امروزه هنر علاوه بر اینکه بهعنوان روشی برای بیان و غلبه بر شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد هیجانات و تنشهای روحی و روانی در جامعه نقشآفرینی میکند، یکی از مهمترین طریقها در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعی محسوب میشود. خشونت یک کدام از ناهنجاریهای اجتماعی محسوب میشود که میتواند سبب ساز تولید آسیبهای رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد بخش اعظمی در جامعه شود و بایستی برای جلوگیری از آن به فرهنگ و تمدن و هنر توجّه ویژه نمود. تحقیقات نماد می دهند که هر اندازه هنر در جامعه اشاعه داشته باشد انسانها از خشونت به دور خواهند بود. پیمایش اولیه اعتراضات و ناآرامی های دی ماه سال 96 در شهرهای گوناگون نشانه میدهد که در برخی از شهرها با اینکه از لحاظ اقتصادی در شرایط بدتری نسبت به شهرهای با اعتراضات خشونت بار داشتند، اعتراضات مدنی تر بوده اند یا اینکه اساساً شکل نداده اند. یکیاز فرضیه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد های اصلی برای این موضوع، این است که رویدادهای فرهنگی و هنری مشمول کنسرت، تئاتر، نقاشی خیابانی و...، در این شهر ها بیشتر بوده می باشد و اتفاق افتاد هنری و فرهنگی، از خشونت اجتماعی می کاهد. غرض این استیناف این می باشد که با تأکید بر اعتراضات دی ماه 1396، نشان دهد که رویدادهای فرهنگی و هنری چه تأثیرات اجتماعی دارند مسجد النبی کوهسنگی مشهد و به ویژه در کاهش خشونتهای جمعی تا چه حد اثر گذار میباشند؟ به عبارت دیگر، شناسایی تأثیرات کارهای فرهنگی و هنری بر خشونت های جمعی و ارایه راهکارهای به کار گیری هنر و فرهنگ برای کاهش اعتراضات خشونت آمیز، از اهداف این رسیدگی است.
۱۳۷۱
جامعه اسلامی
یكی از این درسها، این نكته اساسی میباشد كه حسین بن علی علیه الصّلاة و السّلام، در یكفصل بسیار احساسّاس تاریخ اسلام، وظیفه اساسی را از وظایف متفاوت و دارنده مراتب گوناگون عنایت، تشخیص اعطا کرد و این وظیفه را به ایفا رساند. وی در آشنایی چیزی كه آن روز دنیای اسلام به آن احتیاج داشت، در گیر توهّم و خطا نشد. در حالی كه این، یكی از نقاط زخمپذیر در معاش مسلمین، در دورانهای متعدد میباشد؛ یعنی اینكه، مجموع ملت و راهنمایان آنها و برجستگان دنیای اسلام، در برههای از مجال، وظیفه اساسی را خطا كنند. ندانند چه چیز اساسی میباشد و می بایست به آن پرداخت و بایستی كارهای دیگر را درصورتیکه مایحتاج شد فدای آن كرد؛ و چه چیز فرعی و رتبه دوم میباشد و هر حركت و كاری را به قدر خویشِ آن بایستی اهمیّت اعطا کرد و برایش سعی كرد.
درهمان مجالِ حركت ابا عبد و بنده اللَّه علیهالسّلام، كسانی بودند كه شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد در شرایطی که با آنها در مورد این موضوع سخن میشد كه «اكنون وقت قیام میباشد» و میفهمیدند كه این كار، درپی خویش مشكلات و دردسرهایی داراست، به تكالیف سکو دو میچسبیدند؛ كمااینكه دیدیم، عدّهای همین كار را كردند. فی مابین آنهایی كه با امام حسین علیهالسّلام، حركت نكردند و نرفتند، انسانهای مؤمن و متعهّد وجود داشت. اینطور عدم وجود كه تمامی، اهل جهان باشند. آن روز بین سران و برترین دنیای اسلام، بشرهای مؤمن و كسانی كه میخواستند رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبق وظیفه فعالیت كنند، بودند؛ امّا تكلیف را نمیفهمیدند؛ حالت مجال را تشخیص نمیدادند؛ معاند مهم را نمیشناختند و كار اساسی و محوری را با كارهای جايگاه دو و مرتبه سه، نادرست میكردند. این، یكی از ابتلائات گرانقدر دنیای اسلام بوده میباشد. امروز هم ممكن میباشد ما مبتلا آن شویم، و آنچه را كه اصلی میباشد، با چیز كماهمیّتخیس غلط كنیم. بایستی وظیفه اصلی را كه قوام و حیات جامعه به آن میباشد، پیدا كرد.
روزی در همین كشور ما، مبارزات ضدّ استعماری و ضدّ استبدادی و ضدّ دستگاه كفر و طاغوت، مطرح بود؛ ولی برخی، این تكلیف را تشخیص نمیدادند و به كارهای دیگر چسبیده بودند. احیاناً در شرایطیکه كسی تدریسی داشت، چنانچه تألیفی داشت، درحالتی که یك حوزه كوچك تبلیغی داشت، در حالتی که هدایت توده محدودی از عموم در كارهای آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد شرعی بر ذمه وی بود، فكر میكرد درصورتیکه به آن پیکار بپردازد، آن كارها درانتظار خواهد ماند! نبرد به آن عظمت و به آن التفات را ترك میكرد، برای اینكه از این كارها بازنماند! یعنی غلط در شناختنِ آنچه ما یحتاج بود، آنچه اصلی بود و آنچه اهمّ بود.
حسین بن علی علیهالسّلام، در عرایض خویش فهماند كه برای دنیای اسلام در مسجد النبی کوهسنگی مشهد اینگونه قوانینی، پیکار با اصل اقتدار طاغوتی و مبادرت برای نجات انسانها از سلطه شیطانی و اهریمنی این اقتدار، واجبترین كارهاست. هویدا میباشد كه حسین بن علی علیهالسّلام، در صورتی در مدینه میماند و احكام الهی را بین عموم تبلیغ و معارف اهل بیت را ذکر میكرد، عدّهای را رویش میاعطا کرد. البته هنگامی برای جاری ساختن كاری به سمت عراق حركت میكرد، از تمامی این كارها بازمیماند: نماز عموم را نمیتوانست به آنها یاددادن دهد؛
روایات پیغمبر را نمیتوانست به عموم بگوید؛ حوزه درس و ذکر معارف وی تعطیل میشد و از كمك به ایتام و مستمندان و فقرایی كه در مدینه بودند، میماند. اینها هركدام وظیفهای بود كه آن حضرت اجرا میاعطا کرد. ولی تمامی این وظایف را، فدای وظیفه اصلیخیس كرد. حتّی آنچنان كه در لهجه تمامی مبلّغین و گویندگان میباشد، مجال حجّ بیتاللَّه و در وقتی كه عموم برای حج میرفتند، این، فدای آن تكلیف فراتر شد.
آن تكلیف چیست؟ به عبارتیطور كه فرمود، پیکار با دستگاهی كه منشأ خرابی بود: «اریدُ ان آمُرَ پر و بالْمَعْروف وَ أَنْهی عَنِ الْمُنْكَر وَ اسیرَ بِسیرة جَدّی .» یا این که آنچنان كه در خطبه دیگری در میان خط مش فرمود: «ایها النّاس! انَّ رَسول اللَّه، صلّی الله علیه و آله، قال مَنْ رأی سُلطاناً جائراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ اللَّه، ناكِثاً لِعَهْد اللَّه [تا پایان] فَلَمْ یُغَیِّر عَلَیْهِ بِفِعْلٍ و لا قَولٍ كانَ حَقّاً عَلَی الله انْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَه.» یعنی اغاره یا این که تغییر تحول، نسبت به شاه ظلم و جور؛ قدرتی كه خرابی میپراكند و دستگاهی كه انسانها را به سمت هلاکت و فنای مادّی و معنوی میكشاند. این، عامل حركت حسین بن علی علیهالسّلام میباشد كه اما این را، مصداق فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منكر هم دانستهاند؛ كه در زمینهی رغبت به تكلیف دستور به مشهور و نهی از منكر، بهاین نكات هم می بایست توجّه گردد. لذاست كه برای تكلیف اهمّ، حركت میكند و تكالیف دیگر را و لو اصلی فدای این تكلیف اهمّ میكند. تشخیص میدهد كه امروز، كار واجب چیست؟ هر وقتی، یك حركت برای جامعه اسلامی متعیّن میباشد. یك معاند و یك جناح خصم، دنیا اسلام و مسلمین را ترساندن میكند. آن را بایستی آشنایی. درصورتی که در آشنایی معاند غلط كردیم، در جهتی كه از آن جهت، اسلام و مسلمین ضرر و زیان میبینند و به آنها حمله میگردد، در گیر غلط گردیدهایم. خسارتی كه پیدا گردد، جبرانناپذیر میباشد. فرصتهای والا از دست میرود. امروز ما در دنیای اسلام، مكلَّفیم كه همین هشیاری و توجّه و معاندشناسی و تكلیفشناسی را به اعلا مرتبه ممكن، برای امّت اسلام، عالم اسلام و ملت خودمان تدارك ببینیم. امروز با توجّه به تشكیل حكومت اسلامی و برافراشته شدن درفش اسلام چیزی كه در طی تاریخ اسلام، بعداز صدرِ ویّل تا امروز سوابق ندارد اینگونه امكانی در مشت مسلمانها میباشد. امروز ما دیگر حق نداریم در آشنایی معاند خطا كنیم. حق نداریم در تدبیر نسبت به دلیل و حمله تهاجم، مبتلا خطا شویم. لذا، از ویّل برد انقلاب تا امروز، تمامی سعی امام بزرگوار و دیگر كسانی كه در روش آن بزرگوار حركت كردند عَلی اخْتِدروغِ مَراتِبِهْم: برحسب امكان و بضاعت و توان و بینششان این بوده میباشد كه معین گردد در دنیای امروز، برای مسلمانها، برای جامعه اسلامی در کشورایران و برای محورهای عدل و حق، چه تهدیدی از همگی فراتر و چه دشمنی از کلیه خطرناكخیس میباشد؟ امروز هم، مثل تک تک این سالهای متمادی، دشمنی اصلی، حمله تعالی و خطر نهاد كن از سوی سلطه جهانی و سلطه كفر و استكبار جهانی میباشد. این، مطرح ترین خطری میباشد كه اسلام و مسلمین را ترساندن میكند.
صحت دارد كه ضعفهای درونی یك جامعه، موضوعساز حمله معاند میباشد؛ ولی همین ضعفها را هم، معاند با ابزارها و امكانات خویش بر یك جامعه سلامت اجبار میكند. نباید مبتلا نادرست شویم. جهت حركت جامعه اسلامی، امروز بایستی به عبارتی جهتِ ضدّ استكباری و ضدّ سلطه جهانی باشد كه متأسفانه پنجه بر همگی دنیای اسلام افكنده میباشد. با اسلام دشمنند؛ با بیداری مسلمین دشمنند؛ با کشورایران اسلامی، به خیال و خاطر اسلامی بودنش دشمنند. همگی کارایی آنها این میباشد كه حركت اسلامی در عالم زنده نشود. در رأس این خصومت اما دولت متجبّر و متجاوز امریكاست و پشت رازِ وی، کلیه قدرتهای كوچك و بزرگی كه نسبت به اسلام، خصومت قدیمی داراهستند، یا این که اصطكاك منافع دارا هستند، یا این که از اسلام میترسند. با کشور ایران اسلامی هم كه دشمنند، به باعث همین میباشد كه بیداری اسلامی، از اینجا جوشید و امروز ملتهای مسلمان در هرجای عالم كه میباشند، امیدشان را از این حركت و این انقلابِ چیره میگیرند و گامهایشان را محكم میكنند و به پیش میفرآیند. در صورتیکه بتوانند، اسلام را درین نقطه، العیاذ باللَّه، شكست دهند، مطرح ترین برد خویش را در مقابل موج اسلامی در سرتاسر دانا به دست آوردهاند. این، آن حقیقتی میباشد كه امروز وجود دارااست.
نباید در آشنایی معاند غلط كرد. نباید این گمان و تصوّر را پیدا كرد كه معاند از دشمنی با اسلام و مسلمین دست برداشته میباشد. ملاحظه کنید امروز با مسلمانها اروپا، با این كشور مسلمان كوچك در قلب اروپا مسلمان ها بوسنی هرزگوین چه میكنند! هزاران آدم و هزاران غیر نظامی، در باطن منزل خودشان در گیر طاقت فرساترین موقعیت و بلایا می باشند. در شرایطی که نگوییم كه معاندانِ آنها، متجاوزین صرب را تشویق و كمك میكنند، حدّ اقل این میباشد كه نشستهاند و تماشا میكنند، تا آن دستِ قادرخیس و مجهّز به گونه های سلاحها و آن ارتشِ منظّم و آن کلیه تسلیحات و امکانات، این یك عدّه مسلمان را در آن حوزه به كلّی از فی مابین چیره شود و نابود كند. قصدشان این میباشد. میخواهند این جامعه مسلمان در قلب اروپا، به طور یك كشور مسلمان نماند. میخواهند آنها را وادار كنند به مسافرت؛ به تشتّت و به كلّی نابودشان سازند. میخواهند تیم مسلمان، در اروپا باقی نماند.
اینجانب پیشینًا هم پهنا كردم: درصورتیکه امروز، عالم اسلام در ارتباط این مسلمانها مظلوم حركتی نكند، در آجل، هر گروه مسلمانی كه در درون اروپا، یا این که به شكل یك كشور، یا این که به شكل یك جمعیت تعالی در یك كشور وجود داشته باشند، این خطر وجود داراست كه در معرض اینگونه فشارهایی قرار گیرند. ما نسبت به مسلمانها بوسنی هرزگوین، به شدّت نگرانیم. آنها مسلمانند و برادران ما میباشند. یك اقلیّت مظلوم، دربین گروه مخالف با اسلام در كشورهای متفاوت و در مقابل آنها، یك جمعیت مسلّح، متّكی به یك ارتش نیرومند، دارنده سلاحهای توسعه یافته و امروزی؛ همانهایی كه سالهای متمادی، عراق را هم از دید امکانات نظامی، علیه ما تجهیز میكردند؛ همین صربها، در مركز یوگسلاوی قدیمی. ما ولی در زمینهی این مسلمانها، وظایف خودمان را تا آنجا كه توانستیم شغل كردیم. از طرف جمهوری اسلامی، از آنها پشتیبانیهای کلیهجانبه و کلیه نوع حمایت گردیده است. البته این كافی وجود ندارد. مسلمانهاِ سراسر دنیاِ اسلام بایستی كمك كنند. دشمنی با اسلام، یكی از مظاهرش این میباشد و بالاترین مظاهرش، فشار بر جمهوری اسلامی میباشد. به عبارتیطور كه قرآن كریم ذکر فرموده؛ و این واقعاً از معجزات قرآن میباشد كه فرمود: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْكَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصاری حَتّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم .» تا جامعه مسلمانها از اسلام دست برندارند، اینها راضی نمیشوند. هدف این میباشد كه معاند میخواهد آن روح اسلامی، آن احكام زنده اسلام و آن نیروی حیاتی اسلام دربین مسلمان ها نباشد. اما آنها با یك عدّه مسلمانِ مرده بیاطّلاع از مبانی عالیه اسلام، و لو برهان به ظاهر مختصری از اسلام هم باشند، چندان كاری ندارند؛ دشمنی هم با آن ندارند. البته اینكه اسلام وجود ندارد! اسلامی اسلام میباشد كه پیغمبر آورد و قرآن فرمود كه «كُنْتُم خَیْرَ امَّةٍ اخْرِجَت للنّاس .» آن اسلام وجود ندارد كه عدّهای بنشینند و تماشاگر حادثه ها فقیه، یا این که تماشاگر مسائل داخل جامعه خودشان باشند. مسلمانها بیدار، مسلمانها باخبر، مسلمانانی كه نیروی خودشان را برای بنای فقیه، به شكل درست به كار میگیرند و مسلمانانی كه از هیچ مانعی نمیترسند؛ این اسلام و اینسیرتکامل مسلمانها آیتم حد اكثر بغض استكبار جهانیاند و ما درین چندین سال، انجام این بغض را به اشکال متعدد چشمایم و امروز هم، بیشترین شكلش را در مسئلههای گوناگون فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی، مشاهده میكنیم
معناي عيد در لغت و در اصطلاح عموم
زيرا كه كلمه عيد از ماده عود میباشديعنى بازگشتن.در «اقرب الموارد» گويد: عيد به موسم و هر روزى كه در آن اجتماعى و يا تذكار و يادبودى از صاحب و مالک فضيلتى بوده باشد، گفته مىخواهد شد، و بعضى گفتهاند: براى هر رخداد مهمى.ابن اعرابى گويد: براى آنكه در هر سالى آن واقع و اتفاق، با فرح و سرور مجددى عود مىكند.
اصل كلمه عيد، عود بود، زیرا واو ساكن بود، و ماقبلش مكسور بوده، آنرا به يآء قلب نمودند، عيد شد، و گردآوری آن اعياد و تصغير آن عييد آيد، كه از واحد اعلال گردیده سازه كردهاند، يا به دلیل آنكه مفردش عيد شدهاست، و يا به دلیل فرق ميان آن و ميان كلمه عود كه به معناى چوب میباشد، و گردآوری آن اعواد و تصغير آن عويد مىآيد.و اساسا ماده گويد: عاد الى كذا يعود عودا و عودة و معادا يعنى رجوع و برگشت، و به سوى آن چيز شد.و آورده شده میباشد: پس از اعراض و انصراف رجوع و برگشت كرد.
و نظير همين گفتار را در «صحاح اللغة» و در «مصباح المنير» ذكر كرده میباشد، و در مصباح اضافه كرده میباشد كه: و عيدت تعييدا يعنى اینجانب در مراسم عيد حضور پيدا كردم.
اکنون كه معناى عيد را در لغت دانستيم، ببينيم در اصطلاح عموم و طوائف و ملل و نحل كلمه عيد را به چه معنى استفاده مىكنند؟ و براى وضوح اين مقاله مىگوييم: در نزد هر طائفه و جماعت، و هر ملت و مذهبى، يك چيز منحصر داراى اهميت میباشد كه زیرا سالگرد آن حادثه و واقعه، و يا آن خاطره رسد، به دلیلبزرگداشت و تجليل از روح و معناى آن، آن خاطره را تجديد مىكنند، و به سرور و فرح در يادبود آن حادثه مىگذرانند و با آنكه نفس آن واقعه قبل میباشد، ولى با يادبود و خاطره جان دار باقيمانده از آن در ذهن، خویش را به روح و جان آن اتفاق نزديك مىكنند، و نفس و روح خویش را از يادبود آن اشراب و متمتع
ص201
مىسازند.
دنياپرستان زیرا وصول به منافع دنيوى تنها موردنظر و مقصود آنهاست، در وقتبروز و ظهور اتفاق دنيوى عيد مىگيرند، پادشاهان بعد از لشكركشى و خونريزى و غلبه بر حريف و سلطه بر اقوام موردنظر جشن و پایکوبی مىگيرند، و طاق نصرت مىبندند، و آن خاطره پيروزى را تمامی ساله اعاده مىكنند.
ايرانيان قديم عید نوروز را عيد مىگرفتند، به دلیل آنكه سبزه از زمين مىرويد و درختها سبز مىخواهد شد و فصل خرمى و شادابى زمين میباشد، فصل خزان و فصلزمستان سپرى گردیده، و اينك زمين رو به رویش و نمو میباشد.
اين منطق كسانى میباشد كه اصلا با معنويات و روحانيات راز و كار ندارند، و بهاهاى انسانى را تنها در ماده و سبزه مىجويند، و در حقيقتبا عيد بهائم كه آنها در فصل بهاران خنده رو و شادابند، و در مرغزارها و مراتع مىچرند، و در فصلزمستان افسرده و كسل و خزيده میباشند، چه تفاوتى دارااست؟ آن ها بدان شکل، آدم هم بدين شکل.حقيقت و واقعيتيكى میباشد، براى آنان بدان شكل، و براى اين بشر دو پا بدين شكل.
رجوع به فهرست
سيّد ابن طاوس (ره) روز بلوغ فرزند خویش را عيد ميگيرد
سيد ابن طاوس در كتاب «كشف المحجة» روز به دنیاآمدن پسرش را عيد نمىگيرد، بلكه روز بلوغ و به شرف تكليف درآمدن اورا عيد مىگيرد كه قابل خطاب خداوندى گردیده و مداد تكليف بر وی جارى گردیدهاست.وی در فصل صد و سوم گويد: اى فرزند اینجانب: محمد! زیرا به زمانى رسيدى كه پروردگار جل جلاله تورا به كمال عقل مشرف كرد، و آفریدگار جل جلاله در استصلاح درحال حاضر تو براى همنشينى و گفتگوى با خودش و براى دخول در محضر مقدس خودش براى اطاعت وی مفاخره و با ملائکه ملاعنه مىكند، آن وقت را تاريخ زده و محفوظ بدار! زيرا كه از افضل زمان ها اعياد میباشد.و در هر سالى از سالها كه پروردگار قدمت با بركت تورا به آن تاريخ برساند، شكر آفریدگار را تجديد كن، و صدقات و سرویس ها براى معبود بخشنده عقل و کوچک بجاى آور، كه وی تورا بر شرف دنيا و آخرت دلالت كرده میباشد، و بدان كه اینجانب خواهر تورا (شرف الاشراف) كمى پيش از آنكه به سن بلوغ رسد در نزد خویش خواندم و آنچه مسجد النبی کوهسنگی مشهد مىدانستم از اوضاع وی كه معبود
ص202
جل جلاله به وی اذن داده میباشد كه در سرویس وی به كم و بسيار قيام كند، براى وی گستردن دادم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و آنرا در كتاب البهجة لثمرة المهجة ذكر كردهام.
فصل صد و چهارم: و در شرایطیکه معبود همانگونه كه منرا عادت داده میباشد كه در عفو و عنايت وی بسر برم، زنده باقى گذارد، اینجانب روز بلوغ تورا كه مشرف به شرف تكليف مىشوى عيد مىگيرم و يكصد و پنجاه دينار تصدق مىدهم كه در مقابل هر سال از قدمت تو ده دينار واقع خواهد شد، در صورتیکه بلوغ تو بر حسب سال باشد، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد و با اين فرآورده اینجانب در سرویسمعبود اشتغال ورزم زيرا كه کالا فرآورده اوست، و اینجانب مملوك وی هستم و تو هم عبد و بنده وی هستى! پس ما اين جنس را مصرف مىكنيم در آن جائى كه خدا جل جلاله دوست داراست در آنجا استفاده شود[17].
ولى اديان الهى براى پيروان خویش مبتنی بر بهاهاى انسانى، و وصول به هدف ها ايمانى و خروج از شرك و آزادى از دست جباران و طاغيان فرصت كه انسان را استخدام نموده و براى منافع استكبارى خویش از وی متمتع مىگردیدهاند، اعياد را پايهريزى كردهاند. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
برگشت به فهرست
معناي عيد فطر و عيد قربان
در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد میباشد.ولی در فطر به دلیل
ص203
آنكه در يكماه مجموع عموم دست از زيادهروى در شهوات برداشته، روز ها روزه، و شبها به قيام درگیر، و با فایدههائى بيش از ساير ايام همانند انفاق در رویکرد معبود، و خواندن بيشترى از كلام معبود، و دیدهپوشى از محرمات و مكروهات، نفس اماره خویش را تزكيه و تطهير نمودهاند، موقعیت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته میباشد، و سبكى و تجرد و امكان عروج به عوالم قدس براى آن ها امكان بيشترى پيدا كرده میباشد، زيرا خوراک و شهوت و غضب كليد دوزخ و جهنم و سلطه شيطان میباشد.و در اين ماه كه خدا مائده آسمانى ميهمانان خویش را جوع و گرسنگى قرار داده میباشد معین مىخواهد شد كه بهترين تحفه از جانب رب الارباب میباشد.
اندرون از غذا خالى دار تا در وی روشنایی معرفتبينى
در اين موقع كه موقع دریافت کردن نتيجه و مزد میباشد، آن روز را بايد عيد گرفت، و از پروردگار كريم و رحيم عيدى دريافت كرد.ولی عيد به چنگ آوردن خیر به معناى ساز و دهل زدن میباشد، و خیر به معناى شيرينى تناول کردن و رنگارنگ پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه كردن، بلكه به معناى يك رتبه از تزكيه و تطهير فراتر، و يك صيقل خوب به نفس دادن تا مهیا بركات و نزول موآئد آسمانى خواهد شد.
شب عيد فطر دو غسل دارااست: يكى در نخستین شب، و يكى در نصف شب، و آن شب احياء و زندهدارى میباشديعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذكر و ياد دوست داستنی و معشوق ازلى و حبيب سرمدى درگیر بودن، و در روز عيد نيز غسل دارااست.
و رفتن براى نماز عيد، و با آحاد عموم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با كيفيتى خاص، در دو ركعت و با خیر قنوت بجاى آوردن، و گویش به ذكر تهليلات باز کردن كه: الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.
و البته در قربان، به دلیل آنكه عموم به علاقه لقآء و ديدار وجه الله، دست از منزل و آشیانه و وطن و كسب و كار و آوازه و جاه و جميع علائق شسته، و به سوى بيت الله الحرام اینجانب كل فج عميق جاری گردیده، و طواف و سعى و وقوف در عرفات را كه سوا مقبره میباشد، بجاى آورده بعد از آن درون در بقاع و مشعر آمده و شب را به اجازه دخولى كه از حضرت وی دريافت كرده میباشد، در مزدلفه آرميده، و
ص204
آن گاه به منى آمده، و شيطان را هفتتوشه سنگ زده، و قربانى كرده، و رمز تراشيده، و در اين زمان پاى و راز عریان در پی حبيب در کاوش و در تكاپو بوده میباشد.
اينك جاى آن دارااست كه موقع خروج از احرام میباشد، به شكرانه قبولى انجام و پذيرش اين انجام دشوار، و در عين هم اکنون شيرين و لذتقسمت عيد بگيرد، و الحمد لله بگويد، و به مراسم عيد كه آنهم گشوده ذكر پروردگار و تطهير بيشترى میباشد، مهيا شود، نماز عيد بخواند، و گویش به تقديس و تمجيد الهى بگشايد، و از جمال و جلال وی بيان كند، و از محاسن و زيبائىهاى وی اعلان وحدت و توحيد ذات و اسماء و صفات و افعال را در دانا منتشر كند و بگويد: الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الله اكبر على ما رزقنا اینجانب بهيمة الانعام، الحمد لله على ما ابلانا.
و خیر صرفا خویش حجاج، بلكه جميع مسلمين در سراسر حرم دانا بدين موهبت عظمائى كه نصيب برادرانشان در آن مواقف كريمه شدهاست، عيد بگيرند، و درپی اعماليكه در ذوالقعدة و ده روز از ذوالحجه به جاى آوردهاند، قربانى كنند، و نماز عيد بخوانند، و براى جماعتبا امام، پاى لخت به صحرا فرآیند.
روز آدینه عيد میباشد، زیرا روز اجتماع عموم به نماز آدینه و شنيدن خطبهها و تطهير میباشد.و بهمين جهت اسلام اسم آنرا آدینه گذارد، يعنى روز اجتماع و بهم پيوستگى امت مسلمان، و در پیش از اسلام آن را يوم العروبة مىگفتند.اسلام نماز آدینه را واجب كرد، به وجوب عينى تعيينى در هر فرصت تا روز قيامت و تارك آنرا لعنت ارسال کرد.و ليكن شرط درستی آن با جماعت و در ذیل حیث و امامت امام عادل و يا منصوب از ناحيه اوست.در حین حضور امام، خودش اقامه مىكند، و در حین غيبتبر فقيه عادل جامع الشرائط كه به دلیل نيابت عامه، متكفل وظائف امام میباشد واجب میباشد اقامه كند.
نماز آدینه واجب میباشدبه وجوب مطلق، خیر به وجوب منوط، مانند حج نسبتبه وسع، بلكه مانند نماز ظهر میباشد نسبتبه پاکی و غسل و وضوء.و بنابراين امام و حاكم شرع، شرط منعقد و درستی و شرط واجب میباشد خیر شرط
ص205
وجوب.فلهذا در شرایطیکه امام در غيبت بود و فقيه جامع الشرائط توان بر حكومت نداشت، و در تقيه بسر مىپیروزی، بواسطه ترك نماز آدینه، تمامی عموم گنهكارند به دلیل ترك نماز عينى تعيينى كه حائز اهميتسرشارى میباشد.
و بر همگی آن ها واجب میباشد قيام كنند و تشكيل حكومت اسلامى دهند، تا آن امام غائب ظهور كند، و يا فقيه مقبوض اليد، مبسوط اليد خواهد شد، و بتواند اجراء حدود كند، و نهی کردن از ثغور اسلام بنمايد، و مثلا وظائف حاكم، تشكيل نمازهاى آدینه در قلمرو حكومت اوست.
افرادى كه در طول حكومت جائره نماز آدینه نمىخوانند، معذب مىشوند كه: چرا تشكيل حكومت اسلامى ندادهايد؟ ! كه بتوانيد نماز آدینه بخوانيد، گر چه با نداشتن حاكمى چنين، نماز از آنان صحيح نيست و مردود میباشد.
و بهمين جهت كه روز آدینه، روز عيد و اجتماع میباشد، و عموم پاك و پاكيزه مىشوند، و از مشکلات و گناهان يكهفته قبلی بيرون مىآيند، دعا ها در آن روز مستجاب، و شب آدینه نيز داراى اهميت و خصوصيتى براى تهيؤ و آمادگى وظائف روز مىگردد، كه از ساير شبها ممتاز مىخواهد شد.
رجوع و برگشت به فهرست
عيد غدير ، أفضل اعياد میباشد
البته عيد غدير، كه اشرف و افضل اعياد میباشد، به دلیل ربط امتبا امام، و وحدت دلهاى آنها با ولايت، و ورود در سلك سالكان خط مش، و روندگان طريق مودت و محبت و ايثار و انفاق، و عقل و فهم و شعور، و توسعه نوروروشنایی ربانى، و نفحات قدسيه سبحانى، و رابطه ملك با ملكوت میباشد.
عيد غدير، روز عبوديت و تسليم در قبال حق، و خروج از فرعونيت نفس اماره، و پرتاب کردن ريسمان ذل رقيتحضرت سبحان میباشد، و اقرار و اعتراف به يگانه خاصه از خاصیت درگاه با عظمت وی، و گام در صراط مستقيم ايقان نهادن، و قدم پایدار و راستين در ترك تجاملات نمودن، و سوای شائبه و تعارف به حق و حقيقت و واقعيت در داخل شدن، و از زمره بهائم بیرون شدن، و به صف بشر پيوستن میباشد.
عيد غدير، نداى حضرت قدوس و سبوح را: به حصر ولايت در قرآن كريم به ايها الرسول بلغ جواب صحيح دادن، و گفتار حضرت پيامبر اعظمش را به: اینجانب كنت مولاه فعلى مولاه با جان و دل پذيرفتن، و در ذیل دعاى اللهم وال اینجانب
ص206
والاه قرار تصاحب کردن، و از نفرين خانمان سوز و عاد اینجانب عاداه بيرون شدن، و استقبال از و انصر اینجانب نصره، و استدبار از و اخذل اینجانب خذله نمودن میباشد.
عيد غدير، تماشاى جمال ملكوتى مولى الموالى امير المؤمنين عليه السلام را بر روى دو دست پيغمبر معظم، در فراز منبر برآمده بر پالانهاى اشتران، در زير درختان سمرات وادى جحفه در غدير خم، و نمايش دادن ولايت را به كافه عموم، و نزول ملكوت و جبروت در اين دانا ملك میباشد كه: هان اى معاندان على و اى معارضان اهل بيت كه پيوسته پیامبر معبود را با شكايتهائى كه از على مىكرديد، آزار و اذيت مىرسانيديد، اينك بدانيد كه: على شایسته شكايت نيست، و در خور اذيت و آزار نيست.
وی والى ولايت، و يگانه شاهباز بلند پرواز سدرهنشين كاخ عرفان میباشد.وی از خویش شما به جانهاى شما نزديكتر میباشد، و ولايتش بيشتر میباشد.وی تكوينا و تشريعا سيد و سالار و سرور و سپهسالار شماست!
پيغمبر على را به فضا بگردانيد، تا همگی ببينند، همانند زليخا كه يوسف را به زنان مصرى نماد اعطا کرد كه اى زنانيكه منرا در علاقه اين جوان، گزینه سرزنش قرار دادهايد، و مىگوييد: تو كه ملكه عزيز مصر هستى، ملكه وجاهت و زيبائى، انتها حيف نيست كه مفتون يك جوان گمنام كه عبد و بنده شما و زر خريد شماستگردیدهاى؟ !
زليخا زنان مصر را دعوت كرد، و در يك منزل دو در قرار اعطا کرد، و به هر يك از آن ها يك ترنج و يك كارد اعطا کرد كه: يوسف مىآيد، و از اينجا عبور مىكند، شرط آرامش شما اينست كه همين كه اورا ديديد، با اين كارد يك قطعه از ترنج، ترنجخوشبو و معطر ببريد، و به وی به ترسیم هديه تعارف كنيد!
زليخا يوسف را از يك در وارد كرد، از جلوى زنان مصرى عبورى نموده، و از در ديگر بیرون شد.همينكه زنان چشمشان به آن جمال كه مثالاى از جمال حضرت حق بود زمین خورد، و خواستند ترنج را ببرند، و به يوسف تقديم كنند، رمز از پا نشناختند، و دست از ترنج نشناختند، دستهاى خویش را بجاى ترنجبريدند، و خون جارى شد، و نفهميدند.
ص207
گرش ببينى و دست از ترنجبشناسى جایز بود كه نکوهش كنى زليخا را
يوسف كه بیرون شد زليخا زنان مصرى را خاطرنشان کرد: اين چه وضعى میباشد؟ اين چه كيفيتى میباشد؟ ! چرا لباسهاى سپيد خویش را خونين كردهايد؟ چرا دستهايتان را بريدهايد؟
زنان نگاهى به دستها و به دامنهاى خویش نمودند، و يكباره گفتند: حاش لله ما هذا الا ملك كريم: [18]سبحان الله اين جوان نيست مگر فرشتهاى بلندپايه!
زليخا اظهارکرد:
فذلكن الذى لمتننى فيه[19]
اين به عبارتی جوان زر خريد و عبد ماست، كه شما منرا درباره وی به نکوهش و شماتت كشيده بوديد!
مستحب بودن تأخیر نماز ظهر در گرمای شدید تا وقت خنک شدن هوا:
از ابوهریره(رض) قصه میباشد که نبی(صلى الله عليه وسلم) فرمود: مسجد النبی کوهسنگی مشهد
(إذا أشتد الحر فأبردوا بالصلاة، فإن شدة الحر اینجانب فیح دوزخ وجهنم)[7] «هنگام شدت گرما نماز را تا وقت خنک شدن هوا به تأخیر بیاندازید؛ زیرا شدت گرما از حرارت دوزخ میباشد».
مستحب بودن ادای نماز بعدازظهر در اولیه وقت:
از انس(رض) داستان میباشد: (أن فرستاده الله(صلى الله عليه وسلم) کان یصلی العصر و الشمس آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد مرتفعة حیة، فیذهب الذاهب إلی العوالی فیأتی العوالی والشمس مرتفعة)[8] «نبی(صلى الله عليه وسلم) نماز بعد از ظهر را وقتی می خواند که خورشید بلند و پرنور بود طوریکه در شرایطیکه یکیاز ما میخواست به حیطه عوالی (محلی در مسافت حدود چهار مایلی مدینه) برود، به آنجا می سید در حالی که هنوز خورشید بلند بود». رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد
گناه هر که نماز بعدازظهر را از دست بدهد:
از ابن قدمت(رض) قصه میباشد که فرستاده(صلى الله عليه وسلم) فرمود: (الذی تفوته صلاة العصر کأنما وتر بأهله وماله)[9] «هر که نماز بعدازظهر را از دست بدهد مانند این میباشد که اهل و مالش را از دست داده باشد». شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
از بریده(رض) داستان میباشد که رسول(صلى الله عليه وسلم) فرمود: (اینجانب رخنه صلاة العصر فقد حبط عمله)[10] «هر که نماز بعد از ظهر را شکاف نماید عملش از در بین رفته میباشد».
گناه هر که نماز بعد از ظهر را تا وقت زردرنگ شدن خورشید به تأخیر بیاندازد:
از انس(رض) ماجرا میباشد: از فرستاده(صلى الله عليه وسلم) شنیدم که میفرمود: (تلک صلاة المنافق، یجلس و یرقب الشمس حتی إذا کانت فی مابین قرنی الشیطان قام فنقرها أربعا لایذکر الله إلا قلیلا)[11] «این نماز منافق میباشد که مینشیند و درانتظار می ماند تا خورشید میان دو شاخ شیطان قرار بگیرد، بعد بلند میگردد و چهار رکعت نماز را (مانند مرغی که به زمین نوک میزند) تندتند می خواند و در آن یادی از پروردگار نمینماید مگر اندک».
مستحب بودن تعجیل در نماز مغرب و کراهت به تأخیر پرت کردن آن:
از عقبه بن عامر(رض) قصه میباشد که فرستاده(صلى الله عليه وسلم) فرمود:
(لاتزال أمتی بخیر أو علی الفطرة مالم یؤخروا المغرب حتی تشتبک النجوم)[12] «امت اینجانب تاهنگامیکه نماز مغرب را تا موقع ظواهر شدن ستارگان به تأخیر نیانداختهاند، همواره بر نه و فطرت (فقاهتی)، یا این که بر آئین حنیف می باشند».
از سلمه بن أکوع(رض) داستان میباشد: (أن فرستاده الله(صلى الله عليه وسلم) کان یصلی المغرب إذا هجران الشمس و توارت بالحجاب)[13] «نبی(صلى الله عليه وسلم) نماز مغرب را همینکه خورشید غروب میکرد و مخفی میشد می خواند.
مستحب بودن تأخیر نماز عشاء تا زمانیکه مشقتی در آن نباشد:
از عایشه(رض) قصه میباشد: (أعتمم النبی(صلى الله عليه وسلم) ذات لیلة حتی ذهب عامة اللیل، و حتی اسم أهل المسجد، ثم خرج فصلی، فقال: إنه لوقتها لولا أن أشق علی أمتی)[14] «شبی نبی(صلى الله عليه وسلم) نماز (عشاء) را به تأخیر انداخت تا اینکه بخش اعظم شب سپری شد و اهل مسجد خوابیدند، آنگاه بیرون شد، نماز را خواند و فرمود: اگرامتم به مشقت نمیافتادند ألان وقت آن (نماز عشاء) میباشد».
کراهت خواب پیش از نماز عشاء و حرف کردن (فارغ از مصلحت) بعد:
از ابوبرزه(رض) داستان میباشد: (أن پیامبر الله(صلى الله عليه وسلم) کان یکره النوم پیشین العشاء و الحدیث ابعاد)[15] «نبی(صلى الله عليه وسلم) خوابیدن پیش از عشاء و حرف کردن آنگاه را مکروه میدانست».
از انس(رض) قصه میباشد: (نظرنا النبی(صلى الله عليه وسلم) ذات لیلة حتی کان شطر اللیل یبلغه، فجاء فصلی لنا ثم خطبنا فقال: ألا إن الناس قدصلوا ثم رقدوا، و إنکم لم تزالو فی صلاة ما انتظرتم الصلاة)[16] «شبی آنقدر معطل فرستاده(صلى الله عليه وسلم) ماندیم تا اینکه نصف شب فرا رسید؛ پس رسول(صلى الله عليه وسلم) آمد و برای ما امامت کرد بعد از آن برایمان خطبه هایی خواند و فرمود: باخبر باشید که عموم نماز خواندهاند و خوابیدهاند و شما از هنگامی که درانتظار نماز ماندهاید، همواره در نماز بودهاید».
مستحب میباشد نماز صبح در نخستین وقت خوانده گردد (تغلیس – ظلمت نخستین فجر):
از عایشه(رض) ماجرا میباشد: (کن نساء المؤمنات یشهدن مع فرستاده الله(صلى الله عليه وسلم) صلاة الفجر متلفعات بمروطهن، ثم ینقلبن إلی بیوتهن حین یقضین الصلاة، لایعرفهن أحد اینجانب الغلس)[17] «زنان مؤمن با رسول(صلى الله عليه وسلم) در نماز صبح حاضر میشدند در حالیکه خویش را با لباسهایی (از خز یا این که پشم) میپوشیدند؛ و بعد از آن که نمازشان را ادا میکردند به منزلهایشان گشوده میگشتند در حالیکه هیچ کس به خیال ظلمات آنهارا نمیآشنایی».
چه وقتی فرد وقت نماز را دریافته میباشد؟
از ابوهریره(رض) قصه میباشد که نبی(صلى الله عليه وسلم) فرمود:
(اینجانب أدرک اینجانب الصبح رکعة قبلی أن تطلع الشمس فقد أرک الصبح، ومن أدرک رکعة اینجانب العصر گذشته أن تغرب الشمس فقد أدرک العصر)[18] «هر که به یک رکعت از نماز صبح رسد پیش از آنکه خورشید طلوع نماید، نماز صبح را دریافته میباشد و هر که پیش از غروب آفتاب به یک رکعت از نماز بعدازظهر رسد، نماز بعدازظهر را دریافته میباشد» این حکم، به نماز صبح و بعدازظهر تخصیص ندارد بلکه برای هر نمازی عمومیت داراست:
پیمانکار مسجد امام خالی از تخصص و تجربیات مرمت بود!
این طراح و مجری پروژههای معماری اسلامی با بیان این نوشتهعلمی که مسجد النبی کوهسنگی مشهد پیمانکاران طرح مرمت گنبد مسجد امام و روضه خوان لطفالله اساساً یکی دارای تخصص کاشیکاری نبوده میباشد و دیگری نیز هیچگونه سوابق معتبری مطابق نوسازی یک گنبد در کارنامه اجرایی خود ندارد، اظهار کرد: این در حالی است که در سایر نقاط دانا فرضاً در صورتیکه فرصتبندی مرمت یک اثر دو ساله می باشد، حداقل زمانی در میان سه تا شش ماه صرف نظارت کیفی پیمانکاران درخواست کننده میگردد و روند رنج برای تعیین آخری طی میگردد. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد
بر طبق با گفتههای موسوی، باید به این نکته کاملاً دقت داشت که در اجرای طرحهای مرمتی سنجش توان و قابلیت تضمین حسن ایفا کار از سوی پیمانکار بسیار مهم هست و می بایست الزاماً در استینافهای اولیه ضرورتاً رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مدنظر قرار گیرد.
این پژوهشگر معماری سنتی درپی سخنهای خود افزود: بر پایه ی موازین علمی و مطالعات صورت گرفته بدون نقص که بخشی از آن توسط مخلوق در کشورهای خارجی ارائه نیز شده است، در نوسازی آثار باستانی یک دستورالعمل مشخص و جامعی متشکل از 12 بند به صورت تیمای از بایدها و نبایدها وجود دارد که در خصوص کلیه ابنیه از شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد جمله گنبد مسجد امام درستی میکند.
عدم رعایت 2 اصل مهم بازسازی در فرایند مرمت گنبد مسجد امام
مبنی بر توضیحات وی، خلاصه این اوامر و نواهی در دو شالوده لازم به ذکر می باشد و آن اینکه اولاً مرمت یک شغل گروهی و تیمی میباشد که فایدهمندی از تجارب، فوت و فن تخصصی و مهارتهای مختلف در آن از اهمیت بسیار بالایی شامل است و ثانیاً اینکه می بایست اجرای پروژه ضرورتاً مبنی بر رویکرد علمی باشد؛ به این نحو که درصورتی که پروژه اجرایی است باید الزاماً در اثنای آن نیز مطالعات علمی وجود داشته باشد و نمیتوان از فوتوفن علمی غفلت کرد.
این طراح و مجری پروژههای معماری اسلامی با تأکید بر اینکه دو مقوله \" یادگرفتن\" و \"مطالعات\" در اجرای هر طرح مرمتی بسیار حائز اهمیت و توجه هست، عنوان کرد: مبتنی بر بررسی ها و تجارب نتیجه ها از مشاهدات در زمینهی زمینه گنبد مسجد امام به صورت کلی \"عدم اعتنا به بایستگی کار تیمی و گروهی\" و \" عدم وجود مطالعات بهروز\" به عنوان دو مؤلفه بسیار اساسی برای موفقیت طرحهای نوسازی و مرمت آثار باستانی تماماً مغفول واقع شده است.
موسوی با اشاره به اینکه امروزه در کلیه پروژههای شهری متأسفانه فقطً به ابعاد کالبدی طرح اعتنا شده و مباحث اجتماعی و نظری به طور کاملً مغفول مانده هست، یادآور شد: این نقص در مورد مرمت و بازسازی به جا مانده فرهنگی نیز گریبانگیر ما گردیدهاست.
وی همچنین در پایان کلامهای خود اعلام کرد: می بایست لزوماً در مجموعههای تصمیمگیر و اجراکننده طرحهای شهری، اصحاب فرهنگ و دارای دغدغههای اجتماعی و متخصصین فرهنگی حضور داشته باشند و این مورد حلقه مفقوده این روزهای طرح عمرانی و نوسازی شهری میباشد.
توسل گرچه در دیگر فرق اسلامی هم مفهومی رایج بودهمیباشد، نزد شیعه رده ا مسجد النبی کوهسنگی مشهد صلیتری دارااست.[۹۷] شیعهها برخلاف برخی از اهلسنت ازجمله وهابیان،[۹۸] مناسب می دانند که بشر برای استجابت دعا و تقرب به پروردگار، اولیای پروردگار را واسطه قرار دهد.[۹۹] توسل با شفاعت پیوندی سفت داراست.[۱۰۰] بهگفته روحانی موءثر منظور از شفاعت این میباشد که نبی و امامان می توانند در روز قیامت شفیع آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهدگناهکاران شوند و آفریدگار بهواسطه شفاعت آنها اکثری از گناهکاران را نجات می دهد.[۱۰۱]
فقه
نوشتهعلمیٔ اساسی: فقه
قرآن و سنت رسول(ص) نزد همگی شیعهها، بهتیتر دو منبع اساسی احکام فقاهتی دارای اعتبار میباشد؛[۱۰۲] البته آن ها در قضیه روش استعمال از این دو و همینطور دیگر منابع فقه اختلافحیث داراهستند.
بیشتر شیعه ها، یعنی امامیه و زیدیه، همانند اهلسنت، علاوهبر قرآن و سنت رسول، عقل و اجماع را نیز حجت می دانند؛[۱۰۳] البته اسماعیلیه اینگونه نظری ندارند. بنابر مذهب اسماعیلیه، پیروی از هیچ مجتهدی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد روا وجود ندارد و احکام فقاهتی را بایستی بهشکل بی واسطه از قرآن، سنت نبی و تعالیم امامان اخذ کرد.[۱۰۴]
زیدیه در ارتباط سنت، صرفا کردار و گفتار رسول را حجت می دانند و به منابع حدیثی اهلسنت همانند صِحاح سِتّه برگشت مینمایند؛[۱۰۵] البته امامیه و اسماعیلیه احادیثی را هم که از امامانشان اورده شده شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد میباشد، از منابع فقه بهشمار میاورند.[۱۰۶]
همینطور زیدیه مانند اهلسنتْ قیاس و استحسان را نیز حجت می دانند؛[۱۰۷] البته اینها نزد شیعه هاِ امامی و اسماعیلی دارای اعتبار وجود ندارد.[۱۰۸] ولی زیدیان در برخی از احکام اختلافی در میان امامیه و اهلسنت، فتوای شیعهها را برگزیدهاند؛ ازجمله برخلاف اهل سنت عبارتِ حَی عَلیٰ خَیرِ العَمِل را جزء اذان می دانند و اعلام کردن «الصلاةُ خَیرٌ مِن النَّوم» (نماز عالی از خواب میباشد) را در اذان حرام می دانند.[۱۰۹]
راجع به وصلت موقت هم که از مسائل اختلافی بین امامیه و اهلسنت میباشد، اسماعیلیه و زیدیه با اهلسنت موافقاند؛[۱۱۰] یعنی برخلاف امامیه که تزویج موقت را روا می داند، به حرمت آن رأی می دهند.[۱۱۱]
جمعیت و پراکندگی جغرافیایی
طبق داده های عددی مؤسسه پیو در سال ۲۰۱۴م، بیش تر از ۵۰٪ جمعیت کشورهای کشور ایران، آذربایجان، بحرین، عراق و لبنان شیعه بودند.[۱۱۲]
«انجمن آئین و معاش همگانی پیو» در سال ۲۰۰۹م، شمار شیعهها عالم را دربین ۱۵۴ تا ۲۰۰ میلیون نفر و موازی با ۱۰ تا ۱۳ درصد مسلمانها اعلام کردهمیباشد.[۱۱۳] اما بعضا این داده های عددی را غیرواقعی دانسته و جمعیت حقیقی شیعهها را بیش تر از سیصد میلیون، یعنی ۱۹ درصد جمعیت مسلمان ها عالم، دانستهاند.[۱۱۴]
برپایه گزارش «انجمن آیین و معاش همگانی پیو»، ۶۸ تا ۸۰درصد شیعه ها در چهار ایران، عراق، پاکستان و هند معاش مینمایند.[۱۱۵] طبق داده های عددی مؤسسه پیو در ۲۰۰۹م، ۶۶ تا ۷۰ میلیون شیعه (۳۷ تا ۴۰ درصد شیعهها دنیا) در کشور ایران، ۱۷ تا ۲۶ میلیون (۱۰-۱۵ درصد) در پاکستان، ۱۶ تا ۲۴ میلیون (۹-۱۴ درصد) در هند، ۱۹ تا ۲۲ میلیون (۱۱-۱۲ درصد) در عراق و ۷ تا ۱۱ میلیون (۲-۶ درصد) شیعه در ترکیه معاش مینمایند.[۱۱۶] همینطور کشورهای یمن، آذربایجان، افغانستان، سوریه و ایالات متحده عربی سعودی به نظر تعداد شیعه ها به نسبت دیگر کشورها جزو ده مرزو بوم نخستین میباشند.[۱۱۷]
در کشور ایران، آذربایجان، بحرین و عراق، جمعیت چیره شیعه میباشد.[۱۱۸] در خاورمیانه، شمال آفریقا، ناحیه آسیا-اقیانوسیه، و ایالات متحده و کانادا[۱۱۹]، چین[۱۲۰] و بخش اعظمی از کشورهای جهان نیز شیعه ها معاش مینمایند.
حکومتها
حکومتهای آلادریس، علویان طبرستان، آل بویه، زیدیان یمن، فاطمیان، اسماعیلیهٔ اَلَموت، سربدارانِ سبزوار، صفویه و کشورایران از حکومتهای شیعی دنیا اسلام بودهاند.
حکومت آلادریس در مراکش و بخشی از الجزایر[۱۲۱] را اول حکومتی بهشمار آوردهاند که شیعهها تشکیل دادند.[۱۲۲] این حکومت در سال ۱۷۲ق بهدست ادریس نوه امام حسن مجتبی(ع) تشکیل شد و حدود دو قرن دوام یافت.[۱۲۳] حکومت علویانْ زیدی بودند.[۱۲۴] زیدیان همینطور از سال ۲۸۴ق تا سال ۱۳۸۲ق بر یمن حکومت میکردند.[۱۲۵] حکومتهای فاطمیان و اسماعیلیهٔ اَلَموت، مذهب اسماعیلی داشتند.[۱۲۶] در امر آل بویه اختلافلحاظ میباشد. بعضا آنها زیدیمذهب میدانند، گروهی می گویند امامی بودهاند و بهاعتقادوباور اشخاصی هم آنها آغاز زیدیمذهب بودند و بعد ها به مذهب امامیه درآمدند.[۱۲۷]
فرمانروا محمد خدابنده دارای شهرت به اولجایتو (حکومت ۷۰۳–۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانی، برای مدتی مذهب شیعه دوازدهامامی را مذهب قانونی حکومتش در کشورایران گفت؛ ولی براثر فشار تشکیلات دولتیاش که برپایه مذهب اهلسنت بود، مجدد مذهب اهلسنت را قانونی اعلامکرد.[۱۲۸]
حکومت سربداران در سبزوار را هم حکومتی شیعی میدانند.[۱۲۹] اما بهگفته پیامبر جعفریان، مذهب رهبران و حاکمان سربداران دقیقاً معین وجود ندارد؛ البته پرنور میباشد که رهبران مذهبی آنها صوفیانی با تمایلهای شیعی بودهاند.[۱۳۰] خواجه علی مؤید واپسین حکم کننده سربداران[۱۳۱] امامیه را مذهب قانونی دولت خویش گفت.[۱۳۲]
در حکومت صفویه که در سال ۹۰۷ق بهدست فرمانروااسماعیل تأسیس شد، مذهب شیعه دوازدهامامی رسمیت یافت.[۱۳۳] این حکومت مذهب امامیه را در جمهوری اسلامی ایران بسط بخشید و کشور ایران را به کشوری به طور کاملً شیعی تبدیل کرد.[۱۳۴]
در کشورایران هم اصولِ مذهب و فقه شیعهٔ دوازدهامامی پایه قرار گرفتهمیباشد.
پزشک معالج قرضاوی: نه هم معنی نیستند، هر یک از آنان از حیث مسجد النبی کوهسنگی مشهد اصطلاحی، مفهوم خاص خویش را دارا هستند. برای مثالً: واژه و کلمهی «انگیزه»، فقها آنرا در خصوص قیاس به عمل میگیرند و توسطی آن، مسألهایی را بر مسألهی دیگری قیاس مینمایند. به عنوان مثالً هر گاه از طرف خدا یا این که فرستاده برای امری نص و یا این که حکمی قطعی صادر خواهد شد و ما بخواهیم مسألهای شبیه را بر آن امر منصوص آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد علیه قیاس کنیم، موردنیاز است که علتی مشترک دربین آن دو دستور وجود داشتهباشد.
انگیزه از نظر محققان اصول فقه: به وصف و خصوصیتای گفته میشود که بدیهی، ظریف و متناسب با حکم باشد، یعنی بایستی پرنور، روشن و قابل کنترل باشد، خیر اینکه بیحد و مرز، رهاشده و لرزان و مضطرب باشد. همخوانی و تناسبت با حکم باشد، این به عبارتی انگیزه میباشد خیر حکمت. با دادن مثالی آنرا پرنور می کنم: رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مثلا در ضابطه راهنمایی و رانندگی آمده که: هر گاه راننده به لامپ قرمز که رسید باید توقف نماید؛ انگیزه توقف چیست؟ انگیزه، لامپ قرمز رنگ میباشد.
حکمت و فلسفهی توقف چیست؟ چیزیهست غیر از انگیزه، و آن عبارت است از: دوری از تصادف و واکنش خودروها با هم، واکنش با عابرین پیادهرو، که در فایده متحمل زیانهایی از قبیل ضرر جانی و مالی و ... نگردیم. کهاین حکمت میباشد خیر انگیزه. به خیال و خاطر همین است که آدم مدام می بایست هنگام ظهور انگیزهها شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد توقف نماید. و آن عبارتاست از قرمز شدن رنگ لامپ، خیر اینکه بگوید حکمت از این ضابطه تصادف و ... هست و الآن خیابانها خالی می باشند و این سیرتکامل موارد پیش نمیآید. پس باید در هر اکنون و با وجود انگیزه، ما به رعایت آن ملتزم شویم و شارع احکام را به انگیزهها مرتبط ساخته، یعنی مورد نیاز و ملزوم یکدیگر می باشند، به دلیل آن که علل را میقدرت تمجید کرد و در چارچوب معینی قرار اعطا کرد. مثلاً: هنگامی که آدم به سفر میرود، نمازهای چهار رکعتی را قصر مینماید، ظهر و عصر را با هم عده مینماید (عده نثار یا این که گردآوری تأخیر) و همینسیرتکامل در هجرت روزه را افطار مینماید؛ انگیزه این عمل چیست؟ انگیزه این امور سفر میباشد. ولی حکمت و فلسفهی آن وجود رنج و رنج میباشد. البته اینجا شارع حکم را به وجود رنج موکول نکردههست. زیرا رنج بسته به شرایط اشخاص، متفاوت است و قابل تمجید وجود ندارد، ممکن است یکیاز با وجود مشقت و سختیهای فراوان بگوید، هنوز میتوانم و روزه بگیرم و دیگری بگوید نمیتوانم.
مجری: در نمونه آیا این به عبارتی انگیزه است؟
دکتر معالج قرضاوی: مربوط میباشد به آن انگیزههایی که به عبارتی اوصاف پرنورِ تعریف و تمجیدگردیده و متناسب با حکم است.
اجراکننده: به خیال پرنورشدن هر چه بیشتر این مورد برای بینندگان، به مثالهای دیگری توجه میکنیم، برای مثالً: انگیزه در توان شرعی کار زنا، جاری ساختن به عبارتی عمل فاحشه میباشد، امام حکمت آن عدم اختلاط نسبها و نسلهاست ...؟
شیخ قرضاوی: این حکمت میباشد. اما حکمت قاصر (نارس و ضعیف و محصور)، مثلا جمعای میگویند شریعت، زنا را به خیال اختلاط نسلها تحریم کرده، خیر! شریعت اینرا نگفتهمیباشد، این از تراوشات خیالی عموم می باشد و این مقوله شمولیت و فراگیرندگی ندارد، زیرا در شرایطیکه مسأله اختلاط نسلها باشد ... در صورتیکه با زنی باردار همبسر خواهد شد چی؟ نسبی اینجا مختل نمیگردد. یا این که در صورتیکه با زنی نازا که از سن حمل پیشین، همبستر شود چی؟ و یا این که از طرق هجران از بارداری به کارگیری نماید، به همینخاطر خیلی خطرناک می باشد که عموم احکام را از نظر انگیزههای نارس و یا این که حکمتهای قاصر ببینند.
اجرا کننده: جناب روضه خوان فرمودید که وقتی ما انگیزه را بفهمیم، حکمت و فلسفهی حکم را در مییابیم؟
مدرس قرضاوی: به حیث اینجانب هر گاه انگیزه حکم یا این که حکمت آن را ذکر کردیم، بایستی تمامی مصادیق و حالات آن را در بر گیرد، زیرا برای مثال گردآوریای حکمت و انگیزه جلوگیری کردن زنا را در اختلاط نسبها خلاصه مینمایند در حالی که همگیی موقعیتها را در بر نمیگیرد. زیرا بیش تر از یک حکمت وجود داراست و یا این که بعضی در امر حکمت و انگیزه جلوگیری کردن ربا اینسیرتکامل فکر میکنند که ثروتمندان، فقرا را در تنگنا قرار می دهند؛ در حالیکه کلیهی گونه های ربا این سیرتکامل وجود ندارد. پس می بایست انگیزه، جامع، بازدارنده و در برگیرندهی همگیی مصادیق باشد.
مجری: بهتر جناب روضه خوان شما در یکی تحلیل ها و پژوهش ها این اواخر خودتان راجع به هدف های شریعت به سه مکتبی فکری گوناگون اشارهی مینمایید و آنها را: ظاهریهای نو، تعطیلکنندگان جدید (یعنی اشخاصی که قایل به تعطیلی نصوص میباشند) و خط سیاق میانه روی مینامید. در صورتی ممکن میباشد ماهیت این طریقههای سهگانه را برای ما توضیح دهید؟
شیخ قرضاوی: به عبارتیسیرتکامل که گفتیم به مناسبت این مورد پیش از این در یک گرد هم آیی در زمینهی هدف های شریعت که نهاد آن شیخ احمد زکی یمانی شالودهگذاری کرد به دعوا و اعلامکردوگو پرداختیم و هدف ما تأسیس مرکزی برای بازرسی و مباحثهی هدف های شریعت بود و و برای این فعالیت بیش تر از بیست عالم و دانشمند از همه کشورهای عربی و اسلامی گرد هم آمدند و عبد مطلبی راجع به رابطه در بین نصوص و هدف های ارائه دادم. چراکه بعضا می کوشند که در بین نص تفصیلی و مقصد کلی حریق نبرد بر افروزند، به این جهت اینجانب در ارتباط رابطه در بین آن دو یادآور شدم که: آیا نصوص جزیی را مهمل و بیارزش در اختیار بگذاریم و بدان دقت نکنیم؟ آیا توسطی آن به نبرد هدف های برویم؟ یا این که هدف های را ابزار جنگ با نصوص در اختیار بگذاریم؟ این خوب است یا این که نصوص جزیی را در سایهی هدف های و هدف ها کلی فهم و شعور کنیم، این مورد گزینه دعوا ماست. یادآور شدم که دراین مسأله سه نوع بینش وجود دارااست و عبد و بنده طریقه اولین را مکتبی ظاهریهای نو اسم نهادم، چون نصوص را سوای پیش گویی مقصود و فلسفهی آن تعبیر مینمایند.
مجری: منظور شما تعبیر و تفسیر لفظیِ نصوص میباشد؟
پزشک قرضاوی: ظواهر لفظ ها را دقت مینمایند ... مکتب و دیدگاه لفظی، ظواهر لفظ ها را گزینه توجه قرار می دهند و به محتوای آن اعتنا نمی کنند و این نوع برداشتها حتی در ضابطه و فلسفه وجود داراست. و در آن دو نگرش (تعبیر مُضَیَّق و تفسیر مُوَسَّع) و این اولین، به عبارتی دیدگاهی میباشد که بر اساس ظواهر لفظ ها، تعبیروتفسیر مینمایند و محتوا و مقصود آن را رها می سازند، در حالیکه ریشهی تاریخی این نوع طریقهها به عصر نبی بر می شود.
وقتیکه فرستاده-صلی الله علیه وسلم-، (پس از پیکار احزاب) فرمودند: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلایُصَلِّیَنَّ الْعَصْرَ إلَّا فِی بَنِیقُرَیْظَةَ»، کسی که که به خدا و روز آخرت ایمان دارااست، نماز بعد از ظهر را به جا نیاورد، مگر در بنیقریظه. اصحاب فرستاده به سوی بنیقریظه جنبش کردند. تودهای در مسیر متوجه شدند که خورشید در حدود غروب میباشد و گفتند خواسته پیامبر این عدم وجود که ما نماز بعدازظهر را اقامه نکنیم و قضا گردد، بلکه غرض وی عجله در تکان بود، پس نماز بعدازظهر را گذاردند. وی با تمرکز به مقصد، محتوای فرمودهی فرستاده را مدنظر قرار دادند.
برخی دیگر گفتند: خیر، اینطور نیست. او فرمودند: نماز بعدازظهر را به جای نیاورید مگر در بنیقریظه؛ و ما تا به آنجا نرسیم نماز را اقامه نمیکنیم حتی درصورتی که نیمهشب هم برسیم. در اینجا برخی محتوا و هدف رسول و برخی دیگر عین الفاظ و کلمات را مدنظر داشتهاند، گروه دوم ظاهریه هستند که کمترین اهمیتی به مقاصد و اهداف نمیدهند. به همینخاطر ما آنها را ظاهریهای تازه مینامیم. چون در راستای مکتب فکری ظاهریه قرار گرفتهاند. همان مکتبی که امام ابوداود ظاهری در قرن سوم هجری آن را بنیان نهاد و امام ابومحمد بنحزم ظاهری آن را در قرن پنجم هجری احیا کرد.
امام ابو محمد بن حزم یک کدام از نوابغ مسلمان است. او در زمینههای مختلفی مانند فقه، حدیث، اثرها، تاریخ ملل و نحل، مقارنهی در میان ادیان، ادبیات، شعر و اصول قدرتمند هستند. البته چون از مذهب ظاهریه تبعیت میکند مرتکب لغزشهای فراوانی شدهاند، برای مثال: در حدیث: «لا یَبُلْ اَحَدُکُمْ فِی الْمَاءِ الرَّاکِدِ»، در آب ایستاده و غیر روان ادرار نکنید، اظهار میدارند که: نهی متوجه ادرار مستقیم در آب میباشد ولی در شرایطیکه در ظرفی ریخته خواهد شد سپس آن را در آب راکد بریزیم مشکلی نیست. اینجاست که علما اورا به خاطر این نوع برداشتها آیتم عیب گیری قرار داده
وی در خاتمه خاطرنشان کرد: هر آنچه استارت ندارد، نقطه نهایی هم ندارد. مسجد النبی کوهسنگی مشهد این یک قاعده عقلی میباشد. هر آنچه ازلی میباشد، ابدی هست. ازلی نمی تواند ابدی نباشد. ما این اواسط هستیم. نه ازلی هستیم، نه ابدی. هم در ازل ریشه داریم هم در ابد. ما در اینک هستیم. در گذشته یا آینده زندگی نمیکنیم. هر موجودی آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد در موقتا زندگی می کند. هم پیشین را در خود داریم، هم به آینده امیدواریم. با داشتن امید، آتی را داریم و با داشتن خیال و خاطر، قبل را در خود داریم. ولی در دریای فعلا هم غرق هستیم. در صورتیکه عقل نباشد، چه کسی به جای عقل، پاد شاه هست؟ چه کسی می تواند عقل را عزل کند؟ سلطانی هست که معزول شدنی نیست. هیچ ناآگاهی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمی تواند عقل را عزل کند. هر سلطانی معزول می شود، اما عقل را چه کسی می تواند معزول کند؟ عقل از مهر و خورشید هم می گذرد. آیا فروغ و روشنایی عقل بیشتر هست یا فروغ و روشنایی خورشید؟ عقل به خورشید معنا میدهد و از خورشید فراتر می رود. عقل تقسیم بندی می کند. عقل هم تعریف می کند و هم فرا می رود. لعل عقل کلیه چیز را میفهمد شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد . آنجایی که دیگر نمی تواند برود را نیز می داند. تنها موجودی است که حد خود را میداند و به همین ادله پاد شاه هست.
شکاف انفاق به چه معناست؟
یکی از حقوقی که بعد از ازدواج در زمره حق و حقوق و دستمزد مالی زوجه (زن) میباشد و مرد مکلف هست که در صورت تمکین زن آن را به وی پرداخت نماید، نفقه میباشد. مسجد النبی کوهسنگی مشهد فلسفه پرداخت نفقه از سوی زوج به زوجه این است که در اکثر خانواده های ایرانی زنان متاع و درآمد کافی برای تامین مخارج خود را ندارند، چه آنکه اداره منزل و امور داخلی خانواده وظیفه والا هست که بر دوش آن ها گذاشته گردیدهاست. در این نوشتهیعلمی به تعریف و تمجید نفقه و ضمانت اجرای رخنه انفاق میپردازیم. آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد
نوشتهعلمی مرتبط: پیامدها قانونی ترک منزل توسط همسر
نفقه چیست؟
نفقه از حیث لغوی یعنی خرج کردن یا نگهبانی هزینه های زندگی زن و فرزند و در قانون رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد مدنی نفقه در ماده ١١٠٧ اصلاحی سال ١٣٨١ اینگونه تعریف شده است:
\"نفقه عبارت هست از کلیه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، خوراک، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.\" شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
از مجال وقوع عقد نکاح دائم، زن و مرد حقوق و تکالیفی در مقابل یکدیگر پیدا می کنند که یکی این تکالیف که بر عهده مرد گذاشته شده عبارت می باشد پرداخت نفقه زن. در قانون مدنی تکلیف مرد در پرداخت نفقه از زمان وقوع عقد نکاح دائم شروع می شود و اینکه مراسم عروسی و تشریفات آن برگزار بشود و یا نشود، تاثیری دراین تکلیف ندارد. در شغل و آنچه که در عرف شاهد آن هستیم اینگونه هست که در زمان عقد و قبل از شروع زندگی مشترک، دختر در خانه پدرش می باشد و بیشتر موردنیاز او به وسیله پدرش پشتیبانی میگردد. در حالتیکه در بین فرصت عقد تا برگزاری تشریفات مراسم عروسی و استارت زندگی مشترک فاصله طولانی باشد باز هم عقیده بر این هست که مرد تکلیفی در پرداخت نفقه بجز خرید هدایای مناسبتی ندارد در حالی که قانوناً و از منظر دینیً پرداخت نفقه از لحظه اجرای خطبه عقد بر عهده مرد قرار می گیرد.
نوشتهعلمی مرتبط: نمونه رای مطالبه نفقه معوق زوجه
شکاف انفاق چیست؟
عدم پرداخت نفقه زوجه از سوی زوج، علاوه بر ضمانت اجرای مدنی درج شده در مواد 1111، 1112 و 1129 قانون مدنی، دارای ضمانت اجرای کیفری نیز میباشد. در شرایطیکه که مرد، بنا به هر علتی، از پرداخت نفقه همسر خود امتناع ورزد، زن می تواند با مراجعه به دادسرای محل، شکایتی را تحت عنوان \"رخنه انفاق\" بر علیه شوهر خود مطرح نماید. زن میتواند جهت مطالبه نفقه فرصت \"پیشین\" خود در دادگاه حقوقی، دادخواست مطالبه نفقه بدهد اما جهت مطالبه نفقه زمان \"درحال حاضر\" خود میتواند اقدام به شکایت شکاف انفاق در دادگاه کیفری نماید. در این ارتباط ماده ۵۳ قانون مدد خانواده ۱۳۹۱ مقرر داشته می باشد: (اصلاحی ۱۳۹۹/۰۲/۲۳)
«کسی که با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تادیه نفقه سایرافراد واجب النفقه امتناع کند به حبس تعزیری بیش تر از سه ماه تا یک سال محکوم میشود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی سری می باشد و در صورت گذشت وی از شکایت در هر فرصت تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می گردد.
تبصره - امتناع از پرداخت نفقه زوجه ای که به موجب قانون مجاز به عدم تمکین می باشد و نیز نفقه فرزندان ناشی از تلقیح تصنعی یا خردسال ها زیر سرپرستی مشمول ضوابط این ماده هست.»
در دادسرا تحقیقات نخستین نسبت به شکایت وارد شده مطرح میگردد و در ابتدا سخنها زوجه بعنوان شاکی پرونده اخذ می گردد و در مرحله آنگاه، زوج (مرد) به دادسرا احضار میگردد. در این مرحله می بایست ثابت نماید که نفقه همسر خود را پرداخت نموده است. زن قادر است در ضمن شکایت خود، شهودی را نیز به دادسرا جهت اثبات ادعای خود، معرفی نماید. شهود معرفی شده می بایست اطلاعات ما یحتاج و کافی را از زندگی شاکی و جنایتکار پرونده، داشته باشند و شهادت بدهند که اطلاع دارند، مرد، نفقه همسر خود را نپرداخته هست.
بنابر این در حالتی که شوهر از پرداخت نفقه به زنی که به موجب قانون با استعمال از حق حبس، از تمکین دوری می کند امتناع نماید محکوم به مجازات مقرر در ماده 53 خواهد شد. لذا در صورتیکه که برای دادگاه مسجل شود که مرد، نفقه ی همسر خود را پرداخت نکرده میباشد، به مجازات ترک انفاق محکوم میشود. در ضمن با تمرکز به قابل گذشت بودن جرم شکاف انفاق ، در صورت گذشت شاکی سری (زوجه)، اجرای مجازات موقوف می گردد.
نوشته ی علمی مرتبط: نمونه شکواییه سوراخ انفاق
پرداخت نفقه فرزندان بر عهده کیست؟
ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی بیان داشته هست:
«نفقه اولاد بر عهده پدر است [و] پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری می باشد، با رعایت الاقرب فالاقرب. در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنان نفقه بر عهده مادر هست. هرگاه مادر هم زنده و یا توانا به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و در حالتیکه چندین نفر از اجداد و جدات مزبور از نظر مرتبه اقربیت هم اندازه باشند نفقه را بایستی به حصه هم اندازه تادیه کنند.»
وضعیت قانونی تعلق نفقه به فرزندان در قانون مدنی، بهاین شکل می باشد که شخص پرداخت کننده نفقه، توانایی مالی، جهت پرداخت نفقه به فرزند را داشته باشد و از سوی دیگر فرزندی استحقاق دریافت نفقه را داراست که مال و اموال کافی، برای تامین معاش خود نداشته و نتواند با شغل کردن، نفقه و خرجی خود را به دست آورد. (ماده 1197 قانون مدنی)
بر این اساس می توان اعلام کرد که بر اساس با قانون، موقعیت دریافت نفقه به فرزند پسر بالای 18 سال، بدین صورت می باشد که اولاً پدر یا هر شخص دیگری که وظیفه پرداخت نفقه فرزند را به عهده دارد، بضاعت مالی جهت پرداخت نفقه را داشته و ثانیاً پسر بالای 18 سال نتواند با شغل کردن معاش خود را هواخواهی کند. در باب با فرزندان دختر رویکرد این است که اگر دختر درگیر به شغلی نباشد و هیچ منبع درآمدی نداشته باشد، پرداخت نفقه وی تا زمان ازدواج بر عهده پدر میباشد. مطالبه نفقه گذشته فرزند مبتنی بر قانون امکانپذیر نمی باشد و تنها پرداخت نفقه ناظر به بعدی میباشد. بر طبق با ماده 1206 قانون مدنی زوجه در هر حال میتواند برای نفقه قبلی خود اقامه دعوی (منظور دعوای حقوقی هست) نماید ولی اقارب (مانند اولاد) فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند.
مستندات رسمی مربوط به رخنه انفاق
شکل گرد هم آیی گرد هم آیی قضائی استان چهارمحال و بختیاری/ شهر شهرکرد مورخ ۱۳۹۷/۰۱/۲۲
در صورتی در پرونده جدایی رجعی زوجین بر تفویض حضانت فرزند بالای 7 سال به مامان و عدم پرداخت نفقه او به وسیله بابا توافق نموده باشند، طرح دعوی نفقه از سوی مامان به حیث عدم وسع مالی قابلیت و امکان تایید داراست؟
لحاظ هیئت خوب
اگر که به موجب توافق میان زوجین در پرداخت نفقه فرزند از بابا سلب مسئولیت گردد یا این که مامان وفادار به پرداخت نفقه باشد، بر پایه ی ماده ۱۱۹۹ ضابطه مدنی زیرا پرداخت نفقه فرزند تکلیف رسمی بابا میباشد؛ با احراز عدم یارا مالی مامان در پرداخت نفقه فرزند زیر حضانت خویش، دعوی مطالبه نفقه فرزند از بابا قابل استماع میباشد.
مقاله مرتبط: تمکین چیست؟ عدم تمکین به چه معناست؟
عقیده مشورتی اداره آحاد حقوقی قوه قضاییه
شماره عقیده: 7/98/979 شماره پرونده: 98-182-979 ک تاریخ عقیده: 1398/07/14
آیا شاکی میتواند در خصوص نفقه روزها قبل مبنی بر ماده 53 ضابطه مدد خانواده گلایه کیفری مطرح کند؟
مسئله جرم سوراخ انفاق در ماده 53 ضابطه دفاع خانواده تصویب شده 1391، «نفقه حالا» زوجه میباشد و مطالبه نفقه روزها پیشین که تنهاً واجد تضمین اجرای حقوقی میباشد، نیازمند نثار دادخواست میباشد.
زهد از ماده «وقایه» در معنای مراقبت کردن چیزی در قبال آفات میباشد. زهد در معنای محفوظ داشتن روح و نفس میباشد از آنچه بیم میرود و به آن خسارت رساند؛ بعد به واهمه و واهمه نیز زهدوتقوا نقل شده میباشد و در لسان شرع آن را به خویشتنداری در قبال گناه و محرمات اطلاق مینمایند و کمال آن به شکاف مسجد النبی کوهسنگی مشهد بعضا از مباحات مشکوک میباشد
آدم با تقوا کسی میباشد که زمانی درخصوص موضوعی مطمئن وجود ندارد، آن را قطعی ذکر نمینماید، خویش را از لاف اعلام کردن و دهانزد لاف مراقبت مینماید.
بشر صالح به خیال و خاطر روحیهای که در وی ساخت گردیده، مصونیتی پیدا کرده آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد که هنگامی به بر خلاف و گناهی می رسد، بهراحتی خودش را در دست گرفتن مینماید.
زهدوتقوا بهاین معناست که بشر در مقابل غریزه، خودش را نگه داراست و حادثه ها اورا تغییر تحول ندهد.
شخص متقی کسی میباشد که در هر قوانینی راضی به رضای آفریدگار باشد، درصورتی که جوانیاش رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد را از دست اعطا کرد، فغان و زاری نکند که چرا اینگونه شد؟
برای معبود؛ چرا، البته و برهان نیاورد، فرمانبردار محض وی باشد.
زهدو تقوا در لغت به معنای محافظت و حفظ و نهی کردن خود، از خطر میباشد و تفاوت نمینماید که آن خطر چه باشد.
البته زمانی کلام از تقوای الهی میباشد، یعنی خودنگهداری و در اختیار گرفتن نفس از امیال شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد و غریزه ها نفسانی. دراین مکان صحبت از اشخاصی میباشد که در مورد مسائل فقهی و معنوی شم خطر مینمایند. [۱]
۱.۱ - طریقه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی تقوای الهی را اینگونه تعریفوتمجید نموده است:
«زهد و تقوا عبارت میباشد از امتثال دستورها خدای گرانقدر و اجتناب از آنچه که از ارتکاب آن نهی فرموده و شکر در قبال نعمتهایش و شکیبایی در هنگام ابتلا به بلایش». [۲]
به این ترتیب زهدوتقوا یعنی تقید و تعهد بشر به اطاعت از ضوابط و دستورهای شرع، هر رخنه گناهی را زهد نمیگویند؛ بلکه ملکه و نیروی در دست گرفتن و ضبط نفس را زهدو تقوا میدانند. زهد و تقوا شایسته ترین زاد آخرت میباشد. [۳]
۲ - مراتب زهدوتقوا
[دستکاری]
زهدوتقوا که از والاترین کمالات معنوی میباشد، مانند دیگر کمالات معنوی، دارنده مراتبی میباشد که از یک زاویه علمای خوی برای زهد سه درجه بیان کردهاند که به آن ها اشاره میکنیم: [۴]
۲.۱ - محافظت نفس از عذاب دوزخ و جهنم و خلود در آن
این جايگاه، با جاری ساختن جاری ساختن باتقوا و سوراخ محرمات و داشتن عقاید درست، نتایج می شود؛ چراکه زهدو تقوا به معنای صیانت نفس و نهی کردن خویش از مخالفت معبود، صرفا به معنای خودداری از گناه وجود ندارد؛ از این جهت زهدو تقوا هم در عقاید منش داراست و هم در غیر عقاید.
۲.۲ - غربت از مشتبهات و مکروهات
سکو دوم زهد و تقوا این میباشد که خلال سوراخ گناهان از مشتبهات و مکروهات نیز غربت گزیند.
۲.۳ - جلوگیری از تفکر گناه
رتبه سوم زهدوتقوا این میباشد که ضمن نگهداری جوارح و اعضا از محرمات و مشتبهات و مکروهات دل را از آنچه مرضی پروردگار وجود ندارد، نگهداری نماید و تفکر گناه و عمل زشت هم به دل روش ندهد.
اما آدم هر اندازه اقتدار داراست، می بایست در فراهم نمودن زهدو تقوا همت نماید که هرکدام از این مراتب را به دست آورد، نه و غنیمت میباشد.
۳ - عنایت زهدو تقوا
[بازنویسی]
درباره عنایت این ملکه تعالی، میقدرت اذعان کرد که با دقت به آیهها و احادیث، گمان نمیرود، در کل هستی سرمایهای برای بشر ثمربخشخیس از زهد باشد، زهد قلعه محکمی میباشد که هر که به آن راه و روش یابد، به کمال حقیقی وواقعی و به غرض از خلقت بشر می رسد، و مقصود از ارسال پیامبران و نازل کردن کتابهای آسمانی این بوده که آدم روش خوشبختی خود را پیدا نماید و با جدیت آن خط مش را بپیماید تا به مقصود مهم خلقت که وصال به عفو و بخشش بینقطه پايان، در دنیا آخرت میباشد نائل گردد. به این ترتیب آنچه که تأثیر بیشتری در وصال بهاین غرض داراست، از عنایت بیشتری برخورداراست. [۵] و پرنور میباشد که در وصال بدین غرض، هیچ عاملی به اندازه زهدوتقوا وجود ندارد.
۴ - کیفیت صالح بودن
[دستکاری]
چهگونه صالح باشیم؟
چهت نیل به زهد و تقوا موردنیاز میباشد، بشر در بعضا کارها درنگ و تدبر کند و اعمالی را جاری ساختن دهد تا این ملکه گرانارزش و پر ارزش را در وجود خویش حکم کننده گرداند که دراینجا به چهار روش اشاره میکنیم:
۴.۱ - زهدو تقوا و آجلنگری
اعتنا به اینکه زهدو تقوا، بار آجل آدم میباشد و حکم عقل بدینکه بایستی برای آجل عملکرد کرد، حب ذات، آدم را وادار مینماید که درپی علم آموزی آنچه برای بعدی بیغایت وی، اثرگذار میباشد برآید، [۶] از این جهت قرآن مهربان می فرماید:
«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»؛ [۷] «ای افرادی که ایمان آوردهاید! از پروردگار بپرهیزید و بایستی کسی که بنگرد که برای فردایش چه چیز از پیش پیامبر میباشد».
۴.۱.۱ - حدیثی از امام علی
امام علی (علیهالسّلام) می فرماید: «إنّ التّقوى عصمة لك فى حياتك و زلفى لك آنگاه مماتك؛ [۸] همانا که زهد و تقوا درین جهان برای تو پناهگاه میباشد و بعد از مرگ روشن بختی میباشد».
۴.۲ - زهد و تقوا و دیدگاه به فواید آن
زهدوتقوا سودهای مادی و اخروی متعددی دارااست که دقت و توجه در آن ها، آدمی را برای تهیه کردن ملکه زهدوتقوا فراهمخیس مینماید. درینجا به یکسری بهره از فواید زهدو تقوا اشاره می کنیم:
۴.۲.۱ - فواید اخروی
فواید اخروی زهد و تقوا، عبارتاند از:
۴.۲.۱.۱ - فهم و شعور حقایق و آمرزش گناهان
زهدو تقوا موجب فهم حقایق و تمییز حق از فسخ و آمرزش گناهان بشر میگردد. در قرآن می خوانیم:
«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ»؛ [۹] «ای عده ای که ایمان آوردهاید، در صورتی از (مخالفت دستور) معبود بپرهیزید، برای شما وسیلهای جهت شناختن حق از فسخ قرار می دهد و گناهانتان را میپوشاند و شمارا میآمرزد».
۴.۲.۱.۲ - جلب محبت خدا
زهد موجب جلب محبت معبود می شود، آفریدگار می فرماید:
«بَلَی مَنْ اَوْفَی بِعَهْدِهِ وَاتَّقَی فَاِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ»؛ [۱۰] «بله هر که به عهد خویش دارای تعهد باشد و پرهیزکاری پیشه کند (آفریدگار اورا دوست می دارد، چون) معبود پرهیزکاران را دوست دارااست».
۴.۲.۱.۳ - غربت هراس و ناراحتی از آدم
زهدوتقوا، هراس و حزن را از آدم به دور میسازد، آفریدگار حکیم می فرماید:
«فَمَنِ اتَّقَی وَاَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛[۱۱] «عده ای که پرهیزکاری پیشه نمایند و کار پارسا اجرا دهند، خیر ترسی بر آنهاست و خیر اندوهگین می شوند».
۴.۲.۲ - فواید مادی
بعضا بهرههای دنیایی زهدوتقوا، عبارتاند از:
۴.۲.۲.۱ - گشایش روزی
زهد و تقوا موجب گشایش در روزی میگردد؛ چنانکه در آیه مبارکه آمده میباشد:
«وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا• وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»؛ [۱۲] «کسی که تقوای الهی پیشه نماید، معبود منش نجاتی برای وی مهیا مینماید و اورا از جایی که گمان ندارد، روزی می دهد».
۴.۲.۲.۲ - نزول برکات زمین و افق
زهدو تقوا موجب نزول برکات زمین و افق و نیز راحت شدن کارها معاش میگردد. خدا می فرماید:
«وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْاَرْضِ»؛ [۱۳] «درصورتی که اهل شهرها و آبادیها ایمان میآوردند و زهد پیشه میکردند، برکات اسمان و زمین را بر آنان میگشودیم».
و نیز می فرماید:
«وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ اَمْرِهِ یُسْرًا»؛ [۱۴] «کسی که زهد پیشه نماید، پروردگار برای وی در کارهاش آسایش و راحتی آماده مینماید».
۴.۲.۲.۳ - در محضر پروردگار بودن
روش دیگر برای دستیابی زهد و تقوا اعتنا به تدبیر آفریدگار بر ایفا و خوی آدم میباشد. معبود می فرماید:
«وَاتَّقُوا اللَّهَ اِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»؛ [۱۵] «تقوای الهی پیشه فرمائید که پروردگار از آنچه اجرا میدهید، مطلع میباشد».
این طرز تربیتی قابل قبولی میباشد که پروردگار برای اینکه به آدم یاری دهد تا درصدد استحصال زهد برآید برگزیده میباشد؛ زیرا بشر دارنده خصوصیتهای خل وچل خاصی میباشد، مثلا اینکه در حالتیکه بداند که دیگری ناظر انجام اوست، از اعمال جاری ساختن ناشایست جلوگیری مینماید
تعداد صفحات : 0

مسجد النبی کوهسنگی مشهد چه امکاناتی دارد؟