پرورش و توسعه و گسترش سوگواری
با روی عمل وارد شدن آلبویه فشارها از شیعه ها برداشته شد[۴۱] و در سال ۳۵۲ق، برای اولیه توشه روز عاشورا به وسیله حکومت وقت تعطیل قانونی و عزای همگانی اعلام شد؛ داد و ستد ممنوع شد؛ به قصابان فرمان داده شد به احترام این روز ذبح نکنند؛ آشپزان خوراک نپزند و در بازارها چادر عزا برپا شد.[۴۲] عموم با جامه سیاه و حالتی پریشان به کوچهها میآمدند و بر راز و روی خویش کاه میریختند و بر رمز و سینه میزدند و با تلاوت اشعاری در رثای امام حسین(ع) در خیابانها میگشتند.[۴۳] شیعهها زمانه آلبویه، مراسم سوگواری را با تیتر مجالس «اَلنّياحَه» یا این که «اَلرَّثا» برگزار مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکردند.[۴۴]
در عصر تیموریان مداحان با آزادی و آشکارا به منقبتخوانی ائمه میپرداختند[۴۵] و اصطلاح مداحی از این مجال اشاعه یافت.[۴۶] اصطلاح مدیحهخوان نیز از این عصر به سپس رایج شد و انگیزه آن کتابت کتاب روضة الشهدا تاثیر ملاحسین واعظ کاشفی و اشاعه آن فی مابین عموم دانسته گردیدهاست. به خوانندگان این کتاب نوحهخوان میگفتند. بهمرور فرصت این اصطلاح به هر هر که مصیبت امام حسین(ع) را می خواند، اطلاق شد و مکان منقبتخوانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را گرفت.[۴۷]
بیشترین توسعه و گسترش سوگواری برای امام حسین(ع)، در حین صفویه (مجال سلطان اسماعیل صفوی) و قانونی شدن مذهب تشیع در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. دراین عصر با پشتیانی دولت و حضور شاهان صفوی مراسم روضهخوانی، سینهزنی و عزاداری برگزار میشد.[۴۸] از این زمان به آنگاه، توکلها، حسینیهها و موقوفات مرتبط با سوگواری امام حسین(ع) در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت.[۴۹] در زمان افشاریه، نادرشاه سوگواری را محصور کرد؛[۵۰] اما در زمانه زندیه این محدویتها برداشته گردیده و اولی مثالهای مجالس تعزیه و مشابهخوانی صورت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۵۱]
ترویج تعزیهخوانی در روزگار قاجار
عصر قاجار، زمانه رونق مجالس سوگواری، بهویژه آیین تعزیه میباشد.[۵۲] آورده شده ناصرالدینفرمان روا موجب ترویج تجمل و اشرافیگری در مجالس نوحه شد؛ بهطوریکه پاد شاه گاه در شبهای دهه اولیه محرم برای واعظان و پامنبریهای آن ها مشتمشت سکه پرتاب میکرد.[۵۳] قمهزنی، شمایلکشی، زنجیرزنی و ترسیم ۴۱ منبر، رسومی بود که در عصر ناصرالدینپاد شاه تأسیس شد یا این که شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ترویج یافت.[۵۴]
عمومیت یافتن مراسم شام غریبان از خصوصیتهای سوگواری زمان مظفرالدین پادشاه دانسته گردیدهاست. همینطور عزاداری امام حسین(ع) در روزگار قاجار خلال ماه محرم به ماه صفر نیز سرایت کردن یافت.[۵۵] از سایر خصوصیتهای عزاداری محرم در زمانه قاجار، نقدها بعضی روشنفکران مانند میرزا ملکم خان و میرزا فتحعلی آخوندزاده از سوگواری بود.[۵۶]
محدودیتهای عزاداری در زمانه پهلوی
رضاخان در سالهای ابتدا حکومتش مقید به کمپانی در مجالس سوگواری بود؛[۵۷] البته با اجرای نرم افزارهای تجددخواهی رفتهرفته از مجالس عزاداری مسافت گرفت و محدودیتهایی نیز برای سوگواران اوضاع و احوال کرد. از سال ۱۳۱۴ش و بهموازات اجرای ضابطه کشف عفاف و حجاب، به حاکمان بخشها متفاوت امر داده شد از شیوه پرتاب کردن مجموعههای سوگواری در ماه محرم و صفر خودداری نمایند و عموم را تشویق نمایند تا در مجالس مدیحه بر روی صندلی و نیمکت بنشینند. بعداز حادثه گوهرشاد، سختگیری درباره برپایی مجالس مدیحه ارتقا یافت و مأموران شهربانی مکلف شدند که از برگزاری مجالس سوگواری دوری نمایند؛ حتی فعالیت بهجایی رسید که در بعضا شهرها واعظان و برپاکنندگان مجالس نوحه را به زندان میفرستادند.[۵۸] تخریب بنای توکل دولت در ۱۳۱۷ش که سبب ساز انزوای بیشتراز پیش مراسم تعزیه شد، از سایر اقدامات رضاخان بود.[۵۹]
در مقابل حکومت پهلوی، روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی برای برپا ماندن مجالس سوگواری کوشید. وی طلاب را برای تبلیغ و منبر در روز ها عزاداری به بخش ها گوناگون میارسال کرد.[۶۰] او همینطور قدمهایی هم برای اصلاح مجالس عزاداری برداشت؛ مثلا مشابهخوانی را در قم ممنوع و مجالس گران قدر تعزیه را به مجلس نوحهخوانی تبدیل کرد.[۶۱]
با سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ش و ورود نیروهای متفقین به کشور ایران، ممنوعیت برگزاری مجالس عزاداری رنگ شکست و قمهزنی، قفلبندی، زنجیرزنی، فرمانروا حسینی و... احیاء شد.[۶۲]
در اواخر زمان پهلوی، مجالس مدیحه خانگی و زنانه پرورش داشت و مجالس زنانه گران قدر تشکیل میشد.[۶۳] بعد از به بحران کشیده شدن رابطه پادشاه با علما و پرنور شدن جرقههای در آغاز پیکار علیه رژیم پهلوی، روحانیون از مراسمات سوگواری برای مخالفت با سلطان به کار گیری کردند.[۶۴] اتفاق ها محرم ۱۳۴۲ش سبب ساز شد در محرم آن سال، برگزاری هر نوع سوگواری مشروط به اخذ مجوز گردد.[۶۵]
پرورش و توسعه و گسترش سوگواری
با روی عمل وارد شدن آلبویه فشارها از شیعه ها برداشته شد[۴۱] و در سال ۳۵۲ق، برای اولیه توشه روز عاشورا به وسیله حکومت وقت تعطیل قانونی و عزای همگانی اعلام شد؛ داد و ستد ممنوع شد؛ به قصابان فرمان داده شد به احترام این روز ذبح نکنند؛ آشپزان خوراک نپزند و در بازارها چادر عزا برپا شد.[۴۲] عموم با جامه سیاه و حالتی پریشان به کوچهها میآمدند و بر راز و روی خویش کاه میریختند و بر رمز و سینه میزدند و با تلاوت اشعاری در رثای امام حسین(ع) در خیابانها میگشتند.[۴۳] شیعهها زمانه آلبویه، مراسم سوگواری را با تیتر مجالس «اَلنّياحَه» یا این که «اَلرَّثا» برگزار مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکردند.[۴۴]
در عصر تیموریان مداحان با آزادی و آشکارا به منقبتخوانی ائمه میپرداختند[۴۵] و اصطلاح مداحی از این مجال اشاعه یافت.[۴۶] اصطلاح مدیحهخوان نیز از این عصر به سپس رایج شد و انگیزه آن کتابت کتاب روضة الشهدا تاثیر ملاحسین واعظ کاشفی و اشاعه آن فی مابین عموم دانسته گردیدهاست. به خوانندگان این کتاب نوحهخوان میگفتند. بهمرور فرصت این اصطلاح به هر هر که مصیبت امام حسین(ع) را می خواند، اطلاق شد و مکان منقبتخوانی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد را گرفت.[۴۷]
بیشترین توسعه و گسترش سوگواری برای امام حسین(ع)، در حین صفویه (مجال سلطان اسماعیل صفوی) و قانونی شدن مذهب تشیع در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. دراین عصر با پشتیانی دولت و حضور شاهان صفوی مراسم روضهخوانی، سینهزنی و عزاداری برگزار میشد.[۴۸] از این زمان به آنگاه، توکلها، حسینیهها و موقوفات مرتبط با سوگواری امام حسین(ع) در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت.[۴۹] در زمان افشاریه، نادرشاه سوگواری را محصور کرد؛[۵۰] اما در زمانه زندیه این محدویتها برداشته گردیده و اولی مثالهای مجالس تعزیه و مشابهخوانی صورت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفت.[۵۱]
ترویج تعزیهخوانی در روزگار قاجار
عصر قاجار، زمانه رونق مجالس سوگواری، بهویژه آیین تعزیه میباشد.[۵۲] آورده شده ناصرالدینفرمان روا موجب ترویج تجمل و اشرافیگری در مجالس نوحه شد؛ بهطوریکه پاد شاه گاه در شبهای دهه اولیه محرم برای واعظان و پامنبریهای آن ها مشتمشت سکه پرتاب میکرد.[۵۳] قمهزنی، شمایلکشی، زنجیرزنی و ترسیم ۴۱ منبر، رسومی بود که در عصر ناصرالدینپاد شاه تأسیس شد یا این که شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ترویج یافت.[۵۴]
عمومیت یافتن مراسم شام غریبان از خصوصیتهای سوگواری زمان مظفرالدین پادشاه دانسته گردیدهاست. همینطور عزاداری امام حسین(ع) در روزگار قاجار خلال ماه محرم به ماه صفر نیز سرایت کردن یافت.[۵۵] از سایر خصوصیتهای عزاداری محرم در زمانه قاجار، نقدها بعضی روشنفکران مانند میرزا ملکم خان و میرزا فتحعلی آخوندزاده از سوگواری بود.[۵۶]
محدودیتهای عزاداری در زمانه پهلوی
رضاخان در سالهای ابتدا حکومتش مقید به کمپانی در مجالس سوگواری بود؛[۵۷] البته با اجرای نرم افزارهای تجددخواهی رفتهرفته از مجالس عزاداری مسافت گرفت و محدودیتهایی نیز برای سوگواران اوضاع و احوال کرد. از سال ۱۳۱۴ش و بهموازات اجرای ضابطه کشف عفاف و حجاب، به حاکمان بخشها متفاوت امر داده شد از شیوه پرتاب کردن مجموعههای سوگواری در ماه محرم و صفر خودداری نمایند و عموم را تشویق نمایند تا در مجالس مدیحه بر روی صندلی و نیمکت بنشینند. بعداز حادثه گوهرشاد، سختگیری درباره برپایی مجالس مدیحه ارتقا یافت و مأموران شهربانی مکلف شدند که از برگزاری مجالس سوگواری دوری نمایند؛ حتی فعالیت بهجایی رسید که در بعضا شهرها واعظان و برپاکنندگان مجالس نوحه را به زندان میفرستادند.[۵۸] تخریب بنای توکل دولت در ۱۳۱۷ش که سبب ساز انزوای بیشتراز پیش مراسم تعزیه شد، از سایر اقدامات رضاخان بود.[۵۹]
در مقابل حکومت پهلوی، روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی برای برپا ماندن مجالس سوگواری کوشید. وی طلاب را برای تبلیغ و منبر در روز ها عزاداری به بخش ها گوناگون میارسال کرد.[۶۰] او همینطور قدمهایی هم برای اصلاح مجالس عزاداری برداشت؛ مثلا مشابهخوانی را در قم ممنوع و مجالس گران قدر تعزیه را به مجلس نوحهخوانی تبدیل کرد.[۶۱]
با سقوط رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ش و ورود نیروهای متفقین به کشور ایران، ممنوعیت برگزاری مجالس عزاداری رنگ شکست و قمهزنی، قفلبندی، زنجیرزنی، فرمانروا حسینی و... احیاء شد.[۶۲]
در اواخر زمان پهلوی، مجالس مدیحه خانگی و زنانه پرورش داشت و مجالس زنانه گران قدر تشکیل میشد.[۶۳] بعد از به بحران کشیده شدن رابطه پادشاه با علما و پرنور شدن جرقههای در آغاز پیکار علیه رژیم پهلوی، روحانیون از مراسمات سوگواری برای مخالفت با سلطان به کار گیری کردند.[۶۴] اتفاق ها محرم ۱۳۴۲ش سبب ساز شد در محرم آن سال، برگزاری هر نوع سوگواری مشروط به اخذ مجوز گردد.[۶۵]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله