loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 18
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 10:15


اَعواض، توده عِوض به معنای پاداشی میباشد که خدا به خیال و خاطر درد و رنجی که از جانب وی به بندگانش رسیده، عطا می‌نماید. از دید متکلمان، عوض یا این که مشوق بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به تحمل آن درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهد.

به نظریه بیشتر متکلمان عدلیه، عوض دادن معبود به آدم‌‌ها، واجب و از روی استحقاق شخص مصیبت‌چشم میباشد؛ البته به اعتقاد و باور روضه خوان موثر، از آن‌جا که در سختی و مصیبت مصلحت وجود داراست، آدم استحقاق عوض را ندارد و آفریدگار از روی تَفَضُّل و لطف به فرد سختی‌چشم محرک میدهد. عِوض دادن معبود مشمول کفار نیز میشود. عوض دادن آفریدگار ممکن میباشد در جهان و آخرت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.

اعواض در کتاب ها کلامی در مشاجره زمینه شر و عدل الهی مطرح گردیده‌است به جز اینکه بعضا عالمان شیعه کتاب‌هایی مخصوص درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات تدوین کرده‌اند که پر اسم و رسم‌ترین آنها کتاب مسکن الفؤاد نوشته شهید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ثانی میباشد.

تمجید و منزلت
اَعواض، اصطلاحی کلامی به‌معنای عوض، جایگزین یا این که جایزهِ معبود به عده ای میباشد که در جهان مصیبتی ناخواسته بر آنها وارداتی میباشد.[۱] اعواض دربرگیرنده آدم‌های بی‌گناه برای مثال خردسال ها، دیوانگان، مؤمنان، پیامبران و اولیای الهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می گردد.[۲]

مشاجره از اعواض در کتاب ها کلامی در نصیب عدل الهی، پایین دعوا از مورد شر و آلام ابتدایی (بلا‌های ناخواسته یا این که شرور طبیعی) و یا این که پس از گفت و گو انتصاف (دادخواهی از ظالم) آمده[۳] و به اعتقادوباور بعضی در قرآن[۴] و احادیث نیز به آن اشاره شد‌ه‌است.[۵] در مقابل به نظریه گروهی از محققان، پیشینه گفت و گو اعواض مشخص و معلوم نبوده و خواسته از جبران شدنِ دردها و مشقت‌های بشر در احادیث، به عبارتی اجر و محرک میباشد.[۶]

به نظریه متکلمان عدلیه، از آن‌جا که خدا ظلم نمی‌نماید، عوض و مشوق دادن وی به آدم‌هایی که ناخواسته به بلا مبتلا میگردند، واجب میباشد.[۷] اکثر علمای امامیه و معتزله، واجب بودن عوض را از روی استحقاق و شایسته بودن شخص در گیر دانسته‌اند،[۸] البته روحانی موثر عوض دادن به بشر‌های در گیر را از روی تَفَضُّل و لطف الهی‌ می داند، خیر «استحقاق».[۹] به نظریه او در آسیب ها، مصلحتی وجود دارااست که جبران‌کننده مشقت و بلا بوده و معبود در مقابل آن به آدم جایزه و اجر می دهد.[۱۰] در متن ها فقهی نیز گاهی تصریح به استحقاق بشر‌ها نسبت به جایزه الهی گردیده‌است و گاه هر سیرتکامل پاداشی برخاسته از لطف و کرم و تفضل الهی دانسته گردیده‌است.[یادداشت ۱] امام درست گو(ع) در روایتی مشقت‌های هنگام مرگ را برای مؤمن بدین خواسته دانسته که از گناهانش تمیز گردد و در دنیا آخرت استحقاق محرک (اجر) را بی هیچ مانعی بیابد.[۱۱]

اشاعره اصلِ عوض دادن پروردگار به آدم‌‌های بلادیده را ما یحتاج نمی‌دانند.[۱۲]

موردها و احکام
به نظریه متکلمان، در صورتی فردی فارغ از اینکه گناهی جاری ساختن دهد، بر وی بلا نازل گردد، یا این که سود کسی برای فایده دیگری از در میان برود، یا این که فردی از جهت عقلی و خل وچل زخم ببیند؛ فارغ از آنکه تقصیر کار باشد، بر پروردگار واجب میباشد که عِوض آن را به مستحق داده و جبران نماید.[۱۳] به لحاظ آن ها در جایی که عوض یا این که جایزه برعهده پروردگار میباشد (شرور طبیعی)، بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به آن رضایت دهد در غیر این شکل، عوض بهره‌ای ندارد و بیهوه شمرده میشود؛[۱۴] ولی در صورتی عوض بر ذمه فرد دیگری باشد (شرور اخلاقی) موردنیاز وجود ندارد عوض بیشتر از آن درد و مشقت باشد؛ بلکه در حالتی که معادل باشد، کفایت می‌نماید.[۱۵]

برخی کشته شدن حیوان ها برای ذبح را نیز دارنده عوض دانسته‌اند.[۱۶]

به گفته متکلمانی همانند حمصی رازی جبران سختی‌ها یا این که به عبارتی اعواض، تخصیص به مسلمان‌ها ندارد و معبود به کفار نیز عوض خواهد بخشید.[۱۷] این جبران چنان‌که گروهی مثلا فاضل مقداد گفته‌اند ممکن میباشد در عالم یا این که آخرت باشد.[۱۸] درباره اینکه عوض ذکر شده، مستمر میباشد یا این که مقطعی، اختلاف‌لحاظ وجود داراست.[۱۹]

تک‌نگاری
به جز گفت و گو در کتاب‌های کلامی بعضی از عالمان شیعه به صورت معلوم درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات معاش کتاب‌هایی نگاشته‌اند که می‌قدرت به بعضا از آن ها اشاره نمود:

مُسَکّنُ الفُؤاد عِنْدَ فَقْدِ الْأحبّة وَ الْأولاد نوشته شهید ثانی.
تسلیة الأحزان از سید محمد باقر خوانساری، متوفای ۱۳۱۳ق، که بر پایه ی کتاب شهید ثانی مندرج میباشد.
تسلیة الحزین اینجانب فقد الأقارب و البنین، از روحانی باتقوا بحرانی، متوفای ۱۲۸۱ق.
تسلیة الحزین فی فقد العافیة و الأحباب اینجانب الأقارب و البنین، از سید عبدالله شبر، مفسر شیعه، متوفای ۱۲۴۲ق.
تسلیة الفؤاد فی فقد الأولاد، از سید عبدالله شبر
تسلیة الملهوفین و التیام المغمومین تألیف میرزا ابوالقاسم بن میرزا کاظم موسوی زنجانی متوفای ۱۲۹۲ق.[۲۰]


اَعواض، توده عِوض به معنای پاداشی میباشد که خدا به خیال و خاطر درد و رنجی که از جانب وی به بندگانش رسیده، عطا می‌نماید. از دید متکلمان، عوض یا این که مشوق بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به تحمل آن درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهد.

به نظریه بیشتر متکلمان عدلیه، عوض دادن معبود به آدم‌‌ها، واجب و از روی استحقاق شخص مصیبت‌چشم میباشد؛ البته به اعتقاد و باور روضه خوان موثر، از آن‌جا که در سختی و مصیبت مصلحت وجود داراست، آدم استحقاق عوض را ندارد و آفریدگار از روی تَفَضُّل و لطف به فرد سختی‌چشم محرک میدهد. عِوض دادن معبود مشمول کفار نیز میشود. عوض دادن آفریدگار ممکن میباشد در جهان و آخرت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد باشد.

اعواض در کتاب ها کلامی در مشاجره زمینه شر و عدل الهی مطرح گردیده‌است به جز اینکه بعضا عالمان شیعه کتاب‌هایی مخصوص درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات تدوین کرده‌اند که پر اسم و رسم‌ترین آنها کتاب مسکن الفؤاد نوشته شهید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ثانی میباشد.

تمجید و منزلت
اَعواض، اصطلاحی کلامی به‌معنای عوض، جایگزین یا این که جایزهِ معبود به عده ای میباشد که در جهان مصیبتی ناخواسته بر آنها وارداتی میباشد.[۱] اعواض دربرگیرنده آدم‌های بی‌گناه برای مثال خردسال ها، دیوانگان، مؤمنان، پیامبران و اولیای الهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می گردد.[۲]

مشاجره از اعواض در کتاب ها کلامی در نصیب عدل الهی، پایین دعوا از مورد شر و آلام ابتدایی (بلا‌های ناخواسته یا این که شرور طبیعی) و یا این که پس از گفت و گو انتصاف (دادخواهی از ظالم) آمده[۳] و به اعتقادوباور بعضی در قرآن[۴] و احادیث نیز به آن اشاره شد‌ه‌است.[۵] در مقابل به نظریه گروهی از محققان، پیشینه گفت و گو اعواض مشخص و معلوم نبوده و خواسته از جبران شدنِ دردها و مشقت‌های بشر در احادیث، به عبارتی اجر و محرک میباشد.[۶]

به نظریه متکلمان عدلیه، از آن‌جا که خدا ظلم نمی‌نماید، عوض و مشوق دادن وی به آدم‌هایی که ناخواسته به بلا مبتلا میگردند، واجب میباشد.[۷] اکثر علمای امامیه و معتزله، واجب بودن عوض را از روی استحقاق و شایسته بودن شخص در گیر دانسته‌اند،[۸] البته روحانی موثر عوض دادن به بشر‌های در گیر را از روی تَفَضُّل و لطف الهی‌ می داند، خیر «استحقاق».[۹] به نظریه او در آسیب ها، مصلحتی وجود دارااست که جبران‌کننده مشقت و بلا بوده و معبود در مقابل آن به آدم جایزه و اجر می دهد.[۱۰] در متن ها فقهی نیز گاهی تصریح به استحقاق بشر‌ها نسبت به جایزه الهی گردیده‌است و گاه هر سیرتکامل پاداشی برخاسته از لطف و کرم و تفضل الهی دانسته گردیده‌است.[یادداشت ۱] امام درست گو(ع) در روایتی مشقت‌های هنگام مرگ را برای مؤمن بدین خواسته دانسته که از گناهانش تمیز گردد و در دنیا آخرت استحقاق محرک (اجر) را بی هیچ مانعی بیابد.[۱۱]

اشاعره اصلِ عوض دادن پروردگار به آدم‌‌های بلادیده را ما یحتاج نمی‌دانند.[۱۲]

موردها و احکام
به نظریه متکلمان، در صورتی فردی فارغ از اینکه گناهی جاری ساختن دهد، بر وی بلا نازل گردد، یا این که سود کسی برای فایده دیگری از در میان برود، یا این که فردی از جهت عقلی و خل وچل زخم ببیند؛ فارغ از آنکه تقصیر کار باشد، بر پروردگار واجب میباشد که عِوض آن را به مستحق داده و جبران نماید.[۱۳] به لحاظ آن ها در جایی که عوض یا این که جایزه برعهده پروردگار میباشد (شرور طبیعی)، بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به گونه ای که هر فرد عاقلی به آن رضایت دهد در غیر این شکل، عوض بهره‌ای ندارد و بیهوه شمرده میشود؛[۱۴] ولی در صورتی عوض بر ذمه فرد دیگری باشد (شرور اخلاقی) موردنیاز وجود ندارد عوض بیشتر از آن درد و مشقت باشد؛ بلکه در حالتی که معادل باشد، کفایت می‌نماید.[۱۵]

برخی کشته شدن حیوان ها برای ذبح را نیز دارنده عوض دانسته‌اند.[۱۶]

به گفته متکلمانی همانند حمصی رازی جبران سختی‌ها یا این که به عبارتی اعواض، تخصیص به مسلمان‌ها ندارد و معبود به کفار نیز عوض خواهد بخشید.[۱۷] این جبران چنان‌که گروهی مثلا فاضل مقداد گفته‌اند ممکن میباشد در عالم یا این که آخرت باشد.[۱۸] درباره اینکه عوض ذکر شده، مستمر میباشد یا این که مقطعی، اختلاف‌لحاظ وجود داراست.[۱۹]

تک‌نگاری
به جز گفت و گو در کتاب‌های کلامی بعضی از عالمان شیعه به صورت معلوم درباره ثواب مصیبت‌ها و ناملایمات معاش کتاب‌هایی نگاشته‌اند که می‌قدرت به بعضا از آن ها اشاره نمود:

مُسَکّنُ الفُؤاد عِنْدَ فَقْدِ الْأحبّة وَ الْأولاد نوشته شهید ثانی.
تسلیة الأحزان از سید محمد باقر خوانساری، متوفای ۱۳۱۳ق، که بر پایه ی کتاب شهید ثانی مندرج میباشد.
تسلیة الحزین اینجانب فقد الأقارب و البنین، از روحانی باتقوا بحرانی، متوفای ۱۲۸۱ق.
تسلیة الحزین فی فقد العافیة و الأحباب اینجانب الأقارب و البنین، از سید عبدالله شبر، مفسر شیعه، متوفای ۱۲۴۲ق.
تسلیة الفؤاد فی فقد الأولاد، از سید عبدالله شبر
تسلیة الملهوفین و التیام المغمومین تألیف میرزا ابوالقاسم بن میرزا کاظم موسوی زنجانی متوفای ۱۲۹۲ق.[۲۰]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 65
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 15
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 199
  • بازدید ماه : 184
  • بازدید سال : 2434
  • بازدید کلی : 70151
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی