loading...

???? ???? ????? ??????? ????

بازدید : 8
دوشنبه 10 دی 1403 زمان : 10:01


ولی نکته دوم درباره تحریف میباشد که نقص‌ بغرنج‌ای میباشد. برخی بازرسی‌ها ثابت می‌نماید که مسیحیان هم یهودیان را به تحریف مجرم می‌کردند، البته هنگامی که اسلام آمد و هر دو آنها را به تحریف جنایتکار کرد، قصه تحریف میان یهودیان و مسیحیان به بیماری آلزایمر امانت شد. تحریف مورد‌ای بسیار دیرین و مرتبط با قبل از اسلام میباشد. تحریف چیست؟ آیا این میباشد که از ضمن تاویل و تعبیر و تفسیر، صورت بپذیرد و یااینکه اضافه کردن و تغییر‌و تحول متن، تحریف میباشد؟ به سادگی نمی‌قدرت این پرسشها را جواب بخشید؛ چون آیاتی داریم که به صراحت از وقوع تحریف کلام می گوید و آیه ها دیگری هم داریم که به حقانیت تورات و انجیل تصریح دارا‌هستند؛ مانند این آیه:
«و کیف یحکّمونک و عندهم التوراة فیها حکم الله؛ [۳۰] چه طور تو‌را داور قرار می دهند، با آن که تورات نزد آن‌ها میباشد که در آن حکم خداوند [آمده] میباشد؟
خدا تورات و انجیل را نازل کرد و اهل هرکدام از این دو کتاب را دستور اعطا کرد تا به آنچه که در آن دو کتاب آمده میباشد حکم نمایند. بدین ترتیب چه گونه ممکن میباشد که قرآن، تورات و انجیل را ستوده باشد، مسجد النبی کوهسنگی مشهد ولی ورژن‌ای از این دو کتاب در حین بعثت و وحی، در نزد عموم وجود نداشته باشد؟ این سوال‌ها را بایستی از تازه نظارت کرد و در مسئله تحریف و شقوق احتمالی آن، بازنگری کرد.

۱۳ - آیه جزیه
[بازنویسی]
واپسین موضوعی که می خواهم مطرح کنم، آیه جزیه میباشد که ذهنها را به خویش درگیر داشته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و دارااست؛ آیه‌ای که به مسلمانها امر می دهد:
«قاتلوا الذین لایؤمنون بالله و لا بالیوم الآخر و لایحرّمون ما حرّم الله و رسوله و لایدینون آیین الحق اینجانب الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون؛ [۳۱] با عده ای از اهل کتاب که به پروردگار و روز بازپسین ایمان نمی‌آورند، و آنچه را پروردگار و پیامبر اش حرام گردانیده‌اند، حرام نمی‌دارا‌هستند و متدین به آیین حق نمی‌گردند، کارزار نمایید، تا با [کمال] خواری به دست خویش جزیه دهند».
این آیه را بایستی در چارچوب قرآنی عام آن تحقیق کرد. چه کسی قادر است حکم نماید که رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تمامی اهل کتاب به آیین حق متدین نمی‌گردند و به معبود ایمان نمی‌آورند؟ قرآن، مسیحیان و یهودیان را مشرک ننامیده میباشد. کفر پدیده‌ای بود که دربین عرب و بت‌پرستان اشاعه داشت. هنگامی که قرآن از اهل کتاب، و به صورت معلوم از مسیحیان حافظه می‌نماید، به آن ها نسبت بزرگنمایی میدهد و خیر کفر:
«یا این که اهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی الله الاّ الحقّ انّما المسیح عیسی بن مریم نبی الله و کلمته؛ [۳۲] ‌ای اهل کتاب در آیین خویش بزرگ نماییّ مکنید و درباره پروردگار جز [کلام] صحیح مگویید. مسیح، عیسی بن مریم صرفا نبی خداوند و واژه و کلمهٌ وی میباشد».
به نظریه اینجانب برای این عقیده یا این که معنا قرآن، شواهد فراوانی در مسیحیت قدیم و نو داراست و هنوز هم پرونده قضیه کاریستولوژی (الهیات مرتبط با فرد مسیح) گشوده میباشد؛ به عبارتی‌سیرتکامل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد که پرونده قرآن ـ که مسلمان‌ها حرف خدایش می دانند ـ به حیث تحدید ماهیت ارتباط صحبت نزول یافته معبود با عمر ذات پروردگار و مسئله اخلاق یا این که عدم خوی قرآن، همچنان باز میباشد؛ و گشوده به عبارتی‌سیرتکامل که کیفیت ارتباط مسیح ـ که حرف خدای ازلی میباشد ـ با یسوع ناصری هم‌چنان محل دعوا و پژوهش میباشد.

۱۴ - مشترکات مسلمان‌ها و مسیحیان
[دستکاری]
در‌این‌جا همین‌ اندازه می‌قدرت اعلام‌کرد که پرونده این موضوعات هم‌چنان گشوده میباشد، البته ما مسلمان ها با مسیحیان نقاط مشترک فراوانی داریم. کلیسا که جامعه کشیشان میباشد دسته‌ای از اشخاص و ساختمان‌ها وجود ندارد، بلکه به عبارتی امت مسیحی از مجال پیدایی تا روز قیامت میباشد. هم‌اینگونه امت اسلامی کل دولت‌ها و نظام‌های اسلامی وجود ندارد، بلکه جوهر آن، به عبارتی جامعه ایمانی میباشد که مسلمان ها عرب و فارس را با شهیدشدن واحد ـ که شهیدشدن به وحدانیت پروردگار و رسالت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میباشد ـ گرد می آورد.

۱۴.۱ - ختمیت
مسیحیت، برپایهٌ دعوتی نقطه پایان نصیب پایدار میباشد که اعتقاد دارد ملکوت آفریدگار فرا رسیده میباشد. انجیل از مسیح نقل می‌نماید که اظهار‌کرد:
«صحبت صحیح را برایتان می گویم. از میان حاضران در این مکان عده ای مزه مرگ را نخواهند چشید تا اینکه ملکوت پروردگار را که با توان فرا میرسد، مشاهده نمایند.»
بخش اعظمی از پدران و مثلا قدّیس پولس، پاراگراف یادشده را به ختمیت نقطه پایان عالم تعبیروتفسیر کرده‌اند. امت اسلام نیز بر مبنای ختمیت مبتنی گردیده و معطل نقطه نهایی شغل دنیا میباشد. اسلام، محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را رسول آخرالزمان می داند. این ختمیت‌گرایی ـ که آرزو بشر را به عفو خدا و محضر خداوند در قیامت سوق میدهد ـ حاذق‌ترین نقطه مشترک ما و مسیحیان میباشد و این پدیده ابعادی فراوانی دارااست که بسیار بالاتر از حدّ اساطیر و خرافات میباشد. به این ترتیب، در صورتی آرزو ما درین جهان به آخرت میباشد، بایستی برای آخرت شغل کنیم:
«و للآخرة نه لک اینجانب الاولی؛ [۳۳] آخرت برای تو عالی از [دنیا] در آغاز میباشد».

۱۴.۲ - لینک و پیوند جهان و آخرت
به عبارتی‌سیرتکامل که قرآن میان عالم و آخرت را لینک می دهد، مسیحیت نیز، درین مثل خوشگل که در انجیل متّی آمده میباشد، در بین آن دو لینک و پیوند می دهد:
«چون اینجانب گرسنه بودم، شما سیرم کردید؛ تشنه بودم، سیرابم کردید؛ غریب بودم، پناهم دادید؛ لخت بودم، لباسم پوشاندید؛ مریض بودم، پرستاری‌ام کردید و زندانی بودم، شما به سویم آمدید… زمانی که از وی پرسید: خداوندگار! تورا کی اینگونه چشم‌ایم؟ جواب خاطرنشان کرد: هرگاه که با یک کدام از این خردسالان اینگونه کردید، کاری برای اینجانب جاری ساختن داده‌اید». [۳۴][۳۵]
اسلام نیز اینگونه می گوید:
«ارایت الذی یکذّب بالدین. فذلک الّذی یدعّ الیتیم. و لایحضّ علی خوراک المسکین. فویل للمصلین. الذین هم عن صلاتهم ساهون. الذین هم یراؤون. و یمنعون الماعون؛ [۳۶] آیا کسی را که [روز] جزا را لاف می خواند، دیدی؟ این به عبارتی کس میباشد که یتیم را به رنج می راند، و به غذا‌دادن حاجتمند ترغیب نمی‌نماید. پس وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل‌اند، آن ها که ریا و دورویی می‌نمایند و از [دادن] زکات [و وسایل مایحتاج منزل] جلوگیری می‌نمایند».

۱۴.۳ - عقاید وحیانی
وجه مشترک دیگری که فی مابین ما مسلمانها و مسیحیان وجود داراست این میباشد که اعتقادات خویش را به وحی مستند می کنیم. تورات به ما خبر میدهد که موسی به کوه رفت و تورات را از آفریدگار اخذ کرد. در‌این موضوع برای ما چندین و زیرا به کوه‌رفتن و کجایی کوه اصلی وجود ندارد. صرفا می بایست اقرار کنیم که تورات از سوی پروردگار نازل شد‌ه‌است. هم‌اینگونه جوهر انجیل، گفتار و کردار حضرت مسیح میباشد، ولی مسائلی هم وجود دارااست که ما‌را از یکدیگر مستقل می‌نماید. یک کدام از این مسائل، مورد صلیب میباشد و دیگری مورد تثلیث و معنای آن. درین مسائل هم می‌اقتدار از در مجادله برتری که قرآن بدان فرا می خواند، وارد شویم. غایت شغل این میباشد که مقصود این مجادله برتری که ما امروز بیشتراز هر فرصت دیگر مستلزم آن هستیم، گرد وارد شدن در گروه‌ای ایمانی میباشد که مارا به خداوند مجاورت، و از گناهان به دور می‌نماید.
ما در لبنان و عالم عرب از مشکلی والا به اسم استکبار غربی و استعمار مشقت می بریم. اینجانب منکر آن نیستم که فرهنگ و تمدن غربی دستاورد مسیحیت و آئین مسیحی میباشد، ولی خلل امروز ما مسیحیت و اسلام وجود ندارد. اختلال ما استکبار، سلطه و آن چیزی میباشد که اینجانب آن را «بی دینی نو» می‌نامم. اسلام تحت عنوان فقهی توحیدی ظهور کرد؛ یعنی این که جز معبود را نپرستیم، ولی در‌صورتی‌که همچون یهودیان اسراییل، آئین را تحت عنوان آئین، و قومیت را تحت عنوان قومیت پرستیدیم، این قومیت‌گرایی افراطی مارا به کفر و بت‌پرستی می‌کشاند. گاه این بت‌ها در پوسته‌های دنیوی میباشد و گاه در پوسته‌های سیاسی و اجتماعی.
از ما منظور گردیده‌است تا فقط را بپرستیم و به وی عشق و علاقه ورزیم، البته این به معنای دست شستن از عالم وجود ندارد؛ چون جهان برای بشر آفریده شد‌ه‌است. بایستی چنان باشیم که در قرآن به‌ هارون دستور گردیده است:
«وابتغ فیما اتاک الله الدار الآخرة و لاتنس نصیبک اینجانب الدنیا؛ [۳۷] و با آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی و سهم خویش را از جهان فراموش مکن».

۱۵ - صحبت انتها
[بازنویسی]
اینجانب معتقدم که معبود مغایر عموم، با گویش‌های فراوانی کلام گفته میباشد، البته در نقطه پایان شغل و از علاوه بر کلیه این گویش‌ها، همگی مارا کاربر خود قرار داده میباشد. براین اساس ما می توانیم صحبت معبود را ـ هم اکنون از هر راهی که گفته شده باشد، چه از رویکرد قرآن، انجیل و یا این که تورات و حتی کتاب‌های دیگری که رهروان متدین خویش را آیتم خطاب قرار دهد ـ «خطاب الهی» بنامیم؛ چنان که پروردگار میگوید:
«آمنّا بالذی انزل الینا و انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون؛ [۳۸] به آنچه به سوی ما نازل گردیده و [آنچه] به سوی شما نازل شده ایمان آوردیم، و خدای ما و خدای شما یک کدام از میباشد، و ما تسلیم اوییم».
این به عبارتی اسلام راستین و مطابقت و همخوانی با عزم الهی میباشد. این آیه ما‌را به کارایی فرا می خواند تا به معنای حقیقی مسلمان باشیم.


ولی نکته دوم درباره تحریف میباشد که نقص‌ بغرنج‌ای میباشد. برخی بازرسی‌ها ثابت می‌نماید که مسیحیان هم یهودیان را به تحریف مجرم می‌کردند، البته هنگامی که اسلام آمد و هر دو آنها را به تحریف جنایتکار کرد، قصه تحریف میان یهودیان و مسیحیان به بیماری آلزایمر امانت شد. تحریف مورد‌ای بسیار دیرین و مرتبط با قبل از اسلام میباشد. تحریف چیست؟ آیا این میباشد که از ضمن تاویل و تعبیر و تفسیر، صورت بپذیرد و یااینکه اضافه کردن و تغییر‌و تحول متن، تحریف میباشد؟ به سادگی نمی‌قدرت این پرسشها را جواب بخشید؛ چون آیاتی داریم که به صراحت از وقوع تحریف کلام می گوید و آیه ها دیگری هم داریم که به حقانیت تورات و انجیل تصریح دارا‌هستند؛ مانند این آیه:
«و کیف یحکّمونک و عندهم التوراة فیها حکم الله؛ [۳۰] چه طور تو‌را داور قرار می دهند، با آن که تورات نزد آن‌ها میباشد که در آن حکم خداوند [آمده] میباشد؟
خدا تورات و انجیل را نازل کرد و اهل هرکدام از این دو کتاب را دستور اعطا کرد تا به آنچه که در آن دو کتاب آمده میباشد حکم نمایند. بدین ترتیب چه گونه ممکن میباشد که قرآن، تورات و انجیل را ستوده باشد، مسجد النبی کوهسنگی مشهد ولی ورژن‌ای از این دو کتاب در حین بعثت و وحی، در نزد عموم وجود نداشته باشد؟ این سوال‌ها را بایستی از تازه نظارت کرد و در مسئله تحریف و شقوق احتمالی آن، بازنگری کرد.

۱۳ - آیه جزیه
[بازنویسی]
واپسین موضوعی که می خواهم مطرح کنم، آیه جزیه میباشد که ذهنها را به خویش درگیر داشته آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد و دارااست؛ آیه‌ای که به مسلمانها امر می دهد:
«قاتلوا الذین لایؤمنون بالله و لا بالیوم الآخر و لایحرّمون ما حرّم الله و رسوله و لایدینون آیین الحق اینجانب الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون؛ [۳۱] با عده ای از اهل کتاب که به پروردگار و روز بازپسین ایمان نمی‌آورند، و آنچه را پروردگار و پیامبر اش حرام گردانیده‌اند، حرام نمی‌دارا‌هستند و متدین به آیین حق نمی‌گردند، کارزار نمایید، تا با [کمال] خواری به دست خویش جزیه دهند».
این آیه را بایستی در چارچوب قرآنی عام آن تحقیق کرد. چه کسی قادر است حکم نماید که رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد تمامی اهل کتاب به آیین حق متدین نمی‌گردند و به معبود ایمان نمی‌آورند؟ قرآن، مسیحیان و یهودیان را مشرک ننامیده میباشد. کفر پدیده‌ای بود که دربین عرب و بت‌پرستان اشاعه داشت. هنگامی که قرآن از اهل کتاب، و به صورت معلوم از مسیحیان حافظه می‌نماید، به آن ها نسبت بزرگنمایی میدهد و خیر کفر:
«یا این که اهل الکتاب لاتغلوا فی دینکم و لاتقولوا علی الله الاّ الحقّ انّما المسیح عیسی بن مریم نبی الله و کلمته؛ [۳۲] ‌ای اهل کتاب در آیین خویش بزرگ نماییّ مکنید و درباره پروردگار جز [کلام] صحیح مگویید. مسیح، عیسی بن مریم صرفا نبی خداوند و واژه و کلمهٌ وی میباشد».
به نظریه اینجانب برای این عقیده یا این که معنا قرآن، شواهد فراوانی در مسیحیت قدیم و نو داراست و هنوز هم پرونده قضیه کاریستولوژی (الهیات مرتبط با فرد مسیح) گشوده میباشد؛ به عبارتی‌سیرتکامل شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد که پرونده قرآن ـ که مسلمان‌ها حرف خدایش می دانند ـ به حیث تحدید ماهیت ارتباط صحبت نزول یافته معبود با عمر ذات پروردگار و مسئله اخلاق یا این که عدم خوی قرآن، همچنان باز میباشد؛ و گشوده به عبارتی‌سیرتکامل که کیفیت ارتباط مسیح ـ که حرف خدای ازلی میباشد ـ با یسوع ناصری هم‌چنان محل دعوا و پژوهش میباشد.

۱۴ - مشترکات مسلمان‌ها و مسیحیان
[دستکاری]
در‌این‌جا همین‌ اندازه می‌قدرت اعلام‌کرد که پرونده این موضوعات هم‌چنان گشوده میباشد، البته ما مسلمان ها با مسیحیان نقاط مشترک فراوانی داریم. کلیسا که جامعه کشیشان میباشد دسته‌ای از اشخاص و ساختمان‌ها وجود ندارد، بلکه به عبارتی امت مسیحی از مجال پیدایی تا روز قیامت میباشد. هم‌اینگونه امت اسلامی کل دولت‌ها و نظام‌های اسلامی وجود ندارد، بلکه جوهر آن، به عبارتی جامعه ایمانی میباشد که مسلمان ها عرب و فارس را با شهیدشدن واحد ـ که شهیدشدن به وحدانیت پروردگار و رسالت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) میباشد ـ گرد می آورد.

۱۴.۱ - ختمیت
مسیحیت، برپایهٌ دعوتی نقطه پایان نصیب پایدار میباشد که اعتقاد دارد ملکوت آفریدگار فرا رسیده میباشد. انجیل از مسیح نقل می‌نماید که اظهار‌کرد:
«صحبت صحیح را برایتان می گویم. از میان حاضران در این مکان عده ای مزه مرگ را نخواهند چشید تا اینکه ملکوت پروردگار را که با توان فرا میرسد، مشاهده نمایند.»
بخش اعظمی از پدران و مثلا قدّیس پولس، پاراگراف یادشده را به ختمیت نقطه پایان عالم تعبیروتفسیر کرده‌اند. امت اسلام نیز بر مبنای ختمیت مبتنی گردیده و معطل نقطه نهایی شغل دنیا میباشد. اسلام، محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را رسول آخرالزمان می داند. این ختمیت‌گرایی ـ که آرزو بشر را به عفو خدا و محضر خداوند در قیامت سوق میدهد ـ حاذق‌ترین نقطه مشترک ما و مسیحیان میباشد و این پدیده ابعادی فراوانی دارااست که بسیار بالاتر از حدّ اساطیر و خرافات میباشد. به این ترتیب، در صورتی آرزو ما درین جهان به آخرت میباشد، بایستی برای آخرت شغل کنیم:
«و للآخرة نه لک اینجانب الاولی؛ [۳۳] آخرت برای تو عالی از [دنیا] در آغاز میباشد».

۱۴.۲ - لینک و پیوند جهان و آخرت
به عبارتی‌سیرتکامل که قرآن میان عالم و آخرت را لینک می دهد، مسیحیت نیز، درین مثل خوشگل که در انجیل متّی آمده میباشد، در بین آن دو لینک و پیوند می دهد:
«چون اینجانب گرسنه بودم، شما سیرم کردید؛ تشنه بودم، سیرابم کردید؛ غریب بودم، پناهم دادید؛ لخت بودم، لباسم پوشاندید؛ مریض بودم، پرستاری‌ام کردید و زندانی بودم، شما به سویم آمدید… زمانی که از وی پرسید: خداوندگار! تورا کی اینگونه چشم‌ایم؟ جواب خاطرنشان کرد: هرگاه که با یک کدام از این خردسالان اینگونه کردید، کاری برای اینجانب جاری ساختن داده‌اید». [۳۴][۳۵]
اسلام نیز اینگونه می گوید:
«ارایت الذی یکذّب بالدین. فذلک الّذی یدعّ الیتیم. و لایحضّ علی خوراک المسکین. فویل للمصلین. الذین هم عن صلاتهم ساهون. الذین هم یراؤون. و یمنعون الماعون؛ [۳۶] آیا کسی را که [روز] جزا را لاف می خواند، دیدی؟ این به عبارتی کس میباشد که یتیم را به رنج می راند، و به غذا‌دادن حاجتمند ترغیب نمی‌نماید. پس وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل‌اند، آن ها که ریا و دورویی می‌نمایند و از [دادن] زکات [و وسایل مایحتاج منزل] جلوگیری می‌نمایند».

۱۴.۳ - عقاید وحیانی
وجه مشترک دیگری که فی مابین ما مسلمانها و مسیحیان وجود داراست این میباشد که اعتقادات خویش را به وحی مستند می کنیم. تورات به ما خبر میدهد که موسی به کوه رفت و تورات را از آفریدگار اخذ کرد. در‌این موضوع برای ما چندین و زیرا به کوه‌رفتن و کجایی کوه اصلی وجود ندارد. صرفا می بایست اقرار کنیم که تورات از سوی پروردگار نازل شد‌ه‌است. هم‌اینگونه جوهر انجیل، گفتار و کردار حضرت مسیح میباشد، ولی مسائلی هم وجود دارااست که ما‌را از یکدیگر مستقل می‌نماید. یک کدام از این مسائل، مورد صلیب میباشد و دیگری مورد تثلیث و معنای آن. درین مسائل هم می‌اقتدار از در مجادله برتری که قرآن بدان فرا می خواند، وارد شویم. غایت شغل این میباشد که مقصود این مجادله برتری که ما امروز بیشتراز هر فرصت دیگر مستلزم آن هستیم، گرد وارد شدن در گروه‌ای ایمانی میباشد که مارا به خداوند مجاورت، و از گناهان به دور می‌نماید.
ما در لبنان و عالم عرب از مشکلی والا به اسم استکبار غربی و استعمار مشقت می بریم. اینجانب منکر آن نیستم که فرهنگ و تمدن غربی دستاورد مسیحیت و آئین مسیحی میباشد، ولی خلل امروز ما مسیحیت و اسلام وجود ندارد. اختلال ما استکبار، سلطه و آن چیزی میباشد که اینجانب آن را «بی دینی نو» می‌نامم. اسلام تحت عنوان فقهی توحیدی ظهور کرد؛ یعنی این که جز معبود را نپرستیم، ولی در‌صورتی‌که همچون یهودیان اسراییل، آئین را تحت عنوان آئین، و قومیت را تحت عنوان قومیت پرستیدیم، این قومیت‌گرایی افراطی مارا به کفر و بت‌پرستی می‌کشاند. گاه این بت‌ها در پوسته‌های دنیوی میباشد و گاه در پوسته‌های سیاسی و اجتماعی.
از ما منظور گردیده‌است تا فقط را بپرستیم و به وی عشق و علاقه ورزیم، البته این به معنای دست شستن از عالم وجود ندارد؛ چون جهان برای بشر آفریده شد‌ه‌است. بایستی چنان باشیم که در قرآن به‌ هارون دستور گردیده است:
«وابتغ فیما اتاک الله الدار الآخرة و لاتنس نصیبک اینجانب الدنیا؛ [۳۷] و با آنچه خدایت داده سرای آخرت را بجوی و سهم خویش را از جهان فراموش مکن».

۱۵ - صحبت انتها
[بازنویسی]
اینجانب معتقدم که معبود مغایر عموم، با گویش‌های فراوانی کلام گفته میباشد، البته در نقطه پایان شغل و از علاوه بر کلیه این گویش‌ها، همگی مارا کاربر خود قرار داده میباشد. براین اساس ما می توانیم صحبت معبود را ـ هم اکنون از هر راهی که گفته شده باشد، چه از رویکرد قرآن، انجیل و یا این که تورات و حتی کتاب‌های دیگری که رهروان متدین خویش را آیتم خطاب قرار دهد ـ «خطاب الهی» بنامیم؛ چنان که پروردگار میگوید:
«آمنّا بالذی انزل الینا و انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون؛ [۳۸] به آنچه به سوی ما نازل گردیده و [آنچه] به سوی شما نازل شده ایمان آوردیم، و خدای ما و خدای شما یک کدام از میباشد، و ما تسلیم اوییم».
این به عبارتی اسلام راستین و مطابقت و همخوانی با عزم الهی میباشد. این آیه ما‌را به کارایی فرا می خواند تا به معنای حقیقی مسلمان باشیم.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 519
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 178
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 179
  • بازدید ماه : 180
  • بازدید سال : 1520
  • بازدید کلی : 69237
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی