نقش خوارج در تاریخ اسلام
خوارج، دارنده تأثیرات مهمی در تاریخ اسلام دانسته گردیدهاند؛ به عنوان مثال انشعاب و ساخت و ساز دودستگی در سپاه امام علی(ع)[۴۸] که سبب به پیدایش اولی دسته معارض و فرقه فقهی در تاریخ اسلام شد.[۴۹] خوارج در صدر رویکردی سیاسی داشت، البته در عصر خلافت عبدالملک بن مروان، تعالیم خویش را با دعواهای کلامی مسجد النبی کوهسنگی مشهد آمیختند.[۵۰]
به اعتقادوباور تاریخنگارانی زیرا طبری و ابناعثم، رویا رویی خوارج با امام علی(ع) و کشتن او، زمان را برای تصاحب حکومت به وسیله معاویه آماده کرد.[۵۱] با اینحالا خوارج، برای پیکار با معاویه به سپاه امام حسن(ع) پیوسته[۵۲] و بعداز صلح امام حسن، نبرد با معاویه و امویان را ادامه دادند.[۵۳] آن ها، امویان و طرفدارانشان را کافر میدانستند و معتقد بودند برای رفع ظلم، بایستی با کافران جهاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۵۴]
خوارج با قیامهای مهمی که در مخالفت با امویان صورت گرفت همپا شدند و بههمین منجر به عبدالله بن زبیر، زید بن علی و ابومسلم خراسانی کمک رساندند.[۵۵] با ایناکنون، آنها در مواقعی با خلفای اموی سازگاری کردند و حکومت منطقه یا این که منصبی را از طرف آنها ذمه دار شدند.[۵۶] گاه نیز مستقلاً زمام اقتدار را در پارهای شهرها به دست گرفتند و با عناوینی همانند امام، امیرالمؤمنین و خلیفه خوانده شدند.[۵۷] امویان بهویژه در عراق و کشور ایران، با شدت و خشونت تک تک برای سرکوب خوارج کوشیدند.[۵۸] این نزاعها از اسباب و اثاث اصلی ضعف و سقوط دولت اموی دانسته رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۵۹]
مرتضی مطهری مجتهد و تاریخپژوه شیعه:
اولی جریان جمودی که در دنیای اسلام پیش آمد جمودی میباشد که خوارج به خرج دادند. درصورتی که بخواهید بفهمید جمود با دنیای اسلام چه نموده است، همین مورد را در لحاظ بگیرید که یک وقت می گوییم علی را کی کشت و یک وقت می گوییم چی کشت؟ در صورتیکه بگوییم علی را کی کشت؟ ولی عبدالرحمن بن ملجم و در شرایطی که بگوییم علی را چی کشت؟ می بایست بگوییم جمود و کم آبمغزی و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد خشکهمقدسی.
مطهری، گروه اثر ها، ۱۳۸۹ش، ج۲۱، ص۹۲
آراء و عقاید
یکیاز مهمترین عقاید خوارج، اعتقاد به شرک کسی میباشد که مرتکب کبیره میگردد. این اعتقادوباور، در پیدایش و دگرگونی دانش حرف، اثر گذار دانسته شدهاست.[۶۰] برخی از باورها و عقاید خوارج عبارتند از:
شرک در شکل ارتکاب گناه کبیره: اول تفکرای که خوارج بر آن حادثهلحاظ داشتهاند، تکفیر کسی میباشد که مرتکب کبیره گردیده است.[۶۱] فرقهای از خوارج با اسم ازارقه، دراین پندار افراط کرده و معتقدند مرتکب کبیره نمیتواند مجدد ایمان بیاورد و بایستی به سبب ساز ارتداد، همپا با فرزندانش به قتل رسد و مخلد در حریق میباشد.[۶۲] یک کدام از برهان خوارج برای تکفیر مرتکب کبیره، استناد به آیه ۴۴ سوره مائده میباشد.[۶۳]
امامت: آرای خوارج درباره امامت، برگرفته از لحاظ آنها درباره مرتکب کبیره بود. بر این شالوده، هر که مرتکب گناه کبیره گردیده، نباید امامت جامعه مسلمانها را بر ذمه بگیرد و درحالتی که بر مسند امامت باشد، بر مؤمنان واجب میباشد که بر وی خروج نمایند.[۶۴] بیشتر خوارج، با نصب خلیفه از سوی رسول(ص) مخالفند و معتقدند هرکس که به کتاب و سنت کار نماید، استعداد امامت را دارااست و امامت، با بیعت دو بدن نیز انعقاد میشود.[۶۵] آن ها به انتخابی بودن امام معتقد بودند[۶۶] و مغایر اعتقاد و باور رایج در آن مجال، خلافت غیرقریش را هم ممکن میدانستند.[۶۷]
خلفای راشدین: خوارج با دقت به رویدادها فیسداده در روزگار خلفای چهارگانه، قدمت و ابوبکر را بهتیتر امام و خلیفه پیامبر معبود پذیرفتند، اما درخصوص عثمان تنها ۶ سال ابتدا حکومت وی و در خصوص امام علی، تا پیش از تایید حکمیت را درست شمردند و این دو را در مابقی روزگار حکومتشان تکفیر کردند و معزول دانستند.[۶۸]
پندارهای شرعی: از بعضی فرقههای خوارج پارهای آرای فقاهتی نقل گردیده است؛ برای مثال رد سنگسار زناکار (با استناد به اینکه در قرآن کریم ومهربان اشارهای به آن نشده)، روا بودن قتل اطفال و همسران معارضان، اطمینان بدینکه اطفال مشرکان نیز با پدران در حریق خواهند بود و مخالفت با تقیه در عهدوپیمان و شغل.[۶۹] به یقین ازارقه، مسلمانانی که به خوارج وابستگی ندارند می بایست کشته شوند، اما قتل مسیحیان، زردشتیان یا این که یهودیان حرام میباشد.[۷۰]
نقش خوارج در تاریخ اسلام
خوارج، دارنده تأثیرات مهمی در تاریخ اسلام دانسته گردیدهاند؛ به عنوان مثال انشعاب و ساخت و ساز دودستگی در سپاه امام علی(ع)[۴۸] که سبب به پیدایش اولی دسته معارض و فرقه فقهی در تاریخ اسلام شد.[۴۹] خوارج در صدر رویکردی سیاسی داشت، البته در عصر خلافت عبدالملک بن مروان، تعالیم خویش را با دعواهای کلامی مسجد النبی کوهسنگی مشهد آمیختند.[۵۰]
به اعتقادوباور تاریخنگارانی زیرا طبری و ابناعثم، رویا رویی خوارج با امام علی(ع) و کشتن او، زمان را برای تصاحب حکومت به وسیله معاویه آماده کرد.[۵۱] با اینحالا خوارج، برای پیکار با معاویه به سپاه امام حسن(ع) پیوسته[۵۲] و بعداز صلح امام حسن، نبرد با معاویه و امویان را ادامه دادند.[۵۳] آن ها، امویان و طرفدارانشان را کافر میدانستند و معتقد بودند برای رفع ظلم، بایستی با کافران جهاد آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد.[۵۴]
خوارج با قیامهای مهمی که در مخالفت با امویان صورت گرفت همپا شدند و بههمین منجر به عبدالله بن زبیر، زید بن علی و ابومسلم خراسانی کمک رساندند.[۵۵] با ایناکنون، آنها در مواقعی با خلفای اموی سازگاری کردند و حکومت منطقه یا این که منصبی را از طرف آنها ذمه دار شدند.[۵۶] گاه نیز مستقلاً زمام اقتدار را در پارهای شهرها به دست گرفتند و با عناوینی همانند امام، امیرالمؤمنین و خلیفه خوانده شدند.[۵۷] امویان بهویژه در عراق و کشور ایران، با شدت و خشونت تک تک برای سرکوب خوارج کوشیدند.[۵۸] این نزاعها از اسباب و اثاث اصلی ضعف و سقوط دولت اموی دانسته رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد گردیده است.[۵۹]
مرتضی مطهری مجتهد و تاریخپژوه شیعه:
اولی جریان جمودی که در دنیای اسلام پیش آمد جمودی میباشد که خوارج به خرج دادند. درصورتی که بخواهید بفهمید جمود با دنیای اسلام چه نموده است، همین مورد را در لحاظ بگیرید که یک وقت می گوییم علی را کی کشت و یک وقت می گوییم چی کشت؟ در صورتیکه بگوییم علی را کی کشت؟ ولی عبدالرحمن بن ملجم و در شرایطی که بگوییم علی را چی کشت؟ می بایست بگوییم جمود و کم آبمغزی و شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد خشکهمقدسی.
مطهری، گروه اثر ها، ۱۳۸۹ش، ج۲۱، ص۹۲
آراء و عقاید
یکیاز مهمترین عقاید خوارج، اعتقاد به شرک کسی میباشد که مرتکب کبیره میگردد. این اعتقادوباور، در پیدایش و دگرگونی دانش حرف، اثر گذار دانسته شدهاست.[۶۰] برخی از باورها و عقاید خوارج عبارتند از:
شرک در شکل ارتکاب گناه کبیره: اول تفکرای که خوارج بر آن حادثهلحاظ داشتهاند، تکفیر کسی میباشد که مرتکب کبیره گردیده است.[۶۱] فرقهای از خوارج با اسم ازارقه، دراین پندار افراط کرده و معتقدند مرتکب کبیره نمیتواند مجدد ایمان بیاورد و بایستی به سبب ساز ارتداد، همپا با فرزندانش به قتل رسد و مخلد در حریق میباشد.[۶۲] یک کدام از برهان خوارج برای تکفیر مرتکب کبیره، استناد به آیه ۴۴ سوره مائده میباشد.[۶۳]
امامت: آرای خوارج درباره امامت، برگرفته از لحاظ آنها درباره مرتکب کبیره بود. بر این شالوده، هر که مرتکب گناه کبیره گردیده، نباید امامت جامعه مسلمانها را بر ذمه بگیرد و درحالتی که بر مسند امامت باشد، بر مؤمنان واجب میباشد که بر وی خروج نمایند.[۶۴] بیشتر خوارج، با نصب خلیفه از سوی رسول(ص) مخالفند و معتقدند هرکس که به کتاب و سنت کار نماید، استعداد امامت را دارااست و امامت، با بیعت دو بدن نیز انعقاد میشود.[۶۵] آن ها به انتخابی بودن امام معتقد بودند[۶۶] و مغایر اعتقاد و باور رایج در آن مجال، خلافت غیرقریش را هم ممکن میدانستند.[۶۷]
خلفای راشدین: خوارج با دقت به رویدادها فیسداده در روزگار خلفای چهارگانه، قدمت و ابوبکر را بهتیتر امام و خلیفه پیامبر معبود پذیرفتند، اما درخصوص عثمان تنها ۶ سال ابتدا حکومت وی و در خصوص امام علی، تا پیش از تایید حکمیت را درست شمردند و این دو را در مابقی روزگار حکومتشان تکفیر کردند و معزول دانستند.[۶۸]
پندارهای شرعی: از بعضی فرقههای خوارج پارهای آرای فقاهتی نقل گردیده است؛ برای مثال رد سنگسار زناکار (با استناد به اینکه در قرآن کریم ومهربان اشارهای به آن نشده)، روا بودن قتل اطفال و همسران معارضان، اطمینان بدینکه اطفال مشرکان نیز با پدران در حریق خواهند بود و مخالفت با تقیه در عهدوپیمان و شغل.[۶۹] به یقین ازارقه، مسلمانانی که به خوارج وابستگی ندارند می بایست کشته شوند، اما قتل مسیحیان، زردشتیان یا این که یهودیان حرام میباشد.[۷۰]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: نقش فرهنگی، گردشگری و انتقال ارزشهای دینی