معناي عيد در لغت و در اصطلاح عموم
زيرا كه كلمه عيد از ماده عود میباشديعنى بازگشتن.در «اقرب الموارد» گويد: عيد به موسم و هر روزى كه در آن اجتماعى و يا تذكار و يادبودى از صاحب و مالک فضيلتى بوده باشد، گفته مىخواهد شد، و بعضى گفتهاند: براى هر رخداد مهمى.ابن اعرابى گويد: براى آنكه در هر سالى آن واقع و اتفاق، با فرح و سرور مجددى عود مىكند.
اصل كلمه عيد، عود بود، زیرا واو ساكن بود، و ماقبلش مكسور بوده، آنرا به يآء قلب نمودند، عيد شد، و گردآوری آن اعياد و تصغير آن عييد آيد، كه از واحد اعلال گردیده سازه كردهاند، يا به دلیل آنكه مفردش عيد شدهاست، و يا به دلیل فرق ميان آن و ميان كلمه عود كه به معناى چوب میباشد، و گردآوری آن اعواد و تصغير آن عويد مىآيد.و اساسا ماده گويد: عاد الى كذا يعود عودا و عودة و معادا يعنى رجوع و برگشت، و به سوى آن چيز شد.و آورده شده میباشد: پس از اعراض و انصراف رجوع و برگشت كرد.
و نظير همين گفتار را در «صحاح اللغة» و در «مصباح المنير» ذكر كرده میباشد، و در مصباح اضافه كرده میباشد كه: و عيدت تعييدا يعنى اینجانب در مراسم عيد حضور پيدا كردم.
اکنون كه معناى عيد را در لغت دانستيم، ببينيم در اصطلاح عموم و طوائف و ملل و نحل كلمه عيد را به چه معنى استفاده مىكنند؟ و براى وضوح اين مقاله مىگوييم: در نزد هر طائفه و جماعت، و هر ملت و مذهبى، يك چيز منحصر داراى اهميت میباشد كه زیرا سالگرد آن حادثه و واقعه، و يا آن خاطره رسد، به دلیلبزرگداشت و تجليل از روح و معناى آن، آن خاطره را تجديد مىكنند، و به سرور و فرح در يادبود آن حادثه مىگذرانند و با آنكه نفس آن واقعه قبل میباشد، ولى با يادبود و خاطره جان دار باقيمانده از آن در ذهن، خویش را به روح و جان آن اتفاق نزديك مىكنند، و نفس و روح خویش را از يادبود آن اشراب و متمتع
ص201
مىسازند.
دنياپرستان زیرا وصول به منافع دنيوى تنها موردنظر و مقصود آنهاست، در وقتبروز و ظهور اتفاق دنيوى عيد مىگيرند، پادشاهان بعد از لشكركشى و خونريزى و غلبه بر حريف و سلطه بر اقوام موردنظر جشن و پایکوبی مىگيرند، و طاق نصرت مىبندند، و آن خاطره پيروزى را تمامی ساله اعاده مىكنند.
ايرانيان قديم عید نوروز را عيد مىگرفتند، به دلیل آنكه سبزه از زمين مىرويد و درختها سبز مىخواهد شد و فصل خرمى و شادابى زمين میباشد، فصل خزان و فصلزمستان سپرى گردیده، و اينك زمين رو به رویش و نمو میباشد.
اين منطق كسانى میباشد كه اصلا با معنويات و روحانيات راز و كار ندارند، و بهاهاى انسانى را تنها در ماده و سبزه مىجويند، و در حقيقتبا عيد بهائم كه آنها در فصل بهاران خنده رو و شادابند، و در مرغزارها و مراتع مىچرند، و در فصلزمستان افسرده و كسل و خزيده میباشند، چه تفاوتى دارااست؟ آن ها بدان شکل، آدم هم بدين شکل.حقيقت و واقعيتيكى میباشد، براى آنان بدان شكل، و براى اين بشر دو پا بدين شكل.
رجوع به فهرست
سيّد ابن طاوس (ره) روز بلوغ فرزند خویش را عيد ميگيرد
سيد ابن طاوس در كتاب «كشف المحجة» روز به دنیاآمدن پسرش را عيد نمىگيرد، بلكه روز بلوغ و به شرف تكليف درآمدن اورا عيد مىگيرد كه قابل خطاب خداوندى گردیده و مداد تكليف بر وی جارى گردیدهاست.وی در فصل صد و سوم گويد: اى فرزند اینجانب: محمد! زیرا به زمانى رسيدى كه پروردگار جل جلاله تورا به كمال عقل مشرف كرد، و آفریدگار جل جلاله در استصلاح درحال حاضر تو براى همنشينى و گفتگوى با خودش و براى دخول در محضر مقدس خودش براى اطاعت وی مفاخره و با ملائکه ملاعنه مىكند، آن وقت را تاريخ زده و محفوظ بدار! زيرا كه از افضل زمان ها اعياد میباشد.و در هر سالى از سالها كه پروردگار قدمت با بركت تورا به آن تاريخ برساند، شكر آفریدگار را تجديد كن، و صدقات و سرویس ها براى معبود بخشنده عقل و کوچک بجاى آور، كه وی تورا بر شرف دنيا و آخرت دلالت كرده میباشد، و بدان كه اینجانب خواهر تورا (شرف الاشراف) كمى پيش از آنكه به سن بلوغ رسد در نزد خویش خواندم و آنچه مسجد النبی کوهسنگی مشهد مىدانستم از اوضاع وی كه معبود
ص202
جل جلاله به وی اذن داده میباشد كه در سرویس وی به كم و بسيار قيام كند، براى وی گستردن دادم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و آنرا در كتاب البهجة لثمرة المهجة ذكر كردهام.
فصل صد و چهارم: و در شرایطیکه معبود همانگونه كه منرا عادت داده میباشد كه در عفو و عنايت وی بسر برم، زنده باقى گذارد، اینجانب روز بلوغ تورا كه مشرف به شرف تكليف مىشوى عيد مىگيرم و يكصد و پنجاه دينار تصدق مىدهم كه در مقابل هر سال از قدمت تو ده دينار واقع خواهد شد، در صورتیکه بلوغ تو بر حسب سال باشد، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد و با اين فرآورده اینجانب در سرویسمعبود اشتغال ورزم زيرا كه کالا فرآورده اوست، و اینجانب مملوك وی هستم و تو هم عبد و بنده وی هستى! پس ما اين جنس را مصرف مىكنيم در آن جائى كه خدا جل جلاله دوست داراست در آنجا استفاده شود[17].
ولى اديان الهى براى پيروان خویش مبتنی بر بهاهاى انسانى، و وصول به هدف ها ايمانى و خروج از شرك و آزادى از دست جباران و طاغيان فرصت كه انسان را استخدام نموده و براى منافع استكبارى خویش از وی متمتع مىگردیدهاند، اعياد را پايهريزى كردهاند. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
برگشت به فهرست
معناي عيد فطر و عيد قربان
در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد میباشد.ولی در فطر به دلیل
ص203
آنكه در يكماه مجموع عموم دست از زيادهروى در شهوات برداشته، روز ها روزه، و شبها به قيام درگیر، و با فایدههائى بيش از ساير ايام همانند انفاق در رویکرد معبود، و خواندن بيشترى از كلام معبود، و دیدهپوشى از محرمات و مكروهات، نفس اماره خویش را تزكيه و تطهير نمودهاند، موقعیت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته میباشد، و سبكى و تجرد و امكان عروج به عوالم قدس براى آن ها امكان بيشترى پيدا كرده میباشد، زيرا خوراک و شهوت و غضب كليد دوزخ و جهنم و سلطه شيطان میباشد.و در اين ماه كه خدا مائده آسمانى ميهمانان خویش را جوع و گرسنگى قرار داده میباشد معین مىخواهد شد كه بهترين تحفه از جانب رب الارباب میباشد.
اندرون از غذا خالى دار تا در وی روشنایی معرفتبينى
در اين موقع كه موقع دریافت کردن نتيجه و مزد میباشد، آن روز را بايد عيد گرفت، و از پروردگار كريم و رحيم عيدى دريافت كرد.ولی عيد به چنگ آوردن خیر به معناى ساز و دهل زدن میباشد، و خیر به معناى شيرينى تناول کردن و رنگارنگ پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه كردن، بلكه به معناى يك رتبه از تزكيه و تطهير فراتر، و يك صيقل خوب به نفس دادن تا مهیا بركات و نزول موآئد آسمانى خواهد شد.
شب عيد فطر دو غسل دارااست: يكى در نخستین شب، و يكى در نصف شب، و آن شب احياء و زندهدارى میباشديعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذكر و ياد دوست داستنی و معشوق ازلى و حبيب سرمدى درگیر بودن، و در روز عيد نيز غسل دارااست.
و رفتن براى نماز عيد، و با آحاد عموم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با كيفيتى خاص، در دو ركعت و با خیر قنوت بجاى آوردن، و گویش به ذكر تهليلات باز کردن كه: الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.
و البته در قربان، به دلیل آنكه عموم به علاقه لقآء و ديدار وجه الله، دست از منزل و آشیانه و وطن و كسب و كار و آوازه و جاه و جميع علائق شسته، و به سوى بيت الله الحرام اینجانب كل فج عميق جاری گردیده، و طواف و سعى و وقوف در عرفات را كه سوا مقبره میباشد، بجاى آورده بعد از آن درون در بقاع و مشعر آمده و شب را به اجازه دخولى كه از حضرت وی دريافت كرده میباشد، در مزدلفه آرميده، و
ص204
آن گاه به منى آمده، و شيطان را هفتتوشه سنگ زده، و قربانى كرده، و رمز تراشيده، و در اين زمان پاى و راز عریان در پی حبيب در کاوش و در تكاپو بوده میباشد.
اينك جاى آن دارااست كه موقع خروج از احرام میباشد، به شكرانه قبولى انجام و پذيرش اين انجام دشوار، و در عين هم اکنون شيرين و لذتقسمت عيد بگيرد، و الحمد لله بگويد، و به مراسم عيد كه آنهم گشوده ذكر پروردگار و تطهير بيشترى میباشد، مهيا شود، نماز عيد بخواند، و گویش به تقديس و تمجيد الهى بگشايد، و از جمال و جلال وی بيان كند، و از محاسن و زيبائىهاى وی اعلان وحدت و توحيد ذات و اسماء و صفات و افعال را در دانا منتشر كند و بگويد: الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الله اكبر على ما رزقنا اینجانب بهيمة الانعام، الحمد لله على ما ابلانا.
و خیر صرفا خویش حجاج، بلكه جميع مسلمين در سراسر حرم دانا بدين موهبت عظمائى كه نصيب برادرانشان در آن مواقف كريمه شدهاست، عيد بگيرند، و درپی اعماليكه در ذوالقعدة و ده روز از ذوالحجه به جاى آوردهاند، قربانى كنند، و نماز عيد بخوانند، و براى جماعتبا امام، پاى لخت به صحرا فرآیند.
روز آدینه عيد میباشد، زیرا روز اجتماع عموم به نماز آدینه و شنيدن خطبهها و تطهير میباشد.و بهمين جهت اسلام اسم آنرا آدینه گذارد، يعنى روز اجتماع و بهم پيوستگى امت مسلمان، و در پیش از اسلام آن را يوم العروبة مىگفتند.اسلام نماز آدینه را واجب كرد، به وجوب عينى تعيينى در هر فرصت تا روز قيامت و تارك آنرا لعنت ارسال کرد.و ليكن شرط درستی آن با جماعت و در ذیل حیث و امامت امام عادل و يا منصوب از ناحيه اوست.در حین حضور امام، خودش اقامه مىكند، و در حین غيبتبر فقيه عادل جامع الشرائط كه به دلیل نيابت عامه، متكفل وظائف امام میباشد واجب میباشد اقامه كند.
نماز آدینه واجب میباشدبه وجوب مطلق، خیر به وجوب منوط، مانند حج نسبتبه وسع، بلكه مانند نماز ظهر میباشد نسبتبه پاکی و غسل و وضوء.و بنابراين امام و حاكم شرع، شرط منعقد و درستی و شرط واجب میباشد خیر شرط
ص205
وجوب.فلهذا در شرایطیکه امام در غيبت بود و فقيه جامع الشرائط توان بر حكومت نداشت، و در تقيه بسر مىپیروزی، بواسطه ترك نماز آدینه، تمامی عموم گنهكارند به دلیل ترك نماز عينى تعيينى كه حائز اهميتسرشارى میباشد.
و بر همگی آن ها واجب میباشد قيام كنند و تشكيل حكومت اسلامى دهند، تا آن امام غائب ظهور كند، و يا فقيه مقبوض اليد، مبسوط اليد خواهد شد، و بتواند اجراء حدود كند، و نهی کردن از ثغور اسلام بنمايد، و مثلا وظائف حاكم، تشكيل نمازهاى آدینه در قلمرو حكومت اوست.
افرادى كه در طول حكومت جائره نماز آدینه نمىخوانند، معذب مىشوند كه: چرا تشكيل حكومت اسلامى ندادهايد؟ ! كه بتوانيد نماز آدینه بخوانيد، گر چه با نداشتن حاكمى چنين، نماز از آنان صحيح نيست و مردود میباشد.
و بهمين جهت كه روز آدینه، روز عيد و اجتماع میباشد، و عموم پاك و پاكيزه مىشوند، و از مشکلات و گناهان يكهفته قبلی بيرون مىآيند، دعا ها در آن روز مستجاب، و شب آدینه نيز داراى اهميت و خصوصيتى براى تهيؤ و آمادگى وظائف روز مىگردد، كه از ساير شبها ممتاز مىخواهد شد.
رجوع و برگشت به فهرست
عيد غدير ، أفضل اعياد میباشد
البته عيد غدير، كه اشرف و افضل اعياد میباشد، به دلیل ربط امتبا امام، و وحدت دلهاى آنها با ولايت، و ورود در سلك سالكان خط مش، و روندگان طريق مودت و محبت و ايثار و انفاق، و عقل و فهم و شعور، و توسعه نوروروشنایی ربانى، و نفحات قدسيه سبحانى، و رابطه ملك با ملكوت میباشد.
عيد غدير، روز عبوديت و تسليم در قبال حق، و خروج از فرعونيت نفس اماره، و پرتاب کردن ريسمان ذل رقيتحضرت سبحان میباشد، و اقرار و اعتراف به يگانه خاصه از خاصیت درگاه با عظمت وی، و گام در صراط مستقيم ايقان نهادن، و قدم پایدار و راستين در ترك تجاملات نمودن، و سوای شائبه و تعارف به حق و حقيقت و واقعيت در داخل شدن، و از زمره بهائم بیرون شدن، و به صف بشر پيوستن میباشد.
عيد غدير، نداى حضرت قدوس و سبوح را: به حصر ولايت در قرآن كريم به ايها الرسول بلغ جواب صحيح دادن، و گفتار حضرت پيامبر اعظمش را به: اینجانب كنت مولاه فعلى مولاه با جان و دل پذيرفتن، و در ذیل دعاى اللهم وال اینجانب
ص206
والاه قرار تصاحب کردن، و از نفرين خانمان سوز و عاد اینجانب عاداه بيرون شدن، و استقبال از و انصر اینجانب نصره، و استدبار از و اخذل اینجانب خذله نمودن میباشد.
عيد غدير، تماشاى جمال ملكوتى مولى الموالى امير المؤمنين عليه السلام را بر روى دو دست پيغمبر معظم، در فراز منبر برآمده بر پالانهاى اشتران، در زير درختان سمرات وادى جحفه در غدير خم، و نمايش دادن ولايت را به كافه عموم، و نزول ملكوت و جبروت در اين دانا ملك میباشد كه: هان اى معاندان على و اى معارضان اهل بيت كه پيوسته پیامبر معبود را با شكايتهائى كه از على مىكرديد، آزار و اذيت مىرسانيديد، اينك بدانيد كه: على شایسته شكايت نيست، و در خور اذيت و آزار نيست.
وی والى ولايت، و يگانه شاهباز بلند پرواز سدرهنشين كاخ عرفان میباشد.وی از خویش شما به جانهاى شما نزديكتر میباشد، و ولايتش بيشتر میباشد.وی تكوينا و تشريعا سيد و سالار و سرور و سپهسالار شماست!
پيغمبر على را به فضا بگردانيد، تا همگی ببينند، همانند زليخا كه يوسف را به زنان مصرى نماد اعطا کرد كه اى زنانيكه منرا در علاقه اين جوان، گزینه سرزنش قرار دادهايد، و مىگوييد: تو كه ملكه عزيز مصر هستى، ملكه وجاهت و زيبائى، انتها حيف نيست كه مفتون يك جوان گمنام كه عبد و بنده شما و زر خريد شماستگردیدهاى؟ !
زليخا زنان مصر را دعوت كرد، و در يك منزل دو در قرار اعطا کرد، و به هر يك از آن ها يك ترنج و يك كارد اعطا کرد كه: يوسف مىآيد، و از اينجا عبور مىكند، شرط آرامش شما اينست كه همين كه اورا ديديد، با اين كارد يك قطعه از ترنج، ترنجخوشبو و معطر ببريد، و به وی به ترسیم هديه تعارف كنيد!
زليخا يوسف را از يك در وارد كرد، از جلوى زنان مصرى عبورى نموده، و از در ديگر بیرون شد.همينكه زنان چشمشان به آن جمال كه مثالاى از جمال حضرت حق بود زمین خورد، و خواستند ترنج را ببرند، و به يوسف تقديم كنند، رمز از پا نشناختند، و دست از ترنج نشناختند، دستهاى خویش را بجاى ترنجبريدند، و خون جارى شد، و نفهميدند.
ص207
گرش ببينى و دست از ترنجبشناسى جایز بود كه نکوهش كنى زليخا را
يوسف كه بیرون شد زليخا زنان مصرى را خاطرنشان کرد: اين چه وضعى میباشد؟ اين چه كيفيتى میباشد؟ ! چرا لباسهاى سپيد خویش را خونين كردهايد؟ چرا دستهايتان را بريدهايد؟
زنان نگاهى به دستها و به دامنهاى خویش نمودند، و يكباره گفتند: حاش لله ما هذا الا ملك كريم: [18]سبحان الله اين جوان نيست مگر فرشتهاى بلندپايه!
زليخا اظهارکرد:
فذلكن الذى لمتننى فيه[19]
اين به عبارتی جوان زر خريد و عبد ماست، كه شما منرا درباره وی به نکوهش و شماتت كشيده بوديد!
معناي عيد در لغت و در اصطلاح عموم
زيرا كه كلمه عيد از ماده عود میباشديعنى بازگشتن.در «اقرب الموارد» گويد: عيد به موسم و هر روزى كه در آن اجتماعى و يا تذكار و يادبودى از صاحب و مالک فضيلتى بوده باشد، گفته مىخواهد شد، و بعضى گفتهاند: براى هر رخداد مهمى.ابن اعرابى گويد: براى آنكه در هر سالى آن واقع و اتفاق، با فرح و سرور مجددى عود مىكند.
اصل كلمه عيد، عود بود، زیرا واو ساكن بود، و ماقبلش مكسور بوده، آنرا به يآء قلب نمودند، عيد شد، و گردآوری آن اعياد و تصغير آن عييد آيد، كه از واحد اعلال گردیده سازه كردهاند، يا به دلیل آنكه مفردش عيد شدهاست، و يا به دلیل فرق ميان آن و ميان كلمه عود كه به معناى چوب میباشد، و گردآوری آن اعواد و تصغير آن عويد مىآيد.و اساسا ماده گويد: عاد الى كذا يعود عودا و عودة و معادا يعنى رجوع و برگشت، و به سوى آن چيز شد.و آورده شده میباشد: پس از اعراض و انصراف رجوع و برگشت كرد.
و نظير همين گفتار را در «صحاح اللغة» و در «مصباح المنير» ذكر كرده میباشد، و در مصباح اضافه كرده میباشد كه: و عيدت تعييدا يعنى اینجانب در مراسم عيد حضور پيدا كردم.
اکنون كه معناى عيد را در لغت دانستيم، ببينيم در اصطلاح عموم و طوائف و ملل و نحل كلمه عيد را به چه معنى استفاده مىكنند؟ و براى وضوح اين مقاله مىگوييم: در نزد هر طائفه و جماعت، و هر ملت و مذهبى، يك چيز منحصر داراى اهميت میباشد كه زیرا سالگرد آن حادثه و واقعه، و يا آن خاطره رسد، به دلیلبزرگداشت و تجليل از روح و معناى آن، آن خاطره را تجديد مىكنند، و به سرور و فرح در يادبود آن حادثه مىگذرانند و با آنكه نفس آن واقعه قبل میباشد، ولى با يادبود و خاطره جان دار باقيمانده از آن در ذهن، خویش را به روح و جان آن اتفاق نزديك مىكنند، و نفس و روح خویش را از يادبود آن اشراب و متمتع
ص201
مىسازند.
دنياپرستان زیرا وصول به منافع دنيوى تنها موردنظر و مقصود آنهاست، در وقتبروز و ظهور اتفاق دنيوى عيد مىگيرند، پادشاهان بعد از لشكركشى و خونريزى و غلبه بر حريف و سلطه بر اقوام موردنظر جشن و پایکوبی مىگيرند، و طاق نصرت مىبندند، و آن خاطره پيروزى را تمامی ساله اعاده مىكنند.
ايرانيان قديم عید نوروز را عيد مىگرفتند، به دلیل آنكه سبزه از زمين مىرويد و درختها سبز مىخواهد شد و فصل خرمى و شادابى زمين میباشد، فصل خزان و فصلزمستان سپرى گردیده، و اينك زمين رو به رویش و نمو میباشد.
اين منطق كسانى میباشد كه اصلا با معنويات و روحانيات راز و كار ندارند، و بهاهاى انسانى را تنها در ماده و سبزه مىجويند، و در حقيقتبا عيد بهائم كه آنها در فصل بهاران خنده رو و شادابند، و در مرغزارها و مراتع مىچرند، و در فصلزمستان افسرده و كسل و خزيده میباشند، چه تفاوتى دارااست؟ آن ها بدان شکل، آدم هم بدين شکل.حقيقت و واقعيتيكى میباشد، براى آنان بدان شكل، و براى اين بشر دو پا بدين شكل.
رجوع به فهرست
سيّد ابن طاوس (ره) روز بلوغ فرزند خویش را عيد ميگيرد
سيد ابن طاوس در كتاب «كشف المحجة» روز به دنیاآمدن پسرش را عيد نمىگيرد، بلكه روز بلوغ و به شرف تكليف درآمدن اورا عيد مىگيرد كه قابل خطاب خداوندى گردیده و مداد تكليف بر وی جارى گردیدهاست.وی در فصل صد و سوم گويد: اى فرزند اینجانب: محمد! زیرا به زمانى رسيدى كه پروردگار جل جلاله تورا به كمال عقل مشرف كرد، و آفریدگار جل جلاله در استصلاح درحال حاضر تو براى همنشينى و گفتگوى با خودش و براى دخول در محضر مقدس خودش براى اطاعت وی مفاخره و با ملائکه ملاعنه مىكند، آن وقت را تاريخ زده و محفوظ بدار! زيرا كه از افضل زمان ها اعياد میباشد.و در هر سالى از سالها كه پروردگار قدمت با بركت تورا به آن تاريخ برساند، شكر آفریدگار را تجديد كن، و صدقات و سرویس ها براى معبود بخشنده عقل و کوچک بجاى آور، كه وی تورا بر شرف دنيا و آخرت دلالت كرده میباشد، و بدان كه اینجانب خواهر تورا (شرف الاشراف) كمى پيش از آنكه به سن بلوغ رسد در نزد خویش خواندم و آنچه مسجد النبی کوهسنگی مشهد مىدانستم از اوضاع وی كه معبود
ص202
جل جلاله به وی اذن داده میباشد كه در سرویس وی به كم و بسيار قيام كند، براى وی گستردن دادم آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و آنرا در كتاب البهجة لثمرة المهجة ذكر كردهام.
فصل صد و چهارم: و در شرایطیکه معبود همانگونه كه منرا عادت داده میباشد كه در عفو و عنايت وی بسر برم، زنده باقى گذارد، اینجانب روز بلوغ تورا كه مشرف به شرف تكليف مىشوى عيد مىگيرم و يكصد و پنجاه دينار تصدق مىدهم كه در مقابل هر سال از قدمت تو ده دينار واقع خواهد شد، در صورتیکه بلوغ تو بر حسب سال باشد، رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد و با اين فرآورده اینجانب در سرویسمعبود اشتغال ورزم زيرا كه کالا فرآورده اوست، و اینجانب مملوك وی هستم و تو هم عبد و بنده وی هستى! پس ما اين جنس را مصرف مىكنيم در آن جائى كه خدا جل جلاله دوست داراست در آنجا استفاده شود[17].
ولى اديان الهى براى پيروان خویش مبتنی بر بهاهاى انسانى، و وصول به هدف ها ايمانى و خروج از شرك و آزادى از دست جباران و طاغيان فرصت كه انسان را استخدام نموده و براى منافع استكبارى خویش از وی متمتع مىگردیدهاند، اعياد را پايهريزى كردهاند. شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد
برگشت به فهرست
معناي عيد فطر و عيد قربان
در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد میباشد.ولی در فطر به دلیل
ص203
آنكه در يكماه مجموع عموم دست از زيادهروى در شهوات برداشته، روز ها روزه، و شبها به قيام درگیر، و با فایدههائى بيش از ساير ايام همانند انفاق در رویکرد معبود، و خواندن بيشترى از كلام معبود، و دیدهپوشى از محرمات و مكروهات، نفس اماره خویش را تزكيه و تطهير نمودهاند، موقعیت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته میباشد، و سبكى و تجرد و امكان عروج به عوالم قدس براى آن ها امكان بيشترى پيدا كرده میباشد، زيرا خوراک و شهوت و غضب كليد دوزخ و جهنم و سلطه شيطان میباشد.و در اين ماه كه خدا مائده آسمانى ميهمانان خویش را جوع و گرسنگى قرار داده میباشد معین مىخواهد شد كه بهترين تحفه از جانب رب الارباب میباشد.
اندرون از غذا خالى دار تا در وی روشنایی معرفتبينى
در اين موقع كه موقع دریافت کردن نتيجه و مزد میباشد، آن روز را بايد عيد گرفت، و از پروردگار كريم و رحيم عيدى دريافت كرد.ولی عيد به چنگ آوردن خیر به معناى ساز و دهل زدن میباشد، و خیر به معناى شيرينى تناول کردن و رنگارنگ پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه كردن، بلكه به معناى يك رتبه از تزكيه و تطهير فراتر، و يك صيقل خوب به نفس دادن تا مهیا بركات و نزول موآئد آسمانى خواهد شد.
شب عيد فطر دو غسل دارااست: يكى در نخستین شب، و يكى در نصف شب، و آن شب احياء و زندهدارى میباشديعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذكر و ياد دوست داستنی و معشوق ازلى و حبيب سرمدى درگیر بودن، و در روز عيد نيز غسل دارااست.
و رفتن براى نماز عيد، و با آحاد عموم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با كيفيتى خاص، در دو ركعت و با خیر قنوت بجاى آوردن، و گویش به ذكر تهليلات باز کردن كه: الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.
و البته در قربان، به دلیل آنكه عموم به علاقه لقآء و ديدار وجه الله، دست از منزل و آشیانه و وطن و كسب و كار و آوازه و جاه و جميع علائق شسته، و به سوى بيت الله الحرام اینجانب كل فج عميق جاری گردیده، و طواف و سعى و وقوف در عرفات را كه سوا مقبره میباشد، بجاى آورده بعد از آن درون در بقاع و مشعر آمده و شب را به اجازه دخولى كه از حضرت وی دريافت كرده میباشد، در مزدلفه آرميده، و
ص204
آن گاه به منى آمده، و شيطان را هفتتوشه سنگ زده، و قربانى كرده، و رمز تراشيده، و در اين زمان پاى و راز عریان در پی حبيب در کاوش و در تكاپو بوده میباشد.
اينك جاى آن دارااست كه موقع خروج از احرام میباشد، به شكرانه قبولى انجام و پذيرش اين انجام دشوار، و در عين هم اکنون شيرين و لذتقسمت عيد بگيرد، و الحمد لله بگويد، و به مراسم عيد كه آنهم گشوده ذكر پروردگار و تطهير بيشترى میباشد، مهيا شود، نماز عيد بخواند، و گویش به تقديس و تمجيد الهى بگشايد، و از جمال و جلال وی بيان كند، و از محاسن و زيبائىهاى وی اعلان وحدت و توحيد ذات و اسماء و صفات و افعال را در دانا منتشر كند و بگويد: الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الله اكبر على ما رزقنا اینجانب بهيمة الانعام، الحمد لله على ما ابلانا.
و خیر صرفا خویش حجاج، بلكه جميع مسلمين در سراسر حرم دانا بدين موهبت عظمائى كه نصيب برادرانشان در آن مواقف كريمه شدهاست، عيد بگيرند، و درپی اعماليكه در ذوالقعدة و ده روز از ذوالحجه به جاى آوردهاند، قربانى كنند، و نماز عيد بخوانند، و براى جماعتبا امام، پاى لخت به صحرا فرآیند.
روز آدینه عيد میباشد، زیرا روز اجتماع عموم به نماز آدینه و شنيدن خطبهها و تطهير میباشد.و بهمين جهت اسلام اسم آنرا آدینه گذارد، يعنى روز اجتماع و بهم پيوستگى امت مسلمان، و در پیش از اسلام آن را يوم العروبة مىگفتند.اسلام نماز آدینه را واجب كرد، به وجوب عينى تعيينى در هر فرصت تا روز قيامت و تارك آنرا لعنت ارسال کرد.و ليكن شرط درستی آن با جماعت و در ذیل حیث و امامت امام عادل و يا منصوب از ناحيه اوست.در حین حضور امام، خودش اقامه مىكند، و در حین غيبتبر فقيه عادل جامع الشرائط كه به دلیل نيابت عامه، متكفل وظائف امام میباشد واجب میباشد اقامه كند.
نماز آدینه واجب میباشدبه وجوب مطلق، خیر به وجوب منوط، مانند حج نسبتبه وسع، بلكه مانند نماز ظهر میباشد نسبتبه پاکی و غسل و وضوء.و بنابراين امام و حاكم شرع، شرط منعقد و درستی و شرط واجب میباشد خیر شرط
ص205
وجوب.فلهذا در شرایطیکه امام در غيبت بود و فقيه جامع الشرائط توان بر حكومت نداشت، و در تقيه بسر مىپیروزی، بواسطه ترك نماز آدینه، تمامی عموم گنهكارند به دلیل ترك نماز عينى تعيينى كه حائز اهميتسرشارى میباشد.
و بر همگی آن ها واجب میباشد قيام كنند و تشكيل حكومت اسلامى دهند، تا آن امام غائب ظهور كند، و يا فقيه مقبوض اليد، مبسوط اليد خواهد شد، و بتواند اجراء حدود كند، و نهی کردن از ثغور اسلام بنمايد، و مثلا وظائف حاكم، تشكيل نمازهاى آدینه در قلمرو حكومت اوست.
افرادى كه در طول حكومت جائره نماز آدینه نمىخوانند، معذب مىشوند كه: چرا تشكيل حكومت اسلامى ندادهايد؟ ! كه بتوانيد نماز آدینه بخوانيد، گر چه با نداشتن حاكمى چنين، نماز از آنان صحيح نيست و مردود میباشد.
و بهمين جهت كه روز آدینه، روز عيد و اجتماع میباشد، و عموم پاك و پاكيزه مىشوند، و از مشکلات و گناهان يكهفته قبلی بيرون مىآيند، دعا ها در آن روز مستجاب، و شب آدینه نيز داراى اهميت و خصوصيتى براى تهيؤ و آمادگى وظائف روز مىگردد، كه از ساير شبها ممتاز مىخواهد شد.
رجوع و برگشت به فهرست
عيد غدير ، أفضل اعياد میباشد
البته عيد غدير، كه اشرف و افضل اعياد میباشد، به دلیل ربط امتبا امام، و وحدت دلهاى آنها با ولايت، و ورود در سلك سالكان خط مش، و روندگان طريق مودت و محبت و ايثار و انفاق، و عقل و فهم و شعور، و توسعه نوروروشنایی ربانى، و نفحات قدسيه سبحانى، و رابطه ملك با ملكوت میباشد.
عيد غدير، روز عبوديت و تسليم در قبال حق، و خروج از فرعونيت نفس اماره، و پرتاب کردن ريسمان ذل رقيتحضرت سبحان میباشد، و اقرار و اعتراف به يگانه خاصه از خاصیت درگاه با عظمت وی، و گام در صراط مستقيم ايقان نهادن، و قدم پایدار و راستين در ترك تجاملات نمودن، و سوای شائبه و تعارف به حق و حقيقت و واقعيت در داخل شدن، و از زمره بهائم بیرون شدن، و به صف بشر پيوستن میباشد.
عيد غدير، نداى حضرت قدوس و سبوح را: به حصر ولايت در قرآن كريم به ايها الرسول بلغ جواب صحيح دادن، و گفتار حضرت پيامبر اعظمش را به: اینجانب كنت مولاه فعلى مولاه با جان و دل پذيرفتن، و در ذیل دعاى اللهم وال اینجانب
ص206
والاه قرار تصاحب کردن، و از نفرين خانمان سوز و عاد اینجانب عاداه بيرون شدن، و استقبال از و انصر اینجانب نصره، و استدبار از و اخذل اینجانب خذله نمودن میباشد.
عيد غدير، تماشاى جمال ملكوتى مولى الموالى امير المؤمنين عليه السلام را بر روى دو دست پيغمبر معظم، در فراز منبر برآمده بر پالانهاى اشتران، در زير درختان سمرات وادى جحفه در غدير خم، و نمايش دادن ولايت را به كافه عموم، و نزول ملكوت و جبروت در اين دانا ملك میباشد كه: هان اى معاندان على و اى معارضان اهل بيت كه پيوسته پیامبر معبود را با شكايتهائى كه از على مىكرديد، آزار و اذيت مىرسانيديد، اينك بدانيد كه: على شایسته شكايت نيست، و در خور اذيت و آزار نيست.
وی والى ولايت، و يگانه شاهباز بلند پرواز سدرهنشين كاخ عرفان میباشد.وی از خویش شما به جانهاى شما نزديكتر میباشد، و ولايتش بيشتر میباشد.وی تكوينا و تشريعا سيد و سالار و سرور و سپهسالار شماست!
پيغمبر على را به فضا بگردانيد، تا همگی ببينند، همانند زليخا كه يوسف را به زنان مصرى نماد اعطا کرد كه اى زنانيكه منرا در علاقه اين جوان، گزینه سرزنش قرار دادهايد، و مىگوييد: تو كه ملكه عزيز مصر هستى، ملكه وجاهت و زيبائى، انتها حيف نيست كه مفتون يك جوان گمنام كه عبد و بنده شما و زر خريد شماستگردیدهاى؟ !
زليخا زنان مصر را دعوت كرد، و در يك منزل دو در قرار اعطا کرد، و به هر يك از آن ها يك ترنج و يك كارد اعطا کرد كه: يوسف مىآيد، و از اينجا عبور مىكند، شرط آرامش شما اينست كه همين كه اورا ديديد، با اين كارد يك قطعه از ترنج، ترنجخوشبو و معطر ببريد، و به وی به ترسیم هديه تعارف كنيد!
زليخا يوسف را از يك در وارد كرد، از جلوى زنان مصرى عبورى نموده، و از در ديگر بیرون شد.همينكه زنان چشمشان به آن جمال كه مثالاى از جمال حضرت حق بود زمین خورد، و خواستند ترنج را ببرند، و به يوسف تقديم كنند، رمز از پا نشناختند، و دست از ترنج نشناختند، دستهاى خویش را بجاى ترنجبريدند، و خون جارى شد، و نفهميدند.
ص207
گرش ببينى و دست از ترنجبشناسى جایز بود كه نکوهش كنى زليخا را
يوسف كه بیرون شد زليخا زنان مصرى را خاطرنشان کرد: اين چه وضعى میباشد؟ اين چه كيفيتى میباشد؟ ! چرا لباسهاى سپيد خویش را خونين كردهايد؟ چرا دستهايتان را بريدهايد؟
زنان نگاهى به دستها و به دامنهاى خویش نمودند، و يكباره گفتند: حاش لله ما هذا الا ملك كريم: [18]سبحان الله اين جوان نيست مگر فرشتهاى بلندپايه!
زليخا اظهارکرد:
فذلكن الذى لمتننى فيه[19]
اين به عبارتی جوان زر خريد و عبد ماست، كه شما منرا درباره وی به نکوهش و شماتت كشيده بوديد!

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: مرکز فرهنگی و اجتماعی محله