بستنشینی
بَسْتْنِشینی مددبردن به مکانی خاص با غرض دادخواهی یا این که فراروگریز از مجازات بوده میباشد. در اسلام، هر که در مکه بست نشسته باشد، در حمایت میباشد و کسی حق تَعَرُّض مسجد النبی کوهسنگی مشهد به اورا ندارد.
مواجهه حکومتها با بستنشینی گوناگون بود. برخی آن را به رسمیت میشناختند و در مقابل بعضی به محصور یا این که ممنوع کردن آن پرداختند. امروزه بستنشینی مکان خویش را به تحصن، اعتصاب و پناهنده شدن داده میباشد. گران قدرترین و مهمترین بستنشینی در تاریخ کشور ایران، در زمان نهضت مشروطیت در طی قاجاریه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ایفا شد.
برای بستنشینی، اماکن مذهبی بیشترین مراجعهکننده را داشتند و بعد از آن، منزل بزرگان کشوری و افرادی که به هر ادله نزد شاهان متشخص بودند. با این درحال حاضر جای های دیگری مثلا سفارتخانهها، منزل سفیران، توپخانهها و حتی اصطبل سلطنتی نیز برای بستنشینی آیتم رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دقت قرار گرفت.
مضمونشناسی
بستنشینی ورود به حریم بست، امان تصاحب کردن و اقامت در آن بود.[۱] بستنشینها که با عناوینی مانند پناهنده، دادخواه و ذیل الحمایه نیز شناخته می شود، کسانی(جنایتکار، مغضوب و مظلوم) بودند که با علتهای دادخواهی، گریز از مجازات و... در جای خاصی پناهنده گردیده و در آنجا بست مینشستند.[۲]
مقصود از بستنشینی در واقع برآورده شدن مراد و گاه به مصالحه سوق دادنِ طرف مقابل بود.[۳] بستنشینی تحت عنوان یک اعتراض خیلی سریع از سوی مجموعههای متعدد گزینه استعمال شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرار گرفت.[۴]
طومار ناصرالدین پادشاه خطاب به ملاعلی کنی:
«شما که مدیر علما می باشید حکم بدهید به رفع بستنشینی و آنرا مهمل گذارید.»
جواب ملا علی کنی:
«گمانم این میباشد دولت باب عدل و داد را گشوده کند، تا جمیع ابواب بسته گردد»[۵]
بعضا معتقدند بستنشینی در بالا وسیلهای برای طلب شفاعت و رهایی از خشم معبود بود، ولی با سپری شد فرصت دامنه آن از کارها اخروی و معنوی به مسائل اجتماعی شیوع یافت.[۶]
بستنشینی گاه به طور شخصی و گاه به طور جمعی با مقصود و علتای مشترک ایفا میشد و در صورت جمعی به طور اعتصاب بروز پیدا میکرد.[۷] اصطلاح «بستنشینی» امروزه معنا تاریخی خویش را از دست داده[۸] و پایین مفاهیمی مانند تحصن و پناهنده شدن بروز پیدا مینماید.[۹]
سیر تاریخی
مجال پیدایش بستنشینی معین وجود ندارد، البته از دیرباز دربین رهروان ادیان و فرهنگ و تمدنهای گوناگون، اقداماتی مشابه به بستنشینی وجود داشته میباشد.[۱۰] مثال نخستین بستنشینی مذهبی اسلامی در مکه بود؛ به دلیل آنکه بشرها دراین شهر در دفاع بودهاند. این حکم ابعاد به جای های مقدس دیگر همچون بقاع امامان و امامزادگان، خانقاهها و توکلها و... شیوع کرد.[۱۱] با سپری شد مجال بعضی بستنشینیها در سفارتمنزلها نیز اجرا شد. این بستنشینی با مخالفتهایی همپا بود؛[۱۲] از ناصرالدین سلطان اورده شده که برای پرهیز از بستنشینیدر سفارتخانهها، اماکن بخش اعظمی را بست قرار اعطا کرد.[۱۳]
بستنشینی در کنار امتیازاتی که برای عموم داشت، گاه آیتم سوءاستفاده قرار میگرفت. به همین جهت در عصرای رسمی اوضاع و احوال شد و از بستنشینی قاتلان، اشرار و اشخاص مفسد پرهیز به کار آمد و منعی برای دستگیری آنها با وجود بستنشینی وجود نداشت.[۱۴] بعضی مواقع نیز پاد شاه، حرمت بست را ناکامی سوای اینکه آیتم مذمت عموم قرار گیرد و احساسات عموم از آن رنجیده گردیده باشد.[۱۵]
حاج میرزا آقاسی، (درگذشت: ۱۲۲۸ش) صدر اعظم محمد پاد شاه قاجار،(درگذشت: ۱۲۶۴ق) بستنشینی را محصور کرد و فقط در سه جای اذن بستنشینی اعطا کرد.[۱۶] امیرکبیر (درگذشت: ۱۲۳۰ش) نیز در زمانه صدارت خویش بستنشینی را به طور بی نقص کنسل کرد و عملاً مصونیتی برای بستنشینان وجود نداشت.[۱۷] این فرمان امیرکبیر با وجود موافقت میرزا ابوالقاسم تهرانی، (درگذشت: ۱۲۷۰ق) امام آدینه طهران، با مخالفتهای شدیدی در شهرهای دیگر مواجه شوید.[۱۸]
رونق و نقطع ی عطف بستنشینی در زمان قاجار بود[۱۹] که والاترین بستها در طول مشروطه صورت گرفت و تحولات مهمی را صورت اعطا کرد.[۲۰] با استارت سلطنت رضاشاه پهلوی، بستنشینی و تحصن ممنوع شد.[۲۱] در غایت و با سپری شد فرصت، بستنشینی مکان خویش را به اقداماتی مانند تحصن و پناهنده شدن اعطا کرد.[۲۲]
بستنشینی
بَسْتْنِشینی مددبردن به مکانی خاص با غرض دادخواهی یا این که فراروگریز از مجازات بوده میباشد. در اسلام، هر که در مکه بست نشسته باشد، در حمایت میباشد و کسی حق تَعَرُّض مسجد النبی کوهسنگی مشهد به اورا ندارد.
مواجهه حکومتها با بستنشینی گوناگون بود. برخی آن را به رسمیت میشناختند و در مقابل بعضی به محصور یا این که ممنوع کردن آن پرداختند. امروزه بستنشینی مکان خویش را به تحصن، اعتصاب و پناهنده شدن داده میباشد. گران قدرترین و مهمترین بستنشینی در تاریخ کشور ایران، در زمان نهضت مشروطیت در طی قاجاریه آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد ایفا شد.
برای بستنشینی، اماکن مذهبی بیشترین مراجعهکننده را داشتند و بعد از آن، منزل بزرگان کشوری و افرادی که به هر ادله نزد شاهان متشخص بودند. با این درحال حاضر جای های دیگری مثلا سفارتخانهها، منزل سفیران، توپخانهها و حتی اصطبل سلطنتی نیز برای بستنشینی آیتم رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد دقت قرار گرفت.
مضمونشناسی
بستنشینی ورود به حریم بست، امان تصاحب کردن و اقامت در آن بود.[۱] بستنشینها که با عناوینی مانند پناهنده، دادخواه و ذیل الحمایه نیز شناخته می شود، کسانی(جنایتکار، مغضوب و مظلوم) بودند که با علتهای دادخواهی، گریز از مجازات و... در جای خاصی پناهنده گردیده و در آنجا بست مینشستند.[۲]
مقصود از بستنشینی در واقع برآورده شدن مراد و گاه به مصالحه سوق دادنِ طرف مقابل بود.[۳] بستنشینی تحت عنوان یک اعتراض خیلی سریع از سوی مجموعههای متعدد گزینه استعمال شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد قرار گرفت.[۴]
طومار ناصرالدین پادشاه خطاب به ملاعلی کنی:
«شما که مدیر علما می باشید حکم بدهید به رفع بستنشینی و آنرا مهمل گذارید.»
جواب ملا علی کنی:
«گمانم این میباشد دولت باب عدل و داد را گشوده کند، تا جمیع ابواب بسته گردد»[۵]
بعضا معتقدند بستنشینی در بالا وسیلهای برای طلب شفاعت و رهایی از خشم معبود بود، ولی با سپری شد فرصت دامنه آن از کارها اخروی و معنوی به مسائل اجتماعی شیوع یافت.[۶]
بستنشینی گاه به طور شخصی و گاه به طور جمعی با مقصود و علتای مشترک ایفا میشد و در صورت جمعی به طور اعتصاب بروز پیدا میکرد.[۷] اصطلاح «بستنشینی» امروزه معنا تاریخی خویش را از دست داده[۸] و پایین مفاهیمی مانند تحصن و پناهنده شدن بروز پیدا مینماید.[۹]
سیر تاریخی
مجال پیدایش بستنشینی معین وجود ندارد، البته از دیرباز دربین رهروان ادیان و فرهنگ و تمدنهای گوناگون، اقداماتی مشابه به بستنشینی وجود داشته میباشد.[۱۰] مثال نخستین بستنشینی مذهبی اسلامی در مکه بود؛ به دلیل آنکه بشرها دراین شهر در دفاع بودهاند. این حکم ابعاد به جای های مقدس دیگر همچون بقاع امامان و امامزادگان، خانقاهها و توکلها و... شیوع کرد.[۱۱] با سپری شد مجال بعضی بستنشینیها در سفارتمنزلها نیز اجرا شد. این بستنشینی با مخالفتهایی همپا بود؛[۱۲] از ناصرالدین سلطان اورده شده که برای پرهیز از بستنشینیدر سفارتخانهها، اماکن بخش اعظمی را بست قرار اعطا کرد.[۱۳]
بستنشینی در کنار امتیازاتی که برای عموم داشت، گاه آیتم سوءاستفاده قرار میگرفت. به همین جهت در عصرای رسمی اوضاع و احوال شد و از بستنشینی قاتلان، اشرار و اشخاص مفسد پرهیز به کار آمد و منعی برای دستگیری آنها با وجود بستنشینی وجود نداشت.[۱۴] بعضی مواقع نیز پاد شاه، حرمت بست را ناکامی سوای اینکه آیتم مذمت عموم قرار گیرد و احساسات عموم از آن رنجیده گردیده باشد.[۱۵]
حاج میرزا آقاسی، (درگذشت: ۱۲۲۸ش) صدر اعظم محمد پاد شاه قاجار،(درگذشت: ۱۲۶۴ق) بستنشینی را محصور کرد و فقط در سه جای اذن بستنشینی اعطا کرد.[۱۶] امیرکبیر (درگذشت: ۱۲۳۰ش) نیز در زمانه صدارت خویش بستنشینی را به طور بی نقص کنسل کرد و عملاً مصونیتی برای بستنشینان وجود نداشت.[۱۷] این فرمان امیرکبیر با وجود موافقت میرزا ابوالقاسم تهرانی، (درگذشت: ۱۲۷۰ق) امام آدینه طهران، با مخالفتهای شدیدی در شهرهای دیگر مواجه شوید.[۱۸]
رونق و نقطع ی عطف بستنشینی در زمان قاجار بود[۱۹] که والاترین بستها در طول مشروطه صورت گرفت و تحولات مهمی را صورت اعطا کرد.[۲۰] با استارت سلطنت رضاشاه پهلوی، بستنشینی و تحصن ممنوع شد.[۲۱] در غایت و با سپری شد فرصت، بستنشینی مکان خویش را به اقداماتی مانند تحصن و پناهنده شدن اعطا کرد.[۲۲]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: نقش فرهنگی، گردشگری و انتقال ارزشهای دینی