loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 46
يکشنبه 2 دی 1403 زمان : 10:27


۱۳۷۱
جامعه اسلامی

یكی از این درسها، این نكته اساسی میباشد كه حسین بن علی علیه الصّلاة و السّلام، در یك‏فصل بسیار احساسّاس تاریخ اسلام، وظیفه اساسی را از وظایف متفاوت و دارنده مراتب گوناگون عنایت، تشخیص اعطا کرد و این وظیفه را به ایفا رساند. وی در آشنایی چیزی كه آن روز دنیای اسلام به آن احتیاج داشت، در گیر توهّم و خطا نشد. در حالی كه این، یكی از نقاط زخم‏پذیر در معاش مسلمین، در دورانهای متعدد میباشد؛ یعنی اینكه، مجموع ملت و راهنمایان آن‏ها و برجستگان دنیای اسلام، در برهه‏ای از مجال، وظیفه اساسی را خطا كنند. ندانند چه چیز اساسی میباشد و می بایست به آن پرداخت و بایستی كارهای دیگر را در‌صورتی‌که مایحتاج شد فدای آن كرد؛ و چه چیز فرعی و رتبه دوم میباشد و هر حركت و كاری را به قدر خویشِ آن بایستی اهمیّت اعطا کرد و برایش سعی كرد.
درهمان مجالِ حركت ابا عبد و بنده اللَّه علیه‏السّلام، كسانی بودند كه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد در شرایطی که با آن‏ها در مورد این موضوع سخن می‏شد كه «اكنون وقت قیام میباشد» و می‏فهمیدند كه این كار، در‌پی خویش مشكلات و دردسرهایی داراست، به تكالیف سکو دو می‏چسبیدند؛ كمااینكه دیدیم، عدّه‏ای همین كار را كردند. فی مابین آن‏هایی كه با امام حسین علیه‏السّلام، حركت نكردند و نرفتند، انسان‏های مؤمن و متعهّد وجود داشت. این‏طور عدم وجود كه تمامی، اهل جهان باشند. آن روز بین سران و برترین دنیای اسلام، بشر‏های مؤمن و كسانی كه می‏خواستند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق وظیفه فعالیت كنند، بودند؛ امّا تكلیف را نمی‏فهمیدند؛ حالت مجال را تشخیص نمی‏دادند؛ معاند مهم را نمی‏شناختند و كار اساسی و محوری را با كارهای جايگاه دو و مرتبه سه، نادرست می‏كردند. این، یكی از ابتلائات گرانقدر دنیای اسلام بوده میباشد. امروز هم ممكن میباشد ما مبتلا آن شویم، و آنچه را كه اصلی میباشد، با چیز كم‏اهمیّت‏خیس غلط كنیم. بایستی وظیفه اصلی را كه قوام و حیات جامعه به آن میباشد، پیدا كرد.
روزی در همین كشور ما، مبارزات ضدّ استعماری و ضدّ استبدادی و ضدّ دستگاه كفر و طاغوت، مطرح بود؛ ولی برخی، این تكلیف را تشخیص نمی‏دادند و به كارهای دیگر چسبیده بودند. احیاناً در شرایطی‌که كسی تدریسی داشت، چنانچه تألیفی داشت، در‌حالتی که یك حوزه كوچك تبلیغی داشت، در حالتی که هدایت توده محدودی از عموم در كارهای آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شرعی بر ذمه وی بود، فكر می‏كرد در‌صورتی‌که به آن پیکار بپردازد، آن كارها درانتظار خواهد ماند! نبرد به آن عظمت و به آن التفات را ترك می‏كرد، برای اینكه از این كارها بازنماند! یعنی غلط در شناختنِ آنچه ما یحتاج بود، آنچه اصلی بود و آنچه اهمّ بود.
حسین بن علی علیه‏السّلام، در عرایض خویش فهماند كه برای دنیای اسلام در مسجد النبی کوهسنگی مشهد اینگونه قوانینی، پیکار با اصل اقتدار طاغوتی و مبادرت برای نجات انسانها از سلطه شیطانی و اهریمنی این اقتدار، واجب‏ترین كارهاست. هویدا میباشد كه حسین بن علی علیه‏السّلام، در صورتی در مدینه می‏ماند و احكام الهی را بین عموم تبلیغ و معارف اهل بیت را ذکر می‏كرد، عدّه‏ای را رویش می‏اعطا کرد. البته هنگامی برای جاری ساختن كاری به سمت عراق حركت می‏كرد، از تمامی این كارها بازمی‏ماند: نماز عموم را نمی‏توانست به آن‏ها یاددادن دهد؛
روایات پیغمبر را نمی‏توانست به عموم بگوید؛ حوزه درس و ذکر معارف وی تعطیل می‏شد و از كمك به ایتام و مستمندان و فقرایی كه در مدینه بودند، می‏ماند. این‏ها هركدام وظیفه‏ای بود كه آن حضرت اجرا می‏اعطا کرد. ولی تمامی این وظایف را، فدای وظیفه اصلی‏خیس كرد. حتّی آن‏چنان كه در لهجه تمامی مبلّغین و گویندگان می‌باشد، مجال حجّ بیت‏اللَّه و در وقتی كه عموم برای حج می‏رفتند، این، فدای آن تكلیف فراتر شد.
آن تكلیف چیست؟ به عبارتی‏طور كه فرمود، پیکار با دستگاهی كه منشأ خرابی بود: «اریدُ ان آمُرَ پر و بالْمَعْروف وَ أَنْهی عَنِ الْمُنْكَر وَ اسیرَ بِسیرة جَدّی .» یا این که آن‏چنان كه در خطبه دیگری در میان خط مش فرمود: «ایها النّاس! انَّ رَسول اللَّه، صلّی الله علیه و آله، قال مَنْ رأی سُلطاناً جائراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ اللَّه، ناكِثاً لِعَهْد اللَّه [تا پایان] فَلَمْ یُغَیِّر عَلَیْهِ بِفِعْلٍ و لا قَولٍ كانَ حَقّاً عَلَی الله انْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَه.» یعنی اغاره یا این که تغییر تحول، نسبت به شاه ظلم و جور؛ قدرتی كه خرابی می‏پراكند و دستگاهی كه انسانها را به سمت هلاکت و فنای مادّی و معنوی می‏كشاند. این، عامل حركت حسین بن علی علیه‏السّلام میباشد كه اما این را، مصداق فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منكر هم دانسته‏اند؛ كه در زمینه‌ی رغبت به تكلیف دستور به مشهور و نهی از منكر، به‌این نكات هم می بایست توجّه گردد. لذاست كه برای تكلیف اهمّ، حركت می‏كند و تكالیف دیگر را و لو اصلی فدای این تكلیف اهمّ می‏كند. تشخیص می‏دهد كه امروز، كار واجب چیست؟ هر وقتی، یك حركت برای جامعه اسلامی متعیّن میباشد. یك معاند و یك جناح خصم، دنیا اسلام و مسلمین را ترساندن می‏كند. آن را بایستی آشنایی. درصورتی که در آشنایی معاند غلط كردیم، در جهتی كه از آن جهت، اسلام و مسلمین ضرر و زیان می‏بینند و به آن‏ها حمله می‏گردد، در گیر غلط گردیده‏ایم. خسارتی كه پیدا گردد، جبران‏ناپذیر میباشد. فرصتهای والا از دست می‏رود. امروز ما در دنیای اسلام، مكلَّفیم كه همین هشیاری و توجّه و معاند‏شناسی و تكلیف‏شناسی را به اعلا مرتبه ممكن، برای امّت اسلام، عالم اسلام و ملت خودمان تدارك ببینیم. امروز با توجّه به تشكیل حكومت اسلامی و برافراشته شدن درفش اسلام چیزی كه در طی تاریخ اسلام، بعداز صدرِ ویّل تا امروز سوابق ندارد اینگونه امكانی در مشت مسلمان‌ها میباشد. امروز ما دیگر حق نداریم در آشنایی معاند خطا كنیم. حق نداریم در تدبیر نسبت به دلیل و حمله تهاجم، مبتلا خطا شویم. لذا، از ویّل برد انقلاب تا امروز، تمامی سعی امام بزرگوار و دیگر كسانی كه در روش آن بزرگوار حركت كردند عَلی اخْتِدروغِ مَراتِبِهْم: برحسب امكان و بضاعت و توان و بینششان این بوده میباشد كه معین گردد در دنیای امروز، برای مسلمان‌ها، برای جامعه اسلامی در کشور‌ایران و برای محور‏های عدل و حق، چه تهدیدی از همگی فراتر و چه دشمنی از کلیه خطرناك‏خیس میباشد؟ امروز هم، مثل تک تک این سالهای متمادی، دشمنی اصلی، حمله تعالی و خطر نهاد كن از سوی سلطه جهانی و سلطه كفر و استكبار جهانی میباشد. این، مطرح ترین خطری میباشد كه اسلام و مسلمین را ترساندن می‏كند.
صحت دارد كه ضعفهای درونی یك جامعه‏، موضوع‏ساز حمله معاند میباشد؛ ولی همین ضعفها را هم، معاند با ابزارها و امكانات خویش بر یك جامعه‏ سلامت اجبار می‏كند. نباید مبتلا نادرست شویم. جهت حركت جامعه‏ اسلامی‏، امروز بایستی به عبارتی جهتِ ضدّ استكباری و ضدّ سلطه جهانی باشد كه متأسفانه پنجه بر همگی دنیای اسلام افكنده میباشد. با اسلام دشمنند؛ با بیداری مسلمین دشمنند؛ با کشور‌ایران اسلامی‏، به خیال و خاطر اسلامی‏ بودنش دشمنند. همگی کارایی آن‏ها این میباشد كه حركت اسلامی در عالم زنده نشود. در رأس این خصومت اما دولت متجبّر و متجاوز امریكاست و پشت رازِ وی، کلیه قدرتهای كوچك و بزرگی كه نسبت به اسلام، خصومت قدیمی دارا‌هستند، یا این که اصطكاك منافع دارا هستند، یا این که از اسلام می‏ترسند. با کشور ایران اسلامی هم كه دشمنند، به باعث همین میباشد كه بیداری اسلامی، از اینجا جوشید و امروز ملتهای مسلمان در هرجای عالم كه میباشند، امیدشان را از این حركت و این انقلابِ چیره می‏گیرند و گامهایشان را محكم می‏كنند و به پیش می‏فرآیند. در صورتی‌که بتوانند، اسلام را درین نقطه، العیاذ باللَّه، شكست دهند، مطرح ترین برد خویش را در مقابل موج اسلامی در سرتاسر دانا به دست آورده‏اند. این، آن حقیقتی میباشد كه امروز وجود دارااست.
نباید در آشنایی معاند غلط كرد. نباید این گمان و تصوّر را پیدا كرد كه معاند از دشمنی با اسلام و مسلمین دست برداشته میباشد. ملاحظه کنید امروز با مسلمان‌ها اروپا، با این كشور مسلمان كوچك در قلب اروپا مسلمان ها بوسنی هرزگوین چه می‏كنند! هزاران آدم و هزاران غیر نظامی، در باطن منزل خودشان در گیر طاقت فرسا‏ترین موقعیت و بلایا می باشند. در شرایطی که نگوییم كه معاندانِ آن‏ها، متجاوزین صرب را تشویق و كمك می‏كنند، حدّ اقل این میباشد كه نشسته‏اند و تماشا می‏كنند، تا آن دستِ قادر‏خیس و مجهّز به گونه های سلاحها و آن ارتشِ منظّم و آن کلیه تسلیحات و امکانات، این یك عدّه مسلمان را در آن‏ حوزه‌ به كلّی از فی مابین چیره شود و نابود كند. قصدشان این میباشد. می‏خواهند این جامعه مسلمان در قلب اروپا، به طور یك كشور مسلمان نماند. می‏خواهند آن‏ها را وادار كنند به مسافرت؛ به تشتّت و به كلّی نابودشان سازند. می‏خواهند تیم مسلمان، در اروپا باقی نماند.
اینجانب پیشینًا هم پهنا كردم: در‌صورتی‌که امروز، عالم اسلام در ارتباط این مسلمان‌ها مظلوم حركتی نكند، در آجل، هر گروه مسلمانی كه در درون اروپا، یا این که به شكل یك كشور، یا این که به شكل یك جمعیت تعالی در یك كشور وجود داشته باشند، این خطر وجود داراست كه در معرض اینگونه فشارهایی قرار گیرند. ما نسبت به مسلمانها بوسنی هرزگوین، به شدّت نگرانیم. آن‏ها مسلمانند و برادران ما می‌باشند. یك اقلیّت مظلوم، دربین گروه مخالف با اسلام در كشورهای متفاوت و در مقابل آن‏ها، یك جمعیت مسلّح، متّكی به یك ارتش نیرومند، دارنده سلاحهای توسعه یافته و امروزی؛ همانهایی كه سالهای متمادی، عراق را هم از دید امکانات نظامی، علیه ما تجهیز می‏كردند؛ همین صربها، در مركز یوگسلاوی قدیمی. ما ولی در زمینه‌ی این مسلمان‌ها، وظایف خودمان را تا آنجا كه توانستیم شغل كردیم. از طرف جمهوری اسلامی، از آن‏ها پشتیبانیهای کلیه‏جانبه و کلیه نوع حمایت گردیده است. البته این كافی وجود ندارد. مسلمانهاِ سراسر دنیاِ اسلام بایستی كمك كنند. دشمنی با اسلام، یكی از مظاهرش این میباشد و بالاترین مظاهرش، فشار بر جمهوری اسلامی میباشد. به عبارتی‏طور كه قرآن كریم ذکر فرموده؛ و این واقعاً از معجزات قرآن میباشد كه فرمود: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم .» تا جامعه مسلمانها از اسلام دست برندارند، این‏ها راضی نمی‏شوند. هدف این میباشد كه معاند می‏خواهد آن روح اسلامی، آن احكام زنده اسلام و آن نیروی حیاتی اسلام دربین مسلمان ها نباشد. اما آن‏ها با یك عدّه مسلمانِ مرده بی‏اطّلاع از مبانی عالیه اسلام، و لو برهان به ظاهر مختصری از اسلام هم باشند، چندان كاری ندارند؛ دشمنی هم با آن ندارند. البته اینكه اسلام وجود ندارد! اسلامی اسلام میباشد كه پیغمبر آورد و قرآن فرمود كه «كُنْتُم خَیْرَ امَّةٍ اخْرِجَت للنّاس .» آن اسلام وجود ندارد كه عدّه‏ای بنشینند و تماشاگر حادثه ها فقیه، یا این که تماشاگر مسائل داخل جامعه خودشان باشند. مسلمانها بیدار، مسلمان‌ها باخبر، مسلمانانی كه نیروی خودشان را برای بنای فقیه، به شكل درست به كار می‏گیرند و مسلمانانی كه از هیچ مانعی نمی‏ترسند؛ این اسلام و این‏سیرتکامل مسلمانها آیتم حد اكثر بغض استكبار جهانی‏اند و ما درین چندین سال، انجام این بغض را به اشکال متعدد چشم‏ایم و امروز هم، بیشترین شكلش را در مسئله‏های گوناگون فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی، مشاهده می‏كنیم


۱۳۷۱
جامعه اسلامی

یكی از این درسها، این نكته اساسی میباشد كه حسین بن علی علیه الصّلاة و السّلام، در یك‏فصل بسیار احساسّاس تاریخ اسلام، وظیفه اساسی را از وظایف متفاوت و دارنده مراتب گوناگون عنایت، تشخیص اعطا کرد و این وظیفه را به ایفا رساند. وی در آشنایی چیزی كه آن روز دنیای اسلام به آن احتیاج داشت، در گیر توهّم و خطا نشد. در حالی كه این، یكی از نقاط زخم‏پذیر در معاش مسلمین، در دورانهای متعدد میباشد؛ یعنی اینكه، مجموع ملت و راهنمایان آن‏ها و برجستگان دنیای اسلام، در برهه‏ای از مجال، وظیفه اساسی را خطا كنند. ندانند چه چیز اساسی میباشد و می بایست به آن پرداخت و بایستی كارهای دیگر را در‌صورتی‌که مایحتاج شد فدای آن كرد؛ و چه چیز فرعی و رتبه دوم میباشد و هر حركت و كاری را به قدر خویشِ آن بایستی اهمیّت اعطا کرد و برایش سعی كرد.
درهمان مجالِ حركت ابا عبد و بنده اللَّه علیه‏السّلام، كسانی بودند كه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد در شرایطی که با آن‏ها در مورد این موضوع سخن می‏شد كه «اكنون وقت قیام میباشد» و می‏فهمیدند كه این كار، در‌پی خویش مشكلات و دردسرهایی داراست، به تكالیف سکو دو می‏چسبیدند؛ كمااینكه دیدیم، عدّه‏ای همین كار را كردند. فی مابین آن‏هایی كه با امام حسین علیه‏السّلام، حركت نكردند و نرفتند، انسان‏های مؤمن و متعهّد وجود داشت. این‏طور عدم وجود كه تمامی، اهل جهان باشند. آن روز بین سران و برترین دنیای اسلام، بشر‏های مؤمن و كسانی كه می‏خواستند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق وظیفه فعالیت كنند، بودند؛ امّا تكلیف را نمی‏فهمیدند؛ حالت مجال را تشخیص نمی‏دادند؛ معاند مهم را نمی‏شناختند و كار اساسی و محوری را با كارهای جايگاه دو و مرتبه سه، نادرست می‏كردند. این، یكی از ابتلائات گرانقدر دنیای اسلام بوده میباشد. امروز هم ممكن میباشد ما مبتلا آن شویم، و آنچه را كه اصلی میباشد، با چیز كم‏اهمیّت‏خیس غلط كنیم. بایستی وظیفه اصلی را كه قوام و حیات جامعه به آن میباشد، پیدا كرد.
روزی در همین كشور ما، مبارزات ضدّ استعماری و ضدّ استبدادی و ضدّ دستگاه كفر و طاغوت، مطرح بود؛ ولی برخی، این تكلیف را تشخیص نمی‏دادند و به كارهای دیگر چسبیده بودند. احیاناً در شرایطی‌که كسی تدریسی داشت، چنانچه تألیفی داشت، در‌حالتی که یك حوزه كوچك تبلیغی داشت، در حالتی که هدایت توده محدودی از عموم در كارهای آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شرعی بر ذمه وی بود، فكر می‏كرد در‌صورتی‌که به آن پیکار بپردازد، آن كارها درانتظار خواهد ماند! نبرد به آن عظمت و به آن التفات را ترك می‏كرد، برای اینكه از این كارها بازنماند! یعنی غلط در شناختنِ آنچه ما یحتاج بود، آنچه اصلی بود و آنچه اهمّ بود.
حسین بن علی علیه‏السّلام، در عرایض خویش فهماند كه برای دنیای اسلام در مسجد النبی کوهسنگی مشهد اینگونه قوانینی، پیکار با اصل اقتدار طاغوتی و مبادرت برای نجات انسانها از سلطه شیطانی و اهریمنی این اقتدار، واجب‏ترین كارهاست. هویدا میباشد كه حسین بن علی علیه‏السّلام، در صورتی در مدینه می‏ماند و احكام الهی را بین عموم تبلیغ و معارف اهل بیت را ذکر می‏كرد، عدّه‏ای را رویش می‏اعطا کرد. البته هنگامی برای جاری ساختن كاری به سمت عراق حركت می‏كرد، از تمامی این كارها بازمی‏ماند: نماز عموم را نمی‏توانست به آن‏ها یاددادن دهد؛
روایات پیغمبر را نمی‏توانست به عموم بگوید؛ حوزه درس و ذکر معارف وی تعطیل می‏شد و از كمك به ایتام و مستمندان و فقرایی كه در مدینه بودند، می‏ماند. این‏ها هركدام وظیفه‏ای بود كه آن حضرت اجرا می‏اعطا کرد. ولی تمامی این وظایف را، فدای وظیفه اصلی‏خیس كرد. حتّی آن‏چنان كه در لهجه تمامی مبلّغین و گویندگان می‌باشد، مجال حجّ بیت‏اللَّه و در وقتی كه عموم برای حج می‏رفتند، این، فدای آن تكلیف فراتر شد.
آن تكلیف چیست؟ به عبارتی‏طور كه فرمود، پیکار با دستگاهی كه منشأ خرابی بود: «اریدُ ان آمُرَ پر و بالْمَعْروف وَ أَنْهی عَنِ الْمُنْكَر وَ اسیرَ بِسیرة جَدّی .» یا این که آن‏چنان كه در خطبه دیگری در میان خط مش فرمود: «ایها النّاس! انَّ رَسول اللَّه، صلّی الله علیه و آله، قال مَنْ رأی سُلطاناً جائراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ اللَّه، ناكِثاً لِعَهْد اللَّه [تا پایان] فَلَمْ یُغَیِّر عَلَیْهِ بِفِعْلٍ و لا قَولٍ كانَ حَقّاً عَلَی الله انْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَه.» یعنی اغاره یا این که تغییر تحول، نسبت به شاه ظلم و جور؛ قدرتی كه خرابی می‏پراكند و دستگاهی كه انسانها را به سمت هلاکت و فنای مادّی و معنوی می‏كشاند. این، عامل حركت حسین بن علی علیه‏السّلام میباشد كه اما این را، مصداق فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منكر هم دانسته‏اند؛ كه در زمینه‌ی رغبت به تكلیف دستور به مشهور و نهی از منكر، به‌این نكات هم می بایست توجّه گردد. لذاست كه برای تكلیف اهمّ، حركت می‏كند و تكالیف دیگر را و لو اصلی فدای این تكلیف اهمّ می‏كند. تشخیص می‏دهد كه امروز، كار واجب چیست؟ هر وقتی، یك حركت برای جامعه اسلامی متعیّن میباشد. یك معاند و یك جناح خصم، دنیا اسلام و مسلمین را ترساندن می‏كند. آن را بایستی آشنایی. درصورتی که در آشنایی معاند غلط كردیم، در جهتی كه از آن جهت، اسلام و مسلمین ضرر و زیان می‏بینند و به آن‏ها حمله می‏گردد، در گیر غلط گردیده‏ایم. خسارتی كه پیدا گردد، جبران‏ناپذیر میباشد. فرصتهای والا از دست می‏رود. امروز ما در دنیای اسلام، مكلَّفیم كه همین هشیاری و توجّه و معاند‏شناسی و تكلیف‏شناسی را به اعلا مرتبه ممكن، برای امّت اسلام، عالم اسلام و ملت خودمان تدارك ببینیم. امروز با توجّه به تشكیل حكومت اسلامی و برافراشته شدن درفش اسلام چیزی كه در طی تاریخ اسلام، بعداز صدرِ ویّل تا امروز سوابق ندارد اینگونه امكانی در مشت مسلمان‌ها میباشد. امروز ما دیگر حق نداریم در آشنایی معاند خطا كنیم. حق نداریم در تدبیر نسبت به دلیل و حمله تهاجم، مبتلا خطا شویم. لذا، از ویّل برد انقلاب تا امروز، تمامی سعی امام بزرگوار و دیگر كسانی كه در روش آن بزرگوار حركت كردند عَلی اخْتِدروغِ مَراتِبِهْم: برحسب امكان و بضاعت و توان و بینششان این بوده میباشد كه معین گردد در دنیای امروز، برای مسلمان‌ها، برای جامعه اسلامی در کشور‌ایران و برای محور‏های عدل و حق، چه تهدیدی از همگی فراتر و چه دشمنی از کلیه خطرناك‏خیس میباشد؟ امروز هم، مثل تک تک این سالهای متمادی، دشمنی اصلی، حمله تعالی و خطر نهاد كن از سوی سلطه جهانی و سلطه كفر و استكبار جهانی میباشد. این، مطرح ترین خطری میباشد كه اسلام و مسلمین را ترساندن می‏كند.
صحت دارد كه ضعفهای درونی یك جامعه‏، موضوع‏ساز حمله معاند میباشد؛ ولی همین ضعفها را هم، معاند با ابزارها و امكانات خویش بر یك جامعه‏ سلامت اجبار می‏كند. نباید مبتلا نادرست شویم. جهت حركت جامعه‏ اسلامی‏، امروز بایستی به عبارتی جهتِ ضدّ استكباری و ضدّ سلطه جهانی باشد كه متأسفانه پنجه بر همگی دنیای اسلام افكنده میباشد. با اسلام دشمنند؛ با بیداری مسلمین دشمنند؛ با کشور‌ایران اسلامی‏، به خیال و خاطر اسلامی‏ بودنش دشمنند. همگی کارایی آن‏ها این میباشد كه حركت اسلامی در عالم زنده نشود. در رأس این خصومت اما دولت متجبّر و متجاوز امریكاست و پشت رازِ وی، کلیه قدرتهای كوچك و بزرگی كه نسبت به اسلام، خصومت قدیمی دارا‌هستند، یا این که اصطكاك منافع دارا هستند، یا این که از اسلام می‏ترسند. با کشور ایران اسلامی هم كه دشمنند، به باعث همین میباشد كه بیداری اسلامی، از اینجا جوشید و امروز ملتهای مسلمان در هرجای عالم كه میباشند، امیدشان را از این حركت و این انقلابِ چیره می‏گیرند و گامهایشان را محكم می‏كنند و به پیش می‏فرآیند. در صورتی‌که بتوانند، اسلام را درین نقطه، العیاذ باللَّه، شكست دهند، مطرح ترین برد خویش را در مقابل موج اسلامی در سرتاسر دانا به دست آورده‏اند. این، آن حقیقتی میباشد كه امروز وجود دارااست.
نباید در آشنایی معاند غلط كرد. نباید این گمان و تصوّر را پیدا كرد كه معاند از دشمنی با اسلام و مسلمین دست برداشته میباشد. ملاحظه کنید امروز با مسلمان‌ها اروپا، با این كشور مسلمان كوچك در قلب اروپا مسلمان ها بوسنی هرزگوین چه می‏كنند! هزاران آدم و هزاران غیر نظامی، در باطن منزل خودشان در گیر طاقت فرسا‏ترین موقعیت و بلایا می باشند. در شرایطی که نگوییم كه معاندانِ آن‏ها، متجاوزین صرب را تشویق و كمك می‏كنند، حدّ اقل این میباشد كه نشسته‏اند و تماشا می‏كنند، تا آن دستِ قادر‏خیس و مجهّز به گونه های سلاحها و آن ارتشِ منظّم و آن کلیه تسلیحات و امکانات، این یك عدّه مسلمان را در آن‏ حوزه‌ به كلّی از فی مابین چیره شود و نابود كند. قصدشان این میباشد. می‏خواهند این جامعه مسلمان در قلب اروپا، به طور یك كشور مسلمان نماند. می‏خواهند آن‏ها را وادار كنند به مسافرت؛ به تشتّت و به كلّی نابودشان سازند. می‏خواهند تیم مسلمان، در اروپا باقی نماند.
اینجانب پیشینًا هم پهنا كردم: در‌صورتی‌که امروز، عالم اسلام در ارتباط این مسلمان‌ها مظلوم حركتی نكند، در آجل، هر گروه مسلمانی كه در درون اروپا، یا این که به شكل یك كشور، یا این که به شكل یك جمعیت تعالی در یك كشور وجود داشته باشند، این خطر وجود داراست كه در معرض اینگونه فشارهایی قرار گیرند. ما نسبت به مسلمانها بوسنی هرزگوین، به شدّت نگرانیم. آن‏ها مسلمانند و برادران ما می‌باشند. یك اقلیّت مظلوم، دربین گروه مخالف با اسلام در كشورهای متفاوت و در مقابل آن‏ها، یك جمعیت مسلّح، متّكی به یك ارتش نیرومند، دارنده سلاحهای توسعه یافته و امروزی؛ همانهایی كه سالهای متمادی، عراق را هم از دید امکانات نظامی، علیه ما تجهیز می‏كردند؛ همین صربها، در مركز یوگسلاوی قدیمی. ما ولی در زمینه‌ی این مسلمان‌ها، وظایف خودمان را تا آنجا كه توانستیم شغل كردیم. از طرف جمهوری اسلامی، از آن‏ها پشتیبانیهای کلیه‏جانبه و کلیه نوع حمایت گردیده است. البته این كافی وجود ندارد. مسلمانهاِ سراسر دنیاِ اسلام بایستی كمك كنند. دشمنی با اسلام، یكی از مظاهرش این میباشد و بالاترین مظاهرش، فشار بر جمهوری اسلامی میباشد. به عبارتی‏طور كه قرآن كریم ذکر فرموده؛ و این واقعاً از معجزات قرآن میباشد كه فرمود: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم .» تا جامعه مسلمانها از اسلام دست برندارند، این‏ها راضی نمی‏شوند. هدف این میباشد كه معاند می‏خواهد آن روح اسلامی، آن احكام زنده اسلام و آن نیروی حیاتی اسلام دربین مسلمان ها نباشد. اما آن‏ها با یك عدّه مسلمانِ مرده بی‏اطّلاع از مبانی عالیه اسلام، و لو برهان به ظاهر مختصری از اسلام هم باشند، چندان كاری ندارند؛ دشمنی هم با آن ندارند. البته اینكه اسلام وجود ندارد! اسلامی اسلام میباشد كه پیغمبر آورد و قرآن فرمود كه «كُنْتُم خَیْرَ امَّةٍ اخْرِجَت للنّاس .» آن اسلام وجود ندارد كه عدّه‏ای بنشینند و تماشاگر حادثه ها فقیه، یا این که تماشاگر مسائل داخل جامعه خودشان باشند. مسلمانها بیدار، مسلمان‌ها باخبر، مسلمانانی كه نیروی خودشان را برای بنای فقیه، به شكل درست به كار می‏گیرند و مسلمانانی كه از هیچ مانعی نمی‏ترسند؛ این اسلام و این‏سیرتکامل مسلمانها آیتم حد اكثر بغض استكبار جهانی‏اند و ما درین چندین سال، انجام این بغض را به اشکال متعدد چشم‏ایم و امروز هم، بیشترین شكلش را در مسئله‏های گوناگون فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی، مشاهده می‏كنیم

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 522
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 293
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 253
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1124
  • بازدید ماه : 1349
  • بازدید سال : 3599
  • بازدید کلی : 71316
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی