loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 17
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 16:00


رَوضُ الجِنان و رَوحُ الجَنان فی تعبیروتفسیر القرآن تفسیری به لهجه فارسی تاثیر ابوالفتوح رازی (متوفای ۵۵۶ق) از متکلمان و محدثان امامیه در قرن ششم هجری قمری. این تعبیر، مشمول تک تک قرآن بوده و بعد ها متفاوت آیه‌ها آیتم نظارت قرار گرفته میباشد. این کتاب که مشهور‌ترین تاثیر ابوالفتوح رازی میباشد، یکی مصادر قدیمی تفسیری شیعه برای مفسران بعد از خویش به شمار مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌رود.

درباره مؤلف
دانش تعبیر و تفسیر
تفسیرهای اساسی
شیعی تعبیروتفسیر ابو الجارود • تعبیر قمی • کتاب التفسیر (عیاشی) • تعبیر و تفسیر التبیان • تعبیر و تفسیر مجمع البیان • تعبیر و تفسیر الصافی • تعبیر و تفسیر المیزان
سنی تعبیر جامع البيان (طبری) • المحرر الوجیز (ابن عطیه) • تعبیروتفسیر الجامع لأحكام القرآن (قرطبی) • تفسير القرآن العظيم (ابن كثير) • تعبیروتفسیر جلالین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد (سیوطی)
تمایل‌های تفسیری
تعبیروتفسیر تطبیقی • تعبیر و تفسیر علمی • تعبیر و تفسیر عصری • تعبیروتفسیر تاریخی • تعبیر و تفسیر فلسفی • تعبیروتفسیر کلامی • تعبیر عرفانی • تعبیر ادبی • تعبیر دینی
نحوه‌های تفسیری
تعبیروتفسیر قرآن به قرآن • تعبیروتفسیر روایی • تعبیر اجتهادی
طریق‌های کتابت تعبیر و تفسیر
تعبیروتفسیر ترتیبی • تعبیر و تفسیر موضوعی
اصطلاحات دانش تعبیر و تفسیر
لوازم نزول • ناسخ و منسوخ • سفت و متشابه • معجزه قرآن • جری و تطابق • مکی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد و مدنی


نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: ابوالفتوح رازی
ابوالفتوح رازی از مفسران و محدثان شیعه در قرن ششم هجری قمری میباشد. نسب او به بستگان خزاعه می رسد و جد اعلای وی، نافع بن بدیل بن ورقاء خزاعی صحابی رسول(ص) میباشد. ابوالفتوح از شاگردان زمخشری و از اساتید ابن شهر آشوب و ابن حمزه طوسی بود. وی در نصفه دوم قرن ششم قمری وفات نمود و در صحن حمزة بن موسی الکاظم (ع) و در مجاورت حضرت عبدالعظیم شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.

معرفی کلی
این کتاب، اولی تعبیروتفسیر بی نقص شیعی فارسی میباشد که کلیه سوره‌های قرآن را در برمی‌گیرد. به اسم کتاب، در خویش تعبیروتفسیر اشاره‌ای نشده و در کتاب ها روضه خوان منتجب الدین رازی و ابن شهر آشوب با اسم «روض الجنان و روح الجنان» آمده میباشد.[۱] [۲] ابن شهر آشوب در کتاب دیگر خویش از این کتاب با تیتر «روح الجنان» خاطر می‌نماید.[۳]ابوالحسن شعرانی هم اسم کتاب را رَوحُ الجِنان و رُوح الجَنان مى‌داند. [۴]

علت تألیف
سازه بر آنچه خویش مؤلف در پیشگفتار تعبیروتفسیر آورده میباشد به پبشنهاد جماعتی از دوستان و بزرگان و اهل دانش و تدین مطابق تألیف تفسیری دربرگیرنده تمامی مفاد، آن را اجابت نموده است. و لهجه فارسی را گزینش کرده، زیرا طالبان آن بیشتر و فواید آن عام‌خیس بود.

مدل کتابت و تهیه و تنظیم
مؤلف، بعداز بیان پیشگفتار‌ای کوتاه و بحثی به معنی تعبیر و تأویل، به تعبیر و تفسیر آیه ها سوره‌ها به ترتیب از سوره ستایش تا ناس پرداخته و لفظ به لفظ آن را ترجمه نموده است.

بعد از آن به گستردن لغت ها و بعدها متعدد ادبی، روایی، تاریخی، دینی، کلامی و اخلاقی نشانه‌ها پرداخته و از اقوال مفسرین، صحابه و تابعان هم سوای هیچ اظهار نظری نقل می‌نماید.

با دقت به روش عقلی و نقلی مفسر در نشانه‌ها، تعبیر و تفسیر او در زمره تعبیر اجتهادی به شمار می آید.[۵]

تعداد جلدها
تعبیر و تفسیر ابوالفتوح مطابق تقسیم‌بندی مؤلف و تصریح برخی مانند منتجب الدین رازی[۶] و عبدالجلیل قزوینی[۷] و واقعه تمامی دست‌نویس‌ها، بیست جلد بوده که در چاپ‌های نخستین تا سوم، این تقسیم‌بندی ملاحظه نشده میباشد.

امتیازات و خصوصیت‌ها
تعبیروتفسیر روض الجنان و مؤلف آن، در ذکر اکثری از عالمان و پژوهشگران شیعه حمد گردیده و با تعابیر والایی از او خاطر کرد‌ه‌اند.[۸] [۹] [۱۰] [۱۱] بعضا از دانشمندان، خصوصیت‌های دیگری برای تعبیر و تفسیر ابوالفتوح رازی ذکر کرده‌اند.

دقت به تناسب کلمه و واژه‌ها برای شعور خوب آیه ها.
تبیین مقام اهل بیت(ع) خصوصا امام علی(ع) از لهجه معارضان.
سود‌گیری از اشعار فارسی در توضیح نشانه‌ها قرآنی.
تامین از مدرسه کلامی و فقاهتی تشیع با دلایل عقلی و نقلی.[۱۲]
با این که تعبیر ابوالفتوح در چاپ‌های تازه ۲۰ جلد را به خویش تخصیص داده میباشد ولی مولف در پیشگفتار تصریح کرده که اين كتاب-ان‌شاءالله -از ميانۀ اطناب و اختصار بود،اطنابى كه مُمِلّ(خسته کننده) نباشد و اختصارى كه مُخِلّ(مُختَل کننده) نباشد و شرط آن میباشد كه هر آيت كه بدو رسيم يا هر لفظ و هر قصّه،آنچه شرط میباشد در وی گفته گردد زیرا آن آيت يا آن لفظ مكرّر گردد در قرآن،حواله بر گفته كرده خواهد شد. [۱۳]

به کار گیری عظیم از منابع فقهى و كلامى فرق متفاوت و مباحث تاريخى و قصص و حتى اسرائیلیات[مستلزم منبع] [۱۴]ابوالحسن شعرانی تالیف کننده تعلیقات بر تعبیر و تفسیر روض الجنان براین اطمینان میباشد که قطعا در تعبیر و تفسیر رازی مطلبی خلاف اصول آیین مانند جبر،اختیار، عدل، امامت و تجسم چیزی نیافته میباشد. [۱۵]
نگاهی به محتوا
اولیه مقاله تعبیروتفسیر ابوالفتوح بعداز پیشگفتار در فصل اولیه تقسیم آیه‌ها قرآن از نگاه مفهوم به چهار گروه میباشد ۱- آیاتی که فهمش وعلمش از آنِ خداست ومصلحت را خدای احکم الحاکمین در عدم ذکر چشم میباشد مانند آیه ۸۵ سوره بنی اسرائیل وَ یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی و درباره روح از تو می پرسند، بگو: «روح از [سنخ‌] دستور آفریدگار اینجانب میباشد و آیه ۱۸۷ سوره اعراف یسْئَلُونَک عَنِ السّٰاعَةِ أَیٰانَ مُرْسٰاهٰا قُلْ إِنَّمٰا عِلْمُهٰا عِنْدَ رَبِّی لاٰ یجَلِّیهٰا لِوَقْتِهٰا إِلاّٰ هُوَ. از تو درباره قیامت میپرسند [که‌] وقوع آن چه وقت میباشد؟ بگو: «دانش آن، فقط نزد آفریدگار اینجانب میباشد.۲- آیاتی که ظواهر لفظ وی بر طبق معنا وی بود در لغت عرب و آن را سفت خوانند،مانند: قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ بگو: «اوست خدای یگانه» سوره اخلاص آیه ۱ و آیه ۱۷۱ سوره نساء إِنَّمَا اللهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ آفریدگار تنها معبودی یگانه میباشد.۳- آیاتی که مجمل میباشند و از ظاهرشان خواسته تفصیلی را نمی‌قدرت فهمید و نیاز به گستردن و گستردن دارااست مانند: آیه۴۳ سوره بقره وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ و نماز را بر پا دارید، و زکات را بدهید. و مانند آیه ۹۷ سوره آل عمران وَ لِلهِ عَلَی النّٰاسِ حِجُّ الْبَیتِ و برای خداوند، حج آن منزل، بر ذمه عموم میباشد. ابوالفتوح درتوضیح این عهد افزوده میباشد: شرح نماز و چگونگی آن و اوضاع زکات و کمیت آن و افعال حجّ و احکام آن تا شارع-علیه‌السلام-ذکر نکند و شرح ندهد،ما‌را رویکرد نباشد به آن.۴- آیه ها متشابه می باشند که لفظش مشترک فی مابین دو معنا یا این که بیشتر میباشد، و فقط با صحبت رسول و امامان و یا این که ادله می‌قدرت یکی احتمال ها را برگزید.[۱۶]

بازدید : 28
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 13:45

هاجَر همسر ابراهیم(ع) و مامان اسماعیل. هاجر کنیز سلطان مصر بود که به ساره، همسر ابراهیم، کادو داده شد و ساره اورا به ابراهیم فروخت و بعد از مدتی اسماعیل را به عالم آورد. بعد از ولادت اسماعیل، در‌پی حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر و فرزنددار نشدن خویش، ابراهیم به فرمان پروردگار هاجر و فرزندش را از شام به مکه که در آن روز بیابانی کم آب بود و هیچ کس در آن مستقر خلا منتقل کرد. سازه به نقل تورات، برخلاف منابع اسلامی، مهاجرت هاجر، بعداز به دنیا آمدن اسحاق و سوای ملازمت ابراهیم بوده میباشد. مزار هاجر در محل حجر اسماعیل مسجد النبی کوهسنگی مشهد جای‌دارد.

فامیل
سازه بر نقلی، هاجر دختر شاه مصر بوده که بعداز کودتا گروهی از عموم عین‌الشمس بر فرمان روا مصر، به بردگی گرفته گردیده و به شاه نو مصر فروخته گردیده است.[۱] در روایتی تاریخی، رسول اکرم(ص)، از اصحابش منظور بود تا با عموم مصر به نرمی خلق نمایند؛ به این دلیل‌که هاجر از آنها بوده میباشد.[۲] بنابر گزارش ابن اثیر، حضرت ابراهیم نزدیک به ۷۰ سالگی از سوی پروردگار مأمور شد از بابل مسافرت نماید؛[۳] از این‌رو به یاور همسرش ساره، برادرزاده‌اش حضرت لوط و بعضا دیگر از پیروانش به مصر رفتند. پاد شاه مصر به ساره لحاظ سوء کرد و ابراهیم از روی تقیه خویش را اخوی ساره معرفی نمود. سازه بر گزارش ابن اثیر، هر توشه شاه قصد بدی نسبت به ساره داشت، دستش کم آب می شد. سه توشه این اتفاق تکرار شد تا اینکه پاد شاه از ساره خواست دعا نماید تا دست وی به وضعیت نخستین آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگردد.

بعداز دعای ساره سلطان او‌را آزاد کرد و هاجر را که کنیزی قبطی بود به وی کادو بخشید.[۴] به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی کرده‌باشد با منزلت نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۵] همینطور مطابق روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم در‌این داستان ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست پاد شاه کم آب میشد به دعای ابراهیم بود که دست وی به موقعیت پیشین رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد برمی‌گشت.[۶]

ماجرای مسافرت از شام به مکه
ابراهیم از ساره فرزنددار نمی شد، از این رو ساره، هاجر را به وی فروخت تا شاید ابراهیم از وی صاحب و مالک فرزند خواهد شد.[۷] مدتی بعد از آن که هاجر اسماعیل را به عالم آورد،[۸] باعث اندوه ساره شد؛ به این دلیل‌که خویش فرزندی نداشت.[۹] بعداز ولادت اسماعیل و حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر، معبود به ابراهیم دستورداد تا اسماعیل و مادرش را از شام به میهن مکه منتقل نماید.[۱۰] ابراهیم آن دو را به مکه که در آن روز بیابانی کم آب و فارغ از سکنه بود، منتقل کرد و در محلی که بعد ها منزل پروردگار در آنجا مرمت شد، در حوالی چاه زمزم فعلی گذاشت.[۱۱] اسم هاجر در قرآن نیامده ولی در سوره ابراهیم به ماجرای نقل جای وی از شام به مکه اشاره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۱۲]

هاجر خطاب به حضرت ابراهیم:«آیا مارا در سرزمینی که خیر انیسی، خیر آبی رنگ و خیر غذایی در آن می‌باشد می گذاری. ابراهیم به وی اذعان کرد: خدایی که منرا بدین شغل امر داده، شمارا کفایت می‌نماید.» [۱۳]

بر مبنا روایتی که از امام درست گو(ع) آورده شده، وقتی که ابراهیم، هاجر و اسماعیل را در مرز و بوم مکه گذاشت و رجوع، اسماعیل تشنه شد و هاجر برای یافتن آب، هفت توشه مسافت دربین دو کوه صفا و مروه را رفت و بازگشت، البته آب پیدا نکرد. هاجر، زمانی مجاورت اسماعیل آمد، روئت کرد وی از تشنگی پا بر زمین کشیده و آب از ذیل پایش آغاز به جوشیدن نموده است که به چاه زمزم دارای شهرت میباشد. این رخداد سبب ساز وجوب کوشش فی مابین صفا و مروه به‌تیتر یک کدام از انجام حج دانسته گردیده‌است.[۱۴]

سازه بر منابع اسلامی، مسافرت هاجر قبل از میلاد اسحاق و به جهت حزن ساره از فرزنددار شدن هاجر بوده میباشد؛ [۱۵] درحالی‌که سازه به نقل از تورات، هاجر بعداز ولادت اسحاق نقل‌جای نموده است[۱۶] در تورات، استدلال امر معبود به ابراهیم برای جابجایی هاجر و اسماعیل از شام به مکه، اینگونه تعریف گردیده که ساره روئت کرد اسماعیل، اسحاق را آزار می دهد، به ابراهیم ذکر کرد فرزند این کنیز (هاجر) با وجود فرزند اینجانب، اسحاق، نمی‌تواند وارث تو باشد؛ وی و فرزندش را از منزل خارج کن.[۱۷] همینطور سازه به نقل از تورات و برخلاف احادیث اسلامی[۱۸] ابراهیم در‌این مهاجرت، هاجر و اسماعیل را ملازمت نکرده میباشد.[۱۹]

وفات

تصویر حجر اسماعیل و محل دفن هاجر.
هاجر سازه به نقلی در ۹۰ سالگی وفات نمود[۲۰] مبنی بر با حدیثی از امام راستگو(ع)، اسماعیل، هاجر را در محل حجر اسماعیل دفن نمود و قبرش را مرتفع قرار اعطا کرد و بر روی آن دیواری سازه نمود تا عموم روی آن رویه نروند.[۲۱]

سازه به برخی احادیث، به احترام قبر او میباشد که مسلمانها هنگام طواف کعبه بدور حجر میگردند و نباید باطن آن شوند تا پا روی قبر هاجر نگذارند.[۲۲]

بازدید : 10
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:21


ضیاءالدین علی بن ملا محمد عراقی دارای اسم و رسم به‌ آقاضیاءِ عِراقی؛ (۱۲۷۸-۱۳۶۱ق) فقید و اصولی قرن چهاردهم قمری بود. او نزد اساتیدی زیرا سید محمد فشارکی، آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی علم آموزی کرد. آقاضیاء را از استادان معروف اصول فقه و از احیاکنندگان این دانش به‌شمار آورده‌اند. سید محمدتقی خوانساری، سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم و میرزا هاشم آملی برخی از شاگردان مسجد النبی کوهسنگی مشهد اویند.

معاش
آقاضیاء عراقی در سال ۱۲۷۸ق در اراک (فرمان روا‌آباد) دیده به جهان گشود. پدرش ملا محمدکبیر کزازی عراقی (اراکی) دارای اسم و رسم به آخوند بزرگ بود. آقامحسن اراکی عالم، واقف و احیاگر اراک و آقاضیاءالدین اراکی که مسجد و مکتب علمیه آقاضیاء در اراک به اسم وی میباشد، دو بدن از خالو‌های وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشند.

او در شب دو شنبه ۲۸ ذی‌القعده ۱۳۶۱ق/ ۱۶ آذر ۱۳۲۱ش[۱] در نجف اشرف درگذشت و در ضلع غربی صحن مقبره امیر المؤمنین در حجره دوم سمت چپ ورودی باب غربی دارای شهرت به باب العماره به خاک امانت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲]

علم آموزی
آقاضیاء مقدمات علم ها شرعی را در زادگاهش، نزد بابا و یک‌سری بدن دیگر از فضلای آن دیار فرا گرفت. آن گاه به اصفهان رفت و از آقا سید محمدهاشم چهارسوقی، جهانگیرخان قشقایی، ابوالمعالی کلباسی به کار گرفت. سرنوشت به عراق رفت و در سامرا و نجف به ادامه علم آموزی پرداخت. بعضی از اساتید وی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبارتند از:

محمدکاظم خراسانی
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
حبیب‌الله رشتی
فتح‌الله غروی اصفهانی
سید محمد فشارکی
حسین خلیلی تهرانی
ابراهیم محلاتی شیرازی
آقاضیاء گزینه احترام استادان خویش بود و از شاگردان ممتاز آخوند ملامحمدکاظم( آخوند خراسانی) شناخته می شد. وی با عبدالکریم حائری یزدی هم سن و هم دعوا بود.[۳]

درس دادن
آقاضیاء حدود ۶۰ سال در نجف درس بیرون فقه و اصول درس دادن کرد. پس از وفات استادش آخوند خراسانی(۱۳۲۹ق) تنی چند از شاگردان آخوند در مجلس درس او حضور می‌یافتند. مطهری(۱۲۹۸-۱۳۵۸ش.) براین یقین میباشد که در حین سر کردگی سید ابوالحسن اصفهانی از نگاه درس دادن و علمیت دو نفر حوزه نجف را رئیس می‌کردند یکی از محمدحسین غروی و دیگری آقاضیاء عراقی. [۴]سید موسی شبیری زنجانی از پدرش سید احمد زنجانی اینگونه نقل کرده‌میباشد که دو نفر را دیدم که از لحاظ ذکر نظیر نداشتند که یک کدام از آن‌ها آقاضیاء بود.[۵] به گفته آیة‌الله شبیری زنجانی با آنکه شاگردان آقاضیاء عراقی مرجع شدند اما خودش به مرجعیت نرسید.[۶]

شاگردان

اذن اجتهاد آقا ضیاء عراقی به مهدی مهدوی لاهیجی (۱۳۱۳-۱۴۱۳ق)
ده‌ها نفر از طلّاب در محضر او علم آموختند و به رتبه اجتهاد رسیدند. شاگردان پر اسم و رسم او عبارت‌اند از:

سید محمدتقی خوانساری
سید احمد خوانساری
محمدحسن علامی
سید محمدکاظم عصار
میر سید علی یثربی کاشانی
سید محسن طباطبائی حکیم
حسین حلی[۷]
سید ابوالقاسم خویی
سید جواد حسینی خامنه‌ای[۸]
سید عبدالاعلی سبزواری
سید محمود حسینی شاهرودی
سید عبدالله موسوی شیرازی
سید عبدالهادی شیرازی
سید محمدرضا گلپایگانی
سید محمدهادی میلانی
سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی
هاشم قزوینی[۹]
محمدتقی بهجت
میرزا هاشم آملی
محمدتقی بروجردی
سید ابوالحسن شمس‌آبادی
سید حسین آل‌علی شاهرودی
سید صدرالدین صدر
سید عبدالحسین طیب
سید ابوالقاسم کاشانی
محمدرضا مظفر
محمدحسین نجفی
سید حسن موسوی بجنوردی
مهدی مهدوی لاهیجی
بنابر نقل سید موسی شبیری زنجانی، اعلم شاگردانش، روضه خوان محمدحسن عَلّامی و سید محمدتقی خوانساری بودند و پس از آن ها سید علی یثربی کاشانی و سید احمد خوانساری نسبت به دیگر افراد پررنگ بودند.[۱۰]

اثرها علمی
آقاضیاء اثراتی در موضوع فقه و اصول تألیف کرده‌میباشد که مهمترین آنان مقاله‌ها الأصول میباشد. اثرها وی به قرار پایین میباشد:

تألیفات

مقاله ها الاصول
کناره خاصیت ها الأصول
الحاشیة علی بیع‌المکاسب
تعلیقة استدلالیة علی العروة الوثقی
رسالة فی استصحاب‌العدم‌الازلی
رسالة فی‌ اللباس‌المشکوک
روائع‌الامالی فی فروع‌العلم‌الاجمالی
گستردن تبصرة المتعلمین علامه حلی (کتاب‌البیع)
تفصیل تبصرة المتعلّمین علامه (در معاملات)
کتاب القضاء گستردن تبصرة المتعلمین
احکام الرضاع
تقریرات

تقریراتی از دروس فقه و اصول آقاضیاء مندرج‌میباشد. مهمترین آن ها نهایة الأفکار میباشد که روحانی‌ محمدتقی بروجردی(درگذشت:۱۳۹۱ق)[۱۱] این کتاب را به حامی ۴ زمان حضور در درس اصول آقا ضیاء نوشته‌ میباشد. بقیه تقریرات عبارتند از:

الأصول، نوشته ابوالفضل نجم‌آبادی
الرسائل الفقهیة، نوشته ابوالفضل نجم‌آبادی
حاشیة المکاسب، نوشته ابوالفضل نجم‌آبادی
کتاب القضاء، نوشته ابوالفضل نجم‌آبادی
بدائع الافکار فی الأصول، نوشته میرزا هاشم آملی
المحاضرات فی فقه الرهن، نوشته میرزا هاشم آملی
تحریر الأصول، نوشته مرتضی مظاهری نجفی
منهاج الأصول، نوشته محمدابراهیم کرباسی

بازدید : 33
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:09


منابع خطبه
خطبه غدیر از سه روش از نبی(ص) نقل گردیده است: امام باقر(ع)،[۱۴] حذیفة بن یمان[مستلزم منبع] و زید بن ارقم.[۱۵] متن خطبه غدیر در کتاب‌هایی همانند روضة الواعظین،[۱۶] الاحتجاج،[۱۷] الیقین،[۱۸] نزهة الکرام،[۱۹] العُدَدُ القَویة، التحصین، الصراط المستقیم و نهج الایمان نقل مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.

خطبه غدیر با اختلاف در بعضا جزئیات و عبارت‌ها در منابع گوناگون شیعی و اهل سنت نقل گردیده است. در بخش اعظمی از منابع، متن بی نقص خطبه نیامده میباشد و نویسندگان به نقل فرازی اکتفا کرده‌اند که در آن امام علی تحت عنوان مولای مسلمان ها معرفی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

مثلا منابع شیعی عبارتند از: ثابت الهداة،[۲۰] احقاق الحق،[۲۱]الاختصاص،[۲۲]البرهان،[۲۳] المناقب،[۲۴]بحار الانوار،[۲۵] معانی الاخبار،[۲۶]العمدة،[۲۷] الامالی،[۲۸] علل الشرائع،[۲۹] عیون خبرها الرضا،[۳۰] کشف الغمة،[۳۱]مستدرک الوسائل،[۳۲]امالی،[۳۳] تبیان[۳۴] تعبیر و تفسیر عیاشی[۳۵] تعبیر قمی[۳۶]الجواهر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد السنیة.[۳۷]

در کتاب‌های اهل‌سنت همانند الاستیعاب[۳۸] انساب الاشراف،[۳۹] تاریخ الکبیر بخاری،[۴۰] نظم درر السمطین،[۴۱] ینابیع المودة،[۴۲] تذکرة الخواص،[۴۳] مسند ابن حنبل،[۴۴]المناقب (ابن مغازلی)،[۴۵]المناقب (خوارزمی)،[۴۶]المستدرک علی الصحیحین،[۴۷] الطبقات الکبری،[۴۸]سنن ابن ماجة،[۴۹] فرائد السمطین،[۵۰] الفصول المهمة،[۵۱] سنن النسائی،[۵۲] تفصیل نهج البلاغة،[۵۳] شواهد التنزیل،[۵۴] درست مسلم،[۵۵] تعبیروتفسیر فخر رازی[۵۶] خصائص النسائی[۵۷] روح المعانی،[۵۸] و سنن الترمذی[۵۹] نیز به آن اشاره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.

حدیث غدیر

خوشنویسی اینجانب کنت مولاه فعلی مولاه به خط ثلث ساخت‌و‌ساز سال ۱۴۰۴ش.
عبارت «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِی مَولاهُ (هرکه اینجانب مولای وی هستم، این علی مولای اوست.)» که بخشی از خطبه غدیر میباشد، با تیتر حدیث غدیر به شهرت رسیده است.[۶۰] به گفته علامه طباطبایی این حدیث، پشت سرهم بوده و از تعداد متعددی از صحابه نقل گردیده‌است و اکثری از علمای شیعه و سنی به تواتر آن اعتراف کرده‌اند.[۶۱] بعضا عالمان اهل‌سنت همانند سَمْهُودی، از عالمان شافعی مذهب در قرن نهم و دهم قمری، این حدیث را درست و سوای گونه های شمرده‌اند.[۶۲] ابن حجر عَسْقلانی، از علمای پر رنگ اهل‌سنت درگذشت ۸۵۲ق، گفته این حدیث از روش‌های فراوانی گفته شده که بیشتر آنان درست یا این که حسن میباشند.[۶۳]

راویان حدیث غدیر
علامه امینی در کتاب الغدیر، ۱۱۰ نفر از صحابه[۶۴] و ۸۴ نفر از تابعین[۶۵] و ۳۶۰ نفر از علمای اهل‌سنت[۶۶] از اولِ قرن دوم تا قرن چهاردهم را اسم می برد که‌این حدیث را نقل کرده‌اند.[۶۷] بعضا از مهم ترین صحابی راوی این حدیث عبارتند از: امام علی(ع)، امام حسن و امام حسین(ع)، امام باقر(ع)، ابوبکر، قدمت، عثمان، عایشه، ام سلمه، زید بن ارقم، جابر بن عبدالله انصاری، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، سلمان فارسی، عمار یاسر، ابوذر غفاری، اصبغ بن نباته و ابوهریره.[۶۸] ابن‌مغازلی از ابوالقاسم ادب بن محمد نقل کرده که‌این حدیث را صد نفر که عشره مبشره هم جزو آنها بوده، نقل کرده‌اند.[۶۹]


تابلوی «فوق ایدیهم» با مورد بیعت با امام علی در غدیرخم. تاثیر حسن روح‌الامین.
دلالت حدیث
متکلمان شیعه برای ثابت حقانیت و حق تقدم حضرت علی(ع) برای خلافت و امامت، بدین حدیث استناد کرده‌اند.[مستلزم منبع]

شیعه‌ها معتقدند که لفظ مولی درین ماجرا با دقت به قرائن و شواهد درون و سوا متن حدیث، به معنای او‌لین در تصرف میباشد و به عبارتی‌طور که نبی (ص) نسبت به کارها مسلمان‌ها از خودشان سزاوارتر بود، امام علی(ع) نیز دارنده اینگونه اولویتی میباشد. با ثابت اینگونه اولویتی، امامت نیز اثبات میگردد؛ چون اَعراب، کلمه او‌لین را فقط در موردی به عمل می برند که فرد مولی، سرپرستی کسانی را بر ذمه دارااست و اوامر وی برای آن اشخاص دارای اعتبار و مقبول میباشد[۷۰] و هنگامی حق تقدم در تصرف اثبات شد، حق تقدم وی در مجموع نصیب‌های معاش مسلمان‌ها اثبات می گردد، به عبارتی‌سیرتکامل که رسول (ص) اینگونه اولویتی داشت:اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ (ترجمه:فرستاده به مؤمنان از خودشان سزاوارتر میباشد.)[سوره احزاب–۶]

احتجاج‌های حضرت علی(ع) و اهل بیت با این حدیث از اولی مثال‌های استعمال از این حدیث بوده میباشد.

با این حالا، علمای اهل سنت همانند فخر رازی، تفتازانی و جرجانی معتقدند که واژه و کلمه «البته» در‌این حدیث به معنای صاحب و مالک سپردن و او‌لین در تصرف وجود ندارد؛ بلکه به معنای دوست و ناصر میباشد.[۷۱][۷۲] [۷۳]

علمای شیعی در جواب به‌این ادعاها گفته‌اند:

اولا: خویش علمای اهل سنت تصریح کرده‌اند که مولی به معنی او‌لین در تصرف و صاحب و مالک سپردن نیز به عمل رفته میباشد.[۷۴]

ثانیا: به کار گیری‌نشدن یک واژه و کلمه به مکان دیگری، نشان هم‌معنی نبودن آنان وجود ندارد؛ به عنوان مثالً با اینکه به نظریه خویش اهل سنت، واژه و کلمه ناصر یکی معانی واژه و کلمه مولی میباشد، نمی‌قدرت مولی را به مکان آن به فعالیت پیروزی.

ثالثا: استعمالٔ دو واژه و کلمه مترادف و هم معنی به مکان یکدیگر، در جایی صحت دارد که مانعی وجود نداشته باشد. در اینجا به خیال و خاطر وجود بازدارنده، نمی‌قدرت این دو را به مکان یکدیگر به شغل پیروزی؛ چون «او‌لین» تنها با کلام اضافه «اینجانب» به عمل می‌رود، البته واژه و کلمه «مولی» اینگونه وجود ندارد. به‌این انگیزه، نمی‌اقتدار در یک گزاره این دو واژه و کلمه را به مکان یکدیگر به شغل پیروزی.[۷۵]

بازدید : 20
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:59


لا محمدباقر در اصفهان نزد میر سیدحسین معلم و روحانی محمدباقر نجفی تحصیلات را طی کرد و در سال ۱۲۷۲ق از استادش معلم، اذن اجتهاد را اخذ کرد.[۴] او سفری به نجف داشت و از عالمان حوزه علمیه نجف هم استفاده نمود.[۵] همینطور اذن‌ای از میرزا محمدحسن شیرازی به وی در کتاب ها اذن تصویب شد‌ه‌است.[۶] درس بیرون فقه و اصول وی در مسجد محله جدید اصفهان برگزار مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشد.[۷]
جلال‌الدین همایی تاریخ‌نگار اهل اصفهان، نوشته‌های دینی و قضایی فشارکی را ادله بر پختگی و رتبه بهتر فقاهت وی تعریف می‌نماید، به سیرتکامل‌ای که خاصیت از ادراک ظریف احکام و نوشته‌های قضایی‌اش عاجزند.[۸]

اثر ها
ملا محمدباقر فشارکی حدود ۳۰ تاثیر در موضوعات متفاوت تألیف نموده است. کتاب تیتر الکلام در گستردن دعاهای روزهای ماه رمضان و بیان فضیلت ها و مصائب اهل‌بیت، به عنوان مثال اثر ها پر اسم و رسم اوست. این کتاب به‌عامل برخی مواعظ حدیثی و داستانی و نوحه‌های جانور در آن، آیتم استناد اهل منبر بوده میباشد.[۹] دیگر اثرها وی به‌این تفصیل آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد:

ذخیرة العباد،
تنزیه المؤمنین،
آداب الشریعه (تلخیص و تهیه و تنظیم کتاب حلیة المتقین)،
آداب نماز شب،
اسباب و اثاث الفقر و الغناء و المغفرة،
رساله‌ای در غناء،
رساله معرفت،
اربعین (در تفصیل چهل حدیث)،
تحفة المسعودیة (در امر امامت)،
عشریه (مرتبط با دهه‌های نخستین و دوم و سوم محرم و رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دهه انتها صفر)،
ذخیرة المعاد (درباره‌ی اصول آیین)،
کناره بر مقررات، لمعه، فرائد، متاجر،
رساله‌هایی در عصمت، صوم، صلات، خمس، زکات و...[۱۰]
شغل‌های اجتماعی و مذهبی
محمدباقر فشارکی بعد از برگشت از نجف به اصفهان، در مسجد قطبیه در محله چهارسو و مسجد محله جدید بازار، نماز جماعت اقامه می کرد و مجلس وعظ و خطابه داشت. فتوا و قضاوت در کارها شرعیه و مراسم احیای شب‌های آدینه در تخت فولاد هم پا با تلاوت دعای کمیل، از سایر نرم افزار‌های فشارکی در شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد اصفهان بود.[۱۱]

تحریم تنباکو
در ماجرای تحریم تنباکو دو برخورد از ملا باقر فشارکی گزارش شد‌ه‌است. یک کدام از اینکه علمای اصفهان به رهبری محمدتقی آقا نجفی اصفهانی به مخالفت با تفاهم نامه رژی پرداختند و ملا محمدباقر نیز به تبع آن، فتوا به تحریم تنباکو بخشید.[۱۲] گزارش دیگری نیز حکایت از مخالفت فشارکی با فتوای پر اسم و رسم یعنی تحریم تنباکو داراست و این عدم ملازمت با عالمان سبب شد تا حدودی از نفوذ و وجهه وی بین عموم کاسته گردد.[۱۳]

بازدید : 22
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:59


طِفْلان مُسْلِمْ عنوانی که در برخی منابع تاریخی برای اشاره به دو نوجوان از کاروان اسرای کربلا به اسم‌های محمد و ابراهیم به شغل برده گردیده که بعداز شهید شدن امام حسین(ع)، به دست یک کدام از لشکریان عبیدالله بن زیاد به شهید مسجد النبی کوهسنگی مشهد شدن رسیدند.

درباره اسم بابا این دو نوجوان و کیفیت گریزو فرار آنان در منابع تاریخی اختلاف حیث وجود داراست. روضه خوان صدوق در کتاب امالی، آنها‌را دو فرزندان مسلم بن عقیل می داند که در کوفه زندانی شدند و از آنجا فرارو گریز کردند؛ در مقابل، طبری و خوارزمی آنها‌را فرزندان جعفر طیار یا این که عبدالله بن جعفر معرفی کرده‌اند که پس از اتفاق روز عاشورا از کربلا به سمت مسیب فرار و گریز آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کردند.

آرامگاهی در شهر مُسَیِّب مجاورت کربلا میباشد که آن را به طفلان مسلم منتسب می‌نمایند. سریالی نیز به اسم طفلان مسلم در تلویزیون کشور‌ایران تنظیم رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده‌است.

محمد و ابراهیم
از تاریخ به دنیاآمدن و معاش محمد و ابراهیم با تیتر طفلان مسلم بن عقیل اطلاعی در مشت وجود ندارد و فقط در بعضا منابع تاریخی مثلا امالی روضه خوان صدوق، مقتل الحسین خوارزمی،[یادداشت ۱] و تاریخ طبری [یادداشت ۲] به ماجرای اسارت و شهید شدن دو نوجوان از ملازمان امام حسین(ع) بعد از اتفاق کربلا اشاره شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد‌ه‌است.[۱]

تفصیل ماجرای قتل طفلان مسلم
مبنی بر گزارش روحانی صدوق و خوارزمی، بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش در اتفاق کربلا در سال ۶۱ هجری و اسارت اهل بیت(ع)، دو پسر خرد به اسم محمد و ابراهیم از لشکر عبیدالله بن زیاد گریز کردند. آنان پس از مدتی پیاده‌روی به منزل زنی که شوهر وی عبدالله بن قطبه طایی نبهانی،[۲] از لشکریان ابن زیاد بود، مدد بردند؛ البته با وجود کارایی آن زن در نهفته کردن محمد و ابراهیم، سرنوشت به دست شوهر آن زن افتادند. آن مرد دو نوباوه را کنار فرات موفقیت و راز از بدن‌شان غیر وابسته کرد و پیکرشان را در فرات افکند و سرهای آن دو را برای اخذ محرک، نزد ابن زیاد پیروزی. ابن زیاد بعداز شنیدن قصه، امر به قتل آن مرد اعطا کرد و در به عبارتی مکان قتل کودک ها او‌را کشتند.[۳]

تفاوت نقل‌ها
گزارش ماجرای شهیدشدن دو نوجوان از کاروان اسرای کربلا در منابعی زیرا تاریخ طبری، امالی صدوق و مقتل الحسین خوارزمی تفاوت‌هایی دارااست. روحانی صدوق سوای بیان اسم، آنها‌را فرزندان مسلم بن عقیل می داند که در کوفه اسیر بوده و پس از یکسال اسارت طاقت فرسا به یاری پیرمرد زندانبان که از ارادتمندان اهل بیت(ع) بود، از زندان گریز کرده و به شهر مسیب امان بردند و در آنجا به شهیدشدن رسیدند.[۴]، خوارزمی اسم آن‌ها‌را ابراهیم و محمد بیان کرده که از نسل و فرزندان جعفر طیار میباشند و بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) از دست لشکریان ابن زیاد فرارو گریز کرده و به شهر مسیب تامین بردند.[۵] طبری و بلاذری دو نوجوان را از فرزندان عبدالله بن جعفر دانسته‌اند که به منزل مردی از قوم طيّئ جانبداری بردند و وی آن دو را به شهیدشدن رساند.[۶]

نگرش‌ها
محدث قمی بعد از نقل گزارش روحانی صدوق میگوید: «کشته شدن این دو نوجوان با این چگونگی و این شرح در نزد اینجانب بعید میباشد، لکن اینجانب آن را به خیال متکی بودن به روحانی صدوق و رجال اسنادش بیان کردم.»[۷]


بارگاه قدیم طفلان مسلم
علامه شعرانی بعداز نقل روایت روضه خوان صدوق، با اشاره به حضور ابراهیم رجا، علی بن جابر و عثمان بن داوود در گواهی داستان صدوق که مجهول و ضعیف می‌باشند، اعتقاد دارد این داستان ضعیف میباشد و نمی‌اقتدار به آن پشت گرمی کرد اما از طرف دیگر از ضعف گواهی دانش به کذب داستان هم پیدا نمیشود.[۸] علامه شعرانی همینطور بعد از نقل داستان مناقب ابن شهر آشوب درباره دو نوجوان فراری از دست لشکر ابن زیاد، می گوید: زیرا این ماجرا از دو طرز بیان شده، می‌قدرت اصل قصه را عهده دار شد، اما اینکه از فرزندان مسلم بن عقیل بوده‌اند یا این که از فرزندان عبدالله بن جعفر، معلوم وجود ندارد. به لحاظ شعرانی ماجرا مناقب که آن‌ها از کربلا گریزو فرار کردند و به شهر مسیب دفاع بردند درست‌خیس به حیث میرسد؛ زیرا فاصله کربلا تا مسیب پنج فرسخ میباشد و قابلیت پیمودن این مسیر برای دو نوپا بیشتر میباشد تا پیمودن فاصله کوفه تا مسیب که بسیار وقتگیر میباشد.[۹]

نویسندگان دانشنامه امام حسین نیز گزارش‌های روحانی صدوق و خوارزمی را ضمن ضعف مدرک، بیشتر مشابه ماجرا‌سرایی میدانند؛ به همین ادله متن احادیث‌های آن‌ها‌را ضعیف چک کرده‌اند.[۱۰]

بازدید : 18
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:15

میرزا محمدهاشم بن زین‌العابدین خوانساری چهارسوقی (۱۲۳۵-۱۳۱۸ق) دانا شیعی که حدود سی سال در بخشی از کشور‌ایران مرجع تاسی شیعه‌ها بود. او در خوانسار نزد محمد باقر خوانساری، در اصفهان نزد صدرالدین عاملی و در نجف نزد روضه خوان مرتضی انصاری شاگردی کرد. ابو تراب خوانساری و سید محمد کاظم طباطبائی یزدی از شاگردان وی مسجد النبی کوهسنگی مشهد بودند.

خوانساری، اثراتی در فقه، حدیث، اصول، سخن، رجال و فلسفه نوشتن کرد. مبانی الاصول مهمترین تاثیر اصولی وی به شمار می آید. وی در ۱۳۱۸ق، در نجف درگذشت و در وادی السلام به خاک ودیعه شد. میرزا هاشم خوانساری، در سال ۱۲۳۵ق در خوانسار متولد شد. او در۱۷ رمضان[۱] ۱۳۱۸ق، هنگام رفتن به حج در نجف درگذشت و در وادی السلام دفن آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۲]

نسب
نوشته ی علمیٔ اساسی: بستگان خوانساری
میرزا هاشم فرزند زین العابدین خوانساری، نواده میر صغیر و اخوی محمدباقر خوانساری مالک روضات بود. بستگان خوانساری یکی خویشاوندان‌های شیعی کشور‌ایران میباشد که نسب آنان به امام کاظم(ع) می رسد. خوانساری تحصیلاتش را در زادگاهش استارت کرد وی درس‌های مقدماتی را نزد پدرش، زین العابدین خوانساری و برادرش محمدباقر در خوانسار فرا گرفت. بعداز درگذشت بابا بزرگش، ابوالقاسم جعفر بن حسین خوانساری پر اسم و رسم به میر صغیر (درگذشت ۱۲۴۰ق)، یاروهمدم بابا و خانواده به اصفهان مسافرت رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۳]

میرزا هاشم علم آموزی فقه، اصول و دیگر علم ها را در اصفهان استارت کرد. وی عمده تحصیلات خویش را نزد صدرالدین عاملی (د۱۲۶۴)، که او را بابا معنوی خود خوانده و بعد ها داماد وی هم شد، طی کرد.[۴] عاملی در اوایل جوانی محمدهاشم به اجتهاد او به صورت صریح بیان کرد و او‌لین شخصی بود که به وی اجازۀ اجتهاد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد بخشید.[۵]

خوانساری همینطور ده سال در درس فقه و اصول سید حسن بن علی معلم اصفهانی (درگذشت ۱۲۷۳ق) کمپانی کرد و در ۱۲۶۱ق از وی نیز اذن اجتهاد و داستان گرفت.[۶] این اذن‌طومار در انتها کتاب حلُّ العسیر فی حِلِّ العَصیر خوانساری چاپ شد‌ه‌است.[۷] وی بعداز سال‌ها علم آموزی در اصفهان به نجف رفت و علاوه بر درس دادن فقه و اصول، در درس روحانی مرتضی انصاری (د ۱۲۸۱) حاضر شد. روضه خوان انصاری اعتنا ویژه‌ای به وی داشت و محرمانه با او گفت‌و‌گو علمی میکرد. و به وی اجازۀ اجتهاد بخشید.[۸]
مرجعیت
خوانساری، حدود سی سال در بخشی از کشور ایران مرجع پیروی بود.[۱۳] ناصر الدین پاد شاه (حکومت: ۱۲۶۴-۱۳۱۳ق) به او دقت داشت و در رجوع و برگشت وی از مهاجرت مشهد به امر فرمانروا، عموم طهران از وی استقبال کردند.[۱۴] محمد حسن خان پشت گرمی السلطنة (صنیع الدوله) که در دورۀ ناصرالدین فرمان روا وزارت انطباعات و مناصبی دیگر را بر ذمه داشت از عده ای میباشد که میرزا محمدهاشم را در طهران ملاقات کرده و اورا ستوده میباشد.[۱۵] اورا فقیهی عارف، خداترس، متفحص و مولف‌ای کوشاو سخت کوش دانسته‌اند.[۱۶] و در رثایش قصیده‌هایی سروده‌اند.[۱۷]

اثر ها
خوانساری اثراتی در فقه، حدیث، اصول، حرف، رجال و فلسفه داراست، مثلا:

رسالة الذّبیحیه؛ اولیه تاثیر دینی وی دربارۀ حکم ذبایح اهل کتاب میباشد. که آن را به توصیۀ استادش، صدرالدین عاملی تألیف کرد.[۱۸]
احکام الایمان؛ رساله عملیه وی به فارسی میباشد که احکام عبادات تا انتها روزه را در بردارد. او این رساله را به درخواست ناصرالدین فرمان روا قاجار نوشت.[۱۹] او رسالۀ عملیۀ دیگری نیز دارااست که مشمول عبادات و معاملات میباشد این تاثیر در ۱۳۱۰ق و ۱۳۱۷ق علاوه بر دسته‌ای با تیتر شش رساله چاپ گردیده‌است.[۲۰] در این شرکت تاثیر کلامی مختصری به فارسی با اسم اصول الدین[۲۱] و رساله‌های فارسی صِیغ العُقود، صوم و مناسک حج نیز چاپ شد‌ه‌است.[۲۲]
لبه بر ریاض المسائل
تفصیل الدرة النجفیة محمد مهدی بحرالعلوم.[۲۳]
خوانساری در جوانی بعضی ابواب اصول فقه مانند اصل برائت، استصحاب، اجماع منقول و آوازه را به نظم در آورده که به اسم «منظومة لطیفة فی بازرسی المطالب الاصولیة» منتشر گردیده‌است.[۲۴]
الاستصحاب[۲۵]
کناره بر معالم الدین حسن بن زین الدین عاملی
گستردن زبدة الاصول روحانی بهائی.[۲۶]
مبانی الاصول؛ مهم ترین کتاب اصولی. به حیث وی بخش اعظمی از مباحث اصول در منابع اصولی، وقتگیر و بی‌منفعت بود، از این رو در صدد برآمد اثری فشرده و جامع دربارۀ اصول اجتهادی و اصول عملی بنگارد.[۲۷]
اصول آل الرسول در آن گروه‌ای از روایات امامان شیعه را دربارۀ قواعد دینی و اصول فقه گرد آورده و به ترتیب مباحث اصولی تهیه نموده است. روضه خوان انصاری اتمام این کتاب را به او سفارش کرده بود.[۲۸]
از اثر ها اصلی خوانساری در زمینه ی حدیث و رجال، رساله‌ای دربارۀ اعتبار کتاب فقه الرضا منسوب به امام رضا(ع) میباشد.[۲۹] میرزا هاشم درین رساله درستی انتساب را به امام رضا(ع) نپذیرفته میباشد.[۳۰]
رسالة فی اوضاع و احوال ابی بصیر: دربارۀ اعتبار و وثاقت ابو بصیر مرادی میباشد، وی آغاز روایات نشانه بر عدم وثاقت ابوبصیر را نقل کرده و آن‌گاه به پاسخگویی و حفاظت از وثاقت او پرداخته میباشد.[۳۱]
مجمع الفوائد و مخزن الفرائد تنی چند از اثرها خوانساری مثلا کتاب مبانی الاصول و برخی رساله‌های حافظه گردیده، در این شرکت و در طهران ۱۳۱۷ق چاپ سنگی شد‌ه‌است.
حلّ العسیر فی خلّ العصیر(رس‍ال‍ة ف‍ی‌ ح‍ل‌ّ ال‍ع‍س‍ی‍ر ف‍ی‌ اح‍ک‍ام‌ ال‍ع‍ص‍ی‍ر)
گروه مقالاتی با اسم (المقالات اللطیفة فی المطالب المنیفة) که به مجمع الفوائد ضمیمه گردیده و دربردارنده مقالاتی دربارۀ مسائل متفرقۀ اصولی، دینی، کلامی، حدیثی و رجالی میباشد.
اربعون حدیثاً، دیگر تاثیر حدیثی خوانساری میباشد که آن را تألیف و تفصیل نموده است و ورژن‌ای خطی از آن در کتابخانه آیت‌الله گلپایگانی در قم وجود داراست.[۳۲]
تفصیل مشیخة الفقیه.[۳۳]
الفوائد الرجالیه.[۳۴]
اجازاتی برای برخی علما مثلا میرزا ابوالهدی کلباسی
الفلاحة: خلاصۀ دو کتاب نفائس الفنون[یادداشت ۱] و اَزهار الجنان میباشد.[۳۵]
معیار الانساب، خوانساری در ۱۲۹۹ آن را در گستردن درحال حاضر امام‌زاده‌های دارای اعتبار در اصفهان نگاشت[۳۶] و در سال ۱۳۳۲ش در قم با پیشگفتار و حاشیه ها احمد روضاتی به چاپ رسید.
کناره بر الاسفار الاربعة صدرالدین شیرازی که با اسم تنبیه الحکماء الابرار شناخته می‌گردد.[۳۷]
شعر

میرزا هاشم، ضمن سرودن منظومه‌های خاطر گردیده، قصاید و منظومه‌هایی دیگر به فارسی و عربی سروده که برخی از آن‌ها در دیوان الاکابر آمده میباشد. تخلص وی موسوی بود[۳۸] خوانساری اثر ها جانور در کتابخانه فردی خویش را نیز فهرست نموده است.[۳۹]

بازدید : 22
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:59


ورود به عرصه سیاست
صالحی نجف آبادی در جریان ملی شدن صنعت نفت با حضور در برخی از میتینگ‌های سیاسی که معمولاً سخنران آنان شمس قنات‌آبادی بود با جریان‌های سیاسی آشنا شد. وی برای اخذ تأییدیه‌ای برای کاندیداتوری شخصی در نجف‌آباد، به دیدار کاشانی رفت و از مجاورت با وی به گفتمان مسجد النبی کوهسنگی مشهد پرداخت.[۱۶]

با شروع نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش به جرگه مروّجین مرجعیت امام خمینی پیوست و در سال ۱۳۴۹ش اعلامیه‌ای در تأیید مرجعیت او منتشر کرد. این اعلامیه در کنار آلرژی‌هایی که پیرامون وی درباره کتاب شهید جاوید به وجود آمده بود، موجب دستگیری وی در مرداد ۱۳۵۲ش و تبعید شدن به برهه زمانی سه سال به شهرهای ابهر، تویسرکان و مهاباد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۱۷]

بعد از موفقیت انقلاب اسلامی

بزرگداشت هزاره روضه خوان طوسی در مشهد - اسفند سال ۱۳۴۸ش - از چپ به راست: صالحی نجف‌آبادی - علی دوانی - مرتضی مطهری - سید هاشم رسولی محلاتی - سید محمدباقر رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد حجتی و شخص ناشناس
صالحی بعداز موفقیت انقلاب اسلامی، در حوزه علمیه قم ماند و به عمل‌های علمی خاطر نشان نمود. در آغاز به درس دادن نهج البلاغه پرداخت و به‌تدریج با التفات یافتن مورد ولایت فقید در سال ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ دست به نظارت آن زد و از معنی انشایی ولایت عالم یا این که مشروعیت مردمی و انتخابی آن حمایت کرد. وی در آن مباحث برای نخسین بار عقیده دارای شهرت آن روز‌ها که اما دانا بایستی مجتهد اعلم باشد، را رد کرد و حیث بخشید البته فقید در گردآوری مجتهدان، مثل وزیر بهداری در گردآوری پزشکان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۸]
با شروع پیکار جمهوری اسلامی ایران و عراق به تحقیق دینی مورد جهاد در اسلام در ۷۳ گرد‌همایی درسی پرداخت. وی خلال نفی جهاد ابتدایی در اسلام به تفاوت اقوال فقها با قرآن و سیره نبوی اشاره می‌نماید و با اصل قرار دادن صلح در ارتباط ها فی مابین مسلمان‌ها با بقیه دول، به توجیه دفاعی بودن پیکار‌های رسول اسلام(ص) تلاش گماشت. صالحی در علاوه بر درس دادن موضوع جهاد، طی طومار‌ای، مسئولان مبارزه را به انگیزه تحریم کنفرانس طائف که به تحقیق نبرد کشور ایران و عراق می‌پرداخت، گزینه نقد قرار بخشید. این طومار که به طور خصوصی در اسفند ماه ۱۳۵۹ برای مسئولان نظام پیامبر گردیده بود، بعداز مدتی از بولتن نهضت آزادی منتشر شد.[۱۹] استفاده کننده طومار به طور غیرمستقیم امام خمینی بود. صالحی خواهان حضور کشور ایران در کنفرانس طائف در جهت گفتمان جمهوری اسلامی ایران با عراق برای حل مسأله پیکار گردیده بود.[۲۰] وی همینطور در‌این طومار از نمایندگان مجلس منظور بود در مواقعی که اهلیت آن را دارا هستند نظریات نمایند؛ هرچند موافق لحاظ امام خمینی نباشد. صالحی طرفدار مصاحبه بلاواسطه با عراق بود حتی معتقد بود می بایست سفارش دهنده مصاحبه کشور ایران باشد[۲۱] وی این طومار را در یک سری محصور به بعضی از سران کشوری داده بود؛ البته بیان کننده به دست امام هم رسیده بود و امام در جایگاه گیریش گفتمان را محکوم کرد.[۲۲] این طومار در سال ۱۳۸۸ در کتابی با تیتر «طومار سرگشاده درباره کنفرانس طائف و مسائل نزاع» منتشر شد.[۲۳].

شیوه پژوهشی
اگرچه ثمرات علمی صالحی درباره ی ناسوتی کردن آیین، اورا به جریان روشنفکری مجاورت و از حوزه جداگانه می‌تشکیل داد، البته وی برخلاف روشنفکران که در پارادایم سنت زیست نمی‌کردند و بر مبنای عقل امروزی به بازخوانی آموزه‌های فقهی می‌پرداختند، در باطن سنت می‌اندیشید و به عیب گیری اصولی باورهای متداوله زمان می‌پرداخت.[۲۴] استفاده عنصر عقل در استنباط مسائل دینی و تعبیر و تفسیر نشانه‌ها، رعایت اصول آرامش و تندرست انتقاد، خرافه‌گریزی، آزاداندیشی، استقلال علمی و نادر‌نویسی را از خصوصیت‌های وی در رسیدگی و کتابت دانسته‌اند.[۲۵]

صالحی معتقد بود می بایست شیوه تحقیقاتی و اجتهادی در ناحیههای علمیه اصلاح خواهد شد تا از رهگذر آن، تامل سنتی حوزه اصلاح شود. وی برخلاف منطق قدیم و معمول حوزه که شیوه هر دانش را جزء مبادی آن دانش نمی‌دانست، به طریق مداقه متعددی می‌اعطا کرد و منهجی خاص که همخوانی با متدولوژی‌های تازه بود در بازرسی‌های خویش به شغل میبرد.[۲۶]
او معتقد بود اندیشه فقهی بعد از بعدازظهر روضه خوان اثرگذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بالاخص درباره‌ی امامان از خلوص افتاده و در گیر بزرگ نمایی گردیده است.[۲۷] او برای اخذ آیین به بعدازظهر روحانی اثر گذار، سید مرتضی و روضه خوان طوسی بازمی‌خواهد شد و گویش آن‌ها‌را روایتی واقع بینانه‌خیس از معاش مومنانه تعبیر و تفسیر می‌نماید. از حیث او قرابت آن‌ها به بعدازظهر معصومان ترازو و حجتی برای انحنای فکر فقهی از قرن سوم به بعد از آن میباشد.[۲۸]
او ضمن نصّ قرآن، روح آن را که عدل و داد باشد، معیاری عام‌خیس برای تایید یا این که رد حدیث می‌دانست و بر مبنای آن به فتاوای شاذ بدن می‌بخشید.[۲۹]
صالحی با مفروض پی بردن ضرورت شک در هر آنچه که می‌فراگرفت، به ارثیه اسلامی، نگاهی مقدس‌آمیز نداشت و تمامی آنچه را می‌یافت اسطوره‌وار نمی‌نگریست، جز قرآن که برای وی نصاً و روحاً مقدس و میزان بود.[۳۰]
از طریقه صالحی در حالتی‌که آئین پیام جاودانه دارااست، بایستی هم به درد هر زمان بخورد و هم تک تک سرمشق‌ها و الگو‌هایش برای دیگرافراد تجارب‌پذیر خواهد شد و این تحجر و بزرگنمایی میباشد که آئین را برای الگوسازی برای بشر معاصر از فعالیت می‌اندازد.[۳۱]
پندار‌ها
صالحی در زمینه‌ی دانش امام نگرش خاصی داشت. او معتقد بود که مقتضای برهان بیشتراز این وجود ندارد که امام می بایست به کلیه احکام فقهی و مسائل موردنیاز عموم دانش داشته باشد البته دلیلی بر تدبیر امام از همه رویدادها قبلی و آجل نداریم.[۳۲]
یکی نگرش‌های مهم کتاب شهید جاوید طرح گفت و گوِ غرض امام حسین(ع) از قیام عاشورا بود که آن را تشکیل حکومت تیتر کرده بود.[۳۳]
او علاوه بر تایید حاکمیت ملی و نیز تأکید بر این مقاله که حکومت اسلامی می بایست رمز از قرائتی درآورد که هم مورد قبول اهل سنت واقع خواهد شد و هم نظام در میان الملل، به تفسیری از ولایت دانا پرداخت که هم خصائص شیعی بودن آن کمرنگ و هم ترازو تطابق آن با الگوهای دموکراسی بیشتر باشد. او بعد از برپایی حکومت اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، به شدت از ولایت انتخابی عالم و نقش عموم در مشروعیت‌دهی به آن امان کرد.[۳۴]
صالحی با تاکید بر اینکه حکومت می بایست از نقد استقبال نماید و با منطق با اپوزسیون [یادداشت ۱]واکنش کند، از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي و فقهی اپوزیسیون پشتیبانی و دولتمردان را به تصحیح و اصلاح درنگ فقهی خویش در ازای این اقلیت معترض دعوت نمود.[۳۵]
او دقت به مشترکات جان دار فی مابین فرق اسلامی را ضروری می‌دانست و اختلافات اعتقادی و شرعی آنها را خیر نماد‌ای از انحراف، بلکه سود طبیعی اجتهاد و تکفر آزاد برمی‌شمرد. او با اقامه دلایلی اعتقاد دارد که اجتهاد و تبعیت اهل سنت مجزی میباشد و در حالتی که مجتهدی شیعی در مواقعی فقه اهل سنت را درست‌خیس تشخیص دهد، قادر است به آن فعالیت نماید.[۳۶]
او برخلاف روحانیون سنتی که به دلایل جنسیتی، زنان را از ذمه ‌دار شدن مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی محروم میدانند، آن را نوعی ظلم بر کالا مخالف می‌انگارد و خواستار بازنگری در عامل و دلالت احادیث وارده در‌این باب میباشد.[۳۷]
یکی طریقه‌های صالحی نجف‌آبادی در مسائل اجتماعی، دقت وی به «تحمل مخالف» در سیره امام علی(ع) میباشد. وی در‌این مسئله می گوید :«در سیره حضرت علی(ع) مفاد بخش اعظمی چشم می گردد که افرادی در نظریه فقهی یا این که سیاسی یا این که دینی با امام(ع) مخالف بودند؛ البته پشتیبانی آنها را تحمل میکرد و به خیال و خاطر داشتن نظریه مخالف آنها‌را گزینه بی‌مهری قرار نمی‌بخشید.»[۳۸]

بازدید : 39
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 11:53

امام هادی(ع) امام دهم شیعه ها در حین حکومت معتز مسموم شد و به شهیدشدن رسید.[۳۶] امامت امام هادی(ع) حدود سه سال با حکومت معتز به طور همزمان بود. معتز به انگیزه دشمنی و بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع)[۳۷] و همینطور وضعیت و محبوبیت اجتماعی امام دهم شیعه ها درصدد از دربین برداشتن وی برآمد.[۳۸] آخر و عاقبت معتز امام را در سوم رجب سال ۲۵۴ق به شهیدشدن رساند.[۳۹] هرچند بعضی شهیدشدن امام را در طی معتمد عباسی و با دسیسه وی تیتر کرده‌اند.[۴۰] گردآوری‌ای معتقدند که امام هادی(ع) به امر معتز و سم معتمد به شهید شدن رسید.[۴۱] بعضا پژوهشگران با اشاره به شهیدشدن امام با مسمومیت از جانب معتز به اقوال عالمان و مورخان در این باره اشاره مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرده‌اند.[۴۲]

واکنش با امام حسن عسکری(ع)
حکومت معتز حدود 1سال با امامت امام حسن عسکری(ع) به طور همزمان بود.[۴۳] نقل شده او نسبت به امام عسکری(ع) نیز بغض و کینه داشت. به گفته بعضی پژوهشگران حکومت برای به انزوا کشیدن و زیر‌لحاظ به چنگ آوردن امام حسن عسکری(ع)، او را آیتم آزار قرار داده[۴۴] و به زندان افکند.[۴۵] معتز از زندان‌بان خویش مراد بود تا بر امام دشوار گرفته و وی را آیتم اذیت و آزار قرار دهد.[۴۶] بیان شده ادله دشوار‌گیری وی علم، آوازه و منزلت اجتماعی امام بود و همینطور دانش به اینکه وی بابا امام منتظری میباشد که شیعه‌ها برای سرنگونی حکومت ظالمان چشم به راه وی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد می‌باشند.[۴۷]

طبق ادعای پاره‌ای منابع، معتز تصمیم گرفته بود تا با خیانت‌ای امام عسکری(ع) را به شهید شدن برساند.[۴۸] وی به سعید حاجب امرکرد تا امام را به کوفه برده و به دور از دیده عموم، گردنش را بزند؛ البته معتز سه روز پس از این امر از خلافت خلع شد و به قتل رسید.[۴۹] آورده شده امام(ع) پیش از وقوع اتفاق، خبر کشته شدن معتز را به شیعه‌ها داده بود؛ چنان‌که در جواب به طومار یکی‌از یارانش بر طبق اظهار نگرانی از اراده معتز برای قتل حضرت به نتیجه ها شدن فَرَج بعداز سه روز اشاره نمود.[۵۰] به اطمینان بعضا مورخان معتز به وسیله امام عسکری(ع) گزینه نفرین قرار گرفت و از آفریدگار خلاصی از شر و آزار معتز را خواهان شد که بعد از دعای حضرت معتز از خلافت عزل رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد شد.[۵۱]

واکنش با شیعه‌ها
حالت سیاسی و اجتماعی شیعه ها که از فرصت مأمون عباسی به ادب نسبی رسیده بود، بعد از به حکومت وصال متوکل عباسی طاقت فرسا شد و گزینه فشار و اقدامات خصمانه قرار گرفتند.[۵۲] این سیاست در حکومت معتز نیز دنبال شد.[۵۳] نقل شده معتز عباسی با شیعه‌ها بسیار دشوار‌گیر بود.[۵۴] خلال امام هادی(ع) شماری از شیعه‌ها زیرا ابوهاشم جعفری[۵۵] حسن بن محمد عقیقی، محمد بن ابراهیم عمری[۵۶] و محمد بن علی عطار[۵۷] نیز بوسیله حکومت به زندان شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد افتادند.

آورده شده جعفر بن اسماعیل بن موسی کاظم از مبلغان امامیه در مغرب به وسیله ابن‌اکثر اوقات از کارگزارن معتز به قتل رسید.[۵۸] احمد بن عبدالله از نوادگان امام حسن(ع) نیز به دست عمال خلیفه به قتل رسید و عیسی بن اسماعیل از نوادگان عبدالله بن جعفر در زندان حکومت از عالم رفت.[۵۹] قتل جعفر بن محمد از نوادگان امام سجاد(ع) در ری و ابراهیم بن محمد از نوادگان عباس بن علی(ع) و همینطور وفات احمد بن محمد از نوادگان امام حسن(ع) در زندان مدینه[۶۰] به عنوان مثال اقدامات حکومت معتز علیه شیعه ها بود.

قیام‌های منتسب به علویان در طی معتز
در منابع از قیام‌های علویان در حین معتز صحبت به بین آمده میباشد[۶۱] یکی‌از آنان قیام علی بن موسی بن اسماعیل از نوادگان امام کاظم(ع) و از مبلغان دین امامیه در مصر بود[۶۲] که در غایت بوسیله حکومت بازداشت شد[۶۳] و در زندان از عالم رفت.[۶۴] یک کدام از دیگر از قیام‌ها، قیام اسماعیل بن یوسف از نوادگان امام حسن(ع) که بوسیله حکومت ناکامی خورده و به قتل رسید. حسن بن یوسف اخوی وی و همینطور جعفر بن عیسی از نوادگان عبدالله بن جعفر نیز در‌این اتفاق کشته شدند.[۶۵] حکومت عباسی این قیام‌ها را با شغل‌های امام هادی(ع) در مورد می‌دانست؛ به این ترتیب محدودیت‌های رنج بر امام و پیروانش اجبار کرد.[۶۶]

بازدید : 40
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:36


عبدالملک بن مروان (۲۶-۸۶ق)، پنج‌مین خلیفه اموی که بعداز مرگ پدرش مروان بن حکم در سال ۶۵ق به خلافت رسید و ۲۱ سال خلافت کرد. زمانه حکومت وی با کودتا‌های درونی و نبرد‌های فرنگی روبرو بود، ولی وی توانست معارضان داخلی را سرکوب نماید و بر معاندان فرنگی ببرد. عبدالملک بن مروان، مناطقی را در آفریقا تصرف کرد و به محدوده خلافت خویش ادامه داد در زمانه او، منزل معبود به وسیله منجنیق تخریب شد. او با نصب حجاج بن یوسف ثقفی تحت عنوان حکم کننده کوفه، شیعه‌ها را شدیدا زیر فشار قرار اعطا کرد. امام سجاد(ع) در عصر وی معاش میکرد. عبدالملک برای اولیه توشه در تاریخ اسلام، مبادرت به ضرب سکه نمود. او در ۶۰ یا این که ۶۱ سالگی درگذشت و در دمشق مسجد النبی کوهسنگی مشهد دفن شد.

معاش‌طومار
ابوالولید عبدالملک بن مروان بن حَکَم بن ابی العاص بن امیة بن عبدشمس، پنج‌مین قاضی اموی، در سال ۲۶ق (۶۴۷م) چشم به جهان گشود و در مدینه رویش یافت. پدرش مروان بن حکم از خلفای اموی و مادرش عایشه دختر معاویه بن مغیره بن ابی عاص میباشد. عبدالملک ۱۷ پسر داشت که چهار نفر از آن‌ها (ولید، سلیمان، یزید، و هشام) به حکومت آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد رسیدند.[۱]

عبدالملک در سال ۶۵ق حکومت را در مشت گرفت و بعد از ۲۱ سال حکومت، پنج‌شنبه ۱۵ شوال سال ۸۶ قمری (۷۰۵ م)در دمشق [۲] و به قولی در ۱۴ شوال[۳] در سن شصت سالگی (یا این که شصت و یک سالگی) درگذشت. بازه زمانی خلافت وی ۲۱ سال رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.

خصوصیت‌های شخصیتی
عبدالملک بن مروان، قبل از پادشاهی، به محافظت قرآن و علم ها شرعی عشق و علاقه آرم می‌اعطا کرد، با محدثین و فقهای مدینه حشر و انتشار داشت و از دید عموم شخصی مومن و عبادت کننده بود، به نحوی که اورا «حَمامة المسجد» به معنای کبوتر مسجد می‌نامیدند[۴] با این درحال حاضر وی بعد از حکم کننده شدن تمامی قیمت‌های اسلامی و اخلاقی را کنار بنیان؛ تا آنجا که اورده شده در هم اکنون قرائت قرآن بود که به وی خبر رسید که قرار میباشد سلطان گردد. او فورا قرآن را برهم بنیان و اعلام کرد: "درود علیک هذا فراق بینی و بینک و هذا آخرالعهد بک"؛ خدانگهدار این استارت طلاق دربین اینجانب و توست و این واپسین دیدار با شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد توست.[مستلزم منبع][۵]

عبدالملک شخصی حسود و بخیل بود و از کشتن مخالفانش ابایی نداشت. کارگزاران و اطرافیانش نیز مشابه به وی بودند که یکسری نفر از آن ها عبارتند از: حجاج بن یوسف ثقفی، کارگزار وی در عراق، مُهلَّب بن ابی صُفره در خراسان، هشام بن اسماعیل در مدینه، فرزندش عبدالله بن عبدالملک در مصر، محمد بن یوسف ثقفی اخوی حجاج در یمن و محمد بن مروان در جزیره.[مستلزم منبع]

عبدالملک بعداز کشتن عبدالله بن زبیر در مدینه خطبه‌ای خواند و در پایان اینگونه ذکر کرد: «به معبود قسم از این پس هر شخصی که من‌را به رعایت تقوای الهی فرمان دهد، او‌را خواهم کشت».[۶] عبدالملک با آل‌علی(ع) دشوار مخالف بود و در طی وی هشام بن اسماعیل نسبت به اهل مدینه بسیار بد رفتاری کرد.[۷]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 522
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 5
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 294
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1131
  • بازدید ماه : 1356
  • بازدید سال : 3606
  • بازدید کلی : 71323
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی