loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 8
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 10:30


طبق طریقه دیگری اساسی وجود ندارد که حالت مذکور برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این رابطه ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که وضعیت، هدف ها و خصوصیت‌های مهدی و مهدویت را انتخاب می‌نماید.[۱۱۴] لذا چه بسا دربین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به موقعیت خاص اجتماعی تمجید می گردد، تفاوت‌های جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این طریقه می‌اقتدار به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت اختراع‌ گردیده به وسیله خالدبن معاویه اشاره مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۱۱۵]

در منش دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، برخی از اشخاص یا این که نحله‌ها با رغبت‌های خاص فکری و مذهبی، از مصاحبه مذهبی پیروز در جامعه بیرون می‌شدند و ادعای مهدویت می‌کردند. این معنی از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که به دور می شد. ادعایی که اسپهبدان گبر در خصوص ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهد و پیمان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۱۶]

این دگرگونی و تطور در نقطه‌ای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. مثلا پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بی‌رابطه وجود ندارد. از طرفی در پندار اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقص‌ترین مرحلۀ فرهنگ و تمدن اسلامی به شمار می‌رود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل می‌نماید، شیوه تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر صرفا در صورت‌گیری و برد انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. بدین ترتیب بین آموزۀ مهدویت و منش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت می‌باشد. به گونه ای‌که می‌اقتدار اذعان کرد آموزه‌های مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۱۱۷]

بعد از انقلاب در بین مالک‌نظران رهیافت‌ها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. می‌اقتدار از علاوه بر مذاکره با اساتید و صاحب و مالک‌نظران و منابع مکتوب و تعدادی رسانه‌ای جان دار، این رویکردها را حصول کرد. راه و روش قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، شرعی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و استحضار‌رسانی، راهبردی و آجل‌نگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعه‌شناختی، شیوه‌شناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می باشند.[۱۱۸]

جراحت‌شناسی مهدویت؛ مدعیان مهدویت، خرافات و بدعت‌ها
نوشته ی علمیٔ مهم: مدعیان مهدویت
برای مثال مسائلی که بیان‌کننده مداقه «مورد مهدویت» میباشد، این میباشد که در حین تاریخ، به اسم اشخاصی عکس العمل می کنیم که با جعل و تطبیق اسم «مهدی موعود» بر خویش، و یا این که اطلاق این تیتر از سوی دیگرافراد به آن‌ها، ادعا‌های بزرگی داشته، یا این که برای آن‌ها قائل بودند که‌این خویش یکی استدلال اساسی در اصالت مهدویت میباشد. مهم ترین خصوصیت این داعیه آن میباشد که رهروان آنان، قائل گردیده‌اند که آنان نمرده‌اند و در جایی نسبتا نامعلوم در دنیا معاش می‌نمایند و در بعدی، ظهور خواهند نمود و بر ظالمان غلبه پیدا کرده و آیین خویش را در دنیا کبیر خواهند کرد.

اطلاق مهدی موعود بر افراد، از به عبارتی زمان صدر اسلام شروع گردیده‌است و به لحاظ میرسد اولی نفری که او را مهدی خواندند، محمد حنفیه، پسر امام علی(ع) میباشد که از سوی کیسانیه، «موعود» خوانده گردیده است. این فرقه اطمینان داشتند محمد حنفیه مهدی موعود میباشد و بعداز مرگ وی، داعیه کردند که وی هیچ گاه نمرده میباشد، بلکه در کوه رَضْاوٰ که در اطراف مدینه میباشد، فی مابین دو شیر قرار گرفته، که حافظ و پاسبان وی می‌باشند.

بعد از محمد حنفیه، افراد دیگری بودند که یا این که خویش را مهدی می‌خواندند یااینکه پیروانشان، به آن اشخاص، مهدی می‌گفتند. مهمترین این اشخاص، محمد بن عبدالله محض، عبیدالله المهدی فاطمی، اسحاق سبتی، غلام‌احمد قادیانی، علی محمد شیرازی و مهدی سودانی میباشد.


طبق طریقه دیگری اساسی وجود ندارد که حالت مذکور برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این رابطه ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که وضعیت، هدف ها و خصوصیت‌های مهدی و مهدویت را انتخاب می‌نماید.[۱۱۴] لذا چه بسا دربین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به موقعیت خاص اجتماعی تمجید می گردد، تفاوت‌های جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این طریقه می‌اقتدار به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت اختراع‌ گردیده به وسیله خالدبن معاویه اشاره مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۱۱۵]

در منش دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، برخی از اشخاص یا این که نحله‌ها با رغبت‌های خاص فکری و مذهبی، از مصاحبه مذهبی پیروز در جامعه بیرون می‌شدند و ادعای مهدویت می‌کردند. این معنی از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که به دور می شد. ادعایی که اسپهبدان گبر در خصوص ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهد و پیمان آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد.[۱۱۶]

این دگرگونی و تطور در نقطه‌ای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. مثلا پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بی‌رابطه وجود ندارد. از طرفی در پندار اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقص‌ترین مرحلۀ فرهنگ و تمدن اسلامی به شمار می‌رود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل می‌نماید، شیوه تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر صرفا در صورت‌گیری و برد انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. بدین ترتیب بین آموزۀ مهدویت و منش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت می‌باشد. به گونه ای‌که می‌اقتدار اذعان کرد آموزه‌های مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بود.[۱۱۷]

بعد از انقلاب در بین مالک‌نظران رهیافت‌ها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. می‌اقتدار از علاوه بر مذاکره با اساتید و صاحب و مالک‌نظران و منابع مکتوب و تعدادی رسانه‌ای جان دار، این رویکردها را حصول کرد. راه و روش قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، شرعی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و استحضار‌رسانی، راهبردی و آجل‌نگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعه‌شناختی، شیوه‌شناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد می باشند.[۱۱۸]

جراحت‌شناسی مهدویت؛ مدعیان مهدویت، خرافات و بدعت‌ها
نوشته ی علمیٔ مهم: مدعیان مهدویت
برای مثال مسائلی که بیان‌کننده مداقه «مورد مهدویت» میباشد، این میباشد که در حین تاریخ، به اسم اشخاصی عکس العمل می کنیم که با جعل و تطبیق اسم «مهدی موعود» بر خویش، و یا این که اطلاق این تیتر از سوی دیگرافراد به آن‌ها، ادعا‌های بزرگی داشته، یا این که برای آن‌ها قائل بودند که‌این خویش یکی استدلال اساسی در اصالت مهدویت میباشد. مهم ترین خصوصیت این داعیه آن میباشد که رهروان آنان، قائل گردیده‌اند که آنان نمرده‌اند و در جایی نسبتا نامعلوم در دنیا معاش می‌نمایند و در بعدی، ظهور خواهند نمود و بر ظالمان غلبه پیدا کرده و آیین خویش را در دنیا کبیر خواهند کرد.

اطلاق مهدی موعود بر افراد، از به عبارتی زمان صدر اسلام شروع گردیده‌است و به لحاظ میرسد اولی نفری که او را مهدی خواندند، محمد حنفیه، پسر امام علی(ع) میباشد که از سوی کیسانیه، «موعود» خوانده گردیده است. این فرقه اطمینان داشتند محمد حنفیه مهدی موعود میباشد و بعداز مرگ وی، داعیه کردند که وی هیچ گاه نمرده میباشد، بلکه در کوه رَضْاوٰ که در اطراف مدینه میباشد، فی مابین دو شیر قرار گرفته، که حافظ و پاسبان وی می‌باشند.

بعد از محمد حنفیه، افراد دیگری بودند که یا این که خویش را مهدی می‌خواندند یااینکه پیروانشان، به آن اشخاص، مهدی می‌گفتند. مهمترین این اشخاص، محمد بن عبدالله محض، عبیدالله المهدی فاطمی، اسحاق سبتی، غلام‌احمد قادیانی، علی محمد شیرازی و مهدی سودانی میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 521
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 89
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 106
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 90
  • بازدید ماه : 315
  • بازدید سال : 2565
  • بازدید کلی : 70282
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی