تأسیس دارالتبلیغ اسلامی و خبرنامه مدرسه اسلام
نوشتهیعلمیهای مهم: روزنامه مدرسه اسلام و دارالتبلیغ اسلامی
شریعتمداری خبرنامه مدرسه اسلام را در سال ۱۳۳۷ش تأسیس کرد[۳۶] و اشخاصی مانند ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی و حسین نوری همدانی در هیئت تحریریه آن حضور مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۳۷]
شریعتمداری مؤسس و رئیس مؤسسه دارالتبلیغ نیز بود.[۳۸] مراسم کلنگزنی دارالتبلیغ در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۳ش اعمال شد و در سال ۱۳۴۴ش بهره برداری شوید.[۳۹]
دارالتبلیغ دارنده کتابخانه همگانی و امانی، انتشارات و چاپخانه، درمان گاه و درمان گاه، مکتب علمیه بانوان (دار الزهراء) و شعبههای متعدد در طهران، اهواز، تبریز و پاکستان بود.[۴۰] همینطور روزنامه پژوهشی «الهادی» به عربی، «پیام شعف» به فارسی و برای خردسالان، خبر نامه «بشائر» به عربی و برای کودک ها، خبر نامه «نسل جدید» برای مخاطبان جوان[۴۱] و همینطور مجلات دیگر به گویشهای دیگر چاپ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشد.[۴۲]
کارهای سیاسی قبل از انقلاب اسلامی کشورایران
شریعتمداری برای مثال روحانیان وسطرو معرفی گردیده است که در عین مخالفت با حکومت پهلوی، حاضر به پیکار قهرآمیز و تند نبوده میباشد.[۴۳] فرستاده جعفریان اعتقاد دارد درخواست شریعتمداری از حکومت پهلوی، تا تیر ۱۳۵۷ش چیزی بیشتر از برگزاری انتخابات آزاد خلا.[۴۳] شریعتمداری موافق برانداختن سلطنت عدم وجود و بر برگزاری انتخابات و فعالیت به قانون اساسی کشور در چهارچوب سلطنت مشروطه تأکید داشت.[۴۴] وی قانون اساسی کشور مشروطه تصویب شده ۱۲۸۵ش (۱۹۰۶م) را تأیید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد.[۴۵]
شریعتمداری در هجرت محمدرضا پادشاه به تبریز بعداز سقوط فرقه دموکرات آذربایجان در سال ۱۳۲۶ش در مکتب طالبیه تبریز با او دیدار کرد.[۴۶] این دیدار در قوانینی بود که او در زمره روحانیون مرتبه دوم تبریز قلمداد می شد و روحانیون رتبه اولیه تبریز از ملاقات با فرمان روا پرهیز کردند.[۴۷] شریعتمداری در اعتراضاتش کمتر فرد فرمان روا را گزینه حمله قرار میاعطا کرد و بیشتر کارگزاران حکومتی مانند در آغازوزیر، وزیر و وزرا و مجلسیان، آیتم نقد وی قرار میگرفتند.[۴۸] وی در شهریور ۱۳۴۲ش بهاستناد خلا آزادی ذکر و ممنوعیت مجالس شرعی و وعظ، انتخابات مجلس را تحریم کرد[۴۹] و در برخورد به ماجرای کاپیتولاسیون[۴۹] و نفوذ بهائیان در دستگاههای حکومتی، مواضعی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفته بود.[۳۳]
قیام پانزده خرداد ماه
شریعتمداری سرکوب عموم در قیام ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ش را لکهای ننگین دانست و از امام خمینی جانبداری کرد.[۵۰] با این حالا بعداز موضعگیری در اتفاق ها سال ۱۳۴۲ش از شدت اعتراضهای وی کاسته شد و شیوه ملایمی در قبال حکومت در پیش گرفت[۵۰] و در پیامی در محرم به عبارتی سال خاطرنشان کرد که دیگر در مسائل سیاسی مداخله نمینماید.[۵۱]
شریعتمداری در ادامه دستگیر امام خمینی بعداز سخنرانی در عاشورای ۱۳۴۲ش،[۵۲] از قم به طهران رفت و بهیاروهمدم محمدتقی آملی از علمای طهران و سید محمدهادی میلانی از علمای مشهد، حکم اجتهاد امام خمینی را امضا کردند تا ضابطه تراز مشتمل بر امام خمینی گردد و وی از محاکمه نجات یابد.[۵۳] اصل تراز، مهم در ضابطه مشروطه بود که مجتهدان جايگاهیک را همتراز با ضابطه میدانست و بر طبق آن، مجتهدان تراز نخستین مُعاف از محاکمه رسمی بودند.[۵۴]
شغلهای سیاسی بعد از انقلاب اسلامی کشورایران
سید کاظم شریعتمداری یک کدام از مراجع چهارگانه در طی انقلاب اسلامی بود.[۵۵] وی در فروددین ماه ۱۳۵۸ش در تحت اعلامیهای بیان کرد در رفراندوم به جمهوری اسلامی رأی خواهد اعطا کرد و از جمهوری اسلامی هواخواهی کرد.[۵۶] برخی دوست داران شریعتمداری، حزب خوی مسلمان را در قبال حزب جمهوری اسلامی تأسیس کردند که ایرادات و تضاربهایی بهوجود آورد.[۵۵]
شریعتمداری در قضیه قانون اساسی ایران طرفدار قانون اساسی ایران مشروطه، تصویب شده سال ۱۲۸۵ش بود و بر آن بود که در جمهوری اسلامی نیز میاقتدار به عبارتی قانون اساسی ایران را سوای سلطنت عهده دار شد.[۵۷] شریعتمداری در ۹ آذر ۱۳۵۸ش در امر همگیپرسی برای تأیید قانون اساسی ایران، اعلامیهای صادر کرد و با اصل ۱۱۰ که راجعبه اختیارات البته عالم بود مخالفت کرد.[۵۸]
خلع از مرجعیت و حصر
سید کاظم شریعتمداری در اولِ سال ۱۳۶۱ش جنایتکار به اگاهی و تامین مالی و سیاسی از کودتای درستگو قطبزاده شد.[۵۹] مبتنی بر اقرار بعضی اشخاص، شریعمتداری به یکی روحانیان طهران مبلغی داده بود تا به قطبزاده داده و در شورش هزینه نماید.[۶۰] همینطور علیه وی مطرح شد که از شورش استحضار یافته البته اقدامی در جهت پرهیز از آن به کار نیاورده میباشد.[۶۱] در مقابل، شریعتمداری آغاز در طومارای چهار کاغذای آحاد گفتگوها قطبزاده را کتمان کرد[۱۸] و فقط به عهده گرفت که روضه خوانای بهاسم مهدوی به نزد وی آمده، فارغ از بیان اسم قطبزاده مطالبی را از برخی دستهها نقل کرده و وی با آن سخنان موافقت نکرده، بلکه از آن نهی کرده و آن را مغایر شرع دانسته میباشد.[۶۲] بعد از آن توبهطومار شریعتمداری در تلویزیون پخش شد. طبق نقل سید محمد موسوی خوئینیها دبیرکل مجمع روحانیون جنگجو، امام خمینی بعداز مشاهده این اعتراف گفته بود که ای کاش صداوسیما آن را پخش نمی کرد.[۶۳] هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۳۰ فروددین ماه سال ۱۳۶۱ش از عهد و پیمان سید احمد خمینی نقل نموده است که شریعتمداری در رای زنی با سپاه قم به استحضار خویش از قصد قطبزاده اعتراف نموده است.[۶۴]
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ش، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سلب مرجعیت سید کاظم شریعتمداری را بیان کرد.[۶۵] برخی معتقدند امام خمینی با این فعالیت موافق بود[۶۵] و در مقابل، دیگر افراد معتقدند امام، اطلاعی از این فعالیت جامعه مدرسین نداشته و بدان راضی نبوده میباشد.[۶۰] شریعتمداری بعد از این به حصر خانگی رفت و در به عبارتی حصر خانگی درگذشت.[۱۸]
تأسیس دارالتبلیغ اسلامی و خبرنامه مدرسه اسلام
نوشتهیعلمیهای مهم: روزنامه مدرسه اسلام و دارالتبلیغ اسلامی
شریعتمداری خبرنامه مدرسه اسلام را در سال ۱۳۳۷ش تأسیس کرد[۳۶] و اشخاصی مانند ناصر مکارم شیرازی، جعفر سبحانی و حسین نوری همدانی در هیئت تحریریه آن حضور مسجد النبی کوهسنگی مشهد داشتند.[۳۷]
شریعتمداری مؤسس و رئیس مؤسسه دارالتبلیغ نیز بود.[۳۸] مراسم کلنگزنی دارالتبلیغ در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۴۳ش اعمال شد و در سال ۱۳۴۴ش بهره برداری شوید.[۳۹]
دارالتبلیغ دارنده کتابخانه همگانی و امانی، انتشارات و چاپخانه، درمان گاه و درمان گاه، مکتب علمیه بانوان (دار الزهراء) و شعبههای متعدد در طهران، اهواز، تبریز و پاکستان بود.[۴۰] همینطور روزنامه پژوهشی «الهادی» به عربی، «پیام شعف» به فارسی و برای خردسالان، خبر نامه «بشائر» به عربی و برای کودک ها، خبر نامه «نسل جدید» برای مخاطبان جوان[۴۱] و همینطور مجلات دیگر به گویشهای دیگر چاپ آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میشد.[۴۲]
کارهای سیاسی قبل از انقلاب اسلامی کشورایران
شریعتمداری برای مثال روحانیان وسطرو معرفی گردیده است که در عین مخالفت با حکومت پهلوی، حاضر به پیکار قهرآمیز و تند نبوده میباشد.[۴۳] فرستاده جعفریان اعتقاد دارد درخواست شریعتمداری از حکومت پهلوی، تا تیر ۱۳۵۷ش چیزی بیشتر از برگزاری انتخابات آزاد خلا.[۴۳] شریعتمداری موافق برانداختن سلطنت عدم وجود و بر برگزاری انتخابات و فعالیت به قانون اساسی کشور در چهارچوب سلطنت مشروطه تأکید داشت.[۴۴] وی قانون اساسی کشور مشروطه تصویب شده ۱۲۸۵ش (۱۹۰۶م) را تأیید رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد میکرد.[۴۵]
شریعتمداری در هجرت محمدرضا پادشاه به تبریز بعداز سقوط فرقه دموکرات آذربایجان در سال ۱۳۲۶ش در مکتب طالبیه تبریز با او دیدار کرد.[۴۶] این دیدار در قوانینی بود که او در زمره روحانیون مرتبه دوم تبریز قلمداد می شد و روحانیون رتبه اولیه تبریز از ملاقات با فرمان روا پرهیز کردند.[۴۷] شریعتمداری در اعتراضاتش کمتر فرد فرمان روا را گزینه حمله قرار میاعطا کرد و بیشتر کارگزاران حکومتی مانند در آغازوزیر، وزیر و وزرا و مجلسیان، آیتم نقد وی قرار میگرفتند.[۴۸] وی در شهریور ۱۳۴۲ش بهاستناد خلا آزادی ذکر و ممنوعیت مجالس شرعی و وعظ، انتخابات مجلس را تحریم کرد[۴۹] و در برخورد به ماجرای کاپیتولاسیون[۴۹] و نفوذ بهائیان در دستگاههای حکومتی، مواضعی شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد گرفته بود.[۳۳]
قیام پانزده خرداد ماه
شریعتمداری سرکوب عموم در قیام ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ش را لکهای ننگین دانست و از امام خمینی جانبداری کرد.[۵۰] با این حالا بعداز موضعگیری در اتفاق ها سال ۱۳۴۲ش از شدت اعتراضهای وی کاسته شد و شیوه ملایمی در قبال حکومت در پیش گرفت[۵۰] و در پیامی در محرم به عبارتی سال خاطرنشان کرد که دیگر در مسائل سیاسی مداخله نمینماید.[۵۱]
شریعتمداری در ادامه دستگیر امام خمینی بعداز سخنرانی در عاشورای ۱۳۴۲ش،[۵۲] از قم به طهران رفت و بهیاروهمدم محمدتقی آملی از علمای طهران و سید محمدهادی میلانی از علمای مشهد، حکم اجتهاد امام خمینی را امضا کردند تا ضابطه تراز مشتمل بر امام خمینی گردد و وی از محاکمه نجات یابد.[۵۳] اصل تراز، مهم در ضابطه مشروطه بود که مجتهدان جايگاهیک را همتراز با ضابطه میدانست و بر طبق آن، مجتهدان تراز نخستین مُعاف از محاکمه رسمی بودند.[۵۴]
شغلهای سیاسی بعد از انقلاب اسلامی کشورایران
سید کاظم شریعتمداری یک کدام از مراجع چهارگانه در طی انقلاب اسلامی بود.[۵۵] وی در فروددین ماه ۱۳۵۸ش در تحت اعلامیهای بیان کرد در رفراندوم به جمهوری اسلامی رأی خواهد اعطا کرد و از جمهوری اسلامی هواخواهی کرد.[۵۶] برخی دوست داران شریعتمداری، حزب خوی مسلمان را در قبال حزب جمهوری اسلامی تأسیس کردند که ایرادات و تضاربهایی بهوجود آورد.[۵۵]
شریعتمداری در قضیه قانون اساسی ایران طرفدار قانون اساسی ایران مشروطه، تصویب شده سال ۱۲۸۵ش بود و بر آن بود که در جمهوری اسلامی نیز میاقتدار به عبارتی قانون اساسی ایران را سوای سلطنت عهده دار شد.[۵۷] شریعتمداری در ۹ آذر ۱۳۵۸ش در امر همگیپرسی برای تأیید قانون اساسی ایران، اعلامیهای صادر کرد و با اصل ۱۱۰ که راجعبه اختیارات البته عالم بود مخالفت کرد.[۵۸]
خلع از مرجعیت و حصر
سید کاظم شریعتمداری در اولِ سال ۱۳۶۱ش جنایتکار به اگاهی و تامین مالی و سیاسی از کودتای درستگو قطبزاده شد.[۵۹] مبتنی بر اقرار بعضی اشخاص، شریعمتداری به یکی روحانیان طهران مبلغی داده بود تا به قطبزاده داده و در شورش هزینه نماید.[۶۰] همینطور علیه وی مطرح شد که از شورش استحضار یافته البته اقدامی در جهت پرهیز از آن به کار نیاورده میباشد.[۶۱] در مقابل، شریعتمداری آغاز در طومارای چهار کاغذای آحاد گفتگوها قطبزاده را کتمان کرد[۱۸] و فقط به عهده گرفت که روضه خوانای بهاسم مهدوی به نزد وی آمده، فارغ از بیان اسم قطبزاده مطالبی را از برخی دستهها نقل کرده و وی با آن سخنان موافقت نکرده، بلکه از آن نهی کرده و آن را مغایر شرع دانسته میباشد.[۶۲] بعد از آن توبهطومار شریعتمداری در تلویزیون پخش شد. طبق نقل سید محمد موسوی خوئینیها دبیرکل مجمع روحانیون جنگجو، امام خمینی بعداز مشاهده این اعتراف گفته بود که ای کاش صداوسیما آن را پخش نمی کرد.[۶۳] هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۳۰ فروددین ماه سال ۱۳۶۱ش از عهد و پیمان سید احمد خمینی نقل نموده است که شریعتمداری در رای زنی با سپاه قم به استحضار خویش از قصد قطبزاده اعتراف نموده است.[۶۴]
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ش، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سلب مرجعیت سید کاظم شریعتمداری را بیان کرد.[۶۵] برخی معتقدند امام خمینی با این فعالیت موافق بود[۶۵] و در مقابل، دیگر افراد معتقدند امام، اطلاعی از این فعالیت جامعه مدرسین نداشته و بدان راضی نبوده میباشد.[۶۰] شریعتمداری بعد از این به حصر خانگی رفت و در به عبارتی حصر خانگی درگذشت.[۱۸]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: نقش فرهنگی، گردشگری و انتقال ارزشهای دینی