loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 14
شنبه 13 بهمن 1403 زمان : 10:00


پیکار نهروان

نبرد نَهرَوان از پیکار‌های زمان حکومت امام علی(ع) که بعداز پیکار صفین و به دنبال ماجرای حکمیت در صفر سال ۳۸ق رویداد. یک سوی این نزاع، تیم موسوم به مارقین یا این که خوارج بودند. در‌این مبارزه، خوارج ناکامی مشقت از سپاه امام علی (ع) خوردند. گفته‌اند معدود‌خیس از ده نفر از خوارج از صحنه مبارزه فرارو گریز کردند که یک کدام از آن‌ها عبدالرحمن بن ملجم مرادی، آدم کش امام علی(ع) مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

پیدایش خوارج
پیکار‌های زمانه امام علی(ع) سپاه مقابل تاریخ وقوع
مبارزه جمل سپاه طلحه و زبیر ۱۵ جمادی‌الآخر ۳۶ق
نبرد صفین سپاه معاویه صفر ۳۷ق
مبارزه نهروان سپاه خوارج صفر ۳۸ق
سازه بر برخی احادیث، خوارج در نزاع جمل و نزاع صفین، در سپاه امام علی حضور آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۱]

بعد از آنکه در صفین، سپاه معاویه قرآن‌ها را بر راز نیزه کردند و سفارش برگشت به حکم قرآن دادند، علی‌رغم مخالفت امام، بیشتر سپاهیان خواهان حکمیت شدند. تحمل ضرر و زیان جانی و خستگی[۲] و از سوی دیگر بافت خویشاوندان‌ای، سطحی‌نگری اعراب بدوی در سپاه امام، نیرنگ معاند را کارساز رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۳]

گروهی از یاران امام از به عبارتی استارت با حکمیت مخالفت کردند و آن را به منزله بازگشت از آئین و تردید در ایمان شمردند.[۴] برخی نیز بعدا به استناد دو آیه قرآن (سوره مائده، آیه ۴۴ و سوره حجرات، آیه ۹) خواستار ادامه مبارزه با معاویه شدند و تایید حکمیت را شرک دانسته و از آن توبه کردند. آن ها از امام خواستند از این شرک توبه نماید و شروطی که با معاویه گذارده میباشد، نقض نماید. البته امام نقض حکمیت را نپذیرفت و فرمود: ما چیزی را پذیرفته‌ایم که نمی‌توانیم آن را نقض کنیم.[۵] همینطور امام (ع)درباره حکمیت فرمود: «اینجانب از شروع با این حکمیت مخالف بودم، آن گاه نیز که به زور عموم به آن بدن دادم، شرط کردم که چنانچه آنها به کتاب آفریدگار حکم کردند، به حکمشان پایبند باشم، چون اصولا، ما حکمیت قرآن را پذیرفته‌ایم خیر حکمیت عموم را.» به علاوه، امام (ع) تصمیم خویش را دایر بر ادامه مبارزه با شام بعداز گردآوری‌آوری خراج شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گفت.[۶]

بعداز توقف پیکار صفین و رجوع و برگشت امام به کوفه و معاویه به شام، معارضان حکمیت از امام علی مستقل شدند و به قریه حروراء مجاورت کوفه رفتند.[۷] براین اساس، گروهی به اسم خوارج صورت گرفت.

سران خوارج
پررنگ‌ترین صورت‌های خوارج عبارت بودند از:

حرقوص بن زهیر تمیمی
شریح بن أوفی العبسی
فروة بن نوفل اشجعی
عبدالله بن شجرة سلمی
حمزة بن سنان أسدی
عبدالله بن وهب راسبی
به عبارتی‌سیرتکامل که از اسامی این اشخاص برمی‌آید، از مشاهیر عراق، کسی فی مابین آن‌ها خلا. برعکس آن‌ها نوعا از قبایل بدوی؛ همچون دیده نشده بن وائل و بنی تمیم بودند.[۸]

بازدید : 58
پنجشنبه 11 بهمن 1403 زمان : 10:00


درباه عزیر و عزیره
_ دانشمند نصرانی: به اینجانب از دو مولود خبر بده که در یک روز به عالم آمدند و در یک روز از عالم رفتند در حالی که یکی از پنجاه سال قدمت کرد و دیگری صد مسجد النبی کوهسنگی مشهد و پنجاه سال.

_ امام باقر(ع):

آن ها عزیر و عزیره بودند و زیرا به ۲۵ سالگی رسیدند، عزیر سوار بر چهارپا خویش از قریه انطاکیه می‌سپری شد که روءیت کرد به کلی ویران گردیده‌است، اعلام‌کرد: چه‌گونه آفریدگار این قریه را بعداز نابودیش مجدد زنده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌نماید؟
با آنکه معبود او‌را برگزیده بود و هدایتش کرده بود، زمانی اینگونه سخنی اذعان کرد معبود بر وی خشم گرفت و اورا به برهه زمانی صد سال می‌راند به خیال و خاطر حرف ناشایستی که گفته بود و مجدد او‌را با دراز گوش و طعام و نوشیدنیش رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد زنده کرد.
پس نزد عزیره برگشت البته عزیره برادرش را نشناخت، ولی مهمان وی شد. فرزندان عزیر و فرزندان فرزندانش به نزد وی می‌آمدند در حالی که وی خویش جوانی ۲۵ ساله بود. عزیر پیوسته از عزیره و فرزندانش خاطر می کرد و خاطراتی از آن ها نقل می‌نمود و می‌بیان کرد آن ها حال پیر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌اند.
عزیره که ۱۲۵ ساله بود اعلام‌کرد: اینجانب جوانی در ۲۵ سالگی ندیدم که از جریان در بین اینجانب و برادرم در روز ها جوانی ما داناتر باشد، تو‌ای مرد! آیا از اهل آسمانی یا این که از زمین؟
عزیر اظهار کرد:‌ای عزیره اینجانب عزیرم که آفریدگار بر اینجانب خشم گرفت و به خیال و خاطر صحبت ناهموارم صد سال می راند تا هم مجازاتم کرده‌باشد و هم بر یقینم اضافه کند و این به عبارتی چهارپا و طعام و آب میوه اینجانب میباشد که با آن از خانه بیرون گردیده بودم و فعلا آفریدگار من‌را به به عبارتی شکل اعاده نموده است. عزیره سخنانش را به عهده گرفت. پس عزیر ۲۵ سال دیگر با آن‌ها معاش کرد و بعد از آن هر دو در یک روز از جهان رفتند.
_ اسقف هر پرسش مشکلی به نظرش می سید همگی را پرسید و پاسخ قانع کننده شنید و زیرا خویش را عاجز یافت، بشدت اندوهگین و عصبانی شد و اظهار‌کرد: «‌عموم!دانشمند تبارک مقامی را که مراتب داده ها و مفروضات مذهبی وی از اینجانب بیشتر میباشد، به اینجا آورده اید تا من‌را رسوا سازد و مسلمانها بدانند پیشوایان آنها از ما بلندتر و داناترند!! به آفریدگار قسم دیگر با شما کلام نخواهم اذعان کرد و در صورتی‌که تا سال دیگر زنده ماندم، من را فی مابین خویش نخواهید رویت کرد!». این را اظهار کرد و از جا برخاست و خارج رفت.[۱]

بازدید : 9
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 15:54


اتفاقات و اقدامات
از تبعید به طائف تا کودتا عموم علیه عثمان
باباِ مروان، حکم بن ابی العاص بن امیه به دلیل افشای اسرار رسول(ص) نزد بزرگان قریش بوسیله نبی از مدینه اخراج، و لعنت شد[۸] [یادداشت ۱] و به همین جهت نزد علمای اهل سنت از صحابه شمرده نشده میباشد.[۹] برخی محل به دنیاآمدن مروان را طائف بیان کرده‌اند. مروان به یاروهمدم پدرش در شهر طائف سکنی گزید و در طی ابوبکر و قدمت نیز در تبعید باقی مسجد النبی کوهسنگی مشهد ماند.[۱۰]

بعداز به خلافت وصال عثمان، او یار و همدم پدرش به مدینه رجوع[۱۱] و کاتب و از خاصّان حکومت عثمان قرار گرفت[۱۲] و داماد وی نیز شوید.[۱۳] نقل میباشد که امام علی(ع) به او گفته میباشد: وای بر تو و وای بر امت محمد(ص) از دست تو وقتی که به توان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برسید.[۱۴][یادداشت ۲]

منابع تاریخی اقدامات او را از کارداران اساسی کودتا علیه عثمان و کشته شدن او رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بیان کرده‌اند.[۱۶]

تقابل با امام علی (ع)
بعداز به خلافت وصال حضرت علی(ع) در سال ۳۵ هجری قمری، مروان بن حکم با امام بیعت کرد، با این اکنون از مدینه به سوی مکه رفت و به عایشه ملحق شد.[۱۷] او از عده ای بود که طلحه و زبیر را برای کودتا و تشکیل حکومت، ترغیب کرد و از آن دو می‌خواست که عموم را به بیعت خویش وادار سازند؛[۱۸] در نبرد جمل نیز در سپاه طلحه و زبیر بود[۱۹] و طلب خون عثمان کرد.[۲۰] برخی منابع تاریخی او‌را آدم کش طلحه در زمان پیکار جمل دانسته و انگیزه آن را انتقام از آدم کش عثمان تیتر کرده‌اند. اما بنابر لحاظ بعضا مورخین انگیزه کشتن طلحه به وسیله مروان، قصد گوشه گیری وی از شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نزاع بوده میباشد.[۲۱]

مروان در پیکار جمل، به یار عایشه، عمرو بن عثمان، موسی بن طلحه و عمرو بن سعید بن ابی العاص اسیر شد؛ اما علی(ع) آن‎ها را عفووبخشش کرد.[۲۲] ولی بنابر برخی منابع، مروان بعد از فرارو گریز اطرافیانش در اواخر نزاع، به طرف شام متواری شد.[۲۳]مبتنی بر بعضی گزارش‌ها بعد از اسارت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را شفیع قرار اعطا کرد و على (ع) از سد اسارت آزادش نمود. حسنین به پدرشان گفتند: يا امير المؤمنين، مروان با تو بيعت مى‌كند. على (ع) در جواب آن دو چنين فرمود: مگر بعداز كشته شدن عثمان با اینجانب بيعت نكرد؟ من را به بيعت وی نيازى نيست. دست وی در بی‌وفايى دست یهودى را ماند. در‌صورتی‌که دستِ بيعت به اینجانب دهد، فریب كند و در نهان بیعت خود بشكند. بدانيد كه وی در آينده به امارت خواهد رسيد، ولى زمان امارتش به به عبارتی كوتاهى میباشد كه سگى با گویش بينى خویش را بليسد. وی بابا چهار فرمانرواست. زودا، كه امت اسلامى از وی و فرزندانش (عبدالملک، عبدالعزیز، انسان، محمد) روزى خونين را بينند. [۲۴]

مروان در نزاع صفین نیز در صف سپاهیان اموی، مقابل امام علی(ع) قرار گرفت.[۲۵] درین پیکار معاویه، از مروان خواست که در قبال صاحب اشتر قرار گیرد و با او بجنگد؛ البته مروان از این فرمان بهانه تراشی رفت و بهانه آورد.[۲۶] بنابر قولی، بعداز پیکار صفین، امام به او جانبداری بخشید و مروان با علی(ع) بیعت کرد و به مدینه رجوع و در آن‎جا سکونت کرد.[۲۷]

بازدید : 56
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 14:21


مشهدالحسین یا این که مسجدالنقطه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: مشهد النقطة
مسجدالنقطه یا این که مشهدالنقطه و یا این که مشهدالحسین در مکانی ایجاد شده است که گفته میشود رمز امام حسین به هنگام جابجایی از کربلا به دمشق در آنجا، بر سنگی قرار داده شد‌ه‌است و یک‌سری قطره از خون رمز حضرت بر آن سنگ سرازیر گردیده‌است. آورده شده میباشد زمانی که کاروان اسرا و سرهای شهدای کربلا از عراق به حلب مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند،

در غرب این شهر در کنار کوه جوشن و محل عبادت «مارِت مَروثا» توقف کردند. آن‌ها راز امام حسین را بر صخره‌ای گذاشتند زمانی که آن را برداشتند، یک سری قطره از خون آن بر صخره روان گردیده بود.[۲۹] بعد از آن اهل حلب بر روی آن سنگ، زیارتگاهی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ساختند.[۳۰]

عسقلان
نوشته‌علمیٔ اساسی: رده رأس الحسین (عسقلان)
بعضی از گزارش‌ها حاکی از آن میباشد که گروهی از همسایه عسقلان در فلسطین نزد یزید بودند و از او خواستند راز نزد آن‌ها دفن گردد. یزید رمز را به آنها اعطا کرد و آن ها رمز را در شهرشان دفن کردند و بر آن بارگاهی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد ساختند.[۳۱] قزوینی (از مورخان قرن هفتم هجری) گزارش نموده است که مزار رأس الحسین در عسقلان، ساختمانی گرانقدر با سنگ‌های مرمر بوده و عموم به آن تبرک می‌جسته‌اند و از همگی جا برای زیارت آن می‌آمده‌اند و نذورات فروانی برای آن اجرا می‌گردیده است.[۳۲]

مبتنی بر گزارشی دیگر در بعد از ظهر خلافت المستنصر بالله فاطمی یکی خلفای فاطمی و وزارت بدرالجمالی، فردی در خواب رویت کرد که راز امام در عسقلان دفن میباشد و در خواب، محل آن برایش معین شد و آنجا را نبش کردند و بدرالجمالی بر آن بارگاهی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد ایجاد کرد.[۳۳]

قاهره
نوشته ی علمیٔ مهم: منزلت رأس الحسین (قاهره)
به گفته یاقوت حموی در قاهره مزاری میباشد که راز امام حسین(ع) در آن قراردارد.[۳۴] سبط بن جوزی قولی را نقل نموده است که محل دفن راز امام حسین(ع) را قاهره دانسته و نگاشته که خلفای فاطمی آن را به عسقلان جابجایی دادند و آن‌گاه آن را به قاهره برده و در آنجا دفن کردند و ضریح بزرگی ساختند که در حال حاضر زیارت‌گاه میباشد.[۳۵]

مرو
در بعضی منابع آمده بعد از اشراف ابومسلم خراسانی بر دمشق، او راز امام حسین(ع) را به مرو منتقل و در دارالاماره دفن کرد.[۳۶]

بازدید : 19
يکشنبه 7 بهمن 1403 زمان : 15:08


ابومخنف

لوط بن یحیی بن سعید (درگذشت ۱۵۷ق) دارای اسم و رسم به ابومِخنَف ازدی تالیف کننده کتاب مقتل الحسین اهل کوفه، شیعه و از محدثان و مورخان تعالی قرن دوم هجری قمری بود. او مقتل الحسین را به شیوه محدثان نقل نموده است. این مقتل ضمنا کتاب‌های تاریخی تحت عنوان یکی‌از دیرین‌ترین منابع مذکور میباشد. اولیه گزارش‌های تاریخی ابومخنف از بیماری فرستاده(ص) بود. او با بیان اتفاق ها اساسی و تخصیص اثرها مستقلی درباره آن ها به تاریخ‌نگاری مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخت.

معاش ابومخنف
لوط بن یحیی بن سعید بن مِخنَف بن سُلیم غامدی ازدی پر اسم و رسم به ابومخنف در کوفه از تیره غامد و از قوم و قبیله أزْد برخاست.[۱] مخنف بن سُلَیم بابا‌جد ابومخنف[۲] از صحابیان شیعی فرستاده اکرم(ص)[۳] و از اصحاب امام علی(ع)[۴] و پرچمدار خویشاوندان ازد در نزاع جمل بود[۵] که از سوی آن حضرت والی شهر همدان و اصفهان‌ گشت.[۶] پدرش یحیی بن سعید نیز از اصحاب آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد امام علی(ع) بود.

[۷] برادران ابومخنف در مبارزه جمل به شهیدشدن رسیدند.[۸] ابومخنف در کوفه به علم آموزی و یادگرفتن علم پرداخته و از امام درستگو(ع)[۹] و جابر جعفی مجالدبن سعید و صعقب بن زبیر به کار گیری کرده است[۱۰] تاریخ میلاد و وفات ابومخنف مشخص وجود ندارد ولهازن او‌را، متولد سال ۷۵ق[۱۱] و سزگین نزدیک به سال ۷۰ قمری دانسته‌ میباشد.[۱۲] حمری تاریخ وفات ابومخنف را، سال ۱۵۷ق[۱۳] و ذهبی سال ۱۷۰ق بیان رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌ میباشد.[۱۴]

درباره اینکه ابومخنف در زمان کدام امام می‌زیسته نیز اختلاف وجود داراست؛ روحانی طوسی از کَشّی نقل می‌نماید که ابومخنف از اصحاب امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) میباشد[۱۵] اما روحانی طوسی این مقاله را درست شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمی‌داند.[۱۶]

سزگین ابومخنف را از مورخان بعدازظهر اموی دانسته‌اند[۱۷]البته نجاشی اورا از یاران امام راستگو(ع) برمی‌شمارد[۱۸] در تاریخ طبری روایاتی که ابومخنف از امام راست گو(ع) نقل می‌نماید بی واسطه میباشد البته روایاتی که از امام باقر(ع) نقل می‌نماید با یک واسطه میباشد[۱۹] و در الفهرست طوسی قصه ابومخنف درباره‌ی خُطَب امام علی(ع) و خطبه فاطمه(س) را که از امام علی(ع) نقل می‌نماید به دو واسطه میباشد[۲۰] هشام‌بن محمدبن سائب کلبی، نصربن مزاحم منقری، ابوالحسن علی‌بن محمد مدائنی در زمره رجالیون پر رنگ ابومخنف می باشند[۲۱]

مذهب و اعتبار روایی ابومخنف
درباره مذهب ابومخنف؛ به رغم انتساب به خویشاوندان معروف مخنف و معروفیت و اعتبارش نزد مورخان و رجال شناسان؛ اقوال متفاوتی ارائه شد‌ه‌است

محدثان شیعه
نجاشی اورا شیعه و از اصحاب راویان حدیث در کوفه معرفی می‌کند[۲۲] روضه خوان طوسی آن را از اصحاب امام راست گو(ع) بر‌می‌شمارد[۲۳] علامه حلی ابومخنف را در عهدوپیمان نخستین رجال خویش که ویژه ثقات میباشد آورده[۲۴] ابن داوود، ابومخنف را در قول اولیه رجال خویش که ویژه ممدوحان میباشد و افرادی که اصحاب آنان‌را تضعیف نکرده آورده میباشد[۲۵] علامه بحرالعلوم از وی به وثاقت خاطر نموده است[۲۶] علامه مجلسی در کتاب الوجیزه اورا از ممدوحان شمرده میباشد[۲۷] روضه خوان عباس قمی می گوید که علی رغم دارای اسم و رسم بودن تشیع وی، عالمان اهل سنت مانند طبری و ابن اثیر در نقل به وی متکی بودن کردند،[۲۸] خویی او‌را ثقه و شیوه روضه خوان به اورا درست می داند.[۲۹]

بازدید : 11
شنبه 6 بهمن 1403 زمان : 10:31


در عصر معاویه
مخالفت با ناسزاگویی به امام علی(ع)
زیرا مغیرة بن شعبه (حکم دهنده کوفه) به امر معاویه، حضرت علی(ع) را بر منبر لعن می کرد، حجر و عمرو بن حمق خزاعی همپا شماری از یاران خویش، با وی مخالفت نمودند[۱۷] و به او سنگ ریزه پرتاب کردند. مغیره با ارسال کردن پولی برای وی کوشید او را به خویش مجاورت مسجد النبی کوهسنگی مشهد سازد.[۱۸]

دستگیری
در سال ۵۰ قمری که زیاد بن ابیه حکومت کوفه را، خلال بصره، از طرف معاویه به دست گرفت، با وجود دوستی‌اش با حجربن عدی، به وی درباره پشتیبانی از علی بن ابی طالب و عیب گیری از معاویه هشدار اعطا کرد، ولی حجر همچنان بی‌پروا عموم را برضد معاویه تحریک آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد.[۱۹]

زمانی که زیاد در بصره به راز میبرد، حجر و یارانش به عَمْروبن حُرَیث، جانشین زیاد در کوفه، هنگام اختلال خطبه که با بدگویی و ناسزا به امیرمؤمنان علیه‌السلام همدم بود، سنگ ریزه پرتاب کردند. عمرو به زیاد گزارش اعطا کرد و زیاد به‌سرعت به کوفه رجوع و مأموران خویش را ارسال کرد تا حجر و یارانش را بازداشت نمایند.[۲۰] گروهی از وی کشته شدند و جمع‌ای رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گریختند.

حجربن عدی و سیزده بدن دیگر بازداشت شدند.[مستلزم منبع]زیاد طومار‌ای علیه حجر و یارانش تهیه کرد و در آن مدرک اعطا کرد که که حجر از امر خلیفه مبتنی بر لعن ابوتراب (امام علی(ع)) سرپیچیده و خلیفه را لعن می نماید و باعث تفرقه عموم گردیده و آنان‌را به نبرد و فتنه فرا می‌خواند.[۲۱] عده ای نیز گِردش مهیا آمده اند که آن‌ها‌را به شکستن بیعت معاویه و خلع وی از خلافت دعوت می نماید و به این شکل میباشد که به خدای کافر گردیده و در گیر معصیتی گرانقدر گردیده‌است.[۲۲] برخی شخصیت‌های کوفی برای مثال اسماء بن خارجه نیز آن طومار را امضاء شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.[۲۳] بعد آنان‌را یار و همدم طومار و تنی چند از سپاهیان به سوی معاویه گسیل داشت.[۲۴]

شهید شدن

زیارتگاه حجر بن عدی قبل از تخریب به وسیله جناح النصره
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مرج عذراء
زیرا حجر و یارانش به قریه مرج عذراء در دوازده میلی دمشق رسیدند، معاویه امر قتل آنها‌را صادر کرد،[۲۵] البته به شفاعت عده ای[۲۶] به حجر و شش نفر دیگر مجال داده شد تا جان خویش را با سَبّ علی علیه‌السلام نجات دهند، ولی آن‌ها نپذیرفتند و بدن به کشته شدن دادند. هفت بدن از یاران حجر نجات یافتند؛[۲۷] یعقوبی،[۲۸] که گردآوری مقتولان را هفت نفر نوشته، البته تنها از شش بدن، ذکر شده که حجر نیز یکی‌از آنهاست.

به داستان مسعودی،[۲۹] هفت بدن از آنها بیزاری یافت کردن از علی را پذیرفتند و جان به در بردند و هفت بدن دیگر کشته شدند. کشتگان را کنار قبرهایی که کنده و کفن‌هایی که باز بودند، به شهیدشدن رساندند، بعد بر آن ها نماز گزاردند و اجسادشان را به خاک سپردند.[۳۰]

شب پیش از شهید شدن

حجر و یارانش شب پیش از شهید شدن را به نماز قرائت گذراندند و حجر پیش از شهیدشدن نیز دو رکعت نماز گزارد.[۳۱]

اول شهید مرج عذراء

به قصه مسعودی، حجربن عدی اولیه مسلمانی بود که دست بسته و به قتل طاقت کشته شد.[۳۲] وی اول مسلمانی بود که در طول فتوحات وارد مرج عذراء شد و آنجا را فتح کرد و اول مسلمانی بود که در آنجا کشته شد.[۳۳]

مجال شهیدشدن


مرقد حجر و یارانش (سهم دار بن شداد الحضرمی، صیفی بن فیل الشیبانی، قبیسة ابن ضبیعة العبسی، محرز بن شهاب السعدی و کدام بن حیان العنزی، مخلوق الرحمن ابن حسان العزب)
درباره تاریخ شهید شدن وی اختلاف میباشد. طبری و ابن اثیر، سال ۵۱ قمری، یعقوبی سال ۵۲ قمری، و ابن قتیبه و مسعودی سال ۵۳ قمری را مجال شهیدشدن او بیان کرده‌اند.[۳۴] در روایتی ضعیف، قتل حجر در سال ۵۰ نام برده میباشد[۳۵] عبدالله و عبدالرحمان از فرزندان حجر بودند که در سال ۶۷ق هم پا مختار بن ابی عبید ثقفی به وسیله مصعب بن زبیر کشته شدند.[۳۶]

عکس العمل‌ها به قتل حجر
کوفیان کشتن حجر را وحشتناک دانستند. این دستور چنان قبیح بود که نقد و اعتراض برخی از مجاورت‌ترین یاران معاویه را نیز برانگیخت؛ حتی صاحب بن هُبَیره به او اظهار‌کرد که به کاری زشت دست زده میباشد و آنها کاری که مستوجب قتل باشد مرتکب نشده بودند، ولی معاویه خاطرنشان کرد که منظور میباشد ریشه فتنه را برکند.[۳۷]

برخورد امام حسین(ع)
شنیدن این خبر برای امام حسین(ع) بسیار گران آمد و در طومار‌ای به معاویه، یکی پلیدی‌های خلق اورا کشتن حجر قلمداد کرد.[۳۸]

عکس العمل عایشه
عایشه کسی را نزد معاویه ارسال کرد تا بازدارنده از کشته شدن حجر گردد، ولی پیک عایشه بعد از شهید شدن حجر رسید.[۳۹] شهید شدن حجر، موجب اعتراض عایشه شد. هنگامی معاویه انگیزه عمل خویش را صلاح امت اعلام‌کرد، عایشه خاطرنشان کرد:

سمعت فرستاده الله (صلی الله علیه و آله) یقول سیقتل بعذراء اناس یغضب الله لهم و اهل السماء. ترجمه: شنیدم که فرستاده(ص) میگوید: بعداز اینجانب مردمانی در عذراء کشته می گردند که پروردگار متعال و اهل اسمان از قتل وی به خشم می آیند.[۴۰]

بازدید : 15
سه شنبه 2 بهمن 1403 زمان : 11:48


اعتقاد و باور به امام فرصت
اعتقاد به امام غایب (ناپدیدار)، منفعت بخش اعظمی برای شیعه‌هاِ پایین آزار و ستم داشت. از‌آن‌جا‌که امام غایب پتانسیلِ انذارِ کمتری نسبت به یک امام حاضر (پدیدار) داشت تنش‌ها با حاکمان سنی‌مذهب کاهش مسجد النبی کوهسنگی مشهد یافت.

همینطور اعتقاد به ظهورِ امام غایب سبب شد که انتظار بتواند جایگزینِ بحرانِ دائمیِ نظامِ سیاسیِ حکم دهنده گردد. امام غایب ادله همبستگی شیعیانی شد که قبل از آن، هر مجموعه‌شان، گرد یکی امامانِ حاضر می‌آمدند و از هم گسیخته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده بودند.

افزون بر این بلور به ظهورِ امام غایب — به‌تیتر مهدی — شیعه‌ها را در تحملِ وضعیتِ طاقت فرسا کمک نمود و به آنان آرزوِ آتی‌ای سرشار از دادگری رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد داده‌میباشد.
هم محمد باقر و هم جعفر راست گو در مفاد متفاوت به وسیلهِ رهروان‌شان گزینه اعتقاد قرار گرفتند که در صورتی در مقابلِ حکومت وقت قیام نمایند از آن ها حفاظت خواهند شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود؛

البته این امامان در جواب، شیعه‌ها‌شان را به متانت فرامی‌خوانند و می‌گفتند گرچه تمامیٔ امامان قائم میباشند و قابلیت و امکانِ سرنگون کردن حکومت‌های جور را دارا‌هستند، البته قائمِ موعود بعداز غایب بودن به‌امر معبود ظهور خواهد کرد تا بی‌عدالتی را از در بین ببرَد.[۷] در زمینه ی کاربرد مهدی به‌تیتر منجیْ بوسیله امامیه اختلاف لحاظ وجود دارااست. به‌نوشتهٔ مُدرّسی امامیه از مجال علی و کیسانیه با ایدهٔ قائم آشنا بودند. تا فرصت زمانه موسوم به غایب بودن صغری، مضمون‌ مهدی یک ایده وابسته به غیر امامیه بود. شیعه ها در زمانه غایب بودن به ندرت ایدهٔ مهدی وابسته به غیر امامیه و قائم وابسته به امامیه را در هم ترکیب کردند. هرچند در کتاب‌های برجامانده تا دهه‌های انتها قرن سوم هجری/نهم میلادی، امام دوازدهمِ شیعه به عبارتی قائم دانسته میشد. ولی از استارت قرن آینده، کتاب‌های شیعه، امام دوازدهمِ شیعه را مهدی می‌نامیدند.[۸] ساشادینا نیز میگوید مهدویتِ امام دوازدهم گسترشِ عقیدهٔ امامتِ امام غایب بود که آن را با نظریهٔ ظهور مهدی و ساخت و ساز عدل و داد ادغام نمود در حالی که قبل از آن، امام دوازدهمْ مهدی موعود تلقی نمیشد. در مقابل جاسم حسین می‌نویسد خیر صرفا مهدی به‌معنای منجی نزد امامیه از فرصت ائمه به‌شغل می‌رفته، بلکه امامان گذشته معتقد بودند هر مورد از آن ها در شرایطی‌که وضعیت ایجاب نماید قادر است مهدیِ قائم باشد.[۹] او میگوید از اولیه سال‌ها مسلمانها اعتقادوباور داشتند که نبی نویدِ وارد شدنِ مردی از نسل حسین بن علی را داده که در بعدی با خنجر قیام می‌نماید تا بدعتها را از اسلام بزداید. البته رقابتِ سیاسی دربین مسلمان ها باعث شد بعضا مجموعه‌ها مبادرت به بهره برداری و تحریفِ روایات نبوی کنند تا از آن ها در مبارزه سیاسی به کارگیری بَزرنگ.

بازدید : 55
دوشنبه 1 بهمن 1403 زمان : 14:04


دسته‌های حاضر در سقیفه بنی‌ساعده
بیشتر گزارش‌های جانور در منابع اهل‌سنت پیرامون سقیفه بنی‌ساعده از حضور و شرکت کردن سیاسی مردم مهاجران و انصار در‌این رخداد دارااست،[۲۰] اکنون آنکه اکثری از منابع از دو مرحله بیعت با ابوبکر خاطر کرده‌اند که عبارتند از بیعت روز سقیفه و بیعت سایر حاضران در شهر مدینه که روز بعداز حادثه سقیفه پیش آمده و از آن با تیتر بیعت عام حافظه مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشود؛[۲۱]

به گفته ویلفرد مادلونگ، از فی مابین مهاجرین صرفا ابوبکر، قدمت و ابوعبیده در نشست سقیفه حضور داشتند که قابلیت و امکان ملازمت چندین همراه فردی، اعضای خانواده و موالی این سه نفر نیز به دور از ذهن وجود ندارد. همین‌سیرتکامل بعضا پژوهشگران حضور سلامت عبد و بنده آزادشده ابوحذیفه، را بیان می‌نمایند که از اول عده ای بود که در سقیفه با ابوبکر بیعت کرد؛ هرچند هیچ‌یک از منابع دارای اعتبار اول، درباره حضور او سخنی به فی مابین نیاورده‌‎اند. منابع درباره حضور دیگر مهاجران حتی اصحاب درجه میانگین یا این که تحت غیر از این اشخاص، سخنی به دربین نیاورده‎‌اند.[۲۲] بعضی دانشمندان با استناداتی تصریح کرده‎‌اند که تعداد مهاجران حاضر در سقیفه بسیار نادر بوده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۲۳]

دارای اسم و رسم‎‌ترین انصار حاضر در سقیفه به نقل از منابع عبارتند از: سعد بن عباده، پسرش قیس، بشیر بن سعد پسرعمو و حریف سعد، اسید بن حضیر، اثبات بن قیس، براء بن عازب، حباب بن رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد منذر.[۲۴]

ابن‌قتیبه با عبارت «در صورتی سعد یارانی برای مبارزه با آنها می‎‌یافت با‌یقین باآنان نبرد می کرد.»[۲۵]، کنایه‌ای درباره عدم اجماع انصار ناشی از نادر بودن تعداد اشخاص در اجتماع سقیفه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دارااست.[۲۶]

علت‌ انصار از تجمع در سقیفه
بعضی آنالیز‌گران تجمع انصار در سقیفه را زاییده واهمه از بعدی و سرنوشتشان بعد از رحلت نبی آفریدگار(ص) می دانند؛ به‌ویژه که بعداز فتح مکه از صورت‌گیری جناح متحد قریش به‌سیرتکامل‌ای که موازنه را در آتی به ضرروزیان آن ها رقم زند، نگران بودند. دوستداران این عقیده احتمال اگاهی یافتن انصار از نقشه‎‌ای پیاده سازی گردیده بوسیله گروهی از مهاجران برای جانشینی رسول را نیز بی‌تأثیر نمی‎‌دانند.[۲۷]

برخی دیگر از نویسندگان اجتماع سقیفه را فیض این مسائل میدانند:

انصار به‌واسطه فداکاری‌ها و اهدای جان، کالا و فرزندان خویش در منش اسلام، این آئین را مانند فرزند خویش دانسته و برای محافظت آن کسی را لایق‌‎خیس و دلسوزتر از خویش نمی‎‌دانستند.
خوف انصار از انتقام قریش، بدین انگیزه که عمده سران این فامیل در نزاع‌های نبی با خنجر انصار مقتول بودند. ضمن این رسول به آن‌ها ظلم، جور و استبداد حاکمان را بعد از خویش وعده داده بود و انصار را درین شرایط به حوصله و تحمل دعوت کرده بود.
حس انصار بر طبق اینکه قریش پایین توشه کلام رسول درباره علی(ع) نخواهند رفت.[۲۸]
به حیث بعضا دیگر، ابوبکر در مسجد خبر مرگ رسول(ص) را به طور رسمیً اذعان کرد و اجتماعی از عموم مردم مدینه اطرافش را گرفته و با وی بیعت کردند. این جریان موجب شبهه‌ای در ذهن مجموعه انصار حاضر در مدینه مطابق روا بودن انتخاب خلیفه‌ای از انصار، ساخت و به‌دنبال این تامل اجتماع سقیفه واقع شد

بازدید : 17
شنبه 29 دی 1403 زمان : 9:48


حلف الفضول
حِلْفُ الْفُضول پیمانی میباشد دربین برخی طوایف قریش در زمانه نا آگاهی، برای حفاظت از ستمدیدگان در مکه. بنی هاشم و بنی مطّلب، فرزندان عبدمَناف، بنی زُهرة بن کلاب، بنی تَیم بن مُرَّه، و بنی اسد بن عبدالعُزّی بن قُصَی، طوایف کمپانی کننده در‌این عهد بودند. بعداز اسلام نیز از این قول به خیر حافظه مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.
وجه اسم‌گذاری
در وجه اسم‌گذاری حلف‌الفضول گفته‌اند زیرا حلف‌الفضول بعداز حلف المطیبین و حلف الاحلاف انعقاد شد و غیر از این دو عهدوپیمان و افزون بر آن ها بود، آن را بدین اسم خواندند.[۱]
همینطور گفته‌اند این قول را به جهت ادب و برتری آن بر دیگر عهد‌هایی که تا آن روز در بین عرب سوابق داشت، و نیز به جهت شرافت و فضیلت افرادی که آن را انعقاد کردند، آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد حلف‌الفضول نامیدند.[۲]
این اسم‌گذاری را به زبیر بن عبدالمطلب، که از تیره بنی هاشم بود، نسبت داده[۳] و گفته‌اند او این عهد و پیمان را برای آن‌ها نوشت و اشعاری در این زمینه سرود.[۴] بعضی نیز گفته‌اند که عرب یا این که قریش به صورت خاص، آن را اینگونه رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نامیدند.[۵]
در سبب ساز اسم‌گذاری وجوه دیگری نیز مطرح کرده‌اند که چندان مورد قبول وجود ندارد، به عنوان مثال گفته‌اند:
• درین قسم، سه بدن به اسم فَضْل (عده آن: فُضول) حضور داشتند؛ [۶]
• هم پیمانان در حلف‌الفضول اموال زائد بر نیاز خود (= فُضول) شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد را بذل کردند؛
• آن‌ها کاری را بر ذمه گرفتند که بر آنها واجب و ما یحتاج خلا؛
• اول توشه مردانی از جُرْهُم، که اسم هایشان مشتق از فَضْل بود، با یکدیگر هم قول شدند که از مظلوم نگهبانی نمایند و حق اورا بگیرند و این عهد و پیمان را، به تاسی از عهد جرهمی‌ها، حلف‌الفضول نامیدند.[۷]
فرصت
گفته‌اند که حلف‌الفضول بیست سال بعد از عام الفیل، در رجوع قریش از پیکار فِجار، اتفاق افتاد. نزاع فجار در شوال و حلف‌الفضول در ذیقعده اتفاق افتاد.[۸] با این هم اکنون، پاره‌ای احادیث، مجال بستن این قول را پنج سال قبل از بعثت[۹] یا این که در خردسالی رسول نوشته‌اند

بازدید : 61
جمعه 28 دی 1403 زمان : 20:32


کارایی امام در طی خلافت ابوبکر
در طی خلافت ابوبکر که نزدیک به دو سال زمان برد، علی(ع) علی‌رغم کل محظورات، دستگاه خلافت را تا آنجا که رهنمودهایش را می‌پذیرفتند، ارشادوراهنمایی میکرد. سازه بر اعتقادوباور علمای اهل سنّت، ابوبکر در شغل های اصلی با علی(ع) مشورت کردن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می کرد،

[۲۵۶] به صلاح‌روئت کرد وی کار می کرد و برای اینکه از مشورت کردن وی سود‌مند باشد، به وی اذن نمی‌اعطا کرد با بقیه مسلمان ها از مدینه بیرون گردد.[۲۵۷] امام علی(ع) هر چندین از پذیرفتن هر نوع منصبی احتراز می کرد، ولی با وجود این، در مواقعی که طرف مشاوره قرار می‌گرفت و مصلحت اسلام و مسلمانها اقتضا آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد،

از همیاری با خلیفه ابا نداشت. یعقوبی درین‌باره می‌نویسد: «به عنوان مثال افرادی که در طی ابوبکر، فقه از وی دریافت شد، علی بن ابی‌طالب بود».[۲۵۸] در مورد پیکار‌ها و فتوحات در عصر ابوبکر، امام علی(ع) موضعی بی‌طرفانه‌ یا این که حداکثر مشاورانه‌ اتخاذ کرد و در هیچ‌یک از آن ها کمپانی نداشت. طبق بعضا از گزارش‌های تاریخی‌، ابوبکر برای فتح‌ شام از اصحاب نظرخواهی کرد و صرفا لحاظ علی(ع) را به رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد عهده گرفت‌.[۲۵۹]
قدمت
حدیث قدسی «ولایت علی بن ابی‌طالب حصنی فمن دخل حصنی امن اینجانب عذابی». خوشنویسی شکسته نستعلیق، تاثیر رضا مقدم.
ابوبکر در وصیت خویش که بوسیله عثمان نوشته شد، عموم را به تبعیت از قدمت فراخواند و ذکر کرد: «اینجانب قدمت بن خطّاب را تحت عنوان حکم دهنده بر شما منصوب شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردم.

به وی گوش فرا دهید و از وی اطاعت نمائید».[۲۶۰] امام علی(ع) در مقابل این مبادرت بی سر و صدا کرد، البته سال‌ها سپس، این انتصاب را مذموم و ناحق دانست و این فعالیت را اینگونه تعریف کرد: «مکان بسی شگفتی و حیرت میباشد که ابوبکر در حین حیاتش، باطل بیعت عموم را درخواست می نمود (از آنجایی که می‌اظهار‌کرد من‌را رها فرمائید که شایسته ترینِ شما نیستم)، اما بندهای خلافت را برای بعداز مرگش به سوی دیگری سفت میکرد. این دو نفر (ابوبکر و قدمت)، پستان‌های شتر خلافت را به‌رنج دوشیدند! در صورتی‌که که برجستگی اینجانب نسبت به آن افراد، به‌قدری میباشد که اینجانب مانند رودی هستم که از آن، سیل خِرد سرازیر میباشد و هیچ‌کس را یارای آن وجود ندارد که بتواند خویش را به قله دوراندیشی اینجانب برساند... و اینجانب شجاعانه در‌این مقطع وقت گیر با شدت غم، حوصله کردم

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 92
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 130
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 93
  • بازدید ماه : 1973
  • بازدید سال : 4223
  • بازدید کلی : 71940
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی