۱۳۷۱
جامعه اسلامی
یكی از این درسها، این نكته اساسی میباشد كه حسین بن علی علیه الصّلاة و السّلام، در یكفصل بسیار احساسّاس تاریخ اسلام، وظیفه اساسی را از وظایف متفاوت و دارنده مراتب گوناگون عنایت، تشخیص اعطا کرد و این وظیفه را به ایفا رساند. وی در آشنایی چیزی كه آن روز دنیای اسلام به آن احتیاج داشت، در گیر توهّم و خطا نشد. در حالی كه این، یكی از نقاط زخمپذیر در معاش مسلمین، در دورانهای متعدد میباشد؛ یعنی اینكه، مجموع ملت و راهنمایان آنها و برجستگان دنیای اسلام، در برههای از مجال، وظیفه اساسی را خطا كنند. ندانند چه چیز اساسی میباشد و می بایست به آن پرداخت و بایستی كارهای دیگر را درصورتیکه مایحتاج شد فدای آن كرد؛ و چه چیز فرعی و رتبه دوم میباشد و هر حركت و كاری را به قدر خویشِ آن بایستی اهمیّت اعطا کرد و برایش سعی كرد.
درهمان مجالِ حركت ابا عبد و بنده اللَّه علیهالسّلام، كسانی بودند كه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد در شرایطی که با آنها در مورد این موضوع سخن میشد كه «اكنون وقت قیام میباشد» و میفهمیدند كه این كار، درپی خویش مشكلات و دردسرهایی داراست، به تكالیف سکو دو میچسبیدند؛ كمااینكه دیدیم، عدّهای همین كار را كردند. فی مابین آنهایی كه با امام حسین علیهالسّلام، حركت نكردند و نرفتند، انسانهای مؤمن و متعهّد وجود داشت. اینطور عدم وجود كه تمامی، اهل جهان باشند. آن روز بین سران و برترین دنیای اسلام، بشرهای مؤمن و كسانی كه میخواستند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق وظیفه فعالیت كنند، بودند؛ امّا تكلیف را نمیفهمیدند؛ حالت مجال را تشخیص نمیدادند؛ معاند مهم را نمیشناختند و كار اساسی و محوری را با كارهای جايگاه دو و مرتبه سه، نادرست میكردند. این، یكی از ابتلائات گرانقدر دنیای اسلام بوده میباشد. امروز هم ممكن میباشد ما مبتلا آن شویم، و آنچه را كه اصلی میباشد، با چیز كماهمیّتخیس غلط كنیم. بایستی وظیفه اصلی را كه قوام و حیات جامعه به آن میباشد، پیدا كرد.
روزی در همین كشور ما، مبارزات ضدّ استعماری و ضدّ استبدادی و ضدّ دستگاه كفر و طاغوت، مطرح بود؛ ولی برخی، این تكلیف را تشخیص نمیدادند و به كارهای دیگر چسبیده بودند. احیاناً در شرایطیکه كسی تدریسی داشت، چنانچه تألیفی داشت، درحالتی که یك حوزه كوچك تبلیغی داشت، در حالتی که هدایت توده محدودی از عموم در كارهای آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شرعی بر ذمه وی بود، فكر میكرد درصورتیکه به آن پیکار بپردازد، آن كارها درانتظار خواهد ماند! نبرد به آن عظمت و به آن التفات را ترك میكرد، برای اینكه از این كارها بازنماند! یعنی غلط در شناختنِ آنچه ما یحتاج بود، آنچه اصلی بود و آنچه اهمّ بود.
حسین بن علی علیهالسّلام، در عرایض خویش فهماند كه برای دنیای اسلام در مسجد النبی کوهسنگی مشهد اینگونه قوانینی، پیکار با اصل اقتدار طاغوتی و مبادرت برای نجات انسانها از سلطه شیطانی و اهریمنی این اقتدار، واجبترین كارهاست. هویدا میباشد كه حسین بن علی علیهالسّلام، در صورتی در مدینه میماند و احكام الهی را بین عموم تبلیغ و معارف اهل بیت را ذکر میكرد، عدّهای را رویش میاعطا کرد. البته هنگامی برای جاری ساختن كاری به سمت عراق حركت میكرد، از تمامی این كارها بازمیماند: نماز عموم را نمیتوانست به آنها یاددادن دهد؛
روایات پیغمبر را نمیتوانست به عموم بگوید؛ حوزه درس و ذکر معارف وی تعطیل میشد و از كمك به ایتام و مستمندان و فقرایی كه در مدینه بودند، میماند. اینها هركدام وظیفهای بود كه آن حضرت اجرا میاعطا کرد. ولی تمامی این وظایف را، فدای وظیفه اصلیخیس كرد. حتّی آنچنان كه در لهجه تمامی مبلّغین و گویندگان میباشد، مجال حجّ بیتاللَّه و در وقتی كه عموم برای حج میرفتند، این، فدای آن تكلیف فراتر شد.
آن تكلیف چیست؟ به عبارتیطور كه فرمود، پیکار با دستگاهی كه منشأ خرابی بود: «اریدُ ان آمُرَ پر و بالْمَعْروف وَ أَنْهی عَنِ الْمُنْكَر وَ اسیرَ بِسیرة جَدّی .» یا این که آنچنان كه در خطبه دیگری در میان خط مش فرمود: «ایها النّاس! انَّ رَسول اللَّه، صلّی الله علیه و آله، قال مَنْ رأی سُلطاناً جائراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ اللَّه، ناكِثاً لِعَهْد اللَّه [تا پایان] فَلَمْ یُغَیِّر عَلَیْهِ بِفِعْلٍ و لا قَولٍ كانَ حَقّاً عَلَی الله انْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَه.» یعنی اغاره یا این که تغییر تحول، نسبت به شاه ظلم و جور؛ قدرتی كه خرابی میپراكند و دستگاهی كه انسانها را به سمت هلاکت و فنای مادّی و معنوی میكشاند. این، عامل حركت حسین بن علی علیهالسّلام میباشد كه اما این را، مصداق فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منكر هم دانستهاند؛ كه در زمینهی رغبت به تكلیف دستور به مشهور و نهی از منكر، بهاین نكات هم می بایست توجّه گردد. لذاست كه برای تكلیف اهمّ، حركت میكند و تكالیف دیگر را و لو اصلی فدای این تكلیف اهمّ میكند. تشخیص میدهد كه امروز، كار واجب چیست؟ هر وقتی، یك حركت برای جامعه اسلامی متعیّن میباشد. یك معاند و یك جناح خصم، دنیا اسلام و مسلمین را ترساندن میكند. آن را بایستی آشنایی. درصورتی که در آشنایی معاند غلط كردیم، در جهتی كه از آن جهت، اسلام و مسلمین ضرر و زیان میبینند و به آنها حمله میگردد، در گیر غلط گردیدهایم. خسارتی كه پیدا گردد، جبرانناپذیر میباشد. فرصتهای والا از دست میرود. امروز ما در دنیای اسلام، مكلَّفیم كه همین هشیاری و توجّه و معاندشناسی و تكلیفشناسی را به اعلا مرتبه ممكن، برای امّت اسلام، عالم اسلام و ملت خودمان تدارك ببینیم. امروز با توجّه به تشكیل حكومت اسلامی و برافراشته شدن درفش اسلام چیزی كه در طی تاریخ اسلام، بعداز صدرِ ویّل تا امروز سوابق ندارد اینگونه امكانی در مشت مسلمانها میباشد. امروز ما دیگر حق نداریم در آشنایی معاند خطا كنیم. حق نداریم در تدبیر نسبت به دلیل و حمله تهاجم، مبتلا خطا شویم. لذا، از ویّل برد انقلاب تا امروز، تمامی سعی امام بزرگوار و دیگر كسانی كه در روش آن بزرگوار حركت كردند عَلی اخْتِدروغِ مَراتِبِهْم: برحسب امكان و بضاعت و توان و بینششان این بوده میباشد كه معین گردد در دنیای امروز، برای مسلمانها، برای جامعه اسلامی در کشورایران و برای محورهای عدل و حق، چه تهدیدی از همگی فراتر و چه دشمنی از کلیه خطرناكخیس میباشد؟ امروز هم، مثل تک تک این سالهای متمادی، دشمنی اصلی، حمله تعالی و خطر نهاد كن از سوی سلطه جهانی و سلطه كفر و استكبار جهانی میباشد. این، مطرح ترین خطری میباشد كه اسلام و مسلمین را ترساندن میكند.
صحت دارد كه ضعفهای درونی یك جامعه، موضوعساز حمله معاند میباشد؛ ولی همین ضعفها را هم، معاند با ابزارها و امكانات خویش بر یك جامعه سلامت اجبار میكند. نباید مبتلا نادرست شویم. جهت حركت جامعه اسلامی، امروز بایستی به عبارتی جهتِ ضدّ استكباری و ضدّ سلطه جهانی باشد كه متأسفانه پنجه بر همگی دنیای اسلام افكنده میباشد. با اسلام دشمنند؛ با بیداری مسلمین دشمنند؛ با کشورایران اسلامی، به خیال و خاطر اسلامی بودنش دشمنند. همگی کارایی آنها این میباشد كه حركت اسلامی در عالم زنده نشود. در رأس این خصومت اما دولت متجبّر و متجاوز امریكاست و پشت رازِ وی، کلیه قدرتهای كوچك و بزرگی كه نسبت به اسلام، خصومت قدیمی داراهستند، یا این که اصطكاك منافع دارا هستند، یا این که از اسلام میترسند. با کشور ایران اسلامی هم كه دشمنند، به باعث همین میباشد كه بیداری اسلامی، از اینجا جوشید و امروز ملتهای مسلمان در هرجای عالم كه میباشند، امیدشان را از این حركت و این انقلابِ چیره میگیرند و گامهایشان را محكم میكنند و به پیش میفرآیند. در صورتیکه بتوانند، اسلام را درین نقطه، العیاذ باللَّه، شكست دهند، مطرح ترین برد خویش را در مقابل موج اسلامی در سرتاسر دانا به دست آوردهاند. این، آن حقیقتی میباشد كه امروز وجود دارااست.
نباید در آشنایی معاند غلط كرد. نباید این گمان و تصوّر را پیدا كرد كه معاند از دشمنی با اسلام و مسلمین دست برداشته میباشد. ملاحظه کنید امروز با مسلمانها اروپا، با این كشور مسلمان كوچك در قلب اروپا مسلمان ها بوسنی هرزگوین چه میكنند! هزاران آدم و هزاران غیر نظامی، در باطن منزل خودشان در گیر طاقت فرساترین موقعیت و بلایا می باشند. در شرایطی که نگوییم كه معاندانِ آنها، متجاوزین صرب را تشویق و كمك میكنند، حدّ اقل این میباشد كه نشستهاند و تماشا میكنند، تا آن دستِ قادرخیس و مجهّز به گونه های سلاحها و آن ارتشِ منظّم و آن کلیه تسلیحات و امکانات، این یك عدّه مسلمان را در آن حوزه به كلّی از فی مابین چیره شود و نابود كند. قصدشان این میباشد. میخواهند این جامعه مسلمان در قلب اروپا، به طور یك كشور مسلمان نماند. میخواهند آنها را وادار كنند به مسافرت؛ به تشتّت و به كلّی نابودشان سازند. میخواهند تیم مسلمان، در اروپا باقی نماند.
اینجانب پیشینًا هم پهنا كردم: درصورتیکه امروز، عالم اسلام در ارتباط این مسلمانها مظلوم حركتی نكند، در آجل، هر گروه مسلمانی كه در درون اروپا، یا این که به شكل یك كشور، یا این که به شكل یك جمعیت تعالی در یك كشور وجود داشته باشند، این خطر وجود داراست كه در معرض اینگونه فشارهایی قرار گیرند. ما نسبت به مسلمانها بوسنی هرزگوین، به شدّت نگرانیم. آنها مسلمانند و برادران ما میباشند. یك اقلیّت مظلوم، دربین گروه مخالف با اسلام در كشورهای متفاوت و در مقابل آنها، یك جمعیت مسلّح، متّكی به یك ارتش نیرومند، دارنده سلاحهای توسعه یافته و امروزی؛ همانهایی كه سالهای متمادی، عراق را هم از دید امکانات نظامی، علیه ما تجهیز میكردند؛ همین صربها، در مركز یوگسلاوی قدیمی. ما ولی در زمینهی این مسلمانها، وظایف خودمان را تا آنجا كه توانستیم شغل كردیم. از طرف جمهوری اسلامی، از آنها پشتیبانیهای کلیهجانبه و کلیه نوع حمایت گردیده است. البته این كافی وجود ندارد. مسلمانهاِ سراسر دنیاِ اسلام بایستی كمك كنند. دشمنی با اسلام، یكی از مظاهرش این میباشد و بالاترین مظاهرش، فشار بر جمهوری اسلامی میباشد. به عبارتیطور كه قرآن كریم ذکر فرموده؛ و این واقعاً از معجزات قرآن میباشد كه فرمود: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم .» تا جامعه مسلمانها از اسلام دست برندارند، اینها راضی نمیشوند. هدف این میباشد كه معاند میخواهد آن روح اسلامی، آن احكام زنده اسلام و آن نیروی حیاتی اسلام دربین مسلمان ها نباشد. اما آنها با یك عدّه مسلمانِ مرده بیاطّلاع از مبانی عالیه اسلام، و لو برهان به ظاهر مختصری از اسلام هم باشند، چندان كاری ندارند؛ دشمنی هم با آن ندارند. البته اینكه اسلام وجود ندارد! اسلامی اسلام میباشد كه پیغمبر آورد و قرآن فرمود كه «كُنْتُم خَیْرَ امَّةٍ اخْرِجَت للنّاس .» آن اسلام وجود ندارد كه عدّهای بنشینند و تماشاگر حادثه ها فقیه، یا این که تماشاگر مسائل داخل جامعه خودشان باشند. مسلمانها بیدار، مسلمانها باخبر، مسلمانانی كه نیروی خودشان را برای بنای فقیه، به شكل درست به كار میگیرند و مسلمانانی كه از هیچ مانعی نمیترسند؛ این اسلام و اینسیرتکامل مسلمانها آیتم حد اكثر بغض استكبار جهانیاند و ما درین چندین سال، انجام این بغض را به اشکال متعدد چشمایم و امروز هم، بیشترین شكلش را در مسئلههای گوناگون فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی، مشاهده میكنیم
۱۳۷۱
جامعه اسلامی
یكی از این درسها، این نكته اساسی میباشد كه حسین بن علی علیه الصّلاة و السّلام، در یكفصل بسیار احساسّاس تاریخ اسلام، وظیفه اساسی را از وظایف متفاوت و دارنده مراتب گوناگون عنایت، تشخیص اعطا کرد و این وظیفه را به ایفا رساند. وی در آشنایی چیزی كه آن روز دنیای اسلام به آن احتیاج داشت، در گیر توهّم و خطا نشد. در حالی كه این، یكی از نقاط زخمپذیر در معاش مسلمین، در دورانهای متعدد میباشد؛ یعنی اینكه، مجموع ملت و راهنمایان آنها و برجستگان دنیای اسلام، در برههای از مجال، وظیفه اساسی را خطا كنند. ندانند چه چیز اساسی میباشد و می بایست به آن پرداخت و بایستی كارهای دیگر را درصورتیکه مایحتاج شد فدای آن كرد؛ و چه چیز فرعی و رتبه دوم میباشد و هر حركت و كاری را به قدر خویشِ آن بایستی اهمیّت اعطا کرد و برایش سعی كرد.
درهمان مجالِ حركت ابا عبد و بنده اللَّه علیهالسّلام، كسانی بودند كه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد در شرایطی که با آنها در مورد این موضوع سخن میشد كه «اكنون وقت قیام میباشد» و میفهمیدند كه این كار، درپی خویش مشكلات و دردسرهایی داراست، به تكالیف سکو دو میچسبیدند؛ كمااینكه دیدیم، عدّهای همین كار را كردند. فی مابین آنهایی كه با امام حسین علیهالسّلام، حركت نكردند و نرفتند، انسانهای مؤمن و متعهّد وجود داشت. اینطور عدم وجود كه تمامی، اهل جهان باشند. آن روز بین سران و برترین دنیای اسلام، بشرهای مؤمن و كسانی كه میخواستند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق وظیفه فعالیت كنند، بودند؛ امّا تكلیف را نمیفهمیدند؛ حالت مجال را تشخیص نمیدادند؛ معاند مهم را نمیشناختند و كار اساسی و محوری را با كارهای جايگاه دو و مرتبه سه، نادرست میكردند. این، یكی از ابتلائات گرانقدر دنیای اسلام بوده میباشد. امروز هم ممكن میباشد ما مبتلا آن شویم، و آنچه را كه اصلی میباشد، با چیز كماهمیّتخیس غلط كنیم. بایستی وظیفه اصلی را كه قوام و حیات جامعه به آن میباشد، پیدا كرد.
روزی در همین كشور ما، مبارزات ضدّ استعماری و ضدّ استبدادی و ضدّ دستگاه كفر و طاغوت، مطرح بود؛ ولی برخی، این تكلیف را تشخیص نمیدادند و به كارهای دیگر چسبیده بودند. احیاناً در شرایطیکه كسی تدریسی داشت، چنانچه تألیفی داشت، درحالتی که یك حوزه كوچك تبلیغی داشت، در حالتی که هدایت توده محدودی از عموم در كارهای آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شرعی بر ذمه وی بود، فكر میكرد درصورتیکه به آن پیکار بپردازد، آن كارها درانتظار خواهد ماند! نبرد به آن عظمت و به آن التفات را ترك میكرد، برای اینكه از این كارها بازنماند! یعنی غلط در شناختنِ آنچه ما یحتاج بود، آنچه اصلی بود و آنچه اهمّ بود.
حسین بن علی علیهالسّلام، در عرایض خویش فهماند كه برای دنیای اسلام در مسجد النبی کوهسنگی مشهد اینگونه قوانینی، پیکار با اصل اقتدار طاغوتی و مبادرت برای نجات انسانها از سلطه شیطانی و اهریمنی این اقتدار، واجبترین كارهاست. هویدا میباشد كه حسین بن علی علیهالسّلام، در صورتی در مدینه میماند و احكام الهی را بین عموم تبلیغ و معارف اهل بیت را ذکر میكرد، عدّهای را رویش میاعطا کرد. البته هنگامی برای جاری ساختن كاری به سمت عراق حركت میكرد، از تمامی این كارها بازمیماند: نماز عموم را نمیتوانست به آنها یاددادن دهد؛
روایات پیغمبر را نمیتوانست به عموم بگوید؛ حوزه درس و ذکر معارف وی تعطیل میشد و از كمك به ایتام و مستمندان و فقرایی كه در مدینه بودند، میماند. اینها هركدام وظیفهای بود كه آن حضرت اجرا میاعطا کرد. ولی تمامی این وظایف را، فدای وظیفه اصلیخیس كرد. حتّی آنچنان كه در لهجه تمامی مبلّغین و گویندگان میباشد، مجال حجّ بیتاللَّه و در وقتی كه عموم برای حج میرفتند، این، فدای آن تكلیف فراتر شد.
آن تكلیف چیست؟ به عبارتیطور كه فرمود، پیکار با دستگاهی كه منشأ خرابی بود: «اریدُ ان آمُرَ پر و بالْمَعْروف وَ أَنْهی عَنِ الْمُنْكَر وَ اسیرَ بِسیرة جَدّی .» یا این که آنچنان كه در خطبه دیگری در میان خط مش فرمود: «ایها النّاس! انَّ رَسول اللَّه، صلّی الله علیه و آله، قال مَنْ رأی سُلطاناً جائراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ اللَّه، ناكِثاً لِعَهْد اللَّه [تا پایان] فَلَمْ یُغَیِّر عَلَیْهِ بِفِعْلٍ و لا قَولٍ كانَ حَقّاً عَلَی الله انْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَه.» یعنی اغاره یا این که تغییر تحول، نسبت به شاه ظلم و جور؛ قدرتی كه خرابی میپراكند و دستگاهی كه انسانها را به سمت هلاکت و فنای مادّی و معنوی میكشاند. این، عامل حركت حسین بن علی علیهالسّلام میباشد كه اما این را، مصداق فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منكر هم دانستهاند؛ كه در زمینهی رغبت به تكلیف دستور به مشهور و نهی از منكر، بهاین نكات هم می بایست توجّه گردد. لذاست كه برای تكلیف اهمّ، حركت میكند و تكالیف دیگر را و لو اصلی فدای این تكلیف اهمّ میكند. تشخیص میدهد كه امروز، كار واجب چیست؟ هر وقتی، یك حركت برای جامعه اسلامی متعیّن میباشد. یك معاند و یك جناح خصم، دنیا اسلام و مسلمین را ترساندن میكند. آن را بایستی آشنایی. درصورتی که در آشنایی معاند غلط كردیم، در جهتی كه از آن جهت، اسلام و مسلمین ضرر و زیان میبینند و به آنها حمله میگردد، در گیر غلط گردیدهایم. خسارتی كه پیدا گردد، جبرانناپذیر میباشد. فرصتهای والا از دست میرود. امروز ما در دنیای اسلام، مكلَّفیم كه همین هشیاری و توجّه و معاندشناسی و تكلیفشناسی را به اعلا مرتبه ممكن، برای امّت اسلام، عالم اسلام و ملت خودمان تدارك ببینیم. امروز با توجّه به تشكیل حكومت اسلامی و برافراشته شدن درفش اسلام چیزی كه در طی تاریخ اسلام، بعداز صدرِ ویّل تا امروز سوابق ندارد اینگونه امكانی در مشت مسلمانها میباشد. امروز ما دیگر حق نداریم در آشنایی معاند خطا كنیم. حق نداریم در تدبیر نسبت به دلیل و حمله تهاجم، مبتلا خطا شویم. لذا، از ویّل برد انقلاب تا امروز، تمامی سعی امام بزرگوار و دیگر كسانی كه در روش آن بزرگوار حركت كردند عَلی اخْتِدروغِ مَراتِبِهْم: برحسب امكان و بضاعت و توان و بینششان این بوده میباشد كه معین گردد در دنیای امروز، برای مسلمانها، برای جامعه اسلامی در کشورایران و برای محورهای عدل و حق، چه تهدیدی از همگی فراتر و چه دشمنی از کلیه خطرناكخیس میباشد؟ امروز هم، مثل تک تک این سالهای متمادی، دشمنی اصلی، حمله تعالی و خطر نهاد كن از سوی سلطه جهانی و سلطه كفر و استكبار جهانی میباشد. این، مطرح ترین خطری میباشد كه اسلام و مسلمین را ترساندن میكند.
صحت دارد كه ضعفهای درونی یك جامعه، موضوعساز حمله معاند میباشد؛ ولی همین ضعفها را هم، معاند با ابزارها و امكانات خویش بر یك جامعه سلامت اجبار میكند. نباید مبتلا نادرست شویم. جهت حركت جامعه اسلامی، امروز بایستی به عبارتی جهتِ ضدّ استكباری و ضدّ سلطه جهانی باشد كه متأسفانه پنجه بر همگی دنیای اسلام افكنده میباشد. با اسلام دشمنند؛ با بیداری مسلمین دشمنند؛ با کشورایران اسلامی، به خیال و خاطر اسلامی بودنش دشمنند. همگی کارایی آنها این میباشد كه حركت اسلامی در عالم زنده نشود. در رأس این خصومت اما دولت متجبّر و متجاوز امریكاست و پشت رازِ وی، کلیه قدرتهای كوچك و بزرگی كه نسبت به اسلام، خصومت قدیمی داراهستند، یا این که اصطكاك منافع دارا هستند، یا این که از اسلام میترسند. با کشور ایران اسلامی هم كه دشمنند، به باعث همین میباشد كه بیداری اسلامی، از اینجا جوشید و امروز ملتهای مسلمان در هرجای عالم كه میباشند، امیدشان را از این حركت و این انقلابِ چیره میگیرند و گامهایشان را محكم میكنند و به پیش میفرآیند. در صورتیکه بتوانند، اسلام را درین نقطه، العیاذ باللَّه، شكست دهند، مطرح ترین برد خویش را در مقابل موج اسلامی در سرتاسر دانا به دست آوردهاند. این، آن حقیقتی میباشد كه امروز وجود دارااست.
نباید در آشنایی معاند غلط كرد. نباید این گمان و تصوّر را پیدا كرد كه معاند از دشمنی با اسلام و مسلمین دست برداشته میباشد. ملاحظه کنید امروز با مسلمانها اروپا، با این كشور مسلمان كوچك در قلب اروپا مسلمان ها بوسنی هرزگوین چه میكنند! هزاران آدم و هزاران غیر نظامی، در باطن منزل خودشان در گیر طاقت فرساترین موقعیت و بلایا می باشند. در شرایطی که نگوییم كه معاندانِ آنها، متجاوزین صرب را تشویق و كمك میكنند، حدّ اقل این میباشد كه نشستهاند و تماشا میكنند، تا آن دستِ قادرخیس و مجهّز به گونه های سلاحها و آن ارتشِ منظّم و آن کلیه تسلیحات و امکانات، این یك عدّه مسلمان را در آن حوزه به كلّی از فی مابین چیره شود و نابود كند. قصدشان این میباشد. میخواهند این جامعه مسلمان در قلب اروپا، به طور یك كشور مسلمان نماند. میخواهند آنها را وادار كنند به مسافرت؛ به تشتّت و به كلّی نابودشان سازند. میخواهند تیم مسلمان، در اروپا باقی نماند.
اینجانب پیشینًا هم پهنا كردم: درصورتیکه امروز، عالم اسلام در ارتباط این مسلمانها مظلوم حركتی نكند، در آجل، هر گروه مسلمانی كه در درون اروپا، یا این که به شكل یك كشور، یا این که به شكل یك جمعیت تعالی در یك كشور وجود داشته باشند، این خطر وجود داراست كه در معرض اینگونه فشارهایی قرار گیرند. ما نسبت به مسلمانها بوسنی هرزگوین، به شدّت نگرانیم. آنها مسلمانند و برادران ما میباشند. یك اقلیّت مظلوم، دربین گروه مخالف با اسلام در كشورهای متفاوت و در مقابل آنها، یك جمعیت مسلّح، متّكی به یك ارتش نیرومند، دارنده سلاحهای توسعه یافته و امروزی؛ همانهایی كه سالهای متمادی، عراق را هم از دید امکانات نظامی، علیه ما تجهیز میكردند؛ همین صربها، در مركز یوگسلاوی قدیمی. ما ولی در زمینهی این مسلمانها، وظایف خودمان را تا آنجا كه توانستیم شغل كردیم. از طرف جمهوری اسلامی، از آنها پشتیبانیهای کلیهجانبه و کلیه نوع حمایت گردیده است. البته این كافی وجود ندارد. مسلمانهاِ سراسر دنیاِ اسلام بایستی كمك كنند. دشمنی با اسلام، یكی از مظاهرش این میباشد و بالاترین مظاهرش، فشار بر جمهوری اسلامی میباشد. به عبارتیطور كه قرآن كریم ذکر فرموده؛ و این واقعاً از معجزات قرآن میباشد كه فرمود: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم .» تا جامعه مسلمانها از اسلام دست برندارند، اینها راضی نمیشوند. هدف این میباشد كه معاند میخواهد آن روح اسلامی، آن احكام زنده اسلام و آن نیروی حیاتی اسلام دربین مسلمان ها نباشد. اما آنها با یك عدّه مسلمانِ مرده بیاطّلاع از مبانی عالیه اسلام، و لو برهان به ظاهر مختصری از اسلام هم باشند، چندان كاری ندارند؛ دشمنی هم با آن ندارند. البته اینكه اسلام وجود ندارد! اسلامی اسلام میباشد كه پیغمبر آورد و قرآن فرمود كه «كُنْتُم خَیْرَ امَّةٍ اخْرِجَت للنّاس .» آن اسلام وجود ندارد كه عدّهای بنشینند و تماشاگر حادثه ها فقیه، یا این که تماشاگر مسائل داخل جامعه خودشان باشند. مسلمانها بیدار، مسلمانها باخبر، مسلمانانی كه نیروی خودشان را برای بنای فقیه، به شكل درست به كار میگیرند و مسلمانانی كه از هیچ مانعی نمیترسند؛ این اسلام و اینسیرتکامل مسلمانها آیتم حد اكثر بغض استكبار جهانیاند و ما درین چندین سال، انجام این بغض را به اشکال متعدد چشمایم و امروز هم، بیشترین شكلش را در مسئلههای گوناگون فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی، مشاهده میكنیم

مراسم محرم و صفر در مسجد النبی کوهسنگی مشهد