مرجعیت فکری
علی بن اسماعیل شاگردان و یارانی را تربیت نموده است، گفتند وی بهتیتر واسطه جریان هشام بن حکم با مابعد خویش میباشد و تعبیراتی مانند «اینجانب اصحاب میثم» یا این که «مَن تابعه» و «میثمیه» اشاره به ادامه مکتب کوفه در اصحاب علی بن اسماعیل مسجد النبی کوهسنگی مشهد داراست.[۱۷]
اساتید ابنمیثم
مشایخ و راویان
او از امام رضا(ع) به طور بدون واسطه ماجرا کرده، [۱۸] هماینگونه از اشخاص دیگری نیز به نقل حدیث پرداخته میباشد[۱۹] بعضا از این راویان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبارتند از:
مخلوق الاعلی بن اعین
اسماعیل بن شعیب بن میثم
محمد بن حکیم خثعمی
ربعی بن عبدالله بن جارود
منصور بن حازم بجلی
فضیل بن زبیر رسان
معلم در صحبت
مطابق منابع جانور معلم وی در سخن هشام بن حکم بوده میباشد و زمانی که هشام گریز کرد ابن میثم به امر هارون به زندان زمینخورد و هنگامی در زندان خبر وفات معلم خویش را شنید نقل مینماید: «در شرایطیکه هشام کشته گردد دانش با وی دفن میشود» و از هشام با عبارت عضدنا و شیخنا و المنظورالیه فینا یادکرده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۲۰]
شاگردان
برخی از کسانی که در حوزه نقل حدیث از وی قصه نقل کردهاند:[۲۱]
حسین بن سعید اهوازی
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
داود بن مهزیار
جعفر بن احمد بن ایوب سمرقندی
اثرها
در منابع، اساسی (متنی مکتوب حاوی روایاتی که مستقیما از امام شنیده شدهاست) به وی منسوب شده میباشد.[۲۲] و بعضی اثر ها دینی و کلامی[۲۳] شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دیگر وی عبارتند از:
کتاب الإمامة
کتاب مجالس هشام بن حکم
کتاب المتعة
کتاب الاستحقاق
الکامل
کتاب الطلاق
کتاب النکاح
نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضی گزارشها، ابنمیثم به ضروری بودن آشنایی پروردگار اعتقاد داشته میباشد. همۀ معارف و برای مثال معرفت الهی، از نگرش علی بن اسماعیل، اضطراریاند و وجود صانع را از روش دلیل نظم(نهایتمندی) ثابت نموده است.[۲۴] هماینگونه اورده شده میباشد که وی صفات معبود را عین ذات وی می داند.[۲۵]
نبوت
منابع گزارش کردهاند که علیبناسماعیل منزلت نبی را ویژه دانسته که از جانب پروردگار گزینش میشود؛[۲۶]وی دانش نبی را دانش معمولی نمیداند و بر این اعتقادوباور میباشد که دانش آن حضرت از سوی خدا به رسول داده گردیدهاست.[۲۷]
امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی دانسته که نبی آن را انتخاب نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، تحلیل ها و مناظرههای زیادی را از او تصویب و ضبط کردهاند. وی امام را، عالِم به کل کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به گویشهای متعدد هر ناحیه صحبت میگوید.[۳۱]
ابنمیثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته میشوند در ارتباط با این اصطلاح و وجهتسمیه آن آوردهاند این تیتر اصولا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان بارانخورده» گرفتهشدهاست، سبب ساز نامیده شدن آنها بدین کنیه، این میباشد که روزی علیبناسماعیل میثمی و یونس بن مخلوق الرحمن، با بعضا از فرقه واقفه در مورد امامت پس از امام کاظم ع مناظره کردهاند و زیرا صحبت آنها بالازد و آنها از قبول دلیل راز گشوده زدند، علیبناسماعیل رو به آن ها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابنمیثم بهاینجهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش میرفتند لجاجت بیشتری میکردند و گویی از جهت فکری بسیاربدبوخیس میشدند مانند سگی که هر چه بیشتر بارانخورده گندیدهخیس شدهاست.
نسبتها
گزارشهای جان دار درباره ی با علی بن میثم دو مجموعهاند:
در بعضا منابع به علی بن میثم و استادش هشام بن حکم نسبتهایی مانند تشبیه و تجسیم، توحید، قدر، رجعت، نسبت بزرگ نمایی، تحریف قرآن، وارد کردن اثرها یهودیان در اسلام، انحراف در دعوا عزم معبود، وارد کردن عقیده پاکی و نص داده شدهاست.[۳۳]
البته در مقابل، بعضا از منابع و شخصیتهایی مانند نجاشی، روضه خوان طوسی، علامه حلی[۳۴] و هماینگونه شخصیتهایی زیرا مامقانی، تستری، سید ابوالقاسم خویی، مطهری این نسبتها را اثبات ندانستهاند[۳۵] و اورا گزینه پشت گرمی معرفی کردهاند.
پانویس
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲۳۹.
اشعری، المقالات و القرق، ۱۳۶۰ ش، ص۲۳۹. ؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ ش، ص۲۵۱.
ابنداود، رجال، ۱۳۴۲ ش، ص۱۸۶.؛ طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۸۳ ؛ طبری آملی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۲۵۶.
علیپور، ۱۳۹۴ش، شخصیت و آرای کلامی علی بن اسماعیل میثمی، ص۲۷.
صدوق، عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴.
ابنندیم، فهرست، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۳.
اشعری، المقالات، ۱۳۶۰ش، ص۱۴۱.
مرجعیت فکری
علی بن اسماعیل شاگردان و یارانی را تربیت نموده است، گفتند وی بهتیتر واسطه جریان هشام بن حکم با مابعد خویش میباشد و تعبیراتی مانند «اینجانب اصحاب میثم» یا این که «مَن تابعه» و «میثمیه» اشاره به ادامه مکتب کوفه در اصحاب علی بن اسماعیل مسجد النبی کوهسنگی مشهد داراست.[۱۷]
اساتید ابنمیثم
مشایخ و راویان
او از امام رضا(ع) به طور بدون واسطه ماجرا کرده، [۱۸] هماینگونه از اشخاص دیگری نیز به نقل حدیث پرداخته میباشد[۱۹] بعضا از این راویان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد عبارتند از:
مخلوق الاعلی بن اعین
اسماعیل بن شعیب بن میثم
محمد بن حکیم خثعمی
ربعی بن عبدالله بن جارود
منصور بن حازم بجلی
فضیل بن زبیر رسان
معلم در صحبت
مطابق منابع جانور معلم وی در سخن هشام بن حکم بوده میباشد و زمانی که هشام گریز کرد ابن میثم به امر هارون به زندان زمینخورد و هنگامی در زندان خبر وفات معلم خویش را شنید نقل مینماید: «در شرایطیکه هشام کشته گردد دانش با وی دفن میشود» و از هشام با عبارت عضدنا و شیخنا و المنظورالیه فینا یادکرده رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۲۰]
شاگردان
برخی از کسانی که در حوزه نقل حدیث از وی قصه نقل کردهاند:[۲۱]
حسین بن سعید اهوازی
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی
داود بن مهزیار
جعفر بن احمد بن ایوب سمرقندی
اثرها
در منابع، اساسی (متنی مکتوب حاوی روایاتی که مستقیما از امام شنیده شدهاست) به وی منسوب شده میباشد.[۲۲] و بعضی اثر ها دینی و کلامی[۲۳] شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دیگر وی عبارتند از:
کتاب الإمامة
کتاب مجالس هشام بن حکم
کتاب المتعة
کتاب الاستحقاق
الکامل
کتاب الطلاق
کتاب النکاح
نگرش اعتقادی و کلامی
توحید
براساس بعضی گزارشها، ابنمیثم به ضروری بودن آشنایی پروردگار اعتقاد داشته میباشد. همۀ معارف و برای مثال معرفت الهی، از نگرش علی بن اسماعیل، اضطراریاند و وجود صانع را از روش دلیل نظم(نهایتمندی) ثابت نموده است.[۲۴] هماینگونه اورده شده میباشد که وی صفات معبود را عین ذات وی می داند.[۲۵]
نبوت
منابع گزارش کردهاند که علیبناسماعیل منزلت نبی را ویژه دانسته که از جانب پروردگار گزینش میشود؛[۲۶]وی دانش نبی را دانش معمولی نمیداند و بر این اعتقادوباور میباشد که دانش آن حضرت از سوی خدا به رسول داده گردیدهاست.[۲۷]
امامت
علی بن اسماعیل قائل به بایستگی وجود امام بوده[۲۸] وی امامت را منصبی الهی دانسته که نبی آن را انتخاب نموده است، [۲۹] منابع شیعه و سنی، تحلیل ها و مناظرههای زیادی را از او تصویب و ضبط کردهاند. وی امام را، عالِم به کل کارها نه و شر عالَم می داند[۳۰] و قائل میباشد امام به گویشهای متعدد هر ناحیه صحبت میگوید.[۳۱]
ابنمیثم و واقفه
واقفیان با اسم ممطوره نیز شناخته میشوند در ارتباط با این اصطلاح و وجهتسمیه آن آوردهاند این تیتر اصولا از ادغام مازاد «کلاب ممطوره؛ سگان بارانخورده» گرفتهشدهاست، سبب ساز نامیده شدن آنها بدین کنیه، این میباشد که روزی علیبناسماعیل میثمی و یونس بن مخلوق الرحمن، با بعضا از فرقه واقفه در مورد امامت پس از امام کاظم ع مناظره کردهاند و زیرا صحبت آنها بالازد و آنها از قبول دلیل راز گشوده زدند، علیبناسماعیل رو به آن ها کرده و گفته میباشد: «ما أنتم اینجانب الشیعة و إنّما أنتم کلاب ممطوره».[۳۲] این تشبیه ابنمیثم بهاینجهت بوده که اینان هر چه بیشتر پیش میرفتند لجاجت بیشتری میکردند و گویی از جهت فکری بسیاربدبوخیس میشدند مانند سگی که هر چه بیشتر بارانخورده گندیدهخیس شدهاست.
نسبتها
گزارشهای جان دار درباره ی با علی بن میثم دو مجموعهاند:
در بعضا منابع به علی بن میثم و استادش هشام بن حکم نسبتهایی مانند تشبیه و تجسیم، توحید، قدر، رجعت، نسبت بزرگ نمایی، تحریف قرآن، وارد کردن اثرها یهودیان در اسلام، انحراف در دعوا عزم معبود، وارد کردن عقیده پاکی و نص داده شدهاست.[۳۳]
البته در مقابل، بعضا از منابع و شخصیتهایی مانند نجاشی، روضه خوان طوسی، علامه حلی[۳۴] و هماینگونه شخصیتهایی زیرا مامقانی، تستری، سید ابوالقاسم خویی، مطهری این نسبتها را اثبات ندانستهاند[۳۵] و اورا گزینه پشت گرمی معرفی کردهاند.
پانویس
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۵۵۵.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۲۳۹.
اشعری، المقالات و القرق، ۱۳۶۰ ش، ص۲۳۹. ؛ نجاشی، رجال، ۱۳۶۵ ش، ص۲۵۱.
ابنداود، رجال، ۱۳۴۲ ش، ص۱۸۶.؛ طوسی، رجال، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
کشی، رجال، ۱۴۰۹ق، ص۸۳ ؛ طبری آملی، دلائل الامامه، ۱۴۱۳ق، ص۲۵۶.
علیپور، ۱۳۹۴ش، شخصیت و آرای کلامی علی بن اسماعیل میثمی، ص۲۷.
صدوق، عیون أخبار الرضا علیهالسلام، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۴.
ابنندیم، فهرست، ۱۳۸۱ش، ص۲۲۳.
اشعری، المقالات، ۱۳۶۰ش، ص۱۴۱.

مراسم محرم و صفر در مسجد النبی کوهسنگی مشهد