا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۳۵]

وفات

قبر عباس بن عبدالمطلب در کنار مرقد ائمه بقیع بعد از تخریب
عباس بن عبدالمطلب آدینه ۱۲ رجب[۳۶] یا این که ۱۴ رجب سال ۳۲ق پیمان عثمان در سن ۸۸ یا این که ۸۹ سالگی دیده از دنیا فرو بست.[۳۷] علی(ع) و فرزندان عباس، اورا غسل دادند و خلیفه سوم با اذن آن ها در مراسم حضور یافت. افزون بر پیک بنی هاشم، نبی‌های عثمان نیز به روستاها و قبایل رفته و عموم را برای کمپانی در خاکسپاری او فراخواندند و چنان جمعیتی گرد آمد که تا آن فرصت برای هیچ کس گرد نیامده بود و محل ویژه نماز تلاوت بر لاشه‌ها ظرفیت آن را نداشت از این رو در بقیع به امامت عثمان بر لاشه او نماز رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد خوانده شد.
عموم برای دیدن لاشه او چنان هجوم آوردند که عمل دفن نقص‌ شد و بر تاثیر ازدحام جمعیت پارچه روی لاشه وی پاره شد؛ از این رو خلیفه ماموران خویش را ارسال کرد تا عموم را بدور نمایند و بنی هاشم ذمه ‌دار دفن او شوند. به هر هم اکنون پیکر وی با شکوهی معدود نظیر تشییع و در بقیع به خاک ودیعه شد.[۳۸]ام عماره می گوید ما به یار و همدم کلیه زنان انصار و گروهی از زنان مهاجر در خاکسپاری عباس حاضر بودیم و اول عده ای بودیم که بر وی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گریستیم. [۳۹]

در مراسم دفن عباس، حضرت علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) حضور داشتند و عبدالله و عبیدالله و قُثَم (فرزندان او) وارد قبر شدند.[۴۰] به این دلیل که تنی تناور و اندامی درشت داشت.

بعد ها امام حسن مجتبی علیه‌السلام و امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) در آرامستان بقیع و مجاورت قبر او به خاک ودیعت شدند. قبر آن‌ها دارنده گنبد و بارگاهی بود که با اشراف وهابیان بر حجاز در اتفاق تخریب بقیع آن را ویران کردند.[۴۱]

انتقادها
در مقابل مطالبی که در کتاب ها تاریخی بعدازظهر عباسیان درباره عباس بن عبدالمطلب وجود دارااست، بعضا ذکر ‌می‌دارا هستند خلفای عباسی به دلیل اینکه مشروعیت خود را به عباس مستند می‌کردند، می‌کوشیدند تا صورت تاریخی عباس و برخی فرزندان و نوادگان اورا با نرم افزار سیاسی خویش هماهنگ نمایند؛ به ویژه اینکه از سابقه رقبای خویش یعنی طالبیان و علویان در بعد از ظهر رسول سود‌ای نداشتند. آن ها ابتدا عملکرد کردند از جنبهٔ منفی حضور عباس در بعضا رویدادها صدر اسلام در مخالفت با رسول بکاهند؛ آنگاه بعضا فضیلت ها را به وی نسبت دهند. به همین جهت، عباسیان کوشیده‌اند که القا نمایند حضور عباس در نبرد بدر[۴۲] در صف مشرکان نرم‌افزار‌ای از رمز بایستگی بوده[۴۳] و به همین سبب ساز بعداز اسارت وی[۴۴]، فرستاده دستورداد تا او‌را نکشند.[۴۵] یا این که گفتند که عباس پنهانی با فرستاده تماس داشته و خبر‌ها مشرکان را به وی می‌رسانده میباشد.[۴۶][۴۷]

پانویس

بازدید : 20
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:19


نهضت بیشه و رهبران انقلاب اکتبر روسیه
جنگلی‌ها در زمان تزارها قیام خویش را استارت و به مخالفت با آنها پرداختند، امّا ابتدا برد انقلاب اکتبر، ارتباط ها جنگلی‌ها با روس‌ها حسنه شد. بعداز چندی روس‌ها سیاست خویش را تغییر و تحول و از نگهبانی نهضت بیشه دست کشیدند. در ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۲۹۹ش، ارتش سرخ به عنوان سرکوبی به اصطلاح ضدّ انقلابیون وارد بنادر انزلی و مسجد النبی کوهسنگی مشهد غازیان شد.

برای نهضت بیشه که حضور نیروهای بیگانه در خاک مرزوبوم قابل تحمل عدم وجود و حضور آنان‌را به خسارت استقلال جمهوری اسلامی ایران می‌مشاهده کرد، اسماعیل آقا جنگلی خواهرزادۀ میرزا را تحت عنوان نماینده به دیدار فرماندۀ ارتش سرخ ارسال کرد. او پیش از هر سخنی سراغ میرزا را گرفت و میل شدید خویش را برای دیدار با وی اعلام‌کرد. به این ترتیب میرزا در رأس هیأتی به انزلی رفت و در آن جا با فرمانده ارتش سرخ دیدار و مصاحبه کرد و نسبت به تعدادی زمینه توافق کلی نتایج آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۲]

جواب میرزا خرد به طومار فرمانده روسی:
مخلوق پهنا می کنم تاریخ فقیه به ما اذن میدهد هر دولتی که نتواند مرزو بوم خویش را از سلطه و قدرت معاندان فرنگی نجات دهد وظیفه ملت میباشد که برای استخلاص وطنش قیام نماید، ولی کابینه حاضره(وثوق الدوله) می گوید: «اینجانب محض استعمال فردی بایستی مرزوبوم را در باراز لندن به ثمن بخس رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بفروشم»!

در ضابطه اسلام مدون میباشد کفار هنگامی که به ممالک اسلامی مسلط شوند مسلمین بایستی به مدافعه برخیزند اما دولت انگلیس فریاد می ­نماید: اینجانب اسلام و انصاف نمی­ دانم و بایستی دولت ضعیفه را اسیر آز و کشته هدفِ مشئومِ خویش سازم. عبد می­‌گویم انقلابات امروزه مارا تحریک می­‌نماید مثل بقیه ممالک جهان در کل ایالات کشور‌ایران اعلان جمهوریت مبنی بر مرام سوسیالیست‌ها داده و رنجبران را از دست شل طلبان برهانیم، ولیکن درباریان بدن در نمی­‌دهند که مرز و بوم ما با ضابطه مشروطیت از روی پروگرام دموکراسی اداره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد خواهد شد.

اعلام جمهوری در رشت
۱۶ خرداد ماه ۱۲۹۹ میرزا خرد خان در شهر رشت، حکومت جمهوری اعلام‌کرد. این اعلام در‌پی یک حرفه تماس‌ها و بیانات با مقامات روسیه و استخراج اعتقادوباور از این که نیروهای مداخله‌گر آنها در شمال جمهوری اسلامی ایران در شغل حکومت انقلابی میرزا، دسیسه نخواهند کرد، انجام شده و در میان طرفین توافق‌هایی نتایج شد. مهم ترین مواد این توافق اینگونه میباشد:

اصول کمونیسم در جمهوری اسلامی ایران از لحاظ مصادره اموال و الغاء مالکیت و تبلیغات به اجراگذارده خواهد شد.
حکومت جمهوری انقلابی بوسیله میرزا برقرار گردد.
بعد از ورود میرزا به طهران و تأسیس مجلس مبعوثان‌، هرنوع حکومتی که نمایندگان ملت بپذیرند، فارغ از مخالفت روسیه ساخت خواهد شد.
مقدرات انقلاب به دست این حکومت ودیعه خواهد شد و شوروی‌ها در جمهوری اسلامی ایران مداخله ننمایند.
هیچ قشونی فارغ از اذن و ثبت حکومت انقلابی کشور‌ایران زائد بر قوای جان دار (۲هزار نفر) از شوروی به کشور ایران وارد نشوند.
هزینه های این قشون به ذمه جمهوری اسلامی ایران میباشد‌.
هر مقدار مهمات و اسلحه که از شوروی مراد گردد در مقابل پرداخت بها‌، تسلیم کنند.
کالاهای بازرگانان اهل ایران که در باکو ضبط گردیده تحویل حکومت کشور ایران گردد.
همه مؤسسات تجاری روسیه در جمهوری اسلامی ایران به حکومت جمهوری واگذار گردد.[۱۳]
باخت نهضت بیشه
بعداز کودتای۱۲۹۹ ش‌، دولت سیدضیاءالدین طباطبایی نمایندگانی را به بیشه اعزام کرد، اما میرزا که سیدضیاء را خیانت کار و ادله انگلیس می‌دانست، از همیاری با او امتناع کرد. در ۱۳ مرداد ۱۳۰۰ سران نهضت، دولت جمهوری شورایی گیلان را تشکیل دادند. با وجود تشکیل دولت تازه، اختلافاتی فی مابین جوارح ساخت و ساز شد.

روتشتاین در اجرای سیاست دولت شوروی در طومار‌ای به میرزا خواهان نقطه نهایی دادن به نهضت شد. میرزا قضیه را مشروط به پیش بینی منافع عموم و حمایت از استقلال کشور ایران بوسیله دولت مرکزی دانست اما در ملاقات نمایندگان میرزا با روتشتاین، معین شد که غرض دولت شوروی از خاتمه دادن به حرکت بیشه اجرای موافقت‌ها با دولت انگلستان بوده میباشد.

با ادامه اختلاف فی مابین اعضای دولت تازه، در ۶ مهر ۱۳۰۰ تعدادی از دوستداران میرزا (فارغ از استحضار میرزا) به گرد هم آیی اعضای دولت حمله کردند. این حادثه موجب بروز برخوردهای مسلحانه فی مابین نیروهای نهضت شد و به قوای دولت مرکزی، که با دفاع تسلیحاتی و کمپانی افسران انگلیسی به سوی رشت جنبش می‌کردند، قابلیت بخشید تا به سهولت گیلان را به تصرف درآورد. با میانجیگری کلانتر اف (متعلق نظامی سفارت شوروی) و محمودخان میرپنج، که یار نیروهای دولت مرکزی به فرماندهی رضاخان، سردار سپه، بودند، خالوقربان تسلیم قوای دولتی شد و رشت را تحویل بخشید و احسان‌الله‌خان نیز به یار و همدم جمع‌ای از مجاهدان قفقازی به باکو اعزام شدند رشت به تصرف نیروهای دولتی در آمد، اما میرزا با وجود دسیسه گردآوری‌ای از یارانش، به نزاع و گریزو فرار در بیشه‌های گیلان افزود.[۱۴]

بازدید : 22
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:09


عمل‌های سیاسی
سید محمدحسین ادب‌الله از ملازمان مجاورت سید محمدباقر صدر در مسایل سیاسی و تشکیلاتی بود. ادب‌الله بعداز برگشت به لبنان به‌دنبال طرح صبغه سیاسی اسلام در جامعه مسلمانها لبنان برآمد. هنگامی که مرزو بوم لبنان آیتم تهاجم رژیم صهیونیستی واقع شد، جوان ها متأثر از فضل و ادب‌الله، تکان نامنظم و غیر تشکیلاتی مقاومت اسلامی را به خط مش‌انداختند. این جنبش که حزب‌الله لبنان امروز صورت سازمان‌یافته و اساسی‌ترین شاخه آن میباشد، همواره از ادب‌الله تغذیه فکری و سیاسی میشد. مقام فضل و ادب‌الله در تکان مقاومت اسلامی لبنان باعث شد تا یک توشه ربوده و چهار توشه ترور مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردد.[۱۷]

تفکر سیاسی
محمدحسین فضل و ادب‌الله بر مردمی بودن مشروعیت حکومت تأکید می‌نماید. بر این پایه، اجرا سلطه از سوی حاکمان را صرفا بر پایه ی اصول موضوعه اسلام درست می‌شمرد، خیر به طور ذوق و سلیقه‌ای. او شرکت کردن مردمی و جاری ساختن اقتدار عموم را مهیا‌کننده فضای انتقاد حاکمان می داند؛ همان طور که در سیره حکومتی رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد بوده میباشد.

تأکید بر نهادگرایی به جایی فردگرایی و تبدیل شدن دولت به بنیان، نکته مهمی دیگری میباشد که او در ارتباط حکومت مطرح می‌سازد. طایفه‌گرایی در نگاه وی، آفت گران قدر دیگری برخاسته از فردگرایی میباشد که در دنیا اسلام وجود دارااست و از دست اندرکاران عقب‌ماندگی عالم اسلام میباشد. شهروندسالاری به معنای شم برابری همگی شهروندان از دید دستمزد و وظایف، گزینه تأکید او میباشد. تأکید می‌نماید در نظام سیاسی، قانون ها بایستی با نگاه ملی تدوین گردد و بها آن به واحد سنجش نگهبانی از وحدت و صیانت حاکمیت ملی و آماده‌سازی وضعیت انسانی و خدماتی و علمی برای تمامی شهروندان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

او عقیده حکومتی ولایت عالم را در معنای حاکمیت سیاسی فرد بر جامعه قبول نداشت و معتقد بود شورایی متشکل از فقها می بایست بر کارها حکومتی رسیدگی نمایند؛ چه رهبر جامعه دانا باشد یا این که غیرفقیه. او همینطور تحقق نظام بر طبق ولایت عالم را هم مستلزم رأی عموم می‌دانست و معتقد بود فقید علاوه بر تکان در مسیر قانون ها اسلام، می بایست مصالح عموم را رعایت نماید و از خط عدل و داد بیرو شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نشود.[۱۸]

جانبداری از ایران
سید محمدحسین فضل و ادب‌الله از کشور‌ایران مدد میکرد. به گفته فرزندش، سید علی ادب‌الله، وی به یک کدام از مسئولان گفته بود در شرایطی که شغل به جایی رسد که تمامی منرا سنگباران نمایند و یا این که به اینجانب بی‌احترامی و توهین خواهد شد اینجانب از دفاع کشور‌ایران دست بر نمی‌دارم چون کشور ایران نماینده اسلام و خط اهل بیت فرستاده الله و خط مقدم جنگ با استکبار جهانی میباشد.[۱۹] ولی بعضا رسانه‌های معارض جمهوری اسلامی، ارتباط او و جمهوری اسلامی را با تنش رسم کرده‌اند.[۲۰]

برخی از طریقه‌ها
برخی از ایده ها و نگرش‌های سید محمدحسین فضل و ادب الله عبارتند از:

نگاه مختلف به دستمزد زن
سید محمدحسین ادب‌الله معتقد بود که زن در زمان تاریخ مظلوم بوده میباشد با اینکه عقل و توان‌ زن مثل عقل و بضاعت و توان مرد میباشد اما از صحنه معرفت و تجربیات کنار نهاده گردیده و بازیچه و کنیز مرد در لحاظ گرفته گردیده‌است.

از حیث وی زن بالغه و رشیده مثل مرد بالغ و رشید میباشد و هرمورد از آن دو در مسائل مالی معاش شخصیت رسمی مستقلی دارا هستند. از این‌رو زن بالغه و رشیده راجع به وصلت خویش از بابا و جد پدری و اخوی خویش غیر وابسته میباشد؛ مثل مرد بالغ و رشید، و مشورت کردن دریافت کردن از بابا جنبه استحبابی دارااست و الزامی وجود ندارد. همینطور از منظر وی زن حق داراست برای حمایت از خویش، خشونت شوهرش را جواب بدهد. یعنی در صورتی مرد به خشونت حقوقی علیه زن دست زد و اورا از بعضا دستمزد زناشویی‌اش مثل نفقه یا این که آمیزش دستگیر، زن نیز به طور خود کار حق داراست که مرد را از حقوقی که بواسطه عقد بدان ملتزم شد‌ه‌است، بازدارد. وی همینطور این نظر را دارد: «روا وجود ندارد که مرد با سوءاستفاده از ضعف زنش علیه وی دست به خشونت بزند... وی همینطور زنان را تشویق میکرد که ورزش‌های قدرتی حافظه بگیرند تا بتوانند از خودشان جانبداری نمایند.»[۲۱]

بازدید : 19
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:15


اَعواض، توده عِوض به معنای پاداشی میباشد که خدا به خیال و خاطر درد و رنجی که از جانب وی به بندگانش رسیده، عطا می‌نماید. از دید متکلمان، عوض یا این که مشوق بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به تحمل آن درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهد.

به نظریه بیشتر متکلمان عدلیه، عوض دادن معبود به آدم‌‌ها، واجب و از روی استحقاق شخص مصیبت‌چشم میباشد؛ البته به اعتقاد و باور روضه خوان موثر، از آن‌جا که در سختی و مصیبت مصلحت وجود داراست، آدم استحقاق عوض را ندارد و آفریدگار از روی تَفَضُّل و لطف به فرد سختی‌چشم محرک میدهد. عِوض دادن معبود مشمول کفار نیز میشود. عوض دادن آفریدگار ممکن میباشد در جهان و آخرت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.

اعواض در کتاب ها کلامی در مشاجره زمینه شر و عدل الهی مطرح گردیده‌است به جز اینکه بعضا عالمان شیعه کتاب‌هایی مخصوص درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات تدوین کرده‌اند که پر اسم و رسم‌ترین آنها کتاب مسکن الفؤاد نوشته شهید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ثانی میباشد.

تمجید و منزلت
اَعواض، اصطلاحی کلامی به‌معنای عوض، جایگزین یا این که جایزهِ معبود به عده ای میباشد که در جهان مصیبتی ناخواسته بر آنها وارداتی میباشد.[۱] اعواض دربرگیرنده آدم‌های بی‌گناه برای مثال خردسال ها، دیوانگان، مؤمنان، پیامبران و اولیای الهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می گردد.[۲]

مشاجره از اعواض در کتاب ها کلامی در نصیب عدل الهی، پایین دعوا از مورد شر و آلام ابتدایی (بلا‌های ناخواسته یا این که شرور طبیعی) و یا این که پس از گفت و گو انتصاف (دادخواهی از ظالم) آمده[۳] و به اعتقادوباور بعضی در قرآن[۴] و احادیث نیز به آن اشاره شد‌ه‌است.[۵] در مقابل به نظریه گروهی از محققان، پیشینه گفت و گو اعواض مشخص و معلوم نبوده و خواسته از جبران شدنِ دردها و مشقت‌های بشر در احادیث، به عبارتی اجر و محرک میباشد.[۶]

به نظریه متکلمان عدلیه، از آن‌جا که خدا ظلم نمی‌نماید، عوض و مشوق دادن وی به آدم‌هایی که ناخواسته به بلا مبتلا میگردند، واجب میباشد.[۷] اکثر علمای امامیه و معتزله، واجب بودن عوض را از روی استحقاق و شایسته بودن شخص در گیر دانسته‌اند،[۸] البته روحانی موثر عوض دادن به بشر‌های در گیر را از روی تَفَضُّل و لطف الهی‌ می داند، خیر «استحقاق».[۹] به نظریه او در آسیب ها، مصلحتی وجود دارااست که جبران‌کننده مشقت و بلا بوده و معبود در مقابل آن به آدم جایزه و اجر می دهد.[۱۰] در متن ها فقهی نیز گاهی تصریح به استحقاق بشر‌ها نسبت به جایزه الهی گردیده‌است و گاه هر سیرتکامل پاداشی برخاسته از لطف و کرم و تفضل الهی دانسته گردیده‌است.[یادداشت ۱] امام درست گو(ع) در روایتی مشقت‌های هنگام مرگ را برای مؤمن بدین خواسته دانسته که از گناهانش تمیز گردد و در دنیا آخرت استحقاق محرک (اجر) را بی هیچ مانعی بیابد.[۱۱]

اشاعره اصلِ عوض دادن پروردگار به آدم‌‌های بلادیده را ما یحتاج نمی‌دانند.[۱۲]

موردها و احکام
به نظریه متکلمان، در صورتی فردی فارغ از اینکه گناهی جاری ساختن دهد، بر وی بلا نازل گردد، یا این که سود کسی برای فایده دیگری از در میان برود، یا این که فردی از جهت عقلی و خل وچل زخم ببیند؛ فارغ از آنکه تقصیر کار باشد، بر پروردگار واجب میباشد که عِوض آن را به مستحق داده و جبران نماید.[۱۳] به لحاظ آن ها در جایی که عوض یا این که جایزه برعهده پروردگار میباشد (شرور طبیعی)، بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به آن رضایت دهد در غیر این شکل، عوض بهره‌ای ندارد و بیهوه شمرده میشود؛[۱۴] ولی در صورتی عوض بر ذمه فرد دیگری باشد (شرور اخلاقی) موردنیاز وجود ندارد عوض بیشتر از آن درد و مشقت باشد؛ بلکه در حالتی که معادل باشد، کفایت می‌نماید.[۱۵]

برخی کشته شدن حیوان ها برای ذبح را نیز دارنده عوض دانسته‌اند.[۱۶]

به گفته متکلمانی همانند حمصی رازی جبران سختی‌ها یا این که به عبارتی اعواض، تخصیص به مسلمان‌ها ندارد و معبود به کفار نیز عوض خواهد بخشید.[۱۷] این جبران چنان‌که گروهی مثلا فاضل مقداد گفته‌اند ممکن میباشد در عالم یا این که آخرت باشد.[۱۸] درباره اینکه عوض ذکر شده، مستمر میباشد یا این که مقطعی، اختلاف‌لحاظ وجود داراست.[۱۹]

تک‌نگاری
به جز گفت و گو در کتاب‌های کلامی بعضی از عالمان شیعه به صورت معلوم درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات معاش کتاب‌هایی نگاشته‌اند که می‌قدرت به بعضا از آن ها اشاره نمود:

مُسَکّنُ الفُؤاد عِنْدَ فَقْدِ الْأحبّة وَ الْأولاد نوشته شهید ثانی.
تسلیة الأحزان از سید محمد باقر خوانساری، متوفای ۱۳۱۳ق، که بر پایه ی کتاب شهید ثانی مندرج میباشد.
تسلیة الحزین اینجانب فقد الأقارب و البنین، از روحانی باتقوا بحرانی، متوفای ۱۲۸۱ق.
تسلیة الحزین فی فقد العافیة و الأحباب اینجانب الأقارب و البنین، از سید عبدالله شبر، مفسر شیعه، متوفای ۱۲۴۲ق.
تسلیة الفؤاد فی فقد الأولاد، از سید عبدالله شبر
تسلیة الملهوفین و التیام المغمومین تألیف میرزا ابوالقاسم بن میرزا کاظم موسوی زنجانی متوفای ۱۲۹۲ق.[۲۰]

بازدید : 27
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:09


پرورش و توسعه و گسترش سوگواری
با روی عمل وارد شدن آل‌بویه فشارها از شیعه ها برداشته شد[۴۱] و در سال ۳۵۲ق، برای اولیه توشه روز عاشورا به وسیله حکومت وقت تعطیل قانونی و عزای همگانی اعلام شد؛ داد و ستد ممنوع شد؛ به قصابان فرمان داده شد به احترام این روز ذبح نکنند؛ آشپزان خوراک نپزند و در بازارها چادر عزا برپا شد.[۴۲] عموم با جامه سیاه و حالتی پریشان به کوچه‌ها می‌آمدند و بر راز و روی خویش کاه می‌ریختند و بر رمز و سینه می‌زدند و با تلاوت اشعاری در رثای امام حسین(ع) در خیابان‌ها می‌گشتند.[۴۳] شیعه‌ها زمانه آل‌بویه، مراسم سوگواری را با تیتر مجالس «اَلنّياحَه» یا این که «اَلرَّثا» برگزار مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌کردند.[۴۴]

در عصر تیموریان مداحان با آزادی و آشکارا به منقبت‌خوانی ائمه می‌پرداختند[۴۵] و اصطلاح مداحی از این مجال اشاعه یافت.[۴۶] اصطلاح مدیحه‌خوان نیز از این عصر به سپس رایج شد و انگیزه آن کتابت کتاب روضة الشهدا تاثیر ملاحسین واعظ کاشفی و اشاعه آن فی مابین عموم دانسته گردیده‌است. به خوا‌نندگان این کتاب نوحه‌خوان می‌گفتند. به‌مرور فرصت این اصطلاح به هر هر که مصیبت امام حسین(ع) را می خواند، اطلاق شد و مکان منقبت‌خوانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را گرفت.[۴۷]

بیشترین توسعه و گسترش سوگواری‌ برای امام حسین(ع)، در حین صفویه (مجال سلطان اسماعیل صفوی) و قانونی شدن مذهب تشیع در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. در‌این عصر با پشتیانی دولت و حضور شاهان صفوی مراسم روضه‌خوانی، سینه‌زنی و عزاداری برگزار میشد.[۴۸] از این زمان به آنگاه، توکل‌ها، حسینیه‌ها و موقوفات مرتبط با سوگواری امام حسین(ع) در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت.[۴۹] در زمان افشاریه، نادرشاه سوگواری را محصور کرد؛[۵۰] اما در زمانه زندیه این محدویت‌ها برداشته گردیده و اولی مثال‌های مجالس تعزیه و مشابه‌خوانی صورت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۵۱]

ترویج تعزیه‌خوانی در روزگار قاجار
عصر قاجار، زمانه رونق مجالس سوگواری، به‌ویژه آیین تعزیه میباشد.[۵۲] آورده شده ناصرالدین‌فرمان روا موجب ترویج تجمل و اشرافی‌گری در مجالس نوحه شد؛ به‌طوری‌که پاد شاه گاه در شب‌های دهه اولیه محرم برای واعظان و پامنبری‌های آن ها مشت‌مشت سکه پرتاب میکرد.[۵۳] قمه‌زنی، شمایل‌کشی، زنجیرزنی و ترسیم ۴۱ منبر، رسومی بود که در عصر ناصرالدین‌پاد شاه تأسیس شد یا این که شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ترویج یافت.[۵۴]

عمومیت یافتن مراسم شام غریبان از خصوصیت‌های سوگواری زمان مظفرالدین پادشاه دانسته گردیده‌است. همینطور عزاداری امام حسین(ع) در روزگار قاجار خلال ماه محرم به ماه صفر نیز سرایت کردن یافت.[۵۵] از سایر خصوصیت‌های عزاداری محرم در زمانه قاجار، نقدها بعضی روشنفکران مانند میرزا ملکم خان و میرزا فتحعلی آخوندزاده از سوگواری بود.[۵۶]

محدودیت‌های عزاداری در زمانه پهلوی
رضاخان در سال‌های ابتدا حکومتش مقید به کمپانی در مجالس سوگواری بود؛[۵۷] البته با اجرای نرم افزار‌های تجددخواهی رفته‌رفته از مجالس عزاداری مسافت گرفت و محدودیت‌هایی نیز برای سوگواران اوضاع و احوال کرد. از سال ۱۳۱۴ش و به‌موازات اجرای ضابطه کشف عفاف و حجاب، به حاکمان بخشها متفاوت امر داده شد از شیوه پرتاب کردن مجموعه‌های سوگواری در ماه محرم و صفر خودداری نمایند و عموم را تشویق نمایند تا در مجالس مدیحه بر روی صندلی و نیمکت بنشینند. بعداز حادثه گوهرشاد، سختگیری درباره برپایی مجالس مدیحه ارتقا یافت و مأموران شهربانی مکلف شدند که از برگزاری مجالس سوگواری دوری نمایند؛ حتی فعالیت به‌جایی رسید که در بعضا شهرها واعظان و برپاکنندگان مجالس نوحه را به زندان می‌فرستادند.[۵۸] تخریب بنای توکل دولت در ۱۳۱۷ش که سبب ساز انزوای بیشتراز پیش مراسم تعزیه شد، از سایر اقدامات رضاخان بود.[۵۹]

در مقابل حکومت پهلوی، روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی برای برپا ماندن مجالس سوگواری کوشید. وی طلاب را برای تبلیغ و منبر در روز ها عزاداری به بخش ها گوناگون می‌ارسال کرد.[۶۰] او همینطور قدم‌هایی هم برای اصلاح مجالس عزاداری برداشت؛ مثلا مشابه‌خوانی را در قم ممنوع و مجالس گران قدر تعزیه را به مجلس نوحه‌خوانی تبدیل کرد.[۶۱]

با سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ش و ورود نیروهای متفقین به کشور ایران، ممنوعیت برگزاری مجالس عزاداری رنگ شکست و قمه‌زنی، قفل‌بندی، زنجیرزنی، فرمانروا حسینی و... احیاء شد.[۶۲]

در اواخر زمان پهلوی، مجالس مدیحه خانگی و زنانه پرورش داشت و مجالس زنانه گران قدر تشکیل میشد.[۶۳] بعد از به بحران کشیده شدن رابطه پادشاه با علما و پر‌نور شدن جرقه‌های در آغاز پیکار علیه رژیم پهلوی، روحانیون از مراسمات سوگواری برای مخالفت با سلطان به کار گیری کردند.[۶۴] اتفاق ها محرم ۱۳۴۲ش سبب ساز شد در محرم آن سال، برگزاری هر نوع سوگواری مشروط به اخذ مجوز گردد.[۶۵]

بازدید : 126
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:13


لطف‌الله صافی گلپایگانی (۱۲۹۷_۱۴۰۰ش) از مراجع پیروی شیعه در قم. او از شاگردان آیت‌الله بروجردی و عضو شورای استفتای وی بود. عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران و شورای دربان، از مناصب سیاسی مسجد النبی کوهسنگی مشهد صافی گلپایگانی بود.
از صافی گلپایگانی، حدود هشتاد تاثیر فارسی و عربی چاپ شد‌ه‌است بعضی از آن‌ها مشوق کتاب سال ولایت و کتاب سال مهدویت را نیز به‌دست آورده‌اند. کتاب منتخب الاثر دربارهٔ امام مهدی (عج)، از اثرها پر اسم و رسم اوست که آن را به پیشنهاد استادش آیت‌الله بروجردی نوشت. حرمت هر نوع موسیقی، از فتواهای صافی گلپایگانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.

صافی گلپایگانی در ۱۲ بهمن، ۱۴۰۰ش در ۱۰۳ سالگی در قم درگذشت و طبق وصیتش در بقعه امام حسین(ع) در کربلا رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.

معاش و علم آموزی
لطف‌الله صافی در ۱۹ جمادی‌الاول ۱۳۳۷ق (موازی با ۳۰ بهمن ۱۲۹۷ش) در گلپایگان دیده به جهان گشود.[۱] وی تحصیلاتش را در گلپایگان شروع کرد و ادبیات عرب، حرف، تعبیر و تفسیر قرآن، حدیث، فقه و اصول را تا نقطه پایان سطح، در محل تولد خویش شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد فرا گرفت.[۲]

لطف‌الله صافی گلپایگانی، در ۲۳ سالگی (۱۳۶۰ق) به قم مسافرت کرد و در درس سید محمدتقی خوانساری، سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای، سید صدرالدین صدر، سید محمدرضا گلپایگانی و آیت‌الله بروجردی حاضر شد. وی بعد از چهار سال اقامت در قم،[۳] به‌بازه زمانی یکسال در نجف مستقر شوید[۴] و در درس محمدکاظم شیرازی، سید جمال‌الدین گلپایگانی و محمدعلی کاظمی حضور یافت.[۵] وی داماد سید محمدرضا گلپایگانی بود.[۶]

درگذشت

تشییع آیت‌الله صافی در قم (خیابان ۱۹ دی (باجک) به سمت بقاع حضرت معصومه(س) ۱۳ بهمن ۱۴۰۰ش)[۷]
صافی گلپایگانی در ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ش در ۱۰۳ سالگی در قم درگذشت.[۸] وی در ۱۳ بهمن در قم تشییع شد و علی کریمی جهرمی داماد آیت‌الله صافی بر پیکرش نماز خواند.[۹] او آن گاه در ۱۴ بهمن در نجف و کربلا، تشییع و در بقعه امام حسین(ع) دفن شد.[۱۰] دفن آیت‌الله صافی در بقاع امام حسین(ع) سازه به وصیت وی بوده میباشد.[۱۱]


قبر آیت‌الله صافی در بقاع امام حسین(ع)
منزلت علمی و مرجعیت
لطف‌الله صافی گلپایگانی، از شاگردان آیت‌الله بروجردی بود. از سوی آیت‌الله بروجردی پاسخگویی به سؤالات فقاهتی و کلامی و همینطور کتابت کتاب منتخب الاثر به او واگذار شد.[۱۲] صافی همینطور از مشاوران مجاورت و از اعضای شورای استفتای آیت‌الله بروجردی بود.[۱۳] وی در فقه، اصول، صحبت، حدیث و رجال، به درس دادن و پژوهش پرداخته و اثراتی دراین باره نوشت. سید جمال‌الدین گلپایگانی، سید حسین طباطبایی بروجردی، امام خمینی و سید محمدرضا گلپایگانی از عالمان شیعه، بر مراتب علمی وی تأکید کرده‌اند.[۱۴]

آیت‌الله صافی گلپایگانی، بعداز درگذشت سید محمدرضا گلپایگانی در آذر ۱۳۷۲ش، تحت عنوان مرجع تاسی شناخته شد.[۱۵] آیت‌الله گلپایگانی در وصیتنامه‌اش، صافی گلپایگانی را مجتهدِ مسلم و عادل خوانده بود.[۱۶]

اقامه شعائر سوگواری

تیم عزای علوی، آیت‌الله صافی و علمای مشهد
در ادامه تکثیر صوتی منسوب به سید محمدحسین فضل و ادب‌الله، که در آن مدرک بعضا از روایات شهیدشدن حضرت زهرا (س) را دارنده گونه های میداند، میرزا جواد تبریزی با صدور بیانیه‌ای خواهان راهپیمایی در سالگرد شهید شدن حضرت زهرا (س) شد. حسین وحید خراسانی، لطف‌الله صافی گلپایگانی و محمد فاضل لنکرانی نیز درین راهپیمایی کمپانی کردند. از آن پس این دین کلیه ساله برگزار میگردد.[۱۷]

همینطور وی در سال‌های پایان عمرش به مناسبت شهیدشدن امام علی(ع) در ظهر ۲۱ رمضان، در مشهد مجموعه سوگواری به‌ منش انداخت و همدم با علماء و عامه مردم، برای پهنا تسلیت پیاده به سمت بقعه امام رضا(ع) می رفت.[۱۸]

بازدید : 26
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:28


علت و مسئله‌های قیام
روضه خوان اثر گذار، علت اساسی زید بن علی را از قیام بر ضد حکومت بنی‌امیه، خون‌خواهی امام حسین(ع) دانسته میباشد.[۵۸] وی فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر را نیز از علت‌های زید خوانده و تصریح کرده که خلق و خوی نامناسب هشام بن عبدالملک، خلیفه اموی، با او در حضور درباریان نیز به وی علت قیام داده مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۵۹][یادداشت ۱]

همینطور بعضی پژوهشگران، سب امام علی بر بالای منبرها در زمان هشام بن عبدالملک،[۶۰] ظلم و ستم امویان به قبیله فرستاده، و آخر و عاقبت بی دینی و الحاد بنی‌امیه از دید زید بن علی را از عامل ها قیام زید دانسته‌اند.[۶۱] محمد بن جریر طبری از اختلاف در باعث قیام وی حرف آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گفته میباشد؛

[۶۲] وی مواقعی همانند اتهام‌های مالی، اختلاف وی با عبدالله محض بر رمز اوقاف امام علی(ع) در مدینه که سبب به حکمیت خالد بن عبدالملک شد و نیز اتهام‌های مالی که در حکومت یوسف بن قدمت به زید زده میشد و نیز دعوت عموم کوفه از او‌را از عامل ها قیام زید دانسته میباشد.[۶۳] بنابر منابع، در بیعتی که زید از عموم می­‌گرفت، بر جنگ با ستمگران، جانبداری از ضعیفان، تقسیم غنایم به مساوات، رد مظالم و کمک اهل بیت در مقابل مخالفانشان، تأکید می‌گردیده است.[۶۴] مامقانی مقصود زید از قیام را تصاحب کردن خلافت از دست بنی‌امیه و تفویض آن به امام راستگو(ع) دانسته و این نظر را دارد زید بدین عامل غرض خویش را آشکار نمی کرد تا به امام درستگو(ع) رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد آسیبی نرسد.[۶۵]

نتیجه ها قیام
حاصل و پیامدهایی برای قیام زید بن علی گفته شده میباشد؛ از آن گزاره اینکه قیام زید و بعد از آن، قیام یحیی، مقدمات سقوط حکومت بنی امیه را آماده آورد[۶۶] و دامنه قیام‌های شیعی را به خراسان کشاند.[۶۷] چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده، کشته شدن زید بن علی، شیعه ها خراسان را به تکان درآورد و سبب ساز شد آن ها ستم­‌های بنی امیه بر قوم و قبیله نبی(ص) را بازگو نمایند و بر این مبنا، جایی خلا که از جنایات بنی‌امیه بی­‌خبر باشند.[۶۸] از امام درست گو(ع) نیز نقل گردیده‌است که هشام بن عبدالملک، زید بن علی را کشت، آفریدگار هم در قبال حکومت اورا زایل کرد.[۶۹] در نقلی دیگر از امام ششم شیعه‌ها آمده میباشد که هفت روز بعد از آنکه بنی‌امیه جسد زید را سوزاندند، پروردگار عزم کرد آنها‌را نابود نماید.[۷۰] یکی از دیگر از نتیجه ها قیام زید بن علی، پایین آمدن آلرژی حکومت درباره اهل بیت و در فیض، زمان یافتن امام درستگو(ع) برای رواج مذهب شیعه دانسته شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۷۱]

خلال بررسی نتیجه ها و پیامدهای قیام زید بن علی، بعضا دانشمندان، دلایلی برای نافرجام‌ماندن قیام زید نیز ذکر کرده‌اند؛ اقتدار نظامی حکومت اموی،[۷۲] وجود جاسوسان و دست اندرکاران نفوذی که فرصت قیام را فاش کردند، هواخواهی نکردن آشکار امام درست گو(ع) از قیام و عاقبت، عدم ملازمت کوفیان، بعضی از این دلایل میباشد.[۷۳]

جستارهای متعلق
قیام نفس زکیه
قیام قتیل باخمرا
قیام شهید فخ
قیام یحیی بن زید
پانویس
نگاه نمایید به: ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۲۴.
روحانی موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۷۴.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۶۰.
صبحی، فی دانش الکلام، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۴۸.
صبحی، فی دانش الکلام، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۴۸ـ۵۲؛ خزاز قمی، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۳۰۵.
نگاه نمائید به: خزاز قمی، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۳۰۵
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۱.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۱-۱۸۲؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۲.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۰.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۰.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱۸۰؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۱۳۲.
طبری، تاريخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۷، ص۱

بازدید : 15
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:53


حدیث نوروفروغ واحد یا این که روایات نوروروشنایی واحد به خلقت فرستاده اسلام(ص) و امام علی(ع) یا این که فرستاده(ص) و اهل بیتش(ع) از یک نوروروشنایی اشاره می‌نماید. درین روایات گاه به خلقت شیعه ها نیز از عصاره این نوروروشنایی اشاره شد‌ه‌است. حدیث فروغ و روشنایی واحد در تبیین خلقت نوری اهل بیت(ع) آیتم استناد قرار گرفته مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

مفسران شیعه و اهل سنت پایین آیاتی از قرآن ازجمله نشانه‌ها ۱۵ و ۵۵ سوره مائده با نقل حدیث نور و روشنایی واحد به ذکر فضیلت ها امام علی(ع) پرداخته‌اند. آلوسی از مفسران اهل سنت تحت آیه ولایت اعتقاد دارد گاه خلافت ظاهری و باطنی در یک فرد توده می شود که طبق حدیث نور و روشنایی واحد این نوع خلافت که نوع بدون نقص آن هم میباشد، در وجود حضرت علی(ع) گردآوری آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

سبط بن جوزی از علمای اهل سنت با متکی بودن به نقل حدیث نور و روشنایی از احمد بن حنبل به ثقه بودن راویان و دارای اعتبار بودن این داستان اذعان نموده است.

محتوای حدیث
گروه روایات نور و روشنایی واحد بیشتر در تبیین خلقت نوری اهل بیت(ع) آیتم استناد قرار میگیرد؛ جایی که به آفرینش نوری و پیشینی رسول(ص)، امام علی(ع) و اهل بیت(ع) هزاران سال پیش از خلقت حضرت انسان(ع) و اسمان‌ها و زمین اشاره رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نماید.[۱]

مفسران شیعه و اهل سنت نیز در زیر آیاتی از قرآن برای مثال آیه ۵۴ سوره فرقان،[۲] آیه ۱۵ سوره مائده،[۳] آیه ۱۴ سوره یس[۴] و آیه ۵۵ سوره مائده،[۵] با نقل حدیث نوروفروغ واحد به ذکر فضیلت ها امام علی(ع) پرداخته‌اند. در تعبیر و تفسیر شریف لاهیجی خواسته از واژه و کلمه «نوروروشنایی» در‌این فراز از آیه ۱۵ سوره مائده «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ» را روشنایی وجود رسول اسلام(ص) دانسته گردیده که رفع کننده تاریکی میباشد. شریف لاهیجی در‌این تعبیر به گزارش علی بن ابراهیم قمی که خواسته از نوروفروغ را امام علی(ع) و امامان شیعه میداند و همینطور طبق حدیث «انا و علىّ اینجانب نوروفروغ واحد»، این نظر را دارد نور و روشنایی در‌این آیه اشاره به رسول(ص) و امام علی(ع) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۶]

آلوسی، از مفسران اهل سنت، در تعبیر و تفسیر روح المعانی پایین آیه ۵۵ سوره مائده دارای شهرت به آیه ولایت، این نظر را دارد خلافت به دو قول خلافت ظاهری و خلافت باطنی تفسیم میگردد. او اعتقاد دارد گاه خلافت ظاهری و باطنی در یک فرد عده می گردد که طبق حدیث فروغ و روشنایی واحد این نوع خلافت که نوع اتم آن هم میباشد در وجود حضرت علی(ع) گردآوری شد‌ه‌است.[۷]

گواهی حدیث
مدرک گروه روایات فروغ و روشنایی را دارای اعتبار و گزینه وثوق دانسته‌اند؛ به گفته برخی محققان، وجود رواتی از اصحاب اجماع میان راویانِ روحانی صدوق، سبب ساز تایید این روایات از طرف شیعه گردیده‌است.[۸] دربین علمای رجال اهل سنت، سبط بن جوزی با پشت گرمی به نقل حدیث فروغ و روشنایی از احمد بن حنبل به ثقه بودن راویان و دارای اعتبار بودن این احادیث اذعان نموده است.[۹]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 522
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 112
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 253
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 943
  • بازدید ماه : 1168
  • بازدید سال : 3418
  • بازدید کلی : 71135
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی