به گفته تاریخنویسان، اسماعیل دوم پایین تأثیر میرمخدوم، خیرصرفا کوشید تا ترسیم تبرایی را از قزوین براندازد، که کوشید تا سنیانی را که هنوز بر مذهب باقیمانده بودند، پیدا کرده، به آنها یاری دهد. میرمخدوم، مسئول یافتن این قبیل اشخاص و تفحص به ادعای آنها شد و فهرستی از آنها را مهیا کرد و مبلغی فی مابین آنها تقسیم مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۱۹]
درباره نفوذ میرمخدوم نوشتهاند که وی از اینکه شیعهها با اظهار لعن، اورا ریشخند میکردند، به اسماعیل دوم گلایه کرد. وی هم قورچیان را ارسال کرد و هنگامی درضمن سخن مخدوم، پیری اینگونه ذکر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد:
معاندان علی را همیشه لعنت باد
علی و آل علی را زجان و دل صلوات
قورچیان بر راز آن پیر ریختند و رمز و صورتش را زخمی کردند.[۲۰]
خروش عالمان آئین
اسماعیل دوم از حضور مقتدرانه عالمان شیعه ناخشنود بود و در سود، با رفتاری نامناسب و یار با تحقیر، با وی واکنش میکرد. وی با برکنار آن ها از مناصبشان، فضای جدیدی را در مرزوبوم ساخت نمود. او با تجدید حیث در طرز فقاهتی شاهان گذشته، علما را رنجاند و آنها نیز با دقت به سنیگرایی وی و همینطور سماجت او بر محو مظاهر شیعی، رأی بر ضعف نظریه سلطان به تشیع و تمایلش به تسنن دادند و از او روی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگرداندند.[۲۱]
عالمان شیعی همینطور با پیشبه دست آوردن سیاست تبری و بیزاری از معاندان اهلبیت(ع)، هواخواهی و حفاظت خویش را از تبراییان ادامه دادند. سید حسین کرکی، روضه خوان الاسلام قسم تهماسب، از افرادی بود که تبراییان را پایین چتر حمایتی خویش قرار بخشید و به هشدارهای اسماعیل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دوم وقعی ننهاد.
علما در واکنشی دیگر، از حذف اسم امامان شیعه از روی سکه دوری کردند. دراین دربین، سیدحسین کرکی در قبال این مبادرت اسماعیل دوم ایستاد. بالاخره سلطان عهده دار شد تا این بیت خودساخته پایین را روی سکهها ضرب نمایند:
زمشرق تا به مغرب گر امام میباشد
علی و آل وی مارا آحاد میباشد[۲۲]
اخلاق و رفتار پادشاه اسماعیل دوم، احساسات همگانی و بهشدت مذهبی ایرانیان را برانگیخت و اذهان همگانی با رهبری روحانیت شیعه، در اعتراض به اقدامات ضدشیعی فرمانروا به خروش آمد. اسکندربیک مینویسد:
گمان عموم درباره اسماعیل میرزا بیشتر از پیشتر شد و این اظهارکردوگو در بین خلایق بهزمینخورد، باطنا لهجه تشنیع دراز کردند.[۲۳]
دامنه اعتراضات به نیروهای قزلباش که طاقت فرسا به مذهب تشیع گرایش داشتند، نیز کشیده شد. روملو می گوید:
(اسماعیل دوم) عزم داشت که عموم را به مذهب شافعی درآرد. بنابر آن لشکر قزلباش از او متنفر شدند.[۲۴]
آخر و عاقبت سلطان اسماعیل در قبال هجوم همگانی عموم، ناچار به عقبنشینی شد و از اقدامات خویش دست کشید. فشار شیعه ها سبب ساز شد تا میرمخدوم از دربار طرد شد و به مرزوبوم عثمانی رفت و در آنجا کتاب نواقض الروافض را بر ضد شیعه نوشت.
اسماعیل دوم در رمضان ۹۸۵ قمری در سن ۴۲ سالگی، بعد از یکسال و شش ماه سلطنت درگذشت.[۲۵] اورا که بر تاثیر مسمومیت و یا این که به نقلی در افراط به کارگیری افیون، در منزل حسن بیک مرده یافتند. برخی نوشته اند حسن بیک حلواچی اوغلی با دشمنانش همروایت شد، مغز فیل به خوردش دادند و خفهاش کردند. نیز می گویند: «زیرا به افراط تریاق که معجونی افیوندار بود، می خورد، مسموم شد.»[۲۶]
به گفته تاریخنویسان، اسماعیل دوم پایین تأثیر میرمخدوم، خیرصرفا کوشید تا ترسیم تبرایی را از قزوین براندازد، که کوشید تا سنیانی را که هنوز بر مذهب باقیمانده بودند، پیدا کرده، به آنها یاری دهد. میرمخدوم، مسئول یافتن این قبیل اشخاص و تفحص به ادعای آنها شد و فهرستی از آنها را مهیا کرد و مبلغی فی مابین آنها تقسیم مسجد النبی کوهسنگی مشهد نمود.[۱۹]
درباره نفوذ میرمخدوم نوشتهاند که وی از اینکه شیعهها با اظهار لعن، اورا ریشخند میکردند، به اسماعیل دوم گلایه کرد. وی هم قورچیان را ارسال کرد و هنگامی درضمن سخن مخدوم، پیری اینگونه ذکر آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد کرد:
معاندان علی را همیشه لعنت باد
علی و آل علی را زجان و دل صلوات
قورچیان بر راز آن پیر ریختند و رمز و صورتش را زخمی کردند.[۲۰]
خروش عالمان آئین
اسماعیل دوم از حضور مقتدرانه عالمان شیعه ناخشنود بود و در سود، با رفتاری نامناسب و یار با تحقیر، با وی واکنش میکرد. وی با برکنار آن ها از مناصبشان، فضای جدیدی را در مرزوبوم ساخت نمود. او با تجدید حیث در طرز فقاهتی شاهان گذشته، علما را رنجاند و آنها نیز با دقت به سنیگرایی وی و همینطور سماجت او بر محو مظاهر شیعی، رأی بر ضعف نظریه سلطان به تشیع و تمایلش به تسنن دادند و از او روی رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد برگرداندند.[۲۱]
عالمان شیعی همینطور با پیشبه دست آوردن سیاست تبری و بیزاری از معاندان اهلبیت(ع)، هواخواهی و حفاظت خویش را از تبراییان ادامه دادند. سید حسین کرکی، روضه خوان الاسلام قسم تهماسب، از افرادی بود که تبراییان را پایین چتر حمایتی خویش قرار بخشید و به هشدارهای اسماعیل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد دوم وقعی ننهاد.
علما در واکنشی دیگر، از حذف اسم امامان شیعه از روی سکه دوری کردند. دراین دربین، سیدحسین کرکی در قبال این مبادرت اسماعیل دوم ایستاد. بالاخره سلطان عهده دار شد تا این بیت خودساخته پایین را روی سکهها ضرب نمایند:
زمشرق تا به مغرب گر امام میباشد
علی و آل وی مارا آحاد میباشد[۲۲]
اخلاق و رفتار پادشاه اسماعیل دوم، احساسات همگانی و بهشدت مذهبی ایرانیان را برانگیخت و اذهان همگانی با رهبری روحانیت شیعه، در اعتراض به اقدامات ضدشیعی فرمانروا به خروش آمد. اسکندربیک مینویسد:
گمان عموم درباره اسماعیل میرزا بیشتر از پیشتر شد و این اظهارکردوگو در بین خلایق بهزمینخورد، باطنا لهجه تشنیع دراز کردند.[۲۳]
دامنه اعتراضات به نیروهای قزلباش که طاقت فرسا به مذهب تشیع گرایش داشتند، نیز کشیده شد. روملو می گوید:
(اسماعیل دوم) عزم داشت که عموم را به مذهب شافعی درآرد. بنابر آن لشکر قزلباش از او متنفر شدند.[۲۴]
آخر و عاقبت سلطان اسماعیل در قبال هجوم همگانی عموم، ناچار به عقبنشینی شد و از اقدامات خویش دست کشید. فشار شیعه ها سبب ساز شد تا میرمخدوم از دربار طرد شد و به مرزوبوم عثمانی رفت و در آنجا کتاب نواقض الروافض را بر ضد شیعه نوشت.
اسماعیل دوم در رمضان ۹۸۵ قمری در سن ۴۲ سالگی، بعد از یکسال و شش ماه سلطنت درگذشت.[۲۵] اورا که بر تاثیر مسمومیت و یا این که به نقلی در افراط به کارگیری افیون، در منزل حسن بیک مرده یافتند. برخی نوشته اند حسن بیک حلواچی اوغلی با دشمنانش همروایت شد، مغز فیل به خوردش دادند و خفهاش کردند. نیز می گویند: «زیرا به افراط تریاق که معجونی افیوندار بود، می خورد، مسموم شد.»[۲۶]

مسجد النبی کوهسنگی مشهد: نقش فرهنگی، گردشگری و انتقال ارزشهای دینی